Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👥 گفتوگو
نفت؛ ملی شدن یا دولتی شدن؟
نفت پیش از مصدق هم ملی بود⁉️
👤 شهرام اتفاق
👤 مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
نفت؛ ملی شدن یا دولتی شدن؟
نفت پیش از مصدق هم ملی بود⁉️
👤 شهرام اتفاق
👤 مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
👌8👍1👎1
جیمی کارتر، سی و نهمین رئیسجمهور ایالات متحده، تنها یک دوره رئیسجمهور آمریکا بود؛ اما سیاستهای او خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد.
منوتو در اسلایدها نگاهی داشته به روابط و دیدگاه کارتر در خصوص رهبران حماس، کارتر که در سال ۲۰۰۲ برای آنچه «دههها تلاش خستگی ناپذیر برای یافتن راهحلهای مسالمت آمیز برای نزاعهای بینالمللی» توصیف شده، برنده جایزه صلح نوبل شد.
◽️@utfinance◽️
منوتو در اسلایدها نگاهی داشته به روابط و دیدگاه کارتر در خصوص رهبران حماس، کارتر که در سال ۲۰۰۲ برای آنچه «دههها تلاش خستگی ناپذیر برای یافتن راهحلهای مسالمت آمیز برای نزاعهای بینالمللی» توصیف شده، برنده جایزه صلح نوبل شد.
◽️@utfinance◽️
🤬9👎6👍3
📄 یادداشت
چپ یک غریزه است!
👤 مرتضی مردیها
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
چپ یک غریزه است!
👤 مرتضی مردیها
چپ یک غریزه است. درست شنیدید؛ یک غریزه. و از نوع معمولاً پُر زورش. درست همانطور که یک بچه در پی خواهشهای طبیعی و غریزی خود برمیآید و اگر نیافت یا بهقدر کافی نیافت، ابتدا شروع به گریه میکند و در مرحلۀ بعد جیغ میزند و بعد ممکن است بدوبیراه بگوید و چیزی پرت کند و الی آخر، کسانی هم که ظاهراً بزرگ شدهاند، ولی از عقل و تربیت علمی و تجربی برخوردار نشدهاند و درکی از پیچیدگیهای امور این دنیا ندارند، چیزهایی را میخواهند، و اگر فراهم نشد (که البته اصل در این دنیا فراهم نشدن است) شروع میکنند به گریه.
گریۀ اینها تماماً مثل گریۀ بچه نیست، حرفهایی است برای جلب ترحم.
هرچند میلیاردها صفحه راجع به توضیح و توجیه گرایش چپ، خاصه بنیاد آن در مانیفست نوشته شده، ولی چپ یک فکر نیست، یک غریزه است؛ برای همین هم با بحث و استدلال نمیتوان از پس آن برآمد.
حواس ما باید جمع همفکران و نیز بیطرفان باشد. همفکران، تا جمع (حامیان لیبرالیسم محافظهکار) فهم و همگرایی بیشتری بیابد؛ و بیطرفان، تا شکار دشمنانِ شرم و اندیشه نشوند. اگر دنبال این هستید که با نشان دادن تناقضها، ناهمسازیها، خودخواهیها، خطاها، و غیراخلاقیبودنها، چپها را رسوا کنید، در اشتباهید. مگر یک نفر یا یک گروه را چندبار میشود رسوا کرد؟
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چپ یک غریزه است!
چپ یک غریزه است. درست شنیدید؛ یک غریزه. و از نوع معمولاً پُر زورش. درست همانطور که یک بچه در پی خواهشهای طبیعی و غریزی خود برمیآید و اگر نیافت یا بهقدر کافی نیافت، ابتدا شروع به گریه میکند و در مرحلۀ بعد جیغ میزند و بعد ممکن است بدوبیراه بگوید و چیزی…
👍19👎7❤3
Tejarat Farda 575.pdf
576.7 KB
👥 گفتوگو
سنگی در چاهی
انحراف مسیر توسعه در میزگرد موسی غنینژاد و داود سوری
یکی از بزرگترین تناقضهای امروز اقتصاد و جامعه ایران برای شهروندان عادی این است که چگونه کشوری با این حجم از منابع زیرزمینی و معادن و ثروتهای خدادادی، به این شکل در تامین نیازهایش ناتوان است و گرفتار تورم و کاهش مداوم رفاه اجتماعی و توسعه فقر شده است.
موسی غنینژاد و داود سوری، دو اقتصاددان، در این میزگرد با بررسی روند سیاستگذاری از ابتدای انقلاب که درگیر ناآگاهی و بدتر از آن توهم آگاهی بود تا به امروز که گرفتار چنگ ذینفعان قدرتمند و ثروتمند است، از سیاستها و تصمیمهای اشتباهی میگویند که سنگبنای ایجاد مانع در برابر توسعه و بعدها انحراف مسیر توسعه را گذاشت؛ سنگی که یک تفکر آن را به چاه انداخت و حالا بیرون آوردنش دههها طول کشیده است، البته اگر اساساً باور و اعتقادی برای بیرون آوردنش وجود داشته باشد.
◽️@utfinance◽️
سنگی در چاهی
انحراف مسیر توسعه در میزگرد موسی غنینژاد و داود سوری
یکی از بزرگترین تناقضهای امروز اقتصاد و جامعه ایران برای شهروندان عادی این است که چگونه کشوری با این حجم از منابع زیرزمینی و معادن و ثروتهای خدادادی، به این شکل در تامین نیازهایش ناتوان است و گرفتار تورم و کاهش مداوم رفاه اجتماعی و توسعه فقر شده است.
موسی غنینژاد و داود سوری، دو اقتصاددان، در این میزگرد با بررسی روند سیاستگذاری از ابتدای انقلاب که درگیر ناآگاهی و بدتر از آن توهم آگاهی بود تا به امروز که گرفتار چنگ ذینفعان قدرتمند و ثروتمند است، از سیاستها و تصمیمهای اشتباهی میگویند که سنگبنای ایجاد مانع در برابر توسعه و بعدها انحراف مسیر توسعه را گذاشت؛ سنگی که یک تفکر آن را به چاه انداخت و حالا بیرون آوردنش دههها طول کشیده است، البته اگر اساساً باور و اعتقادی برای بیرون آوردنش وجود داشته باشد.
◽️@utfinance◽️
👍2👎2
📄 مقاله
مسببان وضع موجود
👤 جواد مرادی
در طول چهار دهه گذشته دستکم 10 خطای مهم در جریان ریلگذاری اقتصاد ایران رخ داده که مسیر این اقتصاد را منحرف کرده است. این خطاها با نگاه خوشبینانه، فقط خطا و ناشی از ناآگاهی سیاستمداران بوده اما در حالت بدبینانه یا شاید واقعبینانه، ناشی از نفوذ گروههای ذینفع در ریلگذاری اقتصاد کشور بوده است. در این گزارش به 10 مورد از این خطاها اشاره میشود.
◽️@utfinance◽️
مسببان وضع موجود
👤 جواد مرادی
در طول چهار دهه گذشته دستکم 10 خطای مهم در جریان ریلگذاری اقتصاد ایران رخ داده که مسیر این اقتصاد را منحرف کرده است. این خطاها با نگاه خوشبینانه، فقط خطا و ناشی از ناآگاهی سیاستمداران بوده اما در حالت بدبینانه یا شاید واقعبینانه، ناشی از نفوذ گروههای ذینفع در ریلگذاری اقتصاد کشور بوده است. در این گزارش به 10 مورد از این خطاها اشاره میشود.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مسببان وضع موجود
چه کسانی اقتصاد ایران را به این روز انداختهاند؟ کرد دیوانهای به چاه نگاه / عکس خود را بدید در ته چاه سنگی افتاده بد به راه اندر / هشت آن سنگ را به چاه اندر مردم شهر رنجها بردند /تا که آن سنگ را برآوردند (ملکالشعرا) حکایت برخی قوانین و سیاستهای…
👍8
Fereydoun, Issue 08.pdf
19.4 MB
📙 مجله
فریدون
شماره هشتم
شکوفایی ایران؛ شاهراه سلسله ایرانساز پهلوی
◽️@utfinance◽️
فریدون
شماره هشتم
شکوفایی ایران؛ شاهراه سلسله ایرانساز پهلوی
شمارهی هشتم به «پروژه شکوفایی ایران» اختصاص یافته است؛ طرحی که شاهزاده رضا پهلوی در مهر ۲۵۸۳ (۱۴۰۳) و در «کنفرانس ایران» - به میزبانی سازمان نوفدی - رونمایی کرد. این پروژه استراتژیک، با تمرکز بر مسائل حیاتی ایران در دورههای گذار و استقرار، یک نقشه راه برای بازسازی و پیشرفت کشور ارائه میدهد. در قالب ۷ گفتگو و مقاله، ابعاد مختلف پروژه شکوفایی ایران بررسی شده است. علاوه بر این مقالات و گفتگوها، چهار مقاله دیگر نیز در این شماره منتشر شده است. اگرچه این چهار مقاله مستقیما به پروژه شکوفایی مربوط نمیشوند، اما بیتردید از موضوعات عمیقا محل گفتگو در ایران فردا در راستای شکوفایی کشور خواهند بود.
◽️@utfinance◽️
👍12👎9❤1
📄 پروژه شکوفایی ایران
👤 رضا پهلوی
آنچه من وعده آن را به شما میدهم، چشماندازی است که بر اساس مشاورههای مداوم با اقتصاددانان برجسته و رهبران موفق تجاری شکل گرفته است. دانش و تخصص آنهاست که به من کمک کرده تا اصولی را که پایهگذار اقتصاد ما در ایران سکولار و دموکراتیک باشد، ترسیم کنم:
1️⃣ نخست، در یک سیاستگذاری اقتصادی باید به شهروندان اعتماد کرد تا تصمیماتی مبتنی بر منافع خود بگیرند.
2️⃣ دوم، دولت باید فرصتهای برابر برای شکوفایی تمامی شهروندان فراهم سازد.
3️⃣ سوم، سیاستها باید با تقویت مسئولیت فردی و نوآوری افراد را توانمند سازند.
4️⃣ چهارم، اقتصاد پویا با احترام به مالکیت خصوصی و حفاظت از آن در برابر مداخله [دولت] وابسته است.
5️⃣ پنجم، ساز و کار بازار باید تا حد ممکن راهنمای توافقهای اقتصادی میان شهروندان باشد.
6️⃣ ششم، دولت باید با اطمینان از امنیت سرمایهگذاری و ایجاد محیط کسب و کار مناسب، موانع را از سر راه کارآفرینان داخلی بردارد و شرایط مطلوب برای آنها را فراهم کند.
7️⃣ هفتم، کنترل تورم نیازمند انضباط مالی و نیز برقراری یک بانک مرکزی مستقل است.
8️⃣ هشتم، موانع مشارکت زنان در بازار کار باید برداشته شود.
9️⃣ نهم، تولید و بهرهوری باید موتور محرک رشد اقتصادی باشد که با ارتقاء سرمایه انسانی و برخورداری از تکنولوژی و فناوری ممکن میشود.
🔟 دهم و در نهایت، ایران باید به اقتصاد جهانی بازگردد و شرایط برای جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم سازد.
◽️@utfinance◽️
👤 رضا پهلوی
آنچه من وعده آن را به شما میدهم، چشماندازی است که بر اساس مشاورههای مداوم با اقتصاددانان برجسته و رهبران موفق تجاری شکل گرفته است. دانش و تخصص آنهاست که به من کمک کرده تا اصولی را که پایهگذار اقتصاد ما در ایران سکولار و دموکراتیک باشد، ترسیم کنم:
1️⃣ نخست، در یک سیاستگذاری اقتصادی باید به شهروندان اعتماد کرد تا تصمیماتی مبتنی بر منافع خود بگیرند.
2️⃣ دوم، دولت باید فرصتهای برابر برای شکوفایی تمامی شهروندان فراهم سازد.
3️⃣ سوم، سیاستها باید با تقویت مسئولیت فردی و نوآوری افراد را توانمند سازند.
4️⃣ چهارم، اقتصاد پویا با احترام به مالکیت خصوصی و حفاظت از آن در برابر مداخله [دولت] وابسته است.
5️⃣ پنجم، ساز و کار بازار باید تا حد ممکن راهنمای توافقهای اقتصادی میان شهروندان باشد.
6️⃣ ششم، دولت باید با اطمینان از امنیت سرمایهگذاری و ایجاد محیط کسب و کار مناسب، موانع را از سر راه کارآفرینان داخلی بردارد و شرایط مطلوب برای آنها را فراهم کند.
7️⃣ هفتم، کنترل تورم نیازمند انضباط مالی و نیز برقراری یک بانک مرکزی مستقل است.
8️⃣ هشتم، موانع مشارکت زنان در بازار کار باید برداشته شود.
9️⃣ نهم، تولید و بهرهوری باید موتور محرک رشد اقتصادی باشد که با ارتقاء سرمایه انسانی و برخورداری از تکنولوژی و فناوری ممکن میشود.
🔟 دهم و در نهایت، ایران باید به اقتصاد جهانی بازگردد و شرایط برای جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم سازد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
پروژه شکوفایی ایران
❤26👎13👍4🤬1👌1
👥 گفتوگو
پروژه شکوفایی واقعبینانه و غیرایدئولوژیک است
گفتوگوی علیرضا کیانی با محمد ماشینچیان
منبع: مجله فریدون
◽️@utfinance◽️
پروژه شکوفایی واقعبینانه و غیرایدئولوژیک است
گفتوگوی علیرضا کیانی با محمد ماشینچیان
منبع: مجله فریدون
ما در ایران هیچ بحران طبیعی نداریم. اگر خوب فکر کنیم، میبینیم که این حرف بسیار غمانگیز و در عین حال بسیار مهم است. تمامی ابربحرانهایی که امروز در ایران وجود دارند، مصنوعی و نتیجه سیاستگذاریهای غلط هستند. به همین دلیل است که میگویم چنین ظرفیتی وجود دارد. اگر نگاه صحیحی وجود داشته باشد، اگر اولویت روی همین آزادی، امنیت و ثبات باشد، میتوانیم از این وضعیت عبور کنیم.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
پروژه شکوفایی واقعبینانه و غیرایدئولوژیک است
گفتوگوی علیرضا کیانی با محمد ماشینچیان فریدون: در این گفتگو با محمد ماشینچیان همراه هستیم. از او درباره پروژه شکوفایی پرسیدیم. ماشینچیان پژوهشگر ارشد در «مرکز حکمرانی و بازارها» در دانشگاه پیتسبورگ در آمریکا است. ماشینچیان در حوزه اصلاحات اقتصادی و…
❤1👍1
📄 مقاله
آوار پستمدرن -بخش نخست
👤 البرز زاهدی
این مقاله، نگارنده در پی آن است که تاثیرات فرهنگ و اندیشه پستمدرن در جامعه و سیاست ایران طی دو دهه اخیر را مرور و نقد کند. در همین راستا، در بدو امر به تعریف مفهوم «پستمدرنیته» و جنبههای گوناگون در سطح جهانی و روایتی مجمل از تاریخ آن میپردازد و سپس، ورود و نمود شاخصهای «پستمدرنیته» در ایران و ایرانیان را مورد واکاوی قرار میدهد.
متن مدعیست گسترش امواج پستمدرنیسم در ایران بیش از سایر جوامع و خصوصا جوامع دموکراتیک و غربی، تاثیرات ویرانگر و مخربی داشته و خواهد داشت و در عمل، به تعمیق بحران «ناهمزمانی تاریخی» و پرورش یک خردهفرهنگ در طبقه متوسط جدید ایران انجامیده که میان واقعیتی که در آن زیست میکنند و درک و تخیلاتشان از آن تفاوتی بسیار حاکم است. نتایج سیاسی، فرهنگی و فکری که از نشت این تحولات جهانی به ایران به دست میآید تنها محدود به این دوران و شرایط استثنایی که «حکومت آخرالزمانی» برآمده از انقلاب سرخ و سیاه بر سرزمینمان حاکم کرده نیست و میتواند دامنگیر آینده میهن نیز باشد.
◽️@utfinance◽️
آوار پستمدرن -بخش نخست
👤 البرز زاهدی
این مقاله، نگارنده در پی آن است که تاثیرات فرهنگ و اندیشه پستمدرن در جامعه و سیاست ایران طی دو دهه اخیر را مرور و نقد کند. در همین راستا، در بدو امر به تعریف مفهوم «پستمدرنیته» و جنبههای گوناگون در سطح جهانی و روایتی مجمل از تاریخ آن میپردازد و سپس، ورود و نمود شاخصهای «پستمدرنیته» در ایران و ایرانیان را مورد واکاوی قرار میدهد.
متن مدعیست گسترش امواج پستمدرنیسم در ایران بیش از سایر جوامع و خصوصا جوامع دموکراتیک و غربی، تاثیرات ویرانگر و مخربی داشته و خواهد داشت و در عمل، به تعمیق بحران «ناهمزمانی تاریخی» و پرورش یک خردهفرهنگ در طبقه متوسط جدید ایران انجامیده که میان واقعیتی که در آن زیست میکنند و درک و تخیلاتشان از آن تفاوتی بسیار حاکم است. نتایج سیاسی، فرهنگی و فکری که از نشت این تحولات جهانی به ایران به دست میآید تنها محدود به این دوران و شرایط استثنایی که «حکومت آخرالزمانی» برآمده از انقلاب سرخ و سیاه بر سرزمینمان حاکم کرده نیست و میتواند دامنگیر آینده میهن نیز باشد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آوار پستمدرن -بخش نخست
درآمد در این مقاله، نگارنده در پی آن است که تاثیرات فرهنگ و اندیشه پستمدرن در جامعه و سیاست ایران طی دو دهه اخیر را مرور و نقد کند. در همین راستا، در بدو امر به تعریف مفهوم «پستمدرنیته» و جنبههای گوناگون در سطح جهانی و روایتی مجمل از تاریخ آن میپردازد…
👏3
📄 مقاله
تغییر گفتمانی مخالفان؛ مخالفت با تمامی 57 به جای مخالفت با جمهوری اسلامی
🏛 اندیشکده مسائل ایران
◽️@utfinance◽️
تغییر گفتمانی مخالفان؛ مخالفت با تمامی 57 به جای مخالفت با جمهوری اسلامی
🏛 اندیشکده مسائل ایران
براندازان معتقدند که مخالفت با جمهوری اسلامی کافی نیست و باید با کلیت انقلاب اسلامی و تمامیتِ ۵۷ مخالفت و ستیز داشت. برایهمین از نومخالفان که عمدتاً بریدگان از اصلاحطلبی دولتگرا و انتخاباتی یا عدهای از گروههای رنگارنگ چپاند، انتظار دارند که موضعشان را نسبت به ۵۷ و هرچه رنگ و بوی ۵۷ دارد، تعیین کند. این پرچالشترین مسئلهی گفتمانی و چالش همراهی و همکاری نیروهای سیاسی شده است. چالشی که بدون آگاهی نسبت به آن ممکن است که روند تغییرات کُند و پراختلاف شود و برخی از ظرفیتها و برخی فرصتها ازدست برود.
اشاره به ارتجاع غالب و ارتجاع مغلوب یا شعار علیه مجموعهای که ملا، چپی و مجاهد خوانده میشود، در راستای مخالفت با این تمامیت ۵۷ است. این بحث فراتر از یک محکومیت تاریخی علیهی انقلاب ایرانسوز در سال ۵۷ است. درواقع توجهدادن به ریشههای مخرب آن انقلاب است. براندازان معتقدند که جمهوری اسلامی پیامد ضروری آن انقلاب و باورهای انقلابیون بود.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تغییر گفتمانی مخالفان؛ مخالفت با تمامی 57 به جای مخالفت با جمهوری اسلامی
بخشی از جامعه ایران براساس تجربهای که از زندگی در دوران جمهوری اسلامی داشتهاند، با هرچه که نسبتی با جمهوری اسلامی دارد، مخالفند. این مخالفت در سالهای اخیر بیشتر شده است و حتی برخی از کارگزارن سابق و مرتبطین پیشین نظام جمهوری اسلامی از ضرورت عبور از جمهوری…
👍8👎5❤1
📄 یادداشت
مأثورات!
جواد طباطبایی درباره رضا داوری
👤 اشکان زارع
طباطبایی زود از این جهان رفت اما باید خدا را شکر کرد که آنقدر عمر کرد تا کتاب «ملت، دولت و حکومت قانون» را در واپسین روزهای زندگی اش که در بستر بیماری «از پس پرده آوای جرسی به گوشش می رسید» ( ص 1 کتاب) به رشته تحریر درآورد و بر فاصله عظیم خود با ژورنالیسم فلسفی کسانی که در چند دهه اخیر در تدوین ایدئولوژی رسمی و توجیه نظری خشونت، نقش مؤثر داشتهاند، تاکید کرد و راه را بر سوءاستفاده سوداگران حوزه اندیشه بست.
طباطبایی در این کتاب به تفصیل به نوشته های رضا داوری اردکانی به عنوان یکی از سخنگویان «درد دبن» می پردازد و نمونه های فراوانی از شطحیات سطحی وی را که به خلط مفاهیم و آشوب فکری و تضعیف بنیان وحدت ملی (بویژه با توجه به نفوذ گسترده داوری در سرای قدرت) منجر شده می آورد و تصریح میکند که داوری اردکانی حتی نسبت به اسلاف فکری خود (شریعتی و آل احمد) نیز چند گام به پس رفته است.
طباطبایی مینویسد «از کوشش های شریعتی اهل ایدئولوژی و داوری مدعی «تفکر» نه تنها نتیجه مطلوبی به دست نیامده، بلکه با ژرفتر شدن بحران معنوی جای محبوب و مطلوب آنان نیز تنگتر شده است... با یک فرق عمده که ایدئولوژی شریعتی در انقلاب اسلامی مؤثر بود، اما بحث های داوری... هیچ دستاوردی نداشت... یکی از دلایل... آن بود که چون «صد» ایدئولوژی شریعتی پیشتر «آمده» بود نیازی به «نود» « تفکر» داوری نبود و این در هیاهوی آن برای همیشه گم شد»
آنچه که داوری در لعاب تفکر عرضه کرده، همان ایدئولوژی سخت شریعتی است که در زرورق بحث فلسفی، ستیز با امر ملی را دنبال میکند. طباطبایی با اشاره به دیدگاه داوری در مورد جدیدالتأسیس بودن ملت ایران و دفاع او از شیخ فضل الله نوری و ضديت غریب او با مشروطیت و تفسیر انقلاب اسلامی همچون پایان نظم کنونی عالم، میپرسد «آیا « تفکر» رضا داوری سرپناهی از سنخ ایدئولوژی اسلاف او، آل احمد و شریعتی، نیست که او می خواهد در آن پناه بگیرد و وجه ایدئولوژیکی نوشته خود را پنهان کند؟ آیا داوری با دفاع نسنجیده از لفظ قدیم «ملت»... همان منطق اسلاف و اقران خود را دنبال نمیکند».
طباطبایی، نگرش غیر حقوقی داوری را که «هیچ متن سیاسی مهمی را هم نخوانده» از جنس «اصالت نظریه پردازی» آلتوسری و زمینه ساز سلب حق انسانیت از انسان میداند. از این رو، به زعم طباطبایی، داوری نه مجتهد، بلکه مقلدی است «که اگر ذوب در هایدگریات فردیدی نمیبود، و اندک تورقی در نوشتههای متالهانی مانند توماس قدیس و ویلیام اکامی کرده بود... میتوانست تجدیدنظری در دیدگاه غیرحقوقی خود درباره حقوق بکند»
این ذوب شدن در فردیدیات هایدگری حتی در نوشتههای داوری درباره فارابی که گویا برخی ارجاع به آنها را نشانه تأثیرپذیری طباطبایی از داوری دانستهاند هم دیده میشود. طباطبایی در رساله «زوال اندیشه سیاسی در ایران» در توضیح تفاوت دیدگاه خود با نگاه داوری در مورد فارابی مینویسد که تفسیر داوری در رساله « فارابی، مؤسس فلسفه اسلامی» «تخته بند دیدگاه هایدگری از تاریخ فلسفه است، در حالی که توضیح اجمالی ما یونانی و لاجرم ناظر بر سرشت فلسفه یونانی و بسط آن در آغاز دوره اسلامی است».
نکته مهمی که طباطبایی در مورد فردید و شاگردانش متذکر میشود این است که از میان شاگردان پیشا انقلاب فردید تنها کسی که دلالتهای ایدئولوژیک فکر فردید را پس از انقلاب پی گرفت، داوری بود «شاید بتوان در زندگی علمی فردید دو دوره پیش و پس از انقلاب را تمیز داد. فردید سالهای پیش از انقلاب اسلامی را نمیتوان فعال روشنفکری خواند، اگرچه برخی از مباحثی که او پس از انقلاب به عنوان روشنفکر مطرح کرد در ضمن درسهای او بیان میشد. فردید، ناگهان پس از انقلاب ردای روشنفکری بر تن کرد و کسانی مانند داوری نیز راه او را دنبال کردند. تنها کسی از شاگردان پیشین او که پیکار ایدئولوژیکی علیه مشروطیت به عنوان «دفع فاسد به افسد» را دنبال کرد داوری بود».
آنچه که به عنوان تأثیرات داوری بر طباطبایی ذکر میشود همان نوشته های قبل از انقلاب در مورد فارابی است که در همین مورد هم چنانکه ديديم طباطبایی تنها در برخی موارد با داوری همسو است اگر بخواهیم بر این اساس از تأثیرات این و آن بر طباطبایی بگوییم باید به این نتیجه برسیم که فیالمثل چون طباطبایی در کتاب این خلدون و علوم اجتماعی به مقدمه عبدالکريم سروش بر ترجمهاش از «مبادی مابعدالطبیعه علوم نوین» ادوین آرثر برت ارجاع مثبت داده پس میتوانیم از تأثیرات سروش بر طباطبایی بگوییم و البته اگر به طباطبایی جوانتر که گرایشات چپ داشته برگردیم از تأثیرات بسیارانی دیگر از احسان طبری تا حتی امیرپرویز پویان و علیرضا نابدل. اما طباطبایی ایرانشهری درست نقطه مقابل داوری و همه اینان است.
◽️@utfinance◽️
مأثورات!
جواد طباطبایی درباره رضا داوری
👤 اشکان زارع
طباطبایی زود از این جهان رفت اما باید خدا را شکر کرد که آنقدر عمر کرد تا کتاب «ملت، دولت و حکومت قانون» را در واپسین روزهای زندگی اش که در بستر بیماری «از پس پرده آوای جرسی به گوشش می رسید» ( ص 1 کتاب) به رشته تحریر درآورد و بر فاصله عظیم خود با ژورنالیسم فلسفی کسانی که در چند دهه اخیر در تدوین ایدئولوژی رسمی و توجیه نظری خشونت، نقش مؤثر داشتهاند، تاکید کرد و راه را بر سوءاستفاده سوداگران حوزه اندیشه بست.
طباطبایی در این کتاب به تفصیل به نوشته های رضا داوری اردکانی به عنوان یکی از سخنگویان «درد دبن» می پردازد و نمونه های فراوانی از شطحیات سطحی وی را که به خلط مفاهیم و آشوب فکری و تضعیف بنیان وحدت ملی (بویژه با توجه به نفوذ گسترده داوری در سرای قدرت) منجر شده می آورد و تصریح میکند که داوری اردکانی حتی نسبت به اسلاف فکری خود (شریعتی و آل احمد) نیز چند گام به پس رفته است.
طباطبایی مینویسد «از کوشش های شریعتی اهل ایدئولوژی و داوری مدعی «تفکر» نه تنها نتیجه مطلوبی به دست نیامده، بلکه با ژرفتر شدن بحران معنوی جای محبوب و مطلوب آنان نیز تنگتر شده است... با یک فرق عمده که ایدئولوژی شریعتی در انقلاب اسلامی مؤثر بود، اما بحث های داوری... هیچ دستاوردی نداشت... یکی از دلایل... آن بود که چون «صد» ایدئولوژی شریعتی پیشتر «آمده» بود نیازی به «نود» « تفکر» داوری نبود و این در هیاهوی آن برای همیشه گم شد»
آنچه که داوری در لعاب تفکر عرضه کرده، همان ایدئولوژی سخت شریعتی است که در زرورق بحث فلسفی، ستیز با امر ملی را دنبال میکند. طباطبایی با اشاره به دیدگاه داوری در مورد جدیدالتأسیس بودن ملت ایران و دفاع او از شیخ فضل الله نوری و ضديت غریب او با مشروطیت و تفسیر انقلاب اسلامی همچون پایان نظم کنونی عالم، میپرسد «آیا « تفکر» رضا داوری سرپناهی از سنخ ایدئولوژی اسلاف او، آل احمد و شریعتی، نیست که او می خواهد در آن پناه بگیرد و وجه ایدئولوژیکی نوشته خود را پنهان کند؟ آیا داوری با دفاع نسنجیده از لفظ قدیم «ملت»... همان منطق اسلاف و اقران خود را دنبال نمیکند».
طباطبایی، نگرش غیر حقوقی داوری را که «هیچ متن سیاسی مهمی را هم نخوانده» از جنس «اصالت نظریه پردازی» آلتوسری و زمینه ساز سلب حق انسانیت از انسان میداند. از این رو، به زعم طباطبایی، داوری نه مجتهد، بلکه مقلدی است «که اگر ذوب در هایدگریات فردیدی نمیبود، و اندک تورقی در نوشتههای متالهانی مانند توماس قدیس و ویلیام اکامی کرده بود... میتوانست تجدیدنظری در دیدگاه غیرحقوقی خود درباره حقوق بکند»
این ذوب شدن در فردیدیات هایدگری حتی در نوشتههای داوری درباره فارابی که گویا برخی ارجاع به آنها را نشانه تأثیرپذیری طباطبایی از داوری دانستهاند هم دیده میشود. طباطبایی در رساله «زوال اندیشه سیاسی در ایران» در توضیح تفاوت دیدگاه خود با نگاه داوری در مورد فارابی مینویسد که تفسیر داوری در رساله « فارابی، مؤسس فلسفه اسلامی» «تخته بند دیدگاه هایدگری از تاریخ فلسفه است، در حالی که توضیح اجمالی ما یونانی و لاجرم ناظر بر سرشت فلسفه یونانی و بسط آن در آغاز دوره اسلامی است».
نکته مهمی که طباطبایی در مورد فردید و شاگردانش متذکر میشود این است که از میان شاگردان پیشا انقلاب فردید تنها کسی که دلالتهای ایدئولوژیک فکر فردید را پس از انقلاب پی گرفت، داوری بود «شاید بتوان در زندگی علمی فردید دو دوره پیش و پس از انقلاب را تمیز داد. فردید سالهای پیش از انقلاب اسلامی را نمیتوان فعال روشنفکری خواند، اگرچه برخی از مباحثی که او پس از انقلاب به عنوان روشنفکر مطرح کرد در ضمن درسهای او بیان میشد. فردید، ناگهان پس از انقلاب ردای روشنفکری بر تن کرد و کسانی مانند داوری نیز راه او را دنبال کردند. تنها کسی از شاگردان پیشین او که پیکار ایدئولوژیکی علیه مشروطیت به عنوان «دفع فاسد به افسد» را دنبال کرد داوری بود».
آنچه که به عنوان تأثیرات داوری بر طباطبایی ذکر میشود همان نوشته های قبل از انقلاب در مورد فارابی است که در همین مورد هم چنانکه ديديم طباطبایی تنها در برخی موارد با داوری همسو است اگر بخواهیم بر این اساس از تأثیرات این و آن بر طباطبایی بگوییم باید به این نتیجه برسیم که فیالمثل چون طباطبایی در کتاب این خلدون و علوم اجتماعی به مقدمه عبدالکريم سروش بر ترجمهاش از «مبادی مابعدالطبیعه علوم نوین» ادوین آرثر برت ارجاع مثبت داده پس میتوانیم از تأثیرات سروش بر طباطبایی بگوییم و البته اگر به طباطبایی جوانتر که گرایشات چپ داشته برگردیم از تأثیرات بسیارانی دیگر از احسان طبری تا حتی امیرپرویز پویان و علیرضا نابدل. اما طباطبایی ایرانشهری درست نقطه مقابل داوری و همه اینان است.
◽️@utfinance◽️
❤9👍6👎5👏1