📄 یادداشت
نگاه به ارز دیجیتال از عینک مکتب اتریش
👤 شاهین کارخانه
◽️@utfinance◽️
فرض اصلی مکتب اتریشی این است که بازار تنها زمانی بهینه عمل میکند که از دخالت دولت عاری باشد. مکانیسم کشف قیمت، تصمیمات غیرمتمرکز افراد را منعکس میکند و کارایی و ثبات را تضمین میکند. بنابراین، پول به عنوان عنصر اساسی فرآیند بازار، باید از بازی آزاد عرضه و تقاضا ناشی شود و توسط انحصارات دولتی دستکاری نشود. این فلسفه در تضاد آشکار با ارزهای متمرکز صادر شده توسط دولت (پول فیات) است که به طور مرتب به دلیل سیاستهای پولی تورمی ارزش خود را از دست میدهند و باعث انحرافات اقتصادی میشوند.
بنابراین پول به عنوان کالایی فرض میشود که از نیازها و ترجیحات فعالان بازار ایجاد میشود. این دقیقاً همان جایی از تئوریهای مکتب اتریش است که ارز دیجیتال در آن جای میگیرد: ارز دیجیتال چیزی بیش از یک نوآوری تکنولوژیکی است، ارز دیجیتال یک قطعه گمشده از پازلی است که ایدههای مکتب اتریش را عملی میکند.
ارز دیجیتال: یک نظم پولی غیرمتمرکز
بیت کوین، که در سال 2009 توسط فردی ناشناس به نام ساتوشی ناکاموتو ایجاد شد، اصول تمرکززدایی پولی را به شکلی که قبلاً دیده نشده بود، ایجاد کرد. بیت کوین به عنوان اولین ارز دیجیتال موفق مبتنی بر فناوری بلاک چین، تراکنشهای ایمن، شفاف و غیرقابل تغییر را بدون نیاز به قدرت مرکزی امکان پذیر میکند.
بیت کوین نه تنها از کنترل دولت خارج است، بلکه در معرض کمبود مطلق است: کل عرضه به 21 میلیون بیت کوین محدود شده است. این بدان معناست که بیت کوین پتانسیل تبدیل شدن به چیزی را دارد که مکتب اتریش آن را «پول طبیعی» مینامد: بیتکوین از بازار آزاد نشأت میگیرد و منحصراً با تأثیر متقابل عرضه و تقاضا ارزش گذاری میشود.
بیت کوین در چارچوب تعریف میزس از پول
به گفته لودویگ فون میزس، پول «قابل فروش ترین کالا» است که «وسیله مبادلهای است که عموماً مورد استفاده قرار میگیرد». بیت کوین در حال حاضر به طور کامل این تعریف را برآورده نمیکند، زیرا برخلاف ارزهای فیات مانند یورو و دلار، به عنوان یک وسیله مبادله عمومی پذیرفته شده عمل نمیکند. در عوض، نقش آن در حال حاضر شبیه به نقش طلا است که در کنار پول فیات به عنوان «ذخیره ارزش» وجود دارد. برای تبدیل شدن به پول «واقعی» به معنایی که فون میزس میگوید، بیت کوین باید به عنوان یک وسیله مبادله مقبولیت بیشتری به دست آورد و برای ایجاد ثبات در معاملات روزانه، نوسانات کمتری را نشان دهد.
آنچه که مشخص است این است که تکنولوژی بلاک چین و بازار ارزهای دیجیتال در حال حاضر در مسیر خوبی قرار دارد.
کریپتو کارنسی به عنوان پاسخی به مداخله دولت
در زمانی که بسیاری از اقتصادهای سراسر جهان از انفجارهای تورمی عرضه پول، کاهش ارزش پول و عدم اطمینان اقتصادی فزاینده رنج میبرند، بیت کوین یک جایگزین انقلابی است. کریپتو کارنسی یا ارز دیجیتال بهعنوان یک دارایی کاهشدهنده تورم -بر خلاف ارزهای فیات مستعد تورم- بهعنوان یک ذخیرهکننده ارزش عمل میکند که از نظر عملکرد مشابه طلا است. برای طرفداران مکتب اتریشی و فعالان آزادی خواه، بیت کوین چیزی بیش از یک ابزار مالی است: این نماد آزادی فرد برای فرار از نفوذ دولت است. به ویژه با توجه به تهدید ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، که میتواند کنترل عمیقتر دولت را بر سیستم مالی امکان پذیر کند، بیت کوین به تجسم خود تعیین سرنوشت فردی و حاکمیت اقتصادی تبدیل میشود.
در دنیایی که دولتها به ابزارهای نظارت بیشتری مجهز شدهاند و دادههای شخصی و تراکنشهای مالی به طور کامل توسط مقامات دولتی ثبت میشوند، ارز دیجیتال شکل جدیدی از کنترل بر ثروت خود را به مردم ارائه میدهد. ارز دیجیتال به عنوان یک سیستم تراکنش غیرمتمرکز و کنترل نشده، نشان دهنده بازگشت به اصولی است که مکتب اتریش آن را مبنایی برای یک جامعه آزاد و منصفانه میداند. این تکنولوژی هر فرد را قادر میسازد تا خود را از وابستگی به سیستمهای مالی تحت کنترل دولت رها کند و استقلال اقتصادی خود را به دست آورد.
بیت کوین بسیار فراتر از یک ارز دیجیتال اولیه است. این قطعه گمشده پازلی است که ایدههای مدرسه اتریش را در عصر دیجیتال تکمیل میکند، آرمانهای آزادی، تعیین سرنوشت و نظم پولی مبتنی بر بازار را در بر میگیرد و جایگزینی واقعی برای افزایش مداخله دولت در سیستم مالی ارائه میدهد. برای آزادیخواهان و پیروان مکتب اتریش، بیت کوین فقط یک ابزار فنی یا مالی نیست، بلکه گامی به سوی جامعهای آزادتر و خودمختار است.
◽️@utfinance◽️
نگاه به ارز دیجیتال از عینک مکتب اتریش
👤 شاهین کارخانه
◽️@utfinance◽️
فرض اصلی مکتب اتریشی این است که بازار تنها زمانی بهینه عمل میکند که از دخالت دولت عاری باشد. مکانیسم کشف قیمت، تصمیمات غیرمتمرکز افراد را منعکس میکند و کارایی و ثبات را تضمین میکند. بنابراین، پول به عنوان عنصر اساسی فرآیند بازار، باید از بازی آزاد عرضه و تقاضا ناشی شود و توسط انحصارات دولتی دستکاری نشود. این فلسفه در تضاد آشکار با ارزهای متمرکز صادر شده توسط دولت (پول فیات) است که به طور مرتب به دلیل سیاستهای پولی تورمی ارزش خود را از دست میدهند و باعث انحرافات اقتصادی میشوند.
بنابراین پول به عنوان کالایی فرض میشود که از نیازها و ترجیحات فعالان بازار ایجاد میشود. این دقیقاً همان جایی از تئوریهای مکتب اتریش است که ارز دیجیتال در آن جای میگیرد: ارز دیجیتال چیزی بیش از یک نوآوری تکنولوژیکی است، ارز دیجیتال یک قطعه گمشده از پازلی است که ایدههای مکتب اتریش را عملی میکند.
ارز دیجیتال: یک نظم پولی غیرمتمرکز
بیت کوین، که در سال 2009 توسط فردی ناشناس به نام ساتوشی ناکاموتو ایجاد شد، اصول تمرکززدایی پولی را به شکلی که قبلاً دیده نشده بود، ایجاد کرد. بیت کوین به عنوان اولین ارز دیجیتال موفق مبتنی بر فناوری بلاک چین، تراکنشهای ایمن، شفاف و غیرقابل تغییر را بدون نیاز به قدرت مرکزی امکان پذیر میکند.
بیت کوین نه تنها از کنترل دولت خارج است، بلکه در معرض کمبود مطلق است: کل عرضه به 21 میلیون بیت کوین محدود شده است. این بدان معناست که بیت کوین پتانسیل تبدیل شدن به چیزی را دارد که مکتب اتریش آن را «پول طبیعی» مینامد: بیتکوین از بازار آزاد نشأت میگیرد و منحصراً با تأثیر متقابل عرضه و تقاضا ارزش گذاری میشود.
بیت کوین در چارچوب تعریف میزس از پول
به گفته لودویگ فون میزس، پول «قابل فروش ترین کالا» است که «وسیله مبادلهای است که عموماً مورد استفاده قرار میگیرد». بیت کوین در حال حاضر به طور کامل این تعریف را برآورده نمیکند، زیرا برخلاف ارزهای فیات مانند یورو و دلار، به عنوان یک وسیله مبادله عمومی پذیرفته شده عمل نمیکند. در عوض، نقش آن در حال حاضر شبیه به نقش طلا است که در کنار پول فیات به عنوان «ذخیره ارزش» وجود دارد. برای تبدیل شدن به پول «واقعی» به معنایی که فون میزس میگوید، بیت کوین باید به عنوان یک وسیله مبادله مقبولیت بیشتری به دست آورد و برای ایجاد ثبات در معاملات روزانه، نوسانات کمتری را نشان دهد.
آنچه که مشخص است این است که تکنولوژی بلاک چین و بازار ارزهای دیجیتال در حال حاضر در مسیر خوبی قرار دارد.
کریپتو کارنسی به عنوان پاسخی به مداخله دولت
در زمانی که بسیاری از اقتصادهای سراسر جهان از انفجارهای تورمی عرضه پول، کاهش ارزش پول و عدم اطمینان اقتصادی فزاینده رنج میبرند، بیت کوین یک جایگزین انقلابی است. کریپتو کارنسی یا ارز دیجیتال بهعنوان یک دارایی کاهشدهنده تورم -بر خلاف ارزهای فیات مستعد تورم- بهعنوان یک ذخیرهکننده ارزش عمل میکند که از نظر عملکرد مشابه طلا است. برای طرفداران مکتب اتریشی و فعالان آزادی خواه، بیت کوین چیزی بیش از یک ابزار مالی است: این نماد آزادی فرد برای فرار از نفوذ دولت است. به ویژه با توجه به تهدید ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، که میتواند کنترل عمیقتر دولت را بر سیستم مالی امکان پذیر کند، بیت کوین به تجسم خود تعیین سرنوشت فردی و حاکمیت اقتصادی تبدیل میشود.
در دنیایی که دولتها به ابزارهای نظارت بیشتری مجهز شدهاند و دادههای شخصی و تراکنشهای مالی به طور کامل توسط مقامات دولتی ثبت میشوند، ارز دیجیتال شکل جدیدی از کنترل بر ثروت خود را به مردم ارائه میدهد. ارز دیجیتال به عنوان یک سیستم تراکنش غیرمتمرکز و کنترل نشده، نشان دهنده بازگشت به اصولی است که مکتب اتریش آن را مبنایی برای یک جامعه آزاد و منصفانه میداند. این تکنولوژی هر فرد را قادر میسازد تا خود را از وابستگی به سیستمهای مالی تحت کنترل دولت رها کند و استقلال اقتصادی خود را به دست آورد.
بیت کوین بسیار فراتر از یک ارز دیجیتال اولیه است. این قطعه گمشده پازلی است که ایدههای مدرسه اتریش را در عصر دیجیتال تکمیل میکند، آرمانهای آزادی، تعیین سرنوشت و نظم پولی مبتنی بر بازار را در بر میگیرد و جایگزینی واقعی برای افزایش مداخله دولت در سیستم مالی ارائه میدهد. برای آزادیخواهان و پیروان مکتب اتریش، بیت کوین فقط یک ابزار فنی یا مالی نیست، بلکه گامی به سوی جامعهای آزادتر و خودمختار است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نگاه به ارز دیجیتال از عینک مکتب اتریش
فرض اصلی مکتب اتریشی این است که بازار تنها زمانی بهینه عمل میکند که از دخالت دولت عاری باشد. مکانیسم کشف قیمت، تصمیمات غیرمتمرکز افراد را منعکس میکند و کارایی و ثبات را تضمین میکند. بنابراین، پول به عنوان عنصر اساسی فرآیند بازار، باید از بازی آزاد عرضه…
❤7👍1👌1
📄 یادداشت
👤 حسام سلامت
از کنسرت قمرالملوک وزیری در ۱۳۰۳ در گراند هتل تهران که با «سر باز» برای نخستین بار در برابر جمهور مردم آواز خواند تا کنسرت آنلاین پرستو احمدی و دوستانش در آذر ماه ٤٠٣ که یک ایران را از هر کجای جهان پای خود نشاند یک ایدهی زنده که با وجود همهی زخمها و شکستهایش هیچگاه از زنده بودن دست نکشید دمادم دستخوش شکوفایی بوده است: ایده ی آزادی
نامهای تکین کثیری (نامهای شناس و ناشناس) با ایستادگی بر حق خود به آزادزیستن به فعلیت این ایده یاری کردهاند. یکایک آنها خود تحقق ایدهاند. یک به یک آنها خود آزادیاند، آزادی مجسم، تجسم آزادی. و همهی آنها، امروز، در ضیافت پرستو احمدی و دوستانش حاضرند، ضیافت سرخوشانهای که به واسطهی به صحنه آوردن آزادی (و آزادی امروز به زنانگی خود میبالد) همهی مردگان و زندگان «راه آزادی را یکجا گرد آورده است تا سهم آنها در «تاریخ آزادی» را تصدیق کند.
◽️@utfinance◽️
👤 حسام سلامت
از کنسرت قمرالملوک وزیری در ۱۳۰۳ در گراند هتل تهران که با «سر باز» برای نخستین بار در برابر جمهور مردم آواز خواند تا کنسرت آنلاین پرستو احمدی و دوستانش در آذر ماه ٤٠٣ که یک ایران را از هر کجای جهان پای خود نشاند یک ایدهی زنده که با وجود همهی زخمها و شکستهایش هیچگاه از زنده بودن دست نکشید دمادم دستخوش شکوفایی بوده است: ایده ی آزادی
نامهای تکین کثیری (نامهای شناس و ناشناس) با ایستادگی بر حق خود به آزادزیستن به فعلیت این ایده یاری کردهاند. یکایک آنها خود تحقق ایدهاند. یک به یک آنها خود آزادیاند، آزادی مجسم، تجسم آزادی. و همهی آنها، امروز، در ضیافت پرستو احمدی و دوستانش حاضرند، ضیافت سرخوشانهای که به واسطهی به صحنه آوردن آزادی (و آزادی امروز به زنانگی خود میبالد) همهی مردگان و زندگان «راه آزادی را یکجا گرد آورده است تا سهم آنها در «تاریخ آزادی» را تصدیق کند.
◽️@utfinance◽️
👍15👎3❤1
📄 یادداشت
👤 توس تهماسبی
تصویر متعلق به الویس برونر افسر ارشد عضو اساس و همکار آدولف آیشمن در ستاد فرماندهی هولوکاست در جنگ جهانی دوم است که بعد از جنگ دوم به سوریه گریخت و طراح سیستم مخوف بازجویی و شکنجه در سازمان امنیت حکومت بعثی حافظ اسد و اسلافش شد.
برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی سرانجام موساد در سال هزار و نهصد و هشتاد یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
مقایسه حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث رسالت سیاسی پیروانش را متحد کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بی امان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعاده عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد. ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم.
میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی به دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده اعتقاد داشت و دمکراسی لیبرال را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است. عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود اما با مارکسیسم مرزبندی داشت.
عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها جنبه معنوی و روحانی انسان را فراموش کردهاند. از دل این اندیشهها مخوفترین سیستم حکومتی غیر کمونیست در جهان سوم متولد شد.
بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه پنجاه و شصت میلادی بیش از پنجاه یا شصت هزار نفر در نزاع وحشتناک بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند.
تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا به عنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بی منتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود، خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود. بعثیها با خشونت رابطهای شورمند و زیبایی شناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهام بخششان و هم فرهنگ سیاسی کهن و بدوی آنها در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسانها نگاهی همچون تکههای چوب داشته باشند و هیچ دغدغهای درباره وحشیانهترین سطح متصور از جنایات بیهوده و بی دلیل به خود راه ندهند.
◽️@utfinance◽️
👤 توس تهماسبی
تصویر متعلق به الویس برونر افسر ارشد عضو اساس و همکار آدولف آیشمن در ستاد فرماندهی هولوکاست در جنگ جهانی دوم است که بعد از جنگ دوم به سوریه گریخت و طراح سیستم مخوف بازجویی و شکنجه در سازمان امنیت حکومت بعثی حافظ اسد و اسلافش شد.
برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی سرانجام موساد در سال هزار و نهصد و هشتاد یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
مقایسه حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث رسالت سیاسی پیروانش را متحد کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بی امان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعاده عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد. ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم.
میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی به دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده اعتقاد داشت و دمکراسی لیبرال را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است. عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود اما با مارکسیسم مرزبندی داشت.
عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها جنبه معنوی و روحانی انسان را فراموش کردهاند. از دل این اندیشهها مخوفترین سیستم حکومتی غیر کمونیست در جهان سوم متولد شد.
بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه پنجاه و شصت میلادی بیش از پنجاه یا شصت هزار نفر در نزاع وحشتناک بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند.
تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا به عنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بی منتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود، خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود. بعثیها با خشونت رابطهای شورمند و زیبایی شناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهام بخششان و هم فرهنگ سیاسی کهن و بدوی آنها در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسانها نگاهی همچون تکههای چوب داشته باشند و هیچ دغدغهای درباره وحشیانهترین سطح متصور از جنایات بیهوده و بی دلیل به خود راه ندهند.
◽️@utfinance◽️
👌3❤1👍1😢1
🏅 گرامیداشت
۵۰ سال از اهدای جایزه نوبل اقتصاد به فردریش فون هایک گذشت
◽️@utfinance◽️
۵۰ سال از اهدای جایزه نوبل اقتصاد به فردریش فون هایک گذشت
اهدای نوبل اقتصاد به فون هایک به عنوان دقیقه احیای مکتب اقتصاد اتریشی در تاریخ اندیشه شناخته میشود.
◽️@utfinance◽️
❤28👍7
📊 داده
تورم ماهانه آرژانتین به 2.4 درصد رسید که طی 4 سال گذشته این کشور بیسابقه است
همچنین کسری بودجه آرژانتین بعد از 123 سال از بین رفت.
◽️@utfinance◽️
تورم ماهانه آرژانتین به 2.4 درصد رسید که طی 4 سال گذشته این کشور بیسابقه است
همچنین کسری بودجه آرژانتین بعد از 123 سال از بین رفت.
◽️@utfinance◽️
👍22👌5
📄 سرمقاله مجازی-فرضی
👤 ا.ع
یک روزی هم یکی مرا برد لالهزار و بقایای گراند هتل را نشانم داد که انباری لوازم برقیها شده بود و گفت قمر اولین بار این جا روی سن رفت.
و یک شبی هم دنبال قبر گلنراقی بالا تا پایین امامزاده طاهر را گشتیم و آخر چشممان به سنگ مزاری افتاد که بدون چراغ قوه هم میشد تشخیص داد که رویش نوشته: «مرا ببوس»
صحنه مرگ، صحنه قتل میرزاده عشقی را هم سریال کرده بودند بچه که بودیم. هادی اسلامی نقش اولش بود و همین قدر یادم مانده که تیر خورده و خون آلود میان حوض وسط حیاط خانهاش افتاد.
امشب اینها و صدها چیز دیگر برایم تداعی شد. امشب بیش از حد توانم گریستم. دمت گرم زن.
معرکه کردی. دست تو و نوازندههای همراهت مریزاد. خیال کن این هم سرمقاله مجازی-فرضی من است در روزنامه فرضی بیخوانندهام در تقدیر از زنی که میدانم تاریخ خواهد ساخت.
دو سال چندهای قبل مهدی تدینی نوشت: «ما نمرده بودیم». و من امشب دلم خواست بنویسم: «ما هنوز نمردهایم»
خدا میداند چند پرستو احمدی دیگر در راهند.
23 آذر 1403
روزی که ارواح عمهتان قرار است قانون حجاب را ابلاغ کنید
◽️@utfinance◽️
👤 ا.ع
یک روزی هم یکی مرا برد لالهزار و بقایای گراند هتل را نشانم داد که انباری لوازم برقیها شده بود و گفت قمر اولین بار این جا روی سن رفت.
و یک شبی هم دنبال قبر گلنراقی بالا تا پایین امامزاده طاهر را گشتیم و آخر چشممان به سنگ مزاری افتاد که بدون چراغ قوه هم میشد تشخیص داد که رویش نوشته: «مرا ببوس»
صحنه مرگ، صحنه قتل میرزاده عشقی را هم سریال کرده بودند بچه که بودیم. هادی اسلامی نقش اولش بود و همین قدر یادم مانده که تیر خورده و خون آلود میان حوض وسط حیاط خانهاش افتاد.
امشب اینها و صدها چیز دیگر برایم تداعی شد. امشب بیش از حد توانم گریستم. دمت گرم زن.
معرکه کردی. دست تو و نوازندههای همراهت مریزاد. خیال کن این هم سرمقاله مجازی-فرضی من است در روزنامه فرضی بیخوانندهام در تقدیر از زنی که میدانم تاریخ خواهد ساخت.
دو سال چندهای قبل مهدی تدینی نوشت: «ما نمرده بودیم». و من امشب دلم خواست بنویسم: «ما هنوز نمردهایم»
خدا میداند چند پرستو احمدی دیگر در راهند.
23 آذر 1403
روزی که ارواح عمهتان قرار است قانون حجاب را ابلاغ کنید
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 سرمقاله مجازی-فرضی
👤 ا.ع
یک روزی هم یکی مرا برد لالهزار و بقایای گراند هتل را نشانم داد که انباری لوازم برقیها شده بود و گفت قمر اولین بار این جا روی سن رفت.
و یک شبی هم دنبال قبر گلنراقی بالا تا پایین امامزاده طاهر را گشتیم و آخر چشممان به سنگ مزاری…
👤 ا.ع
یک روزی هم یکی مرا برد لالهزار و بقایای گراند هتل را نشانم داد که انباری لوازم برقیها شده بود و گفت قمر اولین بار این جا روی سن رفت.
و یک شبی هم دنبال قبر گلنراقی بالا تا پایین امامزاده طاهر را گشتیم و آخر چشممان به سنگ مزاری…
❤17🔥2⚡1
👍21❤6👎4👏2
📄 گزارش
تحلیل حساسیت سیاستگذاری سوختی
☑️ چالش بنزین و نفت!
☑️ چه کسی مالک نفت است؟
☑️ آیا اصلاح قیمت بنزین، اولویت دارد؟
☑️ آیا فروش بنزین و گازوییل، قاچاق است؟
☑️ آیا توزیع نفت یا پولش شبه سوسیالیستی است؟
◽️@utfinance◽️
تحلیل حساسیت سیاستگذاری سوختی
گفتوشنود دنیای اقتصاد به میزبانی مرتضی کاظمی
☑️ چالش بنزین و نفت!
☑️ چه کسی مالک نفت است؟
☑️ آیا اصلاح قیمت بنزین، اولویت دارد؟
☑️ آیا فروش بنزین و گازوییل، قاچاق است؟
☑️ آیا توزیع نفت یا پولش شبه سوسیالیستی است؟
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تحلیل حساسیت سیاستگذاری سوختی
از زمان حفر نخستین چاه نفت در ایران، همواره چالشهایی بین ملت و دولت بر سر این منابع خدادادی وجود داشته است. از جمله این چالشها میتوان به نوع مالکیت، قانونگذاری، چارچوبهای قیمتگذاری، نحوه تخصیص و توزیع درآمدهای نفتی و... اشاره کرد. این چالشها…
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اکوکست
شجاعت مخالفت یک اصل مهم در آمازون
👤 امیرحسین خالقی
▫️پیتر دراکر، نابغه علم مدیریت، زمانی در مورد فرهنگ گفته بود: culture eats strategy for breakfast که به زبان فارسی ساده تقریبا میشود: «فرهنگ استراتژی را یک لقمه چپ میکند!»
▫️احتمالا برای خیلی از مدیران ایرانی حرف آشنایی باشد، چون از زبان خیلی از آنها میشنویم که مشکل فرهنگی داریم و باید فرهنگسازی کنیم.
▫️امیرحسین خالقی در اکوکست این هفته با استناد به یکی از مقالات اخیر هاورارد بیزینس ریویو، توصیههای مهمی برای مدیران دارد که در آنها مثالی از فرهنگ سازمانی شرکت «آمازون» هم دیده میشود.
◽️@utfinance◽️
شجاعت مخالفت یک اصل مهم در آمازون
👤 امیرحسین خالقی
▫️پیتر دراکر، نابغه علم مدیریت، زمانی در مورد فرهنگ گفته بود: culture eats strategy for breakfast که به زبان فارسی ساده تقریبا میشود: «فرهنگ استراتژی را یک لقمه چپ میکند!»
▫️حرف این است که اگر فرهنگ یک شرکت ایراد داشته باشد، بهترین طرحها و برنامهها هم شکست میخورند.
▫️احتمالا برای خیلی از مدیران ایرانی حرف آشنایی باشد، چون از زبان خیلی از آنها میشنویم که مشکل فرهنگی داریم و باید فرهنگسازی کنیم.
▫️امیرحسین خالقی در اکوکست این هفته با استناد به یکی از مقالات اخیر هاورارد بیزینس ریویو، توصیههای مهمی برای مدیران دارد که در آنها مثالی از فرهنگ سازمانی شرکت «آمازون» هم دیده میشود.
◽️@utfinance◽️
👍5
🖥 5 دلیلی که نشان میدهد دادههای تورم ماه نوامبر آرژانتین عالی هستند
👤 خوان رامون رایو
خوان رامون رایو اقتصاددان مینارشیست اسپانیایی، استاد دانشگاه، مدرس و نویسنده، عضو موسسه میزس، مدافع تزهای آزادی اقتصادی به ویژه مکتب اتریشی است. او مدرک دکتری اقتصاد را از دانشگاه ری خوان کارلوس مادرید اسپانیا دریافت کرده است.
🔗صفحه آمازون خوان رامون رایو
◽️@utfinance◽️
نرخ تورم آرژانتین در ماه نوامبر به 2.4 درصد کاهش یافت
👤 خوان رامون رایو
خوان رامون رایو اقتصاددان مینارشیست اسپانیایی، استاد دانشگاه، مدرس و نویسنده، عضو موسسه میزس، مدافع تزهای آزادی اقتصادی به ویژه مکتب اتریشی است. او مدرک دکتری اقتصاد را از دانشگاه ری خوان کارلوس مادرید اسپانیا دریافت کرده است.
🔗صفحه آمازون خوان رامون رایو
◽️@utfinance◽️
YouTube
Las cinco razones por las que el dato de inflación de noviembre es un gran dato
La tasa de inflación de Argentina cayó hasta el 2,4% en noviembre. En este vídeo explicamos las cinco razones por las que se trata de un datazo.
Apoya la continuidad de este canal en:
- Patreon: http://www.patreon.com/juanrallo
- Youtube: https://www.yo…
Apoya la continuidad de este canal en:
- Patreon: http://www.patreon.com/juanrallo
- Youtube: https://www.yo…
🔥4
🖥 پادکست
و اینک آخر زمان
👤 نیما قاسمی
پانزدهم نوامبر سال ۲۰۰۹ ایمیلی از آقای ژیلون دریافت کرده بودم که من را به رستوران سنتی در خیابان آبان تهران به صرف ناهار دعوت میکرد. دانشجوی دکتری فلسفه بودم و ژیلون من را در جریان یک سخنرانی در دانشکده مطالعات جهان در تهران دیده بود. موضوع سخنرانی من تمایلات سنتگرایانه در برخی نویسندگان اروپایی مانند رنه گنون بود. او در همان سخنرانی خودش را به من رساند و گفت که در فرانسه کسی علنی در مورد رنه گنون حرف نمیزند اما آثار او همچنان افسون دارد و مخفیانه خوانده میشود. دعوت به ناهار که نهایتا در ساختمان فرهنگی سفارت فرانسه انجامپذیر شد، متعاقب این آشنایی بود.
افسون آثار گنون در ایران هم حلقههای نیمهپنهانی درست کرده است؛ سنتگرایان ایرانی او را بزرگ میدارند و مجموعه آثارش به ویژه از روی ترجمه انگلیسی خوانده میشود. من بعدها در جلسات دکتر بابک عالیخانی در «انجمن حکمت و فلسفه» که بازخوانی آثار گنون از روی نسخه انگلیسی بود شرکت داشتم. برای من هم افسون داشت. اما گنون به هر حال یک نویسنده مرتجع بود. پژوهشگر نبود؛ ایدئولوژیست سنت بود.
◽️@utfinance◽️
و اینک آخر زمان
👤 نیما قاسمی
پانزدهم نوامبر سال ۲۰۰۹ ایمیلی از آقای ژیلون دریافت کرده بودم که من را به رستوران سنتی در خیابان آبان تهران به صرف ناهار دعوت میکرد. دانشجوی دکتری فلسفه بودم و ژیلون من را در جریان یک سخنرانی در دانشکده مطالعات جهان در تهران دیده بود. موضوع سخنرانی من تمایلات سنتگرایانه در برخی نویسندگان اروپایی مانند رنه گنون بود. او در همان سخنرانی خودش را به من رساند و گفت که در فرانسه کسی علنی در مورد رنه گنون حرف نمیزند اما آثار او همچنان افسون دارد و مخفیانه خوانده میشود. دعوت به ناهار که نهایتا در ساختمان فرهنگی سفارت فرانسه انجامپذیر شد، متعاقب این آشنایی بود.
افسون آثار گنون در ایران هم حلقههای نیمهپنهانی درست کرده است؛ سنتگرایان ایرانی او را بزرگ میدارند و مجموعه آثارش به ویژه از روی ترجمه انگلیسی خوانده میشود. من بعدها در جلسات دکتر بابک عالیخانی در «انجمن حکمت و فلسفه» که بازخوانی آثار گنون از روی نسخه انگلیسی بود شرکت داشتم. برای من هم افسون داشت. اما گنون به هر حال یک نویسنده مرتجع بود. پژوهشگر نبود؛ ایدئولوژیست سنت بود.
◽️@utfinance◽️
👍3❤1