Finance & Economics
12.4K subscribers
1.67K photos
925 videos
1.15K files
3.09K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📚 تازه‌های نشر

مبانی نقد فکر سیاسی

👤 مرتضی مردیها

تجدید چاپ توسط نشر پارسه

◽️@utfinance◽️
👍84👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چپ نو و سیاست‌های هویتی

👤 مسعود یوسف حصیرچین


گفت‌وگو با رسانه پارسی


🔗 همچنین ببینید: چپ، آخرین دین

◽️@utfinance◽️
👍11👎3
📄 گزارش

اقتصاد بر شانه اخلاق

رابطه بین اقتصاد و اخلاق را می‌توان تا پیش از شکل‌گیری علم اقتصاد در دوران مدرن پیگیری کرد. با این حال این شاخه از علوم انسانی، همگام با سایر علوم، به سمت عاری شدن از قضاوت‌های ارزشی حرکت کرد و از یک علم هنجاری به یک علم اثباتی بدل شد. با این حال، به نظر می‌رسد اقتصاد را می‌توان علمی درهم‌تنیده با اخلاق به حساب آورد؛ علمی که حتی اگر اثباتی بودن مباحث آن را بپذیریم، بروندادهای در جهان واقعی شانه به شانه اخلاق حرکت می‌کنند. «دنیای‌اقتصاد» در نشست گفت‌وشنود اقتصادی با موضوع «اخلاق و اقتصاد»، این مساله را به بحث گذاشت. در این نشست که به میزبانی مرتضی کاظمی برگزار شد، کتاب «اخلاق آزادی» از موری روتبارد با حضور مترجمان و میهمانان مورد بررسی قرار گرفت.

🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
👍2
مرتضی کاظمی.ts
54.6 MB
🖥 اقتصاد بر شانه اخلاق؛ ارتباط علم اقتصاد و اخلاق چگونه است؟

👤 مرتضی کاظمی

آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد، به عنوان یک فیلسوف اخلاق وارد مباحث اقتصادی شد و کتاب «نظریه عواطف اخلاقی» او قبل از «ثروت ملل» منتشر شد. در واقع، تحلیل‌های اقتصادی او از منظر اخلاقی بود. به عنوان مثال، در بحث مالیات که یکی از چالش‌های مهم اقتصادی است، نظرات مختلف از دیدگاه‌های اخلاقی متفاوت است؛ آیا مالیات زورگیری است یا عادلانه؟ بنابراین، اخلاق می‌تواند زیربنای علم اقتصاد باشد.


◽️@utfinance◽️
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دولت را تا چه اندازه می‌توان کوچک کرد؟

👤 مهران خسروزاده

در این ویدیو، مهران خسروزاده یکی از سه مترجم کتاب «اخلاق آزادی» نوشته مورای روتبارد، درباره طبقه بندی والتر بلاک از لیبرتارین‌ها که در مقدمه اختصاصی او بر ترجمه فارسی این کتاب نوشته شده توضیح می‌دهد.


◽️@utfinance◽️
👍7
👤 مورای روتبارد

«جنگ کشتار دسته جمعی است، سربازی اجباری برده‌داری است، مالیات دزدی است.»

“War is Mass Murder, Conscription is Slavery, Taxation is Robbery.”

— Murray N. Rothbard

◽️@utfinance◽️
👍192
👤 مورای روتبارد

«همان‌طور که هیچ کس از دیدگاه اخلاقی ملزم نیست به یک دزد وقتی از او می‌پرسد وسیلهٔ ارزشمندی در خانه‌اش دارد، صادقانه پاسخ گوید، بنابراین هیچ کس ملزم نیست به سؤالات مشابهی از سوی دولت، مثلاً هنگام پر کردن اظهارنامه مالیاتی، صادقانه پاسخ دهد.»

◽️@utfinance◽️
👍24👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 سیر مطالعاتی اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی ایران

بهترین کتاب‌های بازار برای شروع اندیشه سیاسی ایرانی

👤 فرید کامیاب

◽️@utfinance◽️
👍3👏2
📄 گزارش

نظرسنجی جدید بلومبرگ درباره محبوبیت خاویر میلی

بلومبرگ در این گزارش به افزایش نرخ مقبولیت خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین، در میان مردم این کشور می‌پردازد. پیروزی‌های اقتصادی میلی از جمله کاهش چشمگیر نرخ تورم باعث افزایش حمایت از او در میان مردم شده است.


◽️@utfinance◽️
👍12
📄 یادداشت

در باب قانون حجاب

👤 امیرحسین خالقی

فون هایک بزرگ می گفت که هرچقدر دست پارلمان بازتر باشد آزادی ادم ها محدودتر است؛ حرفش این بود که بنا نیست وکیل مردم در مجلس هر چیزی را به عنوان قانون برای خلق الله تصویب کند و هر مصوبه ای به صرف تصویب پارلمان «قانون» به حساب نمی آید. حرف مرد متفکر بیشتر برای شرایطی است که نمایندگان در سازوکاری دموکراتیک انتخاب شده باشند و بشود آنها را نماینده گروه های مختلف مردم دانست.

در شرایط فعلی ما ماجرا چنان تراژیک است که تنه به کمدی می زند! کسانی که از انتخاباتی با مشارکت حداقلی بیرون آمده اند چنان قانونی را تصویب می کنند که برای زمامدارانی با اوج محوبیت هم قفل است! گفته می شود برای حفظ فرهنگ و سنت و عفاف جامعه است ولی راستش نگارنده این سطور جز لبخند واکنشی ندارد! جامعه ای که اخلاقش را بناست آدم های سیاسی و دولت حفظ کنند یعنی باید اساسا با اخلاق خداحافظی کند. به قول روتبارد اینکه نگهبانی از اخلاق را به دولت بسپاریم مثل اینست که روباه را به نگهبانی مرغ ها گماشته باشیم!

این قانون اعلان جنگ به آدم های متمدن قرن بیست و یکمی است،  پیامدهای مشخصی هم دارد که هر ادم عاقلی می فهمد ولی ظاهرا کسانی با لج و لج بازی های سیاسی بنا نیست دست از سر این مردم بردارند. جامعه خودش حواسش به حفظ اخلاقش هست و دستکاری آدم های سیاسی فقط کار را بدتر می کند. می فهمم که در حال اصلاحات! اقتصادی هستید و نمی شود سیاست و اجتماع را آزاد بگذارید ولی کسی که باد می کارد طوفان درو می کند. نمی دانم أساسا بختی برای اجرا می یابد یا خیر ولی حتی طرح آن توهین آمیز است. آدم های هیچ کاره مثل من باید دائم از ضرورت میهن دوستی علیرغم بدخواهی ها بگوییم ولی کسانی در قدرت بهانه لازم برای تنفر را در اختیار همه قرار می دهند!

حتی اگر بنا به برخی مصالح سیاسی! پلیسی کردن جامعه هدف باشد راهش این مسیر پرخطر و پرهزینه نیست؛ در مورد نود میلیون آدم صحبت می کنیم و اقتصادی ورشکسته و اوضاعی که هر دم وخیمتر می شود. پیش نیاز هر إصلاحات اقتصادی درجاتی از مقبولیت است وقتی با چنین قوانین مضحکی به مردم اعلان جنگ می دهی کار پیش نمی رود؛ چیزی هم حاصل شود باید خرج ساکت کردن رعیت کنی. بعید بدانم این بدیهیات را کسی نداند ولی ظاهرا رقابت های پیشا-جانشینی مرز نمی شناسد، الله اعلم.

🔗 متن کامل قانون عفاف و حجاب


منبع: کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel



◽️@utfinance◽️
👍153
📄 یادداشت

کش‌ و واکشِ بنزین

👤 مرتضی کاظمی

درست است که چپ‌گراها و دولت‌گراها غالباً با افزایش قیمت بنزین مخالفت می‌کنند اما واقعیت این است که در میان دیگر گرایش‌ها کم نیستند افرادی که این روزها با افزایش قیمت بنزین مخالفت می‌کنند.

آنچه بر روابط اقتصادی میان حکومت و مردم تحمیل شده به نوعی از کش و واکش تبدیل شده است. دستگاه سیاسی از طریق ایجاد تورم و تحمیل‌ انواع مالیات‌ها و محدودیت‌ها به نفع خود و وابستگانش از جیب مردم می‌کشد و بعضاً مردم مخصوصاً قشر متوسط تنها منبعی که به عنوان ابزار بازپس‌گیری و چانه‌زنی سراغ دارند همین بنزین و انرژی ارزان است.

به‌نظر می‌رسد آنچه مهم است تغییر در این رابطه و تغییر در این نوع از اقتصادِ سیاسی است. این اقتصادِ سیاسی که بر مبنای غارت و اتلاف شکل گرفته به مرور تثبیت و باعث این کش و واکش شده است.

با این وصف، این پرسشِ اساسی را باید بپرسیم که برای ایجاد تغییر در این رابطه اقتصادی سیاسی چه سازوکار جدیدی باید شکل بگیرد؟

در پاسخی به این پرسش، قبلاً با عنوان دولت بنزین‌فروش یادداشتی نوشته‌ام. در قسمتی از آن یادداشت گفته‌ام:

گره‌ِ کوری که در کلاف پیچیده‌ٔ قیمت‌ِ بنزین ایجاد شده به این موضوع مربوط است که دولت‌های ایران، بنزین‌فروش بوده‌ و هستند... دولت در‌ ایران فروشنده‌ خیلی چیزها است؛ بنزین‌فروش، گازوییل‌‌فروش،‌ اتومبیل‌فروش، بیمه‌فروش، کفش‌فروش، بلیط‌فروش، فیلم‌فروش، مجوزفروش، مدرک‌فروش، درمان‌فروش، دارو‌فروش، برق‌فروش و فروشنده‌ٔ صدها قلم کالا و خدمات می‌باشد. این دولت تا وقتی خودش را از این مصیبتِ دلال و بنگاه‌دار بودن رها نکند؛ شرمنده و مستأصل باقی می‌ماند.

بعضی از راه‌حل‌هایی که برای برون‌رفت از مصائب اقتصاد ایران و مساله بنزین، مطرح شده این‌ موارد هستند؛
هدفمندی یارانه‌ها،
بنزین سرانه،
درآمد پایه همگانی،
سهام ملی نفت و یا
آزادسازی قیمت بنزین

به  نظر می‌رسد هیچکدام از این راه‌ها تا وقتی معطوف به مواجه شدن با مساله‌ دولتِ بنزین‌‌فروش نباشد؛ به نتیجه‌ مطلوب نمی‌رسد. کارِ دولت، بنزین‌فروشی نیست. همانگونه که کار دولت، فروش پیاز و سیب‌زمینی نیست؛ کار دولت، بنزین‌فروشی نیز نیست.

ای دولت بنزین‌فروش!

اگر می‌توانید قیمت بنزین را افزایش دهید؛ بفرمایید انجام بدهید ولی این کار یک تسکینِ موقتی است.

◽️@utfinance◽️
👍91
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 توضیح خاویر میلی درباره اصلاحات اقتصادی آرژانتین

خاویر میلی، رئیس‌جمهور جنجالی آرژانتین که تا به امروز کارنامه موفقی را از خود به جای گذاشته در گفت‌وگو با لکس فریدمن، پادکستر روسی-آمریکایی از دستاوردها و تئوری‌های اقتصادی خود می‌گوید.

او در سخنان خود می‌گوید که لیبرال‌های آنارشیست توصیه‌هایی به او داشتند مبنی بر آزادسازی یک شبه اقتصاد که اگر به حرف آن‌ها جامه عمل پوشانده بود تا کنون حزب رقیب، دولت او را ساقط کرده بود.

میلی همچنین می‌گوید که قبل از آمدنش تورم هر روز یک درصد افزایش پیدا می‌کرد و در ده سال گذشته آرژانتین رشد اقتصادی نداشته؛ اما با اقدامات او طی شش ماه اوضاع این کشور دگرگون شده است.

◽️@utfinance◽️
👍238
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اقتصاد ایران به دهه شصتی‌ها بدهکار است

👤 مسعود نیلی

مسعود نیلی، اقتصاددان، با اشاره به نتایج سرشماری سال 1390 می‌گوید: بررسی‌ها نشان می‌دهد شاخص‌های اقتصادی و اشتغال کشور نتوانسته به موازات شوک جمعیتی دهه 60 حرکت کند.

او عنوان می‌کند: شاخص‌های اشتغال‌زایی منتشر شده در این دوره هیچ تناسبی با جمعیت متولد شده و به بازار کار وارد شده این دوران ندارد.

◽️@utfinance◽️
👍10👎5😢4👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 میلتون فریدمن اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۶:

همان طور که قبلا گفتیم همیشه باید حواسمان باشد که دولت چقدر دارد خرج می‌کند. چون مالیات واقعی همین مخارج دولت است. همه‌ی بودجه‌ها بالانس‌اند.

ما چیزی به نام ناترازی بودجه (کسری بودجه) نداریم. هزینه‌ی ناترازی بودجه را شما پرداخت می‌کنید. اگر مستقیما در قالب مالیات از شما نگیرند آن را غیرمستقیم از طریق تورم یا اوراق قرضه جبران می‌کنند.

چیزی که ما باید حواس‌مان به آن باشد این است که دولت بودجه را کجا خرج می‌کند. در واقع، مشکل اصلی این است که چگونه مخارج دولت را محدود کنیم؟

◽️@utfinance◽️
👍21
📄 مقاله

سه‌گام تاریخی بانکداری مرکزی
/سرگذشت تحولات وظایف ناظر پولی بررسی شد/

👤 محمدامیر عشیری


تاریخ بانکداری مرکزی نشان می‌دهد که رویداد‌ها و همزمان تغییرات نظرات اقتصادی بر شکل‌گیری مفهوم بانکداری مرکزی اثرگذار بوده‌اند. نقش بانک‌های مرکزی، ساختار مالکیت آنها و ابزارهای آنها در طول زمان تغییر کرده است. به‌طور کلی، بانک‌های مرکزی با سه هدف و وظیفه اصلی شناخته می‌شوند: حفظ ثبات قیمت‌ها (کنترل تورم)، حفظ ثبات مالی (جلوگیری از بحران‌ها، مدیریت آنها و کمک به توسعه بخش مالی اقتصاد) و تامین مالی دولت‌ها (به‌ویژه در شرایط بحران‌ها). نکته مهم این است که تمرکز و تعادل میان این سه هدف در هر دوره‌ای متفاوت بوده است.


چارلز گودهارت، استاد بازنشسته مدرسه اقتصاد لندن (LSE) تاریخ بانکداری مرکزی را بر اساس تنوع شرایط اقتصادی-سیاسی و تفکرات اقتصادی به سه دوره تقسیم می‌کند: دوره عصر ویکتوریایی (از دهه ۱۸۴۰ تا ۱۹۱۴)، دوره کنترل دولت‌ها (دهه‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰) و دوره شکوفایی بازارها (دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۷). هر یک از این دوره‌ها با بحران‌هایی پایان می‌یابند و با دوره‌های میان‌مدت از یکدیگر تفکیک می‌شوند. در این دوره‌های میانی، شرایط سیاسی-اقتصادی و اندیشه‌های اقتصادی هنوز به جمع‌بندی مشخصی برای ساختار جدید نظام پولی نرسیده بودند در نهایت گودهارت، با نگاهی به بحران مالی۲۰۰۷، به نقشی که بانک‌های مرکزی می‌توانند بعد از آن داشته باشند، می‌پردازد.


🔗 متن کامل

◽️@utfinance◽️
👍41👎1
📄 یادداشت

اسد چهره واقعی ناسیونالیسم چپ‌گرا و ضد استعماری عربی بود

👤 توس تهماسبی

سقوط رژیم اسد در پی جنگ دو ماهه لبنان، چیزی فراتر از یک زلزله استراتژیک در منطقه خواهد بود.

نه سال پیش نوشتم بقای رژیم اسد بدترین و ترسناک‌ترین پیام سیاسی ممکن را دارد: یک حکومت در معرض سرنگونی در نتیجه شورش اکثریت مردم، می‌تواند با توسل به بالاترین سطح قابل تصور از خشونت و توحش و قتل عام صدها هزار نفر از شهروندان سرپا باقی بماند، بدون اینکه کوچکترین امتیازی داده یا تغییری ایجاد کند.

این پیام شوم تاثیرات منفی بسیاری در منطقه داشت اما امروز خوشبختانه این موج معکوس خواهد شد. از سوی دیگر بقای حکومت اسد به معنای ادامه حیات تنها بازمانده از الگویی شوم و منحوس یعنی ناسیونالیسم غرب‌ستیز و فاشیستی عرب بود. آخرین بازمانده از جنبش خون آشام ضد استعماری و ضد امپریالیستی جهان عرب که با عبدالناصر و میشل عفلق آغاز شد و با عبدالکریم قاسم، برادران عارف، امین حافظ، صدام حسین، حافظ اسد، قذافی، یاسر عرفات و ابونضال ادامه یافت.

میراث این جنبش به جز دریای خون و شکنجه، تباهی اقتصادی و ترور و تجاوزگری در خارج از مرزها، چیزی نبود. امروز افرادی از زندان‌های سوریه آزاد می‌شوند که به سبب یک اعتراض ساده پنجاه سال در بدترین شرایط زندانی بوده‌اند و یا به سبب بی توجهی به ایست بازرسی چهل سال زندانی شده‌اند. حکومت اسد از جنس حکومت صدام بود که در آن پلیس‌های راهنمایی و رانندگی اسلحه و مجوز دستگیری داشتند و برخی افراد به سبب جرائم راهنمایی و رانندگی، هیچگاه از سیاهچال‌ها زنده بیرون نیامدند و نیز از تبار دولت قذافی بود که در آن می‌شد هزار نفر از افراد قبیله‌ای را به سبب مخالفت با ازدواج دختر قبیله با رهبر زنده به گور کرد.

اسد، صدام و قذافی خویشاوند سیاسی ابونضال رهبر منشعب از ساف بودند که مخالفانش را با دست خود قطعه قطعه می‌کرد و در زیر میز کار و باغچه خانه شخصی‌اش دفن می‌نمود. بله این چهره واقعی ناسیونالیسم چپ‌گرا و ضد استعماری عربی بود. جنبش ضد استعماری/ضد امپریالیستی جهان عرب همان بود که بمباران غیر نظامیان با سلاح شیمیایی را توسط عبدالناصر در یمن بنیان گذاشت و بعدا بدست حافظ اسد، بشار و صدام حسین در برابر شهروندان خودشان در ابعاد مافوق تصوری تکرار کرد‌. این جنبش همان بود که نماینده‌اش قذافی تظاهرات انبوه مردم غیر مسلح را با بمب‌های سنگین میگ‌های ساخت شوروی سلاخی کرد. این نوع اتفاقات، جای دیگری از جهان رخ نداده‌اند.

◽️@utfinance◽️
👍13
📄 یادداشت

👤 بیژن اشتری

دیدم آقای پزشکیان در دانشگاه شریف به مناسبت روز دانشجو به جوانان و دانشجویان توصیه کرده که کتاب «انقلاب‌های هزارونهصدوهشتادونه» را بخوانند. من به عنوان مترجم این کتاب مطمئنم که کسی به این توصیه توجه نخواهد کرد و فروش این کتاب هم متاسفانه به شدت پایین خواهد آمد و مترجم و ناشر ضرر مادی خواهند دید... بله شکاف حکومت-ملت چنان عمیق است که مقامات حکومتی هر چه بگویند مردم خلاف آن را انجام می‌دهند.

من در همه این سال‌ها متهم شدم که سرنوشت جمهوری اسلامی را با سرنوشت شوروی مقایسه می‌کنم بدون اینکه توجه کنم این دو کشور با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. حالا جالب است فردی که عنوان «ریاست جمهوری» این کشور را یدک می‌کشد نیز نظری مشابه من دارد و سرنوشت جمهوری اسلامی را با سرنوشت شوروی مقایسه می‌کند. دیدم آقای پزشکیان در مصاحبه‌ای درباره همین کتاب گفته است: «این کتاب تاریخ شکست‌های اتحادیه‌های منطقه‌ای را بررسی کرده. این شکست‌ها عمدتا به خاطر رفتارهای غلط و تمامیت‌خواهانه‌ای بود که احزاب داشتند... در سرنوشت دیکتاتورها ،تمامیت‌خواهان و آدم‌هایی که غیرخودشان هیچ کسی را قبول ندارند و فکر می‌کنند عقل مطلقند و بقیه هیچ،درس‌های بسیاری وجود دارد.»

من جای آقای پزشکیان بودم یک نسخه از کتاب را به آقای خامنه‌ای می‌دادم که مطالعه کند. البته الان یک کمی دیر شده برای کتاب خواندن و درس گرفتن. کتابی که من ترجمه کردم درباره فروپاشی یک امپراتوری بزرگ در اروپای شرقی است و تقریبا عین همین حوادث، البته در ابعادی بسیار کوچکتر، برای امپراتوری شیعی جمهوری اسلامی در همین چند ماه گذشته رخ داده است. فکر نمی‌کنم دیگر فرصتی برای درس گرفتن باقی مانده باشد. به جناب پزشکیان عرض می‌کنم که آقای خامنه‌ای این مملکت را چنان ریل‌گذاری کرده که هیچ اصلاح یا تغییر مسیری امکان‌پذیر نیست. این قطار تا ایستگاه آخر خواهد رفت و همه ما را هم با خود خواهد برد. و البته من از شما که ظاهراً انسان کتابخوانی هستید متعجبم که با این همه اطلاعات و آگاهی‌های قبلی چطور حاضر شدید خودتان را نامزد ریاست‌جمهوری در چنین نظام رو به زوالی بکنید؟ مگر در کتاب «انقلاب‌های...» نخواندید که نظام‌های دیکتاتوری چه آخر و عاقبتی پیدا کردند؟


◽️@utfinance◽️
👍24👎1
#کتابستان_برخط منتشر کرد:

ملت، دولت و اقتصاد؛ مشارکت‌هایی در سیاست و تاریخ روزگار ما

👤 لودویگ فون میزس

مترجم: مهرپویا علا


چاپ اول 1403
کتابستان برخط
قیمت: 300.000 240.000 ت

«عدم مداخله‌ی دولت» اساسی‌ترین مفهوم میزس در اقتصاد لیبرال کلاسیک است. در جنگ جهانی اول، آلمان و متحدانش از نظر جمعیت، تولید اقتصادی و قدرت نظامی بر قدرت‌های متفقین چیره شدند و شکست آن اجتناب ناپذیر بود. میزس معتقد بود که آلمان نباید برای صلح ورسای انتقام بگیرد؛ بلکه باید ایده‌های لیبرال و اقتصاد بازار آزاد را با گسترش تقسیم کار بین‌المللی پی بگیرد که به همه‌ی طرف‌ها کمک می‌کند. به اعتقاد میزس «برای ما و برای بشریت، تنها یک رستگاری وجود دارد: بازگشت به لیبرالیسم خردگرا».

اثر حاضر دومین کتاب لودویگ فون میزس (۱۸۸۱–۱۹۷۳)، فیلسوف و اقتصاددان اتریشی است که آن را کمتر از یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول به زبان آلمانی نوشت. میزس در این کتاب مسائلی را به بحث می‌گذارد که درک بخشی از آن‌ها نیازمند قدری آگاهی از پیش‌زمینه‌ی تاریخی است....

سفارش از برخط بوک


📚برخط‌بوک 🆔 @Barkhatbook

◽️@utfinance◽️
👍11