Finance & Economics
12.4K subscribers
1.66K photos
925 videos
1.15K files
3.09K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
چرا مسئولیت اجتماعی، وظیفه بانک نیست؟

👤 موسی غنی‌نژاد

رئیس‌کل بانک مرکزی در «همایش تامین مالی تولید» گفته: «23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف دولت به نظام بانکی برای ایفای مسئولیت‌های اجتماعی بوده است.»
مسئولیت اجتماعی یعنی این‌که بانک‌ها بخشی از منابع خود را در زمینه ترویج امور فرهنگی و مذهبی، حفظ محیط ‌زیست، وام ازدواج، طرح‌های اشتغال‌زا و نجات بنگاه‌های ورشکسته صرف کنند.

اما اقتصاددانان می‌گویند منابع بانک‌ها به مردم تعلق دارد و و مدیرعامل بانک هم یک فرد است. ممکن است او شخصا در برابر فرهنگ، وجدان، مذهب، باشگاه‌های فوتبال، شهر و کشور خود احساس مسئولیت داشته باشد؛ یا شاید بخواهد بخشی از درآمدش را به اهدافی که ارزشمند می‌پندارد اختصاص دهد، اما در این میان او در جایگاه مدیرعامل یک بانک عمل می‌کند، نه در جایگاه یک فرد خیر.

مریم شکرانی در همین زمینه گفت‌وگویی با دکتر موسی غنی‌نژاد-اقتصاددان و عضور شورای سیاست‌گذاری هفته‌نامه تجارت‌فردا- داشته که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید:

بانکداری در ایران با بانکداری متعارف دنیا فاصله زیادی دارد. مشکل اصلی بانکداری ایران این است که دولت برخلاف نظام بانکداری متعارف جهان، خود را فعال مایشاء بانک‌ها کرده است و در نتیجه، بانک تجاری به معنی موسسه اقتصادی موجودیت و موضوعیت ندارد.


بانک مانند تمام بنگاه‌های اقتصادی باید بتواند هزینه‌های خود را پوشش دهد و سود کند و روی پای خود بایستد و اگر نتوانست باید بنگاه خود را تعطیل کند و برود.

بانکداری در ایران با دخالت بی‌حدوحصر دولت، تبدیل به مدلی آشوب‌زده و به اصطلاح «من‌درآوردی» از بانکداری شده است. طبیعی است در این ساختار بانکداری دستوری، دولت تسهیلات تکلیفی متعددی به دوش بانک‌ها بگذارد یا هزینه‌هایی با عنوان مسئولیت اجتماعی برای بانک‌ها بتراشد.

ایده مسئولیت اجتماعی می‌تواند مخرب باشد چون بنگاه را از هدف اصلی‌اش دور می‌کند. تنها مسئولیت اجتماعی بانک‌ها به‌طور خاص و بنگاه‌ها به‌طور عام، این است که منابعشان را به کار گیرند و تا جایی که درون چهارچوب قواعد بازی قرار می‌گیرد، به فعالیت‌هایی بپردازند که برای افزایش سود آن طراحی شده‌اند، یا به زبان دیگر به رقابت آزاد و عمومی بدون فریبکاری یا کلاهبرداری بپردازند.

ایده مسئولیت اجتماعی هم مثل خیلی از ایده‌های دیگر در کشور ما تعریف دولتی پیدا کرده است.

دولت از اصل و اساس تصور می‌کند که مالک منابع بانک‌هاست و این یک اشتباه بنیادین است. منابع بانک‌ها عمدتاً سپرده‌های مردم و بنگاه‌های اقتصادی هستند. بنابراین دولت به هیچ وجه مالک منابع بانکی نیست. این رفتار دولت غیرقانونی است و تصرف در مال غیر، محسوب می‌شود.‌


اینکه بانک‌ها چقدر برای مسئولیت اجتماعی هزینه کنند را هم دولت تعیین می‌کند و اینکه منابع این سرفصل هم به کدام گروه‌های اجتماعی تخصیص داده شود را هم دولت تعیین می‌کند و بانک و سهامداران و سپرده‌گذاران آن هم هیچ‌کاره هستند.

  این نگاه و رفتار با بانک‌ها از ریشه و بنیاد اشتباه است؛ حالا اسم این رفتار می‌خواهد تسهیلات تکلیفی باشد، می‌خواهد تسهیلات قرض‌الحسنه باشد، می‌خواهد مسئولیت اجتماعی باشد یا هر اسم و عنوان دیگری که روی آن بگذارند از اساس اشتباه است و چنان‌که شرح دادم، غیرشرعی و غیراخلاقی است و دانش اقتصاد هم آن را تایید نمی‌کند.

انواع فساد و ناترازی بزرگی که گریبان شبکه بانکی کشور را گرفته، ناشی از همین دخالت‌هاست. دولت مدام برای بانک‌ها هزینه تراشیده و مانع از سودآوری آنها در قالب فعالیت‌های رایج بانکی شده است. در نتیجه بانک به بنگاه‌داری رو آورده است.

این عین فریبکاری است که دولت با فشار به بانک‌ها و خلق پول و رشد نقدینگی تورم ایجاد کند تا برای اقشار محروم کاری کند و اسم آن را مسئولیت اجتماعی بگذارد. دولت اگر در کار بانک دخالت نکند و تورم ایجاد نکند بزرگ‌ترین خدمت را در حق اقشار محروم کرده است

مسئولیت اجتماعی اختیاری است؛ نه اجباری. ماموریت اصلی هر بنگاهی هم خلق سود است اما ایده مسئولیت اجتماعی می‌تواند مخرب باشد، چون بنگاه را از هدف اصلی‌اش دور می‌کند.

هر نوع فعالیت خیرخواهانه باید اختیاری باشد. در امر خیر، اجبار در کار نیست و افراد بر اساس اصول اخلاقی و انسانی خود این اختیار را دارند که به دیگران کمک کنند یا کمک نکنند.

متن کامل گفت‌وگو را در شماره 570 تجارت‌فردا مطالعه کنید.


#تجارت_فردا
◽️@utfinance◽️
👍63👎1👏1
Forwarded from Finance & Economics
4_5940794301356180877.pdf
222.9 KB
📄 مقاله

مسئولیت اجتماعی بنگاه افزایش سود است

👤 میلتون فریدمن

ترجمه: محسن رنجبر

◽️@utfinance◽️
👍9👎1
📄 مرور و معرفی مقاله مورای روتبارد: علاج عجوزهٔ تورم، استقلال بانک مرکزی نیست؛ انحلال آن است

منبع: کانال بازار آزاد

دکتر غنی‌نژاد در گفتگو با تجارت‌فردا، بر عدم مداخله دولت در کار بانکها تاکید کرده‌اند، گویی با بانکهای خصوصی رقابتی در بازار آزاد مواجهیم که هریک پول خصوصی خود را منتشر میکنند و طی انتخابهای آزادانه کنشگران اقتصادی در بازار، ناکارآمدها که با متورم کردن پولشان، ارزشش را کم میکنند ورشکسته شده و از بازار کنار میروند! بله استقلال از کنترل دولت در فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است اما فراموش نکنیم که به پشتوانه تئوری‌بافی‌های اقتصاددانان جریان اصلی، با واحد پولی انحصاری دولتی (ریال) مواجهیم که مستظهر به چوب زور دولت و قوانین موضوعه است!ریالی که نظام بانکی و بانک مرکزی تنها و تنها منبع انحصاری خلق آن و تحمیل مالیات تورمی به مردم است. ریالی که هرگز قابل ورشکستگی و کنار رفتن از بازار نیست. بقول هایک آزادی و مسئولیت جدا نشدنی‌اند. یک بنگاه اقتصادی خصوصی رقابتی در بازار، با نگرورزی کارآفرینانه و محاسبه اقتصادی در پی بیشینه کردن سود خود است و در این مسیر چاره‌ای جز جلب رضایت مشتریان در رقابت با دیگر بنگاهها ندارد این همان حلقه مفقوده بانکداری مرکزی است. تیغ تیز پول انحصاری فیات دولتی در کف بانکداران و بانک مرکزی قرار دارد و حتی اگر آنها مجبور نباشند جهت مقاصد دولت و مجلس ریال خلق کنند، باز هم با تورم ریال و تحمیل مالیات تورمی به مردم و منتفع شدن بانکداران و اقربا و ذینفوذان در نظام بانکی به هزینه مردم مواجه خواهیم بود چون مشتریان و کنشگران اقتصادی، بجز ریال حق انتخاب دیگری در بازار ندارند.

در این رابطه بازخوانی این متن از روتبارد خالی از لطف نیست: علاج عجوزه‌ی تورم، استقلال بانک مرکزی نیست، انحلال آن است!

دقت شود استقلال از کنترل دولت در مورد فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است چون آنها به سهامداران و مشتریانشان در بازار پاسخگو هستند اما یک نهاد انحصاری دولتی اگر به مردم یا نمایندگانشان پاسخگو نباشد یعنی مطلق العنان و محل دائمی ترکتازی و حاکمیت از مابهتران خواهد بود و بنوعی دیکتاتوری انحصاری است و جالب است که مدعیان بزرگ دموکراسی در همه دنیا از استقلال بانک مرکزی بعنوان یک آرمان دفاع میکنند

بهانهٔ مدافعان استقلال بانک مرکزی اینست که این نهاد تعهد سخت دائمی برای مبارزه با تورم دارد لذا باید از مردمی که تا ابد خواهان گسترش عرضهٔ پول برای اهداف کوتاه مدت و نفوذ سیاستمدارانی که برای جلب آرا در انتخابات، وعده های تورمی میدهند مصون بماند

اما در مقابل ِ دیو انتخابات و مردم هوسباز؛ کارشناسان پولی بانک مرکزی و بانکداران، فرشتگان معصوم و همیشه آمادهٔ پیکار مقدس با تورم هستند! تا از عواقب آن بر اقتصاد جلوگیری کرده و منافع بلندمدت عمومی را تامین کنند! اما واقعیت اسطورهٔ فدرال رزرو دقیقا عکس این افسانهٔ تبلیغاتی است و باید این داستان شیادانه افشا شود

تنها یک جنبه از این داستان درست است و آن اینکه علت قاطع و عمدهٔ تورم مزمن و افزایش مداوم قیمتها، گسترش عرضهٔ پول است همانطور که افزایش تولید پنبه باعث کاهش ارزش آن در بازار میشود خلق نقدینگی بیشتر نیز واحد پول را بی ارزش و قدرت آن در خرید کالاها را کم میکند

اگر فدرال رزرو و همپیمانانش یعنی بانکداران قاطعانه با خواستهٔ کوته بینانه گسترش عرضه پول مبارزه میکنند پس تورم چگونه ایجاد میشود؟ مردم چگونه میتوانند پول بیشتری چاپ کنند؟ تنها یک نهاد حق قانونی چاپ پول را دارد و دولت با هر جرمی که کنار بیاید قطعا شدیدترین مجازاتها را برای جاعلان پول لحاظ میکند چون در درآمد دولت مداخله کرده اند

بنابراین اگر علت تورم مزمنی که توسط مردم آمریکا و تقریبا تمامی کشورها تحمل میشود خلق مداوم پول جدید است و اگر در هر کشوری «بانک مرکزی ِ دولتی» و نظام بانکی تنها منبع انحصاری و خالق همه پولها است. چه کسی جز موسساتی که منحصرا قدرت خلق پول را در اختیار دارند یعنی خود ِ فدرال رزرو (و بانک انگلند و بانک ایتالیا و سایر بانکهای مرکزی) مسئول مصیبت تورم است؟

این تبلیغات مداوم که  فدرال رزرو در برابر خطر تورمی که توسط دیگران! ایجاد میشود ایستاده است، چیزی جز یک شوخی پوشالی نیست تنها مجرم مسئول تورم فدرال رزرو و نظام بانکی است که پیوسته با جاروجنجال دیگران را مسئول و مقصر جلوه میدهد. این همان شگرد قدیمی دزدی است که در طول خیابان میدود و به دیگران اشاره میکند و فریاد میزند: «آی دزد! دزد رو بگیرید!»

همیشه برای فدرال رزرو مهم بوده که خود را در هاله ای از ابهام و راز قرار دهد چون اگر پرده از چهرهٔ مرموز «جادوگر شهر اُز» کنار میرفت سریعا روشن میشد که فدرال رزرو نه تنها راه حل گریزناپذیر تورم نیست بلکه خودش علت اصلی مشکل است. راه حل ضروری استقلال و اقتدار فدرال رزرو نیست؛ انحلال آن است.

◽️@utfinance◽️
👌8👎51👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گفت‌وگوی بروکرات‌های اصولگرا و اصلاحطلب درباره نحوه ایجاد «وفاق ملی»

#بروکرات
#اصلاحطلب
#اصولگرا
#وفاق
#وفاق_ملی
#پزشکیان
#قالیباف

◽️@utfinance◽️
👏17👍7👌21
◽️ معلم‌های میلی

خاویر میلی در گفت‌وگو با لکس فریدمن از اقتصاددانانی که از آن‌ها آموخته و تاثیر پذیرفته نام می‌برد:

👤 لودویگ فون میزس
👤 موری روتبارد
👤 فردریش هایک
👤 هانس هرمان هوپ
👤 خسوس هوئرتا دسوتو
👤 والتر بلاک
👤 خوان رامون رایو
و 👤 فیلیپ باگوس

همگی این اقتصاددانان عضو مکتب اتریش هستند.

◽️@utfinance◽️
👌22👍2
📕 تازه‌های نشر

Die Ära Milei
Argentiniens neuer Weg
دوران میلی
راه جدید آرژانتین

👤 فیلیپ باگوس

با پیشگفتار خاویر میلی

فیلیپ باگوس استاد دانشگاه ری خوان کارلوس و عضو مؤسسه میزس است.

در این کتاب، فیلیپ باگوس تلاش نفس‌گیر برای رهایی آرژانتین از یوغ سوسیالیسم توسط خاویر میلی را برای خوانندگانش توضیح می‌دهد، زمینه‌های نظری ارائه می‌دهد و آن را طبقه بندی می‌کند.


◽️@utfinance◽️
👍32
📕 سرمقاله اکونومیست

Javier Milei: “My contempt for the state is infinite”

خاویر میلی: «تحقیر من نسبت به دولت بی نهایت است»

◽️@utfinance◽️
8👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بلای «پانزی» در ایران

👤 حسین میرزایی / چراز

◽️@utfinance◽️
9
📄 یادداشت

«نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی»

👤 رضا زارع‌پور

جناب جنت‌خواه دو خطا یا سوءاستفاده‌ی فاحش در کاربست قضایای ناتمامیت گودل دارد.
نخست آن که این دو قضیه را، که قضایایی در منطق ریاضی هستند، به تمام ذهن و معرفت انسانی تعمیم می‌دهد. قضیه‌ی اول ناتمامیت به‌زبان ساده بیان می‌دارد که در هر دستگاه آکسیوماتیک حساب، می‌توان حداقل یک گزاره یافت که صدق (یا عدم‌صدق) آن در خود دستگاه حساب اثبات‌پذیر نیست—یعنی هر دستگاه آکسیوماتیک حساب ناتمام است.
طبق قضیه‌ی دوم، گزاره‌ای که می‌گوید این دستگاه آکسیوماتیک حسابْ سازگار یا «باثبات» است (یعنی نمی‌توان دو گزاره‌ی متناقض را در آن اثبات کرد)، همان گزاره‌ای است که صدق یا عدم‌صدق آن در خود دستگاه قابل‌اثبات نیست—یعنی سازگاریِ هر دستگاه آکسیوماتیک حساب را باید با استدلالی خارج از این دستگاه استنباط کرد (که البته تا به امروز کسی حتی نمی‌داند چنین استدلالی چه ماهیتی دارد).

واضح است که قضایای ناتمامیت گودل منحصراً معطوف به منطق ریاضی هستند. با این حال، کم نبوده‌اند کسانی که از زمان ارائه‌ی این قضایا آن‌ها را به موضوعاتی دیگر، مانند علم فیزیک یا ذهن انسان، تعمیم داده‌اند. اما مفسران گودل به‌درستی اشاره کرده‌اند که این تعمیم‌ها نه منطقی، بلکه عقیده و گمان شخصی تعمیم‌دهندگان است که هیچ‌کدام از آن‌ها نیز در تقریباً یک قرن گذشته، یک اثبات منطقی برای این تعمیم خود ارائه نداده‌اند. دوم آن که گودل درکنار قضایای مشهور ناتمامیت، یک قضیه کمتر مشهور به‌نام «تمامیت» دارد. طبق قضیه‌ی تمامیت، اگر T یک نظریه‌ی منطقِ مرتبه‌ی اول و φ جمله‌ای در یک زبان باشد، به‌گونه‌ای که هر مدل T یک مدل φ باشد، پس T یک نظریه‌ی کامل است. یا به زبان ساده‌تر، اگر T یک نظام صوری باشد که استنباط‌هایی منطقی از زبان را برمی‌گرداند، T ضرورتاً تمامیت دارد.

این از آن جهت حائز اهمیت است که جناب جنت‌خواه ادعا می‌کند مفهوم آزادی، مانند یک دستگاه حساب، گزاره‌هایی غیرقابل‌اثبات از طریق ذهن دارد که صدق خود را از موجودیتی خارج از ذهن (خدا/دین) می‌گیرند؛ پس دین یک نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی است. حال آن که در این توضیح تناقضی مهلک وجود دارد. اگر مفهوم آزادی با یک نظام صوری قابل‌توضیح باشد، پس طبق قضیه‌ی تمامیت گودل، نظامِ صوریِ آزادیْ کامل است و هیچ گزاره‌ای ندارد که در درون خود اثبات نشود—از جمله گزاره‌ای که می‌گوید این نظام سازگار (باثبات) است. به بیان دیگر، «نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی» اصلاً نیازی به دین ندارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم قضایای ناتمامیت را به بحث آزادی تعمیم دهیم (که البته در درستی این تعمیمْ شَکی جدی وجود دارد)، و بگوییم آزادیْ گزاره‌هایی دارد که به‌طور ذهنی قابل‌اثبات نیستند و دین یک نظام صوری برای آزادی است، گزاره‌ی مربوط به «باثبات» بودن یا نبودنِ این نظام صوری در خود این نظام قابل اثبات نیست و همچنان نیاز به یک اثبات منطقی خارج از خود، یعنی خارج از دین، دارد—مگر آن که در یک چرخش دلبخواهی، آزادی را طبق قضیه‌های ناتمامیتْ ناتمام فرض کنیم و دین را طبق قضیه‌ی تمامیت، تمام و سازگار.

منبع: @austro_libertarian

🔗 ویدیوی محمدعلی جنت‌خواه را اینجا ببینید

◽️@utfinance◽️
👍26👎22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مورخ بی سرزمین؛ آبراهامیان / خیانت اندیشمندان معاصر

گفت‌وگوی رسانه پارسی با اشکان زارع

◽️@utfinance◽️
👍13👎11👏2
📄 یادداشت

چرا روزنامه‌نگاری سخت و زیان‌آور است؟

👤 محمود صدری

از دولتمردی شریف و عالم نقل شده است که پرسیده‌اند «آیا واقعا فکر می‌کنید خبرنگاری مثل کار معدن شغل سخت و زیان آور است؟»
اجمالا پاسخ این است که بله؛ حتما سخت و زیان‌آور است. تفصیلا هم علت آن:

1- عنوان شغل سخت و زیان‌آور، در وهله نخست مشاغلی مانند معدنکاری و آتشکاری را تداعی می‌کند که تداعی دقیق و منصفانه‌ای است. کسانی هم که بارهای سنگین بر دوش می‌کشند و بخارات سمی استنشاق می‌کنند، کارشان سخت و زیان‌آور است. مهندسان و تکنسین هایی هم که در سرما و گرما بر دکل‌ها و تیرهای برق و لوله‌های پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها رقص مرگ می‌کنند، کارشان سخت و زیان‌آور است. کوشندگان پرشمار دیگری هم ذیل عنوان سخت و زیان‌ بار قرار می‌گیرند که خداوند همه‌شان را به سلامت بدارد.

2- آتش و سم و سرما، فقط پوست را نمی‌گدازند؛ گاهی جان را چنان می‌گدازند که تن هم تباه می‌‌شود. گروه نخستِ این دسته از آدم‌ها بازیگران (به‌ویژه بازیگران تئاتر) هستند که گاه ناگزیرند با دلِ خونین لبِ خندان بیاورند و گاه دیگر شادی ناچیز خود را زیر ناله و مویه نقش پنهان کنند. خنده زوری و گریه زوری. در حالی که در زندگی واقعی در برابر کارمند ساده ادارات، عاجزند و ملتمس، روی صحنه یا در برابر دوربین ناگزیرند در نقش شاه و وزیر و امیری پرقدرت ظاهر شوند و گاه دیگر با اندیشه قسط‌های عقب‌افتاده، تشبه به محتشمان کنند و بار دیگر با جانی پر افسوس، شکلک بی‌عاری در بیاورند. شاهِ زوری و گدای زوری. باور بفرمایید کار بسیار سختی است و چه بسا سخت‌تر از آهن گداختن.

3-روزنامه‌نگاران هم بازیگرند؛ یا به بیان دقیق‌تر آینه هایی هستند که بازی رنگارنگ کنشگران عرصه‌های سیاست و اقتصاد و جامعه را باز می‌تابانند. بازتاب دادن خطوط پرشمار تضاد و ناسازگاری، دستکاری و پنهانکاری، و گاهی تبهکاری و سیاهکاری، آینه ذهن و جان آدمی را زنگاری می‌کند و دوران و سرگیجه می‌آورد. روزنامه ‌نگاران مدام در معرض این سازهای ناکوک و جانکاه و زنگارهای چسبناک هستند.

من که روزگاری روزنامه‌نگار بوده‌ام و مشقات امروزی را کمتر دیده‌ام، امروز در سیمای دختران و پسران روزنامه‌نگار، هراس می‌بینم و گاهی از خنده‌هایشان و تلاش پر‌رنجشان برای شاد ‌نمودن خود، گریه‌ام می‌گیرد. غیر از این مشقات روحی پنهان که شاید در وهله نخست به چشم نیاید، از مشقت‌هایی آشکار هم می‌توان سخن گفت که مدام پیش چشم همگان است: روزنامه‌نگاران ایرانی با احساس ناامنی زندگی و کار می‌کنند. زندگی و کار در فضای ناامن، از دیرباز جزو نفرین‌های ایرانی بوده است. وقتی می‌گفتند «الهی آب خوش از گلویت پایین نرود» اشاره به چنین اوضاعی داشت: مشاغل و بنگاه‌های مطبوعاتی ناپایدار، قوانین سختگیرانه، بی‌اعتمادی و رویگردانی مخاطبانی که طلب شفافیت و صراحت می‌کنند، دستمزدهای پایین و هزینه‌های بالا و بدتر از همه، این کابوس شبانه که «آیا فردا هم روزنامه‌نگار خواهم بود»، آب ناخوشی و شرنگ قتاله‌ای است که مدام به کام روزنامه‌نگاران ایرانی ریخته می‌شود و جان آنان را ذره ذره می‌خورد. باور بفرمایید این شیوه کار و زندگی واقعا سخت و زیان‌آور است.

◽️@utfinance◽️
👍62🤬1
ADVANCES IN AUSTRIAN ECONOMICS.rar
66.8 MB
📕 مجموعه ژورنال

advances in austrian economics

مجموعه‌ی سالنامه «پیشرفت‌های اقتصاد اتریشی»

(از میان ۲۶ مجلد منتشرشده از این ژورنال، ۲ شماره (شماره یکم و پنجم) در این مجموعه آورده نشده است.)

گردآوری و انتشار مجموعه از پ. فرج‌پور:
https://t.me/pouriafarajpoor1776

◽️@utfinance◽️
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چپ، آخرین دین!

👤 مسعود یوسف‌حصیرچین

چرا سوسیالیست همیشه شکست میخورد؟ چرا چپ و آواز چپ فقط از دور خوش است؟ حقیقت این است که سوسیالیست و چپ خوب است اما نه برای انسان ها!

◽️@utfinance◽️
👌17👍10👎5
📚 تازه‌های نشر

آین رند (سرآغاز)

👤 ایمون باتلر

✍🏻 ترجمه: محمد ماشین‌چیان و حسین ماشین‌چیان

©️ نشر علم

🔗 لینک خرید کتاب از وبسایت ناشر

◽️@utfinance◽️
👍10👏4👎1
◽️ رسانه‌های جریان اصلی، به رسانه‌هایی فاسد بدل شده‌اند. رویگردانی مردم از رسانه‌های جریان اصلی و اقبال به شبکه‌های اجتماعی هرگز عجیب نیست.

#اکونومیست
#نیویورک_تایمز
#سی_ان_ان
#بلومبرگ
#بی_بی_سی

◽️@utfinance◽️
👍18
Forwarded from Finance & Economics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 دیدگاه

نظر موسی غنی‌نژاد درباره حجاب اجباری

◽️@utfinance◽️
👍26👎3🤬3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 موسی غنی‌نژاد

قانونی که ۷۰ درصد مردم رعایت نکنند، قانون نیست!

ممنوعیت ماهواره روی کاغذ قانون است، اما در عمل بی‌اعتبار. قانون باید حافظ آزادی‌ها و حقوق مردم باشد، نه محدودکننده
!


◽️@utfinance◽️
👍46👌4🤬21👎1