👥 گفتوگو
A Statist Nobel or a return to Liberal Political Economy?
گفتوگوی مانی بشرزاد با دیردره مک کلاسکی درباره نوبل اقتصاد ۲۰۲۴
◽️@utfinance◽️
A Statist Nobel or a return to Liberal Political Economy?
گفتوگوی مانی بشرزاد با دیردره مک کلاسکی درباره نوبل اقتصاد ۲۰۲۴
◽️@utfinance◽️
YouTube
A Statist Nobel? 2024 Nobel Prize in Economics, in discussion with Deirdre McCloskey.
Join me, Mani Basharzad in this thought-provoking discussion with Professor Deirdre McCloskey, a trailblazing economist and historian, as we delve into the 2024 Nobel Prize in Economics awarded to Daron Acemoglu, Simon Johnson, and James Robinson. Professor…
🔥10❤4👎2👍1
مقدمه والتربلاک.pdf
440.2 KB
📄 مقدمه نوشته شده توسط والتر بلاک
برای ترجمه فارسی کتاب «اخلاق آزادی»
◽️@utfinance◽️
برای ترجمه فارسی کتاب «اخلاق آزادی»
اخلاق آزادی نوشته موری روتبارد است که توسط انتشارات دنیای اقتصاد ترجمه و منتشر شده است.
◽️@utfinance◽️
❤5👍3
Forwarded from Finance & Economics
📚 کتاب
اخلاق آزادی
مورای روتبارد
🔗 لینک خرید کتاب از وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد
🔗 لینک خرید کتاب از بنوبوک
◽️@utfinance◽️
🖥 همچنین ببینید:
گفتوگوی مانی بشرزاد با رضا زارعپور یکی از سه مترجم کتاب اخلاق آزادی
◽️@utfinance◽️
#اخلاق_آزادی
#آزادی
#آنارشی
#آنارشیسم
#آنارکوکاپیتالیسم
#روتبارد
اخلاق آزادی
مورای روتبارد
🔗 لینک خرید کتاب از وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد
🔗 لینک خرید کتاب از بنوبوک
◽️@utfinance◽️
🖥 همچنین ببینید:
گفتوگوی مانی بشرزاد با رضا زارعپور یکی از سه مترجم کتاب اخلاق آزادی
◽️@utfinance◽️
#اخلاق_آزادی
#آزادی
#آنارشی
#آنارشیسم
#آنارکوکاپیتالیسم
#روتبارد
👍5❤1
◽️ رویداد
رونمایی از کتاب گفتارهایی در باب آزادی و عدالت
👤 شهرام اتفاق
👤 عباس خلجی
👤 شهاب دلیلی
👤 مختار نوری
🗓 چهارشنبه ۷ آذر ۱۴۰۳
🏛 مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
لینک خرید کتاب از وبسایت ناشر
◽️@utfinance◽️
رونمایی از کتاب گفتارهایی در باب آزادی و عدالت
👤 شهرام اتفاق
👤 عباس خلجی
👤 شهاب دلیلی
👤 مختار نوری
🗓 چهارشنبه ۷ آذر ۱۴۰۳
🏛 مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
لینک خرید کتاب از وبسایت ناشر
◽️@utfinance◽️
👍2
📊 دیتا
۱۰ کشوری که بیشترین مسمومیت بر اثر مصرف متانول را دارند
رتبه نخست: ایران
۲- هند
۳- روسیه
۴- اندونزی
۵- کامبوج
۶- کنیا
۷- ویتنام
۸- لیبی
۹- اکوادور
۱۰- پاکستان
منبع: cnbc
https://www.cnbc.com/2024/11/25/where-does-methanol-poisoning-happen-most-incidents-are-in-asia.html
◽️@utfinance◽️
۱۰ کشوری که بیشترین مسمومیت بر اثر مصرف متانول را دارند
رتبه نخست: ایران
۲- هند
۳- روسیه
۴- اندونزی
۵- کامبوج
۶- کنیا
۷- ویتنام
۸- لیبی
۹- اکوادور
۱۰- پاکستان
منبع: cnbc
https://www.cnbc.com/2024/11/25/where-does-methanol-poisoning-happen-most-incidents-are-in-asia.html
◽️@utfinance◽️
💔12👏1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 تاباندن نور بر جعبه سیاه ذهن
👤 محمد طبیبیان
👤 فرهاد نیلی
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طبیبیان
👤 فرهاد نیلی
چه چیزی در ذهن انسان میگذرد که رفتارهای خاصی از او ظاهر میشود؟ دنیل کانمن، روانشناسی که در سال 2002 جایزه نوبل اقتصاد را از آن خود کرد، با شیوههای ساده آزمون و تجربه، رازهای مهمی از سازوکار ذهن انسان را کشف کرد.
کتاب معروف او، «اندیشیدن، سریع و آهسته» در واقع تجمیع و نگارش یافتههایی بود که کانمن طی سالها همکاری پرثمر با ایموس تورسکی به دست آورده بود. این دو دوست و همکار سالها خود را وقف بررسی سیستمهای تصمیمگیری انسان کردند و از این رهگذر تأثیر شگرفی بر اقتصاد و سیاستگذاری گذاشتهاند.
◽️@utfinance◽️
👌3👍1
📄 مقاله
آلوده به نرخ بهره منفی
👤 مرتضی کاظمی
در ایران نرخ بهره واقعی (Real interest rate) غالبا منفی و رانتی بوده است. آلودهترین دستگاه به نرخ بهره منفی، دولت است؛ ولی ای کاش فقط دولت به این مرض آلوده شده بود. فعالان اقتصادی و بسیاری از شهروندان به ناچار به این آلودگی آغشته شدهاند. فرمولی که اقتصاددانان برای محاسبه نرخ بهره واقعی در نظر دارند تفاضل نرخ بهره اسمی و نرخ تورم است. در ۵۰سال گذشته اکثرا نرخ بهره اسمی بسیار پایینتر از نرخ تورم بوده و عدهای بهطور مداوم از منفی بودن نرخ بهره واقعی و در نتیجه وامهای ارزان، بهرهمند شده و به طرز ناسالمی مالاندوزی کردهاند.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
آلوده به نرخ بهره منفی
👤 مرتضی کاظمی
در ایران نرخ بهره واقعی (Real interest rate) غالبا منفی و رانتی بوده است. آلودهترین دستگاه به نرخ بهره منفی، دولت است؛ ولی ای کاش فقط دولت به این مرض آلوده شده بود. فعالان اقتصادی و بسیاری از شهروندان به ناچار به این آلودگی آغشته شدهاند. فرمولی که اقتصاددانان برای محاسبه نرخ بهره واقعی در نظر دارند تفاضل نرخ بهره اسمی و نرخ تورم است. در ۵۰سال گذشته اکثرا نرخ بهره اسمی بسیار پایینتر از نرخ تورم بوده و عدهای بهطور مداوم از منفی بودن نرخ بهره واقعی و در نتیجه وامهای ارزان، بهرهمند شده و به طرز ناسالمی مالاندوزی کردهاند.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آلوده به نرخ بهره منفی
در ایران نرخ بهره واقعی (Real interest rate) غالبا منفی و رانتی بوده است. آلودهترین دستگاه به نرخ بهره منفی، دولت است؛ ولی ای کاش فقط دولت به این مرض آلوده شده بود. فعالان اقتصادی و بسیاری از شهروندان به ناچار به این آلودگی آغشته شدهاند. فرمولی که اقتصاددانان…
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دولت چهاردهم در مسیر پیش بینی ناپذیر
👤 موسی غنینژاد
👤 احمد دوستحسینی
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
👤 احمد دوستحسینی
وفاق ملی، کلیدواژهای بود که دولت چهاردهم با آن آغاز به کار کرد. اکنون پزشکیان و کابینهاش با چالشهایی روبهرو هستند که بسیاری از آنها غیرقابل پیشبینی بودند. پرسش اینجاست که این شعار، در مواجهه با این چالشها چه دستاوردی داشته است؟
◽️@utfinance◽️
👍7👎1
راهنمای_تحلیلی_درک_و_ارزیابی_جنبش_ملی_و_آزادیخواهانه_زنان_ایرانی.pdf
7.1 MB
📚 کتاب
راهنمای تحلیلی درک و ارزیابی جنبش ملی و آزادیخواهانه زنان ایرانی در دوران پسامهسا
👤 مجید محمدی
◽️@utfinance◽️
راهنمای تحلیلی درک و ارزیابی جنبش ملی و آزادیخواهانه زنان ایرانی در دوران پسامهسا
👤 مجید محمدی
◽️@utfinance◽️
👍7👎2
📄 یادداشت
روشنفکران گمراه
👤 بیژن اشتری
خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتی است که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
◽️@utfinance◽️
روشنفکران گمراه
👤 بیژن اشتری
خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتی است که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
◽️@utfinance◽️
👍18👎3❤1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 علی شریعتی حسینیه ارشاد را به جایی مبدل کرد که در آن خشونت و ترور تئوریزه میشد و از دل آن مجاهدین خلق و ترور بیرون آمد
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
👌25👎6👍5
📄 گزارش
مسیرهای خارج از اسارت / کنفرانس باشگاه هایک تورینگن
در 24 آگوست 2024، کنفرانس باشگاه هایک تورینگن تحت عنوان «مسیرهای خارج از اسارت» در وایمار آلمان برگزار شد. این رویداد توسط باشگاه هایک تورینگن ارفورت، ینا و وایمار سازماندهی شد. هر سه باشگاه به طور منظم رویدادهایی را برگزار میکنند که بر موضوعاتی از «مکتب اقتصاد اتریش»، موضوعات تاریخی و همچنین موضوعات سیاسی جاری تمرکز دارد.
وبسایت انجمن هایک
◽️@utfinance◽️
مسیرهای خارج از اسارت / کنفرانس باشگاه هایک تورینگن
در 24 آگوست 2024، کنفرانس باشگاه هایک تورینگن تحت عنوان «مسیرهای خارج از اسارت» در وایمار آلمان برگزار شد. این رویداد توسط باشگاه هایک تورینگن ارفورت، ینا و وایمار سازماندهی شد. هر سه باشگاه به طور منظم رویدادهایی را برگزار میکنند که بر موضوعاتی از «مکتب اقتصاد اتریش»، موضوعات تاریخی و همچنین موضوعات سیاسی جاری تمرکز دارد.
وبسایت انجمن هایک
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مسیرهای خارج از اسارت / کنفرانس باشگاه هایک تورینگن
در 24 آگوست 2024، کنفرانس باشگاه هایک تورینگن تحت عنوان «مسیرهای خارج از اسارت» در وایمار آلمان برگزار شد. این رویداد توسط باشگاه هایک تورینگن ارفورت، ینا و وایمار سازماندهی شد. هر سه باشگاه به طور منظم رویدادهایی را برگزار میکنند که بر موضوعاتی از «مکتب…
👍5
📄 گزارش
زبان سرخ جیب پر میدهد بر باد
تلاش برای استیضاح چاوز چه اثری بر شرایط اقتصادی امضاکنندگان داشت؟
◽️@utfinance◽️
زبان سرخ جیب پر میدهد بر باد
تلاش برای استیضاح چاوز چه اثری بر شرایط اقتصادی امضاکنندگان داشت؟
در دوران ریاست هوگو چاوز، تلاشهای گستردهای برای برکناری او از طریق جمعآوری امضا برای برگزاری رفراندومهای استیضاح شکل گرفت. این درخواستها نه تنها با برخوردهای سیاسی و امنیتی مواجه شد، بلکه پیامدهای اقتصادی قابلتوجهی به همراه داشت. دنیل اورتگا و همکاران (۲۰۰۹) در مقالهای به بررسی هزینههای اقتصادی این تلاشها پرداختهاند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
زبان سرخ جیب پرمیدهد بر باد
تلاش برای استیضاح چاوز چه اثری بر شرایط اقتصادی امضاکنندگان داشت؟ در دوران ریاست هوگو چاوز، تلاشهای گستردهای برای برکناری او از طریق جمعآوری امضا برای برگزاری رفراندومهای استیضاح شکل گرفت. این درخواستها نه تنها با برخوردهای سیاسی و امنیتی مواجه شد، بلکه…
👍4👎1
چرا مسئولیت اجتماعی، وظیفه بانک نیست؟
👤 موسی غنینژاد
رئیسکل بانک مرکزی در «همایش تامین مالی تولید» گفته: «23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف دولت به نظام بانکی برای ایفای مسئولیتهای اجتماعی بوده است.»
مسئولیت اجتماعی یعنی اینکه بانکها بخشی از منابع خود را در زمینه ترویج امور فرهنگی و مذهبی، حفظ محیط زیست، وام ازدواج، طرحهای اشتغالزا و نجات بنگاههای ورشکسته صرف کنند.
اما اقتصاددانان میگویند منابع بانکها به مردم تعلق دارد و و مدیرعامل بانک هم یک فرد است. ممکن است او شخصا در برابر فرهنگ، وجدان، مذهب، باشگاههای فوتبال، شهر و کشور خود احساس مسئولیت داشته باشد؛ یا شاید بخواهد بخشی از درآمدش را به اهدافی که ارزشمند میپندارد اختصاص دهد، اما در این میان او در جایگاه مدیرعامل یک بانک عمل میکند، نه در جایگاه یک فرد خیر.
مریم شکرانی در همین زمینه گفتوگویی با دکتر موسی غنینژاد-اقتصاددان و عضور شورای سیاستگذاری هفتهنامه تجارتفردا- داشته که بخشهایی از آن را میخوانید:
بانکداری در ایران با بانکداری متعارف دنیا فاصله زیادی دارد. مشکل اصلی بانکداری ایران این است که دولت برخلاف نظام بانکداری متعارف جهان، خود را فعال مایشاء بانکها کرده است و در نتیجه، بانک تجاری به معنی موسسه اقتصادی موجودیت و موضوعیت ندارد.
بانک مانند تمام بنگاههای اقتصادی باید بتواند هزینههای خود را پوشش دهد و سود کند و روی پای خود بایستد و اگر نتوانست باید بنگاه خود را تعطیل کند و برود.
بانکداری در ایران با دخالت بیحدوحصر دولت، تبدیل به مدلی آشوبزده و به اصطلاح «مندرآوردی» از بانکداری شده است. طبیعی است در این ساختار بانکداری دستوری، دولت تسهیلات تکلیفی متعددی به دوش بانکها بگذارد یا هزینههایی با عنوان مسئولیت اجتماعی برای بانکها بتراشد.
ایده مسئولیت اجتماعی میتواند مخرب باشد چون بنگاه را از هدف اصلیاش دور میکند. تنها مسئولیت اجتماعی بانکها بهطور خاص و بنگاهها بهطور عام، این است که منابعشان را به کار گیرند و تا جایی که درون چهارچوب قواعد بازی قرار میگیرد، به فعالیتهایی بپردازند که برای افزایش سود آن طراحی شدهاند، یا به زبان دیگر به رقابت آزاد و عمومی بدون فریبکاری یا کلاهبرداری بپردازند.
ایده مسئولیت اجتماعی هم مثل خیلی از ایدههای دیگر در کشور ما تعریف دولتی پیدا کرده است.
دولت از اصل و اساس تصور میکند که مالک منابع بانکهاست و این یک اشتباه بنیادین است. منابع بانکها عمدتاً سپردههای مردم و بنگاههای اقتصادی هستند. بنابراین دولت به هیچ وجه مالک منابع بانکی نیست. این رفتار دولت غیرقانونی است و تصرف در مال غیر، محسوب میشود.
اینکه بانکها چقدر برای مسئولیت اجتماعی هزینه کنند را هم دولت تعیین میکند و اینکه منابع این سرفصل هم به کدام گروههای اجتماعی تخصیص داده شود را هم دولت تعیین میکند و بانک و سهامداران و سپردهگذاران آن هم هیچکاره هستند.
این نگاه و رفتار با بانکها از ریشه و بنیاد اشتباه است؛ حالا اسم این رفتار میخواهد تسهیلات تکلیفی باشد، میخواهد تسهیلات قرضالحسنه باشد، میخواهد مسئولیت اجتماعی باشد یا هر اسم و عنوان دیگری که روی آن بگذارند از اساس اشتباه است و چنانکه شرح دادم، غیرشرعی و غیراخلاقی است و دانش اقتصاد هم آن را تایید نمیکند.
انواع فساد و ناترازی بزرگی که گریبان شبکه بانکی کشور را گرفته، ناشی از همین دخالتهاست. دولت مدام برای بانکها هزینه تراشیده و مانع از سودآوری آنها در قالب فعالیتهای رایج بانکی شده است. در نتیجه بانک به بنگاهداری رو آورده است.
این عین فریبکاری است که دولت با فشار به بانکها و خلق پول و رشد نقدینگی تورم ایجاد کند تا برای اقشار محروم کاری کند و اسم آن را مسئولیت اجتماعی بگذارد. دولت اگر در کار بانک دخالت نکند و تورم ایجاد نکند بزرگترین خدمت را در حق اقشار محروم کرده است
مسئولیت اجتماعی اختیاری است؛ نه اجباری. ماموریت اصلی هر بنگاهی هم خلق سود است اما ایده مسئولیت اجتماعی میتواند مخرب باشد، چون بنگاه را از هدف اصلیاش دور میکند.
هر نوع فعالیت خیرخواهانه باید اختیاری باشد. در امر خیر، اجبار در کار نیست و افراد بر اساس اصول اخلاقی و انسانی خود این اختیار را دارند که به دیگران کمک کنند یا کمک نکنند.
متن کامل گفتوگو را در شماره 570 تجارتفردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
رئیسکل بانک مرکزی در «همایش تامین مالی تولید» گفته: «23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف دولت به نظام بانکی برای ایفای مسئولیتهای اجتماعی بوده است.»
مسئولیت اجتماعی یعنی اینکه بانکها بخشی از منابع خود را در زمینه ترویج امور فرهنگی و مذهبی، حفظ محیط زیست، وام ازدواج، طرحهای اشتغالزا و نجات بنگاههای ورشکسته صرف کنند.
اما اقتصاددانان میگویند منابع بانکها به مردم تعلق دارد و و مدیرعامل بانک هم یک فرد است. ممکن است او شخصا در برابر فرهنگ، وجدان، مذهب، باشگاههای فوتبال، شهر و کشور خود احساس مسئولیت داشته باشد؛ یا شاید بخواهد بخشی از درآمدش را به اهدافی که ارزشمند میپندارد اختصاص دهد، اما در این میان او در جایگاه مدیرعامل یک بانک عمل میکند، نه در جایگاه یک فرد خیر.
مریم شکرانی در همین زمینه گفتوگویی با دکتر موسی غنینژاد-اقتصاددان و عضور شورای سیاستگذاری هفتهنامه تجارتفردا- داشته که بخشهایی از آن را میخوانید:
بانکداری در ایران با بانکداری متعارف دنیا فاصله زیادی دارد. مشکل اصلی بانکداری ایران این است که دولت برخلاف نظام بانکداری متعارف جهان، خود را فعال مایشاء بانکها کرده است و در نتیجه، بانک تجاری به معنی موسسه اقتصادی موجودیت و موضوعیت ندارد.
بانک مانند تمام بنگاههای اقتصادی باید بتواند هزینههای خود را پوشش دهد و سود کند و روی پای خود بایستد و اگر نتوانست باید بنگاه خود را تعطیل کند و برود.
بانکداری در ایران با دخالت بیحدوحصر دولت، تبدیل به مدلی آشوبزده و به اصطلاح «مندرآوردی» از بانکداری شده است. طبیعی است در این ساختار بانکداری دستوری، دولت تسهیلات تکلیفی متعددی به دوش بانکها بگذارد یا هزینههایی با عنوان مسئولیت اجتماعی برای بانکها بتراشد.
ایده مسئولیت اجتماعی میتواند مخرب باشد چون بنگاه را از هدف اصلیاش دور میکند. تنها مسئولیت اجتماعی بانکها بهطور خاص و بنگاهها بهطور عام، این است که منابعشان را به کار گیرند و تا جایی که درون چهارچوب قواعد بازی قرار میگیرد، به فعالیتهایی بپردازند که برای افزایش سود آن طراحی شدهاند، یا به زبان دیگر به رقابت آزاد و عمومی بدون فریبکاری یا کلاهبرداری بپردازند.
ایده مسئولیت اجتماعی هم مثل خیلی از ایدههای دیگر در کشور ما تعریف دولتی پیدا کرده است.
دولت از اصل و اساس تصور میکند که مالک منابع بانکهاست و این یک اشتباه بنیادین است. منابع بانکها عمدتاً سپردههای مردم و بنگاههای اقتصادی هستند. بنابراین دولت به هیچ وجه مالک منابع بانکی نیست. این رفتار دولت غیرقانونی است و تصرف در مال غیر، محسوب میشود.
اینکه بانکها چقدر برای مسئولیت اجتماعی هزینه کنند را هم دولت تعیین میکند و اینکه منابع این سرفصل هم به کدام گروههای اجتماعی تخصیص داده شود را هم دولت تعیین میکند و بانک و سهامداران و سپردهگذاران آن هم هیچکاره هستند.
این نگاه و رفتار با بانکها از ریشه و بنیاد اشتباه است؛ حالا اسم این رفتار میخواهد تسهیلات تکلیفی باشد، میخواهد تسهیلات قرضالحسنه باشد، میخواهد مسئولیت اجتماعی باشد یا هر اسم و عنوان دیگری که روی آن بگذارند از اساس اشتباه است و چنانکه شرح دادم، غیرشرعی و غیراخلاقی است و دانش اقتصاد هم آن را تایید نمیکند.
انواع فساد و ناترازی بزرگی که گریبان شبکه بانکی کشور را گرفته، ناشی از همین دخالتهاست. دولت مدام برای بانکها هزینه تراشیده و مانع از سودآوری آنها در قالب فعالیتهای رایج بانکی شده است. در نتیجه بانک به بنگاهداری رو آورده است.
این عین فریبکاری است که دولت با فشار به بانکها و خلق پول و رشد نقدینگی تورم ایجاد کند تا برای اقشار محروم کاری کند و اسم آن را مسئولیت اجتماعی بگذارد. دولت اگر در کار بانک دخالت نکند و تورم ایجاد نکند بزرگترین خدمت را در حق اقشار محروم کرده است
مسئولیت اجتماعی اختیاری است؛ نه اجباری. ماموریت اصلی هر بنگاهی هم خلق سود است اما ایده مسئولیت اجتماعی میتواند مخرب باشد، چون بنگاه را از هدف اصلیاش دور میکند.
هر نوع فعالیت خیرخواهانه باید اختیاری باشد. در امر خیر، اجبار در کار نیست و افراد بر اساس اصول اخلاقی و انسانی خود این اختیار را دارند که به دیگران کمک کنند یا کمک نکنند.
متن کامل گفتوگو را در شماره 570 تجارتفردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
◽️@utfinance◽️
Telegram
هفتهنامه تجارتفردا
چرا مسئولیت اجتماعی وظیفه بانک نیست؟
اقتصاددانان تنها ماموریت بانکها را خلق سود میدانند و معتقدند مسئولیت اجتماعی، معطوف به دولتها و افراد است، نه بنگاهها.
با این حال رئیسکل بانک مرکزی میگوید 23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف…
اقتصاددانان تنها ماموریت بانکها را خلق سود میدانند و معتقدند مسئولیت اجتماعی، معطوف به دولتها و افراد است، نه بنگاهها.
با این حال رئیسکل بانک مرکزی میگوید 23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف…
👍6❤3👎1👏1
📄 مرور و معرفی مقاله مورای روتبارد: علاج عجوزهٔ تورم، استقلال بانک مرکزی نیست؛ انحلال آن است
منبع: کانال بازار آزاد
دکتر غنینژاد در گفتگو با تجارتفردا، بر عدم مداخله دولت در کار بانکها تاکید کردهاند، گویی با بانکهای خصوصی رقابتی در بازار آزاد مواجهیم که هریک پول خصوصی خود را منتشر میکنند و طی انتخابهای آزادانه کنشگران اقتصادی در بازار، ناکارآمدها که با متورم کردن پولشان، ارزشش را کم میکنند ورشکسته شده و از بازار کنار میروند! بله استقلال از کنترل دولت در فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است اما فراموش نکنیم که به پشتوانه تئوریبافیهای اقتصاددانان جریان اصلی، با واحد پولی انحصاری دولتی (ریال) مواجهیم که مستظهر به چوب زور دولت و قوانین موضوعه است!ریالی که نظام بانکی و بانک مرکزی تنها و تنها منبع انحصاری خلق آن و تحمیل مالیات تورمی به مردم است. ریالی که هرگز قابل ورشکستگی و کنار رفتن از بازار نیست. بقول هایک آزادی و مسئولیت جدا نشدنیاند. یک بنگاه اقتصادی خصوصی رقابتی در بازار، با نگرورزی کارآفرینانه و محاسبه اقتصادی در پی بیشینه کردن سود خود است و در این مسیر چارهای جز جلب رضایت مشتریان در رقابت با دیگر بنگاهها ندارد این همان حلقه مفقوده بانکداری مرکزی است. تیغ تیز پول انحصاری فیات دولتی در کف بانکداران و بانک مرکزی قرار دارد و حتی اگر آنها مجبور نباشند جهت مقاصد دولت و مجلس ریال خلق کنند، باز هم با تورم ریال و تحمیل مالیات تورمی به مردم و منتفع شدن بانکداران و اقربا و ذینفوذان در نظام بانکی به هزینه مردم مواجه خواهیم بود چون مشتریان و کنشگران اقتصادی، بجز ریال حق انتخاب دیگری در بازار ندارند.
در این رابطه بازخوانی این متن از روتبارد خالی از لطف نیست: علاج عجوزهی تورم، استقلال بانک مرکزی نیست، انحلال آن است!
دقت شود استقلال از کنترل دولت در مورد فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است چون آنها به سهامداران و مشتریانشان در بازار پاسخگو هستند اما یک نهاد انحصاری دولتی اگر به مردم یا نمایندگانشان پاسخگو نباشد یعنی مطلق العنان و محل دائمی ترکتازی و حاکمیت از مابهتران خواهد بود و بنوعی دیکتاتوری انحصاری است و جالب است که مدعیان بزرگ دموکراسی در همه دنیا از استقلال بانک مرکزی بعنوان یک آرمان دفاع میکنند
بهانهٔ مدافعان استقلال بانک مرکزی اینست که این نهاد تعهد سخت دائمی برای مبارزه با تورم دارد لذا باید از مردمی که تا ابد خواهان گسترش عرضهٔ پول برای اهداف کوتاه مدت و نفوذ سیاستمدارانی که برای جلب آرا در انتخابات، وعده های تورمی میدهند مصون بماند
اما در مقابل ِ دیو انتخابات و مردم هوسباز؛ کارشناسان پولی بانک مرکزی و بانکداران، فرشتگان معصوم و همیشه آمادهٔ پیکار مقدس با تورم هستند! تا از عواقب آن بر اقتصاد جلوگیری کرده و منافع بلندمدت عمومی را تامین کنند! اما واقعیت اسطورهٔ فدرال رزرو دقیقا عکس این افسانهٔ تبلیغاتی است و باید این داستان شیادانه افشا شود
تنها یک جنبه از این داستان درست است و آن اینکه علت قاطع و عمدهٔ تورم مزمن و افزایش مداوم قیمتها، گسترش عرضهٔ پول است همانطور که افزایش تولید پنبه باعث کاهش ارزش آن در بازار میشود خلق نقدینگی بیشتر نیز واحد پول را بی ارزش و قدرت آن در خرید کالاها را کم میکند
اگر فدرال رزرو و همپیمانانش یعنی بانکداران قاطعانه با خواستهٔ کوته بینانه گسترش عرضه پول مبارزه میکنند پس تورم چگونه ایجاد میشود؟ مردم چگونه میتوانند پول بیشتری چاپ کنند؟ تنها یک نهاد حق قانونی چاپ پول را دارد و دولت با هر جرمی که کنار بیاید قطعا شدیدترین مجازاتها را برای جاعلان پول لحاظ میکند چون در درآمد دولت مداخله کرده اند
بنابراین اگر علت تورم مزمنی که توسط مردم آمریکا و تقریبا تمامی کشورها تحمل میشود خلق مداوم پول جدید است و اگر در هر کشوری «بانک مرکزی ِ دولتی» و نظام بانکی تنها منبع انحصاری و خالق همه پولها است. چه کسی جز موسساتی که منحصرا قدرت خلق پول را در اختیار دارند یعنی خود ِ فدرال رزرو (و بانک انگلند و بانک ایتالیا و سایر بانکهای مرکزی) مسئول مصیبت تورم است؟
این تبلیغات مداوم که فدرال رزرو در برابر خطر تورمی که توسط دیگران! ایجاد میشود ایستاده است، چیزی جز یک شوخی پوشالی نیست تنها مجرم مسئول تورم فدرال رزرو و نظام بانکی است که پیوسته با جاروجنجال دیگران را مسئول و مقصر جلوه میدهد. این همان شگرد قدیمی دزدی است که در طول خیابان میدود و به دیگران اشاره میکند و فریاد میزند: «آی دزد! دزد رو بگیرید!»
همیشه برای فدرال رزرو مهم بوده که خود را در هاله ای از ابهام و راز قرار دهد چون اگر پرده از چهرهٔ مرموز «جادوگر شهر اُز» کنار میرفت سریعا روشن میشد که فدرال رزرو نه تنها راه حل گریزناپذیر تورم نیست بلکه خودش علت اصلی مشکل است. راه حل ضروری استقلال و اقتدار فدرال رزرو نیست؛ انحلال آن است.
◽️@utfinance◽️
منبع: کانال بازار آزاد
دکتر غنینژاد در گفتگو با تجارتفردا، بر عدم مداخله دولت در کار بانکها تاکید کردهاند، گویی با بانکهای خصوصی رقابتی در بازار آزاد مواجهیم که هریک پول خصوصی خود را منتشر میکنند و طی انتخابهای آزادانه کنشگران اقتصادی در بازار، ناکارآمدها که با متورم کردن پولشان، ارزشش را کم میکنند ورشکسته شده و از بازار کنار میروند! بله استقلال از کنترل دولت در فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است اما فراموش نکنیم که به پشتوانه تئوریبافیهای اقتصاددانان جریان اصلی، با واحد پولی انحصاری دولتی (ریال) مواجهیم که مستظهر به چوب زور دولت و قوانین موضوعه است!ریالی که نظام بانکی و بانک مرکزی تنها و تنها منبع انحصاری خلق آن و تحمیل مالیات تورمی به مردم است. ریالی که هرگز قابل ورشکستگی و کنار رفتن از بازار نیست. بقول هایک آزادی و مسئولیت جدا نشدنیاند. یک بنگاه اقتصادی خصوصی رقابتی در بازار، با نگرورزی کارآفرینانه و محاسبه اقتصادی در پی بیشینه کردن سود خود است و در این مسیر چارهای جز جلب رضایت مشتریان در رقابت با دیگر بنگاهها ندارد این همان حلقه مفقوده بانکداری مرکزی است. تیغ تیز پول انحصاری فیات دولتی در کف بانکداران و بانک مرکزی قرار دارد و حتی اگر آنها مجبور نباشند جهت مقاصد دولت و مجلس ریال خلق کنند، باز هم با تورم ریال و تحمیل مالیات تورمی به مردم و منتفع شدن بانکداران و اقربا و ذینفوذان در نظام بانکی به هزینه مردم مواجه خواهیم بود چون مشتریان و کنشگران اقتصادی، بجز ریال حق انتخاب دیگری در بازار ندارند.
در این رابطه بازخوانی این متن از روتبارد خالی از لطف نیست: علاج عجوزهی تورم، استقلال بانک مرکزی نیست، انحلال آن است!
دقت شود استقلال از کنترل دولت در مورد فعالیتهای خصوصی و بازار، اصلی درست است چون آنها به سهامداران و مشتریانشان در بازار پاسخگو هستند اما یک نهاد انحصاری دولتی اگر به مردم یا نمایندگانشان پاسخگو نباشد یعنی مطلق العنان و محل دائمی ترکتازی و حاکمیت از مابهتران خواهد بود و بنوعی دیکتاتوری انحصاری است و جالب است که مدعیان بزرگ دموکراسی در همه دنیا از استقلال بانک مرکزی بعنوان یک آرمان دفاع میکنند
بهانهٔ مدافعان استقلال بانک مرکزی اینست که این نهاد تعهد سخت دائمی برای مبارزه با تورم دارد لذا باید از مردمی که تا ابد خواهان گسترش عرضهٔ پول برای اهداف کوتاه مدت و نفوذ سیاستمدارانی که برای جلب آرا در انتخابات، وعده های تورمی میدهند مصون بماند
اما در مقابل ِ دیو انتخابات و مردم هوسباز؛ کارشناسان پولی بانک مرکزی و بانکداران، فرشتگان معصوم و همیشه آمادهٔ پیکار مقدس با تورم هستند! تا از عواقب آن بر اقتصاد جلوگیری کرده و منافع بلندمدت عمومی را تامین کنند! اما واقعیت اسطورهٔ فدرال رزرو دقیقا عکس این افسانهٔ تبلیغاتی است و باید این داستان شیادانه افشا شود
تنها یک جنبه از این داستان درست است و آن اینکه علت قاطع و عمدهٔ تورم مزمن و افزایش مداوم قیمتها، گسترش عرضهٔ پول است همانطور که افزایش تولید پنبه باعث کاهش ارزش آن در بازار میشود خلق نقدینگی بیشتر نیز واحد پول را بی ارزش و قدرت آن در خرید کالاها را کم میکند
اگر فدرال رزرو و همپیمانانش یعنی بانکداران قاطعانه با خواستهٔ کوته بینانه گسترش عرضه پول مبارزه میکنند پس تورم چگونه ایجاد میشود؟ مردم چگونه میتوانند پول بیشتری چاپ کنند؟ تنها یک نهاد حق قانونی چاپ پول را دارد و دولت با هر جرمی که کنار بیاید قطعا شدیدترین مجازاتها را برای جاعلان پول لحاظ میکند چون در درآمد دولت مداخله کرده اند
بنابراین اگر علت تورم مزمنی که توسط مردم آمریکا و تقریبا تمامی کشورها تحمل میشود خلق مداوم پول جدید است و اگر در هر کشوری «بانک مرکزی ِ دولتی» و نظام بانکی تنها منبع انحصاری و خالق همه پولها است. چه کسی جز موسساتی که منحصرا قدرت خلق پول را در اختیار دارند یعنی خود ِ فدرال رزرو (و بانک انگلند و بانک ایتالیا و سایر بانکهای مرکزی) مسئول مصیبت تورم است؟
این تبلیغات مداوم که فدرال رزرو در برابر خطر تورمی که توسط دیگران! ایجاد میشود ایستاده است، چیزی جز یک شوخی پوشالی نیست تنها مجرم مسئول تورم فدرال رزرو و نظام بانکی است که پیوسته با جاروجنجال دیگران را مسئول و مقصر جلوه میدهد. این همان شگرد قدیمی دزدی است که در طول خیابان میدود و به دیگران اشاره میکند و فریاد میزند: «آی دزد! دزد رو بگیرید!»
همیشه برای فدرال رزرو مهم بوده که خود را در هاله ای از ابهام و راز قرار دهد چون اگر پرده از چهرهٔ مرموز «جادوگر شهر اُز» کنار میرفت سریعا روشن میشد که فدرال رزرو نه تنها راه حل گریزناپذیر تورم نیست بلکه خودش علت اصلی مشکل است. راه حل ضروری استقلال و اقتدار فدرال رزرو نیست؛ انحلال آن است.
◽️@utfinance◽️
Telegram
هفتهنامه تجارتفردا
موسی غنینژاد توضیح میدهد:
چرا مسئولیت اجتماعی، وظیفه بانک نیست؟
رئیسکل بانک مرکزی در «همایش تامین مالی تولید» گفته:«23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف دولت به نظام بانکی برای ایفای مسئولیتهای اجتماعی بوده است.» مسئولیت اجتماعی…
چرا مسئولیت اجتماعی، وظیفه بانک نیست؟
رئیسکل بانک مرکزی در «همایش تامین مالی تولید» گفته:«23 درصد نقدینگی خلق شده در 6 ماه اول سال، ناشی از تکلیف دولت به نظام بانکی برای ایفای مسئولیتهای اجتماعی بوده است.» مسئولیت اجتماعی…
👌8👎5❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گفتوگوی بروکراتهای اصولگرا و اصلاحطلب درباره نحوه ایجاد «وفاق ملی»
#بروکرات
#اصلاحطلب
#اصولگرا
#وفاق
#وفاق_ملی
#پزشکیان
#قالیباف
◽️@utfinance◽️
#بروکرات
#اصلاحطلب
#اصولگرا
#وفاق
#وفاق_ملی
#پزشکیان
#قالیباف
◽️@utfinance◽️
👏17👍7👌2❤1
◽️ معلمهای میلی
خاویر میلی در گفتوگو با لکس فریدمن از اقتصاددانانی که از آنها آموخته و تاثیر پذیرفته نام میبرد:
👤 لودویگ فون میزس
👤 موری روتبارد
👤 فردریش هایک
👤 هانس هرمان هوپ
👤 خسوس هوئرتا دسوتو
👤 والتر بلاک
👤 خوان رامون رایو
و 👤 فیلیپ باگوس
همگی این اقتصاددانان عضو مکتب اتریش هستند.
◽️@utfinance◽️
خاویر میلی در گفتوگو با لکس فریدمن از اقتصاددانانی که از آنها آموخته و تاثیر پذیرفته نام میبرد:
👤 لودویگ فون میزس
👤 موری روتبارد
👤 فردریش هایک
👤 هانس هرمان هوپ
👤 خسوس هوئرتا دسوتو
👤 والتر بلاک
👤 خوان رامون رایو
و 👤 فیلیپ باگوس
همگی این اقتصاددانان عضو مکتب اتریش هستند.
◽️@utfinance◽️
👌22👍2