📄 یادداشت
پیرامون تصمیم ستاد اقتصادی
👤 محمد طبیبیان
اخیراً یک کلیپ صحبت از شخصی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که به نظر میرسد آقای همتی وزیر اقتصاد هستند (اینجا ببینید).
صحبتهایی که مطرح میشود باور کردنی نیست. برای همین هم این فدوی شک کردم شاید کلیپ ساختگی باشد، اما به هر حال منباب تمرین اقتصاد و بلکه تمرین حساب بد نیست مرور کنیم:
مطلبی به این مضمون مطرح است در مورد تصمیم ستاد اقتصادی دولت. سال ۱۳۹۶ ارزش دلاری نقدینگی کشور ۳۶۰ میلیارد دلار بوده (حجم نقدینگی سال ۱۳۹۶ را تقسیم بر ۳۰۰۰ تومان قیمت دلار همان سال کرده اند) حالا اگر حجم نقدینگی را تقسیم بر نرخ دلار فعلی کنیم، لابد حدود ۶۹۰۰۰ تومان، محاسبه ایشان رقم ۱۴۰ میلیارد دلار را بدست داده. پس ۲۲۰ میلیارد دلار ریال کم داریم !!! دلیل متقن این کمبود هم این که هر کجا مسئولین میروند بخش خصوصی ( والبته بخش دولتی هم) میگویند کمبود ریال داریم. پس بنابراین ۲۵۰-۳۰۰ هزار میلیارد تومان علاوه بر نقدینگی موجود لازم است و خبر خوب این که در ستاد اقتصادی دولت تمهیداتی اندیشیده شده تا این رقم تامین گردد. یک چنین استدلالی باور کردنی نیست!
یکم، اینکه اگر از سال ۱۳۹۶ عقبتر میرفتند که نرخ دلار ارزانتر و مثلاً صد تومان بود احیاناً ارزش دلاری بیشتری برای حجم نقدینگی پیدا میشد و اکنون نقدینگی بیشتری لازم میگردید. چرا سال ۱۳۹۶ را انتخاب کردهاند؟
دوم، از سال مزبور تا کنون یعنی طی هفت سال قیمت دلار به طور متوسط هر ساله ۱.۶ برابر شده با همین دست فرمان جلو برویم سال ۱۴۰۹ قیمت دلار از مرز ۱۰۰۰۰۰۰ تومان هم خواهد گذاشت. برای جبران آن چه میزان نقدینگی جدید لازم خواهید داشت؟ کاهش ارزش واقعی نقدینگی، مثلا از طریق سنجش نسبت نقدینگی به شاخص عمومی قیمت طی زمان، نشان از افت اقتصاد کشور و نشان از کاهش در ارزش نه تنها دارایی نقدی جامعه بلکه کل داراییهای جامعه است. نشان از فقیرتر شدن است. این پدیده را نمیتوان با افزایش یک کمیت اسمی مثل حجم پول و نقدینگی جبران کرد.
سوم، این استدلال جناب وزیر از ابعاد مختلف ایراد دارد. اصل مطلب این است که طی سالها بیپروا نقدینگی ایجاد شده اما نرخ افزایش ارز خارجی از آن هم سریعتر رشد کرده و از تقسیم کردن نقدینگی به نرخ ارز پیوسته رقم کوچکتری بدست آمده است. چرا نرخ ارز با این سرعت اضافی رشد کرده؟ چند دلیل دارد یکی شرایط نابسامان تولید و تجارت بینالمللی کشور، شرایط نابسامان صادرات نفت که حقیقتاً برای عموم معلوم نیست با چه نرخی توسط چه تشکیلاتی صادر میشود و حقیقتاً چه میزان درآمد آن به اقتصاد کشور تزریق میگردد. دیگر وجود سوراخهای پنهانی که از آن منابع واقعی از جمله کالا و ارز از کشور خارج میشود بدون این که در مقابل منابع واقعی وارد شود. گرچه ناپیدا اما این را اقتصاد کشور در افزایش غیر قابل توجیه نرخ ارز و نرخ بهره حقیقی غیر قابل توجیه به ما نشان میدهد.
چهارم، شاید به دلیل گرفتاری عظیم در ناترازی بودجه میخواهند نقدینگی ایجاد کنند. به هر حال تفاوتی نمیکند افزایش نقدینگی به هر منظور تورمزا است و آتش تورم را شعلهورتر میکند.
طرحهای پیشرو و عناوین از این دست هم کمکی نمیکند و اصل خطر را دور نمیکند. تحت سناریو فرضی افزایش تورم و بحرانی شدن احتمالی شرایط بینالمللی و جنگ چند سال دیگر میتوان فکر کرد که همین محاسبه، ارزش دلاری نقدینگی را چه میزان نشان خواهد داد. بد نیست تجربه آلمان بعد از جنگ اول مرور شود.
پنجم، کمبود سرمایه در گردش بنگاهها و کمبود اعتبارات در دسترس عموم و فعالان اقتصادی یک مشکل اساسی است (نباید تصور شود که با افزایش نقدینگی کلان این مشکل حل میشود چنانکه طی بیش از چهل سال، علیرغم افزایش شدید و مداوم در حجم پول و نقدینگی، این مشکل همچنان باقی بوده است). البته یک بافهای از مشکلات است که به صورت یک پدیده خودش را نشان میدهد. این نیز مجموعهای از راه حلها را طلب میکند که خارج از بحث حاضر است. از جمله بخشی از مشکل نبود سیستم بانکی است، تعجب نکنید.
ششم، این فدوی کمی خرافاتی هم هستم در کلیپ بالا آمدن گربه و نشستن آن زیر پرچم بانک مرکزی را علامت خوبی نمیدانم. البته این بند را جدی نگیرید.
◽️@utfinance◽️
پیرامون تصمیم ستاد اقتصادی
👤 محمد طبیبیان
اخیراً یک کلیپ صحبت از شخصی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که به نظر میرسد آقای همتی وزیر اقتصاد هستند (اینجا ببینید).
صحبتهایی که مطرح میشود باور کردنی نیست. برای همین هم این فدوی شک کردم شاید کلیپ ساختگی باشد، اما به هر حال منباب تمرین اقتصاد و بلکه تمرین حساب بد نیست مرور کنیم:
مطلبی به این مضمون مطرح است در مورد تصمیم ستاد اقتصادی دولت. سال ۱۳۹۶ ارزش دلاری نقدینگی کشور ۳۶۰ میلیارد دلار بوده (حجم نقدینگی سال ۱۳۹۶ را تقسیم بر ۳۰۰۰ تومان قیمت دلار همان سال کرده اند) حالا اگر حجم نقدینگی را تقسیم بر نرخ دلار فعلی کنیم، لابد حدود ۶۹۰۰۰ تومان، محاسبه ایشان رقم ۱۴۰ میلیارد دلار را بدست داده. پس ۲۲۰ میلیارد دلار ریال کم داریم !!! دلیل متقن این کمبود هم این که هر کجا مسئولین میروند بخش خصوصی ( والبته بخش دولتی هم) میگویند کمبود ریال داریم. پس بنابراین ۲۵۰-۳۰۰ هزار میلیارد تومان علاوه بر نقدینگی موجود لازم است و خبر خوب این که در ستاد اقتصادی دولت تمهیداتی اندیشیده شده تا این رقم تامین گردد. یک چنین استدلالی باور کردنی نیست!
یکم، اینکه اگر از سال ۱۳۹۶ عقبتر میرفتند که نرخ دلار ارزانتر و مثلاً صد تومان بود احیاناً ارزش دلاری بیشتری برای حجم نقدینگی پیدا میشد و اکنون نقدینگی بیشتری لازم میگردید. چرا سال ۱۳۹۶ را انتخاب کردهاند؟
دوم، از سال مزبور تا کنون یعنی طی هفت سال قیمت دلار به طور متوسط هر ساله ۱.۶ برابر شده با همین دست فرمان جلو برویم سال ۱۴۰۹ قیمت دلار از مرز ۱۰۰۰۰۰۰ تومان هم خواهد گذاشت. برای جبران آن چه میزان نقدینگی جدید لازم خواهید داشت؟ کاهش ارزش واقعی نقدینگی، مثلا از طریق سنجش نسبت نقدینگی به شاخص عمومی قیمت طی زمان، نشان از افت اقتصاد کشور و نشان از کاهش در ارزش نه تنها دارایی نقدی جامعه بلکه کل داراییهای جامعه است. نشان از فقیرتر شدن است. این پدیده را نمیتوان با افزایش یک کمیت اسمی مثل حجم پول و نقدینگی جبران کرد.
سوم، این استدلال جناب وزیر از ابعاد مختلف ایراد دارد. اصل مطلب این است که طی سالها بیپروا نقدینگی ایجاد شده اما نرخ افزایش ارز خارجی از آن هم سریعتر رشد کرده و از تقسیم کردن نقدینگی به نرخ ارز پیوسته رقم کوچکتری بدست آمده است. چرا نرخ ارز با این سرعت اضافی رشد کرده؟ چند دلیل دارد یکی شرایط نابسامان تولید و تجارت بینالمللی کشور، شرایط نابسامان صادرات نفت که حقیقتاً برای عموم معلوم نیست با چه نرخی توسط چه تشکیلاتی صادر میشود و حقیقتاً چه میزان درآمد آن به اقتصاد کشور تزریق میگردد. دیگر وجود سوراخهای پنهانی که از آن منابع واقعی از جمله کالا و ارز از کشور خارج میشود بدون این که در مقابل منابع واقعی وارد شود. گرچه ناپیدا اما این را اقتصاد کشور در افزایش غیر قابل توجیه نرخ ارز و نرخ بهره حقیقی غیر قابل توجیه به ما نشان میدهد.
چهارم، شاید به دلیل گرفتاری عظیم در ناترازی بودجه میخواهند نقدینگی ایجاد کنند. به هر حال تفاوتی نمیکند افزایش نقدینگی به هر منظور تورمزا است و آتش تورم را شعلهورتر میکند.
طرحهای پیشرو و عناوین از این دست هم کمکی نمیکند و اصل خطر را دور نمیکند. تحت سناریو فرضی افزایش تورم و بحرانی شدن احتمالی شرایط بینالمللی و جنگ چند سال دیگر میتوان فکر کرد که همین محاسبه، ارزش دلاری نقدینگی را چه میزان نشان خواهد داد. بد نیست تجربه آلمان بعد از جنگ اول مرور شود.
پنجم، کمبود سرمایه در گردش بنگاهها و کمبود اعتبارات در دسترس عموم و فعالان اقتصادی یک مشکل اساسی است (نباید تصور شود که با افزایش نقدینگی کلان این مشکل حل میشود چنانکه طی بیش از چهل سال، علیرغم افزایش شدید و مداوم در حجم پول و نقدینگی، این مشکل همچنان باقی بوده است). البته یک بافهای از مشکلات است که به صورت یک پدیده خودش را نشان میدهد. این نیز مجموعهای از راه حلها را طلب میکند که خارج از بحث حاضر است. از جمله بخشی از مشکل نبود سیستم بانکی است، تعجب نکنید.
ششم، این فدوی کمی خرافاتی هم هستم در کلیپ بالا آمدن گربه و نشستن آن زیر پرچم بانک مرکزی را علامت خوبی نمیدانم. البته این بند را جدی نگیرید.
◽️@utfinance◽️
❤5👏3👍1👎1😱1👌1
◽️ رویداد
وبینار معرفی و بررسی کتاب «اقتصاد، قانون و سیاست»
👤 ارائهدهنده: مانی بشرزاد | مترجم کتاب
🗓 جمعه، ۲ آذر
🕑 ساعت ۱۷:۰۰
🏷️ ۶۰ دقیقه همراه با پرسش و پاسخ
🔵 وبینار رایگان و حضور برای عموم آزاد است.
🧷 لینک ثبتنام
◽️@utfinance◽️
وبینار معرفی و بررسی کتاب «اقتصاد، قانون و سیاست»
👤 ارائهدهنده: مانی بشرزاد | مترجم کتاب
🗓 جمعه، ۲ آذر
🕑 ساعت ۱۷:۰۰
🏷️ ۶۰ دقیقه همراه با پرسش و پاسخ
🔵 وبینار رایگان و حضور برای عموم آزاد است.
🧷 لینک ثبتنام
◽️@utfinance◽️
❤7👍3👎1
📄 یادداشت
ما به توسعه نمیرسیم؟
👤 رضا خجسته رحیمی
در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه امآیتی، برندهی یک جایزهی مهم پژوهشی بینالمللی در اقتصاد شده است.
مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن میکنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچگاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمیشوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاحطلبی یا اصولگرایی مواضع آنها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینههای منصوبشده به اندازهی کافی اصلاحطلب نیستند یا اصولگرایند.
اما از شناسنامهی اصلاحطلب یا اصولگرای مدیران مهمتر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینهشده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاستگذار را در تصمیمگیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار میبندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایههای علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقهی بستهی گزینششدگان میگذارد. ما هاضمهی ساختار حاکمیتیمان را آنقدری ضعیف کردهایم که نهتنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیتهای دیگر را ــچنانکه مسعود پزشکیان عادیاش میداندــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه و هضمناپذیر تشخیص میدهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبهقانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلامهای پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعهی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبهای ناممکن و ممتنع تبدیل کردهایم. و با این امتناع، راه تصور آیندهای متفاوت را مسدود ساختهایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشمانداز شهروندان، بیآینده کردهایم.
وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابلتصور نمیسازد، مادامی که در ساختار رابطهمان با خارج و ساختار رابطهمان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدینسو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکهای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدینسو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصصگرایی و شایستهسالاری به اغما کشانده است.
در غیاب چشماندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکهای، و در غیاب چشماندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایههای داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار میکند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلککننده صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاشهای فرسودهکنندهای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا ماندهایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه میدهد.
تجربهی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با بهدست گرفتن سکان ریاستجمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانههای این کشور و کاستن از بسیاری هزینههای بیفایدهی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانهها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانهی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کمترین میزان سهسال اخیر آن برساند. ما اما به یاد میآوریم تعداد قرارگاهها و کمیتهها و ستادهای بیحاصلی را که در این چندسالهی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و... ساختهایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پایشان ریختهایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانهی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوریست جدا از ریختوپاشها در توزیع یارانهی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و اینکه البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاههای نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجههای نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد قرارگاهها و ستادها و کمیتههای دیگری صف کشیدهاند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بیحجابی.
◽️@utfinance◽️
ما به توسعه نمیرسیم؟
👤 رضا خجسته رحیمی
در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه امآیتی، برندهی یک جایزهی مهم پژوهشی بینالمللی در اقتصاد شده است.
مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن میکنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچگاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمیشوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاحطلبی یا اصولگرایی مواضع آنها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینههای منصوبشده به اندازهی کافی اصلاحطلب نیستند یا اصولگرایند.
اما از شناسنامهی اصلاحطلب یا اصولگرای مدیران مهمتر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینهشده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاستگذار را در تصمیمگیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار میبندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایههای علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقهی بستهی گزینششدگان میگذارد. ما هاضمهی ساختار حاکمیتیمان را آنقدری ضعیف کردهایم که نهتنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیتهای دیگر را ــچنانکه مسعود پزشکیان عادیاش میداندــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه و هضمناپذیر تشخیص میدهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبهقانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلامهای پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعهی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبهای ناممکن و ممتنع تبدیل کردهایم. و با این امتناع، راه تصور آیندهای متفاوت را مسدود ساختهایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشمانداز شهروندان، بیآینده کردهایم.
وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابلتصور نمیسازد، مادامی که در ساختار رابطهمان با خارج و ساختار رابطهمان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدینسو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکهای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدینسو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصصگرایی و شایستهسالاری به اغما کشانده است.
در غیاب چشماندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکهای، و در غیاب چشماندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایههای داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار میکند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلککننده صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاشهای فرسودهکنندهای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا ماندهایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه میدهد.
تجربهی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با بهدست گرفتن سکان ریاستجمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانههای این کشور و کاستن از بسیاری هزینههای بیفایدهی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانهها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانهی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کمترین میزان سهسال اخیر آن برساند. ما اما به یاد میآوریم تعداد قرارگاهها و کمیتهها و ستادهای بیحاصلی را که در این چندسالهی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و... ساختهایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پایشان ریختهایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانهی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوریست جدا از ریختوپاشها در توزیع یارانهی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و اینکه البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاههای نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجههای نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد قرارگاهها و ستادها و کمیتههای دیگری صف کشیدهاند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بیحجابی.
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
مریم فربودی، اقتصاددان ایرانی و استاد مالی دانشگاه امآیتی، برنده جایزه پژوهشی الین بنت (Elaine Bennett Research Prize) در سال ۲۰۲۴ شد.
این جایزه از سال ۱۹۹۸ هر ساله برای شناسایی و ارج نهادن به پژوهشهای برجسته در هر زمینهای از اقتصاد توسط زنی که بیش…
این جایزه از سال ۱۹۹۸ هر ساله برای شناسایی و ارج نهادن به پژوهشهای برجسته در هر زمینهای از اقتصاد توسط زنی که بیش…
👍12👎1
🖥 گفتوگوی لکس فریدمن با خاویر میلی
آزادی و اصلاحات اقتصادی در آرژانتین؛ کارنامه خاویر میلی
لکس فریدمن در جدیدترین اپیزود پادکستش با خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین مصاحبه مفصلی انجام داده که از دو جهت جالب است:
نخست تصویری از اصلاحات اقتصادی ۱۱ ماهه در یکی از نابسامانترین اقتصادهای جهان که منجر به کنترل قابل توجه تورم و کاهش بدهیها شده است. میلی با قطع یارانهها و کمکها به رسانهها و همچنین حذف تعداد قابل توجهی از نهادهای دولتی و اخراج ۷۰هزارنفر از دولت عملا هزینههای دولتی را به شکل قابل توجهی کاهش داد و البته این اصلاحات برای خود او پرهزینه بود و منجر به تظاهراتهای مختلف و مخالفتهای سیاسی قابل توجهی به خصوص با جریانهای سوسیالیست و چپ در این کشور شده است. این مصاحبه تصویر جالبی از ایدههای میلی، شخصیت و نگاهش به اصلاحات اقتصادی و نحوه مواجهه دولت و بازار ارایه میکند.
نکته جالب توجه دوم در این مصاحبه کار جدیدی است که لکس فریدمن به لطف قابلیتهای ژورنالیسم تکنولوژی انجام داده، او به زبان انگلیسی پرسشها را مطرح کرده و میلی به زبان اسپانیایی پاسخ داده و بعد با کمک هوش مصنوعی Eleven Labs صحبتهای میلی را به انگلیسی دوبله کرده که به این ترتیب لحن و تن صدای میلی در نسخه انگلیسی مصاحبه حفظ شده است.
🔗 ترجمه فارسی مصاحبه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
آزادی و اصلاحات اقتصادی در آرژانتین؛ کارنامه خاویر میلی
لکس فریدمن در جدیدترین اپیزود پادکستش با خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین مصاحبه مفصلی انجام داده که از دو جهت جالب است:
نخست تصویری از اصلاحات اقتصادی ۱۱ ماهه در یکی از نابسامانترین اقتصادهای جهان که منجر به کنترل قابل توجه تورم و کاهش بدهیها شده است. میلی با قطع یارانهها و کمکها به رسانهها و همچنین حذف تعداد قابل توجهی از نهادهای دولتی و اخراج ۷۰هزارنفر از دولت عملا هزینههای دولتی را به شکل قابل توجهی کاهش داد و البته این اصلاحات برای خود او پرهزینه بود و منجر به تظاهراتهای مختلف و مخالفتهای سیاسی قابل توجهی به خصوص با جریانهای سوسیالیست و چپ در این کشور شده است. این مصاحبه تصویر جالبی از ایدههای میلی، شخصیت و نگاهش به اصلاحات اقتصادی و نحوه مواجهه دولت و بازار ارایه میکند.
نکته جالب توجه دوم در این مصاحبه کار جدیدی است که لکس فریدمن به لطف قابلیتهای ژورنالیسم تکنولوژی انجام داده، او به زبان انگلیسی پرسشها را مطرح کرده و میلی به زبان اسپانیایی پاسخ داده و بعد با کمک هوش مصنوعی Eleven Labs صحبتهای میلی را به انگلیسی دوبله کرده که به این ترتیب لحن و تن صدای میلی در نسخه انگلیسی مصاحبه حفظ شده است.
🔗 ترجمه فارسی مصاحبه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
YouTube
Javier Milei: President of Argentina - Freedom, Economics, and Corruption | Lex Fridman Podcast #453
Javier Milei is the President of Argentina. This episode is available in both English and Spanish.
Thank you for listening ❤ Check out our sponsors: https://lexfridman.com/sponsors/ep453-sb
See below for timestamps, transcript, and to give feedback, submit…
Thank you for listening ❤ Check out our sponsors: https://lexfridman.com/sponsors/ep453-sb
See below for timestamps, transcript, and to give feedback, submit…
👍7❤1
📄 مقاله
علیه پولانی -قسمت دوم و پایانی-
👤 موری روتبارد
✍️ ترجمه مهران خسروزاده
اقتصاددان آمریکایی درباره کتاب «دگرگونی بزرگ» چه میگوید؟
🔗 قسمت اول را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
علیه پولانی -قسمت دوم و پایانی-
👤 موری روتبارد
✍️ ترجمه مهران خسروزاده
اقتصاددان آمریکایی درباره کتاب «دگرگونی بزرگ» چه میگوید؟
🔗 قسمت اول را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
علیه پولانی
اقتصاددان آمریکایی درباره کتاب «دگرگونی بزرگ» چه میگوید؟ (قسمت دوم و نهایی)
👍5👎2
📄 یادداشت
شلیک به چشم اقتصاد
👤 امیرحسین خالقی
کمی بدیهی است ولی انگار مشکل ما حتی در سطوح کلان هم همین بدیهیات است! چرا اینقدر بر «کشف» قیمت در بازار تاکید می شود؟ دقیقا چه چیزی بناست «کشف» شود؟اجازه دهید بیشتر توضیح بدهم: در یک مبادله بین خریدار و فروشنده کالا (و پول) رد و بدل می شود. خریدار می خرد چون تصور می کند که کالا ارزشی بیشتر از پولش دارد و در مورد فروشنده ماجرا برعکس است؛ پس اگر در بازار و با میل دو طرف مبادله ای رخ داد وضع هر دو طرف بهتر از قبل بهتر شده است؛ دو طرفی چیزی به دست آورده اند که از آنچه قبلا داشته اند (پول یا کالا) ارزش بیشتری دارد.
این بهتر شدن اوضاع دو طرف هم ربطی به رقابتی بودن یا نبودن بازار هم ندارد و همیشه صادق است. قیمت نسبت مبادله دو کالاست که در اقتصادهای پولی مترادف با مقداری است که یک کالا با «مرغوبترین» کالای آن اقتصاد (یعنی پول) مبادله می شود. مهمتر اینکه قیمت با «ارزش» (مطلوبیت ذهنی) کالا یکی نیست! وقتی کسی کالای 10 دلاری را در بازار می خرد معنی اش فقط می تواند این باشد که «ارزش» آن کالا بیشتر از 10 دلار است ولی دقیقا «چقدر» است را کسی حتی خود فرد هم نمی داند، ارزش ذهنی است!
حالا اگر تعداد فروشندگان و خریداران زیاد باشد قیمت های پیشنهادی تقریب بهتری از ارزش های ذهنی آنها به دست می دهد؛ تصور کنید من می خواهم فلان دستگاه را بخرم و فقط یک فروشنده داریم که قیمت 5000 دلاری پیشنهاد می دهد اگر خرید انجام شود یعنی ارزش دستگاه برای من بیشتر از 5000 دلار است (شاید حتی برای آن 50000 چوق هم خرج کنم) و برای فروشنده هم ارزش دستگاهش کمتر از 5000 دلار است (حتی شاید بار بخورد بخواهد آن را 4000 دلار هم رد کند). اما وقتی تعداد فروشندگان بیشتر شد و مثلا 4500 و 5000 و 55000 و ... پیشنهاد دادند یک اتفاق خوب می افتد: افراد در اقتصاد حدود مطلوبیت های یکدیگر را بهتر کشف می کنند و این یعنی سازوکار دقیقتر انتقال اطلاعات و دانش! اقتصاد خوب هم یعنی اقتصادی که با توجه به کمیابی منابع بتوان تولید و مصرف کالاها را به نظر آدم ها نزدیکتر کرد. وقتی دانش و اطلاعات بهتری داری اقتصاد بهتری هم داری، خیلی چیزها شاید کمتر تولید شوند یا نشوند و به جای آنها چیزهای دیگری عرضه شوند و ....
بازار بیش از فضایی برای داد و ستد در واقع یک سازوکار فراهم آوردن اطلاعات و دانش است که بدون آن اقتصاد چیزی کم دارد! وقتی دولت این رویه را به هم زند و فکر کند بهتر از خود افراد می داند کار به مشکل می خورد! چنین دولتی اجازه نمی دهد آدم ها حدس بزنند و آزمون و خطا کنند و طبیعی است که اوضاع آدم ها را بدتر کند! حرفش اینست که لازم نیست شما خیلی چیزی بدانید من بهتر از شماها می فهمم و بهتر است زندگی ات را با الویت های من تطبیق بدهی. شما آزادید هرچه من می گویم را گوش دهید! از نظر اقتصادی قیمتگذاری دستوری در واقع شلیک به چشم اقتصاد است. الله اعلم.
پ.ن: برای ورودی جدی به این موضوع بد نیست این مقاله کلاسیک از هایک را ببینید:
https://bit.ly/4hY31gw
منبع: کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
شلیک به چشم اقتصاد
👤 امیرحسین خالقی
کمی بدیهی است ولی انگار مشکل ما حتی در سطوح کلان هم همین بدیهیات است! چرا اینقدر بر «کشف» قیمت در بازار تاکید می شود؟ دقیقا چه چیزی بناست «کشف» شود؟اجازه دهید بیشتر توضیح بدهم: در یک مبادله بین خریدار و فروشنده کالا (و پول) رد و بدل می شود. خریدار می خرد چون تصور می کند که کالا ارزشی بیشتر از پولش دارد و در مورد فروشنده ماجرا برعکس است؛ پس اگر در بازار و با میل دو طرف مبادله ای رخ داد وضع هر دو طرف بهتر از قبل بهتر شده است؛ دو طرفی چیزی به دست آورده اند که از آنچه قبلا داشته اند (پول یا کالا) ارزش بیشتری دارد.
این بهتر شدن اوضاع دو طرف هم ربطی به رقابتی بودن یا نبودن بازار هم ندارد و همیشه صادق است. قیمت نسبت مبادله دو کالاست که در اقتصادهای پولی مترادف با مقداری است که یک کالا با «مرغوبترین» کالای آن اقتصاد (یعنی پول) مبادله می شود. مهمتر اینکه قیمت با «ارزش» (مطلوبیت ذهنی) کالا یکی نیست! وقتی کسی کالای 10 دلاری را در بازار می خرد معنی اش فقط می تواند این باشد که «ارزش» آن کالا بیشتر از 10 دلار است ولی دقیقا «چقدر» است را کسی حتی خود فرد هم نمی داند، ارزش ذهنی است!
حالا اگر تعداد فروشندگان و خریداران زیاد باشد قیمت های پیشنهادی تقریب بهتری از ارزش های ذهنی آنها به دست می دهد؛ تصور کنید من می خواهم فلان دستگاه را بخرم و فقط یک فروشنده داریم که قیمت 5000 دلاری پیشنهاد می دهد اگر خرید انجام شود یعنی ارزش دستگاه برای من بیشتر از 5000 دلار است (شاید حتی برای آن 50000 چوق هم خرج کنم) و برای فروشنده هم ارزش دستگاهش کمتر از 5000 دلار است (حتی شاید بار بخورد بخواهد آن را 4000 دلار هم رد کند). اما وقتی تعداد فروشندگان بیشتر شد و مثلا 4500 و 5000 و 55000 و ... پیشنهاد دادند یک اتفاق خوب می افتد: افراد در اقتصاد حدود مطلوبیت های یکدیگر را بهتر کشف می کنند و این یعنی سازوکار دقیقتر انتقال اطلاعات و دانش! اقتصاد خوب هم یعنی اقتصادی که با توجه به کمیابی منابع بتوان تولید و مصرف کالاها را به نظر آدم ها نزدیکتر کرد. وقتی دانش و اطلاعات بهتری داری اقتصاد بهتری هم داری، خیلی چیزها شاید کمتر تولید شوند یا نشوند و به جای آنها چیزهای دیگری عرضه شوند و ....
بازار بیش از فضایی برای داد و ستد در واقع یک سازوکار فراهم آوردن اطلاعات و دانش است که بدون آن اقتصاد چیزی کم دارد! وقتی دولت این رویه را به هم زند و فکر کند بهتر از خود افراد می داند کار به مشکل می خورد! چنین دولتی اجازه نمی دهد آدم ها حدس بزنند و آزمون و خطا کنند و طبیعی است که اوضاع آدم ها را بدتر کند! حرفش اینست که لازم نیست شما خیلی چیزی بدانید من بهتر از شماها می فهمم و بهتر است زندگی ات را با الویت های من تطبیق بدهی. شما آزادید هرچه من می گویم را گوش دهید! از نظر اقتصادی قیمتگذاری دستوری در واقع شلیک به چشم اقتصاد است. الله اعلم.
پ.ن: برای ورودی جدی به این موضوع بد نیست این مقاله کلاسیک از هایک را ببینید:
https://bit.ly/4hY31gw
منبع: کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
Econlib
"The Use of Knowledge in Society" - Econlib
Snippet: What is the problem we wish to solve when we try to construct a rational economic order? On certain familiar assumptions the answer is simple enough. If we possess all the relevant information, if we can start out from a given system of preferences…
👍5👎4❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جلسه رونمایی از کتابهای گفتارهایی در روششناسی و معرفت شناسی علم اقتصاد نوشته موسی غنی نژاد
فایل صوتی
▫️در این مراسم محمد طبیبیان با اشاره به چگونگی شکل گیری علم اظهار کرد: دکتر غنی نژاد با کتابهای خود حیطه بین علم و غیرعلم را شکافت.
▫️ابراهیم صحافی، پژوهشگر اندیشه سیاسی نیز در این نشست درباره کتاب معرفت شناسی علم اقتصاد گفت: این کتاب تنها دو دفعه در کلاسهای دانشگاهی تدریس شد.
▫️صحافی با انتقاد از موثر نبودن فارغالتحصیلان اقتصادی بیان کرد: در فرهنگ غربی پیش فرضهایی در حوزههای مختلف تعریف شده که در ایران این پیشفرضها تعریف نشده است.
▫️در ادامه این برنامه امیرحسین خالقی، پژوهشگر اندیشه سیاسی گفت: دغدغههای این کتابها به روز است که بر اساس آن از نهاد دولت نمیتوان انتظار داشت که اقتصاد را به سامان کند.
▫️موسی غنی نژاد، اقتصاددان و نویسنده این دو کتاب اظهار کرد: در ایران 95 درصد اقتصاد دولتی و نرخ بازارها دستوری است.
◽️@utfinance◽️
فایل صوتی
▫️در این مراسم محمد طبیبیان با اشاره به چگونگی شکل گیری علم اظهار کرد: دکتر غنی نژاد با کتابهای خود حیطه بین علم و غیرعلم را شکافت.
▫️ابراهیم صحافی، پژوهشگر اندیشه سیاسی نیز در این نشست درباره کتاب معرفت شناسی علم اقتصاد گفت: این کتاب تنها دو دفعه در کلاسهای دانشگاهی تدریس شد.
▫️صحافی با انتقاد از موثر نبودن فارغالتحصیلان اقتصادی بیان کرد: در فرهنگ غربی پیش فرضهایی در حوزههای مختلف تعریف شده که در ایران این پیشفرضها تعریف نشده است.
▫️در ادامه این برنامه امیرحسین خالقی، پژوهشگر اندیشه سیاسی گفت: دغدغههای این کتابها به روز است که بر اساس آن از نهاد دولت نمیتوان انتظار داشت که اقتصاد را به سامان کند.
▫️موسی غنی نژاد، اقتصاددان و نویسنده این دو کتاب اظهار کرد: در ایران 95 درصد اقتصاد دولتی و نرخ بازارها دستوری است.
◽️@utfinance◽️
👍10👎3❤2
📚 تازههای نشر
از قولهای کاغذی تا مارکسیسم بینقاب
کتابهای جدیدی که انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است
◽️@utfinance◽️
از قولهای کاغذی تا مارکسیسم بینقاب
کتابهای جدیدی که انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است
◽️@utfinance◽️
👍10👎1👏1
مصاحبهی_کامل_ریچارد_داوکینز_و_جردن_پیترسون_با_زیرنویس_فارسی_.ts
96.5 MB
🖥 ویدیو
👤 ریچارد داوکینز
👤جردن پیترسون
📌 ویدیوی کامل گفتوگوی ریچارد داوکینز و جردن پیترسون – با زیرنویس فارسی
◽️@utfinance◽️
#ریچارد_داوکینز
#جردن_پیترسون
👤 ریچارد داوکینز
👤جردن پیترسون
📌 ویدیوی کامل گفتوگوی ریچارد داوکینز و جردن پیترسون – با زیرنویس فارسی
◽️@utfinance◽️
#ریچارد_داوکینز
#جردن_پیترسون
👍9🔥2👎1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جنگ خونینی که با تعرفه گمرکی شروع شد
👤حسین میرزایی
©️چراز
نسخه صوتی
▫️شاید بتوان نقطه آغاز جنگ داخلی آمریکا را اختراع دستگاه پنبهپاککن در سال 1793 دانست که سبب تبدیل کاشت پنبه به یک فعالیت سودآور شد. اما چگونه یک اختراع باعث جنگ خونین شد؟
▫️در سال 1850 دو مدل اقتصادی کاملا متفاوت در شمال و جنوب آمریکا شکل گرفته بود. اقتصاد در جنوب آمریکا مبتنی بر کشاورزی بود اما در شمال آمریکا مبتنی بر ساخت کالاهای صنعتی نظیر ماشین آلات کشاورزی و ...
▫️دولت تازه تاسیس آمریکا بر روی کالاهای صادراتی و وارداتی تعرفه وضع کرد. این تعرفهها تا سال 1915، حدود 95 درصد از درآمد دولت مرکزی آمریکا را تشکیل میداد. اما به سرعت مشخص شد که این تعرفهها به ضرر ایالات جنوبی و به سود ایالات شمالی است.
▫️از طرف دیگر انتخاب ابراهام لینکلن از حزب جمهوریخواه با وعده افزایش تعرفه و ممانعت از بردهداری در ایالتهای جدید، بر کرسی ریاست جمهوری، شروعی بر جنگهای داخلی آمریکا بود.
▫️چراز در این قسمت به بزرگترین و پرتلفاتترین جنگ آمریکا یعنی جنگ داخلی و دلیل اقتصادی شکلگیری آن و آثارات اقتصادی ناشی از آن میپردازد.
#چراز
◽️@utfinance◽️
👤حسین میرزایی
©️چراز
نسخه صوتی
▫️شاید بتوان نقطه آغاز جنگ داخلی آمریکا را اختراع دستگاه پنبهپاککن در سال 1793 دانست که سبب تبدیل کاشت پنبه به یک فعالیت سودآور شد. اما چگونه یک اختراع باعث جنگ خونین شد؟
▫️در سال 1850 دو مدل اقتصادی کاملا متفاوت در شمال و جنوب آمریکا شکل گرفته بود. اقتصاد در جنوب آمریکا مبتنی بر کشاورزی بود اما در شمال آمریکا مبتنی بر ساخت کالاهای صنعتی نظیر ماشین آلات کشاورزی و ...
▫️دولت تازه تاسیس آمریکا بر روی کالاهای صادراتی و وارداتی تعرفه وضع کرد. این تعرفهها تا سال 1915، حدود 95 درصد از درآمد دولت مرکزی آمریکا را تشکیل میداد. اما به سرعت مشخص شد که این تعرفهها به ضرر ایالات جنوبی و به سود ایالات شمالی است.
▫️از طرف دیگر انتخاب ابراهام لینکلن از حزب جمهوریخواه با وعده افزایش تعرفه و ممانعت از بردهداری در ایالتهای جدید، بر کرسی ریاست جمهوری، شروعی بر جنگهای داخلی آمریکا بود.
▫️چراز در این قسمت به بزرگترین و پرتلفاتترین جنگ آمریکا یعنی جنگ داخلی و دلیل اقتصادی شکلگیری آن و آثارات اقتصادی ناشی از آن میپردازد.
#چراز
◽️@utfinance◽️
👍6❤1
Forwarded from Mohammad rajabi
📍 کارگاه آموزشی «لیبرالیسم، از لاک تا هایک»
✨ دو جلسه دو ساعته.
⚡ ارائهدهنده: محمد رجبی مهوار، روزنامهنگار، دانشآموخته علوم سیاسی و دانشجوی رشته مطالعات آمریکا از دانشگاه علامه.
📌جهت ثبت نام، برای دریافت فایلهای صوتی کارگاه برگزارشده، لطفاً به آیدی @mohammadrajabi345 در تلگرام، پیام دهید.
✨ دو جلسه دو ساعته.
⚡ ارائهدهنده: محمد رجبی مهوار، روزنامهنگار، دانشآموخته علوم سیاسی و دانشجوی رشته مطالعات آمریکا از دانشگاه علامه.
📌جهت ثبت نام، برای دریافت فایلهای صوتی کارگاه برگزارشده، لطفاً به آیدی @mohammadrajabi345 در تلگرام، پیام دهید.
👌5👍1