Finance & Economics
12.3K subscribers
1.66K photos
923 videos
1.15K files
3.08K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Markets & Society, VOL 1, N. 1.pdf
1.9 MB
📕 مجله

Markets & Society, Vol 1, Issue 1 2024
Editor-in-Chief: Virgil Henry Storr

ژورنال بازارها و جامعه، دوره اول شماره اول ۲۰۲۴
به سردبیری ویرجیل هنری استور

◽️@utfinance◽️
📚 تازه‌های نشر

بنیان نهایی علم اقتصاد: رساله‌ای دربارۀ روش

👤 لودویگ فون میزس


ترجمه مهرپویا علا

هدف این رساله، تأکید بر این حقیقت است که در جهان هستی چیزی وجود دارد که علوم طبیعی نمی‌‌تواند آن را توصیف و تحلیل کند: کنش انسانی.

رساله با شناخت، علم و باور عقلانی سر و کار دارد و تنها تا آنجا به دکترین‌‌های متافیزیکی ارجاع می‌‌دهد که لازم باشد نشان داده شود که میان این دکترین‌‌ها و شناخت علمی چه تفاوت‌‌هایی وجود دارد. رساله بی‌کم‌ و کاست اصل موضوعۀ لاک را می‌‌پذیرد که مطابق با آن «به هیچ گزاره‌ ای بیشتر از شواهدی که روی آن بنا شده است تکیه نکنید.»


برای خرید کتاب می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.


◽️@utfinance◽️
🔥8👍41👎1
مریم فربودی، اقتصاددان ایرانی و استاد مالی دانشگاه ام‌آی‌تی، برنده جایزه پژوهشی الین بنت (Elaine Bennett Research Prize) در سال ۲۰۲۴ شد.

این جایزه از سال ۱۹۹۸ هر ساله برای شناسایی و ارج نهادن به پژوهش‌های برجسته در هر زمینه‌ای از اقتصاد توسط زنی که بیش از ده سال از دریافت مدرک دکترای او نگذشته باشد، اعطا می‌شود.فربودی فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه مریلند در رشته‌های مهندسی کامپیوتر و علوم کامپیوتر است. او همچنین کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته اقتصاد به ترتیب در دانشگاه تگزاس در آستین و دانشگاه شیکاگو گذرانده است. این اقتصاددان ایرانی سابقه تدریس در دانشگاه‌های پرینستون و ام‌آی‌تی را دارد. پژوهش‌های فربودی بر اقتصاد کلان داده (Big Data) و کاربردهای مالی اقتصاد کلان متمرکز است. همین پژوهش‌ها جایزه پژوهشی الین بنت را برای فربودی به ارمغان آورد.

◽️@utfinance◽️
👍32👎14👏8👌32
📄 مقاله

سخنی درباره وفاق ملی

👤 موسی غنی‌نژاد

یکی ‌از شعار‌های رئیس محترم دولت چهاردهم در جریان مبارزات انتخاباتی وفاق ملی ‌بود. این شعار به دل خیلی از رای‌دهندگان نشست؛ چون در توضیح آن می‌گفتند ما با کسی دعوا نداریم و باید اختلاف نظرها را با تدبیر و گفت‌وگوی دوستانه حل کنیم؛ اما نمی‌توان انکار کرد که از همان ابتدا ابهامی در مفهوم وفاق ملی وجود داشت که شاید آن زمان که برخی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری اغلب با ادبیاتی خشن و ستیزه‌جویانه سخن می‌گفتند چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت.

 تصور عمومی بر این بود که منظور از وفاق صرفا پرهیز از گفتار و رفتار ستیزه‌جویانه و خشن در مقابل مخالفان سیاسی است. پس از پیروزی جناب دکتر پزشکیان در انتخابات، هنگام انتخاب اعضای هیات دولت ابقای برخی مقامات دولت پیشین در مسوولیت‌های خود به وفاق ملی تعبیر شد؛ یعنی پذیرفتن مخالفان سیاسی در کنار خود. به علاوه، برگزید‌ن برخی خانم‌های متخصص به مقام‌های مهم دولتی مانند وزارت راه و شهرسازی و نیز انتصاب برخی هموطنان سنی‌مذهب به مقامات سیاسی همگی سیاست‌های معقولی است که به درستی همسو با وعده وفاق ملی تلقی می‌شود. اما آنچه در این میان حیرت‌انگیز و تاسف‌بار است شائبه هم‌سخنی و همدلی رئیس‌جمهور محترم با کسانی است که رسما و علنا مُبلغ ایران‌ستیزی و تحقیر فرهنگ ایرانی و زبان فارسی هستند. عکس یادگاری رئیس‌جمهور با این‌گونه ‌افراد پس از برگزاری جلسه مشترک با آنها حیرت‌انگیز و نگران‌کننده بود. آیا این رفتار را هم می‌توان مصداقی از مفهوم وفاق ملی دانست؟ اساسا وفاق ملی چه مضمونی دارد که چنین طیف گسترده‌ای از رفتارها را دربرمی‌گیرد؟ ابهامی که پیش از این به آن اشاره کردیم، ناشی از این مساله است. آنچه اغلب فراموش می‌شود این است که واژه وفاق بیش از آنکه ناظر بر هدف مشخصی باشد، بیانگر وسیله یا روش است. وفاق در لغت به معنی موافقت، سازگاری، همراهی و‌ اتحاد است؛ اما چیزی درباره اینکه موافقت، همراهی و اتحاد بر سر کدام هدف یا مقصود است، نمی‌گوید.
البته وقتی سخن از وفاق ملی است تلویحا این معنی القا می‌شود که منظور موافقت و اتحاد برای رسیدن به اهداف ملی یا منافع ملی است. انتصاب خانم‌ها و ایرانیان دارای مذاهب متفاوت به مقامات دولتی از این لحاظ که موجب تحکیم همبستگی ملی و ‌استفاده کارآمد از سرمایه انسانی می‌شود به درستی اقدامی در جهت وفاق ملی تلقی می‌شود؛ ‌چون‌ نهایتا در خدمت تامین منافع ملی است. بنابراین آنچه باید در سخن از وفاق ملی حتما مورد توجه قرار گیرد این است که وفاق چرا و چگونه تامین‌کننده منافع ملی است وگرنه صرف موافقت یا همراهی با دیگران الزاما به معنی وفاق ملی نیست. از این‌رو، طبیعی است که موافقت و همراهی با کسانی که آشکار یا پنهان ضد منافع ملی عمل می‌کنند، هیچ‌گاه به‌معنی وفاق ملی حقیقی نخواهد بود و باید به جِد از اطلاق این مفهوم به این موارد اجتناب کرد.
امیدواریم رئیس‌جمهور محترم و مشاوران ایشان به این موضوع توجه کنند که نشست و برخاست بالاترین مقام اجرایی کشور نباید علائم نادرست و گمراه‌کننده به آحاد جامعه بدهد. ایران از بیش از ۲۵۰۰سال پیش ملت متشکل از قومیت‌ها، نژادها و ادیان و مذاهب گوناگون بوده که غالبا در صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی ‌کرده‌اند. رفتار رئیس‌جمهور کشورمان با جُهال ساده‌لوح یا مغرضی که تاریخ ‌کشور خود را نمی‌دانند، آگاهانه یا ناآگاهانه آلت دست مطامع بیگانگان می‌شوند و بر سر شاخ‌ نشسته بُن می‌بُرند، نباید طوری باشد که خدای نکرده شائبه همدلی با اینان در افکار عمومی ایجاد کند. این شائبه ربطی به وفاق ملی ندارد و احتمالا بر نفاق ملی دامن می‌زند. امیدواریم رئیس‌جمهور محترم‌ و‌ مسوولان ‌دفتر ایشان توضیح‌ قانع‌کننده‌ای درباره ملاقات ایشان با برخی عناصر مساله‌دار معروف به ایران‌ستیزی بدهند و نگرانی افکار عمومی ملت بزرگ ایران را برطرف سازند.

◽️@utfinance◽️
👍23👎131🤬1
Forwarded from اشکان زارع
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت سوم تأملات؛
عنوان: مقدمه‌ای برای دولت رفاه ؛ جایی که هرگز برنده نخواهیم شد!
🖌️اشکان زارع
بحث دولت رفاه امروز لقلقه زبانی بسیاری از چپ‌ها است. با صدور انواع مهاجر به اقصی نقاط دنیا و واردات انواع ایدئولوژی به ایران، ایرانیان از این دولت به‌ویژه در عالم مجازی زیاد شنیده و می‌شوند. فردریک باستیا اقتصاددان فرانسوی دولت رفاه را یک چپاول دو سویه می‌داند و آین رند چنین فضایی را جایی می‌داند که برنده بودن در آن یعنی چیزی بیش از بازنده بودن. با این اشاره پادکست تأملات را بشنوید.
https://t.me/iranpazhohi
👎7👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 دکتر علینقلی مشایخی، رئیس اسبق دانشکده اقتصاد شریف:

«ناترازی برق از سال ۸۴ و اجرای طرح تثبیت قیمت‌ها در مجلس هفتم آغاز شد.

تا قبل از سال ۸۴، هر سال قیمت برق بر اساس نرخ تورم افزایش می‌یافت، اما با طرح اشتباه تثبيت قیمت‌ها در مجلس هفتم، این افزایش قیمت متوقف شد.»

◽️@utfinance◽️
👍23👎8👏4
📄 یادداشت

پیرامون تصمیم ستاد اقتصادی

👤 محمد طبیبیان

اخیراً یک کلیپ صحبت از شخصی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که به نظر می‌رسد آقای همتی وزیر اقتصاد هستند (اینجا ببینید).
صحبت‌هایی که مطرح می‌شود باور کردنی نیست. برای همین هم این فدوی شک کردم شاید کلیپ ساختگی باشد، اما به هر حال من‌باب تمرین اقتصاد و بلکه تمرین حساب بد نیست مرور کنیم:
مطلبی به این مضمون مطرح است در مورد تصمیم ستاد اقتصادی دولت. سال ۱۳۹۶ ارزش دلاری نقدینگی کشور ۳۶۰ میلیارد دلار بوده (حجم نقدینگی سال ۱۳۹۶ را تقسیم بر ۳۰۰۰ تومان قیمت دلار همان سال کرده اند) حالا اگر حجم نقدینگی را تقسیم بر نرخ دلار فعلی کنیم، لابد حدود ۶۹۰۰۰ تومان، محاسبه ایشان رقم  ۱۴۰ میلیارد دلار را بدست داده. پس ۲۲۰ میلیارد دلار ریال کم داریم !!!  دلیل متقن این کمبود هم این که هر کجا مسئولین می‌روند بخش خصوصی ( والبته بخش دولتی هم) می‌گویند کمبود ریال داریم. پس بنابراین ۲۵۰-۳۰۰  هزار میلیارد تومان علاوه بر نقدینگی موجود لازم است و خبر خوب این که در ستاد اقتصادی دولت تمهیداتی اندیشیده شده تا این رقم تامین گردد. یک چنین استدلالی باور کردنی نیست!

یکم، اینکه اگر از سال ۱۳۹۶ عقب‌تر می‌رفتند که نرخ دلار ارزان‌تر و مثلاً صد تومان بود احیاناً ارزش دلاری بیشتری برای حجم نقدینگی پیدا می‌شد و اکنون نقدینگی بیشتری لازم می‌گردید. چرا سال ۱۳۹۶ را انتخاب کرده‌اند؟

دوم، از سال مزبور تا کنون یعنی طی هفت سال قیمت دلار به طور متوسط هر ساله ۱.۶ برابر شده با همین دست فرمان جلو برویم سال ۱۴۰۹ قیمت دلار از مرز ۱۰۰۰۰۰۰ تومان هم خواهد گذاشت. برای جبران آن چه میزان نقدینگی جدید لازم خواهید داشت؟ کاهش ارزش واقعی نقدینگی، مثلا از طریق سنجش نسبت نقدینگی به شاخص عمومی قیمت طی زمان، نشان از افت اقتصاد کشور و نشان از کاهش در ارزش نه تنها دارایی نقدی جامعه بلکه کل دارایی‌های جامعه است. نشان از فقیرتر شدن است. این پدیده را نمی‌توان با افزایش یک کمیت اسمی مثل حجم پول و نقدینگی جبران کرد.

سوم، این استدلال جناب وزیر از ابعاد مختلف ایراد دارد. اصل مطلب این است که طی سال‌ها بی‌پروا نقدینگی ایجاد شده اما نرخ افزایش ارز خارجی از آن هم سریع‌تر رشد کرده و از تقسیم کردن نقدینگی به نرخ ارز پیوسته رقم کوچکتری بدست آمده است. چرا نرخ ارز با این سرعت اضافی رشد کرده؟ چند دلیل دارد یکی شرایط نابسامان تولید و تجارت بین‌المللی کشور، شرایط نابسامان صادرات نفت که حقیقتاً برای عموم معلوم نیست با چه نرخی توسط چه تشکیلاتی صادر می‌شود و حقیقتاً چه میزان درآمد آن به اقتصاد کشور تزریق می‌گردد. دیگر وجود سوراخ‌های پنهانی که از آن منابع واقعی از جمله کالا و ارز از کشور خارج می‌شود بدون این که در مقابل منابع واقعی وارد شود. گرچه ناپیدا اما این را اقتصاد کشور در افزایش غیر قابل توجیه نرخ ارز و نرخ بهره حقیقی غیر قابل توجیه به ما نشان می‌دهد.

چهارم، شاید به دلیل گرفتاری عظیم در ناترازی بودجه می‌خواهند نقدینگی ایجاد کنند. به هر حال تفاوتی نمی‌کند افزایش نقدینگی به هر منظور تورم‌زا است و آتش تورم را شعله‌ورتر می‌کند.

طرح‌های پیشرو و عناوین از این دست هم کمکی نمی‌کند و اصل خطر را دور نمی‌کند. تحت سناریو فرضی افزایش تورم و بحرانی شدن احتمالی شرایط بین‌المللی و جنگ چند سال دیگر می‌توان فکر کرد که همین محاسبه، ارزش دلاری نقدینگی را چه میزان نشان خواهد داد. بد نیست تجربه آلمان بعد از جنگ اول مرور شود.

پنجم، کمبود سرمایه در گردش بنگاه‌ها و کمبود اعتبارات در دسترس عموم و فعالان اقتصادی یک مشکل اساسی است (نباید تصور شود که با افزایش نقدینگی کلان این مشکل حل می‌شود چنانکه طی بیش از چهل سال، علیرغم افزایش شدید و مداوم در حجم پول و نقدینگی، این مشکل همچنان باقی بوده است). البته یک بافه‌ای از مشکلات است که به صورت یک پدیده خودش را نشان می‌دهد. این نیز مجموعه‌ای از راه حل‌ها را طلب می‌کند که خارج از بحث حاضر است. از جمله بخشی از مشکل نبود سیستم بانکی است، تعجب نکنید.

ششم، این فدوی کمی خرافاتی هم هستم در کلیپ بالا آمدن گربه و نشستن آن زیر پرچم بانک مرکزی را علامت خوبی نمی‌دانم. البته این بند را جدی نگیرید.

◽️@utfinance◽️
5👏3👍1👎1😱1👌1
◽️ رویداد

وبینار معرفی و بررسی کتاب «اقتصاد، قانون و سیاست»

👤 ارائه‌دهنده: مانی بشرزاد | مترجم کتاب

🗓 جمعه، ۲ آذر
🕑 ساعت ۱۷:۰۰
🏷️ ۶۰ دقیقه همراه با پرسش‌ و پاسخ

🔵 وبینار رایگان و حضور برای عموم آزاد است.

🧷 لینک ثبت‌نام

◽️@utfinance◽️
7👍3👎1
📄 یادداشت

ما به توسعه نمی‌رسیم؟

👤 رضا خجسته رحیمی

در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه ام‌آی‌تی، برنده‌ی یک جایزه‌ی مهم پژوهشی بین‌المللی در اقتصاد شده است.
مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن می‌کنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچ‌گاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمی‌شوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی مواضع آن‌ها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینه‌های منصوب‌شده به اندازه‌ی کافی اصلاح‌طلب نیستند یا اصول‌گرایند.
اما از شناسنامه‌ی اصلاح‌طلب یا اصول‌گرای مدیران مهم‌تر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینه‌شده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاست‌گذار را در تصمیم‌گیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار می‌بندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایه‌های علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقه‌ی بسته‌ی گزینش‌شدگان می‌گذارد. ما هاضمه‌ی ساختار حاکمیتی‌مان را آن‌قدری ضعیف کرده‌ایم که نه‌تنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیت‌های دیگر را ــ‌چنان‌که مسعود پزشکیان عادی‌اش می‌داند‌‌ــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه‌ و هضم‌ناپذیر تشخیص می‌دهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبه‌قانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلام‌های پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعه‌ی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبه‌ای ناممکن و ممتنع تبدیل کرده‌ایم. و با این امتناع، راه تصور آینده‌ای متفاوت را مسدود ساخته‌ایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشم‌انداز شهروندان، بی‌آینده کرده‌ایم.

وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابل‌تصور نمی‌سازد، مادامی که در ساختار رابطه‌‌مان با خارج و ساختار رابطه‌مان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدین‌سو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکه‌ای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدین‌سو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصص‌گرایی و شایسته‌سالاری به اغما کشانده است.
در غیاب چشم‌اندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکه‌ای، و در غیاب چشم‌اندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایه‌های داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار می‌کند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلک‌کننده‌ صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاش‌های فرسوده‌کننده‌ای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا مانده‌ایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه می‌دهد.

تجربه‌ی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور ‌کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با به‌دست گرفتن سکان ریاست‌جمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانه‌های این کشور و کاستن از بسیاری هزینه‌های بی‌فایده‌‌ی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانه‌ها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانه‌ی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کم‌ترین میزان سه‌سال اخیر آن برساند. ما اما به یاد می‌آوریم تعداد قرارگاه‌ها و کمیته‌ها و ستادهای بی‌حاصلی را که در این چندساله‌ی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و...  ساخته‌ایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پای‌شان ریخته‌ایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانه‌ی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوری‌ست جدا از ریخت‌وپاش‌ها در توزیع یارانه‌ی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و این‌که البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاه‌های نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجه‌های نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد‌ قرارگاه‌ها و ستادها و کمیته‌های دیگری صف کشیده‌اند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بی‌حجابی.

◽️@utfinance◽️
👍12👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مهم‌ترین مسئله اقتصاد ایران چیست؟

👤 مرتضی کاظمی

◽️@utfinance◽️
👍9👌3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دست‌اندازی در حقوق فردی باعث مشکلات بزرگ اقتصادی خواهد شد

👤 مرتضی کاظمی

◽️@utfinance◽️
👍8👎1
🖥 گفت‌وگوی لکس فریدمن با خاویر میلی

  آزادی و اصلاحات اقتصادی در آرژانتین؛ کارنامه خاویر میلی

لکس فریدمن در جدیدترین اپیزود پادکستش با خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین مصاحبه مفصلی انجام داده که از دو جهت جالب است:
نخست تصویری از اصلاحات اقتصادی ۱۱ ماهه در یکی از نابسامان‌ترین اقتصادهای جهان  که منجر به کنترل قابل توجه تورم و کاهش بدهی‌ها شده است. میلی با قطع یارانه‌ها و کمک‌ها به رسانه‌ها و همچنین حذف تعداد قابل توجهی از نهادهای دولتی و اخراج ۷۰هزارنفر از دولت عملا هزینه‌های دولتی را به شکل قابل توجهی کاهش داد و البته این اصلاحات برای خود او پرهزینه بود و منجر به تظاهرات‌های مختلف و مخالفت‌های سیاسی قابل توجهی به خصوص با جریان‌های سوسیالیست و چپ در این کشور شده است. این مصاحبه تصویر جالبی از ایده‌های میلی، شخصیت و نگاهش به اصلاحات اقتصادی و نحوه مواجهه دولت و بازار ارایه می‌کند.

نکته جالب توجه دوم در این مصاحبه کار جدیدی است که لکس فریدمن به لطف قابلیت‌های ژورنالیسم تکنولوژی انجام داده، او به زبان انگلیسی پرسش‌ها را مطرح کرده و میلی به زبان اسپانیایی پاسخ داده و بعد با کمک هوش مصنوعی Eleven Labs صحبت‌های میلی را به انگلیسی دوبله کرده که به این ترتیب لحن و تن صدای میلی در نسخه انگلیسی مصاحبه حفظ شده است.


🔗 ترجمه فارسی مصاحبه را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍71
Blank 176.pdf
162.9 KB
📄 ترجمه فارسی متن گفت‌وگوی لکس فریدمن با خاویر میلی

◽️@utfinance◽️

#خاویر_میلی
#لکس_فریدمن
👍9👎1
📄 مقاله

علیه پولانی -قسمت دوم و پایانی-

👤 موری روتبارد

✍️ ترجمه مهران خسروزاده

اقتصاددان آمریکایی درباره کتاب «دگرگونی بزرگ» چه می‌گوید؟

🔗 قسمت اول را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍5👎2
📄 یادداشت

شلیک به چشم اقتصاد

👤 امیرحسین خالقی

کمی بدیهی است ولی انگار مشکل ما حتی در سطوح کلان هم همین بدیهیات است! چرا اینقدر بر «کشف» قیمت در بازار تاکید می شود؟ دقیقا چه چیزی بناست «کشف» شود؟اجازه دهید بیشتر توضیح بدهم: در یک مبادله بین خریدار و فروشنده کالا (و پول) رد و بدل می شود. خریدار می خرد چون تصور می کند که کالا ارزشی بیشتر از پولش دارد و در مورد فروشنده ماجرا برعکس است؛ پس اگر در بازار و با میل دو طرف مبادله ای رخ داد وضع هر دو طرف بهتر از قبل بهتر شده است؛ دو طرفی چیزی به دست آورده اند که از آنچه قبلا داشته اند (پول یا کالا) ارزش بیشتری دارد.

این بهتر شدن اوضاع دو طرف هم ربطی به رقابتی بودن یا نبودن بازار هم ندارد و همیشه صادق است. قیمت نسبت مبادله دو کالاست که در اقتصادهای پولی مترادف با مقداری است که یک کالا با «مرغوبترین» کالای آن اقتصاد (یعنی پول) مبادله می شود. مهمتر اینکه قیمت با «ارزش» (مطلوبیت ذهنی) کالا یکی نیست! وقتی کسی کالای 10 دلاری را در بازار می خرد معنی اش فقط می تواند این باشد که «ارزش» آن کالا بیشتر از 10 دلار است ولی دقیقا «چقدر» است را کسی حتی خود فرد هم نمی داند، ارزش ذهنی است!

حالا اگر تعداد فروشندگان و خریداران زیاد باشد قیمت های پیشنهادی تقریب بهتری از ارزش های ذهنی آنها به دست می دهد؛ تصور کنید من می خواهم فلان دستگاه را بخرم و فقط یک فروشنده داریم که قیمت 5000 دلاری پیشنهاد می دهد اگر خرید انجام شود یعنی ارزش دستگاه برای من بیشتر از 5000 دلار است (شاید حتی برای آن 50000 چوق هم خرج کنم) و برای فروشنده هم ارزش دستگاهش کمتر از 5000 دلار است (حتی شاید بار بخورد بخواهد آن را 4000 دلار هم رد کند). اما وقتی تعداد فروشندگان بیشتر شد و مثلا 4500 و 5000 و 55000 و ... پیشنهاد دادند یک اتفاق خوب می افتد: افراد در اقتصاد حدود مطلوبیت های یکدیگر را بهتر کشف می کنند و این یعنی سازوکار دقیقتر انتقال اطلاعات و دانش! اقتصاد خوب هم یعنی اقتصادی که با توجه به کمیابی منابع بتوان  تولید و مصرف کالاها را به نظر آدم ها نزدیکتر کرد. وقتی دانش و اطلاعات بهتری داری اقتصاد بهتری هم داری، خیلی چیزها شاید کمتر تولید شوند یا نشوند و به جای آنها چیزهای دیگری عرضه شوند و ....

بازار بیش از فضایی برای داد و ستد در واقع یک سازوکار فراهم آوردن اطلاعات و دانش است که بدون آن اقتصاد چیزی کم دارد! وقتی دولت این رویه را به هم زند و فکر کند بهتر از خود افراد می داند کار به مشکل می خورد! چنین دولتی اجازه نمی دهد آدم ها حدس بزنند و آزمون و خطا کنند و طبیعی است که اوضاع آدم ها را بدتر کند! حرفش اینست که لازم نیست شما خیلی چیزی بدانید من بهتر از شماها می فهمم و بهتر است زندگی ات را با الویت های من تطبیق بدهی. شما آزادید هرچه من می گویم را گوش دهید! از نظر اقتصادی قیمتگذاری دستوری در واقع شلیک به چشم اقتصاد است. الله اعلم.

پ.ن: برای ورودی جدی به این موضوع بد نیست این مقاله کلاسیک از هایک را ببینید:
https://bit.ly/4hY31gw



منبع: کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel


◽️@utfinance◽️
👍5👎41
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 انقلاب ایران، روستا علیه شهر

👤 داروین صبوری

◽️@utfinance◽️
👍10👎5