📄 یادداشت
👤 توس تهماسبی
کدام نیرو بشریت را پیش برده، تاریخ را ساخته، زندگی بشر را آسانتر و لذتبخشتر نموده و از دردها و رنجهای بزرگ او کاسته است؟ کارل مارکس، پرولتاریای جهانی و کاسترو و چهگوارا؟ یا اخوانالمسلمین و سید قطب و علی شریعتی؟
به خودتان و اطرافتان نگاه کنید: هر چیزی که زندگی، رفاه و سلامت شما را حفظ میکند، از لباس و کفش راحتتان تا لامپی که روی سرتان روشن است و یا وسایل پزشکی، تلفن همراه، اینترنت، تلویزیون، اتومبیل، یا همین کولری که در این روزهای گرم، اجازه میدهد که نفسی بکشید، از غرب آمده و در آنجا اختراع و تولید انبوه شده است، یعنی آفریده ترکیب ویژهی سرمایهداری و فنآوری در تمدن غربی است.
فلاکت، رقتانگیزی و مضحک بودن تمام جنبشهایی که به جنگ سرمایهداری و تمدن غربی رفتهاند، با یک نگاه ساده به زندگی روزمره آشکار میشود. کارل مارکس گمان میکرد که میتواند شعبده بازی کند و با حذف دانشمندان، مخترعان، سرمایهگذاران و آن فرماسیون اجتماعی که آزادی کسب و کار، نوآوری و رقابت را تضمین و برای رواج محصولات نو بازار فروش فراهم میکند، طبقه کارگر را به عنوان سازندگان جهان و آفرینندگان مرحله پیشرفتهتر تاریخ جعل کرد.
◽️@utfinance◽️
👤 توس تهماسبی
کدام نیرو بشریت را پیش برده، تاریخ را ساخته، زندگی بشر را آسانتر و لذتبخشتر نموده و از دردها و رنجهای بزرگ او کاسته است؟ کارل مارکس، پرولتاریای جهانی و کاسترو و چهگوارا؟ یا اخوانالمسلمین و سید قطب و علی شریعتی؟
به خودتان و اطرافتان نگاه کنید: هر چیزی که زندگی، رفاه و سلامت شما را حفظ میکند، از لباس و کفش راحتتان تا لامپی که روی سرتان روشن است و یا وسایل پزشکی، تلفن همراه، اینترنت، تلویزیون، اتومبیل، یا همین کولری که در این روزهای گرم، اجازه میدهد که نفسی بکشید، از غرب آمده و در آنجا اختراع و تولید انبوه شده است، یعنی آفریده ترکیب ویژهی سرمایهداری و فنآوری در تمدن غربی است.
فلاکت، رقتانگیزی و مضحک بودن تمام جنبشهایی که به جنگ سرمایهداری و تمدن غربی رفتهاند، با یک نگاه ساده به زندگی روزمره آشکار میشود. کارل مارکس گمان میکرد که میتواند شعبده بازی کند و با حذف دانشمندان، مخترعان، سرمایهگذاران و آن فرماسیون اجتماعی که آزادی کسب و کار، نوآوری و رقابت را تضمین و برای رواج محصولات نو بازار فروش فراهم میکند، طبقه کارگر را به عنوان سازندگان جهان و آفرینندگان مرحله پیشرفتهتر تاریخ جعل کرد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
حتی نابینایان مادرزاد هم به کمک تراشههای نورالینک میتوانند ببینند
👍10👏5👎1
Audio
👍3🤮1
Audio
🎧 پرسش و پاسخ
نکاتی درباره مبانی فکری توسعه اقتصادی
👤 موسی غنینژاد
🗓 دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳
◽️@utfinance◽️
نکاتی درباره مبانی فکری توسعه اقتصادی
👤 موسی غنینژاد
🗓 دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳
◽️@utfinance◽️
👍3❤1🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دولت محدود و حاکمیت قانون
👤 فردریش فون هایک
ترجمه: محمد نوری
◽️@utfinance◽️
#فریدریش_فون_هایک
#لیبرالیسم، #اقتصاد، #دولت، #دموکراسی، #هایک
👤 فردریش فون هایک
ما فکر میکنیم چون دولتمان دموکراتیک است نیازی به محدودیت ندارد!
ترجمه: محمد نوری
◽️@utfinance◽️
#فریدریش_فون_هایک
#لیبرالیسم، #اقتصاد، #دولت، #دموکراسی، #هایک
👍5
📄 مقاله
مالکیت، قرارداد، تجاوز
مروری بر ایدههای بنیادی هانس هرمان هوپ درباره «حقوق مالکیت»
👤 شاهین کارخانه
◽️@utfinance◽️
مالکیت، قرارداد، تجاوز
مروری بر ایدههای بنیادی هانس هرمان هوپ درباره «حقوق مالکیت»
👤 شاهین کارخانه
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مالکیت، قرارداد، تجاوز
مروری بر ایدههای بنیادی هانس هرمان هوپ
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گفتوگوی تاکر کارلسن با رابرت کندی
در مورد اتحاد کندی با ترامپ، دستگیری پاول دورف سازنده تلگرم، و زوال حزب دموکرات
◽️@utfinance◽️
#کندی
#رابرت_کندی
#تاکر_کارلسن
در مورد اتحاد کندی با ترامپ، دستگیری پاول دورف سازنده تلگرم، و زوال حزب دموکرات
◽️@utfinance◽️
#کندی
#رابرت_کندی
#تاکر_کارلسن
👍4❤3💩1
📄 مقاله
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
/درک نادرست از یک استعاره چگونه به کاهش رفاه و آزادی شهروندان میانجامد؟/
👤 شلدون ال.ریچمن
✍🏻مترجم: علیرضا کتانی
◽️ درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.
◽️@utfinance◽️
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
/درک نادرست از یک استعاره چگونه به کاهش رفاه و آزادی شهروندان میانجامد؟/
👤 شلدون ال.ریچمن
✍🏻مترجم: علیرضا کتانی
◽️ درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
درک نادرست از یک استعاره چگونه به کاهش رفاه و آزادی شهروندان میانجامد؟ درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت…
👍3👎1
🎧 یادداشت شنیداری هفتگی
شماره ۲۸
جریان ملی-مذهبی، نه ملی است و نه مذهبی: سوسیالیست اسلامگراست
👤 مجید محمدی
جامعه شناس و استاد دانشگاه استونی بروک
◽️@utfinance◽️
شماره ۲۸
جریان ملی-مذهبی، نه ملی است و نه مذهبی: سوسیالیست اسلامگراست
👤 مجید محمدی
جامعه شناس و استاد دانشگاه استونی بروک
◽️@utfinance◽️
👌5👍1
یادداشت شنیداری هفتگی ۲۸...
majid mohammadi
🎧 یادداشت شنیداری هفتگی
شماره ۲۸
جریان ملی-مذهبی، نه ملی است و نه مذهبی: سوسیالیست اسلامگراست
👤 مجید محمدی
جامعه شناس و استاد دانشگاه استونی بروک
◽️@utfinance◽️
شماره ۲۸
جریان ملی-مذهبی، نه ملی است و نه مذهبی: سوسیالیست اسلامگراست
👤 مجید محمدی
جامعه شناس و استاد دانشگاه استونی بروک
◽️@utfinance◽️
👍8👎1
Forwarded from پادکست خوره کتاب | KhoreKetab Podcast
✨ گپ 8 با امین فهیما: آین رند، فردگرایی، کاپیتالیسم و آزادی
👈🏻 این ویدیو رو تو یوتیوب ببین 📺
قسمت جدید گپ منتشر شد. تو این قسمت امین فهیما، مترجم کتاب "اطلس شانههایش را بالا انداخت" نوشته آین رند، مهمون ما بود و درمورد فلسفه عینیتگرایی، مفهوم اخلاق، کاپیتالیسم و دو تا از کتابهای شاگرد آین رند، لئونارد پیکاف، گپ زدیم.
👇🏻 آقای فهیما رو از طریق لینک زیر دنبال کنید:
صفحه اینستاگرام
#ویدیوکست
@khoreketab_com
👈🏻 این ویدیو رو تو یوتیوب ببین 📺
قسمت جدید گپ منتشر شد. تو این قسمت امین فهیما، مترجم کتاب "اطلس شانههایش را بالا انداخت" نوشته آین رند، مهمون ما بود و درمورد فلسفه عینیتگرایی، مفهوم اخلاق، کاپیتالیسم و دو تا از کتابهای شاگرد آین رند، لئونارد پیکاف، گپ زدیم.
👇🏻 آقای فهیما رو از طریق لینک زیر دنبال کنید:
صفحه اینستاگرام
#ویدیوکست
@khoreketab_com
👍2❤1👏1
📄 یادداشت
در مورد تئوری انتخاب و ویلیام گلسر
👤 مرتضی کاظمی
چند سال پیش در لایو اینستاگرام سعی کردم کتاب تئوری انتخاب را در سه جلسهی حدود پنجاه دقیقهای مرور کنم:
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
علیرغم نقصهایی که در این کتاب به نظرم میرسید آنچه من را به این نظریه علاقهمند کرد دو بخش ویژه بود:
- یکی تمرکز بر مفهوم روانشناسی کنترل بیرونی External Control Psychology
- و همچنین مفهوم رفتار کلی Total behavior
برای توضیح بیشتر از خلاصهای که توسط وبسایت متمم تهیه شده استفاده میکنم و بخشهایی از این یادداشت را اینجا تکرار میکنم:
گلاسر در سیزدهمین فصل کتاب خود با عنوان باز تعریف آزادی شخصی شما (Redefining Your Personal Freedom) نکات کلیدی نظریه انتخاب را در قالب ده اصل خلاصه میکند و در چند سطر، به توضیح هر یک از آنها میپردازد:
- تنها کسی که ما میتوانیم رفتارهایش را کنترل کنیم، خودمان هستیم.
- تنها چیزی که بین ما و دیگران رد و بدل میشود، اطلاعات است. اینکه با این اطلاعات چه کنیم، به انتخاب خودمان بستگی دارد.
- تمام مشکلات روانشناختی بلندمدت، از جنس «مشکلات در رابطه» هستند.
- مشکل رابطهای، همواره بخشی از زندگی کنونی ما است. ما میتوانیم از خیلی چیزها آزاد شویم. اما هرگز نمیتوانیم بدون حداقل یک رابطهی شخصی رضایتبخش، شادمانه زندگی کنیم.
- رویدادهای دردناک گذشته، در آنچه امروز هستیم نقش مهمی دارند؛ اما مرور دوبارهی آنها، کمک چندانی به نیاز امروز ما (بهبودِ رابطهی فعلیمان) نمیکند.
- ما پنج محرک اصلی ژنتیکی داریم: نیاز به زنده ماندن، نیاز به عشق و تعلق خاطر، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به تفریح
- ما برای تأمین این نیازها، باید یک یا چند تصویر را در دنیای کیفی خود بهبود دهیم. دنیای کیفی بخشی از دنیای ماست که از مهمترین چیزهایی که میدانیم و میشناسیم تشکیل شده است.
- ما از لحظهی تولد تا مرگ، مشغول «رفتار کردن» هستیم. رفتار کلی (Total Behavuir) از چهار بخش جداییناپذیر تشکیل شده است: عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی
- رفتارها همیشه باید در قالب فعل یا مصدر بیان شوند [و حتماً خودمان فاعل جملهها باشیم]. به جای من افسرده شدهام یا دچار افسردگی هستم، بگوییم من انتخاب کردهام افسرده باشم؛ من افسردگی میکنم؛ یا خودم را افسرده کردهام.
- رفتار همیشه انتخابی است. البته ما روی دو بخش فکر و عمل قدرت انتخاب داریم و فیزیولوژی و احساس، به عنوان تابعی از این انتخاب ما، تحت تأثیر قرار میگیرند.
خوشحال میشم اگر فرصت کردید ویدیوها را ببینید شاید بتوانیم در فرصتی در این مورد دیدار و گفتگو داشته باشیم.
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 نوشته شده در ششم شهریور ۱۴۰۳
https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
در مورد تئوری انتخاب و ویلیام گلسر
👤 مرتضی کاظمی
چند سال پیش در لایو اینستاگرام سعی کردم کتاب تئوری انتخاب را در سه جلسهی حدود پنجاه دقیقهای مرور کنم:
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
علیرغم نقصهایی که در این کتاب به نظرم میرسید آنچه من را به این نظریه علاقهمند کرد دو بخش ویژه بود:
- یکی تمرکز بر مفهوم روانشناسی کنترل بیرونی External Control Psychology
- و همچنین مفهوم رفتار کلی Total behavior
برای توضیح بیشتر از خلاصهای که توسط وبسایت متمم تهیه شده استفاده میکنم و بخشهایی از این یادداشت را اینجا تکرار میکنم:
گلاسر در سیزدهمین فصل کتاب خود با عنوان باز تعریف آزادی شخصی شما (Redefining Your Personal Freedom) نکات کلیدی نظریه انتخاب را در قالب ده اصل خلاصه میکند و در چند سطر، به توضیح هر یک از آنها میپردازد:
- تنها کسی که ما میتوانیم رفتارهایش را کنترل کنیم، خودمان هستیم.
- تنها چیزی که بین ما و دیگران رد و بدل میشود، اطلاعات است. اینکه با این اطلاعات چه کنیم، به انتخاب خودمان بستگی دارد.
- تمام مشکلات روانشناختی بلندمدت، از جنس «مشکلات در رابطه» هستند.
- مشکل رابطهای، همواره بخشی از زندگی کنونی ما است. ما میتوانیم از خیلی چیزها آزاد شویم. اما هرگز نمیتوانیم بدون حداقل یک رابطهی شخصی رضایتبخش، شادمانه زندگی کنیم.
- رویدادهای دردناک گذشته، در آنچه امروز هستیم نقش مهمی دارند؛ اما مرور دوبارهی آنها، کمک چندانی به نیاز امروز ما (بهبودِ رابطهی فعلیمان) نمیکند.
- ما پنج محرک اصلی ژنتیکی داریم: نیاز به زنده ماندن، نیاز به عشق و تعلق خاطر، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به تفریح
- ما برای تأمین این نیازها، باید یک یا چند تصویر را در دنیای کیفی خود بهبود دهیم. دنیای کیفی بخشی از دنیای ماست که از مهمترین چیزهایی که میدانیم و میشناسیم تشکیل شده است.
- ما از لحظهی تولد تا مرگ، مشغول «رفتار کردن» هستیم. رفتار کلی (Total Behavuir) از چهار بخش جداییناپذیر تشکیل شده است: عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی
- رفتارها همیشه باید در قالب فعل یا مصدر بیان شوند [و حتماً خودمان فاعل جملهها باشیم]. به جای من افسرده شدهام یا دچار افسردگی هستم، بگوییم من انتخاب کردهام افسرده باشم؛ من افسردگی میکنم؛ یا خودم را افسرده کردهام.
- رفتار همیشه انتخابی است. البته ما روی دو بخش فکر و عمل قدرت انتخاب داریم و فیزیولوژی و احساس، به عنوان تابعی از این انتخاب ما، تحت تأثیر قرار میگیرند.
خوشحال میشم اگر فرصت کردید ویدیوها را ببینید شاید بتوانیم در فرصتی در این مورد دیدار و گفتگو داشته باشیم.
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 نوشته شده در ششم شهریور ۱۴۰۳
https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
مرتضی کاظمی
- یادداشتهایی درباره «اقتصاد» «آزادی» و «ایران»
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
👍3
📄 یادداشت
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
قیمت کتاب - بخش اول
👤 سپاس ریوندی
این پرسش را هم میتوان به جهت رسیدن به تحلیل واقعی تدقیق کرد: در نسبت با چه و برای که کتاب گران/ارزان است؟
وقتی بپرسیم «در نسبت با چه» با مراحل فنی تولید و عرضه و فروش روبرو میشویم.
کتاب از آن چیزهایی است که فقط وقتی مرغوب است به درد میخورد و در سایر موارد نبودش از بودش بهتر است. برای تولید یک کتاب مرغوب تألیفی شرایطی نیاز است که ایران در پانصد سال گذشته فقط یک بار به آن نزدیک شده و الان از آن بسیار دور است. برای تولید کتاب مرغوب ترجمهشده هم کار به آن آسانی که میپندارند نیست. مترجم صاحب شمّ و تشخیص که بداند چه ترجمه کند کیمیاست، مترجمی که وقتی کتاب را پیدا کرد، درست ترجمه کند، اکسیر اعظم. وضع فعلی استعاراً به آن میماند که معادن طلا ته کشیده باشد، جواهرساز کاربلد هم نداشته باشیم. نتیجه؟ تمام بازار پر از زلمزیمبو و مزخرفات و بدلیجات است؛ صد مرتبه بدتر از وضعی که امروز در بازار خودرو با آشغالهای چینی (چند برابر قیمت) میبینیم. کتاب مرغوب به نسبت تقریباً هر کالایی سخت تولید میشود و از آن بدتر سخت فروش میرود. صنعت عجیبی است که تولید آشغال در آن سودآورتر است، چون با هزینهی کمتر تولید میشود و بیشتر و بهتر میفروشد. اکنون باید پرسید این کالای سختساز سختفروش و ماندگار (خرید یک بار برای همیشه) در قیاس با چه گران است؟ چیپس؟ ماست؟ جوجه؟ عرق؟ ورق؟ اجارهی ویلا؟
تدقیق بعدی پرسیدن «برای که» است که بسیار مهمتر است و دو جنبه دارد.
جنبهی اول این است: بسیاری از کسان خواهند گفت کتاب به نسبت سایر کالاها گران نیست. به نسبت درآمد آنها گران است و درست هم میگویند. به هر حال ما کشوری ساختهایم که در آن هزینهها به دلار است و درآمدها به ریال و نسبت این دو در تحقیرآمیزترین وضع ممکن. نتیجتاً عجیب نیست اگر بسیاری کسان بگویند در مجموع شرایط اگر بخواهند کتاب بخرند در مخارج اولیهی اجباری از قبیل کرایهی خانه درمیمانند و نخرند. اینجا کاربرد غلط الفاظ است که مسالهساز میشود. کتاب گران نیست، درآمد اشخاص کم است. اصرارم بر کاربرد لفظ درست برای اثبات ارزانی کتاب نیست. برای توجه دادن به خطای ذهنی دردناکی است که مرتکب میشویم. وقتی میگوییم کتاب گران است آن را در ردیف تجملات درمیآوریم و به افراد این حس را میدهیم که آنها بازندههای بازی بازارند و دستشان به تجملات نمیرسد. وقتی بگوییم درآمد کم است، به سرعت متوجه محل واقعی مشکل میشویم. کم بودن درآمد بیشتر ناشی از وضع بیمار فعلی است تا بیلیاقتی فرد. بسا که فرد مقصر نیست. در اقتصاد بیمار ماست که اتفاقی افتاده و متوسط درآمد چنان کم شده که کتاب (این کالای بالنسبه ارزان) گران مینماید. با گفتن «کتاب گران است» ما متهم اصلی را گم میکنیم و به به افراد شریف القا میکنیم بیعرضهاند. و آنقدر بر این خطا اصرار میکنیم، آنقدر هر فاسد را به دلیل اینکه در بازی فساد برنده شده و حالا پول دارد تحسین میکنیم که هر شرافتمندی تحریک میشود شرف را کنار بگذارد.
جنبهی دوم «برای که» مهمترین بخش این بحث است. کتاب گران مینماید، به چند دلیل.
یکی اینکه عمده مخاطب آن از اقشار کمدرآمد است. اما چرا چنین اتفاقی افتاده؟ پاسخ تر و چسبانش این است که در وضع فعلی اگر بخواهید دنبال مشاغل پردرآمد بروید، با فضا، مناسبات، افراد و به قول فلاسفهی آلمانی با زیستجهانی روبرو میشوید که در آن نه وقت کتابخوانی هست، نه کتابخوانی ارزش است، نه آدم کتابخوان از نیش تمسخر مصون است (احترام بماند.) بین تجار و کسبه، قدیم، وقتی شریف و مکاسبخوانده و باعقبه بودند، این چیزها شأنی نداشت. الان بین دلال و رانتخور و کلاهبردار و پروژهبگیر و کیفکش و کتکش و وارداتچی و دورزنندهی تحریم که پولهای اصلی را در کشور توزیع میکنند که بماند. پس پول در محیطی دور میزند که کتاب در آن هیچ جایی ندارد.
پاسخ بعدی به روانشناسی اقتصاد برمیگردد. معنی گران و ارزان غیر از قیمت بازار و نسبتهای عددی آن به آنچه اصطلاحاً قیمت عاطفی مینامند (برای تفصیل آن بنگرید به اینجا) و ذهنیت افراد مربوط است. فرد پیش از آنکه پول خود را خرج چیزی کند، باید برایش تعریف شده باشد که این کار را بکند. این ربطی به کتاب ندارد. هزار آدمی میبینید که میتواند خوشپوش باشد، ولی نیست، چون (جدا از اینکه طبعاً سلیقه ندارد که با چیز ارزان شکیل به نظر برسد، ثانیاً) برایش تعریف نشده پول پای لباس خوب بدهد. میتواند فرش دستی بخرد و در خانه پهن کند، ولی نمیکند، چون برایش تعریف نشده که این زیبایی قیمتی دارد و هزار مثال دیگر از این قبیل.
از اقشار کمدرآمد که بگذریم، کتاب گران نیست، پول بالای کتاب دادن گران است. این موضوع قسمت دوم این مطلب خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
#سپاس_ریوندی
#بازاندیشی_مفاهیم_فرهنگی
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
قیمت کتاب - بخش اول
👤 سپاس ریوندی
این پرسش را هم میتوان به جهت رسیدن به تحلیل واقعی تدقیق کرد: در نسبت با چه و برای که کتاب گران/ارزان است؟
وقتی بپرسیم «در نسبت با چه» با مراحل فنی تولید و عرضه و فروش روبرو میشویم.
کتاب از آن چیزهایی است که فقط وقتی مرغوب است به درد میخورد و در سایر موارد نبودش از بودش بهتر است. برای تولید یک کتاب مرغوب تألیفی شرایطی نیاز است که ایران در پانصد سال گذشته فقط یک بار به آن نزدیک شده و الان از آن بسیار دور است. برای تولید کتاب مرغوب ترجمهشده هم کار به آن آسانی که میپندارند نیست. مترجم صاحب شمّ و تشخیص که بداند چه ترجمه کند کیمیاست، مترجمی که وقتی کتاب را پیدا کرد، درست ترجمه کند، اکسیر اعظم. وضع فعلی استعاراً به آن میماند که معادن طلا ته کشیده باشد، جواهرساز کاربلد هم نداشته باشیم. نتیجه؟ تمام بازار پر از زلمزیمبو و مزخرفات و بدلیجات است؛ صد مرتبه بدتر از وضعی که امروز در بازار خودرو با آشغالهای چینی (چند برابر قیمت) میبینیم. کتاب مرغوب به نسبت تقریباً هر کالایی سخت تولید میشود و از آن بدتر سخت فروش میرود. صنعت عجیبی است که تولید آشغال در آن سودآورتر است، چون با هزینهی کمتر تولید میشود و بیشتر و بهتر میفروشد. اکنون باید پرسید این کالای سختساز سختفروش و ماندگار (خرید یک بار برای همیشه) در قیاس با چه گران است؟ چیپس؟ ماست؟ جوجه؟ عرق؟ ورق؟ اجارهی ویلا؟
تدقیق بعدی پرسیدن «برای که» است که بسیار مهمتر است و دو جنبه دارد.
جنبهی اول این است: بسیاری از کسان خواهند گفت کتاب به نسبت سایر کالاها گران نیست. به نسبت درآمد آنها گران است و درست هم میگویند. به هر حال ما کشوری ساختهایم که در آن هزینهها به دلار است و درآمدها به ریال و نسبت این دو در تحقیرآمیزترین وضع ممکن. نتیجتاً عجیب نیست اگر بسیاری کسان بگویند در مجموع شرایط اگر بخواهند کتاب بخرند در مخارج اولیهی اجباری از قبیل کرایهی خانه درمیمانند و نخرند. اینجا کاربرد غلط الفاظ است که مسالهساز میشود. کتاب گران نیست، درآمد اشخاص کم است. اصرارم بر کاربرد لفظ درست برای اثبات ارزانی کتاب نیست. برای توجه دادن به خطای ذهنی دردناکی است که مرتکب میشویم. وقتی میگوییم کتاب گران است آن را در ردیف تجملات درمیآوریم و به افراد این حس را میدهیم که آنها بازندههای بازی بازارند و دستشان به تجملات نمیرسد. وقتی بگوییم درآمد کم است، به سرعت متوجه محل واقعی مشکل میشویم. کم بودن درآمد بیشتر ناشی از وضع بیمار فعلی است تا بیلیاقتی فرد. بسا که فرد مقصر نیست. در اقتصاد بیمار ماست که اتفاقی افتاده و متوسط درآمد چنان کم شده که کتاب (این کالای بالنسبه ارزان) گران مینماید. با گفتن «کتاب گران است» ما متهم اصلی را گم میکنیم و به به افراد شریف القا میکنیم بیعرضهاند. و آنقدر بر این خطا اصرار میکنیم، آنقدر هر فاسد را به دلیل اینکه در بازی فساد برنده شده و حالا پول دارد تحسین میکنیم که هر شرافتمندی تحریک میشود شرف را کنار بگذارد.
جنبهی دوم «برای که» مهمترین بخش این بحث است. کتاب گران مینماید، به چند دلیل.
یکی اینکه عمده مخاطب آن از اقشار کمدرآمد است. اما چرا چنین اتفاقی افتاده؟ پاسخ تر و چسبانش این است که در وضع فعلی اگر بخواهید دنبال مشاغل پردرآمد بروید، با فضا، مناسبات، افراد و به قول فلاسفهی آلمانی با زیستجهانی روبرو میشوید که در آن نه وقت کتابخوانی هست، نه کتابخوانی ارزش است، نه آدم کتابخوان از نیش تمسخر مصون است (احترام بماند.) بین تجار و کسبه، قدیم، وقتی شریف و مکاسبخوانده و باعقبه بودند، این چیزها شأنی نداشت. الان بین دلال و رانتخور و کلاهبردار و پروژهبگیر و کیفکش و کتکش و وارداتچی و دورزنندهی تحریم که پولهای اصلی را در کشور توزیع میکنند که بماند. پس پول در محیطی دور میزند که کتاب در آن هیچ جایی ندارد.
پاسخ بعدی به روانشناسی اقتصاد برمیگردد. معنی گران و ارزان غیر از قیمت بازار و نسبتهای عددی آن به آنچه اصطلاحاً قیمت عاطفی مینامند (برای تفصیل آن بنگرید به اینجا) و ذهنیت افراد مربوط است. فرد پیش از آنکه پول خود را خرج چیزی کند، باید برایش تعریف شده باشد که این کار را بکند. این ربطی به کتاب ندارد. هزار آدمی میبینید که میتواند خوشپوش باشد، ولی نیست، چون (جدا از اینکه طبعاً سلیقه ندارد که با چیز ارزان شکیل به نظر برسد، ثانیاً) برایش تعریف نشده پول پای لباس خوب بدهد. میتواند فرش دستی بخرد و در خانه پهن کند، ولی نمیکند، چون برایش تعریف نشده که این زیبایی قیمتی دارد و هزار مثال دیگر از این قبیل.
از اقشار کمدرآمد که بگذریم، کتاب گران نیست، پول بالای کتاب دادن گران است. این موضوع قسمت دوم این مطلب خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
#سپاس_ریوندی
#بازاندیشی_مفاهیم_فرهنگی
Telegram
آذرِ بُرزینمهر
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
روسپیگری
وقتی میخواهید برای کسی هدیه بگیرید که او را نمیشناسید، اغلب با مشکل مشخصی مواجه میشوید: هدیه قرار است گیرنده را خوشحال کند و اگر شناختی از آن فرد و درونیات وی نداشته باشیم، پیدا کردن آن چیز دشوار میشود. سکهی طلا، اسکناس…
روسپیگری
وقتی میخواهید برای کسی هدیه بگیرید که او را نمیشناسید، اغلب با مشکل مشخصی مواجه میشوید: هدیه قرار است گیرنده را خوشحال کند و اگر شناختی از آن فرد و درونیات وی نداشته باشیم، پیدا کردن آن چیز دشوار میشود. سکهی طلا، اسکناس…
👍2
Forwarded from درسگفتار کتاب قانون، قانونگذاری و آزادی
◽️ توئیت
👤 امیرحسین خالقی:
«بناست مرور کوتاهی بر مضمون های اصلی سه جلد کتاب در قالب حداقل 3 برنامه با دکتر غنی نژاد داشته باشیم که انگیزه ای باشد برای خواندن تمام کتاب برای مخاطبان اهل دل؛ فعلا امروز نوبت جلد دوم و جفنگی به نام «عدالت اجتماعی» بود؛ به زودی در اکوایران»
https://twitter.com/AmirKhaleqi/status/1828154803991482796?s=19
@LawLegislationLiberty
👤 امیرحسین خالقی:
«بناست مرور کوتاهی بر مضمون های اصلی سه جلد کتاب در قالب حداقل 3 برنامه با دکتر غنی نژاد داشته باشیم که انگیزه ای باشد برای خواندن تمام کتاب برای مخاطبان اهل دل؛ فعلا امروز نوبت جلد دوم و جفنگی به نام «عدالت اجتماعی» بود؛ به زودی در اکوایران»
https://twitter.com/AmirKhaleqi/status/1828154803991482796?s=19
@LawLegislationLiberty
👍6❤4🤮2
👤 دیدگاه
در حالی که کینز بر تصویر کوتاه مدت اقتصاد تمرکز کرده است و اقتصاددانان کلاسیک تصویر بلندمدت را مد نظر قرار دادهاند، اقتصاددانان اتریشی (به ویژه هایک) توجه خود را به ارتباط حقیقی بین این دو تصویر معطوف کردهاند.
توصیف هایک از این ارتباط، نظریه سرمایه را شکل داده است؛ نظریه ساختار سرمایه توسط کارل منگر مطرح شد و توسط بوم باورک بسط یافت. دههها قبل از ظهور اقتصاد کلان، بوم باورک بینش اساسی منگر درباره یک نظریه اقتصاد کلان را مدل سازی کرد تا توزیع درآمد بین عوامل تولید را توضیح دهد.
از اواخر دهه ۱۹۲۰، هایک به پیروی از میزس این نظریه را با ملاحظات پولی ساخته و پرداخته کرد. او نشان داد سیاست اعتباری که توسط یک مرجع پولی مرکزی پیگیری میشود میتواند منشأ اعوجاجات در تخصیص بین دورهای منابع در سطح کل اقتصاد باشد و بنابراین یک علت مهم ادوار تجاری باشد.
📕 پول و زمان / راجر گریسون
◽️@utfinance◽️
در حالی که کینز بر تصویر کوتاه مدت اقتصاد تمرکز کرده است و اقتصاددانان کلاسیک تصویر بلندمدت را مد نظر قرار دادهاند، اقتصاددانان اتریشی (به ویژه هایک) توجه خود را به ارتباط حقیقی بین این دو تصویر معطوف کردهاند.
توصیف هایک از این ارتباط، نظریه سرمایه را شکل داده است؛ نظریه ساختار سرمایه توسط کارل منگر مطرح شد و توسط بوم باورک بسط یافت. دههها قبل از ظهور اقتصاد کلان، بوم باورک بینش اساسی منگر درباره یک نظریه اقتصاد کلان را مدل سازی کرد تا توزیع درآمد بین عوامل تولید را توضیح دهد.
از اواخر دهه ۱۹۲۰، هایک به پیروی از میزس این نظریه را با ملاحظات پولی ساخته و پرداخته کرد. او نشان داد سیاست اعتباری که توسط یک مرجع پولی مرکزی پیگیری میشود میتواند منشأ اعوجاجات در تخصیص بین دورهای منابع در سطح کل اقتصاد باشد و بنابراین یک علت مهم ادوار تجاری باشد.
📕 پول و زمان / راجر گریسون
◽️@utfinance◽️
👍4
👤 راجر گریسون:
همه مسائل اقتصاد کلان، فقط راهحلهای اقتصاد خرد دارند
◽️ راجر دبلیو. گریسون مدرک دکترای خود را در سال 1981 از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. او اکنون عضو موسسه میزس و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه آبرن در آلاباما است، جایی که از سال 1978 تا 2012 اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه اقتصادی (در میان سایر دروس) را تدریس میکرد.
او در سال 1981 در دانشگاه نیویورک برنده جایزه اسمیت در اقتصاد اتریشی برای کتاب «زمان و پول: اقتصاد کلان ساختار سرمایه» شد.
او در سال 2004 به عنوان رئیس انجمن توسعه اقتصاد اتریشی خدمت کرد.
◽️@utfinance◽️
همه مسائل اقتصاد کلان، فقط راهحلهای اقتصاد خرد دارند
زمان، واسطه عمل و پول واسطه مبادله است. ماهیت واحد اقتصاد کلان دقیقا از تقاطع «بازار زمان» و «بازار پول» معنا میگیرد.
◽️ راجر دبلیو. گریسون مدرک دکترای خود را در سال 1981 از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. او اکنون عضو موسسه میزس و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه آبرن در آلاباما است، جایی که از سال 1978 تا 2012 اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه اقتصادی (در میان سایر دروس) را تدریس میکرد.
او در سال 1981 در دانشگاه نیویورک برنده جایزه اسمیت در اقتصاد اتریشی برای کتاب «زمان و پول: اقتصاد کلان ساختار سرمایه» شد.
او در سال 2004 به عنوان رئیس انجمن توسعه اقتصاد اتریشی خدمت کرد.
◽️@utfinance◽️
👍5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 راه بردگی
نوشته فردریش فون هایک
📌 پادکست خوره کتاب
◽️@utfinance◽️
#road_to_surfdom
#hayek
#هایک
#فردریش_هایک
#خوره_کتاب
#کتاب
#راه_بردگی
#پادکست
نوشته فردریش فون هایک
📌 پادکست خوره کتاب
◽️@utfinance◽️
#road_to_surfdom
#hayek
#هایک
#فردریش_هایک
#خوره_کتاب
#کتاب
#راه_بردگی
#پادکست
👍7❤3