Finance & Economics
12.4K subscribers
1.67K photos
929 videos
1.15K files
3.09K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 مقاله

میراث آگوستین
سنت آگوستین «مطلوبیت» و «ارزش» را چگونه تعریف کرد؟

👤 محمود صدری

◽️@utfinance◽️
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👥 گفت‌وگو

چپ جهانی / نابودی تاریخ / ابتذال

👤 اشکان زارع

گفت‌وگو با عباس سوری در کانال یوتیوب «پارسی»  - قسمت سوم

🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید

🔗 قسمت دوم را اینجا ببینید

◽️@utfinance◽️
👍9👎5🤮21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 انقلاب ۵۷، پیروزی اخلاق روستا بر شهر بود

👤 داروین صبوری

◽️@utfinance◽️
👍24👎6💩4
آشوب_برنامه_ریزی_شده؛_بیوگرافی_لودویگ_فون_میزس.pdf
2.7 MB
منتشر شد

📚 کتاب

آشوب برنامه ریزی شده؛
بیوگرافی لودویگ فون میزس

👤 نویسنده: جیم پاول
✍🏻 مترجم: نوید اسپندار

📎 PDF

▫️ترجمه و نشر اختصاصی از اندیشکده علوم انسانی ناربلا

اندیشکده علوم انسانی ناربلا:
@NARBELA_ThinkTank



◽️@utfinance◽️
12👍4
Forwarded from Finance & Economics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

نظر موسی غنی‌نژاد درباره 28 مرداد 1332

◽️@utfinance◽️
👌18👎4👍2🤮2
📄 مقاله

چند ساعت مانده به ۲۸ امرداد

👤 ساسان آقایی

لحظه‌ی سقوط کشور است؛ شاه کشور را ترک کرده، وزیرخارجه دستور داده که هیچ سفیر یا دیپلماتی حق استقبال از او را ندارد، در کنفرانس مطبوعاتی می‌گوید که کشورهای خارجی شاه مملکت را باید تحویل دهند تا به جرم "خیانت" محاکمه شود، اشرار کمونیست و اوباش شوروی در خیابان‌ها رژه می‌روند و و مجسمه‌های شاه و پدرش را از میدان‌های شهر انداخته‌اند.

از نخست‌وزیر خبری نیست، وزیرخارجه‌اش جای او حرف می‌زند، بحث الغای پادشاهی هزاران ساله‌ی ایران و اعلام جمهوری‌ست، حزب توده آماده است تا با گسیل اوباش به خیابان و حرکت سازمان نظامی مخفی‌اش در دل ارتش، قدرت را به دست بگیرد،‌ شوروی تنها چند ساعت و چند متر تا رسیدن به آرزوی دیرینش برای چنگ انداختن بر ایران فاصله دارد، همان شوروی که ۵ سال پیش‌ترش، سال‌ها برنامه و سرمایه‌گذاری‌اش جهت تجزیه‌ی ایران با تحقیر تمام به دستان شاه، قوام و ارتش شاهنشاهی شکست خورد ...

و اما حالا او دیگر نیست؛ سقوط کشور حتمی‌ست، استقلال ایران در خطر است، نخست‌وزیر می‌داند که به زودی به دست مزدوران شوروی سرنگون و اعدام می‌شود، او باید انتخاب کند: تسلیم شدن به فرمان شاه یا سرنگونی به دست شوروی.

لحظه‌ی انتخابِ تنها اوست نیست، لحظه انتخاب برای تمام ایران و بر سر تمام ایران است؛ ارتش باید انتخاب کند، ارکان نظام باید انتخاب کنند، ملت باید انتخاب کند؛ یا حفظ اساس ایران یا سقوط و فروپاشی قطعی مملکت.

هیچ راه سومی وجود ندارد، همه این را می‌دانند.‌ جای درنگ نیست، لحظه‌ی تردید نیست، وقت بی‌طرفی نیست، ساعت‌شمار در حرکت است و ممکن فردا برای نجات کشور دیر باشد، جنگ ثانیه‌هاست: یا همه چیز یا هیچ چیز.

امشب، موعود آن انتخاب نجات‌بخش و تاریخی‌ست: "ایران نباید از دست برود"، "ایران باید ایران بماند"؛ یا امشب یا هیچ‌وقت، و این را همه می‌دانند. در دل ارتش، مردانی به بیم و امید، انتظار سپیده‌دم را می‌کشند تا به میدان زنند که یا ناجی شوند یا یاغی، مردان و زنانی در خانه‌هاشان، پر هراس از آینده، تصمیم آخر را می‌گیرند که فردا به خیابان بزنند و در سنگر ایران، یک صف شوند، و نخست‌وزیر ... او تصمیمش را گرفته، می‌خواهد به قسمش نزد شاه در هنگام دریافت فرمان نخست‌وزیری وفادار بماند.

چند ساعت دیگر لحظه‌ی اقدام است، هنگامه‌ی عمل کردن بی‌هراسیدن، وقت به دریا زدن بدون ساحل دیدن: ایران قرار نیست ببازد!

◽️@utfinance◽️
👍17👎4👏2😱2
بحران سیاه.pdf
2.2 MB
📚 کتاب

بحران سیاه
/تأملی در تاریخ تحو لات نفتی ایران و تأثیر آن بر اوضاع کنونی/

👤 شیدوَش سپهرداد

نفت در جایگاه یک عامل مهم در پهنه‌ی رویدادها و تحولات اقتصادی و سیاسی جهان، به سبب کاربردهای صنعتی آن، نقش ویژه‌ای در تاریخ معاصر جهان ایفا کرده و همچنان می‌کند. ایران نیز، در جایگاه یک کشور نفت خیز، افزون بر جنبه‌های دیگر اثر گذار بر تاریخ آن، از پیامدهای نفتی در امان نبوده است. به همین روی لازم می‌آید که ایرانیان با تاریخ نفت خود و تاثیرهای رویداد نفتی بر تاریخ و جنبه‌های گوناگون زندگی آگاهی بیابند.

◽️@utfinance◽️
👍6👎1
📄 مقاله

سانسور در تاریخ‌نویسی
کدام وقایع در ۲۸مرداد دیده نمی‌شود؟

👤 موسی غنی‌نژاد

«انتقاد من از مصدق اساسا ناظر بر این واقعیت است که زمامداری دو سال و چهار ماهه وی به زیان منافع ملی ایران تمام شد و ‌‌‌شاید بدتر از آن، تیشه به ریشه مشروطه‌‌‌خواهی و حکومت قانون در ایران زد و خواسته یا نا خواسته غرب‌‌‌ستیزی مرتجعانه‌‌‌ای را در کشور ما باب کرد.»

◽️@utfinance◽️
👍24👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بانکداری بدون بهره ناممکن است

موسی غنی‌نژاد

▫️به همین راحتی نمی‌توان دانست که بانکداری چیست؛ چراکه بانکداری محصول عقل انباشته‌شده طی هزاران سال است. این گفته موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان است.

▫️غنی‌نژاد در گفتگویی با امیرحسین خالقی،‌ پژوهشگر و مدرس دانشگاه که به بررسی عقلانیت از منظر هایک می‌پردازد،‌ به این نکته اشاره دارد که برخی افراد گمان می‌کنند که می‌توانند بانکداری بدون بهره ایجاد کنند در صورتی‌که این امر ناممکن است.

▫️وی اذعان دارد که این افراد باید توصیه هایک را مد نظر قرار دهند.

◽️@utfinance◽️
👍29💩41🤮1
نگاهی به اندیشه و عمل مصدق.pdf
457.4 KB
📄 مقاله

نگاهی به اندیشه و عمل سیاسی دکتر محمد مصدق

👤 موسی غنی‌نژاد

📎 PDF

◽️@utfinance◽️
👍14💩4👎2🤮1
◽️ عکس روز

پیوند مرتجعین سرخ و سیاه

◽️@utfinance◽️

#بیست_و_هشت_مرداد
#مصدق
👍32👎18💩41
Audio
🎧 فایل صوتی

سخنان محمدرضاشاه پهلوی درباره مصدق

🗓 6 بهمن 1343

◽️@utfinance◽️
13👎3👍2💩2
◽️ توئیت

👤 امیرحسین خالقی:

«بگذارید از این بحث نمای صورتی یک سوءاستفاده نظری بکنم؛ حرف برخی در این فقره اینست که باید حواسمان به «نظم» باشد، نظم مفهومی است که به نظرم باید رویش تاکید ویژه داشت و کم به آن پرداخته شده است؛ جلد نخست «قانون، قانونگذاری و آزادی» را بخوانید رفقا.»

◽️@utfinance◽️
👍5
Finance & Economics
◽️ توئیت 👤 امیرحسین خالقی: «بگذارید از این بحث نمای صورتی یک سوءاستفاده نظری بکنم؛ حرف برخی در این فقره اینست که باید حواسمان به «نظم» باشد، نظم مفهومی است که به نظرم باید رویش تاکید ویژه داشت و کم به آن پرداخته شده است؛ جلد نخست «قانون، قانونگذاری و آزادی»…
متن تصویر بالا:

دو منشأ نظم

مطالعه نظم‌های خودجوش مدت مدیدی وظیفه ویژه نظریه اقتصادی بوده گرچه مسلماً آن نوع نظم خود جوش خاصی را که ارگانیسم می‌نامیم از همان آغاز در زیست شناسی مورد توجه بود. تنها مدت کوتاهی است که در علوم فیزیکی رشته جدیدی به نام سیبرنتیک به وجود آمده و به آنچه که نظام‌های خود سازمانده و خودزا نامیده می‌شوند می‌پردازد.

تمایز میان این نظم و نظمی که کسی با قرار دادن عناصر یک مجموعه در جای خود یا با هدایت حرکت آنها ایجاد می‌کند برای درک فرایندهای اجتماعی و هرگونه سیاست اجتماعی اجتناب ناپذیر است. برای توصیف نوع هر نظمی کلمات متعددی وجود دارد. نظم ایجاد شده که ما قبلاً به عنوان نظمی برون زا یا ترتیب یافته از آن یاد کرده‌ایم می‌تواند نوعی صناعت یعنی نظم مصنوع توصیف شود یا بخصوص آنجا که با نظم اجتماعی هدایت شده سروکار داریم به مثابه سازمان توصیف شود. نظم ناشی از تحول که قبلاً تحت عنوان نظم خودزا یا درون‌زا از آن صحبت کرده‌ایم، اغلب تحت عنوان نظم خودجوش می‌تواند تعریف شود. یونانی‌های کلاسیک نسبت به ما این برتری را داشتند که برای هر نوع از این نظم‌ها کلمه خاصی داشتند. یعنی تکسیس برای نظمی ایجاد شده مثل نظم جنگی و کوسموس برای نظم ناشی از تحول، که در اصل به معنای «نظم صحیح موجود در یک کشور یا یک اجتماع» است. ما گاهی برای مشخص کردن این دو نوع متفاوت از نظم از این واژه‌های یونانی به عنوان اصطلاحات فنی استفاده خواهیم کرد.

📌 قانون، قانون‌گذاری، آزادی / فردریش فون هایک
◽️@utfinance◽️
👍4
📄 مقاله

کشف نرخ بهره بازار

👤 علیرضا کتانی

تعیین دستوری نرخ سود بانکی یکی از آفت‌های بازار پول کشور شناخته می‌شود و همواره از سوی اقتصاددانان مورد نقد قرار می‌گیرد. تعیین نرخ سود، کمتر از نرخ سود بازار باعث شکل‌گیری صف عظیم متقاضیان برای دریافت اعتبار و همچنین تحمیل فشار شدید به بانک‌ها برای ارائه تسهیلات می‌شود. در سال‌های اخیر، در کنار این بازار رسمی، بازارهای موازی دیگری نیز به وجود آمده‌اند که می‌توان نرخ سود ارائه‌شده در این بازارها را نرخی نزدیک به نرخ بهره معیار محسوب کرد. این بازارهای تامین مالی، در سطح خرد در قالب لندتک‌ها به ارائه خدمات اعتباری می‌پردازند و در سطح کلان در قالب شرکت‌های تامین سرمایه جمعی (Crowdfunding) فعالیت خود را انجام می‌دهند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ بهره معیار در این بازارها حدود ۴۰درصد است که تفاوت زیادی با نرخ بهره ۲۳درصدی بازار رسمی پول دارد. البته یکی از دلایل افزایش نرخ سود در بازارهای تامین اعتبار دسته‌جمعی این است که ضمانت دریافت طلب این شرکت‌ها متفاوت از بانک‌ها است؛ با این حال نکته قابل تامل این است که نکول در این بازار چندان با بانک متفاوت نیست و هم از طرف تقاضا و هم از طرف عرضه مورد استقبال قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد این نرخ‌های تامین مالی با توجه به تورم، سختی‌های تامین مالی و ریسک‌های موجود در بازار عدد نامعقولی نیست. بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ تامین مالی در این بازارها در آغاز سال۱۴۰۲ حدود ۳۰درصد بود. با این حال، نرخ سود این بازارها در سال۱۴۰۳ به حدود ۴۰درصد افزایش یافت. توسعه بازارهایی همچون تامین مالی جمعی در کنار ابزارهای تامین مالی رسمی می‌تواند بار را از دوش نظام بانکی بردارد و به نوعی تامین مالی جایگزین محسوب می‌شود.


◽️@utfinance◽️
👍51
📄 یادداشت

👤 توس تهماسبی

این تصویر واقعی مصدق و جنبش او است. سران جبهه ملی با نواب صفوی و فداییان اسلام جلسه می‌گذارند و برای قتل نخست وزیر رزم‌آرا در ازای اجرای احکام اسلامی پس از کسب قدرت توسط مصدق توافق می‌کنند. یکسال پیش از آن باز هم فداییان اسلام با ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار، راه برای ورود فراکسیون هشت نفره جبهه ملی به مجلس هموار کرده بودند.

پس از نخست وزیری مصدق و ریاست مجلس کاشانی، خلیل طهماسبی قاتل رزم‌آرا را تصویب ماده‌ای در مجلس با سلام و صلوات از زندان آزاد می‌کنند و شخص مصدق هم با او دیدار کرده و دست تفقد بر سرش می‌کشد.

اما سوالی که پیش می‌آید آن است که چگونه بخش عمده افکار عمومی این اقدامات شرورانه و بدعت‌های خانمان‌سوز را تایید می‌کند؟

پاسخ را باید در غلبه موج کور و جنون‌آمیز بیگانه ستیزی در غائله‌ی نفت جستجو کرد. جامعه‌ای که در آن زمان میزان باسوادانش کمتر از پانزده درصد و نرخ شهرنشینی‌اش کمتر از سی درصد بود، برخلاف عصر رضاشاه و نخبگانی که تلاش می‌کردند، جهل و عقده توده‌ها را مهار و کم اثر کنند، حالا با زمامدارانی روبرو شده بود که باب میل جهل و توهمش سخن می‌گفتند.
یک روز می‌گفتند نفت را مال خود می‌کنیم و همه شما ثروتمند می‌شوید. به اشتباه حساب کرده بودند که انگلستان نمی‌تواند نفت ایران را جایگزین کند، پس هر شرایطی را خواهد پذیرفت، وقتی حساب‌ها غلط از آب درآمد، مصدق آمد و گفت مسئله اصلا اقتصاد و عواید نفت نیست، بلکه موضوع اعاده عزت و شکوه ملی است و ملت نان خشک می‌خورد و دست از این مبارزه نمی‌کشد. کشور به ورشکستگی افتاد، برنامه هفت ساله توسعه کاملا متوقف شد، اکثر صنایع تعطیل شدند، واردات به صفر نزدیک شد و در ماه‌های آخر حقوق کارمندان را هم نتوانستند پرداخت کنند. هیچ افقی هم برای گشایش وجود نداشت، خیلی شبیه به وضعی که اکنون در حال تجربه آن هستیم.
مصدق از آن شخصیت‌های شومی است که تمام خصلت‌های تباه و پوسیده یک ملت و یک فرهنگ را در خود جمع کرده و آن را حماسی و رمانتیک رنگ‌آمیزی می‌کنند. چشم‌اندازی مسحورکننده و دروغین می‌سازند و سپس ملت را در حسرتی فلج‌کننده و پوچ که نظم ذهن و تعادل روان را برهم می‌زند، رها می‌کنند. این حسرت افیونی و دروغین بعدها سرمایه خطرناکترین نیروها برای هموار کردن راه قدرت می‌گردد و آن ملت بی نوا تمام هستی و دار و ندارش را از کف می‌دهد.

◽️@utfinance◽️
👍14🤮1
📄 مقاله

اقتصاد آگوستینی
مرد قدیس، عدالت و دولت را چگونه تفسیر کرده است؟

👤 محمود صدری

__________

◽️همچنین بخوانید:

📌 شهر خدا ؛ قدیسانِ فلسفه‌ساز چه برداشتی از اقتصاد داشتند؟

📌 میراث آگوستین ؛ سنت آگوستین «مطلوبیت» و «ارزش» را چگونه تعریف کرد؟

◽️@utfinance◽️
👍3
📄 یادداشت

جدایی دین از سیاست

👤 سپاس ریوندی

یکی از پدران پیشرس انقلاب اسلامی، مدرس، گفته بود: «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما.» مخالفان انقلاب اسلامی با استفاده از همین فرمول فکر می‌کنند که پس راه درست آن است که بگوییم سیاست ما عین دیانت ما نیست، یعنی این دو از هم جداست. با وجود این، جدایی دین از سیاست، به رغم ظاهر غلط‌اندازش، بیش از آنکه جزو مفاهم سیاسی ما باشد، جزو مفاهیم فرهنگی ماست؛ دست‌کم به معنایی که من مدت‌هاست بر آن پا می‌فشارم: ایرانی زنده‌ی امروز به خاطر هوایی که تنفس می‌‌کند، حتی در بی‌خبرترین حالت خود هم چپ است، مگر آنکه در مفاهیم و مقولات ذهن خود از طریق مطالعه و تحلیل و بحث بازاندیشی و تجدید نظری صورت داده باشد. از آنجا که بعضی از گروه‌های چپ در انقلاب اسلامی سرخورده شدند و احساس کردند به سهم خود نرسیدند (به این می‌گویند دزدیده شدن انقلاب) امروزه حتی مالکیت معنوی مخالفت با انقلابی که ضد سلطنت، ضد استعمار، ضد آمریکا، ضد اقتصاد خصوصی بود نیز متعلق به همان جناح چپ است. یعنی آنها که مخالف رژیم شاهنشاهی بودند، خود را مخالف رژیم برآمده از انقلاب نیز جا می‌زنند.

اما جدایی دین از سیاست -به مثابه پادزهری برای مشکلات ما- خود یکی از مبتذل‌ترین میراث همان گروه‌های چپ است. آنچه نمی‌گذارد این مساله چنانکه باید دیده شود این است که گرانیگاه مقابل انقلاب اسلامی، یعنی رضاشاه پهلوی، نیز با روحانیت سر جنگ داشته و لذا به نظر می‌رسد اصرار بر جدایی دین از سیاست ربطی به جناح سیاسی ندارد. آدم ممکن است جمهوری‌خواه سوسیالیست افراطیی باشد و خواهانش باشد، ممکن است اعاده‌طلب (معادل رستوراسیونل: خواهان بازگشت رژیم سلطنت) باشد و خواهانش باشد و ممکن است اصلاً غیرسیاسی باشد و قس علی هذا.

اما این خطا یا در بهترین حالت ساده‌انگاری مهلکی است. انقلابیون فرانسوی دشمن دین بودند، چون مسیحیت رایج زمان [یعنی شکل متاخرش] می‌گفت شاه باید بر سر کار باشد. مارکس دین را افیون توده‌ها می‌خواند، چون مدعی بود مسیحیت با وعده‌ی بهشت فردا مانع می‌شود که رنجبران امروز برخیزند و مطابق میل او انقلاب کنند. وقتی این آموزه‌ها از اروپا خارج شد، مقولات دیگر به آن سادگی نبود. دین کنفوسیوس دینی عرفی است. نه خدایی دارد، نه داوری اخروی و جهنم و بهشت و نه حتی از حکومت مرکزی قدرتمند دفاع می‌کند! آیا این دین به همان معنا افیون توده‌هاست و در حکومت کمونیستی باید نابود شود؟

فرمول محبوب آدم عامی بی‌‌فکر آن است که برای اینکه بافکر و خصوصاً متجدد به نظر برسد بگوید: «دین بد است. همه‌ی دین‌ها بدند. همیشه بشر را در خرافات نگه‌ داشته‌اند و پس باید آن را از سیاست جدا نگه داشت.» این فرمول، در ایران امروز، خصوصاً مناسب کسی است که وقتی می‌گوید "همه‌ی دین‌ها" تصورش غیر از اسلام محدود به مسیحیت و یهودیت است که آن را هم از طریق یک همسایه‌ی ارمنی و دوست دخترخاله‌اش که یهودی بوده می‌شناسد.
آنچه صادقانه باید گفت این است که حتی نقش سیاسی آخوند شیعه و سنی هم حتی یکی نیست، چه رسد به نقش سیاسی دین اسلام و دین زردشت. مثلا با ساده‌سازی می‌توان گفت اهل سنت مایل‌ترند به پذیرش قدرت سیاسی روز (چون خدا لابد صلاحی دیده که قدرت را به کسی داده) و شیعه (دست‌کم در شکل مسلط امروزش) مایل تر است به مخالفت با هر شکل قدرت سیاسی که از منشاء ائمه‌ی شیعه یا جانشین آنان نیاید. پس یکی محافظه‌کار می‌شود و دیگری انقلابی.

به همین ترتیب، مشخصاً در قبال کشور ایران، فرقی سیاسی هست میان روحانی دین زردشت که می‌گوید ایران کشور نظرکرده‌ی اهورمزداست که ایرانی باید برای آبادانی آن بکوشد و روحانی دین اسلام که می‌گوید ایران بخشی است از همان زمینی که خدا در قرآن به بندگان صالح خود به عنوان غنیمت وعده داده است.

با این اوصاف، از راندن همه‌ی دین‌ها به یک چوب و ردّ و طرد همه‌ی آنان چه کسی سود می‌برد؟
کسی که اولاً اصلاً نداند آن دین‌ها چه هستند و چه فرقی با هم دارند و نفهمد تاثیر هر دین مشخص در سیاست یک کشور مشخص چه می‌تواند باشد [یعنی در هپروت انتزاعیات سر کند] و دوماً خودش یک دین جدید داشته باشد (که در لباس مبدل علم فرورفته) و طبعاً دین‌های دیگر رقیب آن هستند؛ یعنی مارکسیست.

◽️@utfinance◽️
👍10👎51