👤 امانوئل کانت:
«اینکه جماعتی بتواند خود به روشنگری دست یابد، امری محتمل و اگر آزاد بگذارندش ای بسا قطعی است.
برای رسیدن به این روشنگری به هیچ چیزی نیاز نیست مگر آزادی.
تازه آن هم به کمزیانترین نوع آن، یعنی آزادی کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تام و کمال.»
📌 از مقاله «روشنگری چیست؟»
◽️@utfinance◽️
«اینکه جماعتی بتواند خود به روشنگری دست یابد، امری محتمل و اگر آزاد بگذارندش ای بسا قطعی است.
برای رسیدن به این روشنگری به هیچ چیزی نیاز نیست مگر آزادی.
تازه آن هم به کمزیانترین نوع آن، یعنی آزادی کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تام و کمال.»
📌 از مقاله «روشنگری چیست؟»
◽️@utfinance◽️
👍7❤3💩2
👤امانوئل کانت:
«خودآئینی - Autonomy - رکن رکین اخلاق و شرط انسانیت و اخلاقی بودن هر فعلی است که از انسان سر میزند.
خودآئینی آن است که انسانها در همه شئون زندگی خود منقاد هیچ ارادهای برتر از قانون اخلاقی درونشان نباشند و رها از هر گونه انقیاد، آزادی راستین را چنان تجربه کنند که مهر تاییدی بر تحقق اراده و خواست فردیشان باشد.»
◽️@utfinance◽️
«خودآئینی - Autonomy - رکن رکین اخلاق و شرط انسانیت و اخلاقی بودن هر فعلی است که از انسان سر میزند.
خودآئینی آن است که انسانها در همه شئون زندگی خود منقاد هیچ ارادهای برتر از قانون اخلاقی درونشان نباشند و رها از هر گونه انقیاد، آزادی راستین را چنان تجربه کنند که مهر تاییدی بر تحقق اراده و خواست فردیشان باشد.»
◽️@utfinance◽️
👍6❤2💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اهمیت نظم خودجوش از منظر هایک
👤 موسی غنینژاد
▫️در اندیشه مدرن متفکرین متوجه شدند که نهادهای خیلی مفید برای جامعه بشری محصول عقل عقلایی است نه محصول عقل صنعگرا. این گفته موسی غنینژاد، اقتصاددان و از مترجمان ایدههای فون هایک است. او در گفتگو با «اکوایران» به بررسی عقلانیت از منظر هایک میپردازد.
▫️به باور غنینژاد، عقلانیتی که در نظمهای خودجوش مثل زبان است، خیلی بیشتر از عقلانیتی است که یک انسان، یک دانشمند یا مجموعهای از دانشمندان ایجاد کنند.
◽️@utfinance◽️
#نظم_خودجوش
#نظم_خودانگیخته
#نطم_خودبهخودی
#هایک
#موسی_غنینژاد
👤 موسی غنینژاد
▫️در اندیشه مدرن متفکرین متوجه شدند که نهادهای خیلی مفید برای جامعه بشری محصول عقل عقلایی است نه محصول عقل صنعگرا. این گفته موسی غنینژاد، اقتصاددان و از مترجمان ایدههای فون هایک است. او در گفتگو با «اکوایران» به بررسی عقلانیت از منظر هایک میپردازد.
▫️به باور غنینژاد، عقلانیتی که در نظمهای خودجوش مثل زبان است، خیلی بیشتر از عقلانیتی است که یک انسان، یک دانشمند یا مجموعهای از دانشمندان ایجاد کنند.
◽️@utfinance◽️
#نظم_خودجوش
#نظم_خودانگیخته
#نطم_خودبهخودی
#هایک
#موسی_غنینژاد
👍13👎1🤮1💩1
📄 مقاله
چطور چپ جهانی ونزوئلاییها را رها کرد
👤میرنا-پائولا کوروالان (منتشر شده در کاراکاس کرانیکز)
✍ ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
◽️@utfinance◽️
چطور چپ جهانی ونزوئلاییها را رها کرد
👤میرنا-پائولا کوروالان (منتشر شده در کاراکاس کرانیکز)
✍ ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چطور چپ جهانی ونزوئلاییها را رها کرد
https://t.me/yusefmasoud تئودورو پتکوف، یکی از بنیانگذاران حرکت برای سوسیالیسم ونزوئلا در دهۀ 1970، زمانی به خانوادهام گفت: «استالین را طلاق ندادم که با چاوز ازدواج کنم.» اما همۀ سوسیالیستها از شیوۀ او پیروی نمیکنند. امروز، بخشی از بحث جهانی پیرامون ونزوئلا…
👏4👍2👎1
👤 فریدریش هایک:
آنچه نسل ما فراموش کرده این است که نظام مالکیت خصوصی مهمترین ضامن آزادی است، نه فقط برای کسانی که مالک هستند، بلکه به همان اندازه برای کسانی که مالک نیستند. تنها به این دلیل که کنترل ابزار تولید بین افراد زیادی که مستقل عمل میکنند تقسیم شده است، هیچکس قدرت کاملی بر ما ندارد و ما به عنوان افراد میتوانیم تصمیم بگیریم که با خودمان چه کنیم.
◽️@utfinance◽️
آنچه نسل ما فراموش کرده این است که نظام مالکیت خصوصی مهمترین ضامن آزادی است، نه فقط برای کسانی که مالک هستند، بلکه به همان اندازه برای کسانی که مالک نیستند. تنها به این دلیل که کنترل ابزار تولید بین افراد زیادی که مستقل عمل میکنند تقسیم شده است، هیچکس قدرت کاملی بر ما ندارد و ما به عنوان افراد میتوانیم تصمیم بگیریم که با خودمان چه کنیم.
◽️@utfinance◽️
❤17👍5👏3
📄 یادداشت
بازار به المپیک چه ربطی دارد؟
👤 مهرپویا علا
برای جامعهای خاورمیانهای این اتفاق خوبی است که چند زن بدون برنامهریزی هدفمند حکومت مستقر موفق شوند مدال المپیک ببرند. این یعنی آن جامعه در بطن خود تکانهایی اساسی و غیرقابل برگشت خورده است. کاری ندارم مدالبرندگان چه حرفهایی ممکن است در آینده بگویند یا از آنها بخواهند تا بگویند و آنها هم به گفتن آن حرفها حتی با رغبت تن در دهند و در ازایش فلان امتیاز را بگیرند. اینجا بحث اشخاص و موارد معین مطرح نیست، بحث استفاده از آن موارد معین برای توضیح روندهای کلیست. یکی از آن ورزشکاران آمده و اصرار دارد که میخواهم پزشکی دانشگاه تهران بخوانم و درسم خوب است! از همین یک اتفاق میشود فراگیری چند ذهنیت را تشخیص داد.
اولاً چرا یک نفر باید تصور کند چون فلان موفقیت را به دست آورده است «جامعه» وظیفه دارد به او پاداش دهد؟ ممکن است هر کسی به هر دلیلی بابت موفقیت کس دیگری شادمان شود و احساس غرور کند. میتوان دربارۀ منطقی بودن یا نبودن چنین حس افتخار و غروری بحث کرد، ولی بههرحال هر کسی این حق را دارد که بابت هر چیزی خوشحال باشد و احساس افتخار کند. همچنین هر کسی این حق را دارد که از جیب خودش به عامل پدید آمدن آن احساس خوشایند پاداش بدهد. بازار دقیقاً ابزاری است که امکان اعطای چنین پاداشهایی را به شیوههای مختلف فراهم میکند. برای مثال پاداش دادن به ورزشکار میتواند از طریق اسپانسر و شرکت در برنامههای تبلیغاتی انجام شود یا حتی تعبیۀ مکانیسمی که با آن هر کس مایل بود از جیب خودش پاداشی را برای افرادی که از نظرشان برای کشور افتخاری کسب کردهاند اعطا کند. در هر صورت هیچکس نباید تصور کند که دیگران به خاطر موفقیتها یا حتی فداکاریهایش به او پاداش بدهکارند.
نکتۀ دوم اینکه آن ورزشکار آمده و میگوید من چون تمرین میکردم فرصت کافی برای درس خواندن نداشتم و نتوانستم پزشکی قبول شوم! تا جایی که در شبکههای اجتماعی دیدم خیلیها بر اساس شهود خود مغلطۀ موجود در این حرف را تشخیص دادند و پاسخ درستی به آن دادند: دیگران هم چون درس خواندند فرصت تمرین کردن نداشتند، ولی انتظار شرکت در تیم ملی یا تیمهای باشگاهی را ندارند! مکتب اقتصاد اتریش بر پایۀ همین شهود مفهوم «هزینه» را تعریف میکند. هزینۀ به راه انداختن یک کسبوکار یا هر فعالیت اقتصادی تنها مخارجی نیست که بابت خرید مواد اولیه و پرداخت دستمزد نیروی کار صرف میشوند. هزینه شامل تمام فرصتهایی میشود که فرد بر اثر انتخاب از میان گزینههای موجود از دستشان میدهد. من به هر دلیلی که خودم میدانم انتخاب کردهام که زمانی را برای نوشتن مطلب خاضر بگذارم. در این مدت چه کارهای دیگری را میتوانستم انجام دهم؟ عدم انجام آن کارها و محرومیت از نتایج مثبتشان بخشی از هزینههای من بابت نوشتن این مطلب است. در جامعۀ صنعتی عملکرد بازار این امکان را فراهم میکند تا شرکتها بخشی از هزینههای خود را با کمک پول محاسبه میکنند. سرمایهگذاران با مقایسۀ هزینۀ آلترناتیوهای مختلف به این نتیجه میرسند که زیان کردهاند یا سود؛ اما هیچکس نباید تصور کند که دیگران به او جبران هزینه یا زیان بدهکارند.
◽️@utfinance◽️
⬇️ (ادامه در پست بعد)
بازار به المپیک چه ربطی دارد؟
👤 مهرپویا علا
برای جامعهای خاورمیانهای این اتفاق خوبی است که چند زن بدون برنامهریزی هدفمند حکومت مستقر موفق شوند مدال المپیک ببرند. این یعنی آن جامعه در بطن خود تکانهایی اساسی و غیرقابل برگشت خورده است. کاری ندارم مدالبرندگان چه حرفهایی ممکن است در آینده بگویند یا از آنها بخواهند تا بگویند و آنها هم به گفتن آن حرفها حتی با رغبت تن در دهند و در ازایش فلان امتیاز را بگیرند. اینجا بحث اشخاص و موارد معین مطرح نیست، بحث استفاده از آن موارد معین برای توضیح روندهای کلیست. یکی از آن ورزشکاران آمده و اصرار دارد که میخواهم پزشکی دانشگاه تهران بخوانم و درسم خوب است! از همین یک اتفاق میشود فراگیری چند ذهنیت را تشخیص داد.
اولاً چرا یک نفر باید تصور کند چون فلان موفقیت را به دست آورده است «جامعه» وظیفه دارد به او پاداش دهد؟ ممکن است هر کسی به هر دلیلی بابت موفقیت کس دیگری شادمان شود و احساس غرور کند. میتوان دربارۀ منطقی بودن یا نبودن چنین حس افتخار و غروری بحث کرد، ولی بههرحال هر کسی این حق را دارد که بابت هر چیزی خوشحال باشد و احساس افتخار کند. همچنین هر کسی این حق را دارد که از جیب خودش به عامل پدید آمدن آن احساس خوشایند پاداش بدهد. بازار دقیقاً ابزاری است که امکان اعطای چنین پاداشهایی را به شیوههای مختلف فراهم میکند. برای مثال پاداش دادن به ورزشکار میتواند از طریق اسپانسر و شرکت در برنامههای تبلیغاتی انجام شود یا حتی تعبیۀ مکانیسمی که با آن هر کس مایل بود از جیب خودش پاداشی را برای افرادی که از نظرشان برای کشور افتخاری کسب کردهاند اعطا کند. در هر صورت هیچکس نباید تصور کند که دیگران به خاطر موفقیتها یا حتی فداکاریهایش به او پاداش بدهکارند.
نکتۀ دوم اینکه آن ورزشکار آمده و میگوید من چون تمرین میکردم فرصت کافی برای درس خواندن نداشتم و نتوانستم پزشکی قبول شوم! تا جایی که در شبکههای اجتماعی دیدم خیلیها بر اساس شهود خود مغلطۀ موجود در این حرف را تشخیص دادند و پاسخ درستی به آن دادند: دیگران هم چون درس خواندند فرصت تمرین کردن نداشتند، ولی انتظار شرکت در تیم ملی یا تیمهای باشگاهی را ندارند! مکتب اقتصاد اتریش بر پایۀ همین شهود مفهوم «هزینه» را تعریف میکند. هزینۀ به راه انداختن یک کسبوکار یا هر فعالیت اقتصادی تنها مخارجی نیست که بابت خرید مواد اولیه و پرداخت دستمزد نیروی کار صرف میشوند. هزینه شامل تمام فرصتهایی میشود که فرد بر اثر انتخاب از میان گزینههای موجود از دستشان میدهد. من به هر دلیلی که خودم میدانم انتخاب کردهام که زمانی را برای نوشتن مطلب خاضر بگذارم. در این مدت چه کارهای دیگری را میتوانستم انجام دهم؟ عدم انجام آن کارها و محرومیت از نتایج مثبتشان بخشی از هزینههای من بابت نوشتن این مطلب است. در جامعۀ صنعتی عملکرد بازار این امکان را فراهم میکند تا شرکتها بخشی از هزینههای خود را با کمک پول محاسبه میکنند. سرمایهگذاران با مقایسۀ هزینۀ آلترناتیوهای مختلف به این نتیجه میرسند که زیان کردهاند یا سود؛ اما هیچکس نباید تصور کند که دیگران به او جبران هزینه یا زیان بدهکارند.
◽️@utfinance◽️
⬇️ (ادامه در پست بعد)
👏9👍7
ادامه:
نکتۀ سوم اینکه چه بلایی در نظام آموزشی مستقر بر سر ذهن و روان و استعداد بچههای مردم میآید که تصور میکنند یگانه راه موفقیت ورود به چند رشتۀ دانشگاهی است و حتی مدالآور المپیک هم عقدۀ وارد نشدن به فلان رشته را پیدا میکند؟ تصور کنید همین ذهنیت فاجعهبار چه تعداد استعداد و نبوغ را در ایران سرکوب کرد و از بین برد. چند کیارستمی بالقوه را تبدیل به کارمند رتبۀ بالا در فلان اداره کرد. البته امیدوارم این مثال باعث پیدایش این تصور نشود موفقیت «غیردرسی» فقط کیارستمی شدن است! چند مغازهدار با استعداد که میتوانستند یک مغازهشان را تبدیل به دو یا چند مغازه کنند یا میتوانستند با خلاقیت خود نام مغازهشان را تبدیل به برندی معتبر کنند، اکنون درگیر مطالعۀ انتگرالگیری یا آناتومی هستند تا بتوانند فلان واحد درسی را برای بار سوم بالاخره با ده پاس کنند؟! چند آشپز بااستعداد که هتلها با بهترین دستمزدها استخدامشان میکردند در نتیجۀ فاجعهای که در نظام آموزشی دستوری جریان دارد به پزشکی تبدیل شدند که مشغول تدریس کنکور زیستشناسی در فلان مؤسسۀ کنکور است؟! چند طراح نابغۀ لباس و مد بدون اینکه اصلاً بفهمند چنین استعدادی را دارند از دنیا رفتند؟! موفقیت تنها این نیست که کسی شهرت جهانی به دست آورد. یک ورزشکار ممکن است در سطح استان مربی برتری باشد.
اگر این بالاترین موفقیتی بود که او در هر زمینۀ بالقوهای توان به دست آوردن آن را داشت ولی اکنون مشغول کار دیگری است، این یعنی هم خود او زیان کرده و هم جامعهای که نتوانست از این فرد بهترین استفادۀ ممکن و در دسترس را ببرد؛ و این تشخیصی است که تنها مکانیسم در دسترس برای رسیدن به آن بازار است.
◽️@utfinance◽️
نکتۀ سوم اینکه چه بلایی در نظام آموزشی مستقر بر سر ذهن و روان و استعداد بچههای مردم میآید که تصور میکنند یگانه راه موفقیت ورود به چند رشتۀ دانشگاهی است و حتی مدالآور المپیک هم عقدۀ وارد نشدن به فلان رشته را پیدا میکند؟ تصور کنید همین ذهنیت فاجعهبار چه تعداد استعداد و نبوغ را در ایران سرکوب کرد و از بین برد. چند کیارستمی بالقوه را تبدیل به کارمند رتبۀ بالا در فلان اداره کرد. البته امیدوارم این مثال باعث پیدایش این تصور نشود موفقیت «غیردرسی» فقط کیارستمی شدن است! چند مغازهدار با استعداد که میتوانستند یک مغازهشان را تبدیل به دو یا چند مغازه کنند یا میتوانستند با خلاقیت خود نام مغازهشان را تبدیل به برندی معتبر کنند، اکنون درگیر مطالعۀ انتگرالگیری یا آناتومی هستند تا بتوانند فلان واحد درسی را برای بار سوم بالاخره با ده پاس کنند؟! چند آشپز بااستعداد که هتلها با بهترین دستمزدها استخدامشان میکردند در نتیجۀ فاجعهای که در نظام آموزشی دستوری جریان دارد به پزشکی تبدیل شدند که مشغول تدریس کنکور زیستشناسی در فلان مؤسسۀ کنکور است؟! چند طراح نابغۀ لباس و مد بدون اینکه اصلاً بفهمند چنین استعدادی را دارند از دنیا رفتند؟! موفقیت تنها این نیست که کسی شهرت جهانی به دست آورد. یک ورزشکار ممکن است در سطح استان مربی برتری باشد.
اگر این بالاترین موفقیتی بود که او در هر زمینۀ بالقوهای توان به دست آوردن آن را داشت ولی اکنون مشغول کار دیگری است، این یعنی هم خود او زیان کرده و هم جامعهای که نتوانست از این فرد بهترین استفادۀ ممکن و در دسترس را ببرد؛ و این تشخیصی است که تنها مکانیسم در دسترس برای رسیدن به آن بازار است.
◽️@utfinance◽️
👏10👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دولت رفاه و مدیریت منابع مشترک ملی در نروژ
تجربههای قبلی چه جوری کمکشون کرد؟ منابع ملی مشترک یعنی چی؟ فرقش با ایران چیه؟
👤 علی بندری
🎙 پادکست بیپلاس
◽️@utfinance◽️
تجربههای قبلی چه جوری کمکشون کرد؟ منابع ملی مشترک یعنی چی؟ فرقش با ایران چیه؟
👤 علی بندری
🎙 پادکست بیپلاس
◽️@utfinance◽️
👎2👍1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👥 گفتوگو
مصدق / عوام فریبی / تجزیه ایران
👤 اشکان زارع
گفتوگو با عباس سوری در کانال یوتیوب «پارسی» - قسمت دوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
مصدق / عوام فریبی / تجزیه ایران
👤 اشکان زارع
گفتوگو با عباس سوری در کانال یوتیوب «پارسی» - قسمت دوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
👍5👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مختصات بانکداری 40 ساله در ایران
👤 موسی غنینژاد
▫️هیچکدام از کسانی که مدعی شدند که نظام بانکداری مدرن ربوی است، نتوانستند آن را اثبات کنند. برعکس خیلی راحت می توان نشان داد که اینگونه نیست.
▫️موسی غنی نژاد، اقتصاددان با بیان این نکته، گفتگوی خود با «اکوایران» را اینگونه ادامه داد: در ایران متوجه شدند که نظام بانکداری لازم است، اما این بانک را از صفر شروع میکنیم که »بانکداری بدون بهره باشد.
▫️غنی نژاد با بیان به اینکه نمیتوان بدون بهره، بانکداری ایجاد کرد، به تشریح این موضوع پرداخت.
◽️@utfinabce◽️
👤 موسی غنینژاد
▫️هیچکدام از کسانی که مدعی شدند که نظام بانکداری مدرن ربوی است، نتوانستند آن را اثبات کنند. برعکس خیلی راحت می توان نشان داد که اینگونه نیست.
▫️موسی غنی نژاد، اقتصاددان با بیان این نکته، گفتگوی خود با «اکوایران» را اینگونه ادامه داد: در ایران متوجه شدند که نظام بانکداری لازم است، اما این بانک را از صفر شروع میکنیم که »بانکداری بدون بهره باشد.
▫️غنی نژاد با بیان به اینکه نمیتوان بدون بهره، بانکداری ایجاد کرد، به تشریح این موضوع پرداخت.
◽️@utfinabce◽️
👍4🤮2
📚 معرفی کتاب
Empire: How Britain Made the Modern World
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
👤 نیال فرگوسن
زمانی بخشهای وسیعی از کره زمین به رنگ قرمز امپراتوری درآمدند و بریتانیا نه تنها بر امواج، بلکه بر دشتهای آمریکا، دشتهای آسیا، جنگلهای آفریقا و بیابانهای عربستان حکومت میکرد.
چگونه یک جزیره کوچک و بارانی در اقیانوس اطلس شمالی به این همه دست یافت؟ و چرا امپراتوری که خورشید به معنای واقعی کلمه بر آن غروب نکرد، سرانجام افول کرد و سقوط کرد؟
کتاب تحسین شده نایل فرگوسن، داستان امپراتوری را در تمام فراز و فرودهایش آشکار میکند، و نشان میدهد که چگونه گروهی از جویندگان طلا، بذر بزرگترین امپراتوری تمام تاریخ را کاشتند و جهان را در مسیر مدرنیته قرار دادند.
◽️@utfinance◽️
#نیال_فرگوسن
#امپراتوری_بریتانیا
#بریتانیا
Empire: How Britain Made the Modern World
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
👤 نیال فرگوسن
زمانی بخشهای وسیعی از کره زمین به رنگ قرمز امپراتوری درآمدند و بریتانیا نه تنها بر امواج، بلکه بر دشتهای آمریکا، دشتهای آسیا، جنگلهای آفریقا و بیابانهای عربستان حکومت میکرد.
چگونه یک جزیره کوچک و بارانی در اقیانوس اطلس شمالی به این همه دست یافت؟ و چرا امپراتوری که خورشید به معنای واقعی کلمه بر آن غروب نکرد، سرانجام افول کرد و سقوط کرد؟
کتاب تحسین شده نایل فرگوسن، داستان امپراتوری را در تمام فراز و فرودهایش آشکار میکند، و نشان میدهد که چگونه گروهی از جویندگان طلا، بذر بزرگترین امپراتوری تمام تاریخ را کاشتند و جهان را در مسیر مدرنیته قرار دادند.
◽️@utfinance◽️
#نیال_فرگوسن
#امپراتوری_بریتانیا
#بریتانیا
❤11👍4
🖥 مجموعه تلویزیونی
Empire: How Britain Made the Modern World
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
👤 نیل فرگوسن
1️⃣ قسمت یک
2️⃣ قسمت دو
3️⃣ قسمت سه
4️⃣ قسمت چهار
5️⃣ قسمت پنج
6️⃣ قسمت شش و پایانی
◽️@utfinance◽️
Empire: How Britain Made the Modern World
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
👤 نیل فرگوسن
1️⃣ قسمت یک
2️⃣ قسمت دو
3️⃣ قسمت سه
4️⃣ قسمت چهار
5️⃣ قسمت پنج
6️⃣ قسمت شش و پایانی
◽️@utfinance◽️
YouTube
Empire How Britain Made the Modern World 1of6 Why Britain
Once vast swathes of the globe were coloured imperial red and Britannia ruled not just the waves, but the prairies of America, the plains of Asia, the jungles of Africa and the deserts of Arabia. Just how did a small, rainy island in the North Atlantic achieve…
👍4
🖥 Street epistemology
👤 Peter Boghossian
Street epistemology (often abbreviated to SE) is a term coined by Boghossian in his book A Manual for Creating Atheists. This is a set of non-confrontational conversational techniques for discussing a strongly-held belief, designed to promote thoughtful reflection and open-mindedness in a participant regarding the belief. Boghossian outlined the method and its application in helping religious believers to reflect on the reliability of faith as an epistemology. However, it has also been found effective in many other contexts, and Boghossian later co-authored with James Lindsay How to Have Impossible Conversations, which describes the application of street epistemology to an examination of a wider range of beliefs including nonreligious ones.
◽️@utfinance◽️
👤 Peter Boghossian
Street epistemology (often abbreviated to SE) is a term coined by Boghossian in his book A Manual for Creating Atheists. This is a set of non-confrontational conversational techniques for discussing a strongly-held belief, designed to promote thoughtful reflection and open-mindedness in a participant regarding the belief. Boghossian outlined the method and its application in helping religious believers to reflect on the reliability of faith as an epistemology. However, it has also been found effective in many other contexts, and Boghossian later co-authored with James Lindsay How to Have Impossible Conversations, which describes the application of street epistemology to an examination of a wider range of beliefs including nonreligious ones.
◽️@utfinance◽️
👍1🤮1
📄 بلومبرگ:
تورم ماهانه آرژانتینِ میلی به کمترین سطح از سال 2022 رسید
◽️@utfinance◽️
#تورم
#تورم_ماهانه
#تورم_آرژانتین
#خاویر_میلی
تورم ماهانه آرژانتینِ میلی به کمترین سطح از سال 2022 رسید
◽️@utfinance◽️
#تورم
#تورم_ماهانه
#تورم_آرژانتین
#خاویر_میلی
Telegraph
تورم ماهانه آرژانتینِ میلی به کمترین سطح از سال 2022 رسید
قیمتهای آرژانتین در جولای با رشد 4 درصدی نسبت به ماه قبل میلادی همراه شده است. همچنین تورم سالانه این کشور به نرخ 263/4 درصد کاهش پیدا کرده است.
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👥 گفتوگو
انقراض تمدن ایرانی
👤 شروین وکیلی
گفتوگو با کانال یوتیوب «پارسی»
◽️@utfinance◽️
#شروین_وکیلی
#ایران
#تمدن_ایران
انقراض تمدن ایرانی
👤 شروین وکیلی
گفتوگو با کانال یوتیوب «پارسی»
◽️@utfinance◽️
#شروین_وکیلی
#ایران
#تمدن_ایران
💩8❤6👍3
📄 یادداشت
اسب تروای سوسیالیسم
👤 بیژن اشتری
آدم عاقل هرگز نباید گول وعدههایی مثل «بهداشت رایگان»، «آموزش رایگان»، «مسکن رایگان» و غیره را بخورد. هر کس این وعدههای دلفریب خوش آب و رنگ را به شما داد بدانید که قدرتطلبی بیش نیست. حالا طرف میخواهد سوسیالیست باشد یا مارکسیست اسلامی از نوع وطنی.
ما در علم سیاست اصطلاحی داریم زیر عنوان "اسب تروای سوسیالیسم".
حتما داستان اسب چوبی تروا را شنیدهاید. مردم شهر تروا که زندگی آزادی داشتند هدف حمله یونانیهای مستبد قرار گرفتند. آنها در پشت دیوارهای قلعهمانند شهرشان پناه گرفتند و اجازه ورود به سربازان متجاوز یونانی را ندادند. اما یونانیها حقهای زدند. آنها یک اسب چوبی بزرگ ساختند و گروهی از نیروهای زبدهی مسلح خود را در آن مخفی کردند و اسب را جلو دروازه شهر گذاشتند و به ظاهر رفتند. اهالی شهر به گمان این که یونانیها خسته شده و رفتهاند، اسب چوبی آنها را به عنوان نماد پیروزی خودشان داخل شهر آوردند و جشن و پایکوبی به راه انداختند. اما پس از پایان جشن، وقتی اهالی رفتند بخوابند، نیروهای زبده یونانی از داخل اسب بیرون آمدند و دروازه شهر را باز کردند و خلاصه راه را برای ورود سربازان یونانی و اشغال شهر هموار کردند.
فریدریش فن هایک، اقتصاددان اتریشی، وعده عدالت اجتماعی سوسیالیستها (بهداشت و آموزش رایگان، مسکن ارزان، چهار روز کار در هفته و غیره) را "اسب تروای سوسیالیسم" نامیده است. یعنی سوسیالیستها با وعده برقراری عدالت اجتماعی، نظر موافق اکثریت جامعه را کسب میکنند و سپس میگویند «ما برای تحقق این هدف باید دولت متمرکز و کنترلگر برقرار کنیم» و سپس شروع میکنند به نابود کردن مخالفان سیاسی خود و نهایتا حکومت دیکتاتوریشان را برقرار میکنند و جامعه را به فقر و افلاس میکشانند و تنها عدالتی هم که برقرار کنند حداکثر «عدالت در توزیع فقر و بدبختی» بین آحاد مردم است.
تاریخ گواهی میدهد که این سناریوی غصب قدرت به دفعات تکرار شده است. لنین و استالین و مائو و هیتلر با وعده استقرار عدالت اجتماعی به قدرت رسیدند و سپس دمار از روزگار مردم درآوردند. هیچ دیکتاتوری با وعده نسل کشی به قدرت نرسیده است، همه وعده بهشت دادند و نهایتا دوزخ را برقرار کردند و مرتکب انواع جنایتها شدند.
کلام آخر: تحقق رفاه مردم فقط در یک جامعه آزاد و دموکراتیک امکانپذیر است و لاغیر... گول قدرتطلبانی را که به شما وعدههای فریبنده میدهند نخورید.
تصویرسازی هم کار خودمه در ضمن.
◽️@utfinance◽️
اسب تروای سوسیالیسم
👤 بیژن اشتری
آدم عاقل هرگز نباید گول وعدههایی مثل «بهداشت رایگان»، «آموزش رایگان»، «مسکن رایگان» و غیره را بخورد. هر کس این وعدههای دلفریب خوش آب و رنگ را به شما داد بدانید که قدرتطلبی بیش نیست. حالا طرف میخواهد سوسیالیست باشد یا مارکسیست اسلامی از نوع وطنی.
ما در علم سیاست اصطلاحی داریم زیر عنوان "اسب تروای سوسیالیسم".
حتما داستان اسب چوبی تروا را شنیدهاید. مردم شهر تروا که زندگی آزادی داشتند هدف حمله یونانیهای مستبد قرار گرفتند. آنها در پشت دیوارهای قلعهمانند شهرشان پناه گرفتند و اجازه ورود به سربازان متجاوز یونانی را ندادند. اما یونانیها حقهای زدند. آنها یک اسب چوبی بزرگ ساختند و گروهی از نیروهای زبدهی مسلح خود را در آن مخفی کردند و اسب را جلو دروازه شهر گذاشتند و به ظاهر رفتند. اهالی شهر به گمان این که یونانیها خسته شده و رفتهاند، اسب چوبی آنها را به عنوان نماد پیروزی خودشان داخل شهر آوردند و جشن و پایکوبی به راه انداختند. اما پس از پایان جشن، وقتی اهالی رفتند بخوابند، نیروهای زبده یونانی از داخل اسب بیرون آمدند و دروازه شهر را باز کردند و خلاصه راه را برای ورود سربازان یونانی و اشغال شهر هموار کردند.
فریدریش فن هایک، اقتصاددان اتریشی، وعده عدالت اجتماعی سوسیالیستها (بهداشت و آموزش رایگان، مسکن ارزان، چهار روز کار در هفته و غیره) را "اسب تروای سوسیالیسم" نامیده است. یعنی سوسیالیستها با وعده برقراری عدالت اجتماعی، نظر موافق اکثریت جامعه را کسب میکنند و سپس میگویند «ما برای تحقق این هدف باید دولت متمرکز و کنترلگر برقرار کنیم» و سپس شروع میکنند به نابود کردن مخالفان سیاسی خود و نهایتا حکومت دیکتاتوریشان را برقرار میکنند و جامعه را به فقر و افلاس میکشانند و تنها عدالتی هم که برقرار کنند حداکثر «عدالت در توزیع فقر و بدبختی» بین آحاد مردم است.
تاریخ گواهی میدهد که این سناریوی غصب قدرت به دفعات تکرار شده است. لنین و استالین و مائو و هیتلر با وعده استقرار عدالت اجتماعی به قدرت رسیدند و سپس دمار از روزگار مردم درآوردند. هیچ دیکتاتوری با وعده نسل کشی به قدرت نرسیده است، همه وعده بهشت دادند و نهایتا دوزخ را برقرار کردند و مرتکب انواع جنایتها شدند.
کلام آخر: تحقق رفاه مردم فقط در یک جامعه آزاد و دموکراتیک امکانپذیر است و لاغیر... گول قدرتطلبانی را که به شما وعدههای فریبنده میدهند نخورید.
تصویرسازی هم کار خودمه در ضمن.
◽️@utfinance◽️
👍14💩8🤮3
📄 یادداشت
اقتصاد غارتگری و بحران بیبرقی
کلپتوکراسی چگونه منابع کشور را به یغما میبرد؟
👤 ساسان آقایی
کلپتوکراسی (حکومتهای دزدسالار) چند مدل است. در روش متداولش، یک حکومت کلپتوکراسی به باندهای مختلفی تقسیم میشود که با طراحی پروژههای اقتصادی بزرگ اما نه چندان کارآ و اولویتدار، با چند برابر قیمت واقعی، منابع کشور را بالا میکشد. در این دست حکومتها، به شکل معمول پروژهها برای چپاول درآمد ملی، خزانهی کشور و منابع بانکی تعریف میشوند نه براساس مطالعات علمی و اقتصادی و نیازسنجی کشور.
نمونههای بسیار زیادی از چنین پروژههای کمبازدهی وجود دارد که با چندین برابر قیمت واقعی در کشورهای مختلفی مانند فیلیپین، پاراگوئه، هائیتی یا دیگر کشورهای آفریقایی و آسیایی انجام شده است. ج.ا اما نوع بدیع و خلاقانهای از یک کلپتوکراسیست که تمام روشهای آن را در اختیار گرفته تا یک اقتصاد غارتگریِ بینقص را به وجود آورد.
در ج.ا، از سه تاکتیک کلپتوکراسی همزمان استفاده میشود؛ نخستین این روشها انحصار بازار است. نمونهاش را در خودروسازی میبینیم که آشغالترین محصولات تاریخ صنعت خودروسازی را به ۱۰ برابر قیمت، به مردم میفروشند. روش دوم دزدسالاری، که بیشتر در گذشته مورداستفادهی ساختار قدرت بود، تعریف پروژههای بیمبنا و کمبازده با چندین برابر قیمت واقعیست. نمونهاش برخی سدسازیهای دوران رفسنجانی، یا فازهایی از پارس جنوبی که با بیرون راندن شریک خارجی و به دست باند داخلی انجام شده است. همچنین پروژهی طبقاتی کردن بزرگراه ۲۲ تهران (صدر) که ۳ تا ۴ برابر قیمت واقعی را از جیب شهروندان پایتخت زد و یکی از کمبازدهترین طرحهای تهران است.
از آنجا که در سالهای اخیر، روند فساد ساختاری شدت گرفته و رقابت سنگینی برای چپاول درآمد ملی میان باندهای مختلف در جریان است، آنها برای سبقت از یکدیگر به تاکتیک سوم دزدسالاری هم رو آوردهاند. در این روش، پروژهها تنها تعریف میشوند اما اجرا نمیشوند! در حقیقت پروژههایی کاغذی و اسمی، بدون هیچ مابهازای واقعی روی زمین، تعریف میشوند که براساس آن، منابع خزانه و بانکی چپاول شود. اگر در روشهای قبلی، خودرویی چند برابر قیمت وجود دارد اما آشغال محض است، یا سدی ساخته شده اما پشتش آبی وجود ندارد، در روش اخیر، پروژهها تنها روی برگههای کاغذ وجود دارند، سنادش، همه ساختگیست و با همین کاغذها چند هزار میلیارد از منابع کشور، میان باندهای قدرت و ثروت تقسیم میشود.
پیشتر در صنعت سیمان، شاهد این دست پروژههای کاغذی بودیم اما تقریبن از دههی ۹۰ به این سو، بسیاری از پروژههای زیرساختی و حیاتی کشور هم، تبدیل به پروژههای کاغذی شدهاند، از جمله پروژههای نیروگاهی ایران.
در سراسر دههی ۹۰، روشن بود که الگوی مصرف برق در کشور در حال تغییر و تقاضای برق رو با افزایش است و نیروگاههای موجود، قادر به تامین تقاضای برق نیستند. در دولت روحانی هم با توجه به پول هنگفت پسابرجام، تلاشهایی برای ساخت نیروگاه انجام گرفت اما در نهایت، بزرگترین نیاز صنعتی و عمومی کشور، تبدیل به توجیه دهها پروژهی کاغذی شرکتهای داخلیِ مدعی اما فاقد توان فنی شد که تنها مزیتشان، اتصال به هستهی قدرت و منابع خزانه و بانکی بود. این باندها به اسم ساخت نیروگاه، افزایش راندمان نیروگاهی، نوسازی شبکهی توزیع و ... دهها پروژه تعریف و تصویب کردند که در نهایت، بیشتر آنها کاغذی و اسمی ماند و کشور را امروز با بحران بیبرقی و حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار مگاوات کمبود برق روبهرو کرده است.
همین بحران اخیر، نمونهایست برای رد این ادعا که مسائل کشور پیچیده و کار بازسازی مملکت سخت است، کلیشهای که در هنگام سرباز کردن هر بحرانی، به خورد مردم میدهند. واقعیت اما ساده و از این قرار است:
1️⃣ ایران، از منابع کافی بازسازی کشور برخوردار است
2️⃣ به دلیل موقعیت استراتژیک ایران، ما میتوانیم در صورت تبدیل شدن به یک کشور نرمال در سپهر جهانی، به سرعت از تکنولوژی سطح بالا و سرمايهگذاری خارجی، برخوردار شویم
3️⃣ منابع انسانی کشور و بازگشت بخش عمدهی مهاجران، توان فنی و اجرایی ایران را به شدت افزایش خواهد داد
4️⃣ تلفیق سه عامل بالا در حل سریع، بحرانهای اساسی کشور، بازتاب جدی دارد
از این واقعیتهای ساده، تنها یک نتیجهگیری قابل استخراج است: نوسازی کشوری با ویژگیهای ایران، تنها یک پیششرط دارد و آن این است که کلپتوکراسی جای خود را به میهنپرستی دهد!
◽️@utfinance◽️
اقتصاد غارتگری و بحران بیبرقی
کلپتوکراسی چگونه منابع کشور را به یغما میبرد؟
👤 ساسان آقایی
کلپتوکراسی (حکومتهای دزدسالار) چند مدل است. در روش متداولش، یک حکومت کلپتوکراسی به باندهای مختلفی تقسیم میشود که با طراحی پروژههای اقتصادی بزرگ اما نه چندان کارآ و اولویتدار، با چند برابر قیمت واقعی، منابع کشور را بالا میکشد. در این دست حکومتها، به شکل معمول پروژهها برای چپاول درآمد ملی، خزانهی کشور و منابع بانکی تعریف میشوند نه براساس مطالعات علمی و اقتصادی و نیازسنجی کشور.
نمونههای بسیار زیادی از چنین پروژههای کمبازدهی وجود دارد که با چندین برابر قیمت واقعی در کشورهای مختلفی مانند فیلیپین، پاراگوئه، هائیتی یا دیگر کشورهای آفریقایی و آسیایی انجام شده است. ج.ا اما نوع بدیع و خلاقانهای از یک کلپتوکراسیست که تمام روشهای آن را در اختیار گرفته تا یک اقتصاد غارتگریِ بینقص را به وجود آورد.
در ج.ا، از سه تاکتیک کلپتوکراسی همزمان استفاده میشود؛ نخستین این روشها انحصار بازار است. نمونهاش را در خودروسازی میبینیم که آشغالترین محصولات تاریخ صنعت خودروسازی را به ۱۰ برابر قیمت، به مردم میفروشند. روش دوم دزدسالاری، که بیشتر در گذشته مورداستفادهی ساختار قدرت بود، تعریف پروژههای بیمبنا و کمبازده با چندین برابر قیمت واقعیست. نمونهاش برخی سدسازیهای دوران رفسنجانی، یا فازهایی از پارس جنوبی که با بیرون راندن شریک خارجی و به دست باند داخلی انجام شده است. همچنین پروژهی طبقاتی کردن بزرگراه ۲۲ تهران (صدر) که ۳ تا ۴ برابر قیمت واقعی را از جیب شهروندان پایتخت زد و یکی از کمبازدهترین طرحهای تهران است.
از آنجا که در سالهای اخیر، روند فساد ساختاری شدت گرفته و رقابت سنگینی برای چپاول درآمد ملی میان باندهای مختلف در جریان است، آنها برای سبقت از یکدیگر به تاکتیک سوم دزدسالاری هم رو آوردهاند. در این روش، پروژهها تنها تعریف میشوند اما اجرا نمیشوند! در حقیقت پروژههایی کاغذی و اسمی، بدون هیچ مابهازای واقعی روی زمین، تعریف میشوند که براساس آن، منابع خزانه و بانکی چپاول شود. اگر در روشهای قبلی، خودرویی چند برابر قیمت وجود دارد اما آشغال محض است، یا سدی ساخته شده اما پشتش آبی وجود ندارد، در روش اخیر، پروژهها تنها روی برگههای کاغذ وجود دارند، سنادش، همه ساختگیست و با همین کاغذها چند هزار میلیارد از منابع کشور، میان باندهای قدرت و ثروت تقسیم میشود.
پیشتر در صنعت سیمان، شاهد این دست پروژههای کاغذی بودیم اما تقریبن از دههی ۹۰ به این سو، بسیاری از پروژههای زیرساختی و حیاتی کشور هم، تبدیل به پروژههای کاغذی شدهاند، از جمله پروژههای نیروگاهی ایران.
در سراسر دههی ۹۰، روشن بود که الگوی مصرف برق در کشور در حال تغییر و تقاضای برق رو با افزایش است و نیروگاههای موجود، قادر به تامین تقاضای برق نیستند. در دولت روحانی هم با توجه به پول هنگفت پسابرجام، تلاشهایی برای ساخت نیروگاه انجام گرفت اما در نهایت، بزرگترین نیاز صنعتی و عمومی کشور، تبدیل به توجیه دهها پروژهی کاغذی شرکتهای داخلیِ مدعی اما فاقد توان فنی شد که تنها مزیتشان، اتصال به هستهی قدرت و منابع خزانه و بانکی بود. این باندها به اسم ساخت نیروگاه، افزایش راندمان نیروگاهی، نوسازی شبکهی توزیع و ... دهها پروژه تعریف و تصویب کردند که در نهایت، بیشتر آنها کاغذی و اسمی ماند و کشور را امروز با بحران بیبرقی و حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار مگاوات کمبود برق روبهرو کرده است.
همین بحران اخیر، نمونهایست برای رد این ادعا که مسائل کشور پیچیده و کار بازسازی مملکت سخت است، کلیشهای که در هنگام سرباز کردن هر بحرانی، به خورد مردم میدهند. واقعیت اما ساده و از این قرار است:
1️⃣ ایران، از منابع کافی بازسازی کشور برخوردار است
2️⃣ به دلیل موقعیت استراتژیک ایران، ما میتوانیم در صورت تبدیل شدن به یک کشور نرمال در سپهر جهانی، به سرعت از تکنولوژی سطح بالا و سرمايهگذاری خارجی، برخوردار شویم
3️⃣ منابع انسانی کشور و بازگشت بخش عمدهی مهاجران، توان فنی و اجرایی ایران را به شدت افزایش خواهد داد
4️⃣ تلفیق سه عامل بالا در حل سریع، بحرانهای اساسی کشور، بازتاب جدی دارد
از این واقعیتهای ساده، تنها یک نتیجهگیری قابل استخراج است: نوسازی کشوری با ویژگیهای ایران، تنها یک پیششرط دارد و آن این است که کلپتوکراسی جای خود را به میهنپرستی دهد!
◽️@utfinance◽️
👍12👏2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیوکست
پشت پرده موفقیت امریکا
👤 علی حجوانی
پادکست ژورنال
آمریکا چگونه توانسته بعد از دههها و با وجود بحرانهای مختلف اجتماعی و سیاسی، مدلی پایدار از دموکراسی را برقرار کند؟
برای این سوال، جواب مشخصی وجود نداره اما میشه رفت سراغ آدمهایی که از قرن ۱۹ تا الان به این سوال فکر کردن که آمریکا چه جور جاییه؟ چه جور آدمایی داره؟ سیستم دموکراسیش چطوریه؟
یکی از اون آدمها، یک متفکره به اسم دو توکویل که در نیمه اول قرن ۱۹ میره به آمریکا و مشاهداتش رو در یک کتاب مهم به اسم دموکراسی در آمریکا منتشر میکنه.
من علی حجوانی، در این ویدئو، مهمترین نکات این کتاب رو میگم؛ اینکه آمریکا چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی داره.
◽️@utfinance◽️
#دموکراسی
#توکویل
#دموکراسی_در_امریکا
پشت پرده موفقیت امریکا
👤 علی حجوانی
پادکست ژورنال
آمریکا چگونه توانسته بعد از دههها و با وجود بحرانهای مختلف اجتماعی و سیاسی، مدلی پایدار از دموکراسی را برقرار کند؟
برای این سوال، جواب مشخصی وجود نداره اما میشه رفت سراغ آدمهایی که از قرن ۱۹ تا الان به این سوال فکر کردن که آمریکا چه جور جاییه؟ چه جور آدمایی داره؟ سیستم دموکراسیش چطوریه؟
یکی از اون آدمها، یک متفکره به اسم دو توکویل که در نیمه اول قرن ۱۹ میره به آمریکا و مشاهداتش رو در یک کتاب مهم به اسم دموکراسی در آمریکا منتشر میکنه.
من علی حجوانی، در این ویدئو، مهمترین نکات این کتاب رو میگم؛ اینکه آمریکا چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی داره.
◽️@utfinance◽️
#دموکراسی
#توکویل
#دموکراسی_در_امریکا
👍4👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👥 گفتوگو
چپ جهانی / نابودی تاریخ / ابتذال
👤 اشکان زارع
گفتوگو با عباس سوری در کانال یوتیوب «پارسی» - قسمت سوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
🔗 قسمت دوم را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
چپ جهانی / نابودی تاریخ / ابتذال
👤 اشکان زارع
گفتوگو با عباس سوری در کانال یوتیوب «پارسی» - قسمت سوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
🔗 قسمت دوم را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
👍9👎5🤮2❤1