📄 یادداشت
سرهنگی در عرصه فرهنگی
👤 محمود نجاتی حسینی
سرهنگی در عرصه فرهنگی و معرفتی امریست ضد فرهنگ گفتگو و ضد اخلاق علمی .
نگاهی به روایت محدثی گیلوایی از نشست آشوب ناک و تنش زا و چالشی رونمایی و معرفی و نقد یک کتاب
(گذشته یک توهم : جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم- فرانسوا فوره)
خیلی کوتاه در حد اشاره:
در یک نشست فرهنگی برای معرفی و نقد یک کتاب به گفته ناشر و برگزار کننده نشست، کتابی مهم و تاریخ ساز در زمینه یک ایدئولوژی دگماتیک وحشت ناک در تاریخ جهان معاصر یعنی ایدئولوژی خونین کمونیسم آن گونه که مستندات راویان (محدثی گیلوایی از ناقدان کتاب مزبور و ناشر کتاب موصوف) بیان میکند، عدهای از حضار و مخاطبان این نشست را با استفاده از نمادها و نشانههای فیزیکی ضد فرهنگی و ضد اخلاقی (احیانا بوکس و کاراته و هنرهای رزمی خشن ! ) و خشونت کلامی به تنش و آشوب کشیدهاند و در نهایت کلام ناقدان کتاب مزبور منقطع شده و آنان به ناچار عطای نشست را به لقایش بخشیده و نقد و نشست را با دلی آزرده و ذهنی نگران از بروز این جزم اندیشی خشونت بار ترک کردهاند.....
بر مبنای مستندات در همین حد باید ابراز تاسف و تالم کرد و تامل نمود که:
* چرا و چگونه به جای مشارکت در نقد گفتگویی و گفتگوی نقادانه مخاطبان یک ایدئولوژی
(در این جا و در نشست مورد بحث هواخواهان دگم کمونیسم و سوسیالیسم و در جاهای دیگر و نشست های مشابه دیگر: مخاطبان و هواداران دگم ایدئولوژی های: ایرانیزم و اسلامیزم و لیبرالیزم و کنسرواتیسم و کمونیتاریانیسم و غیره) هواخواهان منتقد و یا معتقد به یک ایدئولوژی به جای دفاع جدلی منطقی با خشونت نمادین و فیزیکی و کلامی و بدنی روی می آورند و امر فرهنگی را دستخوش این خشونت های مهلک و مخرب می کنند !؟
بر ما معلوم نیست (دست کم بر من که در ان نشست نبوده ام) شاید لحن بیان و منطق نقد و رتوریک پولمولوژیک ناقدان کتاب و محتوای ایدئولوژیک نقد کتاب بر محتوای علمی آن غلبه داشته و این ها نیز در بروز تنش در نشست مزبور بی تاثیر نبوده است ؟! حتی اگر این هم باشد که البته خود جای نقد دارد باز هم این ها هیچ کدام مجوزی برای تنش و اشوب ناک کردن این نشست و نشست های فرهنگی علمی دیگر نیست ....
در پایان مایلم به صدر بحث برگردم :
*سرهنگی در عرصه فرهنگی*
( اصطلاح معروف دکتر عبدالکریم سروش در دهه ۷۰ خورشیدی برای تقبیح برهم زنندگان نشستهای علمی که خود را اسلام گرا می دانستند!!؟؟ و سرکوب اندیشه ورزی توسط عوامل نهادهای امنیتی اطلاعاتی ج.ا.ا در آن سالها )
به نفع جامعه و فرهنگ و فرهنگ نقد و اجتماع علمی نیست.لازمست همه ما (مخاطب و مولف و مترجم و ناشر و محقق و ناقد و نقد شونده و ....) به اخلاق گفتگویی هابرماسی و اخلاق نقد علمی پای بند باشیم. این لازمه داشتن یک جامعه فرهنگ پویا و پایا و کارا و سازا است .
آن هم در جامعه ایران اسلامی و تمدن اسلامی که نقد و گفتگو را ارج می نهد و حرمت اندیشه ورزی را عظیم پاس میدارد دست کم به صورت دژوره و در نص کتاب مقدس.
کتابی که به دفعات می گوید :
"فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه" / " و جادلهم بالتی هی احسن " /" قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین"/ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه"
تا باد چنین بادا
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم به او
ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحستی ای خداوند سخن
(مولوی)
◽️@utfinance◽️
سرهنگی در عرصه فرهنگی
👤 محمود نجاتی حسینی
سرهنگی در عرصه فرهنگی و معرفتی امریست ضد فرهنگ گفتگو و ضد اخلاق علمی .
نگاهی به روایت محدثی گیلوایی از نشست آشوب ناک و تنش زا و چالشی رونمایی و معرفی و نقد یک کتاب
(گذشته یک توهم : جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم- فرانسوا فوره)
خیلی کوتاه در حد اشاره:
در یک نشست فرهنگی برای معرفی و نقد یک کتاب به گفته ناشر و برگزار کننده نشست، کتابی مهم و تاریخ ساز در زمینه یک ایدئولوژی دگماتیک وحشت ناک در تاریخ جهان معاصر یعنی ایدئولوژی خونین کمونیسم آن گونه که مستندات راویان (محدثی گیلوایی از ناقدان کتاب مزبور و ناشر کتاب موصوف) بیان میکند، عدهای از حضار و مخاطبان این نشست را با استفاده از نمادها و نشانههای فیزیکی ضد فرهنگی و ضد اخلاقی (احیانا بوکس و کاراته و هنرهای رزمی خشن ! ) و خشونت کلامی به تنش و آشوب کشیدهاند و در نهایت کلام ناقدان کتاب مزبور منقطع شده و آنان به ناچار عطای نشست را به لقایش بخشیده و نقد و نشست را با دلی آزرده و ذهنی نگران از بروز این جزم اندیشی خشونت بار ترک کردهاند.....
بر مبنای مستندات در همین حد باید ابراز تاسف و تالم کرد و تامل نمود که:
* چرا و چگونه به جای مشارکت در نقد گفتگویی و گفتگوی نقادانه مخاطبان یک ایدئولوژی
(در این جا و در نشست مورد بحث هواخواهان دگم کمونیسم و سوسیالیسم و در جاهای دیگر و نشست های مشابه دیگر: مخاطبان و هواداران دگم ایدئولوژی های: ایرانیزم و اسلامیزم و لیبرالیزم و کنسرواتیسم و کمونیتاریانیسم و غیره) هواخواهان منتقد و یا معتقد به یک ایدئولوژی به جای دفاع جدلی منطقی با خشونت نمادین و فیزیکی و کلامی و بدنی روی می آورند و امر فرهنگی را دستخوش این خشونت های مهلک و مخرب می کنند !؟
بر ما معلوم نیست (دست کم بر من که در ان نشست نبوده ام) شاید لحن بیان و منطق نقد و رتوریک پولمولوژیک ناقدان کتاب و محتوای ایدئولوژیک نقد کتاب بر محتوای علمی آن غلبه داشته و این ها نیز در بروز تنش در نشست مزبور بی تاثیر نبوده است ؟! حتی اگر این هم باشد که البته خود جای نقد دارد باز هم این ها هیچ کدام مجوزی برای تنش و اشوب ناک کردن این نشست و نشست های فرهنگی علمی دیگر نیست ....
در پایان مایلم به صدر بحث برگردم :
*سرهنگی در عرصه فرهنگی*
( اصطلاح معروف دکتر عبدالکریم سروش در دهه ۷۰ خورشیدی برای تقبیح برهم زنندگان نشستهای علمی که خود را اسلام گرا می دانستند!!؟؟ و سرکوب اندیشه ورزی توسط عوامل نهادهای امنیتی اطلاعاتی ج.ا.ا در آن سالها )
به نفع جامعه و فرهنگ و فرهنگ نقد و اجتماع علمی نیست.لازمست همه ما (مخاطب و مولف و مترجم و ناشر و محقق و ناقد و نقد شونده و ....) به اخلاق گفتگویی هابرماسی و اخلاق نقد علمی پای بند باشیم. این لازمه داشتن یک جامعه فرهنگ پویا و پایا و کارا و سازا است .
آن هم در جامعه ایران اسلامی و تمدن اسلامی که نقد و گفتگو را ارج می نهد و حرمت اندیشه ورزی را عظیم پاس میدارد دست کم به صورت دژوره و در نص کتاب مقدس.
کتابی که به دفعات می گوید :
"فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه" / " و جادلهم بالتی هی احسن " /" قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین"/ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه"
تا باد چنین بادا
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم به او
ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحستی ای خداوند سخن
(مولوی)
◽️@utfinance◽️
👍1
📄 یادداشت
چپِ بچهپرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
👤 علیرضا موثق
گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ مارکسیستهای پُفکیِ ایرانی»، صبر انقلابیشان لبریز و دهانشان پر از کف شده و مدام مثل یکسری لُمپن بیشخصیت، در وسطِ سخنان مدعوین دویدهاند و در نهایتِ امر، به این هم بسنده نکردهاند و برای روشن شدنِ «عمق راهبردیِ» مارکیسیم در ایران و گرفتنِ «انتقام سختِ» دهۀ شصت، به لگدپراکنیِ واقعی و فیزیکی هم اقدام نمودهاند! و وقتی نمایشِ سیرکوارشان افاقه نکرد، جلوی خودِ دکتر حسن محدثی رفتهاند و مانع از سخنگفتن ایشان شدهاند! و ایشان هم با الهام از توصیۀ منسوب به عیسی مسیح، از آن «جمعِ احمقان» خارج میشود، اما از آنجاکه «وقاحت انسانِ فرومایه انتهایی ندارد»، به شیوۀ نوبالغانی کودن و سفیه، ترکِ مجلسی که به گند کشیدهاند را نیز با صدایِ انکرالاصواتشان، «در رفتن» جار زدهاند!
این رفقای پنچر-شدۀ انقلابی و نسخهبدلهای امتِ حزبالله و اساتیدِ همیشهدرصحنهشان در دانشگاهها (نظیر یوسف اباذری)، در ذیل یکهتازیِ فاشیسمِ مذهبی، همیشه نگرانِ لیبرالیسم و نولیبرالیسم و باگهای آزادی در غربِ سرمایهداریاند، درحالیکه حتی تاب و تحملِ نشستنِ متمدنانه در یک جلسۀ سادۀ فرهنگی، بهمناسبتِ رونمایی از کتابی در بابِ تاریخچۀ ایدئولوژی مترقی(!)شان، را ندارند!
مثلِ یکسری غارنشینِ پشتکوهی که در یک روستا، گرفتارِ چند بیماری، از جمله طاعون و وبا و سل، شدهاند و بعد، صبح و شام «پزشکی مدرن» در غربِ جغرافیایی را نقد و لعن میکند(!)َ، و وقتی پزشکانی به روستا میآیند و در حالِ گفتگوی علمی و تخصصی در بابِ تاریخچۀ بیماری آنها میشوند، مثل یکسری زامبیِ زنجیر-پارهکرده، بهسوی آنها حملهور میشوند و بر صورتشان چنگ میاندازند و جفتکپراکنی انقلابی(!) میکنند تا مبادا به بیماریِ مقدسشان توهینی روا شود و چیز بدی از تاریخ سراسر گلوبلبل(!) آن بیماری بیان شود!
اینها مثل بچههای دبیرستانی هستند که وقتی به دانشگاه میآیند، کیف سامسونت میخرند تا متفکر جلوه کنند؛ چهارتا کتاب خواندهاند و نه آن کتابها را فهمیدهاند، و نه ربطش با واقعیاتِ جامعۀ خویش را، و بعد، همینطور با بلغور کردن، ژست روشنفکری میگیرند!
نقدِ لیبرالیسم چه ربطی به تو دارد که تا خرخره در باتلاقِ استبداد دینی فرو رفتهای و حتی تابِ یک نشست فرهنگی در باب تاریخچۀ ایدئولوژیات را نداری؟! و همین تو، برای یک کف و سوت و قر کمرِ نشسته در یک کنسرت موسیقی یا شرکت در یک مهمانیِ مختلط، محتمل است مثل خر شلاق بخوری و از فشار، به مارکس و انگلس و هفتجدشان فحشهای کافدار بدهی؟!
لشکرِ «بردگان و فرومایگان و عقبماندههای ذهنی» صرفاً با آموزش رشد نمیکنند. درجا زدن و سقوط در بلاهت و حماقتِ مجاهدین خلق در وسط آزادیِ غرب، یکسره ادامه یافته و رفقایشان در ایران نیز در یک فضای کانالیزهشده و ایزولۀ ذهنی و ارتباطی، خود را از هرگونه تغییر و تحول و رشد و بازنگریای بازداشتهاند.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
◽️@utfinance◽️
چپِ بچهپرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
👤 علیرضا موثق
گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ مارکسیستهای پُفکیِ ایرانی»، صبر انقلابیشان لبریز و دهانشان پر از کف شده و مدام مثل یکسری لُمپن بیشخصیت، در وسطِ سخنان مدعوین دویدهاند و در نهایتِ امر، به این هم بسنده نکردهاند و برای روشن شدنِ «عمق راهبردیِ» مارکیسیم در ایران و گرفتنِ «انتقام سختِ» دهۀ شصت، به لگدپراکنیِ واقعی و فیزیکی هم اقدام نمودهاند! و وقتی نمایشِ سیرکوارشان افاقه نکرد، جلوی خودِ دکتر حسن محدثی رفتهاند و مانع از سخنگفتن ایشان شدهاند! و ایشان هم با الهام از توصیۀ منسوب به عیسی مسیح، از آن «جمعِ احمقان» خارج میشود، اما از آنجاکه «وقاحت انسانِ فرومایه انتهایی ندارد»، به شیوۀ نوبالغانی کودن و سفیه، ترکِ مجلسی که به گند کشیدهاند را نیز با صدایِ انکرالاصواتشان، «در رفتن» جار زدهاند!
این رفقای پنچر-شدۀ انقلابی و نسخهبدلهای امتِ حزبالله و اساتیدِ همیشهدرصحنهشان در دانشگاهها (نظیر یوسف اباذری)، در ذیل یکهتازیِ فاشیسمِ مذهبی، همیشه نگرانِ لیبرالیسم و نولیبرالیسم و باگهای آزادی در غربِ سرمایهداریاند، درحالیکه حتی تاب و تحملِ نشستنِ متمدنانه در یک جلسۀ سادۀ فرهنگی، بهمناسبتِ رونمایی از کتابی در بابِ تاریخچۀ ایدئولوژی مترقی(!)شان، را ندارند!
مثلِ یکسری غارنشینِ پشتکوهی که در یک روستا، گرفتارِ چند بیماری، از جمله طاعون و وبا و سل، شدهاند و بعد، صبح و شام «پزشکی مدرن» در غربِ جغرافیایی را نقد و لعن میکند(!)َ، و وقتی پزشکانی به روستا میآیند و در حالِ گفتگوی علمی و تخصصی در بابِ تاریخچۀ بیماری آنها میشوند، مثل یکسری زامبیِ زنجیر-پارهکرده، بهسوی آنها حملهور میشوند و بر صورتشان چنگ میاندازند و جفتکپراکنی انقلابی(!) میکنند تا مبادا به بیماریِ مقدسشان توهینی روا شود و چیز بدی از تاریخ سراسر گلوبلبل(!) آن بیماری بیان شود!
اینها مثل بچههای دبیرستانی هستند که وقتی به دانشگاه میآیند، کیف سامسونت میخرند تا متفکر جلوه کنند؛ چهارتا کتاب خواندهاند و نه آن کتابها را فهمیدهاند، و نه ربطش با واقعیاتِ جامعۀ خویش را، و بعد، همینطور با بلغور کردن، ژست روشنفکری میگیرند!
نقدِ لیبرالیسم چه ربطی به تو دارد که تا خرخره در باتلاقِ استبداد دینی فرو رفتهای و حتی تابِ یک نشست فرهنگی در باب تاریخچۀ ایدئولوژیات را نداری؟! و همین تو، برای یک کف و سوت و قر کمرِ نشسته در یک کنسرت موسیقی یا شرکت در یک مهمانیِ مختلط، محتمل است مثل خر شلاق بخوری و از فشار، به مارکس و انگلس و هفتجدشان فحشهای کافدار بدهی؟!
لشکرِ «بردگان و فرومایگان و عقبماندههای ذهنی» صرفاً با آموزش رشد نمیکنند. درجا زدن و سقوط در بلاهت و حماقتِ مجاهدین خلق در وسط آزادیِ غرب، یکسره ادامه یافته و رفقایشان در ایران نیز در یک فضای کانالیزهشده و ایزولۀ ذهنی و ارتباطی، خود را از هرگونه تغییر و تحول و رشد و بازنگریای بازداشتهاند.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
◽️@utfinance◽️
👍22👏5❤2🤮2💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو کست
ساختن ثروت از راه شهرت
امیرحسین خالقی
▫️برندهای سلبریتیها، از عطرهای سلنا گومز تا خطوط مد جسیکا آلبا، به سرعت در حال رشد و گسترش هستند. اما چه چیزی باعث موفقیت این برندها میشود؟ در این قسمت اکوکست، به تاریخچه شکلگیری چنین برندهایی اشاره میکنیم و به بررسی عواملی که در موفقیت برندهای سلبریتیها نقش دارند، میپردازیم.
▫️هاروارد بیزینس ریویو یا HBR در یکی از آخرین گزارشهای خود به چند عامل مهم برای موفقیت دست پیدا کرده که امیرحسن خالقی، پژوهشگر اقتصادی به آنها اشاره میکند.
◽️@utfinance◽️
#سلنا_گومز
#جسیکا_آلبا
#امیرحسین_خالقی
#هاروارد_بیزینس_ریویو
#ویدیو_کست
#ویدیوکست
#تیلور_سوئیفت
ساختن ثروت از راه شهرت
امیرحسین خالقی
▫️برندهای سلبریتیها، از عطرهای سلنا گومز تا خطوط مد جسیکا آلبا، به سرعت در حال رشد و گسترش هستند. اما چه چیزی باعث موفقیت این برندها میشود؟ در این قسمت اکوکست، به تاریخچه شکلگیری چنین برندهایی اشاره میکنیم و به بررسی عواملی که در موفقیت برندهای سلبریتیها نقش دارند، میپردازیم.
▫️هاروارد بیزینس ریویو یا HBR در یکی از آخرین گزارشهای خود به چند عامل مهم برای موفقیت دست پیدا کرده که امیرحسن خالقی، پژوهشگر اقتصادی به آنها اشاره میکند.
◽️@utfinance◽️
#سلنا_گومز
#جسیکا_آلبا
#امیرحسین_خالقی
#هاروارد_بیزینس_ریویو
#ویدیو_کست
#ویدیوکست
#تیلور_سوئیفت
👍4💩4
Forwarded from تلویزیون منوتو
اشکان زارع، نویسنده و روزنامهنگار و حسن محدثی، استاد دانشگاه از ایجاد تشنج و ضرب و شتم سخنرانان یک جلسه رونمایی کتاب در تهران خبر دادهاند. این جلسه به رونمایی کتاب «گذشته یک توهم: جستاری درباب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم» اختصاص داشت که روز پنجشنبه ۱۸ مردادماه در محل «باشگاه اندیشه» برگزار شد.
اشکان زارع در بخشی از پستی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده نوشت: «ضیافت آنجا به رنگ زرد داس و چکش درآمد که بقیهالسیف چریکهای فدایی خلق، قصد نوازش اینجانب با آموزههای دموکراسی لمپنپرولتاریا را داشتند و چند ضربه مهرآمیز و پدرمادردار حواله سر و گردن اینجانب کردند».
او در ادامه نوشت: «این تفالههای حزب انیرانی توده، این مزاحمین خلق، این کارگران بیلندیده و این مرتجعین سرخ، اگر دستشان برسد که مردم ایران را تصفیه سازمانی کنند، آنی درنگ نخواهند کرد».
اشکان زارع در بخشی از پستی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده نوشت: «ضیافت آنجا به رنگ زرد داس و چکش درآمد که بقیهالسیف چریکهای فدایی خلق، قصد نوازش اینجانب با آموزههای دموکراسی لمپنپرولتاریا را داشتند و چند ضربه مهرآمیز و پدرمادردار حواله سر و گردن اینجانب کردند».
او در ادامه نوشت: «این تفالههای حزب انیرانی توده، این مزاحمین خلق، این کارگران بیلندیده و این مرتجعین سرخ، اگر دستشان برسد که مردم ایران را تصفیه سازمانی کنند، آنی درنگ نخواهند کرد».
❤23👍7💩1
Forwarded from تلویزیون منوتو
تلویزیون منوتو
اشکان زارع، نویسنده و روزنامهنگار و حسن محدثی، استاد دانشگاه از ایجاد تشنج و ضرب و شتم سخنرانان یک جلسه رونمایی کتاب در تهران خبر دادهاند. این جلسه به رونمایی کتاب «گذشته یک توهم: جستاری درباب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم» اختصاص داشت که روز پنجشنبه ۱۸ مردادماه…
حسن محدثی نیز درباره این موضوع در صفحه اینستاگرام خود نوشته است: «جلسه از همان آغاز و با سخنان ناشر محترم با التهاب آغاز گردید و طرفداران ایدهیولوژی مارکسیسم دائم در سخن سخنرانان میدویدند؛ چندانکه مجبور شدم به آنان به جای مجری تذکر بدهم. فضا بسیار ملتهب بود و سرانجام به لگدپراکنی و دیگر رفتارهای توهینآمیز کشید. من فقط توانستم بخشی از سخنانام را در آن فضای ملتهب بیان کنم و وقتی مواجه با این شرایط که حاکی از فقدان بلوغ معطوف به گفتوگو بود، شدم، جلسه را ترک کردم».
👍16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 صنعت مدیریت دارایی؛ چالشها و روندها
👤 علی ابراهیمنژاد
◽️@utfinance◽️
#علی_ابراهیم_نژاد
#مدیریت_دارایی
#مالی
#صنعت_مدیریت_دارایی
👤 علی ابراهیمنژاد
◽️@utfinance◽️
#علی_ابراهیم_نژاد
#مدیریت_دارایی
#مالی
#صنعت_مدیریت_دارایی
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 لیبرالیسم فایدهگرایانه چه بلایی بر سر انگلستان آورد؟
👤 موسی غنینژاد
در گفتوگو با علی میرزاخانی و مانی بشرزاد
◽️@utfinance◽️
#فایده_گرایی
#لیبرالیسم_فایده_گرایانه
#موسی_غنی_نژاد
👤 موسی غنینژاد
در گفتوگو با علی میرزاخانی و مانی بشرزاد
◽️@utfinance◽️
#فایده_گرایی
#لیبرالیسم_فایده_گرایانه
#موسی_غنی_نژاد
👍9❤4🤮2💩2👎1
📄 یادداشت
چپ و زمینههای سلب امکان گفتگو
تأمل و پرسشهایی از بدیهیات -به بهانهی خشونتورزی در جلسهی نقد و تحلیل کتاب-
👤 احسان عزیزی
◽️@utfinance◽️
چپ و زمینههای سلب امکان گفتگو
تأمل و پرسشهایی از بدیهیات -به بهانهی خشونتورزی در جلسهی نقد و تحلیل کتاب-
👤 احسان عزیزی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چپ و زمینههای سلب امکان گفتگو
تأمل و پرسشهایی از بدیهیات به بهانهی خشونتورزی در جلسهی نقد و تحلیل کتاب به نظر میرسد یک گسست معرفتشناختی، زبانی و حتی شاید «زمانی» بین منادیان و مدعیان چپ با دیگرانی که در این حلقهی معرفتی (ایدئولوژیک) زیست فکری و روانی ندارند وجود دارد که ظاهراً…
👍5👎2🔥1
📄 مقاله
رادیکالیسم واپسگرا و جهش تاریخی معکوس
👤 توس تهماسبی
📌 1️⃣ قسمت اول
📌 2️⃣ قسمت دوم
گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب 57 و نیز شرایط ویژه سالهای اخیر زمینه را برای نگاهی عمیق و جسورانه به انقلاب 57 فراهم کرده است. انقلاب ایران پیروزی سیاسی اندیشهها و اقشار اجتماعی کهن در برابر طبقات اجتماعی جدید بود.
بزرگترین بازنده انقلاب 57 حکومت پهلوی و قشر محدود وابستگانش نبودند. این طبقه متوسط جدید و بخش عمده طبقه کارگر صنعتی بود که دوران بسیار دشوار دهه شصت را سپری کرد. این طبقات که اکثریت غالب آنها نسبت به حکومت پهلوی معترض بوده و در انقلاب شرکت کرده بودند، نه تنها چیزی به دست نیاوردند بلکه هر آنچه داشتند نیز از دست دادند.
برندگان اما بخش مهمی از اقشار سنتی بودند: بخشهای عمدهای از روحانیون، بازاریان و بخش کوچکتری از روستاییان. اما چگونه در حالی که در دوران مشروطه و در دهه بیست، نیروهای اجتماعی و سیاسی سکولار دست بالا را داشتند، چنین تحولی رخ داد؟
◽️@utfinance◽️
رادیکالیسم واپسگرا و جهش تاریخی معکوس
👤 توس تهماسبی
📌 1️⃣ قسمت اول
📌 2️⃣ قسمت دوم
گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب 57 و نیز شرایط ویژه سالهای اخیر زمینه را برای نگاهی عمیق و جسورانه به انقلاب 57 فراهم کرده است. انقلاب ایران پیروزی سیاسی اندیشهها و اقشار اجتماعی کهن در برابر طبقات اجتماعی جدید بود.
بزرگترین بازنده انقلاب 57 حکومت پهلوی و قشر محدود وابستگانش نبودند. این طبقه متوسط جدید و بخش عمده طبقه کارگر صنعتی بود که دوران بسیار دشوار دهه شصت را سپری کرد. این طبقات که اکثریت غالب آنها نسبت به حکومت پهلوی معترض بوده و در انقلاب شرکت کرده بودند، نه تنها چیزی به دست نیاوردند بلکه هر آنچه داشتند نیز از دست دادند.
برندگان اما بخش مهمی از اقشار سنتی بودند: بخشهای عمدهای از روحانیون، بازاریان و بخش کوچکتری از روستاییان. اما چگونه در حالی که در دوران مشروطه و در دهه بیست، نیروهای اجتماعی و سیاسی سکولار دست بالا را داشتند، چنین تحولی رخ داد؟
◽️@utfinance◽️
Telegraph
رادیکالیسم واپسگرا و جهش تاریخی معکوس -قسمت اول
گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب 57 و نیز شرایط ویژه سالهای اخیر زمینه را برای نگاهی عمیق و جسورانه به انقلاب 57 فراهم کرده است. انقلاب ایران پیروزی سیاسی اندیشهها و اقشار اجتماعی کهن در برابر طبقات اجتماعی جدید بود. بزرگترین بازنده انقلاب 57 حکومت پهلوی…
👍1👌1💔1
📄 یادداشت
فروتنی در کنش؛ توصیه اخلاقی یا یک روش شناسی؟
👤 شاهین کارخانه
جلسه نقد و بررسی کتاب «گذشته یک توهم» زیر سایه تنش و درگیری فیزیکی اواخر جلسه قرار گرفت. اما در این جلسه صحبتهای بسیار عمیق و موشکافانهای از سوی سخنرانان درباره تاریخ قرن بیستم و جریانهای فکری و سیاسی در غرب مطرح شد و همچنین درباره کارنامه نیروهای چپ در ایران صحبتهایی به میان آمد، که به نظر میرسد نقد سخنرانان نسبت به نیروهای چپ ایرانی یکی از عوامل عصبانیت و خشونت برخی از حاضران در جلسه شد.
مایه تأسف است که اقلیتی خشونتورز توانست مباحث این جلسه را به حاشیه بکشاند. از این رو، در این یادداشت سعی دارم به یک نکته مطرح شده در جلسه بپردازم.
در بخشی از جلسه یکی از سخنرانان با ارجاع به نویسنده، فرانسوا فوره، و نقد او به اندیشه مارکسیستی، این ایده را مطرح کرد که ایدئولوژیهای تامگرا که مدعی هستند برای تمامی حوزههای زندگی بشر نسخه و برنامه دارند در «توهم» به سر میبرند و در عمل میراثی جز خشونت و تباهی مردمان نداشتهاند. در نتیجه، سخنران جلسه در اهمیت «فروتنی در کنش»، به عنوان یک موضع فکری و نه یک توصیه اخلاقی، صحبت کرد. استدلال او درباره فروتنی نیز این بود که یک فرد یا جمعی از افراد توان شناخت و برنامه ریزی برای تمامی حوزههای زندگی انسان ندارند. یکی از نقاط مورد چالش در جلسه همین جا بود. جایی که منتقدین -بخوانید چپها- معتقد بودند اساساً خشونتهای رخ داده در قرن بیستم ریشه در واقعیتهای مادی داشته و نه اندیشهها و ایدئولوژیهایی که نیروها و کشورهای درگیر منازعات و جنگهای جهانی به آنها متصف بودهاند. این منتقدین سخنران را متهم کردند که مشغول به توصیه اخلاقی است و به همین خاطر صحبتهای او چیزی جز «انشاء» نیست و فاقد روش شناسی علمی است.
اما، علم شناخت کنش انسانی، پشتوانه روش شناختی و معرفت شناختی صحبتهای سخنران است. علمی که به ما میآموزد نهادهای اجتماعی در نتیجه کنشهای انسانها ایجاد شدهاند اما نتیجه قصد عامدانه آنها نبودهاند.
این علم رویکرد سنتی از بالا به پایین به سازمان اجتماعی را به چالش میکشد و در عوض بر ظهور نظم از پایین به بالا از طریق مبادلات و تعاملات داوطلبانه تأکید انسانها میکند. در هسته اصلی آن، این شناخت نهفته است که هیچ برنامهریز مرکزی دانش یا توانایی هماهنگ کردن فعالیتهای بیشمار افراد در جامعه را ندارد. نهادهای اجتماعی مانند خانواده، بازار، زبان و... همگی در طول چندین نسل بشر ایجاد شدهاند.
این نظم اجتماعی را نظم خودجوش یا خودانگیخته (Spontaneous order) نامیدهاند. دیگرانی نیز فرآیندهای مشابه را تحت نامهایی مانند دست نامرئی، تکامل و نهادهای ارگانیک تشخیص دادهاند.
تحت همین شناخت است که متفکرین این حوزه معتقد به آزادی مبادله در بازار هستند. نظم خودانگیخته منجر به شکوفایی اقتصادی، رفاه و همکاری در سراسر جهان میشود. بنابراین در طول تاریخ، نهادها و سنتهای اجتماعی به طور ارگانیک ظهور کردهاند و یک بافت اجتماعی و جامعه مدنی سالم را ساختهاند.
در نتیجه فروتنی در کنش، اگر به معنی آگاهی از محدودیت شناخت و دانش بشر باشد، یک رویکرد روش شناختی خواهد بود. رویکردی که به صورت منطقی به ما نسبت به عواقب ناگوار جمعگرایی هشدار میدهد و ما را به فردگرایی روش شناختی سوق میدهد.
از این رو، تغییرات بنیادین و تلاش برای برساخت نهادهای اجتماعی جدید چون از شناخت تمامی انگیزهها و ترجیحات انسانها ناتوان است نمیتواند به نتایجی مثبت برسد. برنامه ریزی یک فرد یا یک حزب برای اقتصاد یک کشور محکوم به شکست است، چرا که نمیتواند نسبت به تمامی اطلاعات موجود نزد افراد آگاهی یابد. به همین سبب نیز تمامی اقتصادهای سوسیالیستی محکوم به شکست هستند و همچنین به همین سبب اقتصاد شوروی -قبله آمال چپگرایان قرن بیستم- فروپاشید.
◽️@utfinance◽️
فروتنی در کنش؛ توصیه اخلاقی یا یک روش شناسی؟
👤 شاهین کارخانه
جلسه نقد و بررسی کتاب «گذشته یک توهم» زیر سایه تنش و درگیری فیزیکی اواخر جلسه قرار گرفت. اما در این جلسه صحبتهای بسیار عمیق و موشکافانهای از سوی سخنرانان درباره تاریخ قرن بیستم و جریانهای فکری و سیاسی در غرب مطرح شد و همچنین درباره کارنامه نیروهای چپ در ایران صحبتهایی به میان آمد، که به نظر میرسد نقد سخنرانان نسبت به نیروهای چپ ایرانی یکی از عوامل عصبانیت و خشونت برخی از حاضران در جلسه شد.
مایه تأسف است که اقلیتی خشونتورز توانست مباحث این جلسه را به حاشیه بکشاند. از این رو، در این یادداشت سعی دارم به یک نکته مطرح شده در جلسه بپردازم.
در بخشی از جلسه یکی از سخنرانان با ارجاع به نویسنده، فرانسوا فوره، و نقد او به اندیشه مارکسیستی، این ایده را مطرح کرد که ایدئولوژیهای تامگرا که مدعی هستند برای تمامی حوزههای زندگی بشر نسخه و برنامه دارند در «توهم» به سر میبرند و در عمل میراثی جز خشونت و تباهی مردمان نداشتهاند. در نتیجه، سخنران جلسه در اهمیت «فروتنی در کنش»، به عنوان یک موضع فکری و نه یک توصیه اخلاقی، صحبت کرد. استدلال او درباره فروتنی نیز این بود که یک فرد یا جمعی از افراد توان شناخت و برنامه ریزی برای تمامی حوزههای زندگی انسان ندارند. یکی از نقاط مورد چالش در جلسه همین جا بود. جایی که منتقدین -بخوانید چپها- معتقد بودند اساساً خشونتهای رخ داده در قرن بیستم ریشه در واقعیتهای مادی داشته و نه اندیشهها و ایدئولوژیهایی که نیروها و کشورهای درگیر منازعات و جنگهای جهانی به آنها متصف بودهاند. این منتقدین سخنران را متهم کردند که مشغول به توصیه اخلاقی است و به همین خاطر صحبتهای او چیزی جز «انشاء» نیست و فاقد روش شناسی علمی است.
اما، علم شناخت کنش انسانی، پشتوانه روش شناختی و معرفت شناختی صحبتهای سخنران است. علمی که به ما میآموزد نهادهای اجتماعی در نتیجه کنشهای انسانها ایجاد شدهاند اما نتیجه قصد عامدانه آنها نبودهاند.
این علم رویکرد سنتی از بالا به پایین به سازمان اجتماعی را به چالش میکشد و در عوض بر ظهور نظم از پایین به بالا از طریق مبادلات و تعاملات داوطلبانه تأکید انسانها میکند. در هسته اصلی آن، این شناخت نهفته است که هیچ برنامهریز مرکزی دانش یا توانایی هماهنگ کردن فعالیتهای بیشمار افراد در جامعه را ندارد. نهادهای اجتماعی مانند خانواده، بازار، زبان و... همگی در طول چندین نسل بشر ایجاد شدهاند.
این نظم اجتماعی را نظم خودجوش یا خودانگیخته (Spontaneous order) نامیدهاند. دیگرانی نیز فرآیندهای مشابه را تحت نامهایی مانند دست نامرئی، تکامل و نهادهای ارگانیک تشخیص دادهاند.
تحت همین شناخت است که متفکرین این حوزه معتقد به آزادی مبادله در بازار هستند. نظم خودانگیخته منجر به شکوفایی اقتصادی، رفاه و همکاری در سراسر جهان میشود. بنابراین در طول تاریخ، نهادها و سنتهای اجتماعی به طور ارگانیک ظهور کردهاند و یک بافت اجتماعی و جامعه مدنی سالم را ساختهاند.
در نتیجه فروتنی در کنش، اگر به معنی آگاهی از محدودیت شناخت و دانش بشر باشد، یک رویکرد روش شناختی خواهد بود. رویکردی که به صورت منطقی به ما نسبت به عواقب ناگوار جمعگرایی هشدار میدهد و ما را به فردگرایی روش شناختی سوق میدهد.
از این رو، تغییرات بنیادین و تلاش برای برساخت نهادهای اجتماعی جدید چون از شناخت تمامی انگیزهها و ترجیحات انسانها ناتوان است نمیتواند به نتایجی مثبت برسد. برنامه ریزی یک فرد یا یک حزب برای اقتصاد یک کشور محکوم به شکست است، چرا که نمیتواند نسبت به تمامی اطلاعات موجود نزد افراد آگاهی یابد. به همین سبب نیز تمامی اقتصادهای سوسیالیستی محکوم به شکست هستند و همچنین به همین سبب اقتصاد شوروی -قبله آمال چپگرایان قرن بیستم- فروپاشید.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
فروتنی در کنش؛ توصیه اخلاقی یا یک روش شناسی
جلسه نقد و بررسی کتاب «گذشته یک توهم» زیر سایه تنش و درگیری فیزیکی اواخر جلسه قرار گرفت. اما در این جلسه صحبتهای بسیار عمیق و موشکافانهای از سوی سخنرانان درباره تاریخ قرن بیستم و جریانهای فکری و سیاسی در غرب مطرح شد و همچنین درباره کارنامه نیروهای چپ در…
❤7👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اصلاحات اقتصادی را چگونه و از کجا شروع کنیم؟
👤 موسی غنینژاد
👤 علینقی مشایخی
👤 مسعود نیلی
👤 محمدمهدی بهکیش
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
👤 علینقی مشایخی
👤 مسعود نیلی
👤 محمدمهدی بهکیش
◽️@utfinance◽️
🔥7💩5❤2👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
راهبری شرکتی و حقوق اقلیت
👤 علی نوریان
👤 مرتضی استهری
◽️@utfinance◽️
#راهبری_شرکتی
#حقوق_اقلیت
#corporate_governance
#governance
#corporate_finance
راهبری شرکتی و حقوق اقلیت
👤 علی نوریان
👤 مرتضی استهری
◽️@utfinance◽️
#راهبری_شرکتی
#حقوق_اقلیت
#corporate_governance
#governance
#corporate_finance
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 الکساندر سولژنیتسین و زیست شرافتمندانه در زمانه استبداد
👤 جردن پیترسون
📌با زیرنویس فارسی
◽️@utfinance◽️
👤 جردن پیترسون
📌با زیرنویس فارسی
◽️@utfinance◽️
❤5
📄 مقاله
رواداری در اندیشه هایک
دفاع فردریش فون هایک از تساهل و رواداری ریشه در ایدههای فلسفی و اقتصادی بنیادین او درباره آزادی فردی، محدودیتهای دانش بشری و نظم خودانگیخته جامعه دارد.
دفاع هایک از تساهل عمیقاً با دیدگاههای او در مورد محدودیتهای دانش، مزایای نظم اجتماعی خودانگیخته و اهمیت آزادی فردی مرتبط است. مدارا برای هایک فقط یک فضیلت اخلاقی نیست، این یک ضرورت عملی برای شکوفایی یک جامعه آزاد و باز است.
◽️@utfinance◽️
رواداری در اندیشه هایک
دفاع فردریش فون هایک از تساهل و رواداری ریشه در ایدههای فلسفی و اقتصادی بنیادین او درباره آزادی فردی، محدودیتهای دانش بشری و نظم خودانگیخته جامعه دارد.
دفاع هایک از تساهل عمیقاً با دیدگاههای او در مورد محدودیتهای دانش، مزایای نظم اجتماعی خودانگیخته و اهمیت آزادی فردی مرتبط است. مدارا برای هایک فقط یک فضیلت اخلاقی نیست، این یک ضرورت عملی برای شکوفایی یک جامعه آزاد و باز است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
رواداری در اندیشه هایک
دفاع فردریش فون هایک از تساهل و رواداری ریشه در ایدههای فلسفی و اقتصادی بنیادین او درباره آزادی فردی، محدودیتهای دانش بشری و نظم خودانگیخته جامعه دارد. استدلال اصلی هایک در دفاع از تساهل برپایه نکات کلیدی زیر است: 1. دانش ناقص هایک استدلال میکند که هیچ…
👍6