📄 مقاله
فردگرایی روششناختی
👤 جوزف شومپیتر
✍🏻 ترجمه علیرضا کتانی
📌 به همراه مقدمه فردریش هایک بر ترجمه انگلیسی مقاله
◽️@utfinance◽️
#فردگرایی_روششناختی
#شومپیتر
#هایک
فردگرایی روششناختی
👤 جوزف شومپیتر
✍🏻 ترجمه علیرضا کتانی
📌 به همراه مقدمه فردریش هایک بر ترجمه انگلیسی مقاله
◽️@utfinance◽️
#فردگرایی_روششناختی
#شومپیتر
#هایک
Telegraph
فردگرایی روششناختی
اثر کمتردیدهشده اقتصاددان شهیر اتریشی ترجمه شد جوزف شومپیتر اتریشی را به واسطه آثار معروف و همچنین ایده «تخریب خلاق» میشناسند. با این حال، کمتر کسی میداند که او برای اولینبار از عبارت «فردگرایی روششناختی» استفاده کرد و مقالهای با همین عنوان را به نگارش…
❤6💩2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
درباره کتاب «راه بردگی» نوشته فردریش هایک
the road to serfdom
👤 کوشیار عظیمیان
◽️@utfinance◽️
#کوشیار_عظیمیان
#معرفی_کتاب
#فردریش_هایک
#هایک
#راه_بردگی
#the_road_to_serfdom
درباره کتاب «راه بردگی» نوشته فردریش هایک
the road to serfdom
👤 کوشیار عظیمیان
◽️@utfinance◽️
#کوشیار_عظیمیان
#معرفی_کتاب
#فردریش_هایک
#هایک
#راه_بردگی
#the_road_to_serfdom
👍4💩2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
آیا کریپتو ادامه مفهوم پول خصوصی است؟
👤 امیرحسین خالقی
👤 امیررضا عبدلی
👤 نیما نامداری
👤 شهرام شریف
◽️@utfinance◽️
#فیناپ
#finup
#پول_خصوصی
#کریپتو
#رمزارز
آیا کریپتو ادامه مفهوم پول خصوصی است؟
👤 امیرحسین خالقی
👤 امیررضا عبدلی
👤 نیما نامداری
👤 شهرام شریف
◽️@utfinance◽️
#فیناپ
#finup
#پول_خصوصی
#کریپتو
#رمزارز
💩3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥ویدیوکست چراز
دولت رفاه نهایی
👤 حسین میرزایی
▫️دولت رفاه به دولتی گفته میشود که تامین و بهبود رفاه عمومی را جز وظایف قانونی نهادهای حکومتی میداند و به هرکسی که توان تامین نیازهای اساسی زندگی خودش را نداشته باشد به طرق مختلف مانند مستمری، کمکهزینه و … یارانههای مختلف اعطا میکند.
▫️خیلی افراد در خصوص دولت رفاه و ساختار دولتهای اسکاندیناوی صحبت میکنند.
▫️چراز در این ویدئو درباره اقتصاد کشورهای اسکاندیناوی، تاریخشان و مردمان وایکینگ صحبت میکند.
▫️فون هایک هم که از مخالفان سرسخت دولت رفاه بود و اینگونه نظامها را ایده خوبی نمیدانست با موارد زیادی از این روشهای حمایتی موافق بود و اعتقاد داشت که دولت باید این حمایتها را انجام دهد.
▫️در این باره کشورهای مختلف چه تجربیاتی داشتند و این تجربهها تحت چه شرایطی و چطور ممکن است به کشور ما کمک کند؟ البته ببینیم تفاوتهای ایران با آنها چیست؟
◽️@utfinnce◽️
دولت رفاه نهایی
👤 حسین میرزایی
▫️دولت رفاه به دولتی گفته میشود که تامین و بهبود رفاه عمومی را جز وظایف قانونی نهادهای حکومتی میداند و به هرکسی که توان تامین نیازهای اساسی زندگی خودش را نداشته باشد به طرق مختلف مانند مستمری، کمکهزینه و … یارانههای مختلف اعطا میکند.
▫️خیلی افراد در خصوص دولت رفاه و ساختار دولتهای اسکاندیناوی صحبت میکنند.
▫️چراز در این ویدئو درباره اقتصاد کشورهای اسکاندیناوی، تاریخشان و مردمان وایکینگ صحبت میکند.
▫️فون هایک هم که از مخالفان سرسخت دولت رفاه بود و اینگونه نظامها را ایده خوبی نمیدانست با موارد زیادی از این روشهای حمایتی موافق بود و اعتقاد داشت که دولت باید این حمایتها را انجام دهد.
▫️در این باره کشورهای مختلف چه تجربیاتی داشتند و این تجربهها تحت چه شرایطی و چطور ممکن است به کشور ما کمک کند؟ البته ببینیم تفاوتهای ایران با آنها چیست؟
◽️@utfinnce◽️
❤6💩4👍2👏1
📕 معرفی کتاب
«هیل بیلی»
روزگار امریکاییهای پشتکوهنشین
👤 جی. دی. ونس
ترجمه: علیرضا پارساییان
نشرنون
«هیلبیلی» از بهترین منابع شناخت دقیق مردمی است که بدنهٔ اصلی رأی دونالد ترامپ را تشکیل میدادند. با خواندن این کتاب ضمن درک عمیق بخش بزرگ و کمتر تصویرشدهای از آمریکا، از طریق روایتی دست اول که هر سطر آن با شگفتی همراه خواهد بود، با شرح حال یکی از همین مردم همراه میشویم که داستان موفقیتش شاید از داستان موفقیت بسیاری از نوابغ آموزندهتر باشد.
داستان زندگی جی. دی. ونس به قول خودش داستان رسیدن فردی عادی به دستاوردی معمولی است. او نه شرکتی چندملیتی راه انداخته و نه رئیسجمهور شده، ولی نشان میدهد که چطور میتوان با استفاده از امکانات موجود و بدون داشتن هوش فوقالعاده، شانس زیاد، رانت خانوادگی و ... به رفاهی درخور رسید.
ونس سالها منتقد جدی ترامپ بوده و حالا به عنوان نامزد معاونت او معرفی شده است. این هم به نوعی از پیچیدگیهای جامعهٔ آمریکاست.
◽️@utfinance◽️
«هیل بیلی»
روزگار امریکاییهای پشتکوهنشین
👤 جی. دی. ونس
ترجمه: علیرضا پارساییان
نشرنون
«هیلبیلی» از بهترین منابع شناخت دقیق مردمی است که بدنهٔ اصلی رأی دونالد ترامپ را تشکیل میدادند. با خواندن این کتاب ضمن درک عمیق بخش بزرگ و کمتر تصویرشدهای از آمریکا، از طریق روایتی دست اول که هر سطر آن با شگفتی همراه خواهد بود، با شرح حال یکی از همین مردم همراه میشویم که داستان موفقیتش شاید از داستان موفقیت بسیاری از نوابغ آموزندهتر باشد.
داستان زندگی جی. دی. ونس به قول خودش داستان رسیدن فردی عادی به دستاوردی معمولی است. او نه شرکتی چندملیتی راه انداخته و نه رئیسجمهور شده، ولی نشان میدهد که چطور میتوان با استفاده از امکانات موجود و بدون داشتن هوش فوقالعاده، شانس زیاد، رانت خانوادگی و ... به رفاهی درخور رسید.
ونس سالها منتقد جدی ترامپ بوده و حالا به عنوان نامزد معاونت او معرفی شده است. این هم به نوعی از پیچیدگیهای جامعهٔ آمریکاست.
◽️@utfinance◽️
💩4❤2👍2
ناسیونالیسم و تجزیه.pdf
183.3 KB
📄 مقاله
ناسیونالیسم و تجزیه
👤 هانس هرمان هوپ
✍ مترجم: محمد سرافراز
《برخلاف جریان ارتدکس، دقیقاً همین دلیل که اروپا دارای یک ساختار قدرت شدیداً غیرمتمرکز متشکل از واحدهای سیاسی بیشمار بود، منشأ سرمایهداری —گسترش مشارکت در بازار و رشد اقتصادی— در دنیای غرب را توضیح میدهد. تصادفی نیست که سرمایهداری برای اولین بار در شرایط عدم تمرکز سیاسی شدید شکوفا شد: در دولتشهرهای شمالی ایتالیا، در جنوب آلمان، و در سرزمینهای پاییندستِ تجزیهطلب...》
منبع:
@LibertyReader
@Austro_libertarian
◽️@utfinance◽️
ناسیونالیسم و تجزیه
👤 هانس هرمان هوپ
✍ مترجم: محمد سرافراز
《برخلاف جریان ارتدکس، دقیقاً همین دلیل که اروپا دارای یک ساختار قدرت شدیداً غیرمتمرکز متشکل از واحدهای سیاسی بیشمار بود، منشأ سرمایهداری —گسترش مشارکت در بازار و رشد اقتصادی— در دنیای غرب را توضیح میدهد. تصادفی نیست که سرمایهداری برای اولین بار در شرایط عدم تمرکز سیاسی شدید شکوفا شد: در دولتشهرهای شمالی ایتالیا، در جنوب آلمان، و در سرزمینهای پاییندستِ تجزیهطلب...》
منبع:
@LibertyReader
@Austro_libertarian
◽️@utfinance◽️
👍8💩3
📄 سرمقاله
دستور به جای قاعده و عرف!
👤 موسی غنینژاد
وجه دیگری از عوامل ایجادکننده معضلات اقتصادی و اجتماعی کنونی کشور که ارتباط وثیقی با بیدولتی دارد، به اقتصاد دستوری یا جامعه دستوری بهطور کلی برمیگردد. اقتصاد دستوری گرچه اغلب با قیمتگذاری دستوری شناخته میشود، اما منحصر به آن نیست. هرگاه دستور جای قاعده رفتاری کلی و همهشمول را بگیرد ما با پدیده اقتصاد دستوری یا جامعه دستوری روبهرو هستیم. امضاهای طلایی، چه آنها که به مجوزهای خاص واردات و صادرات و تاسیس بنگاه مربوط میشود و چه آنها که ناظر بر تخصیص ارز یا وام بانکی است، مصداقهای بارز اقتصاد دستوری است. علاوه بر اقتصاد، ما در روابط اجتماعی نیز با پدیده دستور به جای قاعده روبهرو هستیم؛ مثلا از اجرای کنسرتی که مجوز قانونی گرفته بهدلیل مخالفت برخی مقامات صاحب قدرت و نفوذ جلوگیری میشود یا از ادامه اکران فیلمی که مجوز پخش گرفته ممانعت به عمل میآید. به این ترتیب اراده و دستور برخی صاحبان قدرت و نفوذ بر قواعد کلی و قانون میچربد.
مساله پوشش زنان که از نزدیک به دو سال پیش با شدت و حدت مطرح شده، ناظر بر قانونشکنی یا هنجارشکنی اقلیتی از زنان نیست، بلکه ریشه در رویهای دارد که تغییرات عرف حاکم بر جامعه را برنمیتابد. پوشش مردم در هر جامعهای تابع عرف زمانه است و ایستادن در برابر عرف زمانه اتفاقا به بیدولتی میانجامد. اصولا هر تصمیم حکومتی که برخلاف تمایل عمومی و عرف رایج جامعه بهصورت «قانون» درآید و به مردم تحمیل شود در حقیقت شأن قانونی ندارد و مردم تا جایی که بتوانند زیر بار آن نمیروند؛ تجربه «قانون» ممنوعیت ماهواره نمونه بارزی از این واقعیت است.
◽️@utfinance◽️
دستور به جای قاعده و عرف!
👤 موسی غنینژاد
وجه دیگری از عوامل ایجادکننده معضلات اقتصادی و اجتماعی کنونی کشور که ارتباط وثیقی با بیدولتی دارد، به اقتصاد دستوری یا جامعه دستوری بهطور کلی برمیگردد. اقتصاد دستوری گرچه اغلب با قیمتگذاری دستوری شناخته میشود، اما منحصر به آن نیست. هرگاه دستور جای قاعده رفتاری کلی و همهشمول را بگیرد ما با پدیده اقتصاد دستوری یا جامعه دستوری روبهرو هستیم. امضاهای طلایی، چه آنها که به مجوزهای خاص واردات و صادرات و تاسیس بنگاه مربوط میشود و چه آنها که ناظر بر تخصیص ارز یا وام بانکی است، مصداقهای بارز اقتصاد دستوری است. علاوه بر اقتصاد، ما در روابط اجتماعی نیز با پدیده دستور به جای قاعده روبهرو هستیم؛ مثلا از اجرای کنسرتی که مجوز قانونی گرفته بهدلیل مخالفت برخی مقامات صاحب قدرت و نفوذ جلوگیری میشود یا از ادامه اکران فیلمی که مجوز پخش گرفته ممانعت به عمل میآید. به این ترتیب اراده و دستور برخی صاحبان قدرت و نفوذ بر قواعد کلی و قانون میچربد.
مساله پوشش زنان که از نزدیک به دو سال پیش با شدت و حدت مطرح شده، ناظر بر قانونشکنی یا هنجارشکنی اقلیتی از زنان نیست، بلکه ریشه در رویهای دارد که تغییرات عرف حاکم بر جامعه را برنمیتابد. پوشش مردم در هر جامعهای تابع عرف زمانه است و ایستادن در برابر عرف زمانه اتفاقا به بیدولتی میانجامد. اصولا هر تصمیم حکومتی که برخلاف تمایل عمومی و عرف رایج جامعه بهصورت «قانون» درآید و به مردم تحمیل شود در حقیقت شأن قانونی ندارد و مردم تا جایی که بتوانند زیر بار آن نمیروند؛ تجربه «قانون» ممنوعیت ماهواره نمونه بارزی از این واقعیت است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دستور به جای قاعده و عرف!
مصادف شدن روز تنفیذ ریاستجمهوری چهاردهم با تعطیلی ادارات دولتی و بانکها بهدلیل گرمای شدید هوا نشانهای گویا و نمادین از معضلات گریبانگیر جامعه ایرانی بود. کشوری که در ردههای نخست دارندگان بزرگترین ذخایر نفت و گاز دنیا به شمار میآید، گرفتار مشکل کمبود…
👌8💩3❤2🤮2
بی طرف و غیرمتمرکز.pdf
256.4 KB
📄 مقاله
بیطرف و غیرمتمرکز
👤 هانس هرمان هوپه
#Ukraine
#EU
#هانس_هرمان_هوپ
#اوکراین
منبع: @Paleolibertarianizm
◽️@utfinance◽️
بیطرف و غیرمتمرکز
👤 هانس هرمان هوپه
#Ukraine
#EU
#هانس_هرمان_هوپ
#اوکراین
منبع: @Paleolibertarianizm
◽️@utfinance◽️
👍3💩3
📄 مقاله
سبب اصلی تولد سرمایهداری چه بود؟
👤 شاهین کارخانه
📌 چرا تمدن جدید و افزایش ثروت ملتها در غرب شکل گرفت؟ علت العلل رشد اقتصادی اروپا چه بود؟
جغرافیا؟ استعمار و غارت ملتهای دیگر؟ انقلاب صنعتی و استثمار کارگران؟ نهادهای اجتماعی جدید؟
پژوهشهای جدید روایتهای نهادگرایانه را به چالش میکشند.
📌 هرگز تمدن اروپایی تحت سلطه یک دولت واحد قرار نگرفته است. حتی در اوایل دوره مدرن، زمانی که برخی از حاکمان موفق به تشکیل دولتهای مطلقه شدند، بسیاری از مناطق اروپا در نوسان و بهشدت غیرمتمرکز باقی ماندند. طبقات بازرگان، بانکدار و متوسط شهری بدون نقشآفرینی دولتهای بزرگ در اروپا رشد کردند.
📌 نظریهپردازانی که به اعمال اقتدار دولت برای رشد و توسعه اقتصادی اعتقاد دارند کم نیستند. هم در میان راستگرایان و هم در میان چپگرایان بی شمار اندیشمند و سیاستگذار بوده و هستند که اعمال اقتدار و توان دولت را برای توسعه اقتصادی یا رفع مشکلات اقتصادی (مانند تورم و بیکاری) مجاز میدانند. معمولا ادعا میشود که وجود قدرت مرکزی برای تنظیم گری و بهبود کارکرد اقتصاد لازم است. اقتصاددانان جریان اصلی مداخله دولت را در مواردی که شکست بازار مینامند، موجه و مجاز میدانند و برای دولت نقش مالیاتستانی و یارانهپردازی قائل هستند. طرفداران عدالت اجتماعی نیز معتقدند یکی از وظایف دولت تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد عدالت اجتماعی است. حتی برخی از طرفداران بازار و تجارت آزاد نیز معتقدند برای تضمین جریان کارآمد و آزاد کالا مداخله و اقتدار دولت نیاز است. آنها میگویند که این امر رشد اقتصادی را تا حد زیادی تسریع خواهد کرد. با این حال، شواهد تاریخی نشان میدهد که تمرکز قدرت و وحدت سیاسی در درازمدت عاملی برای رشد اقتصادی یا نوآوری نیست. در واقع، تجربه اروپا نشان میدهد که برعکس است.
متن کامل در INSTANT VIEW
◽️@utfinance◽️
سبب اصلی تولد سرمایهداری چه بود؟
👤 شاهین کارخانه
📌 چرا تمدن جدید و افزایش ثروت ملتها در غرب شکل گرفت؟ علت العلل رشد اقتصادی اروپا چه بود؟
جغرافیا؟ استعمار و غارت ملتهای دیگر؟ انقلاب صنعتی و استثمار کارگران؟ نهادهای اجتماعی جدید؟
پژوهشهای جدید روایتهای نهادگرایانه را به چالش میکشند.
📌 هرگز تمدن اروپایی تحت سلطه یک دولت واحد قرار نگرفته است. حتی در اوایل دوره مدرن، زمانی که برخی از حاکمان موفق به تشکیل دولتهای مطلقه شدند، بسیاری از مناطق اروپا در نوسان و بهشدت غیرمتمرکز باقی ماندند. طبقات بازرگان، بانکدار و متوسط شهری بدون نقشآفرینی دولتهای بزرگ در اروپا رشد کردند.
📌 نظریهپردازانی که به اعمال اقتدار دولت برای رشد و توسعه اقتصادی اعتقاد دارند کم نیستند. هم در میان راستگرایان و هم در میان چپگرایان بی شمار اندیشمند و سیاستگذار بوده و هستند که اعمال اقتدار و توان دولت را برای توسعه اقتصادی یا رفع مشکلات اقتصادی (مانند تورم و بیکاری) مجاز میدانند. معمولا ادعا میشود که وجود قدرت مرکزی برای تنظیم گری و بهبود کارکرد اقتصاد لازم است. اقتصاددانان جریان اصلی مداخله دولت را در مواردی که شکست بازار مینامند، موجه و مجاز میدانند و برای دولت نقش مالیاتستانی و یارانهپردازی قائل هستند. طرفداران عدالت اجتماعی نیز معتقدند یکی از وظایف دولت تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد عدالت اجتماعی است. حتی برخی از طرفداران بازار و تجارت آزاد نیز معتقدند برای تضمین جریان کارآمد و آزاد کالا مداخله و اقتدار دولت نیاز است. آنها میگویند که این امر رشد اقتصادی را تا حد زیادی تسریع خواهد کرد. با این حال، شواهد تاریخی نشان میدهد که تمرکز قدرت و وحدت سیاسی در درازمدت عاملی برای رشد اقتصادی یا نوآوری نیست. در واقع، تجربه اروپا نشان میدهد که برعکس است.
متن کامل در INSTANT VIEW
◽️@utfinance◽️
Telegraph
عامل اصلی تولد سرمایهداری
پژوهشهای جدید روایتهای نهادگرایانه را به چالش میکشند هرگز تمدن اروپایی تحت سلطه یک دولت واحد قرار نگرفته است. حتی در اوایل دوره مدرن، زمانی که برخی از حاکمان موفق به تشکیل دولتهای مطلقه شدند، بسیاری از مناطق اروپا در نوسان و بهشدت غیرمتمرکز باقی ماندند.…
👍11💩3
📄 مقاله
آشنایی با هانس هرمان هوپ
هانس هرمان هوپ در سال 1949 در آلمان به دنیا آمد، به دلیل مشارکت در فلسفه سیاسی و اقتصاد مکتب اتریشی شناخته شده است.
اول و مهمتر از همه، هوپ به دلیل دفاع از اصول لیبرتارینیسم یا آزادی گرایی شناخته میشود. لیبرتارینیسم یک فلسفه سیاسی است که بر آزادی فردی، همکاری داوطلبانه و مداخله محدود دولت تاکید دارد. هوپ یکی از چهرههای برجسته در ترویج این ایدهها بوده است و استدلال میکند که حقوق مالکیت فردی شالوده یک جامعه عادلانه و مرفه را تشکیل میدهد.
یکی از آثار برجسته هوپ «دموکراسی: خدایی که شکست خورد» است، جایی که او مفهوم دموکراسی را نقد می کند و از شکل غیرمتمرکز حکومتداری حمایت میکند. او مدعی است که دموکراسیها به مداخله بیش از حد دولت و فرسایش آزادی های فردی منجر میشوند. در عوض، او سیستمی را بر اساس ایده مالکیت خصوصی پیشنهاد میکند که در آن مالکان به طور داوطلبانه برای حفظ نظم اجتماعی همکاری میکنند.
در حوزه اقتصادی، هانس هرمان هوپ نیز سهم قابل توجهی در گسترش ایدههای مکتب اتریش داشته است. او با تأکید بر اهمیت بازارهای آزاد و تأثیرات مخرب دخالت دولت در اقتصاد، خود را با مدرسه اقتصاد اتریش همسو میکند. هوپ استدلال می کند که جامعه ای مبتنی بر مبادلات داوطلبانه و احترام به حقوق مالکیت به طور طبیعی منجر به افزایش رفاه میشود.
هوپ علاوه بر آثار مکتوب خود، در موضوعات مرتبط با فلسفه سیاسی نیز سخنرانیها و مناظرات زیادی داشته است. او در مورد نقش دولت، ماهیت دموکراسی و مزایای اقتصاد بازار آزاد بحث کرده است.
در حالی که ممکن است همه با نظرات هوپ موافق نباشند، ایدههای او بحثهای مهمی را در حوزه فلسفه سیاسی به راه انداخته است. مطالعه آثار هانس-هرمان هوپ بینشهای ارزشمندی را در مورد دیدگاههای جایگزین در مورد حکومت و اقتصاد ارائه میدهد. ایدههای او مفاهیم متعارف حکومت را به چالش میکشد و ما را تشویق میکند تا نقش دولت را در شکل دادن به جوامع به طور انتقادی بررسی کنیم.
◽️@utfinance◽️
آشنایی با هانس هرمان هوپ
هانس هرمان هوپ در سال 1949 در آلمان به دنیا آمد، به دلیل مشارکت در فلسفه سیاسی و اقتصاد مکتب اتریشی شناخته شده است.
اول و مهمتر از همه، هوپ به دلیل دفاع از اصول لیبرتارینیسم یا آزادی گرایی شناخته میشود. لیبرتارینیسم یک فلسفه سیاسی است که بر آزادی فردی، همکاری داوطلبانه و مداخله محدود دولت تاکید دارد. هوپ یکی از چهرههای برجسته در ترویج این ایدهها بوده است و استدلال میکند که حقوق مالکیت فردی شالوده یک جامعه عادلانه و مرفه را تشکیل میدهد.
یکی از آثار برجسته هوپ «دموکراسی: خدایی که شکست خورد» است، جایی که او مفهوم دموکراسی را نقد می کند و از شکل غیرمتمرکز حکومتداری حمایت میکند. او مدعی است که دموکراسیها به مداخله بیش از حد دولت و فرسایش آزادی های فردی منجر میشوند. در عوض، او سیستمی را بر اساس ایده مالکیت خصوصی پیشنهاد میکند که در آن مالکان به طور داوطلبانه برای حفظ نظم اجتماعی همکاری میکنند.
در حوزه اقتصادی، هانس هرمان هوپ نیز سهم قابل توجهی در گسترش ایدههای مکتب اتریش داشته است. او با تأکید بر اهمیت بازارهای آزاد و تأثیرات مخرب دخالت دولت در اقتصاد، خود را با مدرسه اقتصاد اتریش همسو میکند. هوپ استدلال می کند که جامعه ای مبتنی بر مبادلات داوطلبانه و احترام به حقوق مالکیت به طور طبیعی منجر به افزایش رفاه میشود.
هوپ علاوه بر آثار مکتوب خود، در موضوعات مرتبط با فلسفه سیاسی نیز سخنرانیها و مناظرات زیادی داشته است. او در مورد نقش دولت، ماهیت دموکراسی و مزایای اقتصاد بازار آزاد بحث کرده است.
در حالی که ممکن است همه با نظرات هوپ موافق نباشند، ایدههای او بحثهای مهمی را در حوزه فلسفه سیاسی به راه انداخته است. مطالعه آثار هانس-هرمان هوپ بینشهای ارزشمندی را در مورد دیدگاههای جایگزین در مورد حکومت و اقتصاد ارائه میدهد. ایدههای او مفاهیم متعارف حکومت را به چالش میکشد و ما را تشویق میکند تا نقش دولت را در شکل دادن به جوامع به طور انتقادی بررسی کنیم.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آشنایی با هانس هرمان هوپ
هانس هرمان هوپ در سال 1949 در آلمان به دنیا آمد، به دلیل مشارکت در فلسفه سیاسی و اقتصاد مکتب اتریشی شناخته شده است. اول و مهمتر از همه، هوپ به دلیل دفاع از اصول لیبرتارینیسم یا آزادی گرایی شناخته میشود. لیبرتارینیسم یک فلسفه سیاسی است که بر آزادی فردی، همکاری…
👍7💩3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیوکست
رهبر هوشمصنوعی بلد!
👤 امیرحسین خالقی
▫️آیا هوش مصنوعی میتواند به تنهایی مشکلات کسبوکار ما را حل کند؟ آیا اتوماسیون کامل همه کارها، تضمینی برای موفقیت است؟پاسخ این سوالات شاید برای بسیاری از مدیران تعجبآور باشد.
▫️دیوید دی کرمر، در کتاب جدید خود با نام «رهبرِ هوشمصنوعیْ بلد»، با بررسی تجربیات مختلف، نشان میدهد که موفقیت در عصر هوش مصنوعی، نیازمند رویکردی فراتر از تکنولوژی است.
▫️درواقع این مخلوق برای ادامه حیات خود هنوز هم نیازمند خالق خود یعنی انسان است و تعاملات انسانی رمز پیروزی در دوره هوش مصنوعی محسوب میشود.
◽️@utfinance◽️
رهبر هوشمصنوعی بلد!
👤 امیرحسین خالقی
▫️آیا هوش مصنوعی میتواند به تنهایی مشکلات کسبوکار ما را حل کند؟ آیا اتوماسیون کامل همه کارها، تضمینی برای موفقیت است؟پاسخ این سوالات شاید برای بسیاری از مدیران تعجبآور باشد.
▫️دیوید دی کرمر، در کتاب جدید خود با نام «رهبرِ هوشمصنوعیْ بلد»، با بررسی تجربیات مختلف، نشان میدهد که موفقیت در عصر هوش مصنوعی، نیازمند رویکردی فراتر از تکنولوژی است.
▫️درواقع این مخلوق برای ادامه حیات خود هنوز هم نیازمند خالق خود یعنی انسان است و تعاملات انسانی رمز پیروزی در دوره هوش مصنوعی محسوب میشود.
◽️@utfinance◽️
👍3💩3
همایش گفتوگو «برای #نجا...
IranWire
🎧 فایل صوتی
👤 سخنرانی حاتم قادری
در همایش گفتوگو برای نجات ایران
🗓 اردیبهشت 1402
📌 گفتوگو برای نجات ایران یک کنفرانس مجازی دوجلسهای بود که روزهای دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ و با حضور ۴۲ چهره شاخص سیاسی و حقوق بشری در کلاب هاوس برگزار شد. چهرههای مهمی از جامعه مدنی، فعالان سیاسی و اجتماعی از داخل و خارج ایران در شش پنل مختلف این همایش سخنرانی کردند. پیشنهاد همهپرسی که میرحسین موسوی از حصر خانگی مطرح کرد یکی از محورهای اصلی این همایش بود.
◽️@utfinance◽️
👤 سخنرانی حاتم قادری
در همایش گفتوگو برای نجات ایران
🗓 اردیبهشت 1402
📌 گفتوگو برای نجات ایران یک کنفرانس مجازی دوجلسهای بود که روزهای دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ و با حضور ۴۲ چهره شاخص سیاسی و حقوق بشری در کلاب هاوس برگزار شد. چهرههای مهمی از جامعه مدنی، فعالان سیاسی و اجتماعی از داخل و خارج ایران در شش پنل مختلف این همایش سخنرانی کردند. پیشنهاد همهپرسی که میرحسین موسوی از حصر خانگی مطرح کرد یکی از محورهای اصلی این همایش بود.
◽️@utfinance◽️
❤3💩3
Finance & Economics
IranWire – همایش گفتوگو «برای #نجا...
◽️ گفتوگو برای نجات ایران
در پنل اول با عنوان «ایران نیازمند و مهیای تحولی بنیادین» که رضا علیجانی کنشگر تحولخواه مدیریت آن را بر عهده داشت، هاشم آغاجری، علی افشاری، مهرداد خوانساری، و بهزاد کریمی سخنرانی کردند و پیام کیوان صمیمی که پیش از بازداشت او ضبط شده بود و همچنین پیام نرگس محمدی فعال حقوق بشر زندانی، پخش شد.
در پنل دوم با عنوان «رنگین کمان ایران، جامعه مدنی، دادخواهان» که گردانندگی آن را تقی رحمانی، روزنامهنگار و فعال سیاسی بر عهده داشت، پیام گلرخ ایرایی و مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی سه تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی قرائت شد و منیره برادران، پروین فهیمی، عدنان حسنپور، و زهرا رحیمی سخنرانی کردند و پیام عزیز قاسمزاده فعال صنفی معلمان که پیش از زندانی شدن او ضبط شده بود برای حاضران پخش شد.
در پنل سوم با عنوان «آینده ایران، تقابل گفتمانها» پیام سه زندانی سیاسی شامل مصطفی تاجزاده، سعید مدنی، و همچنین فائزه هاشمی پخش شد و مهرداد درویشپور، مهرانگیز کار، ابوالفضل قدیانی، الهه امیرانتظام نیز در این بخش سخنرانی کردند.
در پنل چهارم با عنوان «دست در دست هم دهیم به مهر»، نیره توحیدی استاد دانشگاه و فعال حقوق زنان، علیرضا رجایی روزنامهنگار و فعال سیاسی، علی کشتگر کنشگر سیاسی سوسیالدموکرات، صدیقه وسمقی دینپژوه و کنشگر سیاسی و عالیه مطلبزاده عکاس خبرنگار و کنشگر مدنی سخنرانی کردند.
در پنل پنجم با عنوان «تحولات فرهنگی برای نجات ایران» و با حضور قربان بهزادیاننژاد فعال سیاسی و رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، احسان شریعتی استاد دانشگاه، حاتم قادری استاد دانشگاه، محسن کدیور استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی، عبدالله ناصری استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی و مهدی نصیری روزنامهنگار و کنشگر سیاسی اصولگرا برگزار شد.
در پنل ششم با عنوان «بلوکها و منشورها؛ راهی به سوی آینده» و با شرکت علیرضا بهشتی شیرازی نویسنده، مترجم و کنشگر سیاسی، مریم سطوت کنشگر سیاسی چپ، منصوره شجاعی کنشگر حقوق زنان، حسین رفیعی اقتصاددان و کنشگر سیاسی، عبدالله مؤمنی جامعهشناس و کنشگر سیاسی و مهدی نوربخش استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی برگزار شد.
◽️@utfinance◽️
در پنل اول با عنوان «ایران نیازمند و مهیای تحولی بنیادین» که رضا علیجانی کنشگر تحولخواه مدیریت آن را بر عهده داشت، هاشم آغاجری، علی افشاری، مهرداد خوانساری، و بهزاد کریمی سخنرانی کردند و پیام کیوان صمیمی که پیش از بازداشت او ضبط شده بود و همچنین پیام نرگس محمدی فعال حقوق بشر زندانی، پخش شد.
در پنل دوم با عنوان «رنگین کمان ایران، جامعه مدنی، دادخواهان» که گردانندگی آن را تقی رحمانی، روزنامهنگار و فعال سیاسی بر عهده داشت، پیام گلرخ ایرایی و مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی سه تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی قرائت شد و منیره برادران، پروین فهیمی، عدنان حسنپور، و زهرا رحیمی سخنرانی کردند و پیام عزیز قاسمزاده فعال صنفی معلمان که پیش از زندانی شدن او ضبط شده بود برای حاضران پخش شد.
در پنل سوم با عنوان «آینده ایران، تقابل گفتمانها» پیام سه زندانی سیاسی شامل مصطفی تاجزاده، سعید مدنی، و همچنین فائزه هاشمی پخش شد و مهرداد درویشپور، مهرانگیز کار، ابوالفضل قدیانی، الهه امیرانتظام نیز در این بخش سخنرانی کردند.
در پنل چهارم با عنوان «دست در دست هم دهیم به مهر»، نیره توحیدی استاد دانشگاه و فعال حقوق زنان، علیرضا رجایی روزنامهنگار و فعال سیاسی، علی کشتگر کنشگر سیاسی سوسیالدموکرات، صدیقه وسمقی دینپژوه و کنشگر سیاسی و عالیه مطلبزاده عکاس خبرنگار و کنشگر مدنی سخنرانی کردند.
در پنل پنجم با عنوان «تحولات فرهنگی برای نجات ایران» و با حضور قربان بهزادیاننژاد فعال سیاسی و رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، احسان شریعتی استاد دانشگاه، حاتم قادری استاد دانشگاه، محسن کدیور استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی، عبدالله ناصری استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی و مهدی نصیری روزنامهنگار و کنشگر سیاسی اصولگرا برگزار شد.
در پنل ششم با عنوان «بلوکها و منشورها؛ راهی به سوی آینده» و با شرکت علیرضا بهشتی شیرازی نویسنده، مترجم و کنشگر سیاسی، مریم سطوت کنشگر سیاسی چپ، منصوره شجاعی کنشگر حقوق زنان، حسین رفیعی اقتصاددان و کنشگر سیاسی، عبدالله مؤمنی جامعهشناس و کنشگر سیاسی و مهدی نوربخش استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی برگزار شد.
◽️@utfinance◽️
💩10👍2👎1
📄 مقاله
مهمترین چالشهای نظام حکمرانی و اهمیت نسبی هر یک
مقاله دوم: دولت چهاردهم؛ آزمون سخت بازآفرینی امید یا پایانبخشی به آن
👤 مسعود نیلی
◽️@utfinance◽️
مهمترین چالشهای نظام حکمرانی و اهمیت نسبی هر یک
مقاله دوم: دولت چهاردهم؛ آزمون سخت بازآفرینی امید یا پایانبخشی به آن
👤 مسعود نیلی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مقالۀ اول: مهمترین چالشهای نظام حکمرانی و اهمیت نسبی هریک
مقدمه این مقاله تلاش میکند به ۳ سؤال اول مطرحشده در مقدمۀ مشترک پاسخ دهد. پاسخ به ۳ سؤال ذکرشده، مبتنی بر این فرض مهم است که مشکلات عظیم کشور، تنها در صورتی شانس حلشدن دارند که همۀ ارکان نظام سیاسی کشور، ارادۀ کامل و تمامعیار خود را، بر حل آنها متمرکز…
💩2👍1
📄 تفاوت ملی گرایی و میهن پرستی
👤 لودویگ فون میزس
ملیگرایی (Nationalism) با میهنپرستی (Patriotism) همسنگ نیست. میهنپرستی اشتیاقی برای رفاه، شکوفایی و آزادی ملت خود است. ملیگرایی یکی از روشهای متنوعی است که برای دستیابی به این اهداف پیشنهاد میشود. اما لیبرالها ادعا میکنند که ابزارهایی که ملیگرایی توصیه میکند نامناسباند، و کاربرد آنها نهتنها اهداف دنبالشده را محقق نمیسازد، بلکه برعکس، لزوماً به فاجعهای برای ملت بدل میگردد. لیبرالها نیز میهنپرست هستند، اما عقاید آنها دربارهی راههای درستِ رسیدن به رونق و عظمت ملی تفاوتی ریشهای با راههای ملیگرایان دارد. آنها مروج تجارت آزاد، تقسیم کار بینالمللی، نیات خوب، و صلح در میان ملتها هستند، نه برای خارجیها بلکه برای ترفیع شادی ملت خودشان.
هدف ملیگرایی ترفیع رفاه کل ملت یا برخی از گروههای شهروندی از راه آسیب رساندن به خارجیها است. روش برجستهی ملیگرایی مدرن تبعیض علیه خارجیها در حوزهی اقتصاد است. کالاهای خارجی از بازار داخلی حذف میشوند یا تنها بعد از پرداخت عوارض واردات مجاز میگردند. نیروی کار خارجی از رقابت در بازار نیروی کار داخلی محروم میشود. سرمایهی خارجی در معرض مصادره است. این ملیگرایی اقتصادی لزوماً به جنگ منجر میشود آنگاه که آسیبدیدگان درمییابند که این قدرت را دارند که با کنش خشن مسلحانه اقداماتی را که رفاهشان را نابود ساخته از میان بردارند.
ناسیونالیسم را همچنین نباید با دولت مردمی، خودمختاری ملی و استقلال سیاسی اشتباه گرفت. وقتی لیبرالهای قرن نوزدهم آلمان بهدنبال جایگزینی حاکمیت استبدادی شهریاران با یک دولت دموکراتیکِ کل ملت آلمان بودند، هیچ طرح خصمانهای را علیه ملتهای دیگر نپروراندند. آنها میخواستند از استبداد خلاص شوند و یک دولت پارلمانی تشکیل دهند. آنها تشنهی تصرف و گسترش مرزها نبودند. آنها نمیخواستند رویای خود برای سرزمینهای لهستان و ایتالیا را، که شهریارانشان تصرف کرده بودند، در دولت آلمان بگنجانند؛ برعکس، آنها با آرزوی لیبرالهای لهستانی برای تشکیل دموکراسیهای مستقل لهستانی و ایتالیایی همدلی میکردند. آنها مشتاق بودند تا رفاه ملت آلمان را ترفیع دهند، اما باور نداشتند که سرکوب ملل خارجی یا آسیب رساندن به خارجیها میتوانست پرمنفعتترین راه برای ملتشان باشد.
شوونیسم نیز ملیگرایی نیست. شوونیسم ارزشگذاری بیش از حد دستاورها و کیفیتهای ملت خود و خوارشماری ملتهای دیگر است؛ بهخودیخود به هیچ کنشی نمیانجامد. ملیگرایی، از طرف دیگر، نقشهای برای کنش سیاسی و نظامی و تلاش برای تحقق این برنامهها است. تاریخ آلمان، مثل تاریخ بقیهی ملتها، سند شهریاران تشنهی تصرف است؛ اما این امپراتورها، شاهها و دوکها میخواستند برای خود و قوموخویش خود ثروت و قدرت کسب کنند، نه برای ملتشان. ملیگرایی تهاجمی آلمانی پدیدهای متعلق به شصت سال گذشته است. این ملیگرایی از شرایط اقتصادی و سیاستهای اقتصادی مدرن سر برآورد.
—برگرفته از کتاب Omnipotent Government نوشتهی لودویگ فون میزس (۱۹۴۴)
منبع: @austro_libertarian
◽️@utfinance◽️
👤 لودویگ فون میزس
ملیگرایی (Nationalism) با میهنپرستی (Patriotism) همسنگ نیست. میهنپرستی اشتیاقی برای رفاه، شکوفایی و آزادی ملت خود است. ملیگرایی یکی از روشهای متنوعی است که برای دستیابی به این اهداف پیشنهاد میشود. اما لیبرالها ادعا میکنند که ابزارهایی که ملیگرایی توصیه میکند نامناسباند، و کاربرد آنها نهتنها اهداف دنبالشده را محقق نمیسازد، بلکه برعکس، لزوماً به فاجعهای برای ملت بدل میگردد. لیبرالها نیز میهنپرست هستند، اما عقاید آنها دربارهی راههای درستِ رسیدن به رونق و عظمت ملی تفاوتی ریشهای با راههای ملیگرایان دارد. آنها مروج تجارت آزاد، تقسیم کار بینالمللی، نیات خوب، و صلح در میان ملتها هستند، نه برای خارجیها بلکه برای ترفیع شادی ملت خودشان.
هدف ملیگرایی ترفیع رفاه کل ملت یا برخی از گروههای شهروندی از راه آسیب رساندن به خارجیها است. روش برجستهی ملیگرایی مدرن تبعیض علیه خارجیها در حوزهی اقتصاد است. کالاهای خارجی از بازار داخلی حذف میشوند یا تنها بعد از پرداخت عوارض واردات مجاز میگردند. نیروی کار خارجی از رقابت در بازار نیروی کار داخلی محروم میشود. سرمایهی خارجی در معرض مصادره است. این ملیگرایی اقتصادی لزوماً به جنگ منجر میشود آنگاه که آسیبدیدگان درمییابند که این قدرت را دارند که با کنش خشن مسلحانه اقداماتی را که رفاهشان را نابود ساخته از میان بردارند.
ناسیونالیسم را همچنین نباید با دولت مردمی، خودمختاری ملی و استقلال سیاسی اشتباه گرفت. وقتی لیبرالهای قرن نوزدهم آلمان بهدنبال جایگزینی حاکمیت استبدادی شهریاران با یک دولت دموکراتیکِ کل ملت آلمان بودند، هیچ طرح خصمانهای را علیه ملتهای دیگر نپروراندند. آنها میخواستند از استبداد خلاص شوند و یک دولت پارلمانی تشکیل دهند. آنها تشنهی تصرف و گسترش مرزها نبودند. آنها نمیخواستند رویای خود برای سرزمینهای لهستان و ایتالیا را، که شهریارانشان تصرف کرده بودند، در دولت آلمان بگنجانند؛ برعکس، آنها با آرزوی لیبرالهای لهستانی برای تشکیل دموکراسیهای مستقل لهستانی و ایتالیایی همدلی میکردند. آنها مشتاق بودند تا رفاه ملت آلمان را ترفیع دهند، اما باور نداشتند که سرکوب ملل خارجی یا آسیب رساندن به خارجیها میتوانست پرمنفعتترین راه برای ملتشان باشد.
شوونیسم نیز ملیگرایی نیست. شوونیسم ارزشگذاری بیش از حد دستاورها و کیفیتهای ملت خود و خوارشماری ملتهای دیگر است؛ بهخودیخود به هیچ کنشی نمیانجامد. ملیگرایی، از طرف دیگر، نقشهای برای کنش سیاسی و نظامی و تلاش برای تحقق این برنامهها است. تاریخ آلمان، مثل تاریخ بقیهی ملتها، سند شهریاران تشنهی تصرف است؛ اما این امپراتورها، شاهها و دوکها میخواستند برای خود و قوموخویش خود ثروت و قدرت کسب کنند، نه برای ملتشان. ملیگرایی تهاجمی آلمانی پدیدهای متعلق به شصت سال گذشته است. این ملیگرایی از شرایط اقتصادی و سیاستهای اقتصادی مدرن سر برآورد.
—برگرفته از کتاب Omnipotent Government نوشتهی لودویگ فون میزس (۱۹۴۴)
منبع: @austro_libertarian
◽️@utfinance◽️
👍14💩3❤2👎1👏1