Forwarded from کهربی - جنرالیست
آثار #روتبارد
فروم کامل لیبرترین (1969-1984): میراثی از اندیشههای لیبرترین
فروم لیبرترین، نشریهای بود که از سال 1969 تا 1984 توسط موری روتبارد، اقتصاددان و نظریهپرداز برجسته لیبرترین، ویرایش میشد. این نشریه با وجود تیراژ محدود، نقش بسزایی در شکلگیری و توسعه جنبش لیبرترین داشت و به عنوان یکی از منابع اصلی اندیشههای لیبرترین در آن دوران شناخته میشود.
ویژگیهای کلیدی فروم لیبرترین:
تنوع موضوعی: فروم لیبرترین طیف گستردهای از موضوعات مرتبط با لیبرتاریانیسم را پوشش میداد، از جمله فلسفه سیاسی، اقتصاد، تاریخ، فرهنگ، و حتی شایعات و اخبار مرتبط با جنبش لیبرترین.
لحن صریح و بیپرده: روتبارد و دیگر نویسندگان فروم، نظرات خود را به شیوهای صریح و بیپرده بیان میکردند و از انتقاد از سیاستمداران، روشنفکران و حتی سایر لیبرتارینها ابایی نداشتند.
نقش محوری در شکلگیری جنبش لیبرترین: فروم لیبرترین به عنوان یک پلتفرم برای بحث و تبادل نظر میان لیبرتارینها عمل میکرد و به شکلگیری و تحکیم هویت فکری و سیاسی این جنبش کمک شایانی کرد.
محتوای فروم لیبرترین:
فروم لیبرترین شامل مقالات، یادداشتها، نقد کتاب، و گزارشهای مختلفی بود که توسط روتبارد و دیگر نویسندگان لیبرترین نوشته میشد. برخی از موضوعات اصلی مورد بحث در این نشریه عبارت بودند از:
اصول فلسفی لیبرتاریانیسم: فروم به طور مفصل به مبانی فلسفی لیبرتاریانیسم، از جمله حقوق فردی، مالکیت خصوصی، بازار آزاد، و عدم مداخله دولت در امور اقتصادی و اجتماعی میپرداخت.
نقد دولت و سیاستهای مداخلهگرایانه: فروم به شدت از دولت و سیاستهای مداخلهگرایانه آن در حوزههای مختلف انتقاد میکرد و به جای آن، از بازار آزاد و جامعه داوطلبانه به عنوان جایگزینهای کارآمدتر و اخلاقیتر دفاع میکرد.
تاریخ و اندیشههای لیبرترین: فروم به معرفی و بررسی تاریخ و اندیشههای لیبرترین در طول تاریخ میپرداخت و به این ترتیب، به غنای فکری و تاریخی جنبش لیبرترین کمک میکرد.
مسائل روز و سیاستهای جاری: فروم به تحلیل و بررسی مسائل روز و سیاستهای جاری از دیدگاه لیبرترین میپرداخت و به این ترتیب، به مخاطبان خود در درک و تفسیر رویدادهای سیاسی و اجتماعی کمک میکرد.
میراث فروم لیبرترین:
فروم لیبرترین با وجود عمر کوتاه خود (1969-1984)، تأثیر عمیقی بر جنبش لیبرترین و اندیشههای آن گذاشت. این نشریه به عنوان یک منبع الهامبخش برای نسلهای بعدی لیبرتارینها عمل کرد و به آنها کمک کرد تا درک عمیقتری از اصول و مبانی فلسفی لیبرتاریانیسم پیدا کنند.
امروزه، فروم لیبرترین به عنوان یک سند تاریخی ارزشمند از دوران شکلگیری و توسعه جنبش لیبرترین شناخته میشود. این نشریه به ما نشان میدهد که چگونه اندیشمندان لیبرترین در گذشته به مسائل مختلف نگاه میکردند و چگونه برای پیشبرد آرمانهای خود تلاش میکردند.
دسترسی به فروم لیبرترین:
مجموعه کامل فروم لیبرترین در قالب یک کتاب دو جلدی با عنوان "The Complete Libertarian Forum (1969-1984)" توسط مؤسسه میزس منتشر شده است و به صورت آنلاین و چاپی در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
🔺 - یک جنرالیست
🔻 @be_a_generalist
| Twitter | Instagram | Telegram |
فروم کامل لیبرترین (1969-1984): میراثی از اندیشههای لیبرترین
فروم لیبرترین، نشریهای بود که از سال 1969 تا 1984 توسط موری روتبارد، اقتصاددان و نظریهپرداز برجسته لیبرترین، ویرایش میشد. این نشریه با وجود تیراژ محدود، نقش بسزایی در شکلگیری و توسعه جنبش لیبرترین داشت و به عنوان یکی از منابع اصلی اندیشههای لیبرترین در آن دوران شناخته میشود.
ویژگیهای کلیدی فروم لیبرترین:
تنوع موضوعی: فروم لیبرترین طیف گستردهای از موضوعات مرتبط با لیبرتاریانیسم را پوشش میداد، از جمله فلسفه سیاسی، اقتصاد، تاریخ، فرهنگ، و حتی شایعات و اخبار مرتبط با جنبش لیبرترین.
لحن صریح و بیپرده: روتبارد و دیگر نویسندگان فروم، نظرات خود را به شیوهای صریح و بیپرده بیان میکردند و از انتقاد از سیاستمداران، روشنفکران و حتی سایر لیبرتارینها ابایی نداشتند.
نقش محوری در شکلگیری جنبش لیبرترین: فروم لیبرترین به عنوان یک پلتفرم برای بحث و تبادل نظر میان لیبرتارینها عمل میکرد و به شکلگیری و تحکیم هویت فکری و سیاسی این جنبش کمک شایانی کرد.
محتوای فروم لیبرترین:
فروم لیبرترین شامل مقالات، یادداشتها، نقد کتاب، و گزارشهای مختلفی بود که توسط روتبارد و دیگر نویسندگان لیبرترین نوشته میشد. برخی از موضوعات اصلی مورد بحث در این نشریه عبارت بودند از:
اصول فلسفی لیبرتاریانیسم: فروم به طور مفصل به مبانی فلسفی لیبرتاریانیسم، از جمله حقوق فردی، مالکیت خصوصی، بازار آزاد، و عدم مداخله دولت در امور اقتصادی و اجتماعی میپرداخت.
نقد دولت و سیاستهای مداخلهگرایانه: فروم به شدت از دولت و سیاستهای مداخلهگرایانه آن در حوزههای مختلف انتقاد میکرد و به جای آن، از بازار آزاد و جامعه داوطلبانه به عنوان جایگزینهای کارآمدتر و اخلاقیتر دفاع میکرد.
تاریخ و اندیشههای لیبرترین: فروم به معرفی و بررسی تاریخ و اندیشههای لیبرترین در طول تاریخ میپرداخت و به این ترتیب، به غنای فکری و تاریخی جنبش لیبرترین کمک میکرد.
مسائل روز و سیاستهای جاری: فروم به تحلیل و بررسی مسائل روز و سیاستهای جاری از دیدگاه لیبرترین میپرداخت و به این ترتیب، به مخاطبان خود در درک و تفسیر رویدادهای سیاسی و اجتماعی کمک میکرد.
میراث فروم لیبرترین:
فروم لیبرترین با وجود عمر کوتاه خود (1969-1984)، تأثیر عمیقی بر جنبش لیبرترین و اندیشههای آن گذاشت. این نشریه به عنوان یک منبع الهامبخش برای نسلهای بعدی لیبرتارینها عمل کرد و به آنها کمک کرد تا درک عمیقتری از اصول و مبانی فلسفی لیبرتاریانیسم پیدا کنند.
امروزه، فروم لیبرترین به عنوان یک سند تاریخی ارزشمند از دوران شکلگیری و توسعه جنبش لیبرترین شناخته میشود. این نشریه به ما نشان میدهد که چگونه اندیشمندان لیبرترین در گذشته به مسائل مختلف نگاه میکردند و چگونه برای پیشبرد آرمانهای خود تلاش میکردند.
دسترسی به فروم لیبرترین:
مجموعه کامل فروم لیبرترین در قالب یک کتاب دو جلدی با عنوان "The Complete Libertarian Forum (1969-1984)" توسط مؤسسه میزس منتشر شده است و به صورت آنلاین و چاپی در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
🔺 - یک جنرالیست
🔻 @be_a_generalist
| Twitter | Instagram | Telegram |
❤1👍1
Forwarded from چُراز
🔹داستان نابودی صنایع ایران؛
چگونه نفت یک کشور را نفرین میکند؟
🔹حتما در مورد بیماری هلندی و آثار مخربی که بر روی اقتصاد میگذارد، شنیدهاید. ما هم بارها در چراز به بیماری هلندی اشاره کردهایم اما هیچوقت بهطور مفصل و دقیق فرصت نشده بود که این بیماری اقتصادی را توضیح دهیم.
در این ویدئو کوشیدهایم یکی از اصلیترین و جدیترین مشکلات اقتصاد ایران را بهطور کامل تشریح کنیم.
همه چیز در مورد بیماری هلندی در ویدئوی جدید چراز!
00:00 قیمت دلار خوبه کم باشه یا زیاد؟ مقدمه بیماری هلندی
00:42 داستان کشور خیالی گاگولستان
02:50 داستان محمد مولد
03:14 داستان قادر صادرچی
03:33 داستان اکبر واردفر
03:49 سرگذشت این سه نفر
06:59 چگونه نرخ دلار ثابت میماند؟
08:32 سرنوشت نهایی محمد و اکبر و قادر
11:53 صنعت داخلی چگونه نابود شد؟
13:16 بیماری هلندی چیست؟
14:48 ارتباط بیماری هلندی با گرانی مسکن
15:15 چه صنایعی در ایران نابود شدند؟
16:51 چگونه بیماری هلندی ایجاد میشود؟
19:04 نفرین نفت در ونزوئلا
22:18 خاطره عبدالمجید مجیدی از محمدرضا شاه
24:29 تثبیت نرخ ارز؛ فاجعه اقتصادی
25:20 ارتباط صادرات منابع طبیعی و رشد اقتصادی
26:34 صندوق ذخیره ارزی کشورهای عربی
27:48 عقلانیت اقتصادی نروژ
29:30 راهکارهای اقتصاد ایران
این ویدئو با همکاری اکوایران تولید شده است.
@choraz
چگونه نفت یک کشور را نفرین میکند؟
🔹حتما در مورد بیماری هلندی و آثار مخربی که بر روی اقتصاد میگذارد، شنیدهاید. ما هم بارها در چراز به بیماری هلندی اشاره کردهایم اما هیچوقت بهطور مفصل و دقیق فرصت نشده بود که این بیماری اقتصادی را توضیح دهیم.
در این ویدئو کوشیدهایم یکی از اصلیترین و جدیترین مشکلات اقتصاد ایران را بهطور کامل تشریح کنیم.
همه چیز در مورد بیماری هلندی در ویدئوی جدید چراز!
00:00 قیمت دلار خوبه کم باشه یا زیاد؟ مقدمه بیماری هلندی
00:42 داستان کشور خیالی گاگولستان
02:50 داستان محمد مولد
03:14 داستان قادر صادرچی
03:33 داستان اکبر واردفر
03:49 سرگذشت این سه نفر
06:59 چگونه نرخ دلار ثابت میماند؟
08:32 سرنوشت نهایی محمد و اکبر و قادر
11:53 صنعت داخلی چگونه نابود شد؟
13:16 بیماری هلندی چیست؟
14:48 ارتباط بیماری هلندی با گرانی مسکن
15:15 چه صنایعی در ایران نابود شدند؟
16:51 چگونه بیماری هلندی ایجاد میشود؟
19:04 نفرین نفت در ونزوئلا
22:18 خاطره عبدالمجید مجیدی از محمدرضا شاه
24:29 تثبیت نرخ ارز؛ فاجعه اقتصادی
25:20 ارتباط صادرات منابع طبیعی و رشد اقتصادی
26:34 صندوق ذخیره ارزی کشورهای عربی
27:48 عقلانیت اقتصادی نروژ
29:30 راهکارهای اقتصاد ایران
این ویدئو با همکاری اکوایران تولید شده است.
@choraz
YouTube
چگونه نفت یک کشور را نفرین میکند؟
🔹داستان نابودی صنایع ایران؛ چگونه نفت یک کشور را نفرین میکند؟
🔹حتما در مورد بیماری هلندی و آثار مخربی که روی اقتصاد میگذارد، شنیدهاید. ما هم در چراز بارها به بیماری هلندی اشاره کردهایم اما هیچوقت بهطور مفصل و دقیق فرصت نشده بود که این بیماری اقتصادی…
🔹حتما در مورد بیماری هلندی و آثار مخربی که روی اقتصاد میگذارد، شنیدهاید. ما هم در چراز بارها به بیماری هلندی اشاره کردهایم اما هیچوقت بهطور مفصل و دقیق فرصت نشده بود که این بیماری اقتصادی…
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
دلار چطور به داد اکوادور رسید؟
👤 حسین میرزایی
▫️«اکوادور» کشوری است که اگرچه بیشتر با صادرات قابل توجه موز در جهان شناخته می شود اما چند سالی است اجرای یک تئوری اقتصادی آنها را شناخته شده تر کرده است: «دلاریزه کردن اقتصاد».
▫️مدیران این کشور استوایی برای عبور از پیامدهای اقتصادی ناشی از «ال نینو» یک تصمیم عجیب و سخت برای تغییر واحد پولی خود گرفتند. تصمیمی که در ابتدا طرفداران زیادی نداشت اما توانست بعد از چند سال آرامش را دست کم به چندین حوزه اقتصادی این کشور بازگرداند و درجه تورم و فقر را کم کند.
▫️در این قسمت از «چراز» به این پرداخته شده که چطور دلار به کمک اکوادور آمده است.
#چراز
◽️@utfinance◽️
دلار چطور به داد اکوادور رسید؟
👤 حسین میرزایی
▫️«اکوادور» کشوری است که اگرچه بیشتر با صادرات قابل توجه موز در جهان شناخته می شود اما چند سالی است اجرای یک تئوری اقتصادی آنها را شناخته شده تر کرده است: «دلاریزه کردن اقتصاد».
▫️مدیران این کشور استوایی برای عبور از پیامدهای اقتصادی ناشی از «ال نینو» یک تصمیم عجیب و سخت برای تغییر واحد پولی خود گرفتند. تصمیمی که در ابتدا طرفداران زیادی نداشت اما توانست بعد از چند سال آرامش را دست کم به چندین حوزه اقتصادی این کشور بازگرداند و درجه تورم و فقر را کم کند.
▫️در این قسمت از «چراز» به این پرداخته شده که چطور دلار به کمک اکوادور آمده است.
#چراز
◽️@utfinance◽️
👍4
📄 مقاله
مچاندازی «میلی» با رانتجویان
/بسته اصلاحی رئیسجمهور آرژانتین به تصویب رسید؛ نزول تورم ماهانه به کف یکساله/
◽️@utfinance◽️
مچاندازی «میلی» با رانتجویان
/بسته اصلاحی رئیسجمهور آرژانتین به تصویب رسید؛ نزول تورم ماهانه به کف یکساله/
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مچاندازی «میلی» با رانتجویان
بسته اصلاحی رئیسجمهور آرژانتین به تصویب رسید؛ نزول تورم ماهانه به کف یکساله ۱۲ ژوئن، خارج از مجلس سنای آرژانتین، پلیس ضدشورش درحالیکه معترضان به سمت جلو حرکت میکردند، در مقابل ساختمان سنا سنگربندی کرد. در این میان حتی برخی از پلیسها میخواستند کلاه…
❤10👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
مطالبه لیبرالها از کاندیداها؛ انحلال سازمانهای متولی اقتصاد دستوری
کاندیداها برای بهبود اوضاع اقتصادی چه سیاستهایی باید اتخاذ کنند؟
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
مطالبه لیبرالها از کاندیداها؛ انحلال سازمانهای متولی اقتصاد دستوری
کاندیداها برای بهبود اوضاع اقتصادی چه سیاستهایی باید اتخاذ کنند؟
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
❤15👎3👍1
📄 مقاله
انتخابات ۱۴۰۳، فرصت تبدیل جنبش اعتراضی به جریان سیاسی
👤 آرمان امیری
📌 از متن:
پس از انتخابات ۱۴۰۰ و با قطع امید از اصلاحات حداقلی در دل ساختار تنگ حکومت اسلامی، جامعهی مدنی فرصت یافت تا از دل یک جنبش اجتماعی، دو شکاف اصیل دیگر را فعال کند که پیشتر جایی در مناقشات رسمی سیاسی نداشتند. جرقهی اول حول شکاف «زندگیخواهی» شکل گرفت اما در ادامه مناقشه بر سر «ملتگرایی در برابر قومیتگرایی» نیز بالا گرفت.
هرچند فعال شدن دو شکاف اصیل سیاسی و اجتماعی در جریان اعتراضات دو سال گذشته، سرنوشت انتخابات ۱۴۰۳ را به کلی با دورهی قبلی متفاوت کرده است، اما این بدان معنا نیست که بازی در زمین «صندوق رای» دوباره معنادار شده باشد. کاملا برعکس. به نظر میرسد در انتخابات حاضر، این «تحریم صندوق رای» است که میتواند واجد یک پیام کاملا شفاف سیاسی حول دو شکاف اصیل و مهم جامعهی ایرانی باشد. در واقع، نیروهای ملیگرا، و آنانی که دغدغهی تداوم شعارهای جنبش «زن زندگی آزادی» را دارند، میتوانند از گزینهی تحریم انتخابات، یک کنش کاملا معنادار سیاسی تولید کنند.
متن کامل
◽️@utfinance◽️
#انتخابات
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#تحریم
#تحریم_انتخابات
#زن_زندگی_آزادی
#ملی_گرایی
#قومیت_گرایی
#قوم_گرایی
#ملت_گرایی
انتخابات ۱۴۰۳، فرصت تبدیل جنبش اعتراضی به جریان سیاسی
👤 آرمان امیری
📌 از متن:
پس از انتخابات ۱۴۰۰ و با قطع امید از اصلاحات حداقلی در دل ساختار تنگ حکومت اسلامی، جامعهی مدنی فرصت یافت تا از دل یک جنبش اجتماعی، دو شکاف اصیل دیگر را فعال کند که پیشتر جایی در مناقشات رسمی سیاسی نداشتند. جرقهی اول حول شکاف «زندگیخواهی» شکل گرفت اما در ادامه مناقشه بر سر «ملتگرایی در برابر قومیتگرایی» نیز بالا گرفت.
هرچند فعال شدن دو شکاف اصیل سیاسی و اجتماعی در جریان اعتراضات دو سال گذشته، سرنوشت انتخابات ۱۴۰۳ را به کلی با دورهی قبلی متفاوت کرده است، اما این بدان معنا نیست که بازی در زمین «صندوق رای» دوباره معنادار شده باشد. کاملا برعکس. به نظر میرسد در انتخابات حاضر، این «تحریم صندوق رای» است که میتواند واجد یک پیام کاملا شفاف سیاسی حول دو شکاف اصیل و مهم جامعهی ایرانی باشد. در واقع، نیروهای ملیگرا، و آنانی که دغدغهی تداوم شعارهای جنبش «زن زندگی آزادی» را دارند، میتوانند از گزینهی تحریم انتخابات، یک کنش کاملا معنادار سیاسی تولید کنند.
متن کامل
◽️@utfinance◽️
#انتخابات
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#تحریم
#تحریم_انتخابات
#زن_زندگی_آزادی
#ملی_گرایی
#قومیت_گرایی
#قوم_گرایی
#ملت_گرایی
Telegraph
A444
از میانهی دهه هفتاد خورشیدی تا انتخابات سال ۸۸، بزرگترین شکاف در جریان سیاست داخلی ایران حول محور دموکراسیخواهی معنادار شده بود. دو عنوان اصلاحطلب و محافظهکار (بعدها اصولگرا)، به صورت تمایل برای دموکراسیخواهی و ضدیت با جامعهی مدنی در اذهان عمومی معنادار…
👍6👎2
👤 رمون آرون:
«چپ نماینده آزادی در برابر قدرت یا نماینده مردم در برابر اقشار ممتاز نیست، بلکه نماینده یک قدرت در برابر قدرتی دیگر است.»
◽️@utfinance◽️
#رمون_آرون
#افیون_روشنفکران
#چپ
#آزادی
«چپ نماینده آزادی در برابر قدرت یا نماینده مردم در برابر اقشار ممتاز نیست، بلکه نماینده یک قدرت در برابر قدرتی دیگر است.»
◽️@utfinance◽️
#رمون_آرون
#افیون_روشنفکران
#چپ
#آزادی
❤13👍1👌1
Finance & Economics
👥 گفتوگو تحلیل اقتصادی انتخابات گفتوگوی محمد طاهری با موسی غنینژاد و نوید رئیسی ◽️@utfinance◽️
از متن:
👤 موسی غنینژاد:
آزادی مهم است و باید روی این مفهوم کلیدی تاکید کنیم. آزادی سیاسی بدون آزادی اقتصادی معنا ندارد. امروز شعار درست این است که براساس اصول درست مبتنی بر آزادی حرکت کنیم. هر کاندیدایی که اصول درست را مطرح میکند، به نظرم باید دنبال او برویم و به دنبال آزادی در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برویم.
ببینیم کدام کاندیدا جرات و جسارت آن را دارد که دنبال این شعار درست برود و برنامهاش هم برنامهای باشد که بتواند آن را اجرا کند و متعهد شود آن برنامه را اجرا میکند و اگر مانعی در برابر سیاستهایش ایجاد شد آن را به صراحت برای مردم توضیح دهد و اگر برداشتن مانع در توانش نبود از سمت خود استعفا کند.
در واقع اگر میخواهیم به نتیجه برسیم باید به این سمتوسو حرکت کنیم. آزادی شعار نیست، بلکه واقعیت است. تمام مشکلات ما از نظر سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی، ناشی از دستوری بودن نظام تدبیر ماست. فرهنگ ما، اجتماع ما، اقتصاد ما دستوری است. مردم در بزنگاهها نشان دادند که از دستوری بودن کلافه شدهاند.
ما بر اساس دین و عرفی که داریم، خودمان میدانیم چگونه پوششی داشته باشیم، به همین دلیل نیاز به دستور نیست. عرف جامعه در طول تاریخ نشان داده است که تغییر میکند؛ امروز هم به مثابه گذشته ما باید عرفها و تغییرات آن را بپذیریم. جامعه ما از دستور و از اقتصاد دستوری بیزار شده است.
جامعه با قواعد باید اداره شود، نه دستور. بهطور مثال با دستور رئیس دانشکدهای باید و نبایدهایی شکل میگیرد یا با دستور امامجمعهای در شهری کنسرت برگزار نمیشود. چرا این اتفاقات رخ میدهد؟ ما باید اصول را مطرح کنیم، اصول به ما میگوید حاکمیت قانون باید جاری شود، نه حاکمیت دستور. دستور را باید کنار بگذاریم. باید بفهمیم عرف جامعه در چه جهتی تغییر کرده و خود را با آن سازگار کنیم. البته الان زود است که درباره رای دادن یا رای ندادن صحبت کنیم، باید از کاندیداها بخواهیم که برنامههایشان را معرفی کنند و بدانیم اگر با اصول ما همخوانی دارند، آنگاه میتوانیم تصمیم درست بگیریم.
◽️@utfinance◽️
#آزادی
#اقتصاد_آزاد
#موسی_غنی_نژاد
#انتخابات
#انتخابات_ریاست_جمهوری
👤 موسی غنینژاد:
آزادی مهم است و باید روی این مفهوم کلیدی تاکید کنیم. آزادی سیاسی بدون آزادی اقتصادی معنا ندارد. امروز شعار درست این است که براساس اصول درست مبتنی بر آزادی حرکت کنیم. هر کاندیدایی که اصول درست را مطرح میکند، به نظرم باید دنبال او برویم و به دنبال آزادی در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برویم.
ببینیم کدام کاندیدا جرات و جسارت آن را دارد که دنبال این شعار درست برود و برنامهاش هم برنامهای باشد که بتواند آن را اجرا کند و متعهد شود آن برنامه را اجرا میکند و اگر مانعی در برابر سیاستهایش ایجاد شد آن را به صراحت برای مردم توضیح دهد و اگر برداشتن مانع در توانش نبود از سمت خود استعفا کند.
در واقع اگر میخواهیم به نتیجه برسیم باید به این سمتوسو حرکت کنیم. آزادی شعار نیست، بلکه واقعیت است. تمام مشکلات ما از نظر سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی، ناشی از دستوری بودن نظام تدبیر ماست. فرهنگ ما، اجتماع ما، اقتصاد ما دستوری است. مردم در بزنگاهها نشان دادند که از دستوری بودن کلافه شدهاند.
ما بر اساس دین و عرفی که داریم، خودمان میدانیم چگونه پوششی داشته باشیم، به همین دلیل نیاز به دستور نیست. عرف جامعه در طول تاریخ نشان داده است که تغییر میکند؛ امروز هم به مثابه گذشته ما باید عرفها و تغییرات آن را بپذیریم. جامعه ما از دستور و از اقتصاد دستوری بیزار شده است.
جامعه با قواعد باید اداره شود، نه دستور. بهطور مثال با دستور رئیس دانشکدهای باید و نبایدهایی شکل میگیرد یا با دستور امامجمعهای در شهری کنسرت برگزار نمیشود. چرا این اتفاقات رخ میدهد؟ ما باید اصول را مطرح کنیم، اصول به ما میگوید حاکمیت قانون باید جاری شود، نه حاکمیت دستور. دستور را باید کنار بگذاریم. باید بفهمیم عرف جامعه در چه جهتی تغییر کرده و خود را با آن سازگار کنیم. البته الان زود است که درباره رای دادن یا رای ندادن صحبت کنیم، باید از کاندیداها بخواهیم که برنامههایشان را معرفی کنند و بدانیم اگر با اصول ما همخوانی دارند، آنگاه میتوانیم تصمیم درست بگیریم.
◽️@utfinance◽️
#آزادی
#اقتصاد_آزاد
#موسی_غنی_نژاد
#انتخابات
#انتخابات_ریاست_جمهوری
👍2
📄 یادداشت
👤 بیژن اشتری
الکساندر سولژنیتسین، نویسنده بزرگ روس، در اوج قدرت کمونیستهای شوروی خطاب به مردم کشورش نوشت:
ما فقط درصدد حفظ زندگی حقیر خودمان هستیم. در وجودمان کمترین نشانهای از غرور باقی نگذاشتهایم... حداقل بگذارید رژیم بدون کسب موافقت من و شما کار خودش را بکند. بیایید کهنه پارههای این رژیم منحوس فاسد را وصله پینه نکنیم و به ایدئولوژی پوسیده آن لباس مشروعیت نپوشانیم. بیایید از دروغ و تزویر رژیم فاصله بگیریم تا حاکمیت دروغ فروریزد. این حداقل کاری است که میتوانیم بکنیم. و حتی اگر جرات انجام این کار را هم نداشته باشیم، پس بر ما باد تازیانهی تحقیر پوشکین: «گلهی چهارپایان را موهبت آزادی چه سود؟ از اول میراثشان این طوق بر گردن، زنگوله و تازیانه.»
◽️@utfinance◽️
👤 بیژن اشتری
الکساندر سولژنیتسین، نویسنده بزرگ روس، در اوج قدرت کمونیستهای شوروی خطاب به مردم کشورش نوشت:
ما فقط درصدد حفظ زندگی حقیر خودمان هستیم. در وجودمان کمترین نشانهای از غرور باقی نگذاشتهایم... حداقل بگذارید رژیم بدون کسب موافقت من و شما کار خودش را بکند. بیایید کهنه پارههای این رژیم منحوس فاسد را وصله پینه نکنیم و به ایدئولوژی پوسیده آن لباس مشروعیت نپوشانیم. بیایید از دروغ و تزویر رژیم فاصله بگیریم تا حاکمیت دروغ فروریزد. این حداقل کاری است که میتوانیم بکنیم. و حتی اگر جرات انجام این کار را هم نداشته باشیم، پس بر ما باد تازیانهی تحقیر پوشکین: «گلهی چهارپایان را موهبت آزادی چه سود؟ از اول میراثشان این طوق بر گردن، زنگوله و تازیانه.»
◽️@utfinance◽️
👍17👏4🔥1
Audio
🎧 پادکست / آزاد
تحریم یا مشارکت در انتخابات ۱۴۰۳
👥 مناظره عباس عبدی و مصطفی مهرآیین
◽️@utfinance◽️
#مناظره
#عباس_عبدی
#مصطفی_مهرآیین
تحریم یا مشارکت در انتخابات ۱۴۰۳
👥 مناظره عباس عبدی و مصطفی مهرآیین
◽️@utfinance◽️
#مناظره
#عباس_عبدی
#مصطفی_مهرآیین
💩4💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
اعتماد به نفس کاذب نفتی در مدیران
👤 موسی غنینژاد
▫️اقتصاد ایران در طول تاریخ خود، وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی داشته است. این وابستگی، در سالهای بعد از انقلاب با چالشهای متعددی از جمله تحریمها تشدید شده است.
▫️با این حال، بیست سال قبل، شرایط تا حدی متفاوت بود. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و به تبع آن، رشد فروش نفت ایران، درآمد قابل توجهی را به ارمغان آورد. این رونق که به مثابه "مائده الهی" برای اقتصاد ایران تلقی میشد، فرصتهای بینظیری را برای توسعه و پیشرفت کشور فراهم کرد.
▫️اما به گفته موسی غنینژاد، اقتصاددان، این فرصتها به دلیل سوءمدیریت و اتخاذ سیاستهای غلط، به هدر رفت. از نظر او در آن سالها، سکان اقتصاد ایران در دست افرادی بود که با وجود بیتجربگی و دانش ناکافی، به واسطه درآمدهای بادآورده نفتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده بودند.
▫️این افراد، به جای برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی و زیربنایی، با اتکا به ثروتهای موقتی، قطار اقتصاد ایران را از ریل توسعه خارج کرده و کشور را با چالشهای جدی اقتصادی در سالهای آتی روبرو ساختند.
◽️@utfinance◽️
اعتماد به نفس کاذب نفتی در مدیران
👤 موسی غنینژاد
▫️اقتصاد ایران در طول تاریخ خود، وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی داشته است. این وابستگی، در سالهای بعد از انقلاب با چالشهای متعددی از جمله تحریمها تشدید شده است.
▫️با این حال، بیست سال قبل، شرایط تا حدی متفاوت بود. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و به تبع آن، رشد فروش نفت ایران، درآمد قابل توجهی را به ارمغان آورد. این رونق که به مثابه "مائده الهی" برای اقتصاد ایران تلقی میشد، فرصتهای بینظیری را برای توسعه و پیشرفت کشور فراهم کرد.
▫️اما به گفته موسی غنینژاد، اقتصاددان، این فرصتها به دلیل سوءمدیریت و اتخاذ سیاستهای غلط، به هدر رفت. از نظر او در آن سالها، سکان اقتصاد ایران در دست افرادی بود که با وجود بیتجربگی و دانش ناکافی، به واسطه درآمدهای بادآورده نفتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده بودند.
▫️این افراد، به جای برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی و زیربنایی، با اتکا به ثروتهای موقتی، قطار اقتصاد ایران را از ریل توسعه خارج کرده و کشور را با چالشهای جدی اقتصادی در سالهای آتی روبرو ساختند.
◽️@utfinance◽️
❤7
کاربرد_ریاضی_در_اقتصاد_و_نقد_مکتب_اتریش.pdf
116.5 KB
📄 مقاله
نقش ریاضیات در علم اقتصاد
👤 محمد طبیبیان
◽️@utfinance◽️
#علم_اقتصاد
#اقتصاد
#طبیبیان
#محمد_طبیبیان
📌 همچنین ببینید:
🖥 نتایج استفاده از ریاضیات در آموزش اقتصاد
◽️@utfinance◽️
نقش ریاضیات در علم اقتصاد
👤 محمد طبیبیان
◽️@utfinance◽️
#علم_اقتصاد
#اقتصاد
#طبیبیان
#محمد_طبیبیان
📌 همچنین ببینید:
🖥 نتایج استفاده از ریاضیات در آموزش اقتصاد
◽️@utfinance◽️
👎5👏4❤2
📄 یادداشت
دلنوشتهای به بهانۀ مناظرۀ اقتصادی دوشنبه شب
👤 مسعود نیلی
دوشنبه شب پس از دیدن بخش سوم و پایانی مناظرۀ اقتصادی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری، خواب از سرم پریده بود و کابوسهای مختلف، رهایم نمیکرد. در ذهنم، مشکلات عظیم اقتصادی را بهصورتِ «دَرهم» در یک کفّۀ ترازو میگذاشتم و هر ۶ نامزد را نیز بهصورت «دَرهم» در کفّۀ دیگر و نگاه میکردم که آیا این دوّمی تکانی میخورد یا نه.
◽️@utfinance◽️
دلنوشتهای به بهانۀ مناظرۀ اقتصادی دوشنبه شب
👤 مسعود نیلی
دوشنبه شب پس از دیدن بخش سوم و پایانی مناظرۀ اقتصادی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری، خواب از سرم پریده بود و کابوسهای مختلف، رهایم نمیکرد. در ذهنم، مشکلات عظیم اقتصادی را بهصورتِ «دَرهم» در یک کفّۀ ترازو میگذاشتم و هر ۶ نامزد را نیز بهصورت «دَرهم» در کفّۀ دیگر و نگاه میکردم که آیا این دوّمی تکانی میخورد یا نه.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دلنوشتهای به بهانۀ مناظرۀ اقتصادی دوشنبه شب
دوشنبه شب پس از دیدن بخش سوم و پایانی مناظرۀ اقتصادی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری، خواب از سرم پریده بود و کابوسهای مختلف، رهایم نمیکرد. در ذهنم، مشکلات عظیم اقتصادی را بهصورتِ «دَرهم» در یک کفّۀ ترازو میگذاشتم و هر ۶ نامزد را نیز بهصورت «دَرهم» در…
❤8
📚 معرفی کتاب
مجمع الجزایر گولاگ
👤 الکساندر سولژنیتسین
سطرهای نخست جلد اول کتاب:
«چطور باید به این مجمعالجزایر سربهمُهر رسید؟ ساعت به ساعت پرواز و کشتی و قطار دارد، اما دریغ از یک نشان و علامت که بگوید به کدام مقصد. منتهی اگر بلیط را بخواهی، تحویلداران باجه یا دفاتر مسافرتی در جوابت هاج و واج میمانند. از کلیت این مجمعالجزایر، یا هریک از جزایر بیشمار آن، نه چیزی میدانند نه اصلاً شنیدهاند.
کسانی که برای رتق و فتق امور عازم مجمعالجزایرند از طریق دوایر آموزش وزارت کشور به آنجا میرسند. کسانی که برای نگهبانی عازماند هم از طریق مراکز نظام وظیفه احضار میشوند... .
بازداشت! چه حاجت به بیان که گسستی است در زندگی تو و صاعقهای که درست بر فرق سر تو فرود میآید؟ که رعشهی گنگی است بر روح و روان که همه را یارای تحمل آن نیست و به همین خاطر اکثر اوقات، فرد را به جنون میکشاند؟»
◽️@utfinance◽️
مجمع الجزایر گولاگ
👤 الکساندر سولژنیتسین
سطرهای نخست جلد اول کتاب:
«چطور باید به این مجمعالجزایر سربهمُهر رسید؟ ساعت به ساعت پرواز و کشتی و قطار دارد، اما دریغ از یک نشان و علامت که بگوید به کدام مقصد. منتهی اگر بلیط را بخواهی، تحویلداران باجه یا دفاتر مسافرتی در جوابت هاج و واج میمانند. از کلیت این مجمعالجزایر، یا هریک از جزایر بیشمار آن، نه چیزی میدانند نه اصلاً شنیدهاند.
کسانی که برای رتق و فتق امور عازم مجمعالجزایرند از طریق دوایر آموزش وزارت کشور به آنجا میرسند. کسانی که برای نگهبانی عازماند هم از طریق مراکز نظام وظیفه احضار میشوند... .
بازداشت! چه حاجت به بیان که گسستی است در زندگی تو و صاعقهای که درست بر فرق سر تو فرود میآید؟ که رعشهی گنگی است بر روح و روان که همه را یارای تحمل آن نیست و به همین خاطر اکثر اوقات، فرد را به جنون میکشاند؟»
◽️@utfinance◽️
👍4😢1
📄 مقاله
تراژدی کلاسیک حداقل دستمزد
/واکنشها در کالیفرنیا درسهای علم اقتصاد را یادآوری میکند/
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
تراژدی کلاسیک حداقل دستمزد
/واکنشها در کالیفرنیا درسهای علم اقتصاد را یادآوری میکند/
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تراژدی کلاسیک حداقل دستمزد
واکنشها در کالیفرنیا درسهای علم اقتصاد را یادآوری میکند سپتامبر سال گذشته میلادی بود که گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا با امضای قانونی تحت عنوان «فرمان مسوولیت فستفودهای زنجیرهای» اعلام کرد که از ابتدای ماه آوریل سال۲۰۲۴ حداقل دستمزد افراد شاغل در فستفودهای…
📄 یادداشت
به مناسبت اجرای آزمایشی یکی از خطرناکترین
فناوریهای بشر، رمزریال (ریال دیجیتال)، در ایران: سازی که فردا صدایش در میآید!
👤 امیرحسین خالقی
در مَثَلی از قدما نقل کردهاند که شبی دزدی به سراغ خانهای رفت. در همین اثنا همسایه هم بیدار شده و طرف را دیده بود که مشغول ور رفتن به قفل خانه مجاور است. از طرف پرسیده بود: چه میکنی؟ دزد هم پاسخ داده بود: کمانچه میزنم. همسایه گفته بود: پس صدایش کو؟ دزد با مرام هم جواب داده بود: صدایش را فردا صبح میشنوی! همسایه ساده دل خوابیده بود و صبح فهمیده بود که خانه را خالی کردهاند.
ماجرای رمزریال و به طور کلی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هم خیلی متفاوت نیست و صدایش بعدها در میآید. حتی در انتخاب نام رمزریال هم بی سلیقگی به خرج دادهاند؛ رمزریال البته رمزارز نیست و نوعی ارز دیجیتال به شمار میآید و در واقع بیشتر از آنکه به رمزارز شباهت داشته باشد، دشمن آن است! منطق عمل رمزارزها بر مبنای عدمتمرکز و دولتگریزی است ولی رمزریال به دنبال تحقق تمرکز دولتی به شدیدترین شکل است.
شاید مهلک ترین پیامد «ارزهای دیجیتال» در صورت تبدیل شدن به ارزهای ملی انحصاری اینست که یک سازوکار موثرِ مهار تورم از دست میرود. اجازه دهید توضیح دهیم: از نظریه ادوار تجاری اتریشی میدانیم که پیامد ناگزیر فرآیند اعطای اعتبار بانکها یا همان سیاست انبساط اعتباری چیزی جز رونق «ظاهری» و ایجاد حبابهای گوناگون در ابتدای کار و سپس ترکیدن آنها و رکود نیست؛ در ابتدا با تورم روبه رو هستیم و بعد تورم منفی، خود را نشان میدهد.
ترکیدن حبابها البته چیز خوبی نیست ولی در واقع باید آن را سازوکاری برای اصلاح پولی به شمار آورد که «ترمز» تورم را میکشد. در صورت رواج «ارزهای دیجیتال»، دیگر این سازوکار اصلاحی، کار نخواهد کرد و ابزار مهار از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری، در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم «ارزهای دیجیتال»، پیوسته بیشتر و بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد.
جان کلام آنکه صدای ساز «ارزهای دیجیتال» و از جمله رمزریال، فردا در میآید! بنا به وعده اهالی دولت، در حال حاضر رمزریال فقط یک شیوه پرداخت است که میتواند در کنار بقیه ابزارها و فناوریها در سبد انتخاب افراد قرار بگیرد ولی رمزریال آمده است که بماند! در جنگ جهانی نخست هم بنا بود استاندارد طلا (پول با پشتوانه طلا) به صورت موقت تعلیق شود ولی اکنون بیش از 100 سال میگذرد و در بر همان پاشنه میچرخد. با اطمینان بالا میتوان گفت دولتها بعید است راه دیگری جز همین «ارزهای دیجیتال» را پی بگیرند. نتیجه رواج آنها نیز اقتصادی دولتیتر و متمرکزتر خواهد بود که اهالی سیاست با در اختیار گرفتن پول (یعنی نیمی از هر معامله در اقتصاد) تمام زندگی اقتصادی و اجتماعی شهروندان را زیر کنترل خود خواهند گرفت.
دولت با «ارز دیجیتال» میتواند با کارایی بسیار بالا و «هدفگیریشده» هزینه کند و «ماشین» اقتصاد را به راه بیندازد! «ارز دیجیتال» در واقع چیزی جز تحقق تمام عیار پیشنهاد مارکس در مانیفست کمونیست نیست: «تمرکز اعتبارات مالی در دست دولت از طریق یک بانک ملی دارای سرمایه دولتی». فساد و مریدپروری سیاسی هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی است و بعید است شهروندان هم اوضاعی بهتر از رعایای شوروی داشته باشند.
پ.ن: این نوشته پیشتر منتشر شده و متن کامل این نوشته را در اینجا بخوانید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
#رمزریال
#رمز_ریال
#ریال_دیجیتال
#رمزارز
#رمز_ارز
#کریپتوکارنسی
#کریپتو
به مناسبت اجرای آزمایشی یکی از خطرناکترین
فناوریهای بشر، رمزریال (ریال دیجیتال)، در ایران: سازی که فردا صدایش در میآید!
👤 امیرحسین خالقی
در مَثَلی از قدما نقل کردهاند که شبی دزدی به سراغ خانهای رفت. در همین اثنا همسایه هم بیدار شده و طرف را دیده بود که مشغول ور رفتن به قفل خانه مجاور است. از طرف پرسیده بود: چه میکنی؟ دزد هم پاسخ داده بود: کمانچه میزنم. همسایه گفته بود: پس صدایش کو؟ دزد با مرام هم جواب داده بود: صدایش را فردا صبح میشنوی! همسایه ساده دل خوابیده بود و صبح فهمیده بود که خانه را خالی کردهاند.
ماجرای رمزریال و به طور کلی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هم خیلی متفاوت نیست و صدایش بعدها در میآید. حتی در انتخاب نام رمزریال هم بی سلیقگی به خرج دادهاند؛ رمزریال البته رمزارز نیست و نوعی ارز دیجیتال به شمار میآید و در واقع بیشتر از آنکه به رمزارز شباهت داشته باشد، دشمن آن است! منطق عمل رمزارزها بر مبنای عدمتمرکز و دولتگریزی است ولی رمزریال به دنبال تحقق تمرکز دولتی به شدیدترین شکل است.
شاید مهلک ترین پیامد «ارزهای دیجیتال» در صورت تبدیل شدن به ارزهای ملی انحصاری اینست که یک سازوکار موثرِ مهار تورم از دست میرود. اجازه دهید توضیح دهیم: از نظریه ادوار تجاری اتریشی میدانیم که پیامد ناگزیر فرآیند اعطای اعتبار بانکها یا همان سیاست انبساط اعتباری چیزی جز رونق «ظاهری» و ایجاد حبابهای گوناگون در ابتدای کار و سپس ترکیدن آنها و رکود نیست؛ در ابتدا با تورم روبه رو هستیم و بعد تورم منفی، خود را نشان میدهد.
ترکیدن حبابها البته چیز خوبی نیست ولی در واقع باید آن را سازوکاری برای اصلاح پولی به شمار آورد که «ترمز» تورم را میکشد. در صورت رواج «ارزهای دیجیتال»، دیگر این سازوکار اصلاحی، کار نخواهد کرد و ابزار مهار از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری، در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم «ارزهای دیجیتال»، پیوسته بیشتر و بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد.
جان کلام آنکه صدای ساز «ارزهای دیجیتال» و از جمله رمزریال، فردا در میآید! بنا به وعده اهالی دولت، در حال حاضر رمزریال فقط یک شیوه پرداخت است که میتواند در کنار بقیه ابزارها و فناوریها در سبد انتخاب افراد قرار بگیرد ولی رمزریال آمده است که بماند! در جنگ جهانی نخست هم بنا بود استاندارد طلا (پول با پشتوانه طلا) به صورت موقت تعلیق شود ولی اکنون بیش از 100 سال میگذرد و در بر همان پاشنه میچرخد. با اطمینان بالا میتوان گفت دولتها بعید است راه دیگری جز همین «ارزهای دیجیتال» را پی بگیرند. نتیجه رواج آنها نیز اقتصادی دولتیتر و متمرکزتر خواهد بود که اهالی سیاست با در اختیار گرفتن پول (یعنی نیمی از هر معامله در اقتصاد) تمام زندگی اقتصادی و اجتماعی شهروندان را زیر کنترل خود خواهند گرفت.
دولت با «ارز دیجیتال» میتواند با کارایی بسیار بالا و «هدفگیریشده» هزینه کند و «ماشین» اقتصاد را به راه بیندازد! «ارز دیجیتال» در واقع چیزی جز تحقق تمام عیار پیشنهاد مارکس در مانیفست کمونیست نیست: «تمرکز اعتبارات مالی در دست دولت از طریق یک بانک ملی دارای سرمایه دولتی». فساد و مریدپروری سیاسی هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی است و بعید است شهروندان هم اوضاعی بهتر از رعایای شوروی داشته باشند.
پ.ن: این نوشته پیشتر منتشر شده و متن کامل این نوشته را در اینجا بخوانید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
#رمزریال
#رمز_ریال
#ریال_دیجیتال
#رمزارز
#رمز_ارز
#کریپتوکارنسی
#کریپتو
borna.news
رمزریال و رمزارز
امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی
👍5😱2👌1
📄 یادداشت
حکایت جوحی و صندوق
👤 مرتضی مردیها
در مثنوی مولوی داستانی هست شیرین و شنیدنی، در باب شیادی و اغفال. البته شیرینی آن بابت وجوه خندهناک روایت است، وگرنه که داستان کلاهبرداری یا کلاهگذاری را بهدشواری میتوان شیرین خواند.
ماجرا اینگونه است که زن و شوهری بودند که از دارایی بهرهای اندک و از اشتها حظی وافر داشتند و چندان هم دربند راستی و شرف و مردمی نبودند. روزی مرد، زن را گفت: «این همه اسباب اغوا داری، چرا از آن بهره نگیری تا صیدی به دام آوریم؟
چون سلاحت هست رو صیدی بگیر
تا بدوشانیم از صید تو شیر
قوس ابرو، تیر غمزه، دام کید
بهر چه دادت خدا، از بهر صید»
زن به سراغ قاضی شهر رفت که هم مال زیاد داشت و هم ترس از آبرو. به بهانۀ اینکه شویش خرجی نمیدهد، شکایت بر قاضی برد و در اثنای نقل و اختلاط برخی امکانات خویش را وانمود و قاضی را به تلاطمِ تعب و طلب درانداخت. کار به جستوجوی مکان کشید و زن گفت که خانهاش امشب خالی است و مرد به سفری کوتاه رفته است. شبهنگام قاضی به سرای رفت و چنانکه مهیا میشد که تا از آن سفرۀ هوشربای تن زن لقماتی برگیرد، صدای دقالباب آمد و پیِ آن صدای مرد خانه که زنش را صدا میکرد و پیش میخواند.
قاضیِ عریان ولی کام ناگرفته در پی فرار برآمد. باری وقت تنگ بود و امکان آن نبود، چشمگردان و ترسان نگاهش به صندوقی در کنار اتاق افتاد، لاجرم پرید، در آن را گشود و درونش پنهان شد. مرد به درون آمد و زن خود را در خطاب گرفت. با آواز بلند گفت که طلبکاران او را دوره کردهاند و هر چه او مهلت میخواهد و وعدۀ بازپرداخت بدهیها را در آتیه، در زمانۀ رفع عسرت میدهد، به خرجشان نمیرود که نمیرود.
گوشهای نشست، سینهای صاف کرد و در حالیکه به صندوق خیره بود گفت: «شایع کردهاند و شهرت دادهاند که من صندوقی در خانه دارم پربارِ زر و گوهر. بس بیش از آنکه وام طلبکاران را همه واگذارد و تازه سرمایۀ چندین شغل هم در آن باشد. حال آنکه من و تو میدانیم که چنین نیست و این همه یاوه است و ما فقیریم. من تصمیمی گرفتهام».
زن پرسید، بگو که چیست. مرد گفت:
«من چه دارم غیر آن صندوق کان
هست مایهٔ تهمت و پایهٔ گمان
خلق پندارند زر دارم درون
داد واگیرند از من زین ظنون
صورت صندوق بس زیباست لیک
از عروض و سیم و زر خالیست نیک
چون تن زراق خوب و با وقار
اندر آن سله نیابی غیر مار
من برم صندوق را فردا به کو
پس بسوزم در میان چارسو
تا ببیند مؤمن و گبر و جهود
که درین صندوق جز لعنت نبود»
صبح فردا مرد، حمالی به کرایه گرفت و صندوق بر پشت او گذاشت، قفلی بر آن نهاد و گفت: «این را ببر به نزدیک محکمه و آنجا نزد جماعت شاکیانِ مالباخته فروگذار تا من مایهای هیزم فراهم کنم و بیاورم».
در راه، قاضی حمال را از وجود خود هوشیار کرد و گفت که پولی به تو خواهم داد، اگر زود به نزدیک نایب من شوی و او را بگویی من به چه روزم تا بیاید و این صندوق را از این مرد بیخِرَد بِخَرَد. حمال صندوق وانهاد و تیز رفت و با نایب بازآمد. مرد رسید. نایب از او پرسید: «این صندوق را خریدارم، میفروشی؟» مرد گفت: «آری، ولی به هزار دینار.» نایب فریاد شگفتی برکشید که هزار دینار برای یک صندوق بیقابلیت!؟ مرد گفت: «آخر تو که از میزان جواهرات درون آن باخبر نیستی، بگذار تا در آن بگشایم و جوهریان هم بیایند قیمت کنند تا بدانی که میارزد!» نایب گفت: «خودم میدانم. لازم نیست.» پول را داد و صندوق را برد.
منبع: @mardihamorteza
◽️@utfinance◽️
حکایت جوحی و صندوق
👤 مرتضی مردیها
در مثنوی مولوی داستانی هست شیرین و شنیدنی، در باب شیادی و اغفال. البته شیرینی آن بابت وجوه خندهناک روایت است، وگرنه که داستان کلاهبرداری یا کلاهگذاری را بهدشواری میتوان شیرین خواند.
ماجرا اینگونه است که زن و شوهری بودند که از دارایی بهرهای اندک و از اشتها حظی وافر داشتند و چندان هم دربند راستی و شرف و مردمی نبودند. روزی مرد، زن را گفت: «این همه اسباب اغوا داری، چرا از آن بهره نگیری تا صیدی به دام آوریم؟
چون سلاحت هست رو صیدی بگیر
تا بدوشانیم از صید تو شیر
قوس ابرو، تیر غمزه، دام کید
بهر چه دادت خدا، از بهر صید»
زن به سراغ قاضی شهر رفت که هم مال زیاد داشت و هم ترس از آبرو. به بهانۀ اینکه شویش خرجی نمیدهد، شکایت بر قاضی برد و در اثنای نقل و اختلاط برخی امکانات خویش را وانمود و قاضی را به تلاطمِ تعب و طلب درانداخت. کار به جستوجوی مکان کشید و زن گفت که خانهاش امشب خالی است و مرد به سفری کوتاه رفته است. شبهنگام قاضی به سرای رفت و چنانکه مهیا میشد که تا از آن سفرۀ هوشربای تن زن لقماتی برگیرد، صدای دقالباب آمد و پیِ آن صدای مرد خانه که زنش را صدا میکرد و پیش میخواند.
قاضیِ عریان ولی کام ناگرفته در پی فرار برآمد. باری وقت تنگ بود و امکان آن نبود، چشمگردان و ترسان نگاهش به صندوقی در کنار اتاق افتاد، لاجرم پرید، در آن را گشود و درونش پنهان شد. مرد به درون آمد و زن خود را در خطاب گرفت. با آواز بلند گفت که طلبکاران او را دوره کردهاند و هر چه او مهلت میخواهد و وعدۀ بازپرداخت بدهیها را در آتیه، در زمانۀ رفع عسرت میدهد، به خرجشان نمیرود که نمیرود.
گوشهای نشست، سینهای صاف کرد و در حالیکه به صندوق خیره بود گفت: «شایع کردهاند و شهرت دادهاند که من صندوقی در خانه دارم پربارِ زر و گوهر. بس بیش از آنکه وام طلبکاران را همه واگذارد و تازه سرمایۀ چندین شغل هم در آن باشد. حال آنکه من و تو میدانیم که چنین نیست و این همه یاوه است و ما فقیریم. من تصمیمی گرفتهام».
زن پرسید، بگو که چیست. مرد گفت:
«من چه دارم غیر آن صندوق کان
هست مایهٔ تهمت و پایهٔ گمان
خلق پندارند زر دارم درون
داد واگیرند از من زین ظنون
صورت صندوق بس زیباست لیک
از عروض و سیم و زر خالیست نیک
چون تن زراق خوب و با وقار
اندر آن سله نیابی غیر مار
من برم صندوق را فردا به کو
پس بسوزم در میان چارسو
تا ببیند مؤمن و گبر و جهود
که درین صندوق جز لعنت نبود»
صبح فردا مرد، حمالی به کرایه گرفت و صندوق بر پشت او گذاشت، قفلی بر آن نهاد و گفت: «این را ببر به نزدیک محکمه و آنجا نزد جماعت شاکیانِ مالباخته فروگذار تا من مایهای هیزم فراهم کنم و بیاورم».
در راه، قاضی حمال را از وجود خود هوشیار کرد و گفت که پولی به تو خواهم داد، اگر زود به نزدیک نایب من شوی و او را بگویی من به چه روزم تا بیاید و این صندوق را از این مرد بیخِرَد بِخَرَد. حمال صندوق وانهاد و تیز رفت و با نایب بازآمد. مرد رسید. نایب از او پرسید: «این صندوق را خریدارم، میفروشی؟» مرد گفت: «آری، ولی به هزار دینار.» نایب فریاد شگفتی برکشید که هزار دینار برای یک صندوق بیقابلیت!؟ مرد گفت: «آخر تو که از میزان جواهرات درون آن باخبر نیستی، بگذار تا در آن بگشایم و جوهریان هم بیایند قیمت کنند تا بدانی که میارزد!» نایب گفت: «خودم میدانم. لازم نیست.» پول را داد و صندوق را برد.
منبع: @mardihamorteza
◽️@utfinance◽️
👍8👎1👌1