📄 مقاله
فرزند خلف آدام اسمیت
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
یکی از روایتهای رایج در زمینه تاریخ عقاید اقتصادی به این موضوع اختصاص دارد که آدام اسمیت، کارل مارکس و جان مینارد کینز، نمایندگان سه مکتب اقتصادی اثرگذار در دوران مدرن به شمار میروند. در این تصویر، چینش افراد به این صورت است که اسمیت نماینده سرمایهداری محسوب میشود، مارکس مرشد فکری سوسیالیسم است و کینز کسی است که با ایدههای بدیع خود سرآغاز شکلگیری اقتصاد کلان شد و دو نحله فکری قبلی را ذیل اندیشه اقتصادی خود آشتی داد.
قطعا روایتهای دیگری هم درباره تاریخ اندیشه اقتصادی وجود دارد؛ اما در میان آنها، روایتی که کارل مارکس را در امتداد آدام اسمیت میداند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است که بهطور خلاصه به مرور آن میپردازیم.
کارل مارکس، فیلسوف، اقتصاددان، نظریهپرداز و سوسیالیست پرشور آلمانی در پنجمین روز ماه مه سال ۱۸۱۸ چشم به جهان گشود. دویست و ششمین سالروز تولد این فیلسوف سیاسی شناختهشده و تاثیرگذار بهانهای شد تا ریشههای آرای اقتصادی او و جایگاه وی به عنوان نقطه مقابل آدام اسمیت را کمی فراتر از تصورات رایج بررسی کنیم. به طور استاندارد و با کمی اغماض و سادهسازی، کتابهای درسی تاریخ عقاید اقتصادی بحثهای اقتصادی پیش از قرن بیستم را با روایت غالب شدن خوانش کلاسیک و تاسیس علم اقتصاد از سوی آدام اسمیت و سپس مطرح شدن رویکردهای انتقادی سوسیالستها پی میگیرند، گویی که این دو گروه از دو نگاه کاملا متضاد برخوردارند.
با این حال این تصویر منتقدانی دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. موری روتبارد، اقتصاددان آمریکایی وابسته به مکتب اتریشی اقتصاد، در آخرین اثر خود (که با مرگش ناتمام ماند) از تصویر «اسمیت در مقابل مارکس» انتقاد کرد. روتبارد در کتاب «تاریخ اندیشه اقتصادی از نقطهنظر اتریشی» بیان میکند که پیش از اسمیت، اندیشه اقتصادی حاکم بر ایتالیا و فرانسه بسیاری از قوانین اقتصادی را کشف و ضبط کرده بود و «اسمیت نهتنها بنیانگذار علم اقتصاد نیست، بلکه در نقطه مقابل چنین جایگاهی قرار داشت.» از نظر روتبارد، آن بخش مشارکتهای اسمیت در علم اقتصاد که جدید بودند، صحت نداشتند و آنهایی که صحت داشتند جدید نبودند. روتبارد با بیان اینکه اندیشه اسمیت اقتصاد را به بیراهه برد افزود که «اسمیت ارزش ذهنی، کارآفرینی، تاکید بر قیمتهای واقعی بازاری و فعالیت بازار را کنار گذاشت و آنها را با نظریه ارزش کار، تمرکز عمده بر تعادل تغییرناپذیر «قیمت طبیعی» در بلندمدت و جهانی که در آن کارآفرینی جایی نداشت، جایگزین کرد.
در دوران ریکاردو این تغییر نامیمون در مباحث مورد بحث اقتصاددانان تشدید و نظاممند شد.» به عقیده این اقتصاددان، آدام اسمیت، به جای آنکه به عنوان خالق اقتصاد مدرن یا لسهفر باید مورد ستایش قرار بگیرد، بیشتر به تصویری شباهت دارد که «پاول داگلاس» در سال ۱۹۲۶ در بزرگداشت کتاب «ثروتملل»، در شیکاگو، از وی ترسیم کرد: یک سَلَف ضروری کارل مارکس.
به این ترتیب، برخلاف تصور رایج کارل مارکس نهتنها در مقابل میراث اسمیت و اقتصاددانان کلاسیک قرار نداشت، بلکه در پیریزی نظام اقتصادی خود بر شانه اسمیت و کلاسیکها ایستاده بود.
◽️@utfinance◽️
#ادام_اسمیت
#مورای_روتبارد
#روتبارد
فرزند خلف آدام اسمیت
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
یکی از روایتهای رایج در زمینه تاریخ عقاید اقتصادی به این موضوع اختصاص دارد که آدام اسمیت، کارل مارکس و جان مینارد کینز، نمایندگان سه مکتب اقتصادی اثرگذار در دوران مدرن به شمار میروند. در این تصویر، چینش افراد به این صورت است که اسمیت نماینده سرمایهداری محسوب میشود، مارکس مرشد فکری سوسیالیسم است و کینز کسی است که با ایدههای بدیع خود سرآغاز شکلگیری اقتصاد کلان شد و دو نحله فکری قبلی را ذیل اندیشه اقتصادی خود آشتی داد.
قطعا روایتهای دیگری هم درباره تاریخ اندیشه اقتصادی وجود دارد؛ اما در میان آنها، روایتی که کارل مارکس را در امتداد آدام اسمیت میداند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است که بهطور خلاصه به مرور آن میپردازیم.
کارل مارکس، فیلسوف، اقتصاددان، نظریهپرداز و سوسیالیست پرشور آلمانی در پنجمین روز ماه مه سال ۱۸۱۸ چشم به جهان گشود. دویست و ششمین سالروز تولد این فیلسوف سیاسی شناختهشده و تاثیرگذار بهانهای شد تا ریشههای آرای اقتصادی او و جایگاه وی به عنوان نقطه مقابل آدام اسمیت را کمی فراتر از تصورات رایج بررسی کنیم. به طور استاندارد و با کمی اغماض و سادهسازی، کتابهای درسی تاریخ عقاید اقتصادی بحثهای اقتصادی پیش از قرن بیستم را با روایت غالب شدن خوانش کلاسیک و تاسیس علم اقتصاد از سوی آدام اسمیت و سپس مطرح شدن رویکردهای انتقادی سوسیالستها پی میگیرند، گویی که این دو گروه از دو نگاه کاملا متضاد برخوردارند.
با این حال این تصویر منتقدانی دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. موری روتبارد، اقتصاددان آمریکایی وابسته به مکتب اتریشی اقتصاد، در آخرین اثر خود (که با مرگش ناتمام ماند) از تصویر «اسمیت در مقابل مارکس» انتقاد کرد. روتبارد در کتاب «تاریخ اندیشه اقتصادی از نقطهنظر اتریشی» بیان میکند که پیش از اسمیت، اندیشه اقتصادی حاکم بر ایتالیا و فرانسه بسیاری از قوانین اقتصادی را کشف و ضبط کرده بود و «اسمیت نهتنها بنیانگذار علم اقتصاد نیست، بلکه در نقطه مقابل چنین جایگاهی قرار داشت.» از نظر روتبارد، آن بخش مشارکتهای اسمیت در علم اقتصاد که جدید بودند، صحت نداشتند و آنهایی که صحت داشتند جدید نبودند. روتبارد با بیان اینکه اندیشه اسمیت اقتصاد را به بیراهه برد افزود که «اسمیت ارزش ذهنی، کارآفرینی، تاکید بر قیمتهای واقعی بازاری و فعالیت بازار را کنار گذاشت و آنها را با نظریه ارزش کار، تمرکز عمده بر تعادل تغییرناپذیر «قیمت طبیعی» در بلندمدت و جهانی که در آن کارآفرینی جایی نداشت، جایگزین کرد.
در دوران ریکاردو این تغییر نامیمون در مباحث مورد بحث اقتصاددانان تشدید و نظاممند شد.» به عقیده این اقتصاددان، آدام اسمیت، به جای آنکه به عنوان خالق اقتصاد مدرن یا لسهفر باید مورد ستایش قرار بگیرد، بیشتر به تصویری شباهت دارد که «پاول داگلاس» در سال ۱۹۲۶ در بزرگداشت کتاب «ثروتملل»، در شیکاگو، از وی ترسیم کرد: یک سَلَف ضروری کارل مارکس.
به این ترتیب، برخلاف تصور رایج کارل مارکس نهتنها در مقابل میراث اسمیت و اقتصاددانان کلاسیک قرار نداشت، بلکه در پیریزی نظام اقتصادی خود بر شانه اسمیت و کلاسیکها ایستاده بود.
◽️@utfinance◽️
#ادام_اسمیت
#مورای_روتبارد
#روتبارد
Telegraph
فرزند خلف آدام اسمیت
یکی از روایتهای رایج در زمینه تاریخ عقاید اقتصادی به این موضوع اختصاص دارد که آدام اسمیت، کارل مارکس و جان مینارد کینز، نمایندگان سه مکتب اقتصادی اثرگذار در دوران مدرن به شمار میروند. در این تصویر، چینش افراد به این صورت است که اسمیت نماینده سرمایهداری…
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
بنیان لیبرالیسم کلاسیک
👤 مسعود یوسف حصیرچین: در این ویدیو درباره مقاله «بنیان لیبرالیسم کلاسیک» نوشته جیمز لینزی صحبت میکنم. جیمز لینزی میگه ما خدا نیستیم، نمیتونیم خدا بشیم، نمیتونیم خدا بسازیم و نمیتونیم از جانب خدا کاری کنیم. تمام مقاله درباره همین جمله و چیزهاییه که از این جمله استخراج میشه.
ویدیو کامل رو میتونید توی کانال یوتوب شرق وحشی ببینید:
🔗 https://youtu.be/4xYAlzgm0Bc?si=HaDIsmTOlwRN3fXO
📌 کانال تلگرام شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
#لیبرالیسم
#لیبرالیسم_کلاسیک
بنیان لیبرالیسم کلاسیک
👤 مسعود یوسف حصیرچین: در این ویدیو درباره مقاله «بنیان لیبرالیسم کلاسیک» نوشته جیمز لینزی صحبت میکنم. جیمز لینزی میگه ما خدا نیستیم، نمیتونیم خدا بشیم، نمیتونیم خدا بسازیم و نمیتونیم از جانب خدا کاری کنیم. تمام مقاله درباره همین جمله و چیزهاییه که از این جمله استخراج میشه.
ویدیو کامل رو میتونید توی کانال یوتوب شرق وحشی ببینید:
🔗 https://youtu.be/4xYAlzgm0Bc?si=HaDIsmTOlwRN3fXO
📌 کانال تلگرام شرق وحشی
همچنین مقاله بنیان لیبرالیسم کلاسیک را اینجا بخوانید:
بنیان لیبرالیسم کلاسیک
◽️@utfinance◽️
#لیبرالیسم
#لیبرالیسم_کلاسیک
👍2👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
آفرین بر روان فردوسی
👤 اشکان زارع
◽️فردوسی را بسیاری قوام دهنده فرهنگ ایرانی میدانند؛ او با آگاهی از ایران کمر به سرودن شاهنامه بست. شاهنامه را میتوان منطق ایرانی بودن دانست. فردوسی زبان فارسی را حامل فرهنگ والا کرد. فرهنگی که ایران را بخشی از تاریخ جهانی کرد، توسط فردوسی تداوم یافت و اینگونه فرهنگ ایرانی در سپهر تاریخ جهانی باقی ماند.
ویدئوی کامل برنامه را اینجا ببینید
© فردای اقتصاد
◽️@utfinance◽️
آفرین بر روان فردوسی
👤 اشکان زارع
◽️فردوسی را بسیاری قوام دهنده فرهنگ ایرانی میدانند؛ او با آگاهی از ایران کمر به سرودن شاهنامه بست. شاهنامه را میتوان منطق ایرانی بودن دانست. فردوسی زبان فارسی را حامل فرهنگ والا کرد. فرهنگی که ایران را بخشی از تاریخ جهانی کرد، توسط فردوسی تداوم یافت و اینگونه فرهنگ ایرانی در سپهر تاریخ جهانی باقی ماند.
ویدئوی کامل برنامه را اینجا ببینید
© فردای اقتصاد
◽️@utfinance◽️
👍7👎3👌3❤1
Forwarded from پادکست خوره کتاب | KhoreKetab Podcast
"قلعه حیوانات"، استعارهی تندی درباره فریبکاری قدرت و دروغهاشه. داستانی که تغییر تدریجیِ ایدههای انقلابی به خیانت رو به تصویر میکشه.
مزرعه حیوانات نه فقط قصهای درباره حیوونای یه مزرعهاس، بلکه هشداری درباره آسیبپذیری آزادیایه!
اورول نشون میده چطور آدمای "آزادیخواه" یواش یواش میتونن تبدیل به آدمایی "ستمگر" شن. و چرخهای مداوم از انقلاب، آزادی، و بازگشت استبداد به وجود بیاد.
تو این قسمت تحلیل و خلاصهای از داستان قلعه حیوانات نوشته جورج اورول رو ببینین :)
عنوان ویدیو: خلاصه کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول
👈🏻 اینجا ببینین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
مزرعه حیوانات نه فقط قصهای درباره حیوونای یه مزرعهاس، بلکه هشداری درباره آسیبپذیری آزادیایه!
اورول نشون میده چطور آدمای "آزادیخواه" یواش یواش میتونن تبدیل به آدمایی "ستمگر" شن. و چرخهای مداوم از انقلاب، آزادی، و بازگشت استبداد به وجود بیاد.
تو این قسمت تحلیل و خلاصهای از داستان قلعه حیوانات نوشته جورج اورول رو ببینین :)
عنوان ویدیو: خلاصه کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول
👈🏻 اینجا ببینین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
YouTube
کتاب مزرعه حیوانات نوشته جرج اورول
داستان کوتاه "قلعه حیوانات" نوشته جورج اورول فقط یه قصه درباره حیوونای یه مزرعه نیست؛ بلکه یه هشدار جدی درباره ماهیت شکننده آزادی و فساد قدرته. اینجا تحلیل و خلاصه کتاب قلعه حیوانات رو براتون تعریف کردم :)
پادکست خوره کتاب:
اندروید:
https://castbox.fm/…
پادکست خوره کتاب:
اندروید:
https://castbox.fm/…
❤2👏1
📄 مقاله
میشود که روسیه بازندۀ این جنگ باشد
👤 تیموتی اسنایدر
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین
منبع: کانال تلگرام شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
#تیموتی_اسنایدر
#مسعود_یوسفحصیرچین
میشود که روسیه بازندۀ این جنگ باشد
👤 تیموتی اسنایدر
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین
منبع: کانال تلگرام شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
#تیموتی_اسنایدر
#مسعود_یوسفحصیرچین
Telegraph
میشود که روسیه بازندۀ این جنگ باشد
پنجشنبه روسیه روز پیروزی را جشن خواهد گرفت، گرامیداشت شکست آلمان نازی در سال 1945. در داخل کشور، این روز نوستالژی است. در دهۀ 1970، رهبر شوروی، لئونید برژنف یک کیش پیروزی درست کرد. روسیۀ پوتین هم همین سنت را ادامه داده است. در خارج، این کار برای ایجاد…
👍7
📚 معرفی کتاب
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
🔗 لینک خرید با تخفیف هر سه کتاب در وبسایت انتشارات کتابستان برخط
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهو
#ارنست_نولته
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
🔗 لینک خرید با تخفیف هر سه کتاب در وبسایت انتشارات کتابستان برخط
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهو
#ارنست_نولته
👍2❤1
❤4👍2👎1👌1
چاقو - سلمان رشدی.pdf
1.6 MB
📚 کتاب
چاقو
تأملاتی پس از یک ترور ناکام
👤 سلمان رشدی
ترجمه فارسی: نشر پنهان
◽️@utfinance◽️
#چاقو
#کتاب_چاقو
#سلمان_رشدی
#نشر_پنهان
چاقو
تأملاتی پس از یک ترور ناکام
👤 سلمان رشدی
ترجمه فارسی: نشر پنهان
◽️@utfinance◽️
#چاقو
#کتاب_چاقو
#سلمان_رشدی
#نشر_پنهان
❤10💩2👍1👎1
📄 مقاله
نه! میلی فاشیست نیست
👤 بنجامین ویلیامز (انستیتو میزس)
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
📌 از متن:
میلی فاشیست نیست؛ اگر هم بحث فاشیسم باشد، او فاشیستها را شکست داد. رقیب میلی در انتخابات قبلی علناً پرونیست بود. پرونیستها دنبالهرو ایدههای خوان پرون هستند، کسی که معمولاً یا فاشیست دانسته میشود یا او را نزدیک به فاشیستها میدانند. پرون ستایشگر موسولینی بود و بخشهایی از فلسفهاش را باور داشت و به جنایتکاران جنگی نازی هم کمک کرد از اروپا بگریزند و سیاستهای اقتصادیاش هم بیش از میلی شبیه موسولینی بودند. پیروزی میلی آغاز جدیدی برای آرژانتین است، آغازی که در آن فاشیسم دیگر ایدئولوژی مسلط نیست.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
#فاشیسم
#فاشیست
#خاویر_میلی
#انستیتو_میزس
#میزس
نه! میلی فاشیست نیست
👤 بنجامین ویلیامز (انستیتو میزس)
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
📌 از متن:
میلی فاشیست نیست؛ اگر هم بحث فاشیسم باشد، او فاشیستها را شکست داد. رقیب میلی در انتخابات قبلی علناً پرونیست بود. پرونیستها دنبالهرو ایدههای خوان پرون هستند، کسی که معمولاً یا فاشیست دانسته میشود یا او را نزدیک به فاشیستها میدانند. پرون ستایشگر موسولینی بود و بخشهایی از فلسفهاش را باور داشت و به جنایتکاران جنگی نازی هم کمک کرد از اروپا بگریزند و سیاستهای اقتصادیاش هم بیش از میلی شبیه موسولینی بودند. پیروزی میلی آغاز جدیدی برای آرژانتین است، آغازی که در آن فاشیسم دیگر ایدئولوژی مسلط نیست.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
#فاشیسم
#فاشیست
#خاویر_میلی
#انستیتو_میزس
#میزس
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیوی کامل / کتاب فردا
نظام سرمایه داری و محیط زیست
/بررسی کتاب: تغییر اقلیم و اقتصاد بازار/
👥 گفتوگو با شهرام اتفاق
در این برنامه به توصیف و نقد دیدگاه اندیشمندان چپ در زمینه محیط زیست به مانند توماس پیکتی، دیوید هاروی و نائومی کلاین پرداخته شده است.
◽️@utfinance◽️
#تعییر_اقلیم
#شهرام_اتفاق
#کتاب_فردا
#فردای_اقتصاد
#اقتصاد_بازار
#اقتصاد_آزاد
#سرمایهداری
#سرمایه_داری
نظام سرمایه داری و محیط زیست
/بررسی کتاب: تغییر اقلیم و اقتصاد بازار/
👥 گفتوگو با شهرام اتفاق
مانی بشرزاد در این قسمت از برنامه کتاب فردا همراه با شهرام اتفاق، نویسنده کتاب تغییر اقلیم و اقتصاد بازار درباره ارتباط اقتصاد و محیط زیست صحبت کرده است.در این برنامه به این سوال پاسخ داده میشود که چه ارتباطی میان رشد اقتصاد و نظامهای اقتصادی با محیط زیست وجود دارد و چه نوع نظام اقتصادی توانایی غلبه کردن بر بحرانهای محیط زیستی را دارد.
در این برنامه به توصیف و نقد دیدگاه اندیشمندان چپ در زمینه محیط زیست به مانند توماس پیکتی، دیوید هاروی و نائومی کلاین پرداخته شده است.
◽️@utfinance◽️
#تعییر_اقلیم
#شهرام_اتفاق
#کتاب_فردا
#فردای_اقتصاد
#اقتصاد_بازار
#اقتصاد_آزاد
#سرمایهداری
#سرمایه_داری
👌2
📚 معرفی کتاب
چهار عنوان کتاب با محوریت «اقتصاد» و «محیط زیست» منتشر شده توسط انتشارات آماره:
◽️ تغییر اقلیم و اقتصاد بازار
/گفتارهایی درباره اقتصادسیاسی محیط زیست/
شهرام اتفاق
◽️ طبقه و محیط زیست
شهرام اتفاق
◽️ محیط زیست؛ سرمایه داری یا سوسیالیسم؟
گفتوگوهای شهرام اتفاق با علی دینی ترکمانی، کاظم علمداری، کاوه مدنی، محمدرضا جعفری، شهریار عامری، علی شمس اردکانی، محمدابراهیم رئیسی و یداله سبوحی
◽️ اقتصاد محیط زیست
استیون اسمیت (صفحه استیون اسمیت در وبسایت دانشگاه UCL)
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#کاظم_علمداری
#استیون_اسمیت
چهار عنوان کتاب با محوریت «اقتصاد» و «محیط زیست» منتشر شده توسط انتشارات آماره:
◽️ تغییر اقلیم و اقتصاد بازار
/گفتارهایی درباره اقتصادسیاسی محیط زیست/
شهرام اتفاق
◽️ طبقه و محیط زیست
شهرام اتفاق
◽️ محیط زیست؛ سرمایه داری یا سوسیالیسم؟
گفتوگوهای شهرام اتفاق با علی دینی ترکمانی، کاظم علمداری، کاوه مدنی، محمدرضا جعفری، شهریار عامری، علی شمس اردکانی، محمدابراهیم رئیسی و یداله سبوحی
◽️ اقتصاد محیط زیست
استیون اسمیت (صفحه استیون اسمیت در وبسایت دانشگاه UCL)
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#کاظم_علمداری
#استیون_اسمیت
👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
یک سده اقتصاد سیاسی بحران آب
👥 گفتوگوی اکوایران با شهرام اتفاق
🎧 نسخه صوتی
▫️در سالهای اخیر منطقه غرب آسیا و بالاخص ایران با بحران آب دست و پنجه نرم میکنند. کشورهایی که مشکل آبی جدیتری دارند در حقیقت مناطق مستعد نزاع سیاسی نیز هستند.
▫️در این مصاحبه شهرام اتفاق کارشناس اقتصاد سیاسی محیط زیست از دریچه تاریخ به مسئله آب میپردازد.
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#محیط_زیست
#مسئله_آب
#آب
#اقتصاد_سیاسی_محیط_زیست
یک سده اقتصاد سیاسی بحران آب
👥 گفتوگوی اکوایران با شهرام اتفاق
🎧 نسخه صوتی
▫️در سالهای اخیر منطقه غرب آسیا و بالاخص ایران با بحران آب دست و پنجه نرم میکنند. کشورهایی که مشکل آبی جدیتری دارند در حقیقت مناطق مستعد نزاع سیاسی نیز هستند.
▫️در این مصاحبه شهرام اتفاق کارشناس اقتصاد سیاسی محیط زیست از دریچه تاریخ به مسئله آب میپردازد.
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#محیط_زیست
#مسئله_آب
#آب
#اقتصاد_سیاسی_محیط_زیست
👍2
📄 مقاله
اندیشمندان لیبرال و طرفدار نظام بازار حوزه محیط زیست
◽️@utfinance◽️
1. جولیان سایمون Julian Simon
2. بیان لامبو Bjorn Lomborg
3. تری اندرسون Terry L. Anderson
4. رونالد بیلی Ronald Bailey
5. رابرت بردلی جونیور Robert Bradley Jr
6. پی.جی. اورورک P.J. O'Rourke
7. مت ریدلی Matt Ridley
8. ایندور گوکلانی Indur Goklany
9. استیون اف هیوارد Steven F. Hayward
10. پیر دسروچرز Pierre Desrochers
11. بروس یاندل Bruce Yandle
12. رابرت اچ نلسون Robert H. Nelson
13. جاناتان آدلر Jonathan Adler
14. ریچارد ال استروپ Richard L. Stroup
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
اندیشمندان لیبرال و طرفدار نظام بازار حوزه محیط زیست
◽️@utfinance◽️
1. جولیان سایمون Julian Simon
2. بیان لامبو Bjorn Lomborg
3. تری اندرسون Terry L. Anderson
4. رونالد بیلی Ronald Bailey
5. رابرت بردلی جونیور Robert Bradley Jr
6. پی.جی. اورورک P.J. O'Rourke
7. مت ریدلی Matt Ridley
8. ایندور گوکلانی Indur Goklany
9. استیون اف هیوارد Steven F. Hayward
10. پیر دسروچرز Pierre Desrochers
11. بروس یاندل Bruce Yandle
12. رابرت اچ نلسون Robert H. Nelson
13. جاناتان آدلر Jonathan Adler
14. ریچارد ال استروپ Richard L. Stroup
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
Telegraph
اندیشمندان لیبرال و طرفدار نظام بازار حوزه محیط زیست
https://t.me/UTfinance چندین متفکر زیست محیطی برجسته وجود دارند که از سیستمهای بازار آزاد و سرمایهداری به عنوان ابزارهای مؤثر برای پرداختن به مسائل زیست محیطی دفاع میکنند. در اینجا به چند چهره برجسته اشاره میکنیم:
👌2❤1👍1
◽️ توئیت:
👤 بهنام صمدی، فعال بازار سرمایه:
«خاویر میلی رئیسجمهور جنجالی آرژانتین با کاهش هزینههای دولت و تعطیلی برخی ادارات دولتی، تورم ماهانه این کشور رو تک رقمی کرد.
اما در ایران کاملا شرایط برعکسه و دولت علاوه بر افزایش مالیاتها برای تامین مخارج خودش، هزینههاشم سال به سال زیادتر میکنه.
نکته مهم اینکه خاویر میلی حتی نرخ بهره رو هم به حدود یک سوم کاهش داده.
در ایران چندتا دستگاه دولتی رو میشه تعطیل کرد بدون اینکه هیچ تاثیری روی اقتصاد و کیفیت زندگی مردم داشته باشه؟»
◽️@utfinance◽️
#بهنام_صمدی
#خاویر_میلی
#نرخ_بهره
#تورم
👤 بهنام صمدی، فعال بازار سرمایه:
«خاویر میلی رئیسجمهور جنجالی آرژانتین با کاهش هزینههای دولت و تعطیلی برخی ادارات دولتی، تورم ماهانه این کشور رو تک رقمی کرد.
اما در ایران کاملا شرایط برعکسه و دولت علاوه بر افزایش مالیاتها برای تامین مخارج خودش، هزینههاشم سال به سال زیادتر میکنه.
نکته مهم اینکه خاویر میلی حتی نرخ بهره رو هم به حدود یک سوم کاهش داده.
در ایران چندتا دستگاه دولتی رو میشه تعطیل کرد بدون اینکه هیچ تاثیری روی اقتصاد و کیفیت زندگی مردم داشته باشه؟»
◽️@utfinance◽️
#بهنام_صمدی
#خاویر_میلی
#نرخ_بهره
#تورم
👌14👍2👎1
📄 یادداشت
کارمند دولت مالیات نمیپردازد
👤 مهرپویا علا
📌از متن:
کارمند دولت مالیات نمیپردازد. اینکه در فیش حقوقی بخشی از دریافتی بابت مالیات کسر شود صرفاً یک رویۀ بوروکراتیک و فاقد معناست. فرض کنید حقوق کارمندی ماهیانه بیست میلیون تومان باشد. اگر یک میلیون تومان از آن بهعنوان مالیات کسر شود، معنای حقیقیاش این است که حقوق آن کارمند ماهی نوزده میلیون تومان است. این کاملاً متفاوت است با اینکه بگوییم کسی بیست میلیون تومان درآمد دارد و یک میلیون تومان از آن را به عنوان مالیات پرداخت کرد.
◽️@utfinance◽️
کارمند دولت مالیات نمیپردازد
👤 مهرپویا علا
📌از متن:
کارمند دولت مالیات نمیپردازد. اینکه در فیش حقوقی بخشی از دریافتی بابت مالیات کسر شود صرفاً یک رویۀ بوروکراتیک و فاقد معناست. فرض کنید حقوق کارمندی ماهیانه بیست میلیون تومان باشد. اگر یک میلیون تومان از آن بهعنوان مالیات کسر شود، معنای حقیقیاش این است که حقوق آن کارمند ماهی نوزده میلیون تومان است. این کاملاً متفاوت است با اینکه بگوییم کسی بیست میلیون تومان درآمد دارد و یک میلیون تومان از آن را به عنوان مالیات پرداخت کرد.
◽️@utfinance◽️
👍8👎6👏2
Finance & Economics
📄 یادداشت کارمند دولت مالیات نمیپردازد 👤 مهرپویا علا 📌از متن: کارمند دولت مالیات نمیپردازد. اینکه در فیش حقوقی بخشی از دریافتی بابت مالیات کسر شود صرفاً یک رویۀ بوروکراتیک و فاقد معناست. فرض کنید حقوق کارمندی ماهیانه بیست میلیون تومان باشد. اگر یک میلیون…
📄 یادداشت
کارمند دولت مالیات نمیپردازد
👤 مهرپویا علا
کارمند دولت مالیات نمیپردازد. اینکه در فیش حقوقی بخشی از دریافتی بابت مالیات کسر شود صرفاً یک رویۀ بوروکراتیک و فاقد معناست. فرض کنید حقوق کارمندی ماهیانه بیست میلیون تومان باشد. اگر یک میلیون تومان از آن بهعنوان مالیات کسر شود، معنای حقیقیاش این است که حقوق آن کارمند ماهی نوزده میلیون تومان است. این کاملاً متفاوت است با اینکه بگوییم کسی بیست میلیون تومان درآمد دارد و یک میلیون تومان از آن را به عنوان مالیات پرداخت کرد.
مالیات تنها میتواند از ارزش افزودهای دریافت گردد که فرد تولید کرده و به جیب زده است. غیر از آن مالیاتگیری اصلاً معنا ندارد و تنها حکم انتقال از این جیب به آن جیب را دارد. بخش خصوصی اگر ارزش افزوده تولید نکند نمیتواند درآمد داشته باشد که بعد بخواهد بخشی از آن را مالیات بپردازد. دولت هم اگر ارزش افزوده تولید کند معنا ندارد که از خودش مالیات بگیرد. اگر چنین کند حداکثر این معنا را دارد که پول را از وزارتخانهای به وزارتخانۀ دیگر منتقل کرده است. مثلاً وزارت نفت ارزش افزوده تولید میکند، ولی بخش اعظم آن در خود وزارت نفت هزینه نمیشود. در اینجا معنی ندارد که بگوییم وزارت نفت به دولت مالیات میدهد. دولت به خودش مالیات نمیدهد.
مقصود این نیست که کارمند دولت لزوماً کار مفید انجام نمیدهد. من منکر این نیستم که بعضی کارمندان دولت در بعضی بخشها کار مفید هم میکنند. یعنی اگر دولت آن خدمت را ارائه نمیداد باز تقاضا برای آن در بخش خصوصی وجود میداشت؛ ولی باز هم معنا ندارد که بگوییم آنها مالیات میپردازند. برای اینکه قضیه روشن شود باز گردیم به همان مثال بیست میلیون تومان:
فرض کنید یک نیروی کار شاغل در بخش خصوصی ماهیانه بیست میلیون تومان حقوق میگیرد. در اینجا فعلاً دو طرف در رابطه هستند؛ یکی نیروی کار و دیگری شرکت خصوصی. دولت به عنوان طرف سوم وارد میشود و با کسر پنج درصد بابت مالیات، یک میلیون تومان از آن بیست میلیون تومان را بر میدارد. حالا اگر حقوق آن کارمند ماهیانه نوزده میلیون تومان بود آیا این طرف سوم (دولت) میگفت که من دیگر مالیات نمیگیرم؟ بدیهی است که خیر. باز هم پنج درصد از آن ۱۹ میلیون سهم مالیات دولت خواهد شد. شاید کاهش درآمد باعث شود که مثلاً مالیات پنج درصدی به چهار درصد کاهش یابد، ولی در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمیشود.
اما این قضیه در مورد کارمند دولت صدق نمیکند. در مورد کارمند دولت فقط دو طرف در رابطه حضور دارند: مالیاتگیرنده و استخدامکننده یکی هستند. مالیاتگیرنده خودش خریدار ارزش افزودۀ تولید شده است. آنچه که به عنوان مالیات روی فیش حقوقی درج میشود معنایی جز این ندارد که «ارزش افزودۀ کار تو برای منِ دولت نوزده میلیون تومان است.» اگر این قیمت را به طرز قابل توجهی کاهش دهد و مثلاً پانزده میلیون تومان بپردازد و کارمند دولت ببیند که میتواند در بخش خصوصی شانزده میلیون دریافتی خالص داشته باشد با دولت قطع همکاری خواهد کرد، صرفنظر از اینکه این کاهش قیمت با عنوان مالیات انجام شود یا کاهش پرداختی. درحالیکه کارمند بخش خصوصی با افزایش مالیات، اگر از کارکنان تمام شرکتها به یکسان گرفته شود، قطع همکاری نخواهد کرد. اگر دولت پنج میلیون از بیست میلیون تومان را بابت مالیات بگیرد او گزینۀ دیگری جز تداوم همکاری با آن شرکت ندارد، چون اساساً شرکت نیست که دریافتی او را کاهش داده است و همکاری با شرکتهای دیگر دریافتی او را افزایش نخواهد داد.
در پایان باز هم اگر شبههای برایتان باقی مانده است فرض کنید هیچ کسبوکار خصوصی وجود نمیداشت و تمام جمعیت شاغل بیاستثنا برای دولت کار میکردند. آیا در چنین شرایطی دریافت مالیات سبب افزایش درآمد دولت میشد؟
◽️@utfinance◽️
#مالیات
#مهرپویا_علا
کارمند دولت مالیات نمیپردازد
👤 مهرپویا علا
کارمند دولت مالیات نمیپردازد. اینکه در فیش حقوقی بخشی از دریافتی بابت مالیات کسر شود صرفاً یک رویۀ بوروکراتیک و فاقد معناست. فرض کنید حقوق کارمندی ماهیانه بیست میلیون تومان باشد. اگر یک میلیون تومان از آن بهعنوان مالیات کسر شود، معنای حقیقیاش این است که حقوق آن کارمند ماهی نوزده میلیون تومان است. این کاملاً متفاوت است با اینکه بگوییم کسی بیست میلیون تومان درآمد دارد و یک میلیون تومان از آن را به عنوان مالیات پرداخت کرد.
مالیات تنها میتواند از ارزش افزودهای دریافت گردد که فرد تولید کرده و به جیب زده است. غیر از آن مالیاتگیری اصلاً معنا ندارد و تنها حکم انتقال از این جیب به آن جیب را دارد. بخش خصوصی اگر ارزش افزوده تولید نکند نمیتواند درآمد داشته باشد که بعد بخواهد بخشی از آن را مالیات بپردازد. دولت هم اگر ارزش افزوده تولید کند معنا ندارد که از خودش مالیات بگیرد. اگر چنین کند حداکثر این معنا را دارد که پول را از وزارتخانهای به وزارتخانۀ دیگر منتقل کرده است. مثلاً وزارت نفت ارزش افزوده تولید میکند، ولی بخش اعظم آن در خود وزارت نفت هزینه نمیشود. در اینجا معنی ندارد که بگوییم وزارت نفت به دولت مالیات میدهد. دولت به خودش مالیات نمیدهد.
مقصود این نیست که کارمند دولت لزوماً کار مفید انجام نمیدهد. من منکر این نیستم که بعضی کارمندان دولت در بعضی بخشها کار مفید هم میکنند. یعنی اگر دولت آن خدمت را ارائه نمیداد باز تقاضا برای آن در بخش خصوصی وجود میداشت؛ ولی باز هم معنا ندارد که بگوییم آنها مالیات میپردازند. برای اینکه قضیه روشن شود باز گردیم به همان مثال بیست میلیون تومان:
فرض کنید یک نیروی کار شاغل در بخش خصوصی ماهیانه بیست میلیون تومان حقوق میگیرد. در اینجا فعلاً دو طرف در رابطه هستند؛ یکی نیروی کار و دیگری شرکت خصوصی. دولت به عنوان طرف سوم وارد میشود و با کسر پنج درصد بابت مالیات، یک میلیون تومان از آن بیست میلیون تومان را بر میدارد. حالا اگر حقوق آن کارمند ماهیانه نوزده میلیون تومان بود آیا این طرف سوم (دولت) میگفت که من دیگر مالیات نمیگیرم؟ بدیهی است که خیر. باز هم پنج درصد از آن ۱۹ میلیون سهم مالیات دولت خواهد شد. شاید کاهش درآمد باعث شود که مثلاً مالیات پنج درصدی به چهار درصد کاهش یابد، ولی در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمیشود.
اما این قضیه در مورد کارمند دولت صدق نمیکند. در مورد کارمند دولت فقط دو طرف در رابطه حضور دارند: مالیاتگیرنده و استخدامکننده یکی هستند. مالیاتگیرنده خودش خریدار ارزش افزودۀ تولید شده است. آنچه که به عنوان مالیات روی فیش حقوقی درج میشود معنایی جز این ندارد که «ارزش افزودۀ کار تو برای منِ دولت نوزده میلیون تومان است.» اگر این قیمت را به طرز قابل توجهی کاهش دهد و مثلاً پانزده میلیون تومان بپردازد و کارمند دولت ببیند که میتواند در بخش خصوصی شانزده میلیون دریافتی خالص داشته باشد با دولت قطع همکاری خواهد کرد، صرفنظر از اینکه این کاهش قیمت با عنوان مالیات انجام شود یا کاهش پرداختی. درحالیکه کارمند بخش خصوصی با افزایش مالیات، اگر از کارکنان تمام شرکتها به یکسان گرفته شود، قطع همکاری نخواهد کرد. اگر دولت پنج میلیون از بیست میلیون تومان را بابت مالیات بگیرد او گزینۀ دیگری جز تداوم همکاری با آن شرکت ندارد، چون اساساً شرکت نیست که دریافتی او را کاهش داده است و همکاری با شرکتهای دیگر دریافتی او را افزایش نخواهد داد.
در پایان باز هم اگر شبههای برایتان باقی مانده است فرض کنید هیچ کسبوکار خصوصی وجود نمیداشت و تمام جمعیت شاغل بیاستثنا برای دولت کار میکردند. آیا در چنین شرایطی دریافت مالیات سبب افزایش درآمد دولت میشد؟
◽️@utfinance◽️
#مالیات
#مهرپویا_علا
👎10👏8👍5🤮2
📄 مقاله
خاستگاه ترامپیسم
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
#موسی_غنی_نژاد
#غنی_نژاد
#ترامپیسم
#ترامپ
#غنینژاد
خاستگاه ترامپیسم
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
#موسی_غنی_نژاد
#غنی_نژاد
#ترامپیسم
#ترامپ
#غنینژاد
❤5👍2
📄 مقاله
برادر بزرگ، همه ما را میبیند!
👤 پویا جبلعاملی
مباحث مالیاتی اخیر صنف طلافروشان، نکات عمیقی را پیش روی ما قرار میدهد. مواردی که میتواند در ذهن ما به شکلدهی رابطهای که باید میان جامعه و دولت در ایران امروز وجود داشته باشد، کمک کند. میدانیم در جوامع مدرن دولتها برای ارائه کالاها و خدمات عمومی، نیازمند اخذ مالیات هستند.
پیششرط مالیاتستانی در این جوامع آن است که شهروندان با رای خود دولت مالیاتستان را تعیین کنند. این حقی بود که مولود اولین انقلاب مدرن جامعه بشری بود. نخستین ادعای انقلاب آمریکا این بود که اگر حق انتخاب نماینده نباشد، حق وصول مالیات هم نیست. بنابراین مالیات دادن گرهخورده با حق رای آزادانه شهروندان است. اگر این حق محدود باشد یا وجود نداشته باشد، مالیات به یک معنا خراجی است که افراد مجبور به پرداخت آن هستند. بنابراین گام ابتدایی در جهت آنکه شهروندان با رضایت نسبت به پرداخت مالیات خود اقدام کنند، آن است که ساخت سیاسی ادارهکننده کشور که از طریق مالیات روزگار خود را میگذراند بهواقع برآمده از تعادل نیروهای مختلف جامعه و رأی آنان باشد.
اما مساله حیاتی بعدی آن است که میزان خوانا بودن شهروندان برای دولت باید چه مقدار باشد؟
شاید اندیشمندان مختلف به این پرسش، پاسخهای متنوعی دهند؛ اما یک چیز مشخص است؛ دولتها در امر مالیاتستانی به شهروندان خود و اظهاراتشان اعتماد میکنند. هرچند دولتهای کشورهای پیشرفته ابزار لازم را برای دنبال کردن درآمد و هزینهکرد افراد را به شکل موردی دارند و از آن بهره میبرند؛ اما به هیچ عنوان به دنبال ایجاد یک سیستم متمرکز برای نظارت دائمی و هر روزه و تعیین همه درآمدهای ورودی و خروجی تمام شهروندان نیستند. البته از نظر نگارنده در جهان توسعهیافته امروز نیز، دولت بیش از حد در زندگی شهروندان نسبت به قرون گذشته مداخله میکند؛ اما هنوز به چنین «برادر بزرگ»تری برای نظارت بر زندگی انسانها برای اخذ مالیات تبدیل نشده است.۱
در ایران اما، تلاش بر آن است که سیستمها چنان متمرکز شوند که حتی خردترین تراکنشها زیر نظر برادر بزرگ باشد. این نشانهای از بیاعتمادی به شهروندان در اخذ مالیات است. هرچند موافقان چنین روشهایی، به عدم توازن و عدالت در مالیاتستانی از اقشار مختلف اشاره میکنند که امر درستی است؛ اما باید به این نکته کلیدی توجه کرد که تبدیل شدن مقام ناظر به برادر بزرگ، به معنی فقدان حیطه خصوصی برای شهروندان است و هیچ کژی از این بالاتر نیست. از این رو، میتوان با گروهی همراه شد که معتقدند باید نهتنها پیششرط مالیاتستانی مراعات شود، بلکه راههای اخذ مالیات نیز نباید ابزاری برای تخطئه حیطه و حقوق خصوصی باشد.
صرف مالیاتگیری بیشتر نمودی از یک جامعه مدرن ندارد؛ ضمن آنکه باید بر این امر نیز تاکید داشت که در ایران با وجود استفاده از منابع زیرزمینی برای اداره جاری دولت، عملا شهروندان از حق خود برای استفاده از این منابع میگذرند و آن را به دولت میدهند و این درآمد ارزی نیز در نقش پرداختی شهروندان به دولت عمل میکند و اگر این رقم را نیز در نظر بگیریم به هیچ عنوان نمیتوان بیان کرد که ایرانیان به اندازه کافی به دولت پرداخت نمیکنند. بگذریم از مالیات تورمی که دیگر رقم پرداختی، سر به فلک میکشد.
از آن سو، باید در نظر گرفت همچنانکه دولت در جهان پیشرفته بر آن است که میزان خوانا بودن شهروندان به نقطهای رسد که فرار مالیاتی رخ ندهد، خود نیز به تمامی برای شهروندان قابل رصد است. به بیان دیگر نه تنها مالیاتستان را رای مردم تعیین میکند، بلکه در طول زمامداری نیز همه وجوه کارکردی و درآمدی و هزینهای دولت زیر نظر و چشمان تیزبین جامعه مدنی مقتدر است. از این رو بهعنوان کارشناسان این حوزه، نمیتوان در ساخت سیستم مالیاتستانی تنها یک طرف موضوع را مورد توجه قرار داد و چشم روی پیش نیازها و مسائل دیگر بست.
◽️@utfinance◽️
برادر بزرگ، همه ما را میبیند!
👤 پویا جبلعاملی
مباحث مالیاتی اخیر صنف طلافروشان، نکات عمیقی را پیش روی ما قرار میدهد. مواردی که میتواند در ذهن ما به شکلدهی رابطهای که باید میان جامعه و دولت در ایران امروز وجود داشته باشد، کمک کند. میدانیم در جوامع مدرن دولتها برای ارائه کالاها و خدمات عمومی، نیازمند اخذ مالیات هستند.
پیششرط مالیاتستانی در این جوامع آن است که شهروندان با رای خود دولت مالیاتستان را تعیین کنند. این حقی بود که مولود اولین انقلاب مدرن جامعه بشری بود. نخستین ادعای انقلاب آمریکا این بود که اگر حق انتخاب نماینده نباشد، حق وصول مالیات هم نیست. بنابراین مالیات دادن گرهخورده با حق رای آزادانه شهروندان است. اگر این حق محدود باشد یا وجود نداشته باشد، مالیات به یک معنا خراجی است که افراد مجبور به پرداخت آن هستند. بنابراین گام ابتدایی در جهت آنکه شهروندان با رضایت نسبت به پرداخت مالیات خود اقدام کنند، آن است که ساخت سیاسی ادارهکننده کشور که از طریق مالیات روزگار خود را میگذراند بهواقع برآمده از تعادل نیروهای مختلف جامعه و رأی آنان باشد.
اما مساله حیاتی بعدی آن است که میزان خوانا بودن شهروندان برای دولت باید چه مقدار باشد؟
شاید اندیشمندان مختلف به این پرسش، پاسخهای متنوعی دهند؛ اما یک چیز مشخص است؛ دولتها در امر مالیاتستانی به شهروندان خود و اظهاراتشان اعتماد میکنند. هرچند دولتهای کشورهای پیشرفته ابزار لازم را برای دنبال کردن درآمد و هزینهکرد افراد را به شکل موردی دارند و از آن بهره میبرند؛ اما به هیچ عنوان به دنبال ایجاد یک سیستم متمرکز برای نظارت دائمی و هر روزه و تعیین همه درآمدهای ورودی و خروجی تمام شهروندان نیستند. البته از نظر نگارنده در جهان توسعهیافته امروز نیز، دولت بیش از حد در زندگی شهروندان نسبت به قرون گذشته مداخله میکند؛ اما هنوز به چنین «برادر بزرگ»تری برای نظارت بر زندگی انسانها برای اخذ مالیات تبدیل نشده است.۱
در ایران اما، تلاش بر آن است که سیستمها چنان متمرکز شوند که حتی خردترین تراکنشها زیر نظر برادر بزرگ باشد. این نشانهای از بیاعتمادی به شهروندان در اخذ مالیات است. هرچند موافقان چنین روشهایی، به عدم توازن و عدالت در مالیاتستانی از اقشار مختلف اشاره میکنند که امر درستی است؛ اما باید به این نکته کلیدی توجه کرد که تبدیل شدن مقام ناظر به برادر بزرگ، به معنی فقدان حیطه خصوصی برای شهروندان است و هیچ کژی از این بالاتر نیست. از این رو، میتوان با گروهی همراه شد که معتقدند باید نهتنها پیششرط مالیاتستانی مراعات شود، بلکه راههای اخذ مالیات نیز نباید ابزاری برای تخطئه حیطه و حقوق خصوصی باشد.
صرف مالیاتگیری بیشتر نمودی از یک جامعه مدرن ندارد؛ ضمن آنکه باید بر این امر نیز تاکید داشت که در ایران با وجود استفاده از منابع زیرزمینی برای اداره جاری دولت، عملا شهروندان از حق خود برای استفاده از این منابع میگذرند و آن را به دولت میدهند و این درآمد ارزی نیز در نقش پرداختی شهروندان به دولت عمل میکند و اگر این رقم را نیز در نظر بگیریم به هیچ عنوان نمیتوان بیان کرد که ایرانیان به اندازه کافی به دولت پرداخت نمیکنند. بگذریم از مالیات تورمی که دیگر رقم پرداختی، سر به فلک میکشد.
از آن سو، باید در نظر گرفت همچنانکه دولت در جهان پیشرفته بر آن است که میزان خوانا بودن شهروندان به نقطهای رسد که فرار مالیاتی رخ ندهد، خود نیز به تمامی برای شهروندان قابل رصد است. به بیان دیگر نه تنها مالیاتستان را رای مردم تعیین میکند، بلکه در طول زمامداری نیز همه وجوه کارکردی و درآمدی و هزینهای دولت زیر نظر و چشمان تیزبین جامعه مدنی مقتدر است. از این رو بهعنوان کارشناسان این حوزه، نمیتوان در ساخت سیستم مالیاتستانی تنها یک طرف موضوع را مورد توجه قرار داد و چشم روی پیش نیازها و مسائل دیگر بست.
۱. برادر بزرگ (Big Brother) عبارتی است که جورج ارول در رمان۱۹۸۴ برای نظارت دولت بر شهروندان از آن بهره برد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
برادر بزرگ، همه ما را میبیند!
مباحث مالیاتی اخیر صنف طلافروشان، نکات عمیقی را پیش روی ما قرار میدهد. مواردی که میتواند در ذهن ما به شکلدهی رابطهای که باید میان جامعه و دولت در ایران امروز وجود داشته باشد، کمک کند. میدانیم در جوامع مدرن دولتها برای ارائه کالاها و خدمات عمومی، نیازمند…
👏3👍1
📄 مقاله
به بالا نگاه کن!
👤 البرز نظامی
ادبیات اقتصاد محیطزیست در سالهای اخیر بهطرز چشمگیری درحال گسترش بوده است. این گسترش نه یک پدیده تصادفی یا ایدئولوژیک، بلکه ماحصل ضرورت وضعیت موجود است. مسائل محیطزیستی در عصری که در آن به سر میبریم، آنچنان گسترش یافته و بهطور پیوسته در حال عمیقتر شدن هستند که دیگر نمیتوان آنها را جدی نگرفت. در یک جمله میتوان بیان کرد که مسائل محیطزیستی در حال تغییر شرایط مادی زیستجهان انسانها هستند و به این سبب با خود مسائل جدیدی را در جوامع انسانی مطرح میکنند.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
به بالا نگاه کن!
👤 البرز نظامی
ادبیات اقتصاد محیطزیست در سالهای اخیر بهطرز چشمگیری درحال گسترش بوده است. این گسترش نه یک پدیده تصادفی یا ایدئولوژیک، بلکه ماحصل ضرورت وضعیت موجود است. مسائل محیطزیستی در عصری که در آن به سر میبریم، آنچنان گسترش یافته و بهطور پیوسته در حال عمیقتر شدن هستند که دیگر نمیتوان آنها را جدی نگرفت. در یک جمله میتوان بیان کرد که مسائل محیطزیستی در حال تغییر شرایط مادی زیستجهان انسانها هستند و به این سبب با خود مسائل جدیدی را در جوامع انسانی مطرح میکنند.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
Telegraph
به بالا نگاه کن!
ادبیات اقتصاد محیطزیست در سالهای اخیر بهطرز چشمگیری درحال گسترش بوده است. این گسترش نه یک پدیده تصادفی یا ایدئولوژیک، بلکه ماحصل ضرورت وضعیت موجود است. مسائل محیطزیستی در عصری که در آن به سر میبریم، آنچنان گسترش یافته و بهطور پیوسته در حال عمیقتر…
👍1