Forwarded from پادکست خوره کتاب | KhoreKetab Podcast
وقتی حرف از "اقتصاد آزاد" میشه یا پای موضوع "آزادی فردی" میاد وسط، اسم "لودویگ فون میزس" یکی از مهمترین اسمهاییه که میاد تو ذهن آدم!
میزس "بزرگترین مدافع آزادی فردی" تو قرن گذشتهاس و درخشانترین اقتصاددان مکتب اتریشیایه!
میزس بود که ۷۰ سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشبینی کرد شوروی فرومی پاشه و همینطورم شد! و دلایل فروپاشی شو هم تو کتاب حدودا ۶۰۰ صفحهایه "سوسياليسم" مفصل توضیح داده که مام تو قسمت قبل مختصر گفتیم.
حالا تو این قسمت میخوام داستان زندگی لودویگ فون میزس رو واسه تون تعریف کنم :) کسی که حرفهاش فقط یه مشت "تئوریهای روی کاغذ" نیست! بلکه امتحان شو تو تاریخ قرن بیستم پس داده!
عنوان ویدیو: زندگینامه لودویگ فون میزس
👈🏻 اینجا ببینین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
میزس "بزرگترین مدافع آزادی فردی" تو قرن گذشتهاس و درخشانترین اقتصاددان مکتب اتریشیایه!
میزس بود که ۷۰ سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشبینی کرد شوروی فرومی پاشه و همینطورم شد! و دلایل فروپاشی شو هم تو کتاب حدودا ۶۰۰ صفحهایه "سوسياليسم" مفصل توضیح داده که مام تو قسمت قبل مختصر گفتیم.
حالا تو این قسمت میخوام داستان زندگی لودویگ فون میزس رو واسه تون تعریف کنم :) کسی که حرفهاش فقط یه مشت "تئوریهای روی کاغذ" نیست! بلکه امتحان شو تو تاریخ قرن بیستم پس داده!
عنوان ویدیو: زندگینامه لودویگ فون میزس
👈🏻 اینجا ببینین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
YouTube
داستان زندگی لودویگ فون میزس
وقتی حرف از اقتصاد آزاد میشه یا پای موضوع آزادی فردی وسط میاد، لودویگ فون میزس یکی از مهمترین اسمهاییه که میاد تو ذهن آدم! میزس بزرگترین مدافع آزادی فردی تو قرن گذشتهاس و درخشانترین اقتصاددان مکتب اتریشیه.
میزس بود که 70 سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر…
میزس بود که 70 سال قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر…
❤6
📄 مقاله
مردم کیست؟
👤 پویا جبلعاملی
◽️@utfinance◽️
دو انقلاب در قرن هجدهم رخ داد که یکی به حداکثر اهداف خود نائل شد و دیگری هرچند توانست ساخت سیاسی مبتنی بر سلطنت را واژگون کند، اما از دل آن حکومتهای استبدادی بیرون آمد و نیاز به بیش از یک قرن تلاش بود تا بتوان به ساختی دموکراتیک و پایدار دست یافت؛ انقلاب آمریکا و فرانسه. تشابهات و تمایزات بسیاری بین این دو وجود دارد؛ اما یکی از ویژگیهای خاصی که نگذاشت انقلاب اروپاییان همانند انقلاب آن سوی اقیانوس آتلانتیک شود، فهم آنان از «مردم» بود.
هانا آرنت در تعبیر واژه «مردم» از منظر پدران انقلاب آمریکا مینویسد: واژه «مردم» همیشه نزد بنیادگذاران مفهوم «بسیارگانگی»(manyness) و تنوع بیپایان جماعتی را که عظمتشان در تکثر و تعدد بود، حفظ کرد. مردان انقلاب آمریکا همه با رای عمومی به معنای وحدت نظر بالقوه همگان مخالف بودند؛ زیرا میدانستند که در حکومت مردم، قلمرو عام از تبادل نظر میان افراد مساوی بهوجود میآید و به محض آنکه این افراد مساوی همگی در امری وحدت نظر پیدا کردند، دیگر جایی برای تبادل عقیده نمیماند و این قلمرو از میان خواهد رفت.1
در آنسو اما روبسپیر و بازیگران انقلاب فرانسه، برای اثبات نظر خود و تحکم در اجرای آن از عقاید «مردم» شاهد میآوردند. به بیان دیگر، آنان منویات خود را از قول «مردم» به پیش میراندند. درحالیکه بنیانگذاران کشور تازه نیز مانند انقلابیون فرانسه، رای حداکثری و قاطع مردم را داشتند؛ اما از آنجا که میدانستند حکومت افکار عمومی نیز حکومتی استبدادی است، از شاهد آوردن از «مردم» برای مباحث خویش احتراز میکردند. اما گروههای انقلابی فرانسه همگی یکصدا با پذیرش «مردمی» که در ذهن داشتند به قلع و قمع مخالفان خویش روی میآوردند.
مشخص است در جایی که «مردم» به شکل یک کل واحد وجود ندارد و تنها گروهها و دستهجات و افراد بسیار حضور دارند، نیاز به سازمانی است که این همگان بتوانند عقاید خود را ابراز کنند و ساخت سیاسی بتواند تجلی این تنوع باشد. اما آنجا که حرف «مردم» و آمال و آرزو و آرمانشان مشخص و مبرهن است، دیگر چه نیاز به احزاب و دستهجات مختلف؟ از همین روست که انقلاب فرانسه با گذار از لویی شانزدهم به حکومت «وحشت» میرسد. لیک نکته دردآور در مدل فرانسوی آن است که چه بسا در ابتدا نیز پیشوایان سخن «اکثریت» را اقامه کنند، اما با گذر زمان و در فقدان فرآیندهایی که تنوعبخشی جامعه را در ساخت سیاسی تضمین کند، این پیشوایان هرچند هنوز از «مردم» میگویند، اما دیگر این «مردم» حتی نمودی از «اکثریت» نیست. نرسیدن به چنین طنز تلخی، تنها با بستری فراهم میشود که بهوجود آورنده تعادل در ساخت سیاسی باشد که از منظر تنوع، همانند جامعه باشد. از سوی دیگر، نرسیدن به این سناریو با برداشتن این نوع فهم یکپارچه از واژه «مردم» تا آنجا که بگوییم که مردم چه تفکری را دوست دارند، چه چیزی را میخواهند بخورند و چه چیزی را نمی خواهند بپوشند، میسر است. مردم تنها اجتماع افراد هستند و هر فرد خواست و آرزوهای مخصوص به خود را دارد. ساختی میتواند راه سعادت را برای این اجتماع فراهم کند که «فرد» و آرزوهای او برایش مقدس باشد و از آنسو باید تاکید کرد، علم اقتصاد بیش از هر علم دیگری «فرد» را تقدیس میکند.
◽️@utfinance◽️
مردم کیست؟
👤 پویا جبلعاملی
◽️@utfinance◽️
دو انقلاب در قرن هجدهم رخ داد که یکی به حداکثر اهداف خود نائل شد و دیگری هرچند توانست ساخت سیاسی مبتنی بر سلطنت را واژگون کند، اما از دل آن حکومتهای استبدادی بیرون آمد و نیاز به بیش از یک قرن تلاش بود تا بتوان به ساختی دموکراتیک و پایدار دست یافت؛ انقلاب آمریکا و فرانسه. تشابهات و تمایزات بسیاری بین این دو وجود دارد؛ اما یکی از ویژگیهای خاصی که نگذاشت انقلاب اروپاییان همانند انقلاب آن سوی اقیانوس آتلانتیک شود، فهم آنان از «مردم» بود.
هانا آرنت در تعبیر واژه «مردم» از منظر پدران انقلاب آمریکا مینویسد: واژه «مردم» همیشه نزد بنیادگذاران مفهوم «بسیارگانگی»(manyness) و تنوع بیپایان جماعتی را که عظمتشان در تکثر و تعدد بود، حفظ کرد. مردان انقلاب آمریکا همه با رای عمومی به معنای وحدت نظر بالقوه همگان مخالف بودند؛ زیرا میدانستند که در حکومت مردم، قلمرو عام از تبادل نظر میان افراد مساوی بهوجود میآید و به محض آنکه این افراد مساوی همگی در امری وحدت نظر پیدا کردند، دیگر جایی برای تبادل عقیده نمیماند و این قلمرو از میان خواهد رفت.1
در آنسو اما روبسپیر و بازیگران انقلاب فرانسه، برای اثبات نظر خود و تحکم در اجرای آن از عقاید «مردم» شاهد میآوردند. به بیان دیگر، آنان منویات خود را از قول «مردم» به پیش میراندند. درحالیکه بنیانگذاران کشور تازه نیز مانند انقلابیون فرانسه، رای حداکثری و قاطع مردم را داشتند؛ اما از آنجا که میدانستند حکومت افکار عمومی نیز حکومتی استبدادی است، از شاهد آوردن از «مردم» برای مباحث خویش احتراز میکردند. اما گروههای انقلابی فرانسه همگی یکصدا با پذیرش «مردمی» که در ذهن داشتند به قلع و قمع مخالفان خویش روی میآوردند.
مشخص است در جایی که «مردم» به شکل یک کل واحد وجود ندارد و تنها گروهها و دستهجات و افراد بسیار حضور دارند، نیاز به سازمانی است که این همگان بتوانند عقاید خود را ابراز کنند و ساخت سیاسی بتواند تجلی این تنوع باشد. اما آنجا که حرف «مردم» و آمال و آرزو و آرمانشان مشخص و مبرهن است، دیگر چه نیاز به احزاب و دستهجات مختلف؟ از همین روست که انقلاب فرانسه با گذار از لویی شانزدهم به حکومت «وحشت» میرسد. لیک نکته دردآور در مدل فرانسوی آن است که چه بسا در ابتدا نیز پیشوایان سخن «اکثریت» را اقامه کنند، اما با گذر زمان و در فقدان فرآیندهایی که تنوعبخشی جامعه را در ساخت سیاسی تضمین کند، این پیشوایان هرچند هنوز از «مردم» میگویند، اما دیگر این «مردم» حتی نمودی از «اکثریت» نیست. نرسیدن به چنین طنز تلخی، تنها با بستری فراهم میشود که بهوجود آورنده تعادل در ساخت سیاسی باشد که از منظر تنوع، همانند جامعه باشد. از سوی دیگر، نرسیدن به این سناریو با برداشتن این نوع فهم یکپارچه از واژه «مردم» تا آنجا که بگوییم که مردم چه تفکری را دوست دارند، چه چیزی را میخواهند بخورند و چه چیزی را نمی خواهند بپوشند، میسر است. مردم تنها اجتماع افراد هستند و هر فرد خواست و آرزوهای مخصوص به خود را دارد. ساختی میتواند راه سعادت را برای این اجتماع فراهم کند که «فرد» و آرزوهای او برایش مقدس باشد و از آنسو باید تاکید کرد، علم اقتصاد بیش از هر علم دیگری «فرد» را تقدیس میکند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مردم کیست؟
دو انقلاب در قرن هجدهم رخ داد که یکی به حداکثر اهداف خود نائل شد و دیگری هرچند توانست ساخت سیاسی مبتنی بر سلطنت را واژگون کند، اما از دل آن حکومتهای استبدادی بیرون آمد و نیاز به بیش از یک قرن تلاش بود تا بتوان به ساختی دموکراتیک و پایدار دست یافت؛ انقلاب…
👍5
📕 معرفی کتاب
درک سازو کارهای پول
«درک سازوکارهای پول» تازهترین کتاب از اقتصاددان آمریکایی، رابرت پی.مورفی، است که تلاش دارد تا ادبیات اقتصاد پولی در دنیای مدرن را بهگونهای که برای همه خوانندگان قابل فهم باشد، ارائه کند.
دسامبر۲۰۲۱ میلادی، موسسه میزس این کتاب را منتشر کرد و در زمستان۱۴۰۲ شمسی، توسط نشر چالش و با ترجمه «احسان موسوی» در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.
رابرت مورفی، اقتصاددان بنام مکتب اتریش، پژوهشگر ارشد موسسه میزس (آلاباما، ایالات متحده) و موسسه فریزر (ونکور، کانادا) بوده که دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه نیویورک دریافت کرده است.
◽️@utfinance◽️
درک سازو کارهای پول
«درک سازوکارهای پول» تازهترین کتاب از اقتصاددان آمریکایی، رابرت پی.مورفی، است که تلاش دارد تا ادبیات اقتصاد پولی در دنیای مدرن را بهگونهای که برای همه خوانندگان قابل فهم باشد، ارائه کند.
دسامبر۲۰۲۱ میلادی، موسسه میزس این کتاب را منتشر کرد و در زمستان۱۴۰۲ شمسی، توسط نشر چالش و با ترجمه «احسان موسوی» در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.
رابرت مورفی، اقتصاددان بنام مکتب اتریش، پژوهشگر ارشد موسسه میزس (آلاباما، ایالات متحده) و موسسه فریزر (ونکور، کانادا) بوده که دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه نیویورک دریافت کرده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
معرفی کتاب درک سازو کارهای پول
«درک سازوکارهای پول» تازهترین کتاب از اقتصاددان آمریکایی، رابرت پی.مورفی، است که تلاش دارد تا ادبیات اقتصاد پولی در دنیای مدرن را بهگونهای که برای همه خوانندگان قابل فهم باشد، ارائه کند. دسامبر۲۰۲۱ میلادی، موسسه میزس این کتاب را منتشر کرد و در زمستان۱۴۰۲…
👍7
۶۰۰۰ شماره
امروز شش هزارمین شماره روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد
به دوستان عزیزمان در مجموعه دنیای اقتصاد تبریک میگوییم
◽️@utfinance◽️
امروز شش هزارمین شماره روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد
به دوستان عزیزمان در مجموعه دنیای اقتصاد تبریک میگوییم
◽️@utfinance◽️
❤11👍4👏2
📄 یادداشت
👤 بیژن اشتری
نبوغ یک دیکتاتور همیشه در نحوه سرکوب ملتش تجلی مییابد.
هر دیکتاتوری سبک خاص خود را در سرکوبگری دارد و انصافا مائو تسه تونگ رهبر چین کمونیست از این حیث نابغهای بود برای خودش.
او شصت و هشت سال پیش در چنین روزی (دوم ماه می) با سر و صدای بسیار کارزاری را آغاز کرد زیر عنوان «بگذار یک صد گل بشکفد».
حضرتش از ملت چین خواست آزادانه هر گونه انتقادی نسبت به حزب کمونیست چین (حزب حاکم) دارند بیان کنند.
مائو گفت: «آزادانه انتقاد کنید و نظر بدهید تا یکصد مکتب فکری رقیب پدید آید تا از این طریق علم و هنر و فرهنگ چین شکوفا شود.»
به زودی اندیشمندان و روشنفکران شروع کردند به نوشتن و طرح نظرات انتقادی. همه فکر میکردند رهبر چین بعد از هفت هشت سال انقلابیگری و به فلاکت کشاندن ملت عاقبت سر عقل آمده و میخواهد راه آزادی و دموکراسی را در پیش بگیرد.
اما هدف دیکتاتور چیز دیگری بود. او به رییس پلیس مخفیاش گفته بود: «ما برای مدتی فضا را باز میگذاریم تا همه دشمنان مخفی حزب دست خود را رو کنند.ما چند صباحی دم لانه این مارهای خوش خط و خال نیلبک میزنیم تا بیایند بیرون و بعد سرشان را از بدن جدا میکنیم.» و دقیقا نیز همین اتفاق افتاد.
چند ماه پس از آغاز کارزار یک صد گل، سرکوب سراسری در چین آغاز شد و دهها هزار روشنفکر و منتقد دولت دستگیر یا اعدام شدند.
چنین کنند دیکتاتورها.
◽️@utfinance◽️
👤 بیژن اشتری
نبوغ یک دیکتاتور همیشه در نحوه سرکوب ملتش تجلی مییابد.
هر دیکتاتوری سبک خاص خود را در سرکوبگری دارد و انصافا مائو تسه تونگ رهبر چین کمونیست از این حیث نابغهای بود برای خودش.
او شصت و هشت سال پیش در چنین روزی (دوم ماه می) با سر و صدای بسیار کارزاری را آغاز کرد زیر عنوان «بگذار یک صد گل بشکفد».
حضرتش از ملت چین خواست آزادانه هر گونه انتقادی نسبت به حزب کمونیست چین (حزب حاکم) دارند بیان کنند.
مائو گفت: «آزادانه انتقاد کنید و نظر بدهید تا یکصد مکتب فکری رقیب پدید آید تا از این طریق علم و هنر و فرهنگ چین شکوفا شود.»
به زودی اندیشمندان و روشنفکران شروع کردند به نوشتن و طرح نظرات انتقادی. همه فکر میکردند رهبر چین بعد از هفت هشت سال انقلابیگری و به فلاکت کشاندن ملت عاقبت سر عقل آمده و میخواهد راه آزادی و دموکراسی را در پیش بگیرد.
اما هدف دیکتاتور چیز دیگری بود. او به رییس پلیس مخفیاش گفته بود: «ما برای مدتی فضا را باز میگذاریم تا همه دشمنان مخفی حزب دست خود را رو کنند.ما چند صباحی دم لانه این مارهای خوش خط و خال نیلبک میزنیم تا بیایند بیرون و بعد سرشان را از بدن جدا میکنیم.» و دقیقا نیز همین اتفاق افتاد.
چند ماه پس از آغاز کارزار یک صد گل، سرکوب سراسری در چین آغاز شد و دهها هزار روشنفکر و منتقد دولت دستگیر یا اعدام شدند.
چنین کنند دیکتاتورها.
◽️@utfinance◽️
👍15
📄 گزارش
گزارش سالانه مدرسه روزنامهنگاری میدپوینت از سرکوب روزنامهنگاران ایران در سال 1402
📌 مجموعه بررسیهای میدپوینت نشان میدهد کنترل و محدودیت اطلاعرسانی از طریق تهدید و احضار حتی قبل از انتشار مطالب اتفاق میافتد. دستکم ۶ روزنامهنگار در پایان سال ۱۴۰۲ در زندان بودهاند، اما شمار بسیار بیشتری با پروندههای قضایی در انتظار حکم دادگاه هستند یا از فعالیت حرفهای منع شدهاند.
وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت قوه قضاییه و پلیس امنیت اخلاقی (گشت ارشاد) و فتا (پلیس فناوری اطلاعات) بازوهای اصلی برخورد با روزنامهنگاران هستند. دولت هم در یک سال اخیر با تهدید، شکایت و دستورنامههای شورای عالی اطلاعرسانی با عنوان ممنوعیت «سیاهنمایی»، «ایجاد یاس» و «تشویش اذهان» نقشی کلیدی در محدودیت انتشار اخبار داشته است.
روزنامهنگاران یا به بازداشت تهدید میشوند یا دسترسی رسانههایشان به آگهیهای دولتی قطع میشود. گاهی مانعتراشی برای دریافت آگهی از بخش خصوصی گریبانشان را میگیرد و با قطع شدن درآمد آگهی، رسانهها با خطر تعطیلی روبرو میشوند. در فضای بسیار امنیتی و محدودشده رسانههای ایران، در مواردی که گزارشی روشنگرانه منتشر شده، مدیران مسئول احضار شدهاند؛ برای مثال گزارشهای افشاگرانه درباره فروش اعضای بدن و بخشنامه وزارت کشور درباره حجاببانها سبب احضار مدیران مسئول جهان صنعت و اعتماد شد.
موارد ثبت شده در این گزارش فقط شامل سرکوب روزنامهنگاران در سال ۱۴۰۲ است، اما شمار بیشتری که پیشتر احضار یا بازداشت شده بودند، هنوز در راهروهای دادگاهها گرفتار پس گرفتن وسایل اصلی کارشان، یعنی کامپیوتر و تلفن همراه یا گذرنامههایشان هستند. بسیاری کار در رسانه را کنار گذاشته یا مجبور به ترک کشورشان شدهاند؛ از جمله دو خبرنگار روزنامه ایران که در ماموریتی به استرالیا درخواست پناهندگی کردند.
سال ۱۴۰۲ یکی از سختترین سالها برای روزنامهنگاران در ایران بود، با این حال بسیاریشان زیر تیغ سانسور و تهدید تلاش کردند وظیفه حرفهای خود را انجام دهند.
◽️@utfinance◽️
گزارش سالانه مدرسه روزنامهنگاری میدپوینت از سرکوب روزنامهنگاران ایران در سال 1402
📌 مجموعه بررسیهای میدپوینت نشان میدهد کنترل و محدودیت اطلاعرسانی از طریق تهدید و احضار حتی قبل از انتشار مطالب اتفاق میافتد. دستکم ۶ روزنامهنگار در پایان سال ۱۴۰۲ در زندان بودهاند، اما شمار بسیار بیشتری با پروندههای قضایی در انتظار حکم دادگاه هستند یا از فعالیت حرفهای منع شدهاند.
وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت قوه قضاییه و پلیس امنیت اخلاقی (گشت ارشاد) و فتا (پلیس فناوری اطلاعات) بازوهای اصلی برخورد با روزنامهنگاران هستند. دولت هم در یک سال اخیر با تهدید، شکایت و دستورنامههای شورای عالی اطلاعرسانی با عنوان ممنوعیت «سیاهنمایی»، «ایجاد یاس» و «تشویش اذهان» نقشی کلیدی در محدودیت انتشار اخبار داشته است.
روزنامهنگاران یا به بازداشت تهدید میشوند یا دسترسی رسانههایشان به آگهیهای دولتی قطع میشود. گاهی مانعتراشی برای دریافت آگهی از بخش خصوصی گریبانشان را میگیرد و با قطع شدن درآمد آگهی، رسانهها با خطر تعطیلی روبرو میشوند. در فضای بسیار امنیتی و محدودشده رسانههای ایران، در مواردی که گزارشی روشنگرانه منتشر شده، مدیران مسئول احضار شدهاند؛ برای مثال گزارشهای افشاگرانه درباره فروش اعضای بدن و بخشنامه وزارت کشور درباره حجاببانها سبب احضار مدیران مسئول جهان صنعت و اعتماد شد.
موارد ثبت شده در این گزارش فقط شامل سرکوب روزنامهنگاران در سال ۱۴۰۲ است، اما شمار بیشتری که پیشتر احضار یا بازداشت شده بودند، هنوز در راهروهای دادگاهها گرفتار پس گرفتن وسایل اصلی کارشان، یعنی کامپیوتر و تلفن همراه یا گذرنامههایشان هستند. بسیاری کار در رسانه را کنار گذاشته یا مجبور به ترک کشورشان شدهاند؛ از جمله دو خبرنگار روزنامه ایران که در ماموریتی به استرالیا درخواست پناهندگی کردند.
سال ۱۴۰۲ یکی از سختترین سالها برای روزنامهنگاران در ایران بود، با این حال بسیاریشان زیر تیغ سانسور و تهدید تلاش کردند وظیفه حرفهای خود را انجام دهند.
◽️@utfinance◽️
Midpoint Journalism School
گزارش سال ۱۴۰۲
مدرسه روزنامهنگاری میدپوینت در سالی که گذشت ۲۲۶ مورد سرکوب خبرنگاران را شامل احضار، بازجویی، بازداشت، حمله فیزیکی، اخراج و تهدیدهای امنیتی ثبت کرده است.
📄 مقاله
چرایی پایین ماندن مشارکت زنان در بازار کار ایران
👤 هادی صالحی اصفهانی
📌 پایین ماندن مشارکت و کاهش اشتغال زنان در ایران نتیجه عوامل متعددی است.
در این میان به نظر میرسد که مهمترین نقش را فرهنگ تقسیم کار بر مبنای جنسیت بازی کردهاست. این نقش از سه کانال روی بازار کار اثر گذاشتهاست.
یکی اثر مستقیم این فرهنگ است روی تصمیمهای زنان و خانوادههایشان در مورد کسبوکار و نوع اشتغال. با وجود حمایت خانوادهها از تحصیلات و کار زنان، طیف شغلهای مورد قبول بهنسبت محدود مانده و رقابت در میان متقاضیان کار تشدید شدهاست.
کانال دوم اثرگذاری فرهنگ بر فعالیت اقتصادی زنان از طریق سیاستگذاری دولت است. بهطور کلی بعد از انقلاب عمده سیاستهای دولت در جهت حرکت به طرف تقسیم کار سنتی بوده هرچند بعضی سیاستها کیفیت اشتغال زنان را بالا برده و به همراه آموزش گستردهتر به تحولات فرهنگی کمک کردهاست.
کانال سوم دادن نقش ضربهگیر بازار کار به اشتغال زنان بوده که بیثباتی شغلی زنان را تشدید کرده و به رشد حرفهای آنها ضربه زده و بازار کارشان را محدودتر کردهاست.
◽️@utfinance◽️
چرایی پایین ماندن مشارکت زنان در بازار کار ایران
👤 هادی صالحی اصفهانی
📌 پایین ماندن مشارکت و کاهش اشتغال زنان در ایران نتیجه عوامل متعددی است.
در این میان به نظر میرسد که مهمترین نقش را فرهنگ تقسیم کار بر مبنای جنسیت بازی کردهاست. این نقش از سه کانال روی بازار کار اثر گذاشتهاست.
یکی اثر مستقیم این فرهنگ است روی تصمیمهای زنان و خانوادههایشان در مورد کسبوکار و نوع اشتغال. با وجود حمایت خانوادهها از تحصیلات و کار زنان، طیف شغلهای مورد قبول بهنسبت محدود مانده و رقابت در میان متقاضیان کار تشدید شدهاست.
کانال دوم اثرگذاری فرهنگ بر فعالیت اقتصادی زنان از طریق سیاستگذاری دولت است. بهطور کلی بعد از انقلاب عمده سیاستهای دولت در جهت حرکت به طرف تقسیم کار سنتی بوده هرچند بعضی سیاستها کیفیت اشتغال زنان را بالا برده و به همراه آموزش گستردهتر به تحولات فرهنگی کمک کردهاست.
کانال سوم دادن نقش ضربهگیر بازار کار به اشتغال زنان بوده که بیثباتی شغلی زنان را تشدید کرده و به رشد حرفهای آنها ضربه زده و بازار کارشان را محدودتر کردهاست.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
چرایی پایین ماندن مشارکت زنان در بازار کار ایران
صالحی اصفهانی*: ایران، عراق، مصر، فلسطین، و اردن کمترین میزان مشارکت زنان در بازار کار را دارند. چرایی پایین ماندن مشارکت زنان به سوال مهمی در مورد اقتصاد ایران تبدیل شدهاست. در این مقاله، نظریات عمدهای را که برای پاسخ به این سوال مطرح شده به اجمال مرور…
👍3👎2
📄 مقاله
سیاستگذاری دستوری و مسائل آن
👤 موسی غنینژاد
📌 سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد
یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
◽️@utfinance◽️
#سیاست_گذاری_دستوری
#اقتصاد_دستوری
#غنینژاد
سیاستگذاری دستوری و مسائل آن
👤 موسی غنینژاد
📌 سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد
یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
◽️@utfinance◽️
#سیاست_گذاری_دستوری
#اقتصاد_دستوری
#غنینژاد
Telegraph
سیاستگذاری دستوری و مسائل آن
کسانی که به سیاستگذاری دستوری در نظام تدبیر کشور باور دارند با زبان خاصی سخن میگویند که متفاوت از زبان عرفی یا زبان رایج در جامعه و البته زبان علمی است. برای مردمان عادی یعنی عامه مردم منهای دولتمردان صاحب قدرت، قیمت یک کالا عبارت است از نرخی که با آن میتوان…
👍3
📄 یادداشت
آیا کمونیست ها در حال تسخیر آمریکا هستند؟
👤 محمد طبیبیان
◽️ یکم، اخیر عناوین مختلفی در نشریات داخلی و شبکههای اجتماعی داخلی مطرح میشود که گویا کمونیستها در امریکا مشغول قدرت گرفتن هستند و تظاهرات دانشجویی در حمایت از فلسطین هم نشان از عروج جنبشهای کمونیستی است و عن قریب سرنگونی سیستم سرمایه داری در امریکا است.
همچنین مطرح میشود برخی از بخشهای حزب دموکرات را هم کمونیستها گرفتهاند و این دلیل دیگری است بر اینکه یک جنبش کمونیستی سرمایه داری را سرنگون خواهد کرد (ایضا عدهای در داخل هم تصور میکنند امریکا دچار جنگ داخلی و تجزیه خواهد شد). این ارزیابیها تا چه حد صحیح و واقعی است؟ عرض کنم تا حد صفر.
در داخل ایران عدهای منتظر نشستهاند تا سرنگونی نظام امریکا را جشن بگیرند و از احساس خجالت از عملکرد خودشان فارغ شوند.
ده سال پیش یک روزنامه نگار در مصاحبهای از من پرسید همه سیستمهای سیاسی اجتماعی یک عمری دارند و سیستم سرمایه داری هم باید عمری داشته باشد عمر این سیستم به نظر شما کی سر میرسد؟ به آن مصاحبه کننده جوان عرض کردم بر اساس ارزیابی بنیادی بنده (که بحث آن در اینجا به درازا میکشد) در طی عمر بنده و شما (که بیست و پنج سالی از من جوانتر بود) و فرزندان و نوههای شما هم چنین رخدادی تحقق نخواهد یافت. منتظران اکنون ده سال پیرتر شدهاند و برخی هم به جهان باقی شتافتهاند و در مقابل آن پرسش امروز هم همان ارزیابی را عرض میکنم.
◽️ دوم، همیشه در تاریخ امریکا وقتی این کشور درگیر جنگ شده مخالفتهای اجتماعی رخ داده است، این مخالفت ها ابتدا هم در دانشگاهها ظاهر میشود. در زمان جنگ ویتنام و دوران نیکسون هم دانشگاهها دچار التهاب شد و زد و خورد پلیس با دانشچویان مکرر گردید و در دانشگاه ایالتی کنت یک داتشجو هم به قتل رسید که بار سیاسی کمر شکنی به دولت وقت تحمیل کرد و بحران اجتماعی دامنهدار و مخالفت و مقاومت داخلی و نه شکست نظامی بود که دولت امریکا را مجبور به عقب نشینی از ویتنام کرد. هم اکنون هم در مقابل حمایت امریکا از اسرائیل چنین بحرانی ظاهر شده است.
◽️ سوم، طرفداران اسرائیل و راست گرایان افراطی همیشه با کارت کمونیسم بازی میکنند. برای متوحش کردن مردم و جلب همکاری جامعه این بار هم چنین است. ترامپ مرتباً مخالفین خود را کمونیست معرفی میکند و جامعه را برای نجات از دست آنان به سوی حمایت از خودش دعوت میکند. در زمان ریاست جمهوری هم چنین سر و صدایی راه انداخت که باید ورود و مهاجرت کمونیستها و کسانی که دشمن امنیت امریکا هستند قطع گردد. نتیجه این سر و صدا تبدیل شد به محدودیت مسلمین و آن هم نه عربها و پاکستانیها که از جمله مسئول عملیات تروریستی یازده سپتامبر هم بودهاند بلکه ختم شد به ممنوعیت ورود ایرانیان که به اعتراف آمار بهترین مهاجرین به امریکا هستند از نظر کیفیت تخصصی و علمی، کار آفرینی، فرهنگ و اجتناب از بزهکاری. بنابراین نبایستی چشم بسته به این نوع تبلیغات دل داد.
◽️ چهارم، واقع امر این که در امریکا یک حزب کمونیست هم وجود دارد و آزاد است فعالیت کند. اما تعداد اعضاء این حزب در حد ۱۵۰۰۰ نفر است. مسئولین حزب مدعی هستند که سالی دو هزار نفر به حزبشان اضافه میشود. از نظر فعالیت سیاسی در برخی مناطق توانستهاند مدیریت برخی مدارس را بدست گیرند. حتی در حد مجالس شهرستان هم تا کنون نتوانستهاند نماینده انتخاب کنند. بنابر این میتوان دریافت که ارزیابیهای داخلی خیال پردازانه تا چه حد از واقعیت فاصله دارد.
◽️@utfinance◽️
آیا کمونیست ها در حال تسخیر آمریکا هستند؟
👤 محمد طبیبیان
◽️ یکم، اخیر عناوین مختلفی در نشریات داخلی و شبکههای اجتماعی داخلی مطرح میشود که گویا کمونیستها در امریکا مشغول قدرت گرفتن هستند و تظاهرات دانشجویی در حمایت از فلسطین هم نشان از عروج جنبشهای کمونیستی است و عن قریب سرنگونی سیستم سرمایه داری در امریکا است.
همچنین مطرح میشود برخی از بخشهای حزب دموکرات را هم کمونیستها گرفتهاند و این دلیل دیگری است بر اینکه یک جنبش کمونیستی سرمایه داری را سرنگون خواهد کرد (ایضا عدهای در داخل هم تصور میکنند امریکا دچار جنگ داخلی و تجزیه خواهد شد). این ارزیابیها تا چه حد صحیح و واقعی است؟ عرض کنم تا حد صفر.
در داخل ایران عدهای منتظر نشستهاند تا سرنگونی نظام امریکا را جشن بگیرند و از احساس خجالت از عملکرد خودشان فارغ شوند.
ده سال پیش یک روزنامه نگار در مصاحبهای از من پرسید همه سیستمهای سیاسی اجتماعی یک عمری دارند و سیستم سرمایه داری هم باید عمری داشته باشد عمر این سیستم به نظر شما کی سر میرسد؟ به آن مصاحبه کننده جوان عرض کردم بر اساس ارزیابی بنیادی بنده (که بحث آن در اینجا به درازا میکشد) در طی عمر بنده و شما (که بیست و پنج سالی از من جوانتر بود) و فرزندان و نوههای شما هم چنین رخدادی تحقق نخواهد یافت. منتظران اکنون ده سال پیرتر شدهاند و برخی هم به جهان باقی شتافتهاند و در مقابل آن پرسش امروز هم همان ارزیابی را عرض میکنم.
◽️ دوم، همیشه در تاریخ امریکا وقتی این کشور درگیر جنگ شده مخالفتهای اجتماعی رخ داده است، این مخالفت ها ابتدا هم در دانشگاهها ظاهر میشود. در زمان جنگ ویتنام و دوران نیکسون هم دانشگاهها دچار التهاب شد و زد و خورد پلیس با دانشچویان مکرر گردید و در دانشگاه ایالتی کنت یک داتشجو هم به قتل رسید که بار سیاسی کمر شکنی به دولت وقت تحمیل کرد و بحران اجتماعی دامنهدار و مخالفت و مقاومت داخلی و نه شکست نظامی بود که دولت امریکا را مجبور به عقب نشینی از ویتنام کرد. هم اکنون هم در مقابل حمایت امریکا از اسرائیل چنین بحرانی ظاهر شده است.
◽️ سوم، طرفداران اسرائیل و راست گرایان افراطی همیشه با کارت کمونیسم بازی میکنند. برای متوحش کردن مردم و جلب همکاری جامعه این بار هم چنین است. ترامپ مرتباً مخالفین خود را کمونیست معرفی میکند و جامعه را برای نجات از دست آنان به سوی حمایت از خودش دعوت میکند. در زمان ریاست جمهوری هم چنین سر و صدایی راه انداخت که باید ورود و مهاجرت کمونیستها و کسانی که دشمن امنیت امریکا هستند قطع گردد. نتیجه این سر و صدا تبدیل شد به محدودیت مسلمین و آن هم نه عربها و پاکستانیها که از جمله مسئول عملیات تروریستی یازده سپتامبر هم بودهاند بلکه ختم شد به ممنوعیت ورود ایرانیان که به اعتراف آمار بهترین مهاجرین به امریکا هستند از نظر کیفیت تخصصی و علمی، کار آفرینی، فرهنگ و اجتناب از بزهکاری. بنابراین نبایستی چشم بسته به این نوع تبلیغات دل داد.
◽️ چهارم، واقع امر این که در امریکا یک حزب کمونیست هم وجود دارد و آزاد است فعالیت کند. اما تعداد اعضاء این حزب در حد ۱۵۰۰۰ نفر است. مسئولین حزب مدعی هستند که سالی دو هزار نفر به حزبشان اضافه میشود. از نظر فعالیت سیاسی در برخی مناطق توانستهاند مدیریت برخی مدارس را بدست گیرند. حتی در حد مجالس شهرستان هم تا کنون نتوانستهاند نماینده انتخاب کنند. بنابر این میتوان دریافت که ارزیابیهای داخلی خیال پردازانه تا چه حد از واقعیت فاصله دارد.
◽️@utfinance◽️
👍17👎4❤1👏1
📄 یادداشت
ستیز با عقل مدرن
👤 اشکان زارع
سه ضلع برجسته ستیزهجو با عقل مدرن گرامشی، فوکو و ادوارد سعید هستند.
مادامی که گرامشی در زندان «فاشیسم» برای تمدن غربی نقشه میکشید روزی را میدید که تودهای که او افسارش زده بر دوش جرج واشنگن چفیه انداخته است؛ مادامی که فوکو باستانشناسی علوم انسانی را مینوشت روزی را میدید که حقوق اساسی آمریکا توسط توده افسار گسیخته مطبوعش عاری از اقتدار است؛ و روزی که ادوارد سعید شرق شناسی را نوشت روزی را میدید که قوانین شریعت در انگلستان حامیان بیشتری از حقوق عرفی دارد.
امروز میتوان به عیان خطرات اندیشه این سه ضلع را دید؛ نهادهای تاریخی غرب رو به زوالاند. چپها با ایدئولوژی خود بهویژه با نفوذ در هنر و رسانه از غرب مشروعیت زدایی کردند.
سیطره پست مدرن در فضای عمومی انحطاط عقل مدرن را پیش روی غرب قرار داده است. انگارههای پست مدرن دانشگاه کلمبیا و هژمونیک شدن پنداشت ادوارد سعید در دولت آمریکا بربریت را تا دهان کاخ سفید برده؛ آنگاه که کاخ سفید با ایده لیبرال دموکراسی رالزی دست حسین اوباما افتاد، سیاستخارجی آمریکا نشان داد که گرگی در لباس میش است؛ سیاستی که رالزی هم نبود. سیاستی که مختصری از منافع ملی هم نمیفهمید. سیاست خارجی آمریکا در دوران حسین اوباما بر گرفته از ایده ادوارد سعید بود و بربرهای شرقی در آن جستوجوگران تجدد با ارجاع به سنت خود بودند؛ آنها کسانی بودند که توسط غرب تحقیر شده بودند و حسین اوباما خود را مسیحی میدانست که ناجی آن قوم یَأجوج و مَأجوج است.
امروز اما قوم یَأجوج و مَأجوج نهادهای تاریخی غرب را سخره گرفته، همه را برساخت سرمایهداری میداند و خلافت اسلامی را در غرب نعرهزنان فریاد میزند. حال آنکه شرق توسط غرب تحقیر نشده، بلکه توسط غرب مختصری متمدن شده، نهادهای تاریخی غرب نه محصول سرمایهداری که محصول نظمی خودجوش در زد و خوردهای غرب است، و تمدن برساخت نیست؛ بلکه حاصل مجادله تاریخ است.
گفتن اینها و البته شرح توضیح آن برای یک دندانپزشک، یک مهندس و یا سقط فروش اهل پاکستان، گینه، تانزانیا، و حتی ایران و یا یک چپ مستقر در نیویورک، لسآنجلس، پیونگیانگ، پکن، هاوانا ، اسلامآباد، کابل و یا تهران دشوار است. چرا که مارکسیسم نظام فکری نیست، یک کالت و فرقه است، و تمامی بحثهایش نیز رتوریک است.
◽️@utfinance◽️
ستیز با عقل مدرن
👤 اشکان زارع
سه ضلع برجسته ستیزهجو با عقل مدرن گرامشی، فوکو و ادوارد سعید هستند.
مادامی که گرامشی در زندان «فاشیسم» برای تمدن غربی نقشه میکشید روزی را میدید که تودهای که او افسارش زده بر دوش جرج واشنگن چفیه انداخته است؛ مادامی که فوکو باستانشناسی علوم انسانی را مینوشت روزی را میدید که حقوق اساسی آمریکا توسط توده افسار گسیخته مطبوعش عاری از اقتدار است؛ و روزی که ادوارد سعید شرق شناسی را نوشت روزی را میدید که قوانین شریعت در انگلستان حامیان بیشتری از حقوق عرفی دارد.
امروز میتوان به عیان خطرات اندیشه این سه ضلع را دید؛ نهادهای تاریخی غرب رو به زوالاند. چپها با ایدئولوژی خود بهویژه با نفوذ در هنر و رسانه از غرب مشروعیت زدایی کردند.
سیطره پست مدرن در فضای عمومی انحطاط عقل مدرن را پیش روی غرب قرار داده است. انگارههای پست مدرن دانشگاه کلمبیا و هژمونیک شدن پنداشت ادوارد سعید در دولت آمریکا بربریت را تا دهان کاخ سفید برده؛ آنگاه که کاخ سفید با ایده لیبرال دموکراسی رالزی دست حسین اوباما افتاد، سیاستخارجی آمریکا نشان داد که گرگی در لباس میش است؛ سیاستی که رالزی هم نبود. سیاستی که مختصری از منافع ملی هم نمیفهمید. سیاست خارجی آمریکا در دوران حسین اوباما بر گرفته از ایده ادوارد سعید بود و بربرهای شرقی در آن جستوجوگران تجدد با ارجاع به سنت خود بودند؛ آنها کسانی بودند که توسط غرب تحقیر شده بودند و حسین اوباما خود را مسیحی میدانست که ناجی آن قوم یَأجوج و مَأجوج است.
امروز اما قوم یَأجوج و مَأجوج نهادهای تاریخی غرب را سخره گرفته، همه را برساخت سرمایهداری میداند و خلافت اسلامی را در غرب نعرهزنان فریاد میزند. حال آنکه شرق توسط غرب تحقیر نشده، بلکه توسط غرب مختصری متمدن شده، نهادهای تاریخی غرب نه محصول سرمایهداری که محصول نظمی خودجوش در زد و خوردهای غرب است، و تمدن برساخت نیست؛ بلکه حاصل مجادله تاریخ است.
گفتن اینها و البته شرح توضیح آن برای یک دندانپزشک، یک مهندس و یا سقط فروش اهل پاکستان، گینه، تانزانیا، و حتی ایران و یا یک چپ مستقر در نیویورک، لسآنجلس، پیونگیانگ، پکن، هاوانا ، اسلامآباد، کابل و یا تهران دشوار است. چرا که مارکسیسم نظام فکری نیست، یک کالت و فرقه است، و تمامی بحثهایش نیز رتوریک است.
◽️@utfinance◽️
👍20👎3💩2
📄 مقاله
نادیده گرفتن علم اقتصاد چه عواقبی دارد؟
👤 پرویز خوشکلامخسروشاهی
📌 اینکه گفته میشود نرخ ارز عامل تورم است بهرغم انطباق ظاهری آن با مشاهدات میدانی، میتواند مصداق شبهعلم باشد. چنین استنتاجی مثل آن میماند که آهنربایی روی میز باشد و قطعه فلزی در سطح پایینی میز دقیقاً جایی که آهنربا قرار دارد چسبانده شده باشد و از این، کسی نتیجه بگیرد که جاذبه زمین وجود ندارد. چنین گزارهای به روشنی مصداق شبهعلم است. شمار چنین مثالهایی در اقتصاد ایران بسیار زیاد است، بنابراین دقت سیاستگذار در تفکیک میان علم و شبهعلم بهخصوص در حوزههای اقتصادی برای جامعه ایران بسیار حیاتی است و بیتوجهی به آن عواقب بسیار فاجعهباری دارد.
◽️@utfinance◽️
نادیده گرفتن علم اقتصاد چه عواقبی دارد؟
👤 پرویز خوشکلامخسروشاهی
📌 اینکه گفته میشود نرخ ارز عامل تورم است بهرغم انطباق ظاهری آن با مشاهدات میدانی، میتواند مصداق شبهعلم باشد. چنین استنتاجی مثل آن میماند که آهنربایی روی میز باشد و قطعه فلزی در سطح پایینی میز دقیقاً جایی که آهنربا قرار دارد چسبانده شده باشد و از این، کسی نتیجه بگیرد که جاذبه زمین وجود ندارد. چنین گزارهای به روشنی مصداق شبهعلم است. شمار چنین مثالهایی در اقتصاد ایران بسیار زیاد است، بنابراین دقت سیاستگذار در تفکیک میان علم و شبهعلم بهخصوص در حوزههای اقتصادی برای جامعه ایران بسیار حیاتی است و بیتوجهی به آن عواقب بسیار فاجعهباری دارد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نادیده گرفتن علم اقتصاد چه عواقبی دارد؟
علم و شبهعلم انسان همیشه در پی شناخت محیط پیرامون خود است چون میخواهد ابعاد مختلف پدیدهها و روابط درونی و بیرونی آنها را بشناسد تا با چنین شناختی پیشرفت کند و زندگی بهتری برای جامعه خود بسازد. در این میان شناختی که با روش علمی به دست آید، شناخت علمی خواهد…
👍3
Finance & Economics
📄 مقاله آقای لیبرتارین /موری روتبارد چگونه آزادی و عدالت را آشتی میدهد؟/ ◽️@utfinance◽️
📚 کتاب
اخلاق آزادی
مورای روتبارد
🔗 لینک خرید کتاب از وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد
🔗 لینک خرید کتاب از بنوبوک
◽️@utfinance◽️
🖥 همچنین ببینید:
گفتوگوی مانی بشرزاد با رضا زارعپور یکی از سه مترجم کتاب اخلاق آزادی
◽️@utfinance◽️
#اخلاق_آزادی
#آزادی
#آنارشی
#آنارشیسم
#آنارکوکاپیتالیسم
#روتبارد
اخلاق آزادی
مورای روتبارد
🔗 لینک خرید کتاب از وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد
🔗 لینک خرید کتاب از بنوبوک
◽️@utfinance◽️
🖥 همچنین ببینید:
گفتوگوی مانی بشرزاد با رضا زارعپور یکی از سه مترجم کتاب اخلاق آزادی
◽️@utfinance◽️
#اخلاق_آزادی
#آزادی
#آنارشی
#آنارشیسم
#آنارکوکاپیتالیسم
#روتبارد
👍9