Forwarded from Economic Library (Mehrdad)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اسلحه یا چکش؟
درباب مالکیت و حمل سلاح شهروندان در ایالات متحده ی آمریکا
بررسی آمار و آرا موافقین و مخالفین آزادی اسلحه
https://castbox.fm/vb/676245089
درباب مالکیت و حمل سلاح شهروندان در ایالات متحده ی آمریکا
بررسی آمار و آرا موافقین و مخالفین آزادی اسلحه
https://castbox.fm/vb/676245089
👍5
📄 یادداشت
👤 بیژن اشتری
آدم میخواد دیکتاتور هم باشه خوبه که مثل دیکتاتور رواندا باشه.
بعضی ملتها، که سرنوشتشان با دیکتاتوری گره خورده، حداقل شانس آوردهاند و یک دیکتاتوری نصیبشان شده که معنای توسعه و فقرزدایی را میفهمد و شعور اداره کردن کشورش را دارد. پل کاگامه، رئیس جمهور کشور رواندا، از جنس و تبار همین گونهی نادر دیکتاتورهاست.
کاگامه بیست و چهار سال پیش در رواندا ، یکی از فقیرترین کشورهای آفریقایی، به قدرت رسید. او رهبر کشوری شده بود که یک نسلکشی وحشتناک را در دهه نود میلادی تجربه کرده بود. کاگامه بلافاصله پس از غصب قدرت دست به کار شد و آشتی ملی را در کشورش برقرار کرد و سپس همه توجه خود را معطوف توسعه و فقرزدایی کرد. او با یک سیاست خارجی هوشمندانه توانست سرمایه گذاران خارجی را ترغیب به سرمایهگذاری در کشورش کند. رواندا طی بیست و دو سال گذشته به طور متوسط سالیانه یک نرخ رشد اقتصادی هشت درصدی را تجربه کرده به طوری که حالا رواندا به سوئیس آفریقا معروف شده است.
بله، گرچه آقای کاگامه مخالفان سیاسیاش را سرکوب میکند (که کار بسیار زشتی هم هست) اما حداقل بین اکثریت مردم کشورش محبوبیت زیادی دارد زیرا توانسته آن ها را از زیر خط فقر بیرون بکشد و کاری کند که معنای زندگی انسانی را بفهمند و طعم خوش صلح و آرامش را بچشند.
البته اذعان میکنم چنین دیکتاتورهایی واقعا نایاب و نادرند. امروزه دیکتاتورهای جهان عموما از نوع ولادیمیر پوتین هستند. دیکتاتورهای رذلی که جز حفظ قدرتشان به چیز دیگری فکر نمیکنند و حاضرند مملکتی را به باد فنا دهند تا چند سال دیگر به عمر حکومت فاسدشان اضافه شود.
این دیکتاتورها از آنجایی که هیچ دستاورد اقتصادی و رفاهی برای مردم کشورشان نداشتهاند و مملکتشان را به ویرانهای تحت حاکمیت دزدان اولیگارشیک تبدیل کردهاند، برای منحرف کردن مردم از این واقعیتها لاجرم چارهای ندارند جز این که به جنگ افروزی و اشغال کشورهای همسایه متوسل شوند و این جوری «افتخارآفرینی» کنند.
◽️@utfinance◽️
👤 بیژن اشتری
آدم میخواد دیکتاتور هم باشه خوبه که مثل دیکتاتور رواندا باشه.
بعضی ملتها، که سرنوشتشان با دیکتاتوری گره خورده، حداقل شانس آوردهاند و یک دیکتاتوری نصیبشان شده که معنای توسعه و فقرزدایی را میفهمد و شعور اداره کردن کشورش را دارد. پل کاگامه، رئیس جمهور کشور رواندا، از جنس و تبار همین گونهی نادر دیکتاتورهاست.
کاگامه بیست و چهار سال پیش در رواندا ، یکی از فقیرترین کشورهای آفریقایی، به قدرت رسید. او رهبر کشوری شده بود که یک نسلکشی وحشتناک را در دهه نود میلادی تجربه کرده بود. کاگامه بلافاصله پس از غصب قدرت دست به کار شد و آشتی ملی را در کشورش برقرار کرد و سپس همه توجه خود را معطوف توسعه و فقرزدایی کرد. او با یک سیاست خارجی هوشمندانه توانست سرمایه گذاران خارجی را ترغیب به سرمایهگذاری در کشورش کند. رواندا طی بیست و دو سال گذشته به طور متوسط سالیانه یک نرخ رشد اقتصادی هشت درصدی را تجربه کرده به طوری که حالا رواندا به سوئیس آفریقا معروف شده است.
بله، گرچه آقای کاگامه مخالفان سیاسیاش را سرکوب میکند (که کار بسیار زشتی هم هست) اما حداقل بین اکثریت مردم کشورش محبوبیت زیادی دارد زیرا توانسته آن ها را از زیر خط فقر بیرون بکشد و کاری کند که معنای زندگی انسانی را بفهمند و طعم خوش صلح و آرامش را بچشند.
البته اذعان میکنم چنین دیکتاتورهایی واقعا نایاب و نادرند. امروزه دیکتاتورهای جهان عموما از نوع ولادیمیر پوتین هستند. دیکتاتورهای رذلی که جز حفظ قدرتشان به چیز دیگری فکر نمیکنند و حاضرند مملکتی را به باد فنا دهند تا چند سال دیگر به عمر حکومت فاسدشان اضافه شود.
این دیکتاتورها از آنجایی که هیچ دستاورد اقتصادی و رفاهی برای مردم کشورشان نداشتهاند و مملکتشان را به ویرانهای تحت حاکمیت دزدان اولیگارشیک تبدیل کردهاند، برای منحرف کردن مردم از این واقعیتها لاجرم چارهای ندارند جز این که به جنگ افروزی و اشغال کشورهای همسایه متوسل شوند و این جوری «افتخارآفرینی» کنند.
◽️@utfinance◽️
👍15👎1
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بوق انحصار در مخابرات ایران
نسخه صوتی
▫️سرعت اینترنت شما کند است؟ این ویدیو را از دست ندهید!
▫️«چراز» در برنامه این هفته به بررسی تاریخچه مخابرات در ایران میپردازد و به این سوال پاسخ میدهد که چرا این انحصار به ضرر مردم است.
▫️شبکه زیرساختی تلفن که با تلاشهای کیخسرو شاهرخ پا گرفت از همان ابتدا، زیر نظر دولتیها قرار داشت.
▫️در اخر مخابرات در دولت مصدق ملی شد و حذف کامل بخش خصوصی از صنعت مخابرات کلید خورد. آنچه این انحصار دولتی در طول دههها به ارث گذاشته، موجب عدم سرمایهگذاری در زیرساختهای مخابراتی شده که وضعیت اینترنت ثابت ایران را همرده کشورهای عقب افتاده کرده است.
▫️این ویدیو را تماشا کنید و نظرتان را در مورد انحصار دولتی در مخابرات با ما به اشتراک بگذارید.
#چراز
📺 @ecoiran_webtv
نسخه صوتی
▫️سرعت اینترنت شما کند است؟ این ویدیو را از دست ندهید!
▫️«چراز» در برنامه این هفته به بررسی تاریخچه مخابرات در ایران میپردازد و به این سوال پاسخ میدهد که چرا این انحصار به ضرر مردم است.
▫️شبکه زیرساختی تلفن که با تلاشهای کیخسرو شاهرخ پا گرفت از همان ابتدا، زیر نظر دولتیها قرار داشت.
▫️در اخر مخابرات در دولت مصدق ملی شد و حذف کامل بخش خصوصی از صنعت مخابرات کلید خورد. آنچه این انحصار دولتی در طول دههها به ارث گذاشته، موجب عدم سرمایهگذاری در زیرساختهای مخابراتی شده که وضعیت اینترنت ثابت ایران را همرده کشورهای عقب افتاده کرده است.
▫️این ویدیو را تماشا کنید و نظرتان را در مورد انحصار دولتی در مخابرات با ما به اشتراک بگذارید.
#چراز
📺 @ecoiran_webtv
❤6
📄 مقاله
آیا سرمایه داری نابرابری را افزایش داده؟
📌 کتاب مهم توماس پیکتی «سرمایه در قرن بیست و یکم» پس از انتشار در سال 2014 بحث و گفتوگوهای گستردهای را در مورد موضوع نابرابری اقتصادی در سراسر جهان برانگیخت و در ایران نیز چند ترجمه از کتاب او منتشر شد. در حالی که تحلیل پیکتی هم مورد تحسین و هم انتقاد اقشار مختلف قرار گرفته است، اقتصاددانان پیشرو دیدگاه متفاوتی در مورد نظریه او ارائه میدهند.
◽️@utfinance◽️
آیا سرمایه داری نابرابری را افزایش داده؟
📌 کتاب مهم توماس پیکتی «سرمایه در قرن بیست و یکم» پس از انتشار در سال 2014 بحث و گفتوگوهای گستردهای را در مورد موضوع نابرابری اقتصادی در سراسر جهان برانگیخت و در ایران نیز چند ترجمه از کتاب او منتشر شد. در حالی که تحلیل پیکتی هم مورد تحسین و هم انتقاد اقشار مختلف قرار گرفته است، اقتصاددانان پیشرو دیدگاه متفاوتی در مورد نظریه او ارائه میدهند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آیا سرمایه داری نابرابری را افزایش داده؟
کتاب مهم توماس پیکتی «سرمایه در قرن بیست و یکم» پس از انتشار در سال 2014 بحث و گفتوگوهای گستردهای را در مورد موضوع نابرابری اقتصادی در سراسر جهان برانگیخت و در ایران نیز چند ترجمه از کتاب او منتشر شد. در حالی که تحلیل پیکتی هم مورد تحسین و هم انتقاد اقشار…
👍6
📄 مقاله
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
👤 موسی غنینژاد
📌 غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که کتاب پیکتی بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج نادرست میرسد. غنینژاد معتقد است اقتصاددان فرانسوی در این کتاب در مقام منتقد نظام آموزشی جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد ظاهر شده، اما در واقع همچنانکه خواهیم دید خود عملاً قربانی برخی بدآموزیها و نواقص این جریان است.
◽️@utfinance◽️
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «بنوبوک»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «فیدیبو»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «طاقچه»
◽️@utfinance◽️
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
👤 موسی غنینژاد
📌 غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که کتاب پیکتی بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج نادرست میرسد. غنینژاد معتقد است اقتصاددان فرانسوی در این کتاب در مقام منتقد نظام آموزشی جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد ظاهر شده، اما در واقع همچنانکه خواهیم دید خود عملاً قربانی برخی بدآموزیها و نواقص این جریان است.
◽️@utfinance◽️
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «بنوبوک»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «فیدیبو»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «طاقچه»
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
کتاب «سرمایه در قرن بیستویکم» نوشته توماس پیکتی بهرغم اینکه در برخی موارد اطلاعات مفید و نکتهسنجیهای جالبی ارائه میدهد، اساساً، به طور خواسته یا ناخواسته از سوی نویسنده، بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج…
👍4👏1
📚 معرفی کتاب
«سوسیالیسم ملی هیتلر»
👤نوشته: راینر زیتلمن
زیتلمن در این کتاب با دسته بندی اظهارات و مواضع هیتلر، نشان میدهد که ضدیت با سرمایه داری بیش از آن چیزی که معمولاً تصور میشود در جهان بینی هیتلر نقش ایفا کرد. هیتلر در مورد ملی کردن همه ابزارهای تولید بدبین بود زیرا به عنوان یک داروینیست اجتماعی میترسید که این امر بر انتخاب طبیعی در حوزه اقتصادی غلبه کند. با این حال، از اواسط دهه 1930، او به طور فزایندهای متقاعد شد که اقتصاد برنامه ریزی شده بسیار برتر از اقتصاد بازار است و با گذشت زمان، سیستم شوروی را تحسین کرد.
◽️@utfinance◽️
🟥 اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/C30IIK8q8MO/?igsh=MzRlODBiNWFlZA==
🟥
◽️@utfinance◽️
«سوسیالیسم ملی هیتلر»
👤نوشته: راینر زیتلمن
زیتلمن در این کتاب با دسته بندی اظهارات و مواضع هیتلر، نشان میدهد که ضدیت با سرمایه داری بیش از آن چیزی که معمولاً تصور میشود در جهان بینی هیتلر نقش ایفا کرد. هیتلر در مورد ملی کردن همه ابزارهای تولید بدبین بود زیرا به عنوان یک داروینیست اجتماعی میترسید که این امر بر انتخاب طبیعی در حوزه اقتصادی غلبه کند. با این حال، از اواسط دهه 1930، او به طور فزایندهای متقاعد شد که اقتصاد برنامه ریزی شده بسیار برتر از اقتصاد بازار است و با گذشت زمان، سیستم شوروی را تحسین کرد.
◽️@utfinance◽️
🟥 اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/C30IIK8q8MO/?igsh=MzRlODBiNWFlZA==
🟥
◽️@utfinance◽️
👍1
📄 مقاله
نقش ضدیت با سرمایه داری در جهان بینی هیتلر - قسمت اول
👤 راینر زیتلمن
📌 ضدیت با سرمایه داری بیش از آن چیزی که معمولاً تصور میشود در جهان بینی هیتلر نقش ایفا کرد. هیتلر در مورد ملی کردن همه ابزارهای تولید بدبین بود زیرا به عنوان یک داروینیست اجتماعی میترسید که این امر بر انتخاب طبیعی در حوزه اقتصادی غلبه کند. با این حال، از اواسط دهه 1930، او به طور فزایندهای متقاعد شد که اقتصاد برنامه ریزی شده بسیار برتر از اقتصاد بازار است و با گذشت زمان، سیستم شوروی را تحسین کرد.
◽️@utfinance◽️
نقش ضدیت با سرمایه داری در جهان بینی هیتلر - قسمت اول
👤 راینر زیتلمن
📌 ضدیت با سرمایه داری بیش از آن چیزی که معمولاً تصور میشود در جهان بینی هیتلر نقش ایفا کرد. هیتلر در مورد ملی کردن همه ابزارهای تولید بدبین بود زیرا به عنوان یک داروینیست اجتماعی میترسید که این امر بر انتخاب طبیعی در حوزه اقتصادی غلبه کند. با این حال، از اواسط دهه 1930، او به طور فزایندهای متقاعد شد که اقتصاد برنامه ریزی شده بسیار برتر از اقتصاد بازار است و با گذشت زمان، سیستم شوروی را تحسین کرد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نقش ضدیت با سرمایه داری در جهان بینی هیتلر - قسمت اول
ضدیت با سرمایه داری بیش از آن چیزی که معمولاً تصور میشود در جهان بینی هیتلر نقش ایفا کرد. هیتلر در مورد ملی کردن همه ابزارهای تولید بدبین بود زیرا به عنوان یک داروینیست اجتماعی میترسید که این امر بر انتخاب طبیعی در حوزه اقتصادی غلبه کند. با این حال، از…
❤2
در چنين روزى، هفتم اسفند ١۳۴۱ دو شرکت «ایرانیان ایرویز» و «پرشین ایرسرویس» در یکدیگر ادغام شدند و شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما) تأسیس شد.
نام بینالمللی شرکت هما، ایران ایر (IRAN AIR) بود.
هما در زمان خود از بهترين شركتهاى هوايى جهان بود.
◽️@utfinance◽️
نام بینالمللی شرکت هما، ایران ایر (IRAN AIR) بود.
هما در زمان خود از بهترين شركتهاى هوايى جهان بود.
◽️@utfinance◽️
❤7🔥1
👤 فردریش فون هایک:
واضح است که یک رعیت یا برده صرفاً با به دست آوردن «حق رأی» آزاد نخواهد شد.
همچنین هر میزانی از تجمل و وسایلی که برده داشته باشد، یا قدرتی مافوق گروهی از بردگان داشته باشد، وابستگیاش به اراده خودکامانه اربابش را کم نخواهد کرد.
اما اگر یک انسان، مصون از محدودیت خودسرانه دیگران باشد، در برابر قانون حقوق برابر با دیگران داشته باشد، از بازداشت خودسرانه مصون باشد، برای انتخاب کار و شغل آزادی داشته باشد و اگر قادر به کسب و حفظ ثروت باشد، هیچ فرد یا گروهی نمیتواند او را به انجام خواست خود مجبور کند.
آزادی، به معنای استقلال از اراده خودکامه دیگری است.
◽️@utfinance◽️
واضح است که یک رعیت یا برده صرفاً با به دست آوردن «حق رأی» آزاد نخواهد شد.
همچنین هر میزانی از تجمل و وسایلی که برده داشته باشد، یا قدرتی مافوق گروهی از بردگان داشته باشد، وابستگیاش به اراده خودکامانه اربابش را کم نخواهد کرد.
اما اگر یک انسان، مصون از محدودیت خودسرانه دیگران باشد، در برابر قانون حقوق برابر با دیگران داشته باشد، از بازداشت خودسرانه مصون باشد، برای انتخاب کار و شغل آزادی داشته باشد و اگر قادر به کسب و حفظ ثروت باشد، هیچ فرد یا گروهی نمیتواند او را به انجام خواست خود مجبور کند.
آزادی، به معنای استقلال از اراده خودکامه دیگری است.
◽️@utfinance◽️
👍31❤5
Forwarded from شرق وحشی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه رند پال از نویسندگان کتاب چرا سوسیالیست نیستم با جان استاسل.
https://t.me/yusefmasoud
https://t.me/yusefmasoud
👍1
📄 یک پرسش، یک یادداشت و یک کامنت
آرمان امیری این پرسش را مطرح کرده که «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟»
یکی از کسانی که به این دعوت به گفتوگو پاسخ داده، علی معطمی است که در لینک زیر میتوانید بخوانید:
📄 پاسخ علی معظمی به پرسش: «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟»
📌 کامنت شاهین کارخانه، بر مطلب علی معظمی:
📄 مسیر دموکراسی غیرلیبرال به سوی استبداد
◽️@utfinance◽️
آرمان امیری این پرسش را مطرح کرده که «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟»
یکی از کسانی که به این دعوت به گفتوگو پاسخ داده، علی معطمی است که در لینک زیر میتوانید بخوانید:
📄 پاسخ علی معظمی به پرسش: «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟»
📌 کامنت شاهین کارخانه، بر مطلب علی معظمی:
📄 مسیر دموکراسی غیرلیبرال به سوی استبداد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
پاسخ علی معظمی به پرسش: «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟»
چندی پیش آقای آرمان امیری لطف کردند و مرا به بحثی دعوت کردند که سؤال اصلیاش این است؛ «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟» و این قید را هم اضافه کرده بودند که: هر ادعایی از دموکراسی، در مقابل لیبرال دموکراسی مستقر در غرب،…
👍4
Finance & Economics
📄 یک پرسش، یک یادداشت و یک کامنت آرمان امیری این پرسش را مطرح کرده که «وقتی از دموکراسی غیرلیبرال حرف میزنید دقیقاً از چه صحبت میکنید؟» یکی از کسانی که به این دعوت به گفتوگو پاسخ داده، علی معطمی است که در لینک زیر میتوانید بخوانید: 📄 پاسخ علی معظمی…
در ادامه متن پیشین و با توجه به نقدهایی که مطرح شد، ذکر چند نکته مهم است:
یک) یکی از دلایل اصلی ترجیح بازار آزاد توانایی بینظیر آن در ایجاد رونق اقتصادی است. سیستم بازار آزاد که با حداقل مداخله دولت و رقابت باز مشخص میشود، امکان تخصیص کارآمد منابع، کشف قیمت و محیط تجاری پویا را فراهم میکند.
این امر باعث رشد اقتصادی میشود که منجر به افزایش فرصتهای شغلی، استانداردهای بالاتر زندگی و رفاه کلی یک جامعه میشود. در مقابل، دموکراسیها میتوانند به دلیل ملاحظات سیاسی، تشریفات اداری، و پتانسیل تغییر سیاستهای کوتاهمدت بر اساس احساسات عمومی با چالشهایی در تصمیمگیری اقتصادی مواجه شوند.
بازار آزاد با تکیه بر نیروهای عرضه و تقاضا، نوآوری، کارایی و سازگاری را تشویق میکند و توسعه اقتصادی پایدار را پیش میبرد.
دو) لیبرالها، ارزشهای لیبرالی مانند آزادی مبادله، آزادی بیان، آزادی تجمعات و تشکل یابی و همچنین پیگیری نفع شخصی و علاقه مندیهای فردی را ستایش میکنند و معتقدند ارزشمندی لیبرال دموکراسی به این ارزشها وابسته است.
سه) همچنین، بازار آزاد به طور ذاتی آزادی فردی را با اجازه دادن به افراد برای انتخاب بر اساس ترجیحات، نیازها و قابلیتهای خود ارتقا میدهد. در یک اقتصاد مبتنی بر بازار، افراد این اختیار را دارند که به دنبال منافع اقتصادی خود باشند، خواه انتخاب شغل، راه اندازی یک تجارت یا سرمایه گذاری منابع خود باشد. این آزادی اقتصادی به نوبه خود به افراد این قدرت را میدهد تا زندگی خود را بر اساس ارزشها و آرزوهای خود شکل دهند.
چهار) هدف متن پیشین این بود که توضیح دهد دموکراسی، در عین حال که در حفاظت از آزادیهای سیاسی مؤثر است، ممکن است گاهی به استبداد اکثریت منجر شود و به طور بالقوه حقوق اقلیتها را نقض کند. بازار آزاد، با تمرکز بر مبادلات داوطلبانه و مداخله محدود دولت، زمینه بازی برابری را فراهم میکند که در آن افراد میتوانند آزادیهای اقتصادی خود را بدون ترس از نفوذ ناروا از جانب اکثریت اعمال کنند.
پنج) مزیت قابل توجه بازار آزاد ظرفیت آن برای تحریک نوآوری و تقویت رقابت سالم است. ماهیت رقابتی بازار، کسبوکارها را تشویق میکند تا محصولات و خدمات خود را دائماً بهبود بخشند و پیشرفتهای فنآوری و افزایش بهرهوری را به همراه داشته باشند. نوآوری، محرک کلیدی پیشرفت اقتصادی، در محیطی شکوفا میشود که در آن کسبوکارها انگیزه بهتری نسبت به رقبای خود دارند و خواستههای دائماً در حال تغییر مصرفکنندگان را برآورده میکنند. در حالی که هدف دموکراسیها نمایندگی از منافع مختلف مردم است، فرآیندهای تصمیم گیری میتواند کند باشد و سیاستها ممکن است در معرض مصالحه و بده بستان سیاسی قرار گیرند. در مقابل، بازار آزاد، با ساختار تصمیمگیری غیرمتمرکز خود، امکان انطباق سریعتر با شرایط متغیر بازار را فراهم میکند و چشمانداز اقتصادی چابکتر و نوآورانهتر را ارتقا میدهد.
شش) در نتیجه، ترجیح بازار آزاد بر دموکراسی در توانایی آن برای ایجاد رفاه اقتصادی، حمایت از آزادی فردی و تقویت نوآوری نهفته است. در عین حال، ایجاد توازن بین دموکراسی و بازار آزاد میتواند منجر به جامعهای قوی و انعطاف پذیر شود که از نقاط قوت هر دو سیستم بهره میبرد.
هفت) تاکید بر این نکته مهم است که سیاستهای سوسیالیستی از آزادی افراد حمایت نمیکنند، و اگر کسی در مورد سوسیالیسم رؤیایی دارد، باید آماده باشد تا آزادی خود را قربانی کند.
باید هشیار باشیم که هر گونه برنامه ریزی مرکزی به دلیل مشکل هماهنگی و ناتوانی از محاسبه اقتصادی -حتی در صورت توفیق کوتاه مدت- در بلندمدت ناکام خواهد بود. چون اصولا با تصمیم گیری نهایی یک برنامه ریز همراه میشود و بنابراین هر شکلی از جمع گرایی در تصمیمات یک برنامه ریز واحد نهفته است.
هشت) لیبرالها همواره بر اهمیت مالکیت خصوصی تأکید دارند و اینکه چگونه مالکیت خصوصی به کسانی که مالکیت ندارند نیز حق انتخاب میدهد.
میدانیم که ادعای برنامه ریزان مبنی بر اینکه آزادی سیاسی مردم تحت تأثیر قرار نمیگیرد و تنها آزادی اقتصادی از آنها گرفته میشود، نادرست است زیرا آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی هر دو مکمل یکدیگر هستند. بدون یکی، دیگری غیر ممکن است. دولتی که بر ابزار تولید، منابع و مبادلات اقتصادی مسلط است در تمامی حوزههای حیات اجتماعی مداخله میکند.
بنابراین، لیبرالهایی که قائل به اولویت و رجحان بازار آزاد بر دموکراسی هستند، در درجه اول بازار آزاد را ضامن آزادی فردی میدانند و در درجه دوم معتقدند بازار آزاد رونق اقتصادی، آزادی فردی و نوآوری را تقویت میکند و اغلب از فرآیند دموکراتیک در این حوزهها بهتر عمل میکند.
◽️@utfinance◽️
یک) یکی از دلایل اصلی ترجیح بازار آزاد توانایی بینظیر آن در ایجاد رونق اقتصادی است. سیستم بازار آزاد که با حداقل مداخله دولت و رقابت باز مشخص میشود، امکان تخصیص کارآمد منابع، کشف قیمت و محیط تجاری پویا را فراهم میکند.
این امر باعث رشد اقتصادی میشود که منجر به افزایش فرصتهای شغلی، استانداردهای بالاتر زندگی و رفاه کلی یک جامعه میشود. در مقابل، دموکراسیها میتوانند به دلیل ملاحظات سیاسی، تشریفات اداری، و پتانسیل تغییر سیاستهای کوتاهمدت بر اساس احساسات عمومی با چالشهایی در تصمیمگیری اقتصادی مواجه شوند.
بازار آزاد با تکیه بر نیروهای عرضه و تقاضا، نوآوری، کارایی و سازگاری را تشویق میکند و توسعه اقتصادی پایدار را پیش میبرد.
دو) لیبرالها، ارزشهای لیبرالی مانند آزادی مبادله، آزادی بیان، آزادی تجمعات و تشکل یابی و همچنین پیگیری نفع شخصی و علاقه مندیهای فردی را ستایش میکنند و معتقدند ارزشمندی لیبرال دموکراسی به این ارزشها وابسته است.
سه) همچنین، بازار آزاد به طور ذاتی آزادی فردی را با اجازه دادن به افراد برای انتخاب بر اساس ترجیحات، نیازها و قابلیتهای خود ارتقا میدهد. در یک اقتصاد مبتنی بر بازار، افراد این اختیار را دارند که به دنبال منافع اقتصادی خود باشند، خواه انتخاب شغل، راه اندازی یک تجارت یا سرمایه گذاری منابع خود باشد. این آزادی اقتصادی به نوبه خود به افراد این قدرت را میدهد تا زندگی خود را بر اساس ارزشها و آرزوهای خود شکل دهند.
چهار) هدف متن پیشین این بود که توضیح دهد دموکراسی، در عین حال که در حفاظت از آزادیهای سیاسی مؤثر است، ممکن است گاهی به استبداد اکثریت منجر شود و به طور بالقوه حقوق اقلیتها را نقض کند. بازار آزاد، با تمرکز بر مبادلات داوطلبانه و مداخله محدود دولت، زمینه بازی برابری را فراهم میکند که در آن افراد میتوانند آزادیهای اقتصادی خود را بدون ترس از نفوذ ناروا از جانب اکثریت اعمال کنند.
پنج) مزیت قابل توجه بازار آزاد ظرفیت آن برای تحریک نوآوری و تقویت رقابت سالم است. ماهیت رقابتی بازار، کسبوکارها را تشویق میکند تا محصولات و خدمات خود را دائماً بهبود بخشند و پیشرفتهای فنآوری و افزایش بهرهوری را به همراه داشته باشند. نوآوری، محرک کلیدی پیشرفت اقتصادی، در محیطی شکوفا میشود که در آن کسبوکارها انگیزه بهتری نسبت به رقبای خود دارند و خواستههای دائماً در حال تغییر مصرفکنندگان را برآورده میکنند. در حالی که هدف دموکراسیها نمایندگی از منافع مختلف مردم است، فرآیندهای تصمیم گیری میتواند کند باشد و سیاستها ممکن است در معرض مصالحه و بده بستان سیاسی قرار گیرند. در مقابل، بازار آزاد، با ساختار تصمیمگیری غیرمتمرکز خود، امکان انطباق سریعتر با شرایط متغیر بازار را فراهم میکند و چشمانداز اقتصادی چابکتر و نوآورانهتر را ارتقا میدهد.
شش) در نتیجه، ترجیح بازار آزاد بر دموکراسی در توانایی آن برای ایجاد رفاه اقتصادی، حمایت از آزادی فردی و تقویت نوآوری نهفته است. در عین حال، ایجاد توازن بین دموکراسی و بازار آزاد میتواند منجر به جامعهای قوی و انعطاف پذیر شود که از نقاط قوت هر دو سیستم بهره میبرد.
هفت) تاکید بر این نکته مهم است که سیاستهای سوسیالیستی از آزادی افراد حمایت نمیکنند، و اگر کسی در مورد سوسیالیسم رؤیایی دارد، باید آماده باشد تا آزادی خود را قربانی کند.
باید هشیار باشیم که هر گونه برنامه ریزی مرکزی به دلیل مشکل هماهنگی و ناتوانی از محاسبه اقتصادی -حتی در صورت توفیق کوتاه مدت- در بلندمدت ناکام خواهد بود. چون اصولا با تصمیم گیری نهایی یک برنامه ریز همراه میشود و بنابراین هر شکلی از جمع گرایی در تصمیمات یک برنامه ریز واحد نهفته است.
هشت) لیبرالها همواره بر اهمیت مالکیت خصوصی تأکید دارند و اینکه چگونه مالکیت خصوصی به کسانی که مالکیت ندارند نیز حق انتخاب میدهد.
میدانیم که ادعای برنامه ریزان مبنی بر اینکه آزادی سیاسی مردم تحت تأثیر قرار نمیگیرد و تنها آزادی اقتصادی از آنها گرفته میشود، نادرست است زیرا آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی هر دو مکمل یکدیگر هستند. بدون یکی، دیگری غیر ممکن است. دولتی که بر ابزار تولید، منابع و مبادلات اقتصادی مسلط است در تمامی حوزههای حیات اجتماعی مداخله میکند.
بنابراین، لیبرالهایی که قائل به اولویت و رجحان بازار آزاد بر دموکراسی هستند، در درجه اول بازار آزاد را ضامن آزادی فردی میدانند و در درجه دوم معتقدند بازار آزاد رونق اقتصادی، آزادی فردی و نوآوری را تقویت میکند و اغلب از فرآیند دموکراتیک در این حوزهها بهتر عمل میکند.
◽️@utfinance◽️
👍7