📄 یادداشت
کوروش کمپانی و بازی پانزی
/نگاهی به ماجرای کوروش کمپانی با عینک مکتب اقتصاد اتریشی/
طرحهای پانزی، که به نام کلاهبردار بدنام چارلز پانزی نامگذاری شدهاند، مدتها بلای جان سرمایهگذاران ناآگاه بودهاند و وعدههای بازدهی بالا را میدهند، اما در نهایت از بین میروند.
اصولا طرحهای پانزی مانند کوروش کمپانی نشان دهنده انحراف از اصول مبادله واقعی بازار و ریسک پذیری کارآفرینانه است. طرحهای پانزی در محیطهایی رشد میکنند که با سیگنالهای مخدوش و سرمایهگذاری نادرست مشخص میشوند، که اغلب با دخالت دولت و دستکاری پولی تشدید میشود. زمانی که بانکهای مرکزی بهطور مصنوعی نرخهای بهره را کاهش میدهند یا نقدینگی را به سیستم مالی تزریق میکنند، سیگنالهای قیمتی را مخدوش میکنند که فعالیتهای کارآفرینی و تخصیص سرمایه را هدایت میکند. این امر میتواند سرمایهگذاران را به تعقیب بازدههای ناپایدار سوق دهد و راه را برای شکوفایی طرحهای پانزی در میان جستوجوی بازدهی در محیط سرکوب مالی هموار کند.
علاوه بر این، باید به نقش شکستهای نظارتی و مخاطرات اخلاقی در قادر ساختن طرحهای پانزی برای تداوم فعالیت کنترل نشده توجه کرد. سازمانهای نظارتی ممکن است در نظارت با شکست مواجه شوند، در حالی که ضمانتهای ضمنی یا کمکهای مالی انگیزههایی برای رفتارهای بیملاحظه در میان واسطههای مالی ایجاد میکنند. به این ترتیب، مداخلات دولت با هدف کاهش ریسک میتواند به طور ناخواسته به گسترش طرحهای پانزی و سایر اشکال تقلب مالی دامن بزند.
فروپاشی طرح پانزی نشاندهنده یک محاسبه ضروری با واقعیت اقتصادی است، زیرا سرمایهگذاریهای ناپایدار در معرض دید قرار میگیرند و منابع به سمت استفادههای مولدتر تخصیص مییابند. برخلاف مدلهای اقتصادی سنتی که اطلاعات کامل و رفتار منطقی را فرض میکنند، امروزه اقتصاددانان اتریشی بر اهمیت کشف کارآفرینی و نظم بازار در کشف تقلب و اصلاح تخصیص نادرست سرمایه تأکید میکنند.
اقتصاددانان اتریشی به جای اتکا به مقامات نظارتی یا برنامهریزان مرکزی برای جلوگیری از طرحهای پانزی، از مکانیسمهای غیرمتمرکز انضباط بازار و دقت نظر سرمایهگذاران دفاع میکنند. در یک محیط بازار آزاد و رقابتی، کارآفرینان با انگیزههایی برای نوآوری، رقابت و کسب سود از طریق برآوردن خواستههای مصرفکننده مواجه هستند. سرمایه گذاران نیز به نوبه خود بر شهرت، شفافیت و فشارهای رقابتی برای ارزیابی اعتبار و دوام فرصتهای سرمایه گذاری تکیه میکنند و خطر قربانی شدن در طرحهای متقلبانه را کاهش میدهند.
بنابراین، اقتصاددانان اتریشی با برجسته کردن نقش سیگنالهای تحریفشده، شکستهای نظارتی و کشف کارآفرینی، بینشهای ارزشمندی را در مورد علل و پیامدهای طرحهای پانزی و همچنین پیامدهای بالقوه سیاست برای ارتقای ثبات مالی و یکپارچگی بازار ارائه میکنند. از این رهگذر، میتوان گفت راه حل اساسی برای جلوگیری از تکرار تجربه کوروش کمپانی، کاهش مداخله دولت در اقتصاد و حذف رانتها و مجوزهای دولتی است.
◽️@utfinance◽️
کوروش کمپانی و بازی پانزی
/نگاهی به ماجرای کوروش کمپانی با عینک مکتب اقتصاد اتریشی/
طرحهای پانزی، که به نام کلاهبردار بدنام چارلز پانزی نامگذاری شدهاند، مدتها بلای جان سرمایهگذاران ناآگاه بودهاند و وعدههای بازدهی بالا را میدهند، اما در نهایت از بین میروند.
اصولا طرحهای پانزی مانند کوروش کمپانی نشان دهنده انحراف از اصول مبادله واقعی بازار و ریسک پذیری کارآفرینانه است. طرحهای پانزی در محیطهایی رشد میکنند که با سیگنالهای مخدوش و سرمایهگذاری نادرست مشخص میشوند، که اغلب با دخالت دولت و دستکاری پولی تشدید میشود. زمانی که بانکهای مرکزی بهطور مصنوعی نرخهای بهره را کاهش میدهند یا نقدینگی را به سیستم مالی تزریق میکنند، سیگنالهای قیمتی را مخدوش میکنند که فعالیتهای کارآفرینی و تخصیص سرمایه را هدایت میکند. این امر میتواند سرمایهگذاران را به تعقیب بازدههای ناپایدار سوق دهد و راه را برای شکوفایی طرحهای پانزی در میان جستوجوی بازدهی در محیط سرکوب مالی هموار کند.
علاوه بر این، باید به نقش شکستهای نظارتی و مخاطرات اخلاقی در قادر ساختن طرحهای پانزی برای تداوم فعالیت کنترل نشده توجه کرد. سازمانهای نظارتی ممکن است در نظارت با شکست مواجه شوند، در حالی که ضمانتهای ضمنی یا کمکهای مالی انگیزههایی برای رفتارهای بیملاحظه در میان واسطههای مالی ایجاد میکنند. به این ترتیب، مداخلات دولت با هدف کاهش ریسک میتواند به طور ناخواسته به گسترش طرحهای پانزی و سایر اشکال تقلب مالی دامن بزند.
فروپاشی طرح پانزی نشاندهنده یک محاسبه ضروری با واقعیت اقتصادی است، زیرا سرمایهگذاریهای ناپایدار در معرض دید قرار میگیرند و منابع به سمت استفادههای مولدتر تخصیص مییابند. برخلاف مدلهای اقتصادی سنتی که اطلاعات کامل و رفتار منطقی را فرض میکنند، امروزه اقتصاددانان اتریشی بر اهمیت کشف کارآفرینی و نظم بازار در کشف تقلب و اصلاح تخصیص نادرست سرمایه تأکید میکنند.
اقتصاددانان اتریشی به جای اتکا به مقامات نظارتی یا برنامهریزان مرکزی برای جلوگیری از طرحهای پانزی، از مکانیسمهای غیرمتمرکز انضباط بازار و دقت نظر سرمایهگذاران دفاع میکنند. در یک محیط بازار آزاد و رقابتی، کارآفرینان با انگیزههایی برای نوآوری، رقابت و کسب سود از طریق برآوردن خواستههای مصرفکننده مواجه هستند. سرمایه گذاران نیز به نوبه خود بر شهرت، شفافیت و فشارهای رقابتی برای ارزیابی اعتبار و دوام فرصتهای سرمایه گذاری تکیه میکنند و خطر قربانی شدن در طرحهای متقلبانه را کاهش میدهند.
بنابراین، اقتصاددانان اتریشی با برجسته کردن نقش سیگنالهای تحریفشده، شکستهای نظارتی و کشف کارآفرینی، بینشهای ارزشمندی را در مورد علل و پیامدهای طرحهای پانزی و همچنین پیامدهای بالقوه سیاست برای ارتقای ثبات مالی و یکپارچگی بازار ارائه میکنند. از این رهگذر، میتوان گفت راه حل اساسی برای جلوگیری از تکرار تجربه کوروش کمپانی، کاهش مداخله دولت در اقتصاد و حذف رانتها و مجوزهای دولتی است.
◽️@utfinance◽️
👍5
46-49.pdf
662.6 KB
👥 گفتوگو
تنبیه موفقیت
/ریشههای ناامنی بخش خصوصی/
میزگرد تجارت فردا با موسی غنینژاد و نیما نامداری
◽️@utfinance◽️
تنبیه موفقیت
/ریشههای ناامنی بخش خصوصی/
میزگرد تجارت فردا با موسی غنینژاد و نیما نامداری
◽️@utfinance◽️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 موسی غنینژاد:
اقتصاد ما مریض است، اقتصاد ما سرطان دارد.
سرطانش این نیست که مالکیت بخش خصوصی کم است یا زیاد است، سرطانش این است که آزادی وجود ندارد.
سرطانش این است که همه چیز ما دستوری است. سرطان اینجاست. صورت مسئله را درست ببینیم و راه حل را درست مطرح کنیم.
ببینید، نصیحت کردن دولت مردان چه فایدهای دارد؟ آقایان نشستهاند اینجا (و میگویند) آقا اینطوری رفتید خوب نبود، اینجوری بکنید. او اصلا به حرف شما گوش نمیدهد. شما را قبول ندارد. اصلا این بحثها برایش مطرح نیست.
ما اگر میخواهیم حرف جدی بزنیم، باید راه حل بدهیم، نه اینکه آنچه گذشته را تکرار کنیم. آخر هم نصیحت بکنیم که این سیاست مدارها خبیث و فلان و بهمان هستند. این را همه میدانند.
راه حل چیست؟
راه حل به نظر من روشن است. دست این سیاست مدارها را باید در پوست گردو گذاشت. باید مجبورشان کرد که یک کاری را انجام دهند. چه جوری مجبورشان کنیم؟
باید آزادی را به مطالبه عمومی تبدیل کنیم.
راه حل این است.
◽️ @utfinance◽️
اقتصاد ما مریض است، اقتصاد ما سرطان دارد.
سرطانش این نیست که مالکیت بخش خصوصی کم است یا زیاد است، سرطانش این است که آزادی وجود ندارد.
سرطانش این است که همه چیز ما دستوری است. سرطان اینجاست. صورت مسئله را درست ببینیم و راه حل را درست مطرح کنیم.
ببینید، نصیحت کردن دولت مردان چه فایدهای دارد؟ آقایان نشستهاند اینجا (و میگویند) آقا اینطوری رفتید خوب نبود، اینجوری بکنید. او اصلا به حرف شما گوش نمیدهد. شما را قبول ندارد. اصلا این بحثها برایش مطرح نیست.
ما اگر میخواهیم حرف جدی بزنیم، باید راه حل بدهیم، نه اینکه آنچه گذشته را تکرار کنیم. آخر هم نصیحت بکنیم که این سیاست مدارها خبیث و فلان و بهمان هستند. این را همه میدانند.
راه حل چیست؟
راه حل به نظر من روشن است. دست این سیاست مدارها را باید در پوست گردو گذاشت. باید مجبورشان کرد که یک کاری را انجام دهند. چه جوری مجبورشان کنیم؟
باید آزادی را به مطالبه عمومی تبدیل کنیم.
راه حل این است.
◽️ @utfinance◽️
❤31👍8👏2
👤مسعود یوسف حصیرچین:
ما آزادیخواهیم و اهل ممنوعیت نیستیم، به فرایند دموکراتیک هم باور داریم اما قرار هم نیست که ساکت بمانیم. این جمله، منطق پشت نگارش این کتاب است.
چند سال است بسیاری از جوانان دید مثبتی نسبت به سوسیالیسم پیدا کردهاند و میگویند «بیایید سوسیالیسم را امتحان کنیم!» انگار امتحان نشده!
رند پال در این کتاب روایتی واقعی از سوسیالیسم ارائه میدهد. کتاب داستان شری است که شکست خورده اما نه تنها نمیمیرد بلکه همچنان اغواگر هم هست. رند پال نشان میدهد کاپیتالیسم به بهبود وضع همه منجر میشود و سوسیالیسم لاجرم به فساد، نابرابری، فقر، تباهی، خشونت، بیاخلاقی و مرگ میانجامد. اگر یاد اسکاندیناوی افتادهاید باید بگویم به اسکاندیناوی هم میپردازد و نشان میدهد آنچه اسکاندیناوی را به جایی خوب تبدیل کرده کاپیتالیسم است نه سوسیالیسم.
اگر با سوسیالیسم سر سازگاری ندارید، خواندن این کتاب میتواند دلایل و مدارک بیشتری به شما میدهد. اگر مایلید حرفها و کارنامه لیبرالها و چپها را در کنار هم ببینید، این کتاب را بخوانید و در اگر چپ هستید و ذهنتان به روی واقعیتها باز، این کتاب را از دست ندهید.
◽️@utfinance◽️
ما آزادیخواهیم و اهل ممنوعیت نیستیم، به فرایند دموکراتیک هم باور داریم اما قرار هم نیست که ساکت بمانیم. این جمله، منطق پشت نگارش این کتاب است.
چند سال است بسیاری از جوانان دید مثبتی نسبت به سوسیالیسم پیدا کردهاند و میگویند «بیایید سوسیالیسم را امتحان کنیم!» انگار امتحان نشده!
رند پال در این کتاب روایتی واقعی از سوسیالیسم ارائه میدهد. کتاب داستان شری است که شکست خورده اما نه تنها نمیمیرد بلکه همچنان اغواگر هم هست. رند پال نشان میدهد کاپیتالیسم به بهبود وضع همه منجر میشود و سوسیالیسم لاجرم به فساد، نابرابری، فقر، تباهی، خشونت، بیاخلاقی و مرگ میانجامد. اگر یاد اسکاندیناوی افتادهاید باید بگویم به اسکاندیناوی هم میپردازد و نشان میدهد آنچه اسکاندیناوی را به جایی خوب تبدیل کرده کاپیتالیسم است نه سوسیالیسم.
اگر با سوسیالیسم سر سازگاری ندارید، خواندن این کتاب میتواند دلایل و مدارک بیشتری به شما میدهد. اگر مایلید حرفها و کارنامه لیبرالها و چپها را در کنار هم ببینید، این کتاب را بخوانید و در اگر چپ هستید و ذهنتان به روی واقعیتها باز، این کتاب را از دست ندهید.
◽️@utfinance◽️
👍15👎2👌1
📄 یادداشت
👤 بیژن اشتری
کتاب «ظهور و سقوط قذافی» با ترجمه من تجدید چاپ شده از سوی نشر ثالث.گفتم شاید حوصله خواندنش را نداشته باشید، آن را در قالب مطلب زیر(شش اشتباه مرگبار قذافی)خلاصه کردم برایتان:
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت میشد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروههای تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانوادههای همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه) قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچههای آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام میشد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریمهای بینالمللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج) قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمیکند و به جناح اصلاحطلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها میگذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش) قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او میتواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابیاش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت نیروی هوایی نیروهای غربی توانستند قذافی را ساقط کنند.
◽️ @utfinance◽️
👤 بیژن اشتری
کتاب «ظهور و سقوط قذافی» با ترجمه من تجدید چاپ شده از سوی نشر ثالث.گفتم شاید حوصله خواندنش را نداشته باشید، آن را در قالب مطلب زیر(شش اشتباه مرگبار قذافی)خلاصه کردم برایتان:
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت میشد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروههای تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانوادههای همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه) قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچههای آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام میشد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریمهای بینالمللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج) قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمیکند و به جناح اصلاحطلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها میگذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش) قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او میتواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابیاش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت نیروی هوایی نیروهای غربی توانستند قذافی را ساقط کنند.
◽️ @utfinance◽️
👍11
📄 مقاله
بنبست «خصوصیسازی»
👤 دکتر موسی غنینژاد
ناکارآمدی چشمگیر اقتصاد دولتی در ۱۰سال نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی را میتوان علت اولیه و اصلی طرح موضوع خصوصیسازی دانست.
«سیاستهای کلی اصل۴۴ قانون اساسی» در سال۱۳۸۴ ابلاغ شد تا قانون اجرایی آن تهیه شود.
اما بهزودی معلوم شد که این فرآیند اصلاحی بیش از آنکه خصوصیسازی به معنی واقعی کلمه باشد، فرآیند «واگذاری» مالکیت شرکتهای دولتی به «نهادهای عمومی غیردولتی» است و اتفاقا سهم بخش خصوصی در این میان بسیار اندک است.
فرآیند واگذاری شرکتهای دولتی، معضلات جدیدی بهوجود آورده که مهمترین آنها عدم شفافیت بیش از پیش در این نظام اقتصادی است که بالقوه میتواند عامل بروز فساد، رانتخواری و سوءاستفاده از قدرت اقتصادی برای اهداف سیاسی خاص باشد.
شرکتهای واگذارشده در واقع از شمول نظارت دولتی خارج شده و تابع قانون تجارت میشوند؛ اما از آنجا که مدیران آنها هنوز از سوی صاحبان قدرت سیاسی تعیین میشوند و همیشه پشتگرم به قدرت فائقه آنها هستند، مکانیسمهای متعارف نظارتی قانون تجارت درباره آنها جاری نیست؛ یعنی عملا هیچ نظارتی روی آنها صورت نمیگیرد.
به همین دلیل بود که در سال ۱۳۹۸ در سرمقالهای در «دنیای اقتصاد» با عنوان «خصوصی سازی را متوقف کنید»، خواستار توقف خصوصیسازی شدم و ادامه این فرآیند را مغایر با منافع ملی دانستم.
اما خصوصیسازی حقیقی چیست و چگونه محقق میشود؟
◽️ @utfinance◽️
بنبست «خصوصیسازی»
👤 دکتر موسی غنینژاد
ناکارآمدی چشمگیر اقتصاد دولتی در ۱۰سال نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی را میتوان علت اولیه و اصلی طرح موضوع خصوصیسازی دانست.
«سیاستهای کلی اصل۴۴ قانون اساسی» در سال۱۳۸۴ ابلاغ شد تا قانون اجرایی آن تهیه شود.
اما بهزودی معلوم شد که این فرآیند اصلاحی بیش از آنکه خصوصیسازی به معنی واقعی کلمه باشد، فرآیند «واگذاری» مالکیت شرکتهای دولتی به «نهادهای عمومی غیردولتی» است و اتفاقا سهم بخش خصوصی در این میان بسیار اندک است.
فرآیند واگذاری شرکتهای دولتی، معضلات جدیدی بهوجود آورده که مهمترین آنها عدم شفافیت بیش از پیش در این نظام اقتصادی است که بالقوه میتواند عامل بروز فساد، رانتخواری و سوءاستفاده از قدرت اقتصادی برای اهداف سیاسی خاص باشد.
شرکتهای واگذارشده در واقع از شمول نظارت دولتی خارج شده و تابع قانون تجارت میشوند؛ اما از آنجا که مدیران آنها هنوز از سوی صاحبان قدرت سیاسی تعیین میشوند و همیشه پشتگرم به قدرت فائقه آنها هستند، مکانیسمهای متعارف نظارتی قانون تجارت درباره آنها جاری نیست؛ یعنی عملا هیچ نظارتی روی آنها صورت نمیگیرد.
به همین دلیل بود که در سال ۱۳۹۸ در سرمقالهای در «دنیای اقتصاد» با عنوان «خصوصی سازی را متوقف کنید»، خواستار توقف خصوصیسازی شدم و ادامه این فرآیند را مغایر با منافع ملی دانستم.
اما خصوصیسازی حقیقی چیست و چگونه محقق میشود؟
◽️ @utfinance◽️
Telegraph
بنبست «خصوصیسازی»
موضوع خصوصیسازی بنگاههای دولتی قدمتی نسبتا دیرینه در اقتصاد ایران دارد. تقریبا همزمان با شکلگیری شرکتهای دولتی در دوران پهلوی اول ضرورت واگذاری متعاقب آنها به بخش خصوصی نیز مطرح شد. در زمان پهلوی دوم نیز در جریان اصلاحات ارضی در دهه۱۳۴۰ خورشیدی بخشی از…
👍8👎1👌1
Forwarded from حسین علییاری (Hossein Aliyari)
#بازار_امروز
🔺بازار امروز شاید یکی از بدترین روزهای امسال رو سپری کرد . عملا بازار تغییر خاصی رو به چشم ندید و شاید بشه گفته که بازار رشد 600 واحدی دیروز رو با افت 573 واحدی امروز پس گرفت تا تمام تلاش برای حفظ شاخص رو شاخص ساز حفظ کرده باشه.
🔺بازار دیده آبی از معاملات این روز ها گرم نمیشه تصمیم گرفته که زودتر از بقیه به نعطیلات نوروزی بره و از فرصت چند روزه استفاده کنه !😁
🔺در مورد بازار امروز خیلی نمیشه نوشت چرا که بازار عملا تصمیم خود را برای بعد از تعطیلات گذاشته است تا از روز دوشنبه بخواهد مسیر روزهای پایانی سال را مشخص کند. البته خیلی از اهالی بازار معتقد هستند که بازار گزینه صعود را بیشتر و محتمل تر می داند.🧐
🔺خبر افزایش قیمت خودرو خبری بود که تو بازار امروز زیاد دست به دست می شد و این انتظار برای افزایش قیمت خودرو برای سال آینده اون هم از مبدا به وجود اومده و گفته میشه قرار هست شورای رقابت در ابلاغیه جدید این اجازه را به دو زیان ساز بزرگ کشور( خودرو ساز بزرگ کشور) بدهد.🚗
1402/12/02
@bonyadi_technicali
🔺بازار امروز شاید یکی از بدترین روزهای امسال رو سپری کرد . عملا بازار تغییر خاصی رو به چشم ندید و شاید بشه گفته که بازار رشد 600 واحدی دیروز رو با افت 573 واحدی امروز پس گرفت تا تمام تلاش برای حفظ شاخص رو شاخص ساز حفظ کرده باشه.
🔺بازار دیده آبی از معاملات این روز ها گرم نمیشه تصمیم گرفته که زودتر از بقیه به نعطیلات نوروزی بره و از فرصت چند روزه استفاده کنه !😁
🔺در مورد بازار امروز خیلی نمیشه نوشت چرا که بازار عملا تصمیم خود را برای بعد از تعطیلات گذاشته است تا از روز دوشنبه بخواهد مسیر روزهای پایانی سال را مشخص کند. البته خیلی از اهالی بازار معتقد هستند که بازار گزینه صعود را بیشتر و محتمل تر می داند.🧐
🔺خبر افزایش قیمت خودرو خبری بود که تو بازار امروز زیاد دست به دست می شد و این انتظار برای افزایش قیمت خودرو برای سال آینده اون هم از مبدا به وجود اومده و گفته میشه قرار هست شورای رقابت در ابلاغیه جدید این اجازه را به دو زیان ساز بزرگ کشور( خودرو ساز بزرگ کشور) بدهد.🚗
1402/12/02
@bonyadi_technicali
👍3❤1
📄 مقاله
درباره تفاوت Liberty و Freedom
📌 در بحبوحه جنبش «زن، زندگی، آزادی» برخی برای شناساندن این جنبش به مردمان دیگر کشورها از معادل انگلیسی این شعار استفاده کردند. اما برای واژه آزادی برخی معادل Freedom را برگزیدند و برخی نیز معادل Liberty را پسندیدند. بنابراین این سوال پیش آمد کدام معادل مناسبتر است و تفاوت این دو واژه در زبان انگلیسی چیست؟
◽️@utfinance◽️
درباره تفاوت Liberty و Freedom
📌 در بحبوحه جنبش «زن، زندگی، آزادی» برخی برای شناساندن این جنبش به مردمان دیگر کشورها از معادل انگلیسی این شعار استفاده کردند. اما برای واژه آزادی برخی معادل Freedom را برگزیدند و برخی نیز معادل Liberty را پسندیدند. بنابراین این سوال پیش آمد کدام معادل مناسبتر است و تفاوت این دو واژه در زبان انگلیسی چیست؟
◽️@utfinance◽️
Telegraph
درباره تفاوت Liberty و Freedom
در زبان انگلیسی، دو واژه Liberty و Freedom هر دو به معنی «آزادی» هستند. لیبرتی و فریدم دو مفهومی هستند که عمیقاً در اخلاق جوامع آزاد ریشه دواندهاند. آنها اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما دارای تفاوتهای ظریف مشخصی هستند که درک ما از آزادی اراده افراد،…
👏9👍3👎1
📚 کتاب
The Problem with Socialism
مشکل با سوسیالیسم
👤 Thomas DiLorenzo
👤 توماس دی لورنزو / رییس بنیاد میزس
📌 مشکل سوسیالیسم چیست؟
نویسنده پرفروش و پروفسور اقتصاد، توماس جی. دی لورنزو، میگوید محبوبیت یک نظریه اقتصادی - با کمک الیزابت وارن و برنی سندرز- علی رغم شکست جهانی آن به عنوان یک مدل اقتصادی، در حال افزایش است. در شانزده فصل چشمگیر، دی لورنزو نشان میدهد که چگونه سوسیالیسم ناگزیر باعث ایجاد نابرابری میشود. بدتر از آن، چرا سوسیالیسم پشت بدترین قتلهای دستهجمعی تحت حمایت دولت در تاریخ بود.
◽️@utfinance◽️
The Problem with Socialism
مشکل با سوسیالیسم
👤 Thomas DiLorenzo
👤 توماس دی لورنزو / رییس بنیاد میزس
📌 مشکل سوسیالیسم چیست؟
نویسنده پرفروش و پروفسور اقتصاد، توماس جی. دی لورنزو، میگوید محبوبیت یک نظریه اقتصادی - با کمک الیزابت وارن و برنی سندرز- علی رغم شکست جهانی آن به عنوان یک مدل اقتصادی، در حال افزایش است. در شانزده فصل چشمگیر، دی لورنزو نشان میدهد که چگونه سوسیالیسم ناگزیر باعث ایجاد نابرابری میشود. بدتر از آن، چرا سوسیالیسم پشت بدترین قتلهای دستهجمعی تحت حمایت دولت در تاریخ بود.
◽️@utfinance◽️
❤3
Thomas J. DiLorenzo - The Problem with Socialism.pdf
1.3 MB
📚 کتاب
The Problem with Socialism
مشکل با سوسیالیسم
👤 Thomas DiLorenzo
👤 توماس دی لورنزو / رییس بنیاد میزس
◽️@utfinance◽️
The Problem with Socialism
مشکل با سوسیالیسم
👤 Thomas DiLorenzo
👤 توماس دی لورنزو / رییس بنیاد میزس
◽️@utfinance◽️
❤1
📄 مقاله
بهینگی پارهتو و «شکست» بازار به بیان ساده
👤 مهرپویا علا
◽️@utfinance◽️
📌 آیا بازار شکست میخورد؟
مهرپویا علا در این یادداشت به زبان ساده به این سوال پاسخ میدهد.
◽️@utfinance◽️
بهینگی پارهتو و «شکست» بازار به بیان ساده
👤 مهرپویا علا
◽️@utfinance◽️
📌 آیا بازار شکست میخورد؟
مهرپویا علا در این یادداشت به زبان ساده به این سوال پاسخ میدهد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
بهینگی پارهتو و «شکست» بازار به بیان ساده
یک جزیرۀ منزوی در اقیانوس آرام را در نظر بگیرید با دو نفر جمعیت به نامهای «رابینسون کوروزوئه» و «جمعه» (جمعه نام نفر دوم در داستان مشهور دانیل دفو است). به دلایلی ارتباط این دو با باقی نقاط دنیا قطع است. این دو قصد ضربۀ فیزیکی زدن به یکدیگر را ندارند. هر…
👍7👎3
Finance & Economics
👤مسعود یوسف حصیرچین: ما آزادیخواهیم و اهل ممنوعیت نیستیم، به فرایند دموکراتیک هم باور داریم اما قرار هم نیست که ساکت بمانیم. این جمله، منطق پشت نگارش این کتاب است. چند سال است بسیاری از جوانان دید مثبتی نسبت به سوسیالیسم پیدا کردهاند و میگویند «بیایید…
📄 یادداشتهای کتاب «چرا سوسیالیست نیستم»
👥 نوشته رند پال و کلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
◽️@utfinance◽️
📌 معرفی کتاب به قلم مترجم را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👥 نوشته رند پال و کلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
◽️@utfinance◽️
📌 معرفی کتاب به قلم مترجم را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
❤2
چرا-سوسیالیست-نیستم.pdf
672.6 KB
📄 یادداشتهای کتاب «چرا سوسیالیست نیستم»
👥 نوشته رند پال و کلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
📎 PDF
◽️@utfinance◽️
📌 معرفی کتاب به قلم مترجم را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👥 نوشته رند پال و کلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
◽️@utfinance◽️
📌 معرفی کتاب به قلم مترجم را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
❤4
📄 یادداشت
👤 مرتضی مردیها
حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانیای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتاب «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبش مشروطهخواهی دنبال آن میگشتند، آزادی (در معنی جمهوریخواهی) نبود؛ نظم، امنیت، حکومت قانون و، بیش از هر چیز، توسعه و پیشرفت و رفاه بود.
مجالس مشروطه نهفقط کمکی به این موارد نکرد، بلکه آفات بیشتری به مدیریت سیاسی و پیشرفت کشور زد.
دقیقاً به همین دلیل، کودتای سرتیپ رضاخان و ظهور رضاشاه پهلوی شکست آرمانهای «انقلاب مشروطیت» نبود، نجات آن بود.
برخی پرسشی را مطرح کردهاند مبنی بر اینکه مگر با جمهوری نمیتوان به نظم و پیشرفت رسید. پاسخ من این است که البته که میتوان، کما اینکه بسیاری رسیدهاند، اما
اولاً، در زمانی که ما صحبت آن را میکنیم (زمان احمدشاه قاجار) انتخابات و برگزیدن کسی برای ریاست جمهوری یا حتی نخستوزیر منتخب مجلس، چیزی بهتر از دمکراسی ۲۰-۳۲ به دست نمیداد، که عمر متوسط هر کابینه سه-چهار ماه بود. این خود به دلیل بیسوادی گستردۀ مردم و نبود حداقلهای نظم و امنیت و قانون و آزادی مشرف به هرج و مرج بود.
دوم اینکه، من نمیگویم فقط اقتدار مصلح یا فقط مشروطه، شمایید که میگویید فقط جمهوری. و طوری میگویید جمهوری و آزادی، که گویی رأی دادن آحاد مردم بالاترین حدی است که جامعهای میتواند به آن برسد. در حالیکه در ۱۲ فروردین ۵۸ هم مردم رأی دادند.
سخیفترین فکری که ما را به اینجا رساند این بود که در همۀ عالم مفسدهای بدتر از سلطنت و موروثی بودن آن نیست. نه انگار انتخابات میتواند هیتلر و پوتین و چه بسا القاعده و داعش سر کار بیاورد.
پادشاهانی بودهاند که ستم کردهاند یا ناکارآمد و عیاش و کم عقل و بیوجود بودهاند، ولی بسیاری از اوجهای تاریخ بشری را پادشاهان رقم زدهاند. همانهایی که با انتخابات نیامده و نرفتند.
درخشش رضاشاه خیره کننده بود؛ به تماممعنای کلمه، نجاتبخش. دشمنی با او را یکی آخوندهایی رقم زدند که فرهنگ و آموزش و قضا از چنبرۀ آنها بیرون میآمد، و یکی هم کمونیستهایی که برای الحاق ایران به شوروی نه مشروطه میخواستند نه جمهوری، و دیگری هم روشنفکرانی که تنها عُرضهای که داشتهاند نفی و نقد مدرنیته بوده است؛ و از همه بدتر، سواد اعظم عامهای که مغزهایشان زیر فشار این دو-سه دسته کج شده بود.
نمیدانم لازم است به برخی از قصورهای و تقصیرهای پهلوی اشاره کنم و بگویم که بله، میدانم و معترفم. آیا لازم است این بدیهی را یادآور شوم که
«در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صُراحی می ناب و سفينۀ غزل است».
وگرنه نوبت به بنیبشر برسد بنا به تعریف با خطا و خلل مواجهید. تا جاییکه اخیراً میگویند انسان موجودی واجبالخطا است!
در مسابقۀ بوکس برای برآورد امتیاز یک بازیکن، تعداد ضربههایی که زده است را ضرب در مؤلفههای سنگینی و حساسیت آنها میکنند و از تعداد و سنگینی و حساسیت ضربههای حریف کسر میکنند. با این نحوۀ محاسبه، بسا که قهرمان چندین ضربۀ نانشسته یا حتی خطا زده باشد و چندین ضربۀ سخت هم خورده باشد، ولی نهایتاً با امتیاز بالا برنده معرفی میشود. مهم جمع و ضرب و تفریق است، نه اشاره به این و آن خطا.
آنها همین که سلطنت را از گرفتنِ خراج صرفاً به منظور ادای مخارجِ دربخانۀ شاهی، به در آوردند و مفاهیمی همچون مملکت و جامعه و نظم و پیشرفت و نوسازی و تمامیت سرزمینی و آبروی بینالملل را همچون دغدغهای جدی «مطرح کردند» کافی بود تا قهرمان باشند، حتی اگر در عمل قدمی هم در راه آن برنداشته بودند. چه رسد که در این زمینه خارقالعاده عمل کردند.
منبع: کانال تلگرام مرتضی مردیها
◽️@utfinance◽️
👤 مرتضی مردیها
حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانیای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتاب «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبش مشروطهخواهی دنبال آن میگشتند، آزادی (در معنی جمهوریخواهی) نبود؛ نظم، امنیت، حکومت قانون و، بیش از هر چیز، توسعه و پیشرفت و رفاه بود.
مجالس مشروطه نهفقط کمکی به این موارد نکرد، بلکه آفات بیشتری به مدیریت سیاسی و پیشرفت کشور زد.
دقیقاً به همین دلیل، کودتای سرتیپ رضاخان و ظهور رضاشاه پهلوی شکست آرمانهای «انقلاب مشروطیت» نبود، نجات آن بود.
برخی پرسشی را مطرح کردهاند مبنی بر اینکه مگر با جمهوری نمیتوان به نظم و پیشرفت رسید. پاسخ من این است که البته که میتوان، کما اینکه بسیاری رسیدهاند، اما
اولاً، در زمانی که ما صحبت آن را میکنیم (زمان احمدشاه قاجار) انتخابات و برگزیدن کسی برای ریاست جمهوری یا حتی نخستوزیر منتخب مجلس، چیزی بهتر از دمکراسی ۲۰-۳۲ به دست نمیداد، که عمر متوسط هر کابینه سه-چهار ماه بود. این خود به دلیل بیسوادی گستردۀ مردم و نبود حداقلهای نظم و امنیت و قانون و آزادی مشرف به هرج و مرج بود.
دوم اینکه، من نمیگویم فقط اقتدار مصلح یا فقط مشروطه، شمایید که میگویید فقط جمهوری. و طوری میگویید جمهوری و آزادی، که گویی رأی دادن آحاد مردم بالاترین حدی است که جامعهای میتواند به آن برسد. در حالیکه در ۱۲ فروردین ۵۸ هم مردم رأی دادند.
سخیفترین فکری که ما را به اینجا رساند این بود که در همۀ عالم مفسدهای بدتر از سلطنت و موروثی بودن آن نیست. نه انگار انتخابات میتواند هیتلر و پوتین و چه بسا القاعده و داعش سر کار بیاورد.
پادشاهانی بودهاند که ستم کردهاند یا ناکارآمد و عیاش و کم عقل و بیوجود بودهاند، ولی بسیاری از اوجهای تاریخ بشری را پادشاهان رقم زدهاند. همانهایی که با انتخابات نیامده و نرفتند.
درخشش رضاشاه خیره کننده بود؛ به تماممعنای کلمه، نجاتبخش. دشمنی با او را یکی آخوندهایی رقم زدند که فرهنگ و آموزش و قضا از چنبرۀ آنها بیرون میآمد، و یکی هم کمونیستهایی که برای الحاق ایران به شوروی نه مشروطه میخواستند نه جمهوری، و دیگری هم روشنفکرانی که تنها عُرضهای که داشتهاند نفی و نقد مدرنیته بوده است؛ و از همه بدتر، سواد اعظم عامهای که مغزهایشان زیر فشار این دو-سه دسته کج شده بود.
نمیدانم لازم است به برخی از قصورهای و تقصیرهای پهلوی اشاره کنم و بگویم که بله، میدانم و معترفم. آیا لازم است این بدیهی را یادآور شوم که
«در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صُراحی می ناب و سفينۀ غزل است».
وگرنه نوبت به بنیبشر برسد بنا به تعریف با خطا و خلل مواجهید. تا جاییکه اخیراً میگویند انسان موجودی واجبالخطا است!
در مسابقۀ بوکس برای برآورد امتیاز یک بازیکن، تعداد ضربههایی که زده است را ضرب در مؤلفههای سنگینی و حساسیت آنها میکنند و از تعداد و سنگینی و حساسیت ضربههای حریف کسر میکنند. با این نحوۀ محاسبه، بسا که قهرمان چندین ضربۀ نانشسته یا حتی خطا زده باشد و چندین ضربۀ سخت هم خورده باشد، ولی نهایتاً با امتیاز بالا برنده معرفی میشود. مهم جمع و ضرب و تفریق است، نه اشاره به این و آن خطا.
آنها همین که سلطنت را از گرفتنِ خراج صرفاً به منظور ادای مخارجِ دربخانۀ شاهی، به در آوردند و مفاهیمی همچون مملکت و جامعه و نظم و پیشرفت و نوسازی و تمامیت سرزمینی و آبروی بینالملل را همچون دغدغهای جدی «مطرح کردند» کافی بود تا قهرمان باشند، حتی اگر در عمل قدمی هم در راه آن برنداشته بودند. چه رسد که در این زمینه خارقالعاده عمل کردند.
منبع: کانال تلگرام مرتضی مردیها
◽️@utfinance◽️
👍19👎7❤1
📄مقاله
افسانه انسان اقتصادی
👤 رایان مک میکن
◽️@utfinance◽️
📌 رایان مک میکن سردبیر اجرایی موسسه میزس است. او دارای مدرک لیسانس در اقتصاد و مدرک کارشناسی ارشد در سیاست عمومی، امور مالی و روابط بین الملل از دانشگاه کلرادو است.
◽️@utfinance◽️
افسانه انسان اقتصادی
👤 رایان مک میکن
◽️@utfinance◽️
📌 رایان مک میکن سردبیر اجرایی موسسه میزس است. او دارای مدرک لیسانس در اقتصاد و مدرک کارشناسی ارشد در سیاست عمومی، امور مالی و روابط بین الملل از دانشگاه کلرادو است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
افسانه انسان اقتصادی
https://t.me/UTfinance
👍4👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
خاویر میلی، رئیس جمهوری آرژانتین، طی سخنرانی در نشست سالانه محافظهکاران (CPAC) با الگو برداری از «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، شعار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده و بخت نخست جمهوری خواهان در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا، گفت: «تا زمانی که عظمت را دوباره به آرژانتین باز نگردانیم، از پا نخواهیم نشست.»
میلی که اقتصاددان آزادیخواه است، گفت: «نگذارید سوسیالیسم چیره شود. طرفدار تعیین مقررات نباشید. به تایید ایده شکست بازار نپردازید. اجازه پیشرفت این روال جنایتکارانه را ندهید و نگذارید ندای دروغین عدالت اجتماعی مجذوبتان سازد.»
رئیس جمهوری آرژانتین افزود: «پیام آزادی تنها باعث نشد که من رئیس جمهوری آرژانتین شوم، ما به بیداری جهان میپردازیم.»
◽️@utfinance◽️
خاویر میلی، رئیس جمهوری آرژانتین، طی سخنرانی در نشست سالانه محافظهکاران (CPAC) با الگو برداری از «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، شعار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده و بخت نخست جمهوری خواهان در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا، گفت: «تا زمانی که عظمت را دوباره به آرژانتین باز نگردانیم، از پا نخواهیم نشست.»
میلی که اقتصاددان آزادیخواه است، گفت: «نگذارید سوسیالیسم چیره شود. طرفدار تعیین مقررات نباشید. به تایید ایده شکست بازار نپردازید. اجازه پیشرفت این روال جنایتکارانه را ندهید و نگذارید ندای دروغین عدالت اجتماعی مجذوبتان سازد.»
رئیس جمهوری آرژانتین افزود: «پیام آزادی تنها باعث نشد که من رئیس جمهوری آرژانتین شوم، ما به بیداری جهان میپردازیم.»
◽️@utfinance◽️
👍14👌5👎1👏1