Finance & Economics
12.3K subscribers
1.66K photos
919 videos
1.15K files
3.08K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

پاسخ سردبیر اتاق خبر شبکه منوتو به نقد مجری بی‌بی‌سی فارسی درباره مستندهای تاریخی منوتو

◽️@utfinance◽️
👍31💩6👎1😱1👌1
📚 تازه‌های انتشار

منشور آزادی

👤 فردریش فون هایک

ترجمه مرتضی افشاری

نشر نگاه معاصر

◽️@utfinance◽️
5
👤 لودویگ فون میزس:

نکته مهم این است که تورم کار خدا نیست، تورم بلا نیست که بر سر ما نازل شود؛ بیماری نیست که مثل طاعون بیاید؛ تورم یک سیاست است.

◽️@utfinance◽️
👍13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 فردای ایران/ قسمت دوم

اهمیت زبان فارسی؛ گفت‌وگوی اشکان زارع با نصرالله پورجوادی

◽️
@utfinance◽️

🔗 قسمت اول

◽️@utfinance◽️
5👍1👎1
📚 کتاب

The House That Uncle Sam Built

👥 By Peter J. Boettke and Steven Horwitz

◽️@utfinance◽️
👍1
HouseUncleSamBuiltBooklet.pdf
1.1 MB
📚 کتاب

The House That Uncle Sam Built

👥 By Peter J. Boettke and Steven Horwitz

◽️@utfinance◽️
Forwarded from بازار آزاد
بازار آزاد
Video
برویم ببینیم این اقتصاددان‌های معتبر که در دانشگاههای معتبر مدرک می‌گیرند و در مجلات معتبر مقاله منتشر می‌کنند چه شکلی‌اند. برای مثال، حرفهای دو نمونه‌ی وطنی از آنها را اینجا می‌آوریم.

یکی محمد اکبرپور که اخیرا در فصلنامه‌ی اقتصاد دانشگاه هاروارد مقاله‌ای منتشر کرده و ضمن دعوت به بازبینی در بحثهای پایه‌ای اقتصاد یعنی نظریه قیمت نوشته «تا به حال اقتصاددانها برای تخصیص منابع کمیاب به قیمتها متوسل می‌شدند در حالی که سیستم قیمتها منابع را به کسانی می‌دهد که بیشترین پول را می‌دهند نه کسانی که بیشترین نیاز را دارند.»
حرف جدیدی نیست. فقط فرق اینها با مارکسیستها این است که همان حرف را نرم‌تر می‌زنند. یک جور بهداشت زبانی را رعایت می‌کنند تا قدری بی‌طرف و علمی جلوه کنند اما در عمل می‌توانند پرت‌ترین حرف‌ها را در قالب مصطلاحاتی فنی به خورد مخاطب دهند.
نمونه‌ی وطنی دیگر، نویسندگان این مقاله‌اند. چهار نویسنده که دست کم دو نفر از آنها یحتمل مورد تایید جناب مشایخی هم باشند در مقاله‌ای نتیجه گرفته‌اند که فقرا در مقایسه با طبقات متوسط و ثروتمندان تورم را بیشتر احساس می‌کنند. بله، شیره را خورد و گفت شیرین است! البته باز از مورد اول بهترند، دست کم تز چپ‌ها را تکرار نمی‌کنند.

آبا لرنر زمانی ‌به طعنه گفت مارکسیسم همان اقتصاد سرمایه‌داری است (چون مارکس نظام سرمایه‌داری را تحلیل می‌کرد) و نظریه قیمت در اقتصاد جریان اصلی همان سوسیالیسم است!
👍7👎3
Forwarded from بازار آزاد
بازار آزاد
برویم ببینیم این اقتصاددان‌های معتبر که در دانشگاههای معتبر مدرک می‌گیرند و در مجلات معتبر مقاله منتشر می‌کنند چه شکلی‌اند. برای مثال، حرفهای دو نمونه‌ی وطنی از آنها را اینجا می‌آوریم. یکی محمد اکبرپور که اخیرا در فصلنامه‌ی اقتصاد دانشگاه هاروارد مقاله‌ای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به موارد بالا می‌توان مورد استیگلیتز را هم اضافه کرد. نوبل می‌گیرند تا بگویند اگر از ثروتمندان مالیات بگیریم و به فقرا بدهیم بازدهی آن به مراتب بیشتر است.

هایک ۵۰ سال پیش همین ادعای اقتصاددانان جریان اصلی را به نقد گرفت. از نظر هایک، اقتصاددانان جریان اصلی که خیال می‌کنند با تکنیک‌ها و مدل‌های ریاضی می‌توانند به فهم فراگیری از نظم بازار برسند و چنین نتایجی (مثل استیگلیتز) بگیرند بیشتر ادعای دانش دارند و همین ادعا آنها را دچار توهم می‌کند و به تحقیق بیهوده‌ در مورد «ثابت‌های عددی و کمّی» سوق می‌دهد.
👍8👎3
🔴 اینفوگرافیک

شرکت‌های وابسته به ستاد اجرایی

◽️@utfinance◽️
🤬5👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو / پادکست بی‌پلاس

ماجراها و قصه‌های دریای مدیترانه

👤 علی بندری

◽️@utfinance◽️
👍2👎1👌1
Forwarded from چُراز
خوشحال ترین ایرانی امروز کیست؟

الف) سوسن و یاسمن
ب) عادل فردوسی پور
پ) میلاد منشی پور
ت) نصرالله منشی

جواب تست کنکوری بالا، میلاد منشی پور مدیر عامل تپسی است، اما چرا؟

امروز هلدینگ گلرنگ حدود ۷۰ درصد تپسی را خرید که شامل سهام شخصی ۳ بنیان‌گذارش میلاد منشی پور، هومن دمیرچی و حمید مهینی هم می‌شود که روی هم رفته ۵۲۰ میلیارد تومان از سهام‌شان را فروختند که اگر سهم برابر داشته باشند نفری ۱۷۰ میلیارد تومان می‌شود. این اولین خروج موفق بنیان‌گذاران از یک استارت‌آپ در اکوسیستم استارت‌آپی ایران است که البته سرمایه چندان عظیمی نیست و معادل یک ساختمان ۱۰-۱۵ واحدی در تهران است!

اما چه چیزی میلاد منشی پور را تبدیل به خوشحال ترین ایرانی میکند؟

فیلم را ببینید.
سخنگوی سازمان تعزیرات می‌گوید:
گزینه «عجله دارم» در تاکسی‌های اینترنتی مصداق بارز اضافه دریافت و گران‌فروشی و تخلف است.

یعنی وقتی شما عجله دارید و می‌خواهید به میل خودتان بیشتر پول بدهید و راننده‌ای پیشنهاد شما را می‌پذیرد، درست است که شما و راننده راضی هستید ولی تپسی و اسنپ به شما گران‌فروشی کرده‌اند!

حکمی خلاف عقل و منطق اقتصادی و حتی قرآن!

اگر این گزینه را حذف کنند چه می‌شود؟
راننده‌های کمتری خدمات عرضه می‌کنند و شما هم دیرتر می‌رسید و سود اسنپ و تپسی هم کم می‌شود.

همه ضرر می‌کنند چون این گزینه به سود همه است.

پس چرا سازمان تعزیرات حکومتی این را نمی‌فهمد و می‌خواهد جلوی مبادله شرعی دو نفر انسان رضایت‌مند را برخلاف حکم قرآن بگیرد و روی یک پلتفرم مبادله آزاد که بخاطر جدید بودنش از بند قیمت گذاری دستوری رهیده و به خوبی کار میکند قیمت گذاری دستوری اعمال کند؟

آیا اینجا دیوانه‌خانه ایران است و سازمان تعزیرات از روی حماقت یا نادانی می‌خواهد کاری کند که باعث رکود اقتصادی و کاهش رفاه همه بشه؟

اصلا و ابدا!
حکومت باید سهمی در هر مبادله‌ای داشته باشد چون اگر مبادله‌ای بین دو رعیت مستقلاً و بدون دخالت حکومت صورت بگیرد، کنترل اقتصادی حکومت بر آن‌ها کم می‌شود و این مقدمه از دست دادن کنترل زندگی رعایاست.

(بگذریم از اینکه چند ماه پیش خبر رسیده بود یک نهاد خاص قصد دارد ۵۱ درصد سهام هلدینگ گلرنگ را بخرد...)

باید سایه گرز و دگنک حکومتی هر لحظه بالای سر هر کسب و کاری احساس شود تا کسی فکر نکند می‌تواند مستقلاً در این کشور برای خودش درآمدی داشته باشد که بعداً بخواهد صاحب نظر و رای و اثر هم بشود.

باعث کاهش رشد اقتصادی و عقب افتادن از دنیا می‌شود؟ مهم نیست! اولویت اول حفظ کنترل است...

حکومت در این زمینه مقلد فردریش فون هایک است که می‌گوید:
اگر امور اقتصادی شما کنترل شود همه چیز شما کنترل می‌شود.

بزرگترین دلیل اصرار بر اقتصاد دستوری و در راس آن قیمت گذاری دستوری این است!

همیشه ترس از قیمت گذاری دستوری باید بالای سر هر کسب و کاری که بیش از حد مشخصی بزرگ شده، وجود داشته باشد تا فکر نکند خودش برای خودش مستقل از حکومت می‌تواند به حیات ادامه بدهد.

با فروش سهامت از ماتریکس خارج شدی منشی پور
تولد دوباره‌ات مبارک میلاد!
آزاد شدی ننه
ایشالا آزادی قسمت همه!


هدف اصلی کمونیست‌ها، نابود کردن هر شکلی از استقلال است.
کارِ مستقل، مالکیتِ مستقل، تفکرِ مستقل، یک ذهنِ مستقل، یا یک فردِ مستقل.
(آین رند)

سوسیالیست‌ها دوست ندارند مردم برای خودشان کاری انجام بدهند؛ سوسیالیست‌ها تمایل دارند با زور مردم را وابسته به حکومت کنند. اگر کسب و کار آزاد را از میان بردارید، آزادی را از بین برده‌اید.
(مارگارت تاچر)
👍15👎3🔥1👏1
📄 مقاله

ضرورت وجود نهاد قهری انحصاری تا چه حد معتبر است؟

◽️@utfinance◽️

📌 بدیهیات از پیش پذیرفته‌شده بخش قابل توجهی از تصورات افراد را تشکیل می‌دهد و کار علم، به چالش کشیدن همین تصورات بدیهی است. رابرت مورفی در کتاب نظریه آشوب که توسط مهران خسروزاده به فارسی ترجمه شده است، پیش‌فرض همیشگی مبنی بر ارائه انحصاری قانون، دادگستری و خدمات نظامی و انتظامی از سوی دولت را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که بازار چگونه می‌تواند از عهده این مهم برآید.

◽️@utfinance◽️
👍5👎2👏1
📄 یادداشت

👤 بیژن اشتری

دوباره سالگرد انقلاب اسلامی شد و لاف زدن‌ها درباره پیشرفت‌های مشعشع نظام مقدس شروع شد. دیروز مناظره ‌ای می‌دیدم بین آقایان دکتر نیلی و دکتر مالجو. یک طرف مناظره (آقای نیلی) می‌گفت مردم ایران در این ده سال گذشته فقیرتر شده‌اند اما طرف مقابل، ایران امروز را مقایسه می‌کرد با ایران نود سال پیش و مدعی بود که مردم ما نسبت به زمان رضا شاه وضعشان خیلی بهتر شده‌ !!! فقط نگفت امروز مردم تلفن و موبایل و ماشین شخصی دارند اما آن زمان با درشکه و الاغ رفت و آمد می‌کردند!!!

این‌هم از مثلا دکتر اقتصاد ما که ماله گرفته دستش و مشغول سفیدنمایی است. یکی دیگر از همین ماله‌کشان محترم استدلال می‌کرد آقا کجا نشستی که ایران در زمینه نانو و رویان جزو چهار کشور اول جهان است و قله علم و تکنولوژی را فتح کرده است. یک سرچ کوچولو کردم و دیدم حداقل ده هزار حوزه علم و تکنولوژی در جهان وجود دارد و حالا گیریم در دو سه تا حوزه هم موفقیت‌هایی به دست آمده.

اما اگر کسی واقعا خواهان این باشد که ببیند کشورش طی چهل سال گذشته پیشرفت داشته یا عقب گرد باید اقتصاد ایران را مقایسه کند با کشورهای اطرافش.
آمار بانک جهانی درباره رشد کشورهای منطقه خاورمیانه بسیار روشن و گویاست. سران جمهوری اسلامی هجده سال پیش در سند چشم انداز بیست ساله‌شان هدف گذاری کرده بودند که ایران در سال هزار و چهار صد و چهار، یعنی دو سال دیگر، به بزرگترین اقتصاد منطقه تبدیل شود. حالا ملاحظه می‌فرمایید که سوء مدیریت‌ها چه به روز اقتصاد ایران آورده است. به جای این که در راس جدول باشیم در انتهای جدول قرار داریم. یعنی شکست مطلق.

این ادعا نیست، آمار به ما می گوید که ایران عقب افتاده و بدجوری هم عقب افتاده. حضرات که جرأت اذعان به این شکست فاحش را ندارند گمان‌ می‌کنند با به رخ کشیدن موشک و پهپاد می‌توان خود را «بازیگر جهانی» جلوه داد و قدرت‌نمایی کرد اما «بازیگر جهانی»‌ واقعی آن کشوری است که اقتصادش قدرتمند باشد و نظام حکومتی‌اش متکی به آرای مردم. آن‌هایی که دم از رسیدن به قله می‌زنند لطفاً این آمار بانک جهانی را خوب بخوانند و بعدش فکر کنند چرا حداقل یک سوم مردم ایران فقط طی یک دهه اخیر به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند؟

چرا اقتصاد ایران باید حتی از عراق جنگ‌زده هم پایین‌تر باشد؟ طی بیست سال گذشته حداقل چهل درصد مردم جهان از زیر خط فقر خارج شده‌اند اما طی همین مدت سی درصد ایرانی‌ها به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. هر مقام حکومتی‌ای که چشم بر این واقعیت‌ها ببندد و دم از پیشرفت بزند مرتکب فریبکاری و مردم فریبی شده است.

◽️@utfinance◽️
👍202
📄 مقاله

در دل هر ساختی، تخریبی است

/8 فوریه، سالروز تولد جوزف شومپیتر، مبتکر ایده «تخریب خلاق» در اقتصاد است./

◽️@utfinance◽️
👍51
📄 یادداشت

زمانی برای عذرخواهی مردان تیز‌خشم

👤 مرتضی مردیها

روزی در جبهه‌های جنگ، منطقۀ آبادان، نبرد سختی درگرفته بود. نزدیک‌های روستای سلمانیه (که پارسال که از پس ۴۰ سال دوباره به آنجا رفتم محلی‌ها «سلمانه» تلفظش می‌کردند) عراقی‌های بدسگال حمله آورده بودند. توپ و خمپاره و تیربار همه جا را به رنگ و بوی سرب، باروت، تی‌ان‌تی درآورده بود. در گرماگرم نبرد که من هم مثل هر کسی، با مقادیری هراس، تلاش می‌کردم با چسبیدن به زمین، گلوله‌ها و ترکش‌ها را تا اطلاع ثانوی ناکام بگذارم، ناگاه چشمم به قامت بلند یکی از هم‌رزمان افتاد که انگار نه انگارِ این هنگامۀ آتش و زخم و مرگ، راست راست راه می‌رفت و با حالتی خنده‌ناک گفت: «نه! اینا انگار راست راستی قصد جون ما را دارن!»

این آقا کی بود؟ اسمش که نه یادم مانده و نه اهمیتی دارد، ولی رسمش چرا. درست روز قبل، که خط آرام بود و خبری از درگیری نبود، ایشان خودش یک‌تنه یک درگیری به‌راه انداخت: بر سر کم بودن مقدار گوشت موجود در یقلوی ناهارش. باور کنید یا نه، تا فردایش خورۀ این فکر رهایم نمی‌کرد که مگر ممکن است در گیرودار این‌ همه ماجرا و مسأله، کسی که هر لحظه ممکن است به مغاک مرگ فرو رود، مشکلش بودن یا نبودنِ گوشت در غذایش باشد.‌ حالا همان کسی که دیروزش آن بود امروزش این بود که به‌ شکلی حیرت‌آور خطر و مرگ را به مضحکه گرفته بود!

بعدها تجربیات دیگری در همین مایه از سر گذراندم. اینکه کسی که رنگ جنگ به خود ندیده بود و اگر دیده بود رنگ به رویش نمانده بود، بی‌محابا می‌نوشت و می‌گفت و باکیش از گزمه و شحنه نبود. یا کسی که در ورزش‌های پرخطر که خالی از بازی با جان نبود محابا نداشت و هم او اگر رنگ لباس محتسبی می‌دید راه عقب‌عقب را پیش می‌گرفت. سرانجام اینکه فهمیدم انواع شجاعت هست، و ابداً تضمینی نیست که کسی که در یکی پیشتاز و جانباز است در دیگری ترسان و هراسان نباشد.

این همه را گفتم تا برسم به اینکه در شگفت نشوید اگر کسانی را دیدید که مردوار و پایدار عمری را در سلول‌های آدمی‌خوار گذرانده‌اند، ولی دریغ از یک ذره شجاعت در نقد گذشته خود و اقرار به اشتباه. آن شجاعت دیگر است و این شجاعت دیگر. می‌گویند آن زمانه و آن فضا چنان اقتضایی داشت و همه همینطور بودند و ما هم بیگناه، پس لااقل اینک که فضا و زمان عوض شده است شما هم به رسم زمانه شوید و با صراحت بگویید که آن حرف‌ها تمامش، یا تقریباً تمامش، یاوه بود. از تاج-زاده یاد بگیرید و از او پیش‌تر بروید.

آنانی که در تبدیل لیبرالیسم نه فقط به یک فحش بلکه در وانمایی آن همچون منشأ تمام بدی‌ها چه کوشش‌ها که‌ نکردند، که شعارهای الزرع للزارع (و لابد الجنس للکارگر) ولو کان غاصبا، روکش دینی افکارِ تا بن کمونیستیشان بود و رسوایی در حدی که تیتر کرده بودند «دولت باید از واردات کامپیوتر جلوگیری کند چون امپریالیسم آن را ساخته است» الان هم که سرودهای انقلابی (که مشهورترین‌هایش کار امثال کرامت دانشیان و منفردزاده و جهانبخش پازوکی و محمدرضا لطفی بود نه آخوندها و مداحان) پخش می‌شود، به جای دریغ و درد و حسرت، لابد خاطره‌های شور مقدس انقلابی را به‌یاد می‌آورند و مردان تیز‌خشم و پیکارشان را. و نه‌انگار که حاصل آن تیزخشمی جز فلاکت و عقب‌ماندگی نبود و نشد.

سفارش من به کسانی که، بسا با نهایت شجاعت و حسن نیت، در قالب ملی‌مذهبی، امتی، شریعتیستی، مجاهد، فدایی، پیکاری، توده‌ای، خطِ فلانی‌، و ده‌ها اسم دیگر (که البته همگی رسم واحدی داشتند) این است که دست از لجاج با عقل خود بردارند و شجاعت اقرار به آن اشتباه بزرگ را تمرین کنند. پشت هم به زندان و دادگاه رفتن، یا غرقه کردن خود در انبوه انتقادات بدیهی و توصیه‌های مطلقاً بی‌فایده و بلکه مسخره در مورد روال جاری امور سیاسی را بهانۀ فرار از اعتراف اصلی نکنید. قدری به قضاوت مردم، به قضاوت تاریخ فکر کنید.‌

در رمان «پابرهنه‌ها» اثر استانکو، که راجع به زندگی یک جماعت عقب‌مانده روستایی است، جایی صحنه‌ای را روایت می‌کند که فرد سالخورده‌ای به دادگاه مراجعه کرده و خواهان طلاق است، قاضی از او می‌پرسد که چرا می‌خواهی جدا شوی، جواب می‌دهد بد است و زشت، قاضی می‌گوید چهل سال وقت لازم داشتی تا این را بفهمی!؟

از چنین تمسخری خوف نکنید. حتی چهل سال خود را به کوری زدن، بهتر از تا وقت مرگ چنین کردن است. اعتراف کنید، بخشیده شوید، و با وجدان سبک‌تری به مزار تاریخ بپیوندید. بیایید اعتراف کنید و آن همه بی‌باکی در فکر و عملِ نابودگر را با اندکی شجاعت برای خود را به کوچۀ علی چپ نزدن جبران کنید.
ای غلط‌کردگان، اعتراف کنید که غلط کردید.

◽️@utfinance◽️
👍141