👤 رونالد ریگان
9 کلمه وحشتناک زبان انگلیسی اینها هستند:
The nine most terrifying words in the English language are:
i'm from the government and i'm here to help
من از طرف دولت هستم و من اینجا هستم تا کمک کنم
◽️@utfinance◽️
9 کلمه وحشتناک زبان انگلیسی اینها هستند:
The nine most terrifying words in the English language are:
i'm from the government and i'm here to help
من از طرف دولت هستم و من اینجا هستم تا کمک کنم
◽️@utfinance◽️
👍19😱2❤1👎1🔥1👌1
📄 مقاله
نظم خودانگیخته و دولت
/آیا در نظم خودانگیخته جایی برای یک دولت وجود دارد و اگر چنین است، نقش آن چه خواهد بود؟/
👤 کای ویس / عضو انستیتو مرکز اقتصاد اتریشی (The Austrian Economics Center ) و عضو هیئت مدیره انستیتو هایک (Hayek Institute)
◽️@utfinance◽️
📌 نظم خودجوش منجر به شکوفایی اقتصادی، رفاه و همکاری در سراسر جهان میشود. در طول تاریخ، نهادها و سنتهای اجتماعی به طور ارگانیک ظهور میکنند و یک بافت اجتماعی و جامعه مدنی سالم را میسازند. همه اینها در طول زمان به روشی از پایین به بالا و غیرمتمرکز اتفاق میافتد و به گونهای که به نظر میرسد هیچ قدرت متمرکز از بالا به پایین مورد نیاز نیست. آیا در نظم خودانگیخته جایی برای یک دولت وجود دارد و اگر چنین است، نقش آن چه خواهد بود؟
📌 نظم خودجوش اگر به درستی عمل کند، باعث میشود اقتصاد شکوفا و جامعهای سالم و منسجم به وجود بیاید. برای توجیه مداخله گسترده دولت، فرض بر این است که دولت میتواند بهتر از نظم خودانگیخته عمل کند. این، به طور کلی، بسیار بعید است. در حالی که در نظم خودجوش، هر فرد و هر سازمان دیگری (که به طور طبیعی از افراد تشکیل شده است) می تواند بر اساس شرایط خود برنامه ریزی کند -نظم خودانگیخته را به شکلی بسیار دموکراتیک از سازماندهی اجتماعی تبدیل کند- هر شکلی از حکومت به طور طبیعی مانع از انجام کاری خواهد شد که افراد میخواهند انجام دهند و هر چه دولت بیشتر مداخله کند، این موضوع بیشتر است، همانطور که فردریش هایک (1899-1992) متوجه شد که «هرچه دولت بیشتر «برنامهریزی» کند، برنامهریزی برای فرد دشوارتر میشود.»
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
نظم خودانگیخته و دولت
/آیا در نظم خودانگیخته جایی برای یک دولت وجود دارد و اگر چنین است، نقش آن چه خواهد بود؟/
👤 کای ویس / عضو انستیتو مرکز اقتصاد اتریشی (The Austrian Economics Center ) و عضو هیئت مدیره انستیتو هایک (Hayek Institute)
◽️@utfinance◽️
📌 نظم خودجوش منجر به شکوفایی اقتصادی، رفاه و همکاری در سراسر جهان میشود. در طول تاریخ، نهادها و سنتهای اجتماعی به طور ارگانیک ظهور میکنند و یک بافت اجتماعی و جامعه مدنی سالم را میسازند. همه اینها در طول زمان به روشی از پایین به بالا و غیرمتمرکز اتفاق میافتد و به گونهای که به نظر میرسد هیچ قدرت متمرکز از بالا به پایین مورد نیاز نیست. آیا در نظم خودانگیخته جایی برای یک دولت وجود دارد و اگر چنین است، نقش آن چه خواهد بود؟
📌 نظم خودجوش اگر به درستی عمل کند، باعث میشود اقتصاد شکوفا و جامعهای سالم و منسجم به وجود بیاید. برای توجیه مداخله گسترده دولت، فرض بر این است که دولت میتواند بهتر از نظم خودانگیخته عمل کند. این، به طور کلی، بسیار بعید است. در حالی که در نظم خودجوش، هر فرد و هر سازمان دیگری (که به طور طبیعی از افراد تشکیل شده است) می تواند بر اساس شرایط خود برنامه ریزی کند -نظم خودانگیخته را به شکلی بسیار دموکراتیک از سازماندهی اجتماعی تبدیل کند- هر شکلی از حکومت به طور طبیعی مانع از انجام کاری خواهد شد که افراد میخواهند انجام دهند و هر چه دولت بیشتر مداخله کند، این موضوع بیشتر است، همانطور که فردریش هایک (1899-1992) متوجه شد که «هرچه دولت بیشتر «برنامهریزی» کند، برنامهریزی برای فرد دشوارتر میشود.»
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نظم خودانگیخته و دولت
آیا در نظم خودانگیخته جایی برای یک دولت وجود دارد و اگر چنین است، نقش آن چه خواهد بود؟ کای ویس / عضو انستیتو مرکز اقتصاد اتریشی و عضو هیئت مدیره انستیتو هایک
👍8
🔴 آشنایی با چهرههای مکتب اقتصاد اتریشی
1️⃣ کارل منگر
2️⃣ فون بوم باورک
3️⃣ فون ویزر
4️⃣ فون میزس
5️⃣ جوزف شومپیتر
6️⃣ فون هایک
7️⃣ فون هابرلر
8️⃣ فریتز ماخلوپ
9️⃣ مورای روتبارد
🔟 اسرائیل کرزنر
◽️@utfinance◽️
1️⃣ کارل منگر
2️⃣ فون بوم باورک
3️⃣ فون ویزر
4️⃣ فون میزس
5️⃣ جوزف شومپیتر
6️⃣ فون هایک
7️⃣ فون هابرلر
8️⃣ فریتز ماخلوپ
9️⃣ مورای روتبارد
🔟 اسرائیل کرزنر
◽️@utfinance◽️
👍6❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسی غنینژاد: علم اقتصاد توضیح سرریزهای فضیلتی به نام آزادی است
به اعتقاد موسی غنینژاد، آزادی اقتصادی و آزادی به معنای اعم کلمه است که باعث توسعه اقتصادی و افزایش رفاه عمومی در بلندمدت میشود و علم اقتصاد صرفا توضیح سرریزهای این فضلیت در زندگی اقتصادی است.
◽️@utfinance◽️
به اعتقاد موسی غنینژاد، آزادی اقتصادی و آزادی به معنای اعم کلمه است که باعث توسعه اقتصادی و افزایش رفاه عمومی در بلندمدت میشود و علم اقتصاد صرفا توضیح سرریزهای این فضلیت در زندگی اقتصادی است.
◽️@utfinance◽️
👍8👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 مصطفی ملکیان:
◽️روحانیون در جهان اسلام دیگه چیزی برای بیان، در مقابل فرهنگ فلسفی و علوم انسانی غرب (جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد و...) ندارند!
◽️حالا که چیزی ندارید، برید و خودتان را تقویت کنید تا چیزی برای گفتن داشته باشید. مشخص است که بدلیل ضعف مطالب شما، سخن شما سخن خدا نیست!
◽️آخوند بجای اینکه برود و خودش را در زمینههای علمی، فلسفی و... تقویت کند، چهارتا تروریست را میفرستد تا روشنفکران و اهل قلمِ دنیا را ترور کنند تا بدین طریق ضعفها و نقصهای خود را پوشش دهند!
◽️با نابود کردن و سربریدنِ روزنامهنگاران و نویسندگان، آبی برای شما گرم نخواهد شد! این چه مدل پژوهش و تحقیق کردن است که شما در دنیا هیچ چیز برای گفتن ندارید!؟ و مرتب ادعا دارید که میخواهید علوم انسانی را اسلامی کنید!؟
◽️@utfinance◽️
◽️روحانیون در جهان اسلام دیگه چیزی برای بیان، در مقابل فرهنگ فلسفی و علوم انسانی غرب (جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد و...) ندارند!
◽️حالا که چیزی ندارید، برید و خودتان را تقویت کنید تا چیزی برای گفتن داشته باشید. مشخص است که بدلیل ضعف مطالب شما، سخن شما سخن خدا نیست!
◽️آخوند بجای اینکه برود و خودش را در زمینههای علمی، فلسفی و... تقویت کند، چهارتا تروریست را میفرستد تا روشنفکران و اهل قلمِ دنیا را ترور کنند تا بدین طریق ضعفها و نقصهای خود را پوشش دهند!
◽️با نابود کردن و سربریدنِ روزنامهنگاران و نویسندگان، آبی برای شما گرم نخواهد شد! این چه مدل پژوهش و تحقیق کردن است که شما در دنیا هیچ چیز برای گفتن ندارید!؟ و مرتب ادعا دارید که میخواهید علوم انسانی را اسلامی کنید!؟
◽️@utfinance◽️
👍10👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
نشست مفهوم هویت ملی از دید فلسفی
👤 مصطفی ملکیان
👤 شروین وکیلی
👤 اصغر دادبه
🗓 شهریور 1394
◽️@utfinance◽️
نشست مفهوم هویت ملی از دید فلسفی
👤 مصطفی ملکیان
👤 شروین وکیلی
👤 اصغر دادبه
🗓 شهریور 1394
◽️@utfinance◽️
👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
◽️@utfinance◽️
📄 متن ویدیو
◽️@utfinance◽️
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
◽️@utfinance◽️
📄 متن ویدیو
◽️@utfinance◽️
👍4❤2
Finance & Economics
🖥 ویدیو ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار 👤مارگارت تاچر ◽️@utfinance◽️ 📄 متن ویدیو ◽️@utfinance◽️
🖥 ویدیو
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
کشورها به نسبت میزان منابع طبیعیای که دارند ثروتمند نیستند. اگر چنین بود روسیه امروز ثروتمندترین کشور دنیا بود. آنگولا بسیار ثروتمند بود و بسیاری کشورهای دیگر هستند که منابع طبیعی بسیاری دارند اما اقتصاد بازار آزاد (رقابتی) ندارند که بتواند این منابع را توسعه دهند. روسیه همه چیز دارد؛ نفت، گاز، الماس، پلاتینیوم، طلا، نقره، چوب، خاک فوقالعاده... اما فقیر است!
همچنین نکته دیگری که هست این است که محیط زیست آنها رو به نابودی است. فاضلابی که از کارخانجات بسیاری جاری است، گازهای سمی که در هوا آزاد میکنند...
یادم است که یک بار به یکی از کشورهای کمونیست رفته بودم و حدود دهه شصت بود و دیدم گاز قهوهای رنگ که از دودکش یک کارخانه متصاعد میشد گاز نیتروس بود، واقعا وحشت زده شده بودم.
گفتم چه کار میکنید؟ ریههای مردمتون نابود شدن. این اسیده! نمیتوانید اجازه بدید این ادامه پیدا کنه!
ملاحظه کاری؛ هیچوقت نقطه قوت من نبوده، همونجوری که میدونید. به نظرم بسیار احمقانه آمد این مسأله! و گفتم ما هرگز چنین اجازهای توی کشورمان نمیدیم.!
در بسیاری از این کشورها بودم و گاهی پدر و مادرها به من میگفتند کودکانشان نمیتوانند بیرون بروند...
چکسلواکی در زمستان را یادم هست زیرا هوای آلوده وحشتناکی داشت.
این کشورها در واقع، کشورهای بازار آزاد که به آزادی در سایه قانون اعتقاد داشته باشند با اقتصاد رقابتی و بازار آزاد و مسئولیت پذیر باشند، و ثروت خلق کنند، نیستند!
اینها کشورهایی هستند که سیستم غلط داشتند، سیستمی که ثروت خلق نکرد، سیستمی که به مردم هم اهمیتی نمیداد. برای همین است که آقای گورباچف این سیستم را ترک کرد و به سیستمی آمد که ثروت خلق خواهد کرد، این سیستم در آنگولا هم ثروت خلق خواهد کرد، در تانزانیا نیز ثروت خلق خواهد کرد، اما در صورتی که مردم و سرمایه گذاری را در آن منکر نشوید.
به سوی دیگر این داستان نگاه کنید: ژاپن منابع طبیعی ندارد، سوئیس منابع طبیعی ندارد، تایوان منابع طبیعی ندارد، هنگ کنگ منابع طبیعی ندارد، همان مردمی که در چین هستند در هنگ کنگ نیز هستند.
این سیستم سیاسی است که ثروت مردم را بهرهور میکند و به آن چهارچوبی میدهد که درون آن فعالیت کند.
ویدیو
◽️@utfinance◽️
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
کشورها به نسبت میزان منابع طبیعیای که دارند ثروتمند نیستند. اگر چنین بود روسیه امروز ثروتمندترین کشور دنیا بود. آنگولا بسیار ثروتمند بود و بسیاری کشورهای دیگر هستند که منابع طبیعی بسیاری دارند اما اقتصاد بازار آزاد (رقابتی) ندارند که بتواند این منابع را توسعه دهند. روسیه همه چیز دارد؛ نفت، گاز، الماس، پلاتینیوم، طلا، نقره، چوب، خاک فوقالعاده... اما فقیر است!
همچنین نکته دیگری که هست این است که محیط زیست آنها رو به نابودی است. فاضلابی که از کارخانجات بسیاری جاری است، گازهای سمی که در هوا آزاد میکنند...
یادم است که یک بار به یکی از کشورهای کمونیست رفته بودم و حدود دهه شصت بود و دیدم گاز قهوهای رنگ که از دودکش یک کارخانه متصاعد میشد گاز نیتروس بود، واقعا وحشت زده شده بودم.
گفتم چه کار میکنید؟ ریههای مردمتون نابود شدن. این اسیده! نمیتوانید اجازه بدید این ادامه پیدا کنه!
ملاحظه کاری؛ هیچوقت نقطه قوت من نبوده، همونجوری که میدونید. به نظرم بسیار احمقانه آمد این مسأله! و گفتم ما هرگز چنین اجازهای توی کشورمان نمیدیم.!
در بسیاری از این کشورها بودم و گاهی پدر و مادرها به من میگفتند کودکانشان نمیتوانند بیرون بروند...
چکسلواکی در زمستان را یادم هست زیرا هوای آلوده وحشتناکی داشت.
این کشورها در واقع، کشورهای بازار آزاد که به آزادی در سایه قانون اعتقاد داشته باشند با اقتصاد رقابتی و بازار آزاد و مسئولیت پذیر باشند، و ثروت خلق کنند، نیستند!
اینها کشورهایی هستند که سیستم غلط داشتند، سیستمی که ثروت خلق نکرد، سیستمی که به مردم هم اهمیتی نمیداد. برای همین است که آقای گورباچف این سیستم را ترک کرد و به سیستمی آمد که ثروت خلق خواهد کرد، این سیستم در آنگولا هم ثروت خلق خواهد کرد، در تانزانیا نیز ثروت خلق خواهد کرد، اما در صورتی که مردم و سرمایه گذاری را در آن منکر نشوید.
به سوی دیگر این داستان نگاه کنید: ژاپن منابع طبیعی ندارد، سوئیس منابع طبیعی ندارد، تایوان منابع طبیعی ندارد، هنگ کنگ منابع طبیعی ندارد، همان مردمی که در چین هستند در هنگ کنگ نیز هستند.
این سیستم سیاسی است که ثروت مردم را بهرهور میکند و به آن چهارچوبی میدهد که درون آن فعالیت کند.
ویدیو
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
🖥 ویدیو
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
◽️@utfinance ◽️
📄 متن ویدیو
◽️@utfinance ◽️
ثروت، منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و نظام بازار
👤مارگارت تاچر
◽️@utfinance ◽️
📄 متن ویدیو
◽️@utfinance ◽️
👍8
👤 لودویگ فون میزس:
در یک بازار، هر مصرف کننده دقیقاً تصمیم میگیرد که چه چیزی بخرد. او هر بار که کالاها و خدماتی را خریداری میکند، رأی میدهد.
◽️@utfinance◽️
در یک بازار، هر مصرف کننده دقیقاً تصمیم میگیرد که چه چیزی بخرد. او هر بار که کالاها و خدماتی را خریداری میکند، رأی میدهد.
◽️@utfinance◽️
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو / نسخه کامل
شیادها، احمقها، فتنهگران: متفکران چپ نو
👥 گفتوگوی مانی بشرزاد با اشکان زارع
◽️متفکران چپ نو از راجر اسکروتن موضوع این قسمت از برنامه کتاب فردا است. این کتاب را میتوان از مهمترین آثار محافظهکاران در قرن بیستم دانست؛ نقدی تمام عیار از مفترکان چپ نو از گرامشی تا ژیژک.
◽️سنت پرستش خاکسترها نیست، بلکه نگاه داشت آتش است. این جمله شاید بهترین تفسیر از اندیشه راجر اسکروتن، نویسنده این کتاب باشد. در زمانهای که اوج ایدههای چپگرایی در دنیای آکادمیک غرب بود این متفکر از سنتهای قدیمی به مانند تمدن غرب، لیبرالیسم، میهن دوستی، خانواده و آزادی دفاع میکرد.
👤 اشکان زارع، روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ اندیشه است که مقالات متعددی درباره اسکروتن تالیف و ترجمه کرده است و در حال حاضر در حال ترجمه زندگینامه این محافظهکار بریتانیایی است.
◽️@utfinance◽️
شیادها، احمقها، فتنهگران: متفکران چپ نو
👥 گفتوگوی مانی بشرزاد با اشکان زارع
◽️متفکران چپ نو از راجر اسکروتن موضوع این قسمت از برنامه کتاب فردا است. این کتاب را میتوان از مهمترین آثار محافظهکاران در قرن بیستم دانست؛ نقدی تمام عیار از مفترکان چپ نو از گرامشی تا ژیژک.
◽️سنت پرستش خاکسترها نیست، بلکه نگاه داشت آتش است. این جمله شاید بهترین تفسیر از اندیشه راجر اسکروتن، نویسنده این کتاب باشد. در زمانهای که اوج ایدههای چپگرایی در دنیای آکادمیک غرب بود این متفکر از سنتهای قدیمی به مانند تمدن غرب، لیبرالیسم، میهن دوستی، خانواده و آزادی دفاع میکرد.
👤 اشکان زارع، روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ اندیشه است که مقالات متعددی درباره اسکروتن تالیف و ترجمه کرده است و در حال حاضر در حال ترجمه زندگینامه این محافظهکار بریتانیایی است.
◽️@utfinance◽️
👍13👏4👎3❤1
📄پروندهای برای راجر اسکروتن
@utfinance
📌 چپگرایی و نگرش منفی به جهان
📌 معرفی کتاب متفکران چپ نو
📌 اقتصاددانان اتریشی چه چیزی از راجر اسکروتن میتوانند بیاموزند؟
📌 راجر اسکروتن: زیستن آزادی
📌 راجر اسکروتن، حقوق حیوانات و دفاع از انسان
📌 معرفی کتاب پشیمانیهای دلنشین (زندگینامه خودنوشت راجر اسکروتن)
📌 اطاعت از قانون، آزادی است
📌 درباره حقوق بشر
📌 پنداشتهای ایدئولوژیک چه نقشی در تناقضات اخلاقی ما در خصوص حیوانات دارد؟
📌 شیادها، احمقها و فتنهگران: متفکران چپ نو (گفتوگوی مانی بشرزاد و اشکان زارع)
◽️@utfinance◽️
@utfinance
📌 چپگرایی و نگرش منفی به جهان
📌 معرفی کتاب متفکران چپ نو
📌 اقتصاددانان اتریشی چه چیزی از راجر اسکروتن میتوانند بیاموزند؟
📌 راجر اسکروتن: زیستن آزادی
📌 راجر اسکروتن، حقوق حیوانات و دفاع از انسان
📌 معرفی کتاب پشیمانیهای دلنشین (زندگینامه خودنوشت راجر اسکروتن)
📌 اطاعت از قانون، آزادی است
📌 درباره حقوق بشر
📌 پنداشتهای ایدئولوژیک چه نقشی در تناقضات اخلاقی ما در خصوص حیوانات دارد؟
📌 شیادها، احمقها و فتنهگران: متفکران چپ نو (گفتوگوی مانی بشرزاد و اشکان زارع)
◽️@utfinance◽️
❤8👍3💩2
Forwarded from «هفده هفتاد و شش»
رئیس دانشگاه هاروارد، کلاودین گی، استعفا داد.
صحبت های کلاودین گی، در یک جلسه کنگره آمریکا در ماه گذشته در مورد خشونت علیه یهودیان، نقطه آغاز اعتراضات علیه او و چندین مقام دانشگاهی در آمریکا بود.
بررسی سوابق دانشگاهی گی به کشف چندین سرقت علمی در مقالاتش منجر شد و فشار ها برای برکناری او، شدت بیشتری گرفت.
استعفای گی، ضربه سنگینی به حامیان ایدئولوژی ووکیسم است که دانشگاه های آمریکا را به تسخیر خود در آورده اند و تا امروز در مقابل عملکردشان پاسخگو نبودند.
ووک ها معتقدند در دوگانه ظالم و مظلوم تئوری Intersectionality ، یهودیان در سمت ظالم قرار دارند، به همین دلیل با حملات تروریستی علیه یهودیان همراهی می کنند.
ویدیوی جلسه کنگره با حضور روسای دانشگاه های آمریکا از جمله کلاودین گی
@Podcast1776
صحبت های کلاودین گی، در یک جلسه کنگره آمریکا در ماه گذشته در مورد خشونت علیه یهودیان، نقطه آغاز اعتراضات علیه او و چندین مقام دانشگاهی در آمریکا بود.
بررسی سوابق دانشگاهی گی به کشف چندین سرقت علمی در مقالاتش منجر شد و فشار ها برای برکناری او، شدت بیشتری گرفت.
استعفای گی، ضربه سنگینی به حامیان ایدئولوژی ووکیسم است که دانشگاه های آمریکا را به تسخیر خود در آورده اند و تا امروز در مقابل عملکردشان پاسخگو نبودند.
ووک ها معتقدند در دوگانه ظالم و مظلوم تئوری Intersectionality ، یهودیان در سمت ظالم قرار دارند، به همین دلیل با حملات تروریستی علیه یهودیان همراهی می کنند.
ویدیوی جلسه کنگره با حضور روسای دانشگاه های آمریکا از جمله کلاودین گی
@Podcast1776
👏12👍3😢2
📚 معرفی کتاب
یادداشتهایی در باب چین
👤 باربارا تاکمن
✍🏻 ترجمه: محمدرضا مردانیان
◽️@utfinance◽️
توضیح مترجم:
وقتی مدیر محترم نشر گمان، پیشنهاد ترجمهی «یادداشتهایی در باب چین» را به من داد، خیلی جدی نگرفتمش! حقیقتا فقط یکدور کتاب را سرسری خواندم که دوفردایش جوابی داشته باشم که چرا پشت گوش انداختم. نام مؤلف هم چنان سنگین بود که فکر کردم حالا این هم کنار آن همه کتاب که خیال ترجمهشان را در سر پختم و ته گرفت!
ویروس کرونا، جهان را درنوردید و من هم دو هفته خانهنشین شدم و از سر بیکاری، شروع کردم به ترجمه. متن بهشدت دلفریب بود و نگاه #باربارا_تاکمن به چین دوران #مائو که سرزمینی اسرارآمیز بود، پر از نکتهسنجی و بداعت. او در فصولی فشرده سعی کرد به تمام زوایای جامعه و حاکمیت #چین کمونیست سرک بکشد. بارها و بارها مجبور شدم تاریخ چین در آن دوران، یعنی پس از جنگ دوم جهانی و تا نیمهی دههی هفتاد میلادی را مرور کنم.
فصل انتهایی کتاب، خودش بهتنهایی جستاریست نغز و مبتکرانه دربارهی «تاریخ جایگزین» یا اینکه اگر دولت وقت امریکا یا بهتر بگوییم فرستاده و نمایندهی وقت امریکا در چین، آن حماقت تاریخی را نمیکرد و ملیگراها در چین بر سر قدرت میماندند و یا دست کم کمونیستها به دامان شوروی نمیافتادند و ماجراهای بعدش پیش نمیآمد.
سال گذشته، وقتی بحث کمک یا دخالت خارجی به میان میآمد، ناخودآگاه یاد این جستار و این اشتباه و قمار تاریخی امریکا در چین میافتادم و اینکه بخت و آیندهی ما اگر بسته به انتخاب تاریخی آنها هم باشد، چه در انتظارمان است. ناخودآگاه یاد خاطرات شیرین کمک ترومن به بازگرداندن آذربایجان به مام میهن میافتادم و البته ماجرای ژنرال هایزر در ۴۵ سال پیش… به «تاریخ جایگزین» ایران فکر میکردم اگر…
باربارا تاکمن را در ایران، مترجمان چیرهدستی مثل استاد عزتالله فولادوند، حسن افشار و محمد قائد ترجمه کردهاند و ترجمهی من از این نویسندهی قهار، حقا که ارتکاب نام دارد تا اینکه ترجمه بناممش. متن را مسعود حصیرچین عزیز، چینشناس درجهیک، چند دور خواند و ویراست و خانم مرضیه نیلی هم زحمت نهایی را کشید. تیم ویراستاری و نمونهخوانی نشر گمان هم به تعریف بنده نیازی ندارد!
پینوشت: زندهنام محمد مرادی، هر بار که کتابی منتشر میشد، تبریکی میگفت و همیشه در آن چندسال کوتاه دوستی مجازی، دربارهی کتابها با هم گفتگوی کوتاهی داشتیم. این را هنگامی ترجمه کردم که او زنده بود و امیدوار اما… واژه به واژهی این کتاب ناچیز، پیشکش به یاد و نام او و فداکاری و دریادلیاش.
◽️@utfinance◽️
یادداشتهایی در باب چین
👤 باربارا تاکمن
✍🏻 ترجمه: محمدرضا مردانیان
◽️@utfinance◽️
توضیح مترجم:
وقتی مدیر محترم نشر گمان، پیشنهاد ترجمهی «یادداشتهایی در باب چین» را به من داد، خیلی جدی نگرفتمش! حقیقتا فقط یکدور کتاب را سرسری خواندم که دوفردایش جوابی داشته باشم که چرا پشت گوش انداختم. نام مؤلف هم چنان سنگین بود که فکر کردم حالا این هم کنار آن همه کتاب که خیال ترجمهشان را در سر پختم و ته گرفت!
ویروس کرونا، جهان را درنوردید و من هم دو هفته خانهنشین شدم و از سر بیکاری، شروع کردم به ترجمه. متن بهشدت دلفریب بود و نگاه #باربارا_تاکمن به چین دوران #مائو که سرزمینی اسرارآمیز بود، پر از نکتهسنجی و بداعت. او در فصولی فشرده سعی کرد به تمام زوایای جامعه و حاکمیت #چین کمونیست سرک بکشد. بارها و بارها مجبور شدم تاریخ چین در آن دوران، یعنی پس از جنگ دوم جهانی و تا نیمهی دههی هفتاد میلادی را مرور کنم.
فصل انتهایی کتاب، خودش بهتنهایی جستاریست نغز و مبتکرانه دربارهی «تاریخ جایگزین» یا اینکه اگر دولت وقت امریکا یا بهتر بگوییم فرستاده و نمایندهی وقت امریکا در چین، آن حماقت تاریخی را نمیکرد و ملیگراها در چین بر سر قدرت میماندند و یا دست کم کمونیستها به دامان شوروی نمیافتادند و ماجراهای بعدش پیش نمیآمد.
سال گذشته، وقتی بحث کمک یا دخالت خارجی به میان میآمد، ناخودآگاه یاد این جستار و این اشتباه و قمار تاریخی امریکا در چین میافتادم و اینکه بخت و آیندهی ما اگر بسته به انتخاب تاریخی آنها هم باشد، چه در انتظارمان است. ناخودآگاه یاد خاطرات شیرین کمک ترومن به بازگرداندن آذربایجان به مام میهن میافتادم و البته ماجرای ژنرال هایزر در ۴۵ سال پیش… به «تاریخ جایگزین» ایران فکر میکردم اگر…
باربارا تاکمن را در ایران، مترجمان چیرهدستی مثل استاد عزتالله فولادوند، حسن افشار و محمد قائد ترجمه کردهاند و ترجمهی من از این نویسندهی قهار، حقا که ارتکاب نام دارد تا اینکه ترجمه بناممش. متن را مسعود حصیرچین عزیز، چینشناس درجهیک، چند دور خواند و ویراست و خانم مرضیه نیلی هم زحمت نهایی را کشید. تیم ویراستاری و نمونهخوانی نشر گمان هم به تعریف بنده نیازی ندارد!
پینوشت: زندهنام محمد مرادی، هر بار که کتابی منتشر میشد، تبریکی میگفت و همیشه در آن چندسال کوتاه دوستی مجازی، دربارهی کتابها با هم گفتگوی کوتاهی داشتیم. این را هنگامی ترجمه کردم که او زنده بود و امیدوار اما… واژه به واژهی این کتاب ناچیز، پیشکش به یاد و نام او و فداکاری و دریادلیاش.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
یادداشتهایی در باب چین
❤3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو / جلسه 14 انجمن شهریار
چپ و تخریب تمدن جدید
در جلسه چهاردهم انجمن شهریار بابک مینا به این پرسش پاسخ میدهد که سرچشمهٔ چپ جدید که باید آن را از مارکسیسم کلاسیک جدا کرد، کجاست؟
بابک مینا میگوید در پاسخ به این پرسش باید از سه ایستگاه بگذریم: نخست آلمان بعد از جنگ جهانی اول که در آن اندیشههای ضدتجدد به گونهای بیسابقه گسترش یافت. در این سالها نوعی راست مرتجع و ضدتجدد به وجود آورد که وعدهٔ عبور از لیبرالیسم و سوسیالیسم را میداد. نتیجهٔ نهایی این جریان نازیسم در آلمان بود. ایستگاه دوم فرانسهٔ بعد از جنگ است. روشنفکران فرانسوی اندیشههای ضدتجدد آلمانی را به خدمت چپ گرفتند و از این طریق چپ جدیدی خلق کردند که از نظر فکری تفاوتهایی اساسی با مارکسیسم کلاسیک داشت. و سپس از دههٔ هشتاد میلادی – که این اندیشهها به طور نسبی در فرانسه رو به افول گذاشتند - به امریکا وارد شدند و در آنجا مجدداً به شکلی جدید شکوفا شدند. بنابراین ما با سه لحظهٔ آلمانی، فرانسوی و امریکایی مواجهیم.
◽️@utfinance◽️
چپ و تخریب تمدن جدید
در جلسه چهاردهم انجمن شهریار بابک مینا به این پرسش پاسخ میدهد که سرچشمهٔ چپ جدید که باید آن را از مارکسیسم کلاسیک جدا کرد، کجاست؟
بابک مینا میگوید در پاسخ به این پرسش باید از سه ایستگاه بگذریم: نخست آلمان بعد از جنگ جهانی اول که در آن اندیشههای ضدتجدد به گونهای بیسابقه گسترش یافت. در این سالها نوعی راست مرتجع و ضدتجدد به وجود آورد که وعدهٔ عبور از لیبرالیسم و سوسیالیسم را میداد. نتیجهٔ نهایی این جریان نازیسم در آلمان بود. ایستگاه دوم فرانسهٔ بعد از جنگ است. روشنفکران فرانسوی اندیشههای ضدتجدد آلمانی را به خدمت چپ گرفتند و از این طریق چپ جدیدی خلق کردند که از نظر فکری تفاوتهایی اساسی با مارکسیسم کلاسیک داشت. و سپس از دههٔ هشتاد میلادی – که این اندیشهها به طور نسبی در فرانسه رو به افول گذاشتند - به امریکا وارد شدند و در آنجا مجدداً به شکلی جدید شکوفا شدند. بنابراین ما با سه لحظهٔ آلمانی، فرانسوی و امریکایی مواجهیم.
◽️@utfinance◽️
❤4