Finance & Economics
11.2K subscribers
1.54K photos
857 videos
1.13K files
2.83K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
خاویر میلی رئیس جمهور آرژانتین شد

خاویر میلی، سیاستمدار لیبرتارین، رئیس جمهور آرژانتین شد و نوید یک تغییر رادیکال برای اصلاح چندین دهه سوء‌مدیریت در سیاستگذاری را داد. میلی در حالی فرمان اقتصاد در حال فروپاشی آرژانتین را در دست می‌گیرد که این کشور یکی از بالاترین نرخ‌های تورم جهان را به خود اختصاص داده است.

خاویر گراردو میلی (Javier Gerardo Milei)، اقتصاددان، نویسنده، و سیاستمدار 53 ساله آرژانتینی است که به عنوان رئیس‌جمهور منتخب آرژانتین شناخته شده است.

میلی به عنوان یک اقتصاددان، حامی و مروج مکتب اتریش (Austrian School) شناخته می‌شود و از سیاست‌های مالی اقتصادی دولت‌های مختلف آرژانتین نقد کرده و بر کاهش هزینه‌های دولتی تأکید دارد. وی در زمینه تدریس در دانشگاه و نگارش کتب فعالیت داشته است. ورود او به سیاست در سال 2021 و با انتخابش به عنوان نماینده ملی شهر بوئنوس آیرس رخ داد.

او پیشنهاد لغو بانک مرکزی آرژانتین را داده است، که منجر به دلاریزه شدن واقعی اقتصاد و بازنگری جامع سیاست‌های مالی و ساختاری این کشور می‌شود.

◽️@utfinance◽️
👍6👎1
📄 مقاله

اهمیت انگیزاننده‌ها در علم اقتصاد

👤 مانی بشرزاد


◽️@utfinance◽️
👍31
👤 موسی غنی‌نژاد:

«ارزش اساسی در دنیای جدید آزادی و تأمین حقوق انسان‌هاست، رأی اکثریت تنها یک روش حل مسأله است، اکثریت می‌تواند اشتباه کند، مثل انقلاب ۵۷»

◽️@utfinance◽️
👌32👍5💩52🔥1😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

پیروزی خاویر میلی، اقتصاددان راست‌گرا در انتخابات ریاست‌ جمهوری آرژانتین

ارزیابی محمد ماشین‌چیان، پژوهشگر ارشد حکمرانی در دانشگاه پیتزبورگ از سیاست‌های اقتصادی خاویر میلی

◽️@utfinance◽️
👍6
📄 مقاله

آن مرد با اره‌برقی آمد...

👤 مهدی تدینی


◽️@utfinance◽️

📌 پس‌گرفتن قدرت از ایدۀ «عدالت اجتماعی» که تخصص بالایی در ریختن انواع اشک برای گروه‌های مختلف جامعه دارد، بسیار کار دشواری است؛ فقط زمانی چنین اختری در افق یک ملت پدیدار می‌شود که فریب و فلاکت نهفته در پس مفهوم «عدالت اجتماعی» بر اُسطرلاب آن مردم نمایان شده باشد ــ دست‌کم لازم است آن مردم فهمیده باشند مفهوم «عدالت اجتماعی» برخلاف ظاهر فریبنده‌اش، باطن گزنده‌ای دارد و باید با بدگمانی به آن نگاه کرد.

◽️@utfinance◽️
👍5👎21
📄 مقاله

طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه!

👤 نادر فتوره‌چی


◽️@utfinance◽️

📌 بر خلاف ایدئولوژی، «اندیشه» زبانش دراز نیست، گوش‌هایش تیز است، می‌داند راه به حرف آوردن تاریخ معاشقه نیست، شکنجه است؛ تاریخ را باید سوال‌پیچ کرد، در منگنه گذاشت، تناقضاتش را هر چه بیشتر رو آورد و آنقدر زبانش را با انبُر از حلقومش بیرون کشید تا شاید بخشی از اسرارش را برملا کند.

📌 پنجاه‌هفت ضد تجدد بود، ضد حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت، ضد سلوک با جهان جدید، پنجاه‌وهفت از مشروطه نفرت داشت، از حاکمیت قانون بدش می‌آمد، هر گاه کلمه «ساختن» را می‌شنید، دست به اسلحه می‌بُرد، دوست داشت آن نظم ضروری برای پیشرفت کشور را که پدران مشروطه بناگذاردند با دندان پاره کند، تمام آثار مدنیت و شهرنشینی را منفجر کند، شیرازه مصلحت عمومی را جر دهد، تمام جهان را گاز بگیرد و این عملیات بی‌پایان از خوردن، دریدن، منفجر کردن، ترکاندن، گاز گرفتن و عربده کشیدن را به نیروی درونی خویش بدل سازد.

📌روحی که در ایران به دنبال پیکر خویش می‌گردد، ضد این میراث است، ضد پنجاه‌وهفت، ضد ایدئولوژی، ضد نساختن، ضد «حساسیت آلرژیک به زندگی»، ضد این «عدمی» که مدام می‌خواهد ادای «وجود» درآورد.

📌 بیداری روح مشروطه، کابوس اشباح پنجاه‌وهفت است؛ کابوس آنانی که با اعمال جراحی‌ زیبایی بر سیمای چروک‌ترین لحظات تاریخ معاصر، واقعیت را زیر تلی از اکاذیب و ادعاهای پر زرق و برق توخالی پنهان کرده‌اند. آنان می‌دانند «مشروطه» ایدئولوژی نبود، اندیشه بود و اندیشه خطرناک است.

◽️@utfinance◽️

#فتوره_چی
#نادر_فتوره_چی
#مشروطه
#انقلاب57
👍11👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

بیراهه وسیع بردگی

«راه باریک آزادی» نوشته جیمز رابینسون و دارون عجم اوغلو به ما می‌گوید چطور راه توسعه از آزادی می‌گذرد و چطور مسیر رسیدن به آزادی، یک دالان باریک است.

روی دیگر این گزاره این است که راه بردگی بسیار فراخ‌تر از راه آزادی است و شاید به همین دلیل ملت‌های زیادی در طول تاریخ در دامش افتادند و هنوز هم برخی ملت‌ها در همین بیراهه قرار دارند. «چراز» در این قسمت آدرس بیراهه‌ها را می‌دهد.

◽️@utfinance◽️

#راه_باریک_آزادی
#رابینسون
#عجم_اوغلو
راه_بردگی
#دالان_باریک_آزادی
#آزادی
👌2
📄 مقاله

خوان دو ماریانا: تاثیر مدرسیان اسپانیا

👤 خسوس هورتا دو‌سوتو
✍🏻 مترجم: محسن رنجبر


◽️@utfinance◽️

📌 پیشینه مکتب اقتصاد اتریشی را می‌توان در آثار مدرسیان اسپانیا دید؛ این آثار در قرنی که «سده طلایی اسپانیا» نامیده می‌شود و از میانه قرن شانزده تا قرن هفده را در‌بر‌می‌گیرد، نوشته شدند.

◽️@utfinance◽️
👍1
📄 مقاله

چرا لیبرتارینیسم در امریکای لاتین قدرت گرفته است؟

👤 شاهین کارخانه

با پیروزی خاویر مایلی در انتخابات ریاست جمهوری آرژانتین، این سوال مطرح می‌شود که چطور یک لیبرتارین به جایگاهی رسیده که پیروز انتخابات ریاست جمهوری شود؟ در حالی که تقریبا در تمامی کشورهای غربی لیبرتارین‌ها در اقلیت هستند و احزاب لیبرتارین سهم اندکی از آرای عمومی دارند.

یکی از عوامل مهم در قدرت گرفتن گفتمان آزادی خواهی -لیبرتارینیسم- فعالیت فکری و آکادمیک اعضای مکتب اقتصاد اتریشی در جهان اسپانیولی زبان است.
یکی از پیشروترین اعضای مکتب اتریش خسوس هوئرتا دسوتو است.

دسوتو (زاده ۲۳ دسامبر ۱۹۵۶) اقتصاددان اسپانیایی و استاد دپارتمان اقتصاد کاربردی در دانشگاه کینگ خوان کارلوس مادرید، اسپانیا و عضو ارشد موسسه میزس است.

دسوتو مدرک لیسانس اقتصاد در سال 1978 و دکترای حقوق (1984) و اقتصاد (1992) هر دو از دانشگاه Complutense مادرید و MBA از دانشگاه استنفورد دریافت کرد.
او از سال 1979 استاد اقتصاد سیاسی در دانشکده حقوق دانشگاه Complutense مادرید بوده است. در سال 1983، دسوتو جایزه ری خوان کارلوس در اقتصاد، در سال 2005 جایزه آدام اسمیت CNE برای یک عمر دستاورد، و در سال 2009 مدرک افتخاری از Universidad Francisco Marroquin به او اعطا شد.
همچنین عضو هیئت مدیره انجمن مونت پلرین، عضو هیئت تحریریه فصلنامه مجله اقتصادی اتریش، و مدیر نشریه "Procesos de mercado: Revista Europea de Economía Política" است.
در سال 2000 او استاد تمام اقتصاد سیاسی در دانشگاه ری خوان کارلوس در مادرید شد. از سال 2007 او مدیر برنامه کارشناسی ارشد اقتصاد اتریش اقتصاد د لا اسکوئلا اتریش در دانشگاه ری خوان کارلوس است.

دسوتو ویراستار هفت جلد از نسخه اسپانیایی زبان مجموعه آثار فردریش هایک انتشارات دانشگاه شیکاگو بود. او در این سمت مسئولیت کتابشناسی، پاورقی، مقدمه و استخدام مترجم را بر عهده داشت. او عضو هیئت تحریریه «دیدگاه‌های جدید در اقتصاد سیاسی» و عضو هیئت تحریریه مشاور مجله «بازارها و اخلاق» است. دسوتو عضو ارشد مؤسسه میزس و عضو هیئت تحریریه فصلنامه «مجله اقتصاد اتریش» است. او قبلاً متولی مؤسسه مطالعات پیشرفته مادرید (IMDEA) در علوم اجتماعی بود و از سال 2000 تا 2004 معاون رئیس و مدیر انجمن مونت پلرین بود.

خسوس هوئرتا د سوتو، اقتصاددان مشهور مکتب اقتصاد اتریش است. او مطالب زیادی در مورد موضوعات پول، بانکداری و چرخه های تجاری از دیدگاه اتریشی نوشته است. یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار او «پول، اعتبار بانکی و چرخه‌های اقتصادی» است که نقد مفصلی از بانکداری با ذخایر کسری ارائه می‌کند و استدلال می‌کند که بانک‌های مرکزی عامل اصلی چرخه‌های تجاری هستند. او همچنین درباره موضوعاتی مانند حقوق مالکیت، سوسیالیسم و تاریخ اندیشه اقتصادی نوشته است.
◽️@utfinance◽️

#لیبرتاریانیسم
#لیبرتارینیسم
#لیبرتارین
#آزادی_خواه
#آزادی_گرایی
#دسوتو
#خاویر_میلی
6🤮1
معرفی کتاب

سوسیالیسم و سرمایه داری

👤 هانس هرمان هوپ

📌 چپگرایان، شکست اقتصادی و فجایع اجتماعی را «آخرین بحران سرمایه‌داری» می‌نامند و «درمان» آن را در توسل به یکی دیگر از نسخه‌های سوسیالیسم می‌دانند.

📌 در این کتاب توضیح داده شده که هیچ شکلی از سوسیالیسم هرگز نمی‌تواند موجد صلح و شکوفایی باشد و فقط سرمایه‌داری است که توانایی چنین کاری را دارد.

📌 البته سرمایه‌داری مورد نظر مولف با آن چیزی که «سوسیالیست‌های بدگو» می‌گویند، سراپا فرق دارد. به اعتقاد هانس هرمان هوپ، سرمایه‌داری یعنی آزادی و اختیار مالکان خصوصی به منظور انعقاد قرارداد و دادوستد.

◽️@utfinance◽️
🔗لینک فیدیبو:
https://fidibo.com/book/153928-سوسیالیسم-سرمایه-داری

🔗لینک طاقچه:
https://taaghche.com/book/32899

🔗 لینک انتشارات دنیای اقتصاد:
https://book.donya-e-eqtesad.com/book/3690/%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C

◽️@utfinance◽️
👍1👎1
Finance & Economics
معرفی کتاب سوسیالیسم و سرمایه داری 👤 هانس هرمان هوپ 📌 چپگرایان، شکست اقتصادی و فجایع اجتماعی را «آخرین بحران سرمایه‌داری» می‌نامند و «درمان» آن را در توسل به یکی دیگر از نسخه‌های سوسیالیسم می‌دانند. 📌 در این کتاب توضیح داده شده که هیچ شکلی از سوسیالیسم…
📚 مرور کتاب

سوسیالیسم و سرمایه داری -نوشته هانس هرمان هوپ-

در حالی‌که رویدادهای خطیر سال ۱۹۸۹ و بعد از آن به شکست سوسیالیسم تفسیر شد و عقب‌گردی بزرگ برای روشنفکران چپگرای غربی بود، به‌سرعت نبردی اندیشه‌ای از پس آن، درباره مفهوم جهانی و تفسیر این رویدادها، هویدا شد. اگر سوسیالیسم شکست خورد، چه کسی برنده نبرد بود؟

پاسخ غالب به این پرسش این بود: جهان غرب پیروز میدان شد. جهان غرب، از ایالات متحده آمریکا، اروپای غربی و وابستگان آنها در سراسر جهان تشکیل می‌شد و از آنجا که ایالات متحده آمریکا در افکار عمومی جهانی نمونه بارز سرمایه‌داری در نظر گرفته می‌شد، این سرمایه‌داری بود که فاتح نبرد شد. اما در واقع، ایالات متحده آمریکا نماینده سرمایه‌داری نبود، بلکه چنانکه نومحافظه‌کاران اعلام کردند، آمریکا نماد «سرمایه‌داری دموکراتیک» بود؛ چیزی کاملا متفاوت و از نظر آنها بسیار بهتر. اما باید گفت هم‌یاری صمیمانه آمریکا با سرمایه‌داری اشتباه محض است و سرمایه‌داری صرفا منفعت شگرفی برای بازیابی و تجدیدقوای چپ‌های غربی از شکست زودهنگامشان داشت و همچنان این نقش را ایفا می‌‌کند.

در سرمایه‌داری دموکراتیک، مالکیت خصوصی اسماً دست‌نخورده و مطلق باقی می‌ماند. با وجود این، دولت برآمده از انتخابات دموکراتیک این حق را دارد که به نام «منافع عمومی» و «خیر عمومی» در حق مالکیت دخل و تصرف کند. بدین منظور، دولت می‌تواند سلب مالکیت کند، مالیات ببندد، مالکیت خصوصی را بازتوزیع کند و این حق را دارد که بر استفاده مالکان خصوصی از اموالشان نظارت کند و درباره آن قانون وضع کند. از این رو، تمام مالکیت و خصوصا مالکیت عوامل تولید (سرمایه) عملا مالکیت خصوصی تلقی می‌شود؛ یعنی اموال در ید و نظارت اشخاص تا زمانی باقی می­مانند (به مثابه امتیازی از سوی دولت) که از نظر دولت به «خیر و صلاح عموم» باشد.

در کمتر از ۲۰۰ سال گذشته، دولت ایالات متحده آمریکا با این «میثاق» نه‌تنها به بزرگ‌ترین مالک زمین و مستغلات و همه خیابان‌ها و مدارس عمومی تبدیل شده بود، بلکه در زمینه «کالای عمومی» نیز نزدیک به نیمی از تولید ناخالص داخلی آمریکا را مصرف می‌‌کرد و در سال ۱۹۸۹، «بدهی دولت» به ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی رسید (و امروز بیشتر از ۱۰۰ درصد آن است). دولت، به نام «کالای عمومی»، خلق پول را به انحصار خود درآورد و بانک مرکزی را، تحت کنترل خود، تاسیس کرد. استاندارد طلا را لغو و طلا را با پول کاغذی جایگزین کرد؛ بدین ترتیب، دولت با کمک بانک مرکزی می‌تواند هر مقدار که مایل باشد و در عمل بدون هیچ هزینه‌ای، پول چاپ کند. با سیلاب قوانین و مقررات متعدد، حق مالکیت بخش خصوصی پیوسته بازتوزیع و ترمیم شد. برخی افراد و کسب و کارها از این رهگذر و فقط با اشاره یک قلم، متضرر و برخی دیگر منتفع شدند. برخی فرصت‌های سرمایه‌داری از بین رفت و برخی دیگر ایجاد شد؛ «دوستان» دولت و مروجان «کالای عمومی» پاداش گرفتند و «دشمنان» آنها تنبیه شدند. برای «کالای عمومی» و ایجاد جهانی امن‌تر و نیز برای دموکراسی، دولت ایالات متحده آمریکا متولی بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین ارتش جهان شد، پایگاه‌های بیشماری را در سراسر جهان برای خود دایر کرد و به منظور تثبیت امپراتوری خود و گستراندن آن، در سریالی از جنگ‌های بی‌پایان و نفس‌گیر مشارکت کرد.

اگر این سرمایه‌داری بود، پس چه ‌بسیار گله و شکایت می‌توان از سرمایه‌داری کرد و آن را مقصر دانست. پس از ۱۹۸۹، توسعه اقتصادی در ایالات متحده آمریکا، و نیز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا که از الگوی اقتصادی آمریکا اقتباس کرده بودند، چشمگیر و امیدوارکننده بود. به هرکجا نظر می‌افکندیم، رشد پیوسته و عمده مشتریان «رفاه عمومی» را، در کنار الیگارشی کوچکی از ثروتمندان می‌دیدیم. دولت و بانک مرکزی نیز بانکداران را به یکدیگر متصل می‌کردند و در این میان، درآمدهای طبقه متوسط نیز از پویایی ایستاد یا حتی سقوط کرد.

ادامه در پست بعدی
◽️@utfinance◽️
👎1
Finance & Economics
معرفی کتاب سوسیالیسم و سرمایه داری 👤 هانس هرمان هوپ 📌 چپگرایان، شکست اقتصادی و فجایع اجتماعی را «آخرین بحران سرمایه‌داری» می‌نامند و «درمان» آن را در توسل به یکی دیگر از نسخه‌های سوسیالیسم می‌دانند. 📌 در این کتاب توضیح داده شده که هیچ شکلی از سوسیالیسم…
ادامه:

آیا واقعا سرمایه‌داری باید مسئول همه این مسائل دانسته شود یا دموکراسی مقصر بود؟ آیا این همان سرمایه‌داری بدون مالکیت خصوصی و اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد نبود؟ اگر سرمایه‌داری متهم است، چطور می‌توان آشتی‌ای برقرار کرد بین آن نتیجه و این حقیقت که دولت گام‌به‌گام بزرگ‌تر شد و تقریبا نیمی از تولید ناخالص داخلی را بلعید و نه‌تنها ایجاد زیرساخت‌های حیاتی (جاده‌ها، مدارس، ساختمان‌های عمومی و زمین‌ها) کشور را در انحصار خود گرفت، بلکه خصوصا خلق پول و اعتبار را نیز از آن خود کرد؟ از سوی دیگر، آیا دموکراسی که قاعده اکثریت است با مالکیت خصوصی و بازار آزاد ناسازگار نبود؟ آیا دموکراسی در واقع شکل خاص سوسیالیسم یعنی «سوسیالیستی‌کردن» عوامل تولید نبود؟ آیا روا نیست که دموکراسی را برای کاستی‌ها، شکست‌‌ها و اشتباهات بزرگ ایالات متحده آمریکا و جهان غرب مقصر بدانیم؟

با وجود این، هیچ‌کس پرسش آخر را روا نمی‌داند. دموکراسی در جهان غرب به تابو و «خیر» و «فرضی» بلامنازع و تردیدناپذیر تبدیل شده است. در مقابل، همه تقصیرها و هر «اشتباهی» بر گردن سرمایه‌داری می‌افتد. مخصوصا، اندیشمندان و دانشگاهیان چپگرای غربی، با کمال آرامش در دانشگاه‌های وابسته به دولت مشغول به کار و تحصیل می‌شوند و این تابو را ترویج می‌دهند.

در واقع، بسیاری از سوسیالیست‌های غربی بسیار قبل‌تر از انقلاب سوسیالیستی روسیه، در ۱۹۱۸، دریافتند که دموکراسی اساسا ایده‌ای سوسیالیستی بود؛ اینکه «سرمایه‌داری دموکراتیک» عبارتی متناقض بود؛ اینکه دموکراسی واقعا به مفهوم سوسیال‌دموکراسی بود؛ اینکه سوسیال‌دموکراسی گونة محبوب‌تر سوسیالیسم تک‌حزبی حاکم بر بلوک شرق بود؛ و از این رو، دموکراسی امن‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش برای رسیدن به اهداف سوسیالیستی مساوات‌طلبانه بود. بر این اساس، هر «مسئله»، «رسوایی» یا «بحران» اقتصادی یا اجتماعیِ واقعی یا ساختگی را به «سرمایه‌داری» نسبت می‌دادند و ندای چپ‌ها در گوشمان پژواک می‌افکند که همچنان دموکراسی بیشتری باید وجود داشته باشد (یعنی مداخلات دولتی بیشتر در حق مالکیت).

لینک

◽️@utfinance◽️
Intellectuals and Socialism.pdf
47.4 KB
📄 مقاله

"Intellectuals and Socialism"

«روشنفکران و سوسیالیسم»

👤 فردریش فون هایک

📎 PDF - English

◽️@UTfinance◽️
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

بلا و رویای سوسیالیسم

◽️فیدل کاسترو و چگوارا
◽️خودکفایی زیر سایه فقر
◽️بلایی که سوسیالیسم سر جوامع می‌آورد

◽️@utfinance◽️
👍1