📄 یادداشت
کودتا؛ واقعیت یا توهم
اطلاق عبارت «کودتا» به وقایع ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اشتباه است
👤 محسن برهانی
/حقوقدان و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران/
@utfinance
كودتا، اصطلاحی است که بسیاری از افراد در خصوص حوادث مردادماه سال 1332 مورد استفاده قرار میدهند. اما شاید بتوان کاربرد این واژه در ارتباط با آن حوادث را مصداق رُبَّ شُهرةٍ لا أصلَ لها (چه بسیار امر مشهوری که اساسی ندارد) دانست. نگارنده در این نوشته در پی اثبات این امر است که اساساً بکارگیری واژه کودتا در خصوص واقعه 28 مرداد 1332 اشتباه است و به هیچوجه کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده است و آنچه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات قانونی مبتنی بر میثاق ملی آن زمان یعنی قانون اساسی مشروطه میباشد. این نوشته در پی تطهیر و یا تقبیح کسی نیست کما اینکه در تحلیل هنجاری نیز نمیباشد بلکه صرفاً بحثی حقوقی مورد نظر است. برای اثبات عدم تحقق کودتا بایستی به مقدمات زیر توجه نمود:
📌 مقدمه اول
کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنا بر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مولفه مهم مورد نیاز است؛ 1. نیروی نظامی 2. غیرقانونی بودن (نامشروع بودن) استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمیتوان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی نمود. برای تقریب اذهان خوانندگان به دو مثال اشاره میشود:
▪️مثال اول. اولین رییس جمهور ایران آقای سید ابوالحسن بنیصدر در نوشتهها و گفتههای خود تأکید دارد که بر اثر یک کودتا در خرداد ماه 1360 از ریاست جمهوری خلع شده است و حکومتهای بعد از ایشان حکومتهای مشروعی نیستند چرا که اساساً حکومت کودتا مشروعیت ندارد. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان براحتی قابل فهم است چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانیزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد، استعمالی غلط است.
▪️مثال دوم. برخی معترضان به انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به دولت دکتر احمدی نژاد، دولت کودتا اطلاق نمودند. این اطلاق هم مانند کلام رییس جمهور اسبق ایران اشتباه است چرا که در وقایع سال 88 هرچند از نیروی نظامی استفاده شد اما این استفاده برای به دست آوردن نامشروع قدرت نبود چرا که در انتخابات تمامی مکانیزمهای قانونی اخذ رأی و شمارش و اعتراض رعایت گردید و استفاده از نیروی نظامی جهت حفظ قدرت مشروع مبتنی بر قانون اساسی، کودتا محسوب نمیشود. حتی تخلف برخی از نیروها در برخورد با معترضین هم باعث تغییر عنوان حکومت و دولت نمیشود؛ حفظ قدرت مشروع از طرق غیرقانونی نیز کودتا محسوب نمیگردد.
کودتا یعنی به دست آوردن قدرت به شیوه غیرقانونی از طریق نیروی نظامی.
📌 مقدمه دوم
در روز ۲۸ مرداد از نیروی نظامی و خشونت استفاده شده است اما آیا این امر، برای اقدامی غیرقانونی بوده است یا اختیاراتی قانونی با خشونت همراه شده است؟ برای فهم قانونی یا غیرقانونی بودن، بایستی بررسی کرد که براساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای شاه در برخورد با دکتر مصدق غیرقانونی بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب میشد. به مرور عرف و رویهای شکل گرفت و یک قید به این اختیار و صلاحیت قانونی شاه وارد کرد و پیششرط اعمال اختیار قانونی شاه را، «رأی تمایل مجلس» دانست بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمیکرد مگر فردی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر، رأی تمایل داده باشد. نتیجه آنکه اختیار قانونی شاه نه براساس قانون که براساس عرف و رویه، مقیّد به رأیگیری در مجلس شورای ملی بود. این قید تحمیلی از سوی عرف و رویه، منوط به وجود مجلس بود یعنی باید مجلسی وجود داشته باشد تا رأی تمایل بدهد اگر به هر علتی مجلسی وجود نداشته باشد و حیات مجلس با نوعی فترت مواجه میشد، قید اخیر (رأی تمایل مجلس) سالبه به انتفاء موضوع بود و اختیار قانونی شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس، اعمال میگردید کما اینکه در فاصله سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، احمد شاه مستقیماً به نصب نخست وزیر اقدام نمود و این اقدام به هیچوجه غیرقانونی تلقی نشد.
📌 مقدمه سوم
آیا در ۲۸ مرداد، کشور دارای مجلس بود یا خیر؟ مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد و تشکیل شد چرا که دولت دکتر مصدق با تصویبنامه هیأت دولت، در اردیبهشت سال ۱۳۳۲ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف نمود و از انتخاب شدن ۵۵ نماینده (صرفنظر از هر نوع دلیل و توجیهی) در این حوزهها، جلوگیری کرد.
ادامه👇
کودتا؛ واقعیت یا توهم
اطلاق عبارت «کودتا» به وقایع ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اشتباه است
👤 محسن برهانی
/حقوقدان و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران/
@utfinance
كودتا، اصطلاحی است که بسیاری از افراد در خصوص حوادث مردادماه سال 1332 مورد استفاده قرار میدهند. اما شاید بتوان کاربرد این واژه در ارتباط با آن حوادث را مصداق رُبَّ شُهرةٍ لا أصلَ لها (چه بسیار امر مشهوری که اساسی ندارد) دانست. نگارنده در این نوشته در پی اثبات این امر است که اساساً بکارگیری واژه کودتا در خصوص واقعه 28 مرداد 1332 اشتباه است و به هیچوجه کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده است و آنچه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات قانونی مبتنی بر میثاق ملی آن زمان یعنی قانون اساسی مشروطه میباشد. این نوشته در پی تطهیر و یا تقبیح کسی نیست کما اینکه در تحلیل هنجاری نیز نمیباشد بلکه صرفاً بحثی حقوقی مورد نظر است. برای اثبات عدم تحقق کودتا بایستی به مقدمات زیر توجه نمود:
📌 مقدمه اول
کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنا بر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مولفه مهم مورد نیاز است؛ 1. نیروی نظامی 2. غیرقانونی بودن (نامشروع بودن) استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمیتوان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی نمود. برای تقریب اذهان خوانندگان به دو مثال اشاره میشود:
▪️مثال اول. اولین رییس جمهور ایران آقای سید ابوالحسن بنیصدر در نوشتهها و گفتههای خود تأکید دارد که بر اثر یک کودتا در خرداد ماه 1360 از ریاست جمهوری خلع شده است و حکومتهای بعد از ایشان حکومتهای مشروعی نیستند چرا که اساساً حکومت کودتا مشروعیت ندارد. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان براحتی قابل فهم است چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانیزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد، استعمالی غلط است.
▪️مثال دوم. برخی معترضان به انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به دولت دکتر احمدی نژاد، دولت کودتا اطلاق نمودند. این اطلاق هم مانند کلام رییس جمهور اسبق ایران اشتباه است چرا که در وقایع سال 88 هرچند از نیروی نظامی استفاده شد اما این استفاده برای به دست آوردن نامشروع قدرت نبود چرا که در انتخابات تمامی مکانیزمهای قانونی اخذ رأی و شمارش و اعتراض رعایت گردید و استفاده از نیروی نظامی جهت حفظ قدرت مشروع مبتنی بر قانون اساسی، کودتا محسوب نمیشود. حتی تخلف برخی از نیروها در برخورد با معترضین هم باعث تغییر عنوان حکومت و دولت نمیشود؛ حفظ قدرت مشروع از طرق غیرقانونی نیز کودتا محسوب نمیگردد.
کودتا یعنی به دست آوردن قدرت به شیوه غیرقانونی از طریق نیروی نظامی.
📌 مقدمه دوم
در روز ۲۸ مرداد از نیروی نظامی و خشونت استفاده شده است اما آیا این امر، برای اقدامی غیرقانونی بوده است یا اختیاراتی قانونی با خشونت همراه شده است؟ برای فهم قانونی یا غیرقانونی بودن، بایستی بررسی کرد که براساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای شاه در برخورد با دکتر مصدق غیرقانونی بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب میشد. به مرور عرف و رویهای شکل گرفت و یک قید به این اختیار و صلاحیت قانونی شاه وارد کرد و پیششرط اعمال اختیار قانونی شاه را، «رأی تمایل مجلس» دانست بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمیکرد مگر فردی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر، رأی تمایل داده باشد. نتیجه آنکه اختیار قانونی شاه نه براساس قانون که براساس عرف و رویه، مقیّد به رأیگیری در مجلس شورای ملی بود. این قید تحمیلی از سوی عرف و رویه، منوط به وجود مجلس بود یعنی باید مجلسی وجود داشته باشد تا رأی تمایل بدهد اگر به هر علتی مجلسی وجود نداشته باشد و حیات مجلس با نوعی فترت مواجه میشد، قید اخیر (رأی تمایل مجلس) سالبه به انتفاء موضوع بود و اختیار قانونی شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس، اعمال میگردید کما اینکه در فاصله سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، احمد شاه مستقیماً به نصب نخست وزیر اقدام نمود و این اقدام به هیچوجه غیرقانونی تلقی نشد.
📌 مقدمه سوم
آیا در ۲۸ مرداد، کشور دارای مجلس بود یا خیر؟ مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد و تشکیل شد چرا که دولت دکتر مصدق با تصویبنامه هیأت دولت، در اردیبهشت سال ۱۳۳۲ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف نمود و از انتخاب شدن ۵۵ نماینده (صرفنظر از هر نوع دلیل و توجیهی) در این حوزهها، جلوگیری کرد.
ادامه👇
👌8👍2👎2
ادامه:
با استعفای یک نماینده دیگر، عملاً مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده تشکیل شود با ۷۹ نماینده شروع به کار کرد که در این بین اکثریت ایشان (۵۲ نفر) از طرفداران دکتر مصدق بودند و این اکثریت در روزهای پایانی تیرماه از سمت نمایندگی استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس، تسهیل گردد.
به هر دلیلی و با هر انگیزه وهدفی، دکتر مصدق در ۲۲ تیرماه سال ۱۳۳۲، زمانبندی خود را برای برگزاری انتخابات اعلام نمود: ۱۲ مرداد در تهران و ۱۹ مرداد در شهرستانها. این تصمیم با مخالفت برخی یاران دکتر مصدق و مخالفت شدید آیت الله کاشانی و اقلیت همرأی ایشان در مجلس مواجه شد بنحوی که آیت الله کاشانی فتوی به تحریم رفراندوم جهت انحلال مجلس را صادر کرد و هشت نماینده علیه هیأت وزیران به دلیل برگزاری رفراندوم برای انحلال مجلس و هزینههای غیرقانونی آن به دادستان تهران اعلام جرم کردند. علیرغم این مخالفتها، انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات در روز ۲۲ مرداد از رادیو ایران پخش شد. بنابراین مجلس در روز ۲۲ مرداد منحل شد. با انحلال مجلس، دست پهلوی دوم جهت عزل دکتر مصدق و نصب سرلشگر زاهدی باز شد چرا که تنها مانع «فقدان رأی تمایل مجلس» بود که این مانع با انحلال مجلس دیگر وجود نداشت بنابراین اختیار قانونی شاه، بدون مانع میتوانست جریان پیدا کند که جریان هم پیدا کرد. دستور عزل دکتر مصدق از سوی شاه در ۲۳ مرداد سال ۱۳۳۲ صادر شد و این عزل در ۲۴ مرداد توسط سرهنگ نصیری به ایشان ابلاغ گردید. در برابر دستور شاه، دکتر مصدق رسیدی را تحویل میدهد و در آن تصریح میکند: «ساعت یک بعد از نصف شب ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ دستخط مبارک به اینجانب رسید دکتر محمد مصدق» بنابراین دستور شاه هم صادر شد و هم ابلاغ گردید. اتفاقاً در جلسات دادگاه، دکتر مصدق بر این نکته تأکید میکند که دستخط رسید و وی در برابر فرمان عزل تمکین کرده است. با ابلاغ عزل به ایشان، دیگر دکتر مصدق بعد از ۲۵ مرداد نخست وزیر قانونی کشور نبوده است بنابراین یکی از دو رکن کودتا منتفی است چرا که هیچ اقدام غیرقانونی صورت نپذیرفته است؛ دکتر مصدق بصورت قانونی عزل و سرلشگر زاهدی بصورت قانونی به نخست وزیری منصوب گردید.
نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد؛ چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد که نصیری در صدد کودتاست؟ چرا بعد از ابلاغ فرمان شاه و تمکین نخست وزیر، این اتهام زده شد؟ آیا نظر دکتر مصدق تغییر کرد و یا انگیزه دیگری داشت؟ چرا دکتر مصدق طرفداران خود حتی هیأت دولت را از این فرمان آگاه نکرد؟ این سؤالات و دهها سؤال دیگر به تحلیل اتفاقات تیرماه و مردادماه سال ۱۳۳۲ بازگشت دارد که تحلیلی سیاسی-اجتماعی است و نگارنده هیچ تخصصی در آن زمینه ندارد و اساتید و کارشناسان بایستی در این موضوع اظهارنظر فرمایند. آنچه در این بین از نظر قانونی روشن است، وجود اختیار قانونی شاه و عدم تحقق ارکان کودتا از نظر قانون اساسی است. استفاده بعدی از نیروی نظامی یا خشونت، هیچ تأثیری در این واقعیت حقوقی و تاریخی ندارد که بعد از ۲۵ مرداد، دیگر دکتر مصدق نخست وزیر ایران نبود بلکه سرلشگر زاهدی نخست وزیر ایران بوده است بنابراین در ۲۸ مرداد هیچ کودتایی تحقق پیدا نکرده است و اطلاق عبارت «کودتا» به وقایع ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اشتباه میباشد.
@utfinance
با استعفای یک نماینده دیگر، عملاً مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده تشکیل شود با ۷۹ نماینده شروع به کار کرد که در این بین اکثریت ایشان (۵۲ نفر) از طرفداران دکتر مصدق بودند و این اکثریت در روزهای پایانی تیرماه از سمت نمایندگی استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس، تسهیل گردد.
به هر دلیلی و با هر انگیزه وهدفی، دکتر مصدق در ۲۲ تیرماه سال ۱۳۳۲، زمانبندی خود را برای برگزاری انتخابات اعلام نمود: ۱۲ مرداد در تهران و ۱۹ مرداد در شهرستانها. این تصمیم با مخالفت برخی یاران دکتر مصدق و مخالفت شدید آیت الله کاشانی و اقلیت همرأی ایشان در مجلس مواجه شد بنحوی که آیت الله کاشانی فتوی به تحریم رفراندوم جهت انحلال مجلس را صادر کرد و هشت نماینده علیه هیأت وزیران به دلیل برگزاری رفراندوم برای انحلال مجلس و هزینههای غیرقانونی آن به دادستان تهران اعلام جرم کردند. علیرغم این مخالفتها، انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات در روز ۲۲ مرداد از رادیو ایران پخش شد. بنابراین مجلس در روز ۲۲ مرداد منحل شد. با انحلال مجلس، دست پهلوی دوم جهت عزل دکتر مصدق و نصب سرلشگر زاهدی باز شد چرا که تنها مانع «فقدان رأی تمایل مجلس» بود که این مانع با انحلال مجلس دیگر وجود نداشت بنابراین اختیار قانونی شاه، بدون مانع میتوانست جریان پیدا کند که جریان هم پیدا کرد. دستور عزل دکتر مصدق از سوی شاه در ۲۳ مرداد سال ۱۳۳۲ صادر شد و این عزل در ۲۴ مرداد توسط سرهنگ نصیری به ایشان ابلاغ گردید. در برابر دستور شاه، دکتر مصدق رسیدی را تحویل میدهد و در آن تصریح میکند: «ساعت یک بعد از نصف شب ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ دستخط مبارک به اینجانب رسید دکتر محمد مصدق» بنابراین دستور شاه هم صادر شد و هم ابلاغ گردید. اتفاقاً در جلسات دادگاه، دکتر مصدق بر این نکته تأکید میکند که دستخط رسید و وی در برابر فرمان عزل تمکین کرده است. با ابلاغ عزل به ایشان، دیگر دکتر مصدق بعد از ۲۵ مرداد نخست وزیر قانونی کشور نبوده است بنابراین یکی از دو رکن کودتا منتفی است چرا که هیچ اقدام غیرقانونی صورت نپذیرفته است؛ دکتر مصدق بصورت قانونی عزل و سرلشگر زاهدی بصورت قانونی به نخست وزیری منصوب گردید.
نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد؛ چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد که نصیری در صدد کودتاست؟ چرا بعد از ابلاغ فرمان شاه و تمکین نخست وزیر، این اتهام زده شد؟ آیا نظر دکتر مصدق تغییر کرد و یا انگیزه دیگری داشت؟ چرا دکتر مصدق طرفداران خود حتی هیأت دولت را از این فرمان آگاه نکرد؟ این سؤالات و دهها سؤال دیگر به تحلیل اتفاقات تیرماه و مردادماه سال ۱۳۳۲ بازگشت دارد که تحلیلی سیاسی-اجتماعی است و نگارنده هیچ تخصصی در آن زمینه ندارد و اساتید و کارشناسان بایستی در این موضوع اظهارنظر فرمایند. آنچه در این بین از نظر قانونی روشن است، وجود اختیار قانونی شاه و عدم تحقق ارکان کودتا از نظر قانون اساسی است. استفاده بعدی از نیروی نظامی یا خشونت، هیچ تأثیری در این واقعیت حقوقی و تاریخی ندارد که بعد از ۲۵ مرداد، دیگر دکتر مصدق نخست وزیر ایران نبود بلکه سرلشگر زاهدی نخست وزیر ایران بوده است بنابراین در ۲۸ مرداد هیچ کودتایی تحقق پیدا نکرده است و اطلاق عبارت «کودتا» به وقایع ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اشتباه میباشد.
@utfinance
👌9👍4👎4
👥 گفتوگو
راز بقای مصدقی چپ
واکاوی نفوذ اندیشه مصدقیهای چپ بر اقتصاد و سیاست ایران در گفتوگوی تجارت فردا با موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
راز بقای مصدقی چپ
واکاوی نفوذ اندیشه مصدقیهای چپ بر اقتصاد و سیاست ایران در گفتوگوی تجارت فردا با موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
راز بقای مصدقی چپ
واکاوی نفوذ اندیشه مصدقیهای چپ بر اقتصاد و سیاست ایران در گفتوگو با موسی غنینژاد
❤3💩3
Finance & Economics
◽️@utfinance◽️
📄 یادداشت
👤 توس تهماسبی
این تصویر واقعی مصدق و جنبش او است. سران جبهه ملی با نواب صفوی و فداییان اسلام جلسه میگذارند و برای قتل نخست وزیر رزمآرا در ازا اجرای احکام اسلامی پس از کسب قدرت توسط مصدق توافق میکنند. یکسال پیش از آن باز هم فداییان اسلام با ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار، راه برای ورود فراکسیون هشت نفره جبهه ملی به مجلس هموار کرده بودند. پس از نخست وزیری مصدق و ریاست مجلس کاشانی، خلیل طهماسبی قاتل رزمآرا را تصویب مادهای در مجلس با سلام و صلوات از زندان آزاد میکنند و شخص مصدق هم با او دیدار کرده و دست تفقد بر سرش میکشد.
اما سوالی که پیش میآید آن است که چگونه بخش عمده افکار عمومی این اقدامات شرورانه و بدعتهای خانمانسوز را تایید میکند؟ پاسخ را باید در غلبه موج کور و جنونآمیز بیگانه ستیزی در غائلهی نفت جستجو کرد. جامعهای که در آن زمان میزان باسوادانش کمتر از پانزده درصد و نرخ شهرنشینیاش کمتر از سی درصد بود، برخلاف عصر رضاشاه و نخبگانی که تلاش میکردند، جهل و عقده تودهها را مهار و کم اثر کنند، حالا با زمامدارانی روبرو شده بود که باب میل جهل و توهمش سخن میگفتند.
یک روز میگفتند نفت را مال خود میکنیم و همه شما ثروتمند میشوید. به اشتباه حساب کرده بودند که انگلستان نمیتواند نفت ایران را جایگزین کند، پس هر شرایطی را خواهد پذیرفت، وقتی حسابها غلط از آب درآمد، مصدق آمد و گفت مسئله اصلا اقتصاد و عواید نفت نیست، بلکه موضوع اعاده عزت و شکوه ملی است و ملت نان خشک میخورد و دست از این مبارزه نمیکشد. کشور به ورشکستگی افتاد، برنامه هفت ساله توسعه کاملا متوقف شد، اکثر صنایع تعطیل شدند، واردات به صفر نزدیک شد و در ماههای آخر حقوق کارمندان را هم نتوانستند پرداخت کنند. هیچ افقی هم برای گشایش وجود نداشت، خیلی شبیه به وضعی که اکنون در حال تجربه آن هستیم.
مصدق از آن شخصیتهای شومی است که تمام خصلتهای تباه و پوسیده یک ملت و یک فرهنگ را در خود جمع کرده و آن را حماسی و رمانتیک رنگآمیزی میکنند. چشماندازی مسحورکننده و دروغین میسازند و سپس ملت را در حسرتی فلجکننده و پوچ که نظم ذهن و تعادل روان را برهم میزند، رها میکنند. این حسرت افیونی و دروغین بعدها سرمایه خطرناکترین نیروها برای هموار کردن راه قدرت میگردد و آن ملت بی نوا تمام هستی و دار و ندارش را از کف میدهد.
◽️@utfinance◽️
👤 توس تهماسبی
این تصویر واقعی مصدق و جنبش او است. سران جبهه ملی با نواب صفوی و فداییان اسلام جلسه میگذارند و برای قتل نخست وزیر رزمآرا در ازا اجرای احکام اسلامی پس از کسب قدرت توسط مصدق توافق میکنند. یکسال پیش از آن باز هم فداییان اسلام با ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار، راه برای ورود فراکسیون هشت نفره جبهه ملی به مجلس هموار کرده بودند. پس از نخست وزیری مصدق و ریاست مجلس کاشانی، خلیل طهماسبی قاتل رزمآرا را تصویب مادهای در مجلس با سلام و صلوات از زندان آزاد میکنند و شخص مصدق هم با او دیدار کرده و دست تفقد بر سرش میکشد.
اما سوالی که پیش میآید آن است که چگونه بخش عمده افکار عمومی این اقدامات شرورانه و بدعتهای خانمانسوز را تایید میکند؟ پاسخ را باید در غلبه موج کور و جنونآمیز بیگانه ستیزی در غائلهی نفت جستجو کرد. جامعهای که در آن زمان میزان باسوادانش کمتر از پانزده درصد و نرخ شهرنشینیاش کمتر از سی درصد بود، برخلاف عصر رضاشاه و نخبگانی که تلاش میکردند، جهل و عقده تودهها را مهار و کم اثر کنند، حالا با زمامدارانی روبرو شده بود که باب میل جهل و توهمش سخن میگفتند.
یک روز میگفتند نفت را مال خود میکنیم و همه شما ثروتمند میشوید. به اشتباه حساب کرده بودند که انگلستان نمیتواند نفت ایران را جایگزین کند، پس هر شرایطی را خواهد پذیرفت، وقتی حسابها غلط از آب درآمد، مصدق آمد و گفت مسئله اصلا اقتصاد و عواید نفت نیست، بلکه موضوع اعاده عزت و شکوه ملی است و ملت نان خشک میخورد و دست از این مبارزه نمیکشد. کشور به ورشکستگی افتاد، برنامه هفت ساله توسعه کاملا متوقف شد، اکثر صنایع تعطیل شدند، واردات به صفر نزدیک شد و در ماههای آخر حقوق کارمندان را هم نتوانستند پرداخت کنند. هیچ افقی هم برای گشایش وجود نداشت، خیلی شبیه به وضعی که اکنون در حال تجربه آن هستیم.
مصدق از آن شخصیتهای شومی است که تمام خصلتهای تباه و پوسیده یک ملت و یک فرهنگ را در خود جمع کرده و آن را حماسی و رمانتیک رنگآمیزی میکنند. چشماندازی مسحورکننده و دروغین میسازند و سپس ملت را در حسرتی فلجکننده و پوچ که نظم ذهن و تعادل روان را برهم میزند، رها میکنند. این حسرت افیونی و دروغین بعدها سرمایه خطرناکترین نیروها برای هموار کردن راه قدرت میگردد و آن ملت بی نوا تمام هستی و دار و ندارش را از کف میدهد.
◽️@utfinance◽️
👍10👎4💩1💔1
120802_002
My Recording
🎧 فایل صوتی
«لیبرالیسم و ایران»
چهارمین نشست از «سلسله نشستهای ایران کجاست»
👤 مجید توکلی : پژوهشگر سیاسی
۲۶ مرداد ۱۴۰۲
موسسه فرهنگی تاریخی آتوسا
اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی تاریخ کشور
◽️@utfinance◽️
«لیبرالیسم و ایران»
چهارمین نشست از «سلسله نشستهای ایران کجاست»
👤 مجید توکلی : پژوهشگر سیاسی
۲۶ مرداد ۱۴۰۲
موسسه فرهنگی تاریخی آتوسا
اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی تاریخ کشور
◽️@utfinance◽️
👍2❤1
Forwarded from Finance & Economics
🖥 ویدیو
مجموعه آزادی انتخاب
👤 میلتون فریدمن
- قسمت اول قدرت بازار
- قسمت دوم بیداد نظارت
- قسمت سوم کالبدشکافی بحران
- قسمت چهارم از گهواره تا گور
- قسمت پنجم خلقت برابر
- قسمت ششم مدارس ما چه کم دارند؟
- قسمت هفتم حامیان مصرفکننده چه کسانی هستند؟
- قسمت هشتم چه کسی از کارگران حمایت میکند؟
- قسمت نهم علاج تورم
- قسمت دهم و پایانی طوفان فرو مینشیند
@utfinance
📌 «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکهی تلویزیونی «پی بی اس» پخش شد.
هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی بود که فریدمن اجرا میکرد، و بخش دوم گفتوگویی بود میان موافقان و مخالفان، اعم از دانشگاهیان، سیاستمداران و بازرگانان.
©️ ترجمه از اکوایران
@utfinance
مجموعه آزادی انتخاب
👤 میلتون فریدمن
- قسمت اول قدرت بازار
- قسمت دوم بیداد نظارت
- قسمت سوم کالبدشکافی بحران
- قسمت چهارم از گهواره تا گور
- قسمت پنجم خلقت برابر
- قسمت ششم مدارس ما چه کم دارند؟
- قسمت هفتم حامیان مصرفکننده چه کسانی هستند؟
- قسمت هشتم چه کسی از کارگران حمایت میکند؟
- قسمت نهم علاج تورم
- قسمت دهم و پایانی طوفان فرو مینشیند
@utfinance
📌 «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکهی تلویزیونی «پی بی اس» پخش شد.
هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی بود که فریدمن اجرا میکرد، و بخش دوم گفتوگویی بود میان موافقان و مخالفان، اعم از دانشگاهیان، سیاستمداران و بازرگانان.
©️ ترجمه از اکوایران
@utfinance
Telegram
Finance & Economics
🖥 ویدیو
مجموعه آزادی انتخاب - قسمت اول
👤 میلتون فریدمن
@utfinance
📌 «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکهی تلویزیونی «پی بی اس» پخش شد.
هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی…
مجموعه آزادی انتخاب - قسمت اول
👤 میلتون فریدمن
@utfinance
📌 «آزادی انتخاب»، عنوان یک مجموعه تلویزیونی ده قسمتی است که در سال ۱۹۸۰ به نویسندگی و اجرای میلتون فریدمن از شبکهی تلویزیونی «پی بی اس» پخش شد.
هر قسمت مشتمل بود بر دو بخش؛ بخش اول مستندی…
❤2👍2👌1
🖥 ویدیو
معرفت شناسی علم اقتصاد
👤 موسی غنینژاد
🔗 قسمت اول : اندیشهها و تئوریهای ادام اسمیت و کینز
🔗 قسمت دوم : ماتریالیسم و اندیشههای مارکس
🔗 قسمت سوم : اندیشهها و تئوری شناخت هایک (1)
🔗 قسمت چهارم : اندیشهها و تئوری شناخت هایک (2)
◽️@utfinance◽️
موضوع علم اقتصاد، روابط مبادلهای میان انسانها است. پارادایمهای علم اقتصاد با تکیه بر اصالت فرد شکل گرفتهاند. آدام اسمیت معتقد است که اگر روابط مبادلهای میان انسانها آزادانه شکل بگیرد، پیگیری منافع از سوی اشخاص منجر به حصول منفعت جمعی میگردد.
این پارادایمها در علم اقتصاد، به دنبال بلوغ در معرفتشناسی با تاکید بر فرد به عنوان ارزش متعالی ایجاد شدهاست. فرد مدرنی که پارادایمهای اقتصادی بر دوش او سوار شده، فردی با اراده و کنشگر است. بنابراین تنها با تکیه بر رفتارشناسی نمیتوان این نوع انسان را تحلیل کرد. در صورتی که بسیاری از تفکرات در جریان اصلی علم اقتصاد بر اساس "واکنشها" به جای "کنشهای انسانی" شکل گرفتهاست.
◽️@utfinance◽️
#معرفت_شناسی
#اپیستمولوژی
#معرفت_شناسی_علم_اقتصاد
#علم_اقتصاد
#موسی_غنی_نژاد
معرفت شناسی علم اقتصاد
👤 موسی غنینژاد
🔗 قسمت اول : اندیشهها و تئوریهای ادام اسمیت و کینز
🔗 قسمت دوم : ماتریالیسم و اندیشههای مارکس
🔗 قسمت سوم : اندیشهها و تئوری شناخت هایک (1)
🔗 قسمت چهارم : اندیشهها و تئوری شناخت هایک (2)
◽️@utfinance◽️
موضوع علم اقتصاد، روابط مبادلهای میان انسانها است. پارادایمهای علم اقتصاد با تکیه بر اصالت فرد شکل گرفتهاند. آدام اسمیت معتقد است که اگر روابط مبادلهای میان انسانها آزادانه شکل بگیرد، پیگیری منافع از سوی اشخاص منجر به حصول منفعت جمعی میگردد.
این پارادایمها در علم اقتصاد، به دنبال بلوغ در معرفتشناسی با تاکید بر فرد به عنوان ارزش متعالی ایجاد شدهاست. فرد مدرنی که پارادایمهای اقتصادی بر دوش او سوار شده، فردی با اراده و کنشگر است. بنابراین تنها با تکیه بر رفتارشناسی نمیتوان این نوع انسان را تحلیل کرد. در صورتی که بسیاری از تفکرات در جریان اصلی علم اقتصاد بر اساس "واکنشها" به جای "کنشهای انسانی" شکل گرفتهاست.
◽️@utfinance◽️
#معرفت_شناسی
#اپیستمولوژی
#معرفت_شناسی_علم_اقتصاد
#علم_اقتصاد
#موسی_غنی_نژاد
اکوایران
معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن - قسمت اول
موضوع علم اقتصاد، روابط مبادلهای میان انسانها است. پارادایمهای علم اقتصاد با تکیه بر اصالت فرد شکل گرفته اند.
❤2
🖥 ویدیو
روش شناسی علم اقتصاد
👤 موسی غنینژاد
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم : روش شناسی اقتصاد کلاسیک
🔗 قسمت سوم : روش شناسی اقتصاد کلاسیک (۲)
🔗 قسمت چهارم : از فرانسویها تا انگلیسیها
🔗 قسمت پنجم : مکتب اتریش و مکتب تاریخی آلمان در مقابل اقتصاد نئوکلاسیک
🔗 قسمت ششم : اثبات گرایی در اقتصاد
🔗 قسمت هفتم : انسان کنشگر
🔗 قسمت هشتم : کنش انسانی در اندیشه میزس
🔗 قسمت نهم : اثبات گرایی در اقتصاد
🔗 قسمت دهم : بیتوجهی به اصول روش شناسی در ایران
◽️@utfinance◽️
#روش_شناسی
#روش_شناسی_علم_اقتصاد
#موسی_غنی_نژاد
#غنی_نژاد
روش شناسی علم اقتصاد
👤 موسی غنینژاد
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم : روش شناسی اقتصاد کلاسیک
🔗 قسمت سوم : روش شناسی اقتصاد کلاسیک (۲)
🔗 قسمت چهارم : از فرانسویها تا انگلیسیها
🔗 قسمت پنجم : مکتب اتریش و مکتب تاریخی آلمان در مقابل اقتصاد نئوکلاسیک
🔗 قسمت ششم : اثبات گرایی در اقتصاد
🔗 قسمت هفتم : انسان کنشگر
🔗 قسمت هشتم : کنش انسانی در اندیشه میزس
🔗 قسمت نهم : اثبات گرایی در اقتصاد
🔗 قسمت دهم : بیتوجهی به اصول روش شناسی در ایران
◽️@utfinance◽️
#روش_شناسی
#روش_شناسی_علم_اقتصاد
#موسی_غنی_نژاد
#غنی_نژاد
اکوایران
روش شناسی علم اقتصاد و مبانی آن- قسمت اول
این قسمت از برنامه اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به روش شناسی علم اقتصاد و مبانی آن، اندیشه های اقتصادی مرتبط، منشا و اعتبار آن می پردازد
❤3👍1
🖥 ویدیو
مصدق، نفت و پارهای مسائل دیگر
👤 موسی غنینژاد
👤 مازیار بهروز
گروه هماندیشی دانشگاه کلگری کانادا
◽️@utfinance◽️
مصدق، نفت و پارهای مسائل دیگر
👤 موسی غنینژاد
👤 مازیار بهروز
گروه هماندیشی دانشگاه کلگری کانادا
◽️@utfinance◽️
YouTube
مصدق، نفت و پارهای مسائل دیگر
در این جلسه، دکتر مازیار بهروز و دکتر موسی غنینژاد به بررسی دولت دکتر مصدق و حادثه ۲۸ مرداد از نگاه خودشان میپردازند. این جلسه در تاریخ ۱۹ آگوست ۲۰۲۳ به مناسبت هفتادمین سالگرد حادثه ۲۸ مرداد توسط گروه هماندیشی دانشگاه کلگری کانادا برگزار شده است.
#۲۸_مرداد…
#۲۸_مرداد…
👍3❤2
Finance & Economics
🖥 ویدیو تاریخ تکرار میشود قسمت اول 👤 اشکان خطیبی ◽️@utfinance◽️
YouTube
History Repeats itself, ٰEpisode 2 تاریخ تکرار می شود، قسمت۲
قسمت دوم برنامه"تاریخ تکرار میشود"
در هر قسمت ضمن خواندن تکه هایی از یک کتاب به وقایع تاریخی و انطباق الگوهای تکرار شونده در کشورهای تمامیتخواه میپردازیم.
با خواندن و مرور کردن تاریخ می توانیم در جهت درست، برای رسیدن به دموکراسی قدم برداریم. خواندن سرگذشت…
در هر قسمت ضمن خواندن تکه هایی از یک کتاب به وقایع تاریخی و انطباق الگوهای تکرار شونده در کشورهای تمامیتخواه میپردازیم.
با خواندن و مرور کردن تاریخ می توانیم در جهت درست، برای رسیدن به دموکراسی قدم برداریم. خواندن سرگذشت…
👍5
📄 یادداشت
👤 توس تهماسبی
بحث مصدق و بیست و هشت مرداد، صرفا یک بحث تاریخی یا یک دعوای قدیمی نیست. این بحث یک موضوع استراتژیک و تعیینکننده برای شرایط امروز ما است. به عبارت دیگر یک جنگ سیاسی زنده است. مصدق، نخ تسبیح اردوگاه پنجاه و هفتیها است. مصدق و بیست و هشت مرداد برای پنجاه و هفتیها همچون ذخایر طلا برای بانک مرکزی کشورها هستند.
دقت کنید که پنجاه و هفت از جنبش مصدق و جریان موسوم به نهضت ملی آغاز شد، همان ائتلافی که جنبش مصدق را پیش برد، پنجاه و هفت را هم به پیروزی رساند، تنها وزن و تفوق نیروها تغییر کرده بود. مصدق همچون ژلهای است که بخش اعظم گفتمانها و نیروهای پنجاه و هفتی را به یکدیگر پیوند داده و مفصل بندی میکند.
دقت کنید که طبقه متوسط و روشنفکر و دانشجو را با موئتلفه و مصباح یزدی نمیشد وارد اردوگاه پنجاه و هفت کرد. این کار فقط از علی شریعتیها، بنیصدرها، حبیبالله پیمانها، نخشبها و حنیفنژادها برمیآمد که همگی مریدان و شیفتگان مصدق بودند. حتی امروز هم مصدق اسم رمز وحدت پنجاه و هفتیها در شرایط بحران و علیرغم همه اختلافها است.
فقط یک نام است که میتواند در شرایطی ویژه مریم رجوی را با زهرا رهنورد و فرخ نگهدار و رضا علیجانی و سعید حجاریان دور هم جمع کند و آن مصدق است. امروز شما جاندارانی مانند بیژن عبدالکریمی را فقط با شریعتی و مصدق میتوانید تحلیل کنید. اگر مصدق و شریعتی نبودند، بیژن عبدالکریمیها هم وجود نداشتند و اگر امروز عبدالکریمیها ورشکسته و رقتانگیزند به آن سبب است که مصدق و شریعتی ورشکسته و رقتانگیز شدهاند.
۲۸ مرداد یک جنگ سیاسی زنده و بنیادی بر سر این پرسش است که آیا کسی محق است ایرانیان را از کاروان تکامل و پیشرفت بشری جدا کرده و به سبب اندیشه واپسگرا و توهم آلود خود،به انزوا، فلاکت و ستیز با عقل و خرد پیشرو بشری بکشاند؟
فراموش نکنید که برای کامیابی فردا باید گردنههای کلیدی تاریخ تان را پس بگیرید و فتح کنید. برای تصاحب فردا، همین امروز باید گذشته را تصاحب کرده و از نو روایت کنید.
◽️@utfinance◽️
👤 توس تهماسبی
بحث مصدق و بیست و هشت مرداد، صرفا یک بحث تاریخی یا یک دعوای قدیمی نیست. این بحث یک موضوع استراتژیک و تعیینکننده برای شرایط امروز ما است. به عبارت دیگر یک جنگ سیاسی زنده است. مصدق، نخ تسبیح اردوگاه پنجاه و هفتیها است. مصدق و بیست و هشت مرداد برای پنجاه و هفتیها همچون ذخایر طلا برای بانک مرکزی کشورها هستند.
دقت کنید که پنجاه و هفت از جنبش مصدق و جریان موسوم به نهضت ملی آغاز شد، همان ائتلافی که جنبش مصدق را پیش برد، پنجاه و هفت را هم به پیروزی رساند، تنها وزن و تفوق نیروها تغییر کرده بود. مصدق همچون ژلهای است که بخش اعظم گفتمانها و نیروهای پنجاه و هفتی را به یکدیگر پیوند داده و مفصل بندی میکند.
دقت کنید که طبقه متوسط و روشنفکر و دانشجو را با موئتلفه و مصباح یزدی نمیشد وارد اردوگاه پنجاه و هفت کرد. این کار فقط از علی شریعتیها، بنیصدرها، حبیبالله پیمانها، نخشبها و حنیفنژادها برمیآمد که همگی مریدان و شیفتگان مصدق بودند. حتی امروز هم مصدق اسم رمز وحدت پنجاه و هفتیها در شرایط بحران و علیرغم همه اختلافها است.
فقط یک نام است که میتواند در شرایطی ویژه مریم رجوی را با زهرا رهنورد و فرخ نگهدار و رضا علیجانی و سعید حجاریان دور هم جمع کند و آن مصدق است. امروز شما جاندارانی مانند بیژن عبدالکریمی را فقط با شریعتی و مصدق میتوانید تحلیل کنید. اگر مصدق و شریعتی نبودند، بیژن عبدالکریمیها هم وجود نداشتند و اگر امروز عبدالکریمیها ورشکسته و رقتانگیزند به آن سبب است که مصدق و شریعتی ورشکسته و رقتانگیز شدهاند.
۲۸ مرداد یک جنگ سیاسی زنده و بنیادی بر سر این پرسش است که آیا کسی محق است ایرانیان را از کاروان تکامل و پیشرفت بشری جدا کرده و به سبب اندیشه واپسگرا و توهم آلود خود،به انزوا، فلاکت و ستیز با عقل و خرد پیشرو بشری بکشاند؟
فراموش نکنید که برای کامیابی فردا باید گردنههای کلیدی تاریخ تان را پس بگیرید و فتح کنید. برای تصاحب فردا، همین امروز باید گذشته را تصاحب کرده و از نو روایت کنید.
◽️@utfinance◽️
👍10💩2❤1👏1
📄 مقاله
راجر اسکروتن پاسخ میدهد؛ پنداشتهای ایدئولوژیک چه نقشی در تناقضات اخلاقی ما در خصوص حیوانات دارد؟
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
راجر اسکروتن پاسخ میدهد؛ پنداشتهای ایدئولوژیک چه نقشی در تناقضات اخلاقی ما در خصوص حیوانات دارد؟
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
Telegraph
راجر اسکروتن پاسخ میدهد؛ پنداشتهای ایدئولوژیک چه نقشی در تناقضات اخلاقی ما در خصوص حیوانات دارد؟
حقوق حیوانات و کژ فهمیهای آن اگر بپرسیم که چرا امروزه توجه به حقوق حیوانات نسبت به قرون گذشته بیشتر شده است شاید بتوانیم این مساله را بگوییم که با همهگیر شدن علومانسانی عرفی در غرب توجهبه الهیات مسیحی بههستی کمتر شده است؛ همین موضوع باعث کمرنگ شدن…
👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
12 مورد از شالودهها، مشخصهها، و ایدههای بنیادین مکتب اتریشی اقتصاد
۱) سوبژکتیویسم روششناختی
۲) فردگرایی روششناختی
۳) تئوری هزینههای فرصت
۴) مارجینالیسم
۵) تعیینگری و اثر مطلوبیت (و قانون مطلوبیت مارجینال) بر تقاضا و قیمتهای بازار
۶) فهم رقابت و بازار بهمثابه فرآیند
۷) تئوری سایکلهای اقتصادی
۸) ماهیت و ساختار زمانی تولید و مصرف
۹) تئوری کارآفرینی و سود
۱۰) تئوری مداخلهگرایی
۱۱) مباحثه محاسبه اقتصادی در سوسیالیسم
۱۲) شما بگویید! (در این صفحه:
https://www.instagram.com/reel/CwSIvz5J--p/?igshid=NjIwNzIyMDk2Mg==)
کاری از:
@p_farajpoor
#مکتب_اتریشی
#سنت_اتریشی
#کارل_منگر
#یوجین_فون_بوهم_باورک
#فردریش_فون_ویزر
#لودویگ_فون_میزس
#فردریش_آگوست_هایک
#ایزرائل_کیرزنر
◽️@utfinance◽️
12 مورد از شالودهها، مشخصهها، و ایدههای بنیادین مکتب اتریشی اقتصاد
۱) سوبژکتیویسم روششناختی
۲) فردگرایی روششناختی
۳) تئوری هزینههای فرصت
۴) مارجینالیسم
۵) تعیینگری و اثر مطلوبیت (و قانون مطلوبیت مارجینال) بر تقاضا و قیمتهای بازار
۶) فهم رقابت و بازار بهمثابه فرآیند
۷) تئوری سایکلهای اقتصادی
۸) ماهیت و ساختار زمانی تولید و مصرف
۹) تئوری کارآفرینی و سود
۱۰) تئوری مداخلهگرایی
۱۱) مباحثه محاسبه اقتصادی در سوسیالیسم
۱۲) شما بگویید! (در این صفحه:
https://www.instagram.com/reel/CwSIvz5J--p/?igshid=NjIwNzIyMDk2Mg==)
کاری از:
@p_farajpoor
#مکتب_اتریشی
#سنت_اتریشی
#کارل_منگر
#یوجین_فون_بوهم_باورک
#فردریش_فون_ویزر
#لودویگ_فون_میزس
#فردریش_آگوست_هایک
#ایزرائل_کیرزنر
◽️@utfinance◽️
❤1
📄 یادداشت
جان مینارد کینز
👤حسین عبده تبریزی
معتاد بهکاری که برای من همیشه قیافهی فرد اطوکشیدهی اداریای را به یاد میآورد که صبح تا شام به فکر کار و زندگی و نوشتن در حوزهی اقتصاد بود. نمیفهمیدم چرا چنین شخصی باید عضو گروه بلومزبری باشد؛ گروهی از روشنفکران و هنرمندان که حرفهای خارج از عرف میزدند. آدمهایی چون ویرجینیا ولف نویسنده و دانکن گرانت نقاش چه صنمی با کینز داشتند؟ جواب ظاهراً این است که کینزِ علاقهمند به هنر و ادبیات، که روان در سیاست و اقتصاد مینوشت، نمیتوانست بر زبان و ادبیات انگلیسی مسلط نباشد. شایعات خوب و بد بسیاری در مورد این اقتصاددان بر سر زبانهاست. آدم پُرکاری بود که شایعه میگوید از فرط پرکاری در ۶۲ سالگی بر اثر حملهی قلبی فوت شد؛ یا شایعهی همجنسگرایی، و قمار.... بهرغم همهی این شایعات، و به گفتهی بسیاری از مراجع علمی، بیشک کینز بزرگترین اقتصاددان قرن بیستم بوده است. در هر عرصه از علم، فرهنگ و هنر، باید قضاوت خود را بر حوزهی تخصص، دانش، مهارتها و قابلیتهای افراد استوار کنیم، و به قوت و ضعف زندگی شخصی آنان کاری نداشته باشم.
◽️@utfinance◽️
جان مینارد کینز
👤حسین عبده تبریزی
معتاد بهکاری که برای من همیشه قیافهی فرد اطوکشیدهی اداریای را به یاد میآورد که صبح تا شام به فکر کار و زندگی و نوشتن در حوزهی اقتصاد بود. نمیفهمیدم چرا چنین شخصی باید عضو گروه بلومزبری باشد؛ گروهی از روشنفکران و هنرمندان که حرفهای خارج از عرف میزدند. آدمهایی چون ویرجینیا ولف نویسنده و دانکن گرانت نقاش چه صنمی با کینز داشتند؟ جواب ظاهراً این است که کینزِ علاقهمند به هنر و ادبیات، که روان در سیاست و اقتصاد مینوشت، نمیتوانست بر زبان و ادبیات انگلیسی مسلط نباشد. شایعات خوب و بد بسیاری در مورد این اقتصاددان بر سر زبانهاست. آدم پُرکاری بود که شایعه میگوید از فرط پرکاری در ۶۲ سالگی بر اثر حملهی قلبی فوت شد؛ یا شایعهی همجنسگرایی، و قمار.... بهرغم همهی این شایعات، و به گفتهی بسیاری از مراجع علمی، بیشک کینز بزرگترین اقتصاددان قرن بیستم بوده است. در هر عرصه از علم، فرهنگ و هنر، باید قضاوت خود را بر حوزهی تخصص، دانش، مهارتها و قابلیتهای افراد استوار کنیم، و به قوت و ضعف زندگی شخصی آنان کاری نداشته باشم.
◽️@utfinance◽️
👍5❤1👎1