Finance & Economics
عکس نوشت ◽️@utfinance◽️
👤 توس تهماسبی
من فکر میکنم که این مهمترین تصویری است که بشر تا به امروز ثبت کردهاست. عکسی ماهوارهای که شبهجزیره کره را به هنگام شب نشان داده و تفاوت وضعیت در کرهشمالی و کرهجنوبی را به عینیترین و غیر قابل خدشهترین شیوه ممکن به تصویر میکشد.
پیشتر نیز این تصویر را انتشار دادهام اما امروز و در شرایط فعلی احساس میکنم که باید خیلی بیشتر درباره این تصویر شگفتانگیز و بیهمتا سخن گفت. این تصویر همچون یک داور نهایی و معتبر به کارنامه متفاوت دو کشور و دو حکومت در طول هفت دهه نمره داده و رای نهایی را در مورد دو مسیر سیاسی متضاد که در بسیاری نقاط دیگر جهان نیز طی شده صادر میکند.
جامعه بشری در طول قرنها بحثهای فلسفی بسیاری در باب اینکه کدام شیوه حکومت و سیاستورزی در عرصه ملی و جهانی درست یا نادرست است انجام داده و بسیاری اوقات به نظر رسیده که دستیابی به پاسخ بسیار دشوار است و حقیقت در این امر نسبی است. این تصویر شگفتانگیز اما همچون برهانی خلل ناپدیر و حقیقتی آسمانی به بسیاری از این بحثهای چند قرنه پایان میدهد. شاید بتوان به طعنه آن را لحظه با شکوه "رخداد حقیقت" نامید.
چگونه میشود که دو پاره از یک ملت با تاریخ و فرهنگ مشترک، سرنوشتی اینچنین متفاوت مییابند؟
جالب است بدانید که در آغاز تقسیم شبه جزیره کره به دو کشور متخاصم، بخش اعظم منابع زیر زمینی، صنایع و نیروگاههای برق در بخش شمالی قرار داشت و کار کرهجنوبی برای آغاز روند توسعه اقتصادی بسی دشوارتر بود!
چند دهه بعد اما کرهشمالی در تاریکی و فقری مخوف فرو رفته، صدها هزار نفر از مردمش از گرسنگی جان داده و مجبور به قبول کمکهای غذایی بشردوستانه از سوی دشمنانش شده بود اما کرهجنوبی در فاصله میان سالهای هزار و نهصد و شصت و چهار تا هزار و نهصد و نود و شش میلادی تولید ناخالص ملی سرانه خود را از صد و سه دلار به هشتهزار و دویست و شصت دلار رسانده و به یک قدرت اقتصادی و صنعتی تاثیرگذار در سطح جهانی تبدیل شده بود.
این تضاد شگرف از کجا ریشه میگیرد؟ دراین باره باز هم سخن خواهم گفت اما همین قدر بگویم که با این عکس، بله فقط با همین عکس ما به یک مکتب، یک اساسنامه فکری سیاسی و یک منشور زیربنایی برای حل و فصل اصلیترین مسائلمان دست مییابیم. مهم است بدانیم که همین تضاد شگرف میان دو کره و باهمان منطق و مکانیسم اما با مقداری درجات متفاوت میان آلمان غربی و شرقی، کوبای قبل و بعد از انقلاب کاسترو، کاستاریکا و ونزوئلا، اردن و سوریه، تونس و لیبی و لهستان و بلوروس و بسیاری جفتهای متضاد دیگر وجود دارد.
فعلا همین قدر بگویم که اولین نتیجهای که از این بحث بدست میآید آن است که راه پیشرفت و خوشبختی در جهان یکی است و بس. تمام آنان که به آزادی و رفاه دست پیدا کردهاند، بدون استثنا همان یک راه را رفتهاند. راه آنان هم که به فلاکت، فضاحت و تیرهروزی گرفتار شدهاند، کم و بیش مشابه بوده است.
◽️@utfinance◽️
من فکر میکنم که این مهمترین تصویری است که بشر تا به امروز ثبت کردهاست. عکسی ماهوارهای که شبهجزیره کره را به هنگام شب نشان داده و تفاوت وضعیت در کرهشمالی و کرهجنوبی را به عینیترین و غیر قابل خدشهترین شیوه ممکن به تصویر میکشد.
پیشتر نیز این تصویر را انتشار دادهام اما امروز و در شرایط فعلی احساس میکنم که باید خیلی بیشتر درباره این تصویر شگفتانگیز و بیهمتا سخن گفت. این تصویر همچون یک داور نهایی و معتبر به کارنامه متفاوت دو کشور و دو حکومت در طول هفت دهه نمره داده و رای نهایی را در مورد دو مسیر سیاسی متضاد که در بسیاری نقاط دیگر جهان نیز طی شده صادر میکند.
جامعه بشری در طول قرنها بحثهای فلسفی بسیاری در باب اینکه کدام شیوه حکومت و سیاستورزی در عرصه ملی و جهانی درست یا نادرست است انجام داده و بسیاری اوقات به نظر رسیده که دستیابی به پاسخ بسیار دشوار است و حقیقت در این امر نسبی است. این تصویر شگفتانگیز اما همچون برهانی خلل ناپدیر و حقیقتی آسمانی به بسیاری از این بحثهای چند قرنه پایان میدهد. شاید بتوان به طعنه آن را لحظه با شکوه "رخداد حقیقت" نامید.
چگونه میشود که دو پاره از یک ملت با تاریخ و فرهنگ مشترک، سرنوشتی اینچنین متفاوت مییابند؟
جالب است بدانید که در آغاز تقسیم شبه جزیره کره به دو کشور متخاصم، بخش اعظم منابع زیر زمینی، صنایع و نیروگاههای برق در بخش شمالی قرار داشت و کار کرهجنوبی برای آغاز روند توسعه اقتصادی بسی دشوارتر بود!
چند دهه بعد اما کرهشمالی در تاریکی و فقری مخوف فرو رفته، صدها هزار نفر از مردمش از گرسنگی جان داده و مجبور به قبول کمکهای غذایی بشردوستانه از سوی دشمنانش شده بود اما کرهجنوبی در فاصله میان سالهای هزار و نهصد و شصت و چهار تا هزار و نهصد و نود و شش میلادی تولید ناخالص ملی سرانه خود را از صد و سه دلار به هشتهزار و دویست و شصت دلار رسانده و به یک قدرت اقتصادی و صنعتی تاثیرگذار در سطح جهانی تبدیل شده بود.
این تضاد شگرف از کجا ریشه میگیرد؟ دراین باره باز هم سخن خواهم گفت اما همین قدر بگویم که با این عکس، بله فقط با همین عکس ما به یک مکتب، یک اساسنامه فکری سیاسی و یک منشور زیربنایی برای حل و فصل اصلیترین مسائلمان دست مییابیم. مهم است بدانیم که همین تضاد شگرف میان دو کره و باهمان منطق و مکانیسم اما با مقداری درجات متفاوت میان آلمان غربی و شرقی، کوبای قبل و بعد از انقلاب کاسترو، کاستاریکا و ونزوئلا، اردن و سوریه، تونس و لیبی و لهستان و بلوروس و بسیاری جفتهای متضاد دیگر وجود دارد.
فعلا همین قدر بگویم که اولین نتیجهای که از این بحث بدست میآید آن است که راه پیشرفت و خوشبختی در جهان یکی است و بس. تمام آنان که به آزادی و رفاه دست پیدا کردهاند، بدون استثنا همان یک راه را رفتهاند. راه آنان هم که به فلاکت، فضاحت و تیرهروزی گرفتار شدهاند، کم و بیش مشابه بوده است.
◽️@utfinance◽️
👏12👍4👎1
📚 کتاب
فلسفه و جامعه و سیاست
گزیده و نوشته و ترجمه: عزتالله فولادوند
لودویگ فون میزس
آیزایا برلین
کارل پوپر
یورگن هابرماس
زیگموند باومن
ماریو بارگاس یوسا
فردریش نیچه
رابرت نازیک
بردنارد لوئیس
سیدنی هوک
مایکل والتسر
توماس مان
◽️@utfinance◽️
فلسفه و جامعه و سیاست
گزیده و نوشته و ترجمه: عزتالله فولادوند
لودویگ فون میزس
آیزایا برلین
کارل پوپر
یورگن هابرماس
زیگموند باومن
ماریو بارگاس یوسا
فردریش نیچه
رابرت نازیک
بردنارد لوئیس
سیدنی هوک
مایکل والتسر
توماس مان
◽️@utfinance◽️
👍3
فلسفه_و_جامعه_و_سیاست_عزت_الله_فولادوند.pdf
26.8 MB
📚 کتاب
فلسفه و جامعه و سیاست
گزیده و نوشته و ترجمه: عزتالله فولادوند
لودویگ فون میزس
آیزایا برلین
کارل پوپر
یورگن هابرماس
زیگموند باومن
ماریو بارگاس یوسا
فردریش نیچه
رابرت نازیک
بردنارد لوئیس
سیدنی هوک
مایکل والتسر
توماس مان
◽️@utfinance◽️
فلسفه و جامعه و سیاست
گزیده و نوشته و ترجمه: عزتالله فولادوند
لودویگ فون میزس
آیزایا برلین
کارل پوپر
یورگن هابرماس
زیگموند باومن
ماریو بارگاس یوسا
فردریش نیچه
رابرت نازیک
بردنارد لوئیس
سیدنی هوک
مایکل والتسر
توماس مان
◽️@utfinance◽️
👍3
📄 مقاله
لیبرالیسم را بابت مترقیان نالیبرال سرزنش نکنید
👤 جرارد بیکر
✍🏻 ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
منتشر شده در وال استریت ژورنال
◽️@utfinance◽️
لیبرالیسم را بابت مترقیان نالیبرال سرزنش نکنید
👤 جرارد بیکر
✍🏻 ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
منتشر شده در وال استریت ژورنال
◽️@utfinance◽️
Telegraph
لیبرالیسم را بابت مترقیان نالیبرال سرزنش نکنید
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین منتشر شده در وال استریت ژورنال منبع: کانال شرق وحشی https://t.me/yusefmasoud @utfinance در جناح راست بحث پرشوری در جریان است: شاید دوران لیبرالیسم به عنوان اصل سازماندهنده فرهنگ سیاسی غرب به سر آمده است. مدافعان این گزاره حرفشان…
👍3❤1
📚 معرفی کتاب
آخرین انسان لیبرالیسم
👤 ویکاش یاداو
◽️@utfinance◽️
📌 کتاب راه بردگی اثر فریدریش هایک هم نقطه عطف فکری و هم منبعی برای شکاف سیاسی بود و به بحثهای آتشین پیرامون سرمایه داری و نارضایتیهای آن دامن زد. در اختلافات بعدی، پیام واقعی هایک از دست رفت: لیبرالیسم چیزی است که بیش از هر چیز باید از آن محافظت کرد و جایگزین های آن خطرناک است.
در آخرین انسان لیبرالیسم، ویکاش یاداو هسته اصلی آثار معروف هایک را برای ترسیم اضطراب اصلی سیاسی امروز احیا میکند: وضعیت ضعیف سرمایه داری شایسته سالار لیبرال -به ویژه در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا- در مواجهه با تقویت قدرتهای سیاسی-سرمایهداری مانند چین. در حالی که جوامع باز در تلاشند تا با بهره وری اقتصادی اقتصادهای اقتدارگرا-سرمایهداری مطابقت کنند، وعدههای شایسته سالاری کم رنگ میشوند. یاداو کانالی برای هایک میکند تا بیان کند که چگونه ستون فقرات اخلاقی لیبرالیسم بزرگترین دفاع آن در برابر ساختارهای اجتماعی سرکوبگر است.
لینک آمازون
◽️@utfinance◽️
آخرین انسان لیبرالیسم
👤 ویکاش یاداو
◽️@utfinance◽️
📌 کتاب راه بردگی اثر فریدریش هایک هم نقطه عطف فکری و هم منبعی برای شکاف سیاسی بود و به بحثهای آتشین پیرامون سرمایه داری و نارضایتیهای آن دامن زد. در اختلافات بعدی، پیام واقعی هایک از دست رفت: لیبرالیسم چیزی است که بیش از هر چیز باید از آن محافظت کرد و جایگزین های آن خطرناک است.
در آخرین انسان لیبرالیسم، ویکاش یاداو هسته اصلی آثار معروف هایک را برای ترسیم اضطراب اصلی سیاسی امروز احیا میکند: وضعیت ضعیف سرمایه داری شایسته سالار لیبرال -به ویژه در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا- در مواجهه با تقویت قدرتهای سیاسی-سرمایهداری مانند چین. در حالی که جوامع باز در تلاشند تا با بهره وری اقتصادی اقتصادهای اقتدارگرا-سرمایهداری مطابقت کنند، وعدههای شایسته سالاری کم رنگ میشوند. یاداو کانالی برای هایک میکند تا بیان کند که چگونه ستون فقرات اخلاقی لیبرالیسم بزرگترین دفاع آن در برابر ساختارهای اجتماعی سرکوبگر است.
لینک آمازون
◽️@utfinance◽️
👍5
اقتصاد پنجاه وهفتی ها.pdf
2.3 MB
📚 کتاب
اقتصاد پنجاه و هفتیها
گفتوگو با یک مصدقی چپ
گفتوگوی مهدی الیاسی با ابوالحسن بنیصدر
◽️@utfinance◽️
اقتصاد پنجاه و هفتیها
گفتوگو با یک مصدقی چپ
گفتوگوی مهدی الیاسی با ابوالحسن بنیصدر
◽️@utfinance◽️
👍6👎2
📄 مقاله
چگونه دیکتاتورها پول خلق میکنند و پول، دیکتاتورها را؟
قسمت اول
👤 کری کی. موت
ترجمه وحید کیانی
◽️@utfinance◽️
چگونه دیکتاتورها پول خلق میکنند و پول، دیکتاتورها را؟
قسمت اول
👤 کری کی. موت
ترجمه وحید کیانی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چگونه دیکتاتورها پول خلق میکنند و پول، دیکتاتورها را؟
داستان روبل - قسمت اول @utfinance تاریخ معاصر روبل روسیه رابطه دوطرفه خودکامگی و سیاست پولی را برجسته میکند. کری کی. موت، محقق دانشگاه ییل در زمینه ثبات مالی و محقق مدعو در مرکز «تأمین مالی جایگزین» کمبریج در مقالهای برای نشریه فارین پالیسی به پیدایش روبل…
👍5
👤 دیدگاه
راجر اسکروتن:
«پیکتی پیشنهاد میکند که نابرابریها منتهی به انقلابها میشوند و این امر – با ادامه یافتن انتقال ثروت از فقرا به ثروتمندان- موجب میشود که موقعیت حتی انفجاریتر هم بگردد. اما، حتی اگر این برای فرانسه درست باشد، در آمریکا چنین نیست. پژوهشها پیشنهاد میکنند که آمریکاییها، به شرطی که آن را راهی برای بهتر کردن شرایط خودشان بدانند، با خوشحالی با نابرابری زندگی میکنند. اگر ما واقعاً با فقر مخالفیم، پس باید تمام آنچه را که برای بالا آوردن مردم از آن لازم است، از جمله نابرابری را تحمل کنیم. یک نظرسنجی انجام شده توسط مکلاگین و همکاران (برای YG نیویورک) به این نتیجه دست یافت که آمریکاییها به نسبت دو به یک (۶۴ درصد به ۳۳ درصد) گسترش رشد اقتصادی را به کمتر کردن شکاف میان فقیر و غنی ترجیح میدهند. در سال ۱۹۹۰، گالوپ از آمریکاییها پرسید که آیا کشور از داشتن طبقهای ثروتمند بهره خواهد برد. ۶۲ درصد پاسخ مثبت دادند. در ۲۰۱۲، ۶۳ درصد جواب موافق داشتند؛ بنابراین، به نظر میرسد که اغلب آمریکاییها به شیوهٔ همه یا هیچ اقتصاددانان جناح چپ فرانسوی نمیاندیشند. آنها به این باور نیستند که ثروتمندان به خاطر این که فقرا فقیرند، ثروتمندند. آنها نمیخواهند که ثروت را از دست ثروتمندان بگیرند، آنها میخواهند برای خود ثروت خلق نمایند. این راهحل پیکتی نیست. برای او نابرابری شر اصلی است و بایستی با توقیف هموارهٔ ثروت بر آن غلبه نمود. برای انجام این کار او مالیات بر ثروت را از طریق نرخ مالیات ۸۰ درصد بر بالاترین درآمدها پیشنهاد میکند: به عبارت دیگر با استفاده از همان نوع سیاستهایی که دولتهای سوسیالیست فرانسوی در ناشادترین کشور اروپا معرفی نمودهاند. پیکتی دیگر نمیپرسد که چه اتفاقی برای این ثروت توقیف شده میافتد. چه کسی آن را در اختیار میگیرد، با چه هدفی و چه تأثیری خواهد داشت؟ پاسخ روشن است: ثروت گرفته شده از دست ثروتمندان برای اهداف سیاسی به کار گرفته خواهد شد. به جای این که تبدیل به کالاها و خدمات شهروندان آزاد از عقاید سیاسی گردد، به شکل قدرت سیاسی حفظ میگردد: قدرت سیاستمداران سوسیالیست و مشاوران آنها بر مردمی که از آنها مالیات میگیرند. در چنین کشوری که در آن ثروت توقیف میشود، همان اندازه انباشتگی ثروت وجود دارد که در اقتصاد بازار قدیمی. اما این انباشتگیهای کالاهایی نخواهد بود که بهطور مکرر از طریق توافقات آزاد انتشاریافته و دوباره تقسیم میشوند. انباشتگی قدرت در دست «مشاوران کارشناس» خواهد بود: به عبارت دیگر، در دست افرادی مانند پیکتی؛ و در چنین موردی واقعاً مسیر یک طرفهٔ برای دارایی وجود خواهد داشت، زیرا تمام قدرت جمع شده در کشور از باقی ماها دزدیده خواهد شد.»
◽️@utfinance◽️
راجر اسکروتن:
«پیکتی پیشنهاد میکند که نابرابریها منتهی به انقلابها میشوند و این امر – با ادامه یافتن انتقال ثروت از فقرا به ثروتمندان- موجب میشود که موقعیت حتی انفجاریتر هم بگردد. اما، حتی اگر این برای فرانسه درست باشد، در آمریکا چنین نیست. پژوهشها پیشنهاد میکنند که آمریکاییها، به شرطی که آن را راهی برای بهتر کردن شرایط خودشان بدانند، با خوشحالی با نابرابری زندگی میکنند. اگر ما واقعاً با فقر مخالفیم، پس باید تمام آنچه را که برای بالا آوردن مردم از آن لازم است، از جمله نابرابری را تحمل کنیم. یک نظرسنجی انجام شده توسط مکلاگین و همکاران (برای YG نیویورک) به این نتیجه دست یافت که آمریکاییها به نسبت دو به یک (۶۴ درصد به ۳۳ درصد) گسترش رشد اقتصادی را به کمتر کردن شکاف میان فقیر و غنی ترجیح میدهند. در سال ۱۹۹۰، گالوپ از آمریکاییها پرسید که آیا کشور از داشتن طبقهای ثروتمند بهره خواهد برد. ۶۲ درصد پاسخ مثبت دادند. در ۲۰۱۲، ۶۳ درصد جواب موافق داشتند؛ بنابراین، به نظر میرسد که اغلب آمریکاییها به شیوهٔ همه یا هیچ اقتصاددانان جناح چپ فرانسوی نمیاندیشند. آنها به این باور نیستند که ثروتمندان به خاطر این که فقرا فقیرند، ثروتمندند. آنها نمیخواهند که ثروت را از دست ثروتمندان بگیرند، آنها میخواهند برای خود ثروت خلق نمایند. این راهحل پیکتی نیست. برای او نابرابری شر اصلی است و بایستی با توقیف هموارهٔ ثروت بر آن غلبه نمود. برای انجام این کار او مالیات بر ثروت را از طریق نرخ مالیات ۸۰ درصد بر بالاترین درآمدها پیشنهاد میکند: به عبارت دیگر با استفاده از همان نوع سیاستهایی که دولتهای سوسیالیست فرانسوی در ناشادترین کشور اروپا معرفی نمودهاند. پیکتی دیگر نمیپرسد که چه اتفاقی برای این ثروت توقیف شده میافتد. چه کسی آن را در اختیار میگیرد، با چه هدفی و چه تأثیری خواهد داشت؟ پاسخ روشن است: ثروت گرفته شده از دست ثروتمندان برای اهداف سیاسی به کار گرفته خواهد شد. به جای این که تبدیل به کالاها و خدمات شهروندان آزاد از عقاید سیاسی گردد، به شکل قدرت سیاسی حفظ میگردد: قدرت سیاستمداران سوسیالیست و مشاوران آنها بر مردمی که از آنها مالیات میگیرند. در چنین کشوری که در آن ثروت توقیف میشود، همان اندازه انباشتگی ثروت وجود دارد که در اقتصاد بازار قدیمی. اما این انباشتگیهای کالاهایی نخواهد بود که بهطور مکرر از طریق توافقات آزاد انتشاریافته و دوباره تقسیم میشوند. انباشتگی قدرت در دست «مشاوران کارشناس» خواهد بود: به عبارت دیگر، در دست افرادی مانند پیکتی؛ و در چنین موردی واقعاً مسیر یک طرفهٔ برای دارایی وجود خواهد داشت، زیرا تمام قدرت جمع شده در کشور از باقی ماها دزدیده خواهد شد.»
◽️@utfinance◽️
👍18👎1
@utfinance
جلسه نقد و بررسی کتاب
جنگها چگونه ما را تغییر دادند؟
با حضور:
مهدی تدینی
سودابه قیصری
علی دهباشی
@utfinance
جلسه نقد و بررسی کتاب
جنگها چگونه ما را تغییر دادند؟
با حضور:
مهدی تدینی
سودابه قیصری
علی دهباشی
@utfinance
@utfinance
جلسه نقد و بررسی کتاب
جمهوری خلق نسیان
با حضور:
علی آردم
ساسان آقایی
مسعود یوسف حصیرچین
@utfinance
جلسه نقد و بررسی کتاب
جمهوری خلق نسیان
با حضور:
علی آردم
ساسان آقایی
مسعود یوسف حصیرچین
@utfinance
مقاله
چرا نمیتوان نوزیک را مدافع خوبی برای آزادی تلقی کرد؟
کمیت لنگ هماورد رالز
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
چرا نمیتوان نوزیک را مدافع خوبی برای آزادی تلقی کرد؟
کمیت لنگ هماورد رالز
👤 مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چرا نمیتوان نوزیک را مدافع خوبی برای آزادی تلقی کرد؟
کمیت لنگ هماورد رالز بدون شک اندیشه سیاسی مدرن معاصر تحت تاثیر جدال میان جان رالز و رابرت نوزیک بوده است. نوزیک سه سال پس از انتشار کتاب «نظریهای در باب عدالت» جان رالز، در پاسخ کتاب «بیدولتی، دولت و آرمانشهر» را منتشر ساخت و پس از آن بود که جدال میان این…
❤4
📄 مقاله
آزادی یا عدالت؟
تاملی بر نظریات نوزیک با ارجاع مدام به کتاب «بیدولتی، دولت و آرمانشهر»
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
#آزادی_یا_عدالت
#اشکان_زارع
#نوزیک
#رابرت_نوزیک
#رالز
#آزادی
#عدالت
آزادی یا عدالت؟
تاملی بر نظریات نوزیک با ارجاع مدام به کتاب «بیدولتی، دولت و آرمانشهر»
👤 اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
#آزادی_یا_عدالت
#اشکان_زارع
#نوزیک
#رابرت_نوزیک
#رالز
#آزادی
#عدالت
Telegraph
آزادی یا عدالت؟
تاملی بر نظریات نوزیک با ارجاع مدام به کتاب «بیدولتی، دولت و آرمانشهر» هایک، اقتصاددان بزرگ را میتوان در مقام فیلسوف حقوق نیز مورد بررسی قرار داد. بنا به تعریف او از برخی مفاهیم، این نوشته را آغاز میکنیم؛ پس از این ارجاع کوتاه به هایک وارد بحث نوزیک فیلسوف…
👍8
👤 دیدگاه
راجر اسکروتن
سازگاری دو هدف رهایی بخشی و عدالت اجتماعی مسلم و بدیهی نیست. دست کم نه بیشتر از آزادی و برابری که در انقلاب فرانسه مطالبه میشد. اگر رهایی بخشی رها ساختن پتانسیل فردی باشد، چطور میتوان جلوی ترقی و پیشی جستن افراد بلندپرواز، پرشور، زیرک، خوش بر و رو و نیرومند را گرفت، و برای مهار ایشان چه اختیار بیشتری باید به خودمان بدهیم؟
◽️@utfinance◽️
راجر اسکروتن
سازگاری دو هدف رهایی بخشی و عدالت اجتماعی مسلم و بدیهی نیست. دست کم نه بیشتر از آزادی و برابری که در انقلاب فرانسه مطالبه میشد. اگر رهایی بخشی رها ساختن پتانسیل فردی باشد، چطور میتوان جلوی ترقی و پیشی جستن افراد بلندپرواز، پرشور، زیرک، خوش بر و رو و نیرومند را گرفت، و برای مهار ایشان چه اختیار بیشتری باید به خودمان بدهیم؟
◽️@utfinance◽️
👍11❤1
📄 مقاله
داستان نخستین اقتصاددانان لیبرال زن هندی
👤 نوشته شریاس نارلا
ترجمه و تنظیم: جعفر خیرخواهان
منبع: دنیای اقتصاد
◽️@utfinance◽️
داستان نخستین اقتصاددانان لیبرال زن هندی
👤 نوشته شریاس نارلا
ترجمه و تنظیم: جعفر خیرخواهان
منبع: دنیای اقتصاد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
داستان نخستین اقتصاددانان لیبرال زن هندی
داستان بانوان لیبرال هندی چگونه خطشکنی زنان هند را متحول کرد؟ در یک بعدازظهر بارانی از ماه اوت سال۱۹۵۵ کشتی اس.اس.ایندیپندنس بوقزنان از اسکله بندر بمبئی خارج شد. روی عرشه آن، پادما دسای دختری ۲۴ساله ایستاده بود که نرده را محکم گرفته بود…
❤2