📄 مقاله
مکتب اتریشی چه میگوید؟
👤 شاهین کارخانه
@utfinance
📌 در چند هفته گذشته دو مناظره تلویزیونی میان موسی غنینژاد از یکسو و مسعود درخشان و علی علیزاده از سوی دیگر صورت گرفت. دو مناظرهای که باعث شده است تا یکبار دیگر مباحث لیبرالیسم اقتصادی، بازار آزاد و بهویژه مکتب اتریشی اقتصاد و فردریش فونهایک در محافل فکری مطرح شود. مباحثی که موجب آن شده است تا این روزها جدلهای تندوتیزی درخصوص آنها در فضای مجازی و در ادامه این مناظرات تلویزیونی شکل بگیرد. اما پرسش امروز ما این است که هایک که بود و اقتصاد اتریشی چه تفاوتی با دیگر مکاتب اقتصادی دارد؟
📌 یکی از مهمترین آموزههای مکتب اتریش، لزوم محدودیت مداخله دولت در اقتصاد است. اقتصاددانان مکتب اتریشی استدلال میکنند که چون سیاستگذاران توانایی پیشبینی عواقب مداخلاتشان را ندارند، اولین مداخله در اقتصاد با نیت خیر و با قصد کمک به افراد جامعه، به رشتهای از مداخلات منجر میشود که در نهایت وضعیت فرد و جامعه را به مراتب از وضعیت قبل از مداخله بدتر میکند. هایک کتاب راه بردگی را برای توضیح همین مساله در سال۱۹۴۴ نوشت. کتابی که به سرعت در بریتانیا و ایالات متحده پرفروش شد. او در سال۱۹۴۵ مقاله مهم استفاده دانش در جامعه را نوشت و در سال۱۹۵۰ از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) به دانشگاه شیکاگو نقل مکان کرد. در آنجا کتاب سه جلدی «قانون، قانونگذاری و آزادی» را نوشت و در سال۱۹۷۴ برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. در واقع، در نتیجه این جایزه بود که مکتب اتریش احیا شد.
📌 ایدههای هایک، بر بسیاری از اندیشمندان معاصر او و نسلهای بعدی اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی اثرگذار بود. تاکید هایک بر اهمیت آزادی انسان نام او را در تاریخ اندیشه آنچنان ماندگار کرده است که هنوز بسیاری از آزادیخواهان لیبرال خود را ادامهدهنده راه هایک میدانند؛ راهی که به ما مسیری خلاف جهت راه بردگی را نشان میدهد. راهی که در ادامه مسیر خود، اقتصاددانان نسلهای بعدی مکتب اتریش مانند روتبارد، هرمان هوپ، لاخمان، بوتکه، راجر گریسون، گری نورث، پر بایلاند، رابرت مورفی و استیون هورویتز تربیت کرد. اقتصاددانانی که در واقع وامدار و ادامهدهنده راهی هستند که از منگر آغاز شد و با بوم باورک، فون وایزر، فون میزس و هایک ادامه یافت.
🔗 متن کامل INSTANT VIEW
🔗 متن کامل دنیای اقتصاد
@utfinance
#مکتب_اتریش
#اقتصاد_اتریشی
#مکتب_اتریشی
#میزس
#منگر
#هایک
#بازار_آزاد
#نظریه_ارزش
مکتب اتریشی چه میگوید؟
👤 شاهین کارخانه
@utfinance
📌 در چند هفته گذشته دو مناظره تلویزیونی میان موسی غنینژاد از یکسو و مسعود درخشان و علی علیزاده از سوی دیگر صورت گرفت. دو مناظرهای که باعث شده است تا یکبار دیگر مباحث لیبرالیسم اقتصادی، بازار آزاد و بهویژه مکتب اتریشی اقتصاد و فردریش فونهایک در محافل فکری مطرح شود. مباحثی که موجب آن شده است تا این روزها جدلهای تندوتیزی درخصوص آنها در فضای مجازی و در ادامه این مناظرات تلویزیونی شکل بگیرد. اما پرسش امروز ما این است که هایک که بود و اقتصاد اتریشی چه تفاوتی با دیگر مکاتب اقتصادی دارد؟
📌 یکی از مهمترین آموزههای مکتب اتریش، لزوم محدودیت مداخله دولت در اقتصاد است. اقتصاددانان مکتب اتریشی استدلال میکنند که چون سیاستگذاران توانایی پیشبینی عواقب مداخلاتشان را ندارند، اولین مداخله در اقتصاد با نیت خیر و با قصد کمک به افراد جامعه، به رشتهای از مداخلات منجر میشود که در نهایت وضعیت فرد و جامعه را به مراتب از وضعیت قبل از مداخله بدتر میکند. هایک کتاب راه بردگی را برای توضیح همین مساله در سال۱۹۴۴ نوشت. کتابی که به سرعت در بریتانیا و ایالات متحده پرفروش شد. او در سال۱۹۴۵ مقاله مهم استفاده دانش در جامعه را نوشت و در سال۱۹۵۰ از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) به دانشگاه شیکاگو نقل مکان کرد. در آنجا کتاب سه جلدی «قانون، قانونگذاری و آزادی» را نوشت و در سال۱۹۷۴ برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. در واقع، در نتیجه این جایزه بود که مکتب اتریش احیا شد.
📌 ایدههای هایک، بر بسیاری از اندیشمندان معاصر او و نسلهای بعدی اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی اثرگذار بود. تاکید هایک بر اهمیت آزادی انسان نام او را در تاریخ اندیشه آنچنان ماندگار کرده است که هنوز بسیاری از آزادیخواهان لیبرال خود را ادامهدهنده راه هایک میدانند؛ راهی که به ما مسیری خلاف جهت راه بردگی را نشان میدهد. راهی که در ادامه مسیر خود، اقتصاددانان نسلهای بعدی مکتب اتریش مانند روتبارد، هرمان هوپ، لاخمان، بوتکه، راجر گریسون، گری نورث، پر بایلاند، رابرت مورفی و استیون هورویتز تربیت کرد. اقتصاددانانی که در واقع وامدار و ادامهدهنده راهی هستند که از منگر آغاز شد و با بوم باورک، فون وایزر، فون میزس و هایک ادامه یافت.
🔗 متن کامل INSTANT VIEW
🔗 متن کامل دنیای اقتصاد
@utfinance
#مکتب_اتریش
#اقتصاد_اتریشی
#مکتب_اتریشی
#میزس
#منگر
#هایک
#بازار_آزاد
#نظریه_ارزش
روزنامه دنیای اقتصاد
مکتب اتریشی چه میگوید؟
در هفتههای اخیر یکبار دیگر بحث مکتب اتریشی اقتصاد و فردریش فونهایک در محافل فکری مطرح شده است. مکتب اقتصاد اتریشی و اعضای آن را بهعنوان طرفداران بازار آزاد میشناسند که بیش از هر چیز منتقد و مخالف مداخله دولت در اقتصاد هستند. اما ریشههای اندیشه این…
❤4
📄 نئولیبرالیسم و تئوری توطئه
۱- «نیمی از امریکاییها دست کم یک نظریه توطئه را قبول دارند، رویکرد توطئهآمیز به سیاست به جای آنکه جلوهی نابهنجار نوعی افراط سیاسی یا حاصل اطلاعات غلط ناموجه باشد گرایش متداول در سرتاسر طیف کاملا ایدئولوژیک است. بسیاری از باورهای مسلط در ایالات متحد، خواه روایتهای مسیحی درباره خدا و شیطان، و خواه روایتهای چپگرایانه در مورد نئولیبرالیسم، تا حد زیادی متکی بر این فکرند که نیروهایی ناپیدا و با قصد و نیت مشخص، رویدادهای عصر حاضر را رقم میزنند.»
Oliver and wood, conspiracy theories
(تئوریهای توطئه، الیورد و وود)
۲- بسیاری از ایرانیان اولین بار نام جورج سوروس را در روزنامه کیهان خواندند و یا در اعترافات اجباری تلویزیونی زندانیان سیاسی شنیدند. کسی که نماد تمرکز ثروت و قدرت است، نفوذ پنهانی بر جهان دارد و دست پشت پرده جنبشهای به اصطلاح دموکراسیخواهی است.
۳- بسط تئوری توطئه در ایران پس از مشروطه تقریبا با مبالغه درباره نفوذ انگلیسیها همراه بوده است. موضوعی که دستمایه کتاب طنز دایی جان ناپلئون و جمله معروف آن بود: «کار، کار انگلیسیهاست».
۴- در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۱، ۵۱ درصد از امریکاییها با این گفته موافق بودند که «بخش زیادی از آنچه در دنیای امروز رخ میدهد حاصل تصمیمگیری گروهی کوچک و سرّی است مرکب از چند نفر».
در سال ۱۹۳۵ نیز ۲۵ درصد امریکاییها معتقد بودند که «بحران مالی کنونی را جمع کوچکی از بانکداران وال استریت برای افزایش قدرت فدرال رزرو و کنترل خود بر اقتصاد جهانی بطور مخفیانه ترتیب دادهاند».
۵- امروزه اصطلاح «نئولیبرالیسم» را بسیار میشنویم. خاصه از زبان اساتید و دانشجویان علوم اجتماعی و فعالان سیاسی چپ، محور مقاومتی و عدالتگرایان مخالف غرب و سرمایهداری.
هر جا شکاف طبقاتی است، میگویند دست نئولیبرالیسم در کار است. هر جا دولت در انجام وظایفش ناکام است دست نئولیبرالیسم در کار است، هر جا دولت از وظایفش دست میکشد دست نئولیبرالیسم در کار است.
۶- البته دولت در ایران، به اقتضای منفعت و در جهت تحکیم قدرتش، یک روز حامی طبقات محروم است و یک روز حامی خصوصیسازی و کارآفرینی، یک روز علیه رکود برخاسته و یک روز علیه تورم. هرگاه درآمد نفتی زیاد شده دست و دلبازی کرده و هرگاه کم شده به حساب و کتاب بیشتر روی آورده است.
در همه این «روزها» به یک متهم نیاز داشته، دشمن، غرب، لیبرالها، و حالا: نئولیبرالیسم. نامهایی که بار تقصیر را به دوش میکشند.
۷- تئوری توطئه برای عموم مردم جذاب است. چون معادلات پیچیده را ساده میکند. ظرایف علم سیاست را حذف میکند، تفصیل و ابهامات بحثهای اقتصادی را کنار میزند، و گویی خبر از رازی پنهان میدهد که میتوانید از شنیدنش خرسند باشید که به گروه مطلعین و آگاهان میپیوندید.
دستی پنهانی در کار است، یک اراده که پشت تمام تحولات جهان است بیآنکه رد پای چندانی به جا بگذارد، فقط نشانههایی وجود دارد که همه چیز در ید قدرت یک گروه است.
@utfinance
۱- «نیمی از امریکاییها دست کم یک نظریه توطئه را قبول دارند، رویکرد توطئهآمیز به سیاست به جای آنکه جلوهی نابهنجار نوعی افراط سیاسی یا حاصل اطلاعات غلط ناموجه باشد گرایش متداول در سرتاسر طیف کاملا ایدئولوژیک است. بسیاری از باورهای مسلط در ایالات متحد، خواه روایتهای مسیحی درباره خدا و شیطان، و خواه روایتهای چپگرایانه در مورد نئولیبرالیسم، تا حد زیادی متکی بر این فکرند که نیروهایی ناپیدا و با قصد و نیت مشخص، رویدادهای عصر حاضر را رقم میزنند.»
Oliver and wood, conspiracy theories
(تئوریهای توطئه، الیورد و وود)
۲- بسیاری از ایرانیان اولین بار نام جورج سوروس را در روزنامه کیهان خواندند و یا در اعترافات اجباری تلویزیونی زندانیان سیاسی شنیدند. کسی که نماد تمرکز ثروت و قدرت است، نفوذ پنهانی بر جهان دارد و دست پشت پرده جنبشهای به اصطلاح دموکراسیخواهی است.
۳- بسط تئوری توطئه در ایران پس از مشروطه تقریبا با مبالغه درباره نفوذ انگلیسیها همراه بوده است. موضوعی که دستمایه کتاب طنز دایی جان ناپلئون و جمله معروف آن بود: «کار، کار انگلیسیهاست».
۴- در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۱، ۵۱ درصد از امریکاییها با این گفته موافق بودند که «بخش زیادی از آنچه در دنیای امروز رخ میدهد حاصل تصمیمگیری گروهی کوچک و سرّی است مرکب از چند نفر».
در سال ۱۹۳۵ نیز ۲۵ درصد امریکاییها معتقد بودند که «بحران مالی کنونی را جمع کوچکی از بانکداران وال استریت برای افزایش قدرت فدرال رزرو و کنترل خود بر اقتصاد جهانی بطور مخفیانه ترتیب دادهاند».
۵- امروزه اصطلاح «نئولیبرالیسم» را بسیار میشنویم. خاصه از زبان اساتید و دانشجویان علوم اجتماعی و فعالان سیاسی چپ، محور مقاومتی و عدالتگرایان مخالف غرب و سرمایهداری.
هر جا شکاف طبقاتی است، میگویند دست نئولیبرالیسم در کار است. هر جا دولت در انجام وظایفش ناکام است دست نئولیبرالیسم در کار است، هر جا دولت از وظایفش دست میکشد دست نئولیبرالیسم در کار است.
۶- البته دولت در ایران، به اقتضای منفعت و در جهت تحکیم قدرتش، یک روز حامی طبقات محروم است و یک روز حامی خصوصیسازی و کارآفرینی، یک روز علیه رکود برخاسته و یک روز علیه تورم. هرگاه درآمد نفتی زیاد شده دست و دلبازی کرده و هرگاه کم شده به حساب و کتاب بیشتر روی آورده است.
در همه این «روزها» به یک متهم نیاز داشته، دشمن، غرب، لیبرالها، و حالا: نئولیبرالیسم. نامهایی که بار تقصیر را به دوش میکشند.
۷- تئوری توطئه برای عموم مردم جذاب است. چون معادلات پیچیده را ساده میکند. ظرایف علم سیاست را حذف میکند، تفصیل و ابهامات بحثهای اقتصادی را کنار میزند، و گویی خبر از رازی پنهان میدهد که میتوانید از شنیدنش خرسند باشید که به گروه مطلعین و آگاهان میپیوندید.
دستی پنهانی در کار است، یک اراده که پشت تمام تحولات جهان است بیآنکه رد پای چندانی به جا بگذارد، فقط نشانههایی وجود دارد که همه چیز در ید قدرت یک گروه است.
@utfinance
❤6👍3
👤 دیدگاه
توتالیتاریسم به معنای این است که زندگی، کار و فراغت تکتک افراد تابع دستورات کسانی قرار گیرد که در قدرتند و بر کرسی ادارهای عمومی تکیه زدهاند.
توتالیتاریسم به معنای فروکاستن انسان به چرخدندهای ناچیز در یک ماشین عالمگیر زور و اجبار است.
توتالیتاریسم فرد را وادار میکند از هر فعالیتی که حکومت آن را تایید نمیکند، صرفنظر کند. هیچ عقیده زاویهداری را تحمل نمیکند.
توتالیتاریسم به معنای تبدیل جامعه به یک ارتش کاری شدیداً منضبط (آنگونه که وکیلمدافعان سوسیالیسم میگویند) یا به یک دارالتادیب (آنگونه که مخالفان آن میگویند) است.
📚 بوروکراسی، لودویگ فون میزس
ترجمه مهدی تدینی
@utfinance
توتالیتاریسم به معنای این است که زندگی، کار و فراغت تکتک افراد تابع دستورات کسانی قرار گیرد که در قدرتند و بر کرسی ادارهای عمومی تکیه زدهاند.
توتالیتاریسم به معنای فروکاستن انسان به چرخدندهای ناچیز در یک ماشین عالمگیر زور و اجبار است.
توتالیتاریسم فرد را وادار میکند از هر فعالیتی که حکومت آن را تایید نمیکند، صرفنظر کند. هیچ عقیده زاویهداری را تحمل نمیکند.
توتالیتاریسم به معنای تبدیل جامعه به یک ارتش کاری شدیداً منضبط (آنگونه که وکیلمدافعان سوسیالیسم میگویند) یا به یک دارالتادیب (آنگونه که مخالفان آن میگویند) است.
📚 بوروکراسی، لودویگ فون میزس
ترجمه مهدی تدینی
@utfinance
👍9👎2
👤 معرفی اعضای مکتب اتریش
ریچارد ایبلینگ اقتصاددان و استادی است که با مکتب اقتصاد اتریش در ارتباط است. او درباره تاریخ اندیشه اقتصادی، رابطه اقتصاد و آزادی سیاسی و اصول بازار آزاد و آزادی فردی مطالب زیادی نوشته است. ایبلینگ در تعدادی از دانشگاه ها از جمله کالج هیلزدیل، دانشگاه نورث وود و دانشگاه دالاس تدریس کرده است. او در حال حاضر استاد اقتصاد در The Citadel، یک کالج نظامی در کارولینای جنوبی است. علاوه بر کار آکادمیک، ایبلینگ در تعدادی از اتاقهای فکر و سازمانهای سیاستگذاری، از جمله بنیاد آینده آزادی و موسسه هارتلند نیز مشارکت داشته است.
دکتر ایبلینگ نویسنده کتاب اقتصاد سیاسی، سیاست عمومی و اقتصاد پولی: لودویگ فون میزس و سنت اتریش (راتلج 2010) شناخته می شود. او در حال حاضر در حال ویرایش جلد آینده در مجموعه آثار FA Hayek (انتشارات دانشگاه شیکاگو)، اقتصاددان برجسته اتریشی و برنده جایزه نوبل است.
دکتر ایبلینگ قبل از انتصابش در The Citadel، استاد اقتصاد در دانشگاه نورث وود در میدلند، میشیگان (2009-2014) بود. او به عنوان رئیس بنیاد آموزش اقتصادی (2003-2008)، استاد اقتصاد لودویگ فون میزس در کالج Hillside در هیلزدیل، میشیگان (1988-2003) و استادیار اقتصاد در دانشگاه دالاس در تگزاس بود. 1984-1988).
او با همسرش آنا و سگشان "فریتزی" در مانت پلیزنت، کارولینای جنوبی زندگی میکند.
ریچارد ام. ایبلینگ از سال 2003 تا 2008 رئیس بنیاد آموزش اقتصادی (FEE) بود. ایبلینگ در حال حاضر پروفسور برجسته اخلاق و رهبری سازمانی آزاد در سیتادل در چارلستون، کارولینای جنوبی است.
ایبلینگ از حامیان مکتب اقتصاد اتریش است و به طور گسترده در این زمینه نوشته است، به ویژه با الهام از آثار فردریش هایک، اسرائیل کرزنر، لودویگ لاخمان، و لودویگ فون میزس. بیشتر زندگی حرفهای او بر لودویگ فون میزس متمرکز شده است، او پس از مرگ مجموعهای از نوشتههایش را منتشر کرد که توسط نازیها از آپارتمانش در وین در سال 1938 غارت شده بود و متعاقباً در پایان جنگ جهانی دوم توسط ارتش شوروی اسیر شد. پس از کشف و ترجمه اسناد، ایبلینگ مجموعه سه جلدی برگزیده نوشته های لودویگ فون میزس را ویرایش و منتشر کرد.
جدیدترین آثار ایبلینگ عبارتند از: اقتصاد سیاسی، سیاست عمومی، و اقتصاد پولی: لودویگ فون میزس و سنت اتریشی (راتلج، 2010)، اقتصاد اتریش و اقتصاد سیاسی آزادی (ادوارد الگار، 2003)، برنامه ریزی مرکزی پولی و دولت. بنیاد آینده آزادی، 2015) و برای یک لیبرالیسم جدید (موسسه تحقیقات اقتصادی آمریکا، 2019). او یکی از نویسندگان و ویراستاران کتاب «در دفاع از سرمایه داری» در 5 جلد بود.
@utfinance
#ریچارد_ایبلینگ
ریچارد ایبلینگ اقتصاددان و استادی است که با مکتب اقتصاد اتریش در ارتباط است. او درباره تاریخ اندیشه اقتصادی، رابطه اقتصاد و آزادی سیاسی و اصول بازار آزاد و آزادی فردی مطالب زیادی نوشته است. ایبلینگ در تعدادی از دانشگاه ها از جمله کالج هیلزدیل، دانشگاه نورث وود و دانشگاه دالاس تدریس کرده است. او در حال حاضر استاد اقتصاد در The Citadel، یک کالج نظامی در کارولینای جنوبی است. علاوه بر کار آکادمیک، ایبلینگ در تعدادی از اتاقهای فکر و سازمانهای سیاستگذاری، از جمله بنیاد آینده آزادی و موسسه هارتلند نیز مشارکت داشته است.
دکتر ایبلینگ نویسنده کتاب اقتصاد سیاسی، سیاست عمومی و اقتصاد پولی: لودویگ فون میزس و سنت اتریش (راتلج 2010) شناخته می شود. او در حال حاضر در حال ویرایش جلد آینده در مجموعه آثار FA Hayek (انتشارات دانشگاه شیکاگو)، اقتصاددان برجسته اتریشی و برنده جایزه نوبل است.
دکتر ایبلینگ قبل از انتصابش در The Citadel، استاد اقتصاد در دانشگاه نورث وود در میدلند، میشیگان (2009-2014) بود. او به عنوان رئیس بنیاد آموزش اقتصادی (2003-2008)، استاد اقتصاد لودویگ فون میزس در کالج Hillside در هیلزدیل، میشیگان (1988-2003) و استادیار اقتصاد در دانشگاه دالاس در تگزاس بود. 1984-1988).
او با همسرش آنا و سگشان "فریتزی" در مانت پلیزنت، کارولینای جنوبی زندگی میکند.
ریچارد ام. ایبلینگ از سال 2003 تا 2008 رئیس بنیاد آموزش اقتصادی (FEE) بود. ایبلینگ در حال حاضر پروفسور برجسته اخلاق و رهبری سازمانی آزاد در سیتادل در چارلستون، کارولینای جنوبی است.
ایبلینگ از حامیان مکتب اقتصاد اتریش است و به طور گسترده در این زمینه نوشته است، به ویژه با الهام از آثار فردریش هایک، اسرائیل کرزنر، لودویگ لاخمان، و لودویگ فون میزس. بیشتر زندگی حرفهای او بر لودویگ فون میزس متمرکز شده است، او پس از مرگ مجموعهای از نوشتههایش را منتشر کرد که توسط نازیها از آپارتمانش در وین در سال 1938 غارت شده بود و متعاقباً در پایان جنگ جهانی دوم توسط ارتش شوروی اسیر شد. پس از کشف و ترجمه اسناد، ایبلینگ مجموعه سه جلدی برگزیده نوشته های لودویگ فون میزس را ویرایش و منتشر کرد.
جدیدترین آثار ایبلینگ عبارتند از: اقتصاد سیاسی، سیاست عمومی، و اقتصاد پولی: لودویگ فون میزس و سنت اتریشی (راتلج، 2010)، اقتصاد اتریش و اقتصاد سیاسی آزادی (ادوارد الگار، 2003)، برنامه ریزی مرکزی پولی و دولت. بنیاد آینده آزادی، 2015) و برای یک لیبرالیسم جدید (موسسه تحقیقات اقتصادی آمریکا، 2019). او یکی از نویسندگان و ویراستاران کتاب «در دفاع از سرمایه داری» در 5 جلد بود.
@utfinance
#ریچارد_ایبلینگ
Mises Institute
Richard M. Ebeling
Richard M. Ebeling is the BB&T Distinguished Professor of Ethics and Free Enterprise Leadership at The Citadel.
❤2👍1
Böhm_Bawerk_Austrian_Economist_Who_Said_No_to_Big_Government.pdf
461.3 KB
📄 مقاله
بوهم باورک؛ اقتصاددان اتریشی که به دولت بزرگ نه گفت
Böhm-Bawerk: Austrian Economist Who Said No to Big Government
👤 ریچارد ایبلینگ
📎 PDF - English
@utfinance
بوهم باورک؛ اقتصاددان اتریشی که به دولت بزرگ نه گفت
Böhm-Bawerk: Austrian Economist Who Said No to Big Government
👤 ریچارد ایبلینگ
📎 PDF - English
@utfinance
👏2
🔖 عکس نوشت
✍🏻 ریچارد ایبلینگ
عکس فردریش هایک را نشان میدهد که در ژوئن 1975 در حال ورود به یکی از جلسات صبحگاهی دومین کنفرانس اقتصاد اتریشی در دانشگاه هارتفورد بود. این کنفرانس توسط موسسه مطالعات انسانی و با دان آرمنتانو به عنوان مدیر کنفرانس حمایت میشد.
در اواخر هفته، هایک برای یک تماس تلفنی در یکی از جلسات فراخوانده شد. هنگامی که او بازگشت و جلسه به پایان رسید، هایک گفت که آژانس جمع آوری مالیات دولت فدرال (IRS) او را در کنفرانس ردیابی کرده است و به او گفته است که اجازه خروج از کشور را در اواخر تابستان ندارد مگر آنکه تمام درآمدی که در آن زمان به دست آورده ثبت کند. در حالی که هایک در ایالات متحده تمام مالیات های مورد نیاز را پرداخت کرده بود. در واقع فردریش هایک زندانی مالیاتی احتمالی دولت بود.
@utfinance
✍🏻 ریچارد ایبلینگ
عکس فردریش هایک را نشان میدهد که در ژوئن 1975 در حال ورود به یکی از جلسات صبحگاهی دومین کنفرانس اقتصاد اتریشی در دانشگاه هارتفورد بود. این کنفرانس توسط موسسه مطالعات انسانی و با دان آرمنتانو به عنوان مدیر کنفرانس حمایت میشد.
در اواخر هفته، هایک برای یک تماس تلفنی در یکی از جلسات فراخوانده شد. هنگامی که او بازگشت و جلسه به پایان رسید، هایک گفت که آژانس جمع آوری مالیات دولت فدرال (IRS) او را در کنفرانس ردیابی کرده است و به او گفته است که اجازه خروج از کشور را در اواخر تابستان ندارد مگر آنکه تمام درآمدی که در آن زمان به دست آورده ثبت کند. در حالی که هایک در ایالات متحده تمام مالیات های مورد نیاز را پرداخت کرده بود. در واقع فردریش هایک زندانی مالیاتی احتمالی دولت بود.
@utfinance
👍9
نئولیبرالیسم چیست؟.pdf
334.9 KB
📄 مقاله
نئولیبرالیسم چیست؟
👤 جعفر خیرخواهان
@utfinance
📌 خاستگاه اصطلاح نئولیبرال به دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بازمیگردد که پس از برگزاری کنفرانس لیپمن مقبولیت زیادی یافت، نشستی که فیلسوف فرانسوی لوئیس روژیه سازماندهی کرد و در اوت ۱۹۳۸ در پاریس برگزار شد، تا درباره دلالتهای سیاستی کتاب «جامعه خوب» والتر لیپمن بحث شود. لیپمن در این کتاب استدلال کرد که برای حفظ دموکراسی و شکست رژیمهای استبدادی و جمعگرا، نجات لیبرالیسم از چنگال نظریه اقتصادی لسهفر، نظامی که پریشانی اجتماعی، فقر و نابرابری شدید ایجادکرده بود، ضروری بود. تنها راه شکستدادن امثال آدولف هیتلر و جوزف استالین، اصلاح سرمایهداری و افزودن دغدغههای اجتماعی به انگیزه سود بود.
📌 در سال۱۹۵۱، میلتون فریدمن مطلب کوتاهی با عنوان «نئولیبرالیسم و چشماندازهای آن» نوشت. فریدمن در این مطلب، همراستا با نظرات والتر لیپمن، استدلال کرد که لازم است از اقتصاد آزاد قرن نوزدهم فاصله بگیریم و نهادهایی برای «محافظت از مصرفکنندگان دربرابر استثمار [انحصارها]» ایجاد شود. بهعلاوه، دولت «وظیفه کاستن از بدبختی و پریشانی را خواهد داشت.»
@utfinance
نئولیبرالیسم چیست؟
👤 جعفر خیرخواهان
@utfinance
📌 خاستگاه اصطلاح نئولیبرال به دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بازمیگردد که پس از برگزاری کنفرانس لیپمن مقبولیت زیادی یافت، نشستی که فیلسوف فرانسوی لوئیس روژیه سازماندهی کرد و در اوت ۱۹۳۸ در پاریس برگزار شد، تا درباره دلالتهای سیاستی کتاب «جامعه خوب» والتر لیپمن بحث شود. لیپمن در این کتاب استدلال کرد که برای حفظ دموکراسی و شکست رژیمهای استبدادی و جمعگرا، نجات لیبرالیسم از چنگال نظریه اقتصادی لسهفر، نظامی که پریشانی اجتماعی، فقر و نابرابری شدید ایجادکرده بود، ضروری بود. تنها راه شکستدادن امثال آدولف هیتلر و جوزف استالین، اصلاح سرمایهداری و افزودن دغدغههای اجتماعی به انگیزه سود بود.
📌 در سال۱۹۵۱، میلتون فریدمن مطلب کوتاهی با عنوان «نئولیبرالیسم و چشماندازهای آن» نوشت. فریدمن در این مطلب، همراستا با نظرات والتر لیپمن، استدلال کرد که لازم است از اقتصاد آزاد قرن نوزدهم فاصله بگیریم و نهادهایی برای «محافظت از مصرفکنندگان دربرابر استثمار [انحصارها]» ایجاد شود. بهعلاوه، دولت «وظیفه کاستن از بدبختی و پریشانی را خواهد داشت.»
@utfinance
👍2
خاستگاه نئولیبرالیسم کجاست؟.pdf
350.2 KB
📄 مقاله
خاستگاه نئولیبرالیسم کجاست؟
👤 سباستین ادواردز
/اقتصاددان ارشد بانک جهانی در آمریکای لاتین/
✍🏻 ترجمه: جعفر خیرخواهان
@utfinance
📌 در نیمه نخست سال۱۹۷۹، میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، مجموعهای از سخنرانیها درباره نئولیبرالیسم ایراد کرد که در آن از کارهایگری بکر، اقتصاددان برجسته دانشگاه شیکاگو و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال۱۹۹۲، بابت تلاشهایش که قلمرو علم اقتصاد را وارد هر سپهری از زندگی و جامعه کرد، تجلیل کرد. سه سالپیش از آن، بکر کتاب «رویکرد اقتصادی به رفتار انسانی» را منتشر کرده بود که در آن ادعا کرد: «رویکرد اقتصادی یک چارچوب یکپارچه ارزشمند برای درک همه رفتارهای انسانی فراهم میکند.» او سپس افزود: «همه رفتارهای انسانی را میتوان به شکل مشارکتکنندگانی درنظر گرفت که مطلوبیت خود از مجموعه باثبات ترجیحات را بیشینه میکنند.»
چپ بینالملل از نظرات مثبت فوکو نسبت بهگری بکر شوکه شدهبود. آنها صحبت از خیانت و اغتشاش فکری فوکو میکردند. چرا فوکو، یکی از مشهورترین متفکران رادیکال نسل خود، میل و علاقه شدیدی به نئولیبرالیسم پیدا کرده بود؟
@utfinance
#نئولیبرالیسم
#لیبرالیسم
#گری_بکر
خاستگاه نئولیبرالیسم کجاست؟
👤 سباستین ادواردز
/اقتصاددان ارشد بانک جهانی در آمریکای لاتین/
✍🏻 ترجمه: جعفر خیرخواهان
@utfinance
📌 در نیمه نخست سال۱۹۷۹، میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، مجموعهای از سخنرانیها درباره نئولیبرالیسم ایراد کرد که در آن از کارهایگری بکر، اقتصاددان برجسته دانشگاه شیکاگو و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال۱۹۹۲، بابت تلاشهایش که قلمرو علم اقتصاد را وارد هر سپهری از زندگی و جامعه کرد، تجلیل کرد. سه سالپیش از آن، بکر کتاب «رویکرد اقتصادی به رفتار انسانی» را منتشر کرده بود که در آن ادعا کرد: «رویکرد اقتصادی یک چارچوب یکپارچه ارزشمند برای درک همه رفتارهای انسانی فراهم میکند.» او سپس افزود: «همه رفتارهای انسانی را میتوان به شکل مشارکتکنندگانی درنظر گرفت که مطلوبیت خود از مجموعه باثبات ترجیحات را بیشینه میکنند.»
چپ بینالملل از نظرات مثبت فوکو نسبت بهگری بکر شوکه شدهبود. آنها صحبت از خیانت و اغتشاش فکری فوکو میکردند. چرا فوکو، یکی از مشهورترین متفکران رادیکال نسل خود، میل و علاقه شدیدی به نئولیبرالیسم پیدا کرده بود؟
@utfinance
#نئولیبرالیسم
#لیبرالیسم
#گری_بکر
👍4
Finance & Economics
خاستگاه نئولیبرالیسم کجاست؟.pdf
📌 از متن:
در سفری که فردریش هایک در آوریل ۱۹۸۱ به شیلی داشت، در چارچوب آموزه نئولیبرال از او پرسیده شد؛ چگونه دیدگاههای او با دیدگاههای کارل پوپر متفاوت است؟ هایک در پاسخ خود به صراحت اعلام کرد که او برچسب نئولیبرال را قبول ندارد: «مشکل این است که ما نئولیبرال نیستیم. کسانی که خود را اینگونه تعریف میکنند، لیبرال نیستند، آنها سوسیالیست هستند.»
@utfinance
در سفری که فردریش هایک در آوریل ۱۹۸۱ به شیلی داشت، در چارچوب آموزه نئولیبرال از او پرسیده شد؛ چگونه دیدگاههای او با دیدگاههای کارل پوپر متفاوت است؟ هایک در پاسخ خود به صراحت اعلام کرد که او برچسب نئولیبرال را قبول ندارد: «مشکل این است که ما نئولیبرال نیستیم. کسانی که خود را اینگونه تعریف میکنند، لیبرال نیستند، آنها سوسیالیست هستند.»
@utfinance
👍3
📄 یادداشت
چند نکته در مورد پایه پولی
👤 حمید آذرمند
📌 آیا پایه پولی جزئی از نقدینگی است؟
📌 آیا بین تغییرات پایه پولی و تورم ارتباطی وجود دارد؟
@utfinance
چند نکته در مورد پایه پولی
👤 حمید آذرمند
📌 آیا پایه پولی جزئی از نقدینگی است؟
📌 آیا بین تغییرات پایه پولی و تورم ارتباطی وجود دارد؟
@utfinance
Telegraph
چند نکته در مورد پایه پولی
پایه پولی از سمت منابع، سه جزء اصلی دارد که عبارتند از: خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی و بدهی بانکها به بانک مرکزی. ترکیب پایه پولی طی زمان تغییر میکند و عوامل مختلفی مانند سیاست پولی، سیاست مالی دولت، وضعیت نظام بانکی و…
👍3
📄 یادداشت
حاشیه سود بیشتر شرکت ها باعث تورم نمیشود
Higher Corporate Profit Margins Aren't Causing Inflation
👤 رضا اقبالی
بنیاد میزس
@utfinance
حاشیه سود بیشتر شرکت ها باعث تورم نمیشود
Higher Corporate Profit Margins Aren't Causing Inflation
👤 رضا اقبالی
بنیاد میزس
@utfinance
Mises Institute
Higher Corporate Profit Margins Aren't Causing Inflation
The usual suspects such as Robert Reich claim that corporate profits are causing inflation. Actually, increases in corporate profits are tied to increases in inflation.
👍2
📄 یادداشت
تنظیمگری؛ لباس جدید فاشیسم ایرانی
👤 امیرحسین خالقی
@utfinance
📌 منظور از تنظیمگری این است که دولت با حضور و مداخله فعالانه خود این قواعد و اصول را وضع و خیر عمومی را تامین کند. تنظیمگری شکلی از مداخله دولت به حساب میآید که ناظر بر وضع قواعد رفتار و چگونگی مناسبات بین افراد و گروههاست.
تنظیمگری هم سرنوشتی نظیر نهادگرایی پیدا کرده؛ ولی این بار باب دل فاشیسم ایرانی شده است. منظورمان از فاشیسم کیش پرستش دولت است؛ فاشیسم یک ایده جمعگرایانه است؛ مالکیت خصوصی از بین نمیرود ولی دولت اقتصاد را برنامهریزی میکند. در فاشیسم، دولت کنشگر اصلی عرصه اقتصاد تلقی میشود، نخبگان حاکم مایههای ناسیونالیسم (ملیباوری) افراطی را تبلیغ میکنند و میخواهند اقتصاد کشور را با رویکردی حمایتی به خودکفایی برسانند. فعالیت آزاد و سودمحور شرکتها نیز جایی ندارد و آنها باید در خدمت ارتقای قدرت ملی باشند. باید با وضع مقررات سفت و سخت و دخالت گسترده در اقتصاد جلوی انحرافها را گرفت.
@utfinance
تنظیمگری؛ لباس جدید فاشیسم ایرانی
👤 امیرحسین خالقی
@utfinance
📌 منظور از تنظیمگری این است که دولت با حضور و مداخله فعالانه خود این قواعد و اصول را وضع و خیر عمومی را تامین کند. تنظیمگری شکلی از مداخله دولت به حساب میآید که ناظر بر وضع قواعد رفتار و چگونگی مناسبات بین افراد و گروههاست.
تنظیمگری هم سرنوشتی نظیر نهادگرایی پیدا کرده؛ ولی این بار باب دل فاشیسم ایرانی شده است. منظورمان از فاشیسم کیش پرستش دولت است؛ فاشیسم یک ایده جمعگرایانه است؛ مالکیت خصوصی از بین نمیرود ولی دولت اقتصاد را برنامهریزی میکند. در فاشیسم، دولت کنشگر اصلی عرصه اقتصاد تلقی میشود، نخبگان حاکم مایههای ناسیونالیسم (ملیباوری) افراطی را تبلیغ میکنند و میخواهند اقتصاد کشور را با رویکردی حمایتی به خودکفایی برسانند. فعالیت آزاد و سودمحور شرکتها نیز جایی ندارد و آنها باید در خدمت ارتقای قدرت ملی باشند. باید با وضع مقررات سفت و سخت و دخالت گسترده در اقتصاد جلوی انحرافها را گرفت.
@utfinance
Telegraph
تنظیمگری؛ لباس جدید فاشیسم ایرانی
دکتر موسی غنینژاد که عمرش دراز باد، حدود ۱۵سال پیش در مصاحبهای جنجالی با عنوان «نهادگرایی لباس جدید چپ ایرانی» گفته بود در ایران بسیاری از اقتصاددانان موسوم به نهادگرا در واقع همان فعالان سیاسی چپزده سابق هستند که حالا با هیات و شمایل جدید سعی میکنند…
👍5👎3
👤 دیدگاه
«جامعهای که برابری را بر آزادی مقدم میدارد، به هیچ کدام نخواهد رسید. جامعهای که آزادی را بر برابری مقدم بدارد، به میزان خوبی از هر دو نائل خواهد شد.»
میلتون فریدمن
The society that puts equality before freedom will end up with neither.
The society that puts freedom before equality will end up with great measure of both.
@utfinance
«جامعهای که برابری را بر آزادی مقدم میدارد، به هیچ کدام نخواهد رسید. جامعهای که آزادی را بر برابری مقدم بدارد، به میزان خوبی از هر دو نائل خواهد شد.»
میلتون فریدمن
The society that puts equality before freedom will end up with neither.
The society that puts freedom before equality will end up with great measure of both.
@utfinance
👍9❤1💩1