اقتصاد_کلان_جریان_اصلی_در_یک_کلام_از_منظری_اتریشی.pdf
255.7 KB
📄 مقاله
«اقتصاد کلان جریان اصلی در یک کلام از منظری اتریشی»
👤 راجر گریسون
✍🏻 ترجمه: محسن رنجبر
@utfinance
«اقتصاد کلان جریان اصلی در یک کلام از منظری اتریشی»
👤 راجر گریسون
✍🏻 ترجمه: محسن رنجبر
@utfinance
❤1
Finance & Economics
The Constitution of Liberty.pdf
📄 هایک و دموکراسی
این روزها که توجهات به انتخابات ترکیه جلب شده، برخیها دموکراسی در این کشور را ستودند، و وقتی امیرحسین خالقی از ارجحیت آزادی و تولید ثروت بر دموکراسی و عدالت اجتماعی سخن گفت، خیلیها به طعن و دشنام عکسالعمل نشان دادند.
بد نیست، در این میان، رجوع کنیم به فردریک هایک؛
هایک در صفحه ۱۱۶ کتاب «قانون اساسی آزادی» مینویسد:
«ملاحظات عمومی و تجربههای اخیر هر دو نشان میدهند که دموکراسی تا زمانی مؤثر خواهد ماند که دولت در اقدامات اجباری، خود را محدود به وظایفی کند که میتواند به صورت دموکراتیک انجام شود. اگرچه دموکراسی احتمالا بهترین شکل حکومت محدود است، اما اگر به دولتی نامحدود تبدیل شود، کارکرد آن پوچ میشود.»
@utfinanace
#دموکراسی
#هایک
#فردریش_هایک
#قانون_اساسی_آزادی
#منشور_آزادی
این روزها که توجهات به انتخابات ترکیه جلب شده، برخیها دموکراسی در این کشور را ستودند، و وقتی امیرحسین خالقی از ارجحیت آزادی و تولید ثروت بر دموکراسی و عدالت اجتماعی سخن گفت، خیلیها به طعن و دشنام عکسالعمل نشان دادند.
بد نیست، در این میان، رجوع کنیم به فردریک هایک؛
هایک در صفحه ۱۱۶ کتاب «قانون اساسی آزادی» مینویسد:
«ملاحظات عمومی و تجربههای اخیر هر دو نشان میدهند که دموکراسی تا زمانی مؤثر خواهد ماند که دولت در اقدامات اجباری، خود را محدود به وظایفی کند که میتواند به صورت دموکراتیک انجام شود. اگرچه دموکراسی احتمالا بهترین شکل حکومت محدود است، اما اگر به دولتی نامحدود تبدیل شود، کارکرد آن پوچ میشود.»
@utfinanace
#دموکراسی
#هایک
#فردریش_هایک
#قانون_اساسی_آزادی
#منشور_آزادی
👍7
Finance & Economics
🎧 پادکست چرا واکنش ما به مقولۀ اخلاق و اخلاقی بودن و نظایر اینها چندان دلپذیر و هموار نیست؟ 👤 مرتضی مردیها 1⃣ قسمت اول @UTFINANCE
@UtFinance
🎧 پادکست
آیا ما به لحاظ اخلاقی در بهترین نقطۀ تاریخ بشریت قرار گرفتهایم؟ یا در بدترین نقطه؟
👤 مرتضی مردیها
2⃣ قسمت دوم
@utfinance
🎧 پادکست
آیا ما به لحاظ اخلاقی در بهترین نقطۀ تاریخ بشریت قرار گرفتهایم؟ یا در بدترین نقطه؟
👤 مرتضی مردیها
2⃣ قسمت دوم
@utfinance
Castbox
دکتر مرتضی مردیها -قسمت دوم: آیا ما به لحاظ اخلاقی در بهترین نقطۀ تاریخ بشریت قرار گرفتهایم؟ یا در بدترین نقطه؟
<p>شکایت آدمیان از سیاهی زمانه و تاریکی آینده به حق است یا نابحق؟ من با سیاه دیدن مطلق روزگارمان مخالفم اما چرا؟ من معتقدم ما به دلایل عقلی و تاریخی در ...
👤 یوگن فون بوم باورک، اقتصاددان اتریشی بود که نظریه ارزش کار مارکس را نقد کرد. او استدلال کرد که نظریه مارکس ناقص است زیرا نقش ترجیحات ذهنی را در تعیین ارزش کالاها و خدمات در نظر نمیگیرد. او استدلال کرد که ارزش یک کالا به جای میزان کاری که برای تولید آن صرف شده است، توسط ترجیحات ذهنی مصرف کنندگان تعیین میشود.
به طور کلی، نقد بوهم باورک به مارکس مبتنی بر اعتقاد او به اهمیت ارزش ذهنی و ماهیت داوطلبانه معاملات بازار بود.
همچنین، بوم باورک در کتاب نظریه اثباتی سرمایه (1889)، نظریهای در مورد سرمایه و نرخ بهره ارائه میدهد که بر اهمیت زمان و عدم قطعیت در تصمیم گیری اقتصادی تاکید میکند.
بوهم باورک استدلال میکند که ارزش کالاهای سرمایهای با ارزش کالاهایی که در طول زمان تولید میکنند تعیین میشود و نرخ بهره منعکس کننده ترجیح زمانی افراد برای مصرف فعلی در مقابل مصرف آینده است. او همچنین استدلال میکند که نرخهای بهره تحتتأثیر سطح عدم اطمینان در اقتصاد قرار میگیرند، زیرا افراد برای جبران خطر زیانهای آتی، نرخ بازدهی بالاتری را طلب میکنند.
@utfinance
به طور کلی، نقد بوهم باورک به مارکس مبتنی بر اعتقاد او به اهمیت ارزش ذهنی و ماهیت داوطلبانه معاملات بازار بود.
همچنین، بوم باورک در کتاب نظریه اثباتی سرمایه (1889)، نظریهای در مورد سرمایه و نرخ بهره ارائه میدهد که بر اهمیت زمان و عدم قطعیت در تصمیم گیری اقتصادی تاکید میکند.
بوهم باورک استدلال میکند که ارزش کالاهای سرمایهای با ارزش کالاهایی که در طول زمان تولید میکنند تعیین میشود و نرخ بهره منعکس کننده ترجیح زمانی افراد برای مصرف فعلی در مقابل مصرف آینده است. او همچنین استدلال میکند که نرخهای بهره تحتتأثیر سطح عدم اطمینان در اقتصاد قرار میگیرند، زیرا افراد برای جبران خطر زیانهای آتی، نرخ بازدهی بالاتری را طلب میکنند.
@utfinance
👍9
📄 مقاله
سوسیالیسم، گروههای اقلیت و آزادیهای فردی
👤 بنجامین سیورز
✍ ترجمۀ مسعود یوسفحصیرچین
📌 «منتشر شده در مؤسسه میزس»
@utfinance
سوسیالیسم، گروههای اقلیت و آزادیهای فردی
👤 بنجامین سیورز
✍ ترجمۀ مسعود یوسفحصیرچین
📌 «منتشر شده در مؤسسه میزس»
@utfinance
Telegraph
سوسیالیسم، گروههای اقلیت و آزادیهای فردی
«منتشر شده در مؤسسه میزس» سوسیالیستها توانستهاند با دفاع از اصل آزادی شخصی، وفاداری ائتلافی از گروههای گوناگون را به دست بیاورند. به ویژه در ایالات متحده، بسیاری از زنان، معلولان، همجنسگرایان، تراجنسیتیها، اقلیتهای قومی و نژادی و مهاجران با افتخار حامی…
👌4
📄 مقاله
نظام اقتصادی و قانون اساسی
/نقد علیرضا علویتبار به مباحث مناظره غنینژاد و درخشان/
👤 علیرضا علویتبار
@utfinance
منبع: مشق نو
نظام اقتصادی و قانون اساسی
/نقد علیرضا علویتبار به مباحث مناظره غنینژاد و درخشان/
👤 علیرضا علویتبار
@utfinance
منبع: مشق نو
Telegraph
نظام اقتصادی و قانون اساسی
اوایل دهه شصت، در جریان درگیریهای درون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، یکی از چهرههای اصلی جناح راست سازمان در انتقاد به قانون اساسی گفته بود که: «بخش سیاسی قانون اساسی تحت تأثیر لیبرالها نوشته شده و بخش اقتصادی آن تحت تأثیر مارکسیستها». با غلبه تفسیر اقتدارگرایانه…
👍2👎1🤬1
📄 نظر هایک درباره همجنسگرایی
👤 فردریش فون هایک:
«بهطور خاص، لذت یا رنجی که ممکن است در اثر آگاهی از اقدامات دیگران ایجاد شود، هرگز نباید به عنوان یک دلیل مشروع برای اجبار تلقی شود.
به عنوان مثال، زمانی که مردم به مسئولیت جمعی جامعه در قبال برخی از خدایان اعتقاد داشتند و تصور میشد که گناهان هر عضو بر همگان تسری مییابد، نقش دولت در اجرای مناسک مذهبی مشروع بود، اما در مواردی که شیوهای خصوصی نمیتوانند بهجز بازیگران داوطلب بزرگسال، هیچکس را تحت تاثیر قرار دهند، تنها دوست نداشتن آنچه دیگران انجام میدهند یا حتی آگاهی از اینکه دیگران با آنچه انجام میدهند به خودشان آسیب میزنند، هیچ زمینه مشروعی برای اجبار ایجاد نمیکند.
بارزترین نمونه آن در جامعه ما برخورد با همجنسگرایی است. اگر این کار عمل خصوصی در میان بزرگسالان باشد، موضوعی مناسب برای اقدام قهری نیست در کشوری که هدف آن به حداقل رساندن اجبار است.»
📕 قانون اساسی آزادی
@utfinance
#همجنس_گرایی
#هایک
👤 فردریش فون هایک:
«بهطور خاص، لذت یا رنجی که ممکن است در اثر آگاهی از اقدامات دیگران ایجاد شود، هرگز نباید به عنوان یک دلیل مشروع برای اجبار تلقی شود.
به عنوان مثال، زمانی که مردم به مسئولیت جمعی جامعه در قبال برخی از خدایان اعتقاد داشتند و تصور میشد که گناهان هر عضو بر همگان تسری مییابد، نقش دولت در اجرای مناسک مذهبی مشروع بود، اما در مواردی که شیوهای خصوصی نمیتوانند بهجز بازیگران داوطلب بزرگسال، هیچکس را تحت تاثیر قرار دهند، تنها دوست نداشتن آنچه دیگران انجام میدهند یا حتی آگاهی از اینکه دیگران با آنچه انجام میدهند به خودشان آسیب میزنند، هیچ زمینه مشروعی برای اجبار ایجاد نمیکند.
بارزترین نمونه آن در جامعه ما برخورد با همجنسگرایی است. اگر این کار عمل خصوصی در میان بزرگسالان باشد، موضوعی مناسب برای اقدام قهری نیست در کشوری که هدف آن به حداقل رساندن اجبار است.»
📕 قانون اساسی آزادی
@utfinance
#همجنس_گرایی
#هایک
👍14👎6👌1
📌 نظر هایک درباره محافظهکاری
👤 فردریش فون هایک:
«محافظه کاری از لحاظ گرایشهای قیممآبانه، ملیگرایانه و قدرت دوستانهاش، غالبا به سوسیالیسم نزدیکتر است تا لیبرالیسم واقعی؛ و بهخاطر تمایلات سنتگرایانه، ضد عقلانی و غالبا عرفانیاش هرگز نمیتواند توجه جوانان و افرادی را جلب کند که باور دارند اگر قرار است این دنیا جای بهتری باشد باید تغییراتی در آن صورت گیرد.»
📕 مقدمه کتاب «راه بردگی»
👤 فردریش فون هایک:
«محافظهکاران فاقد این شهامت هستند که از تغییرات طراحی نشدهای استقبال کنند که منشاء ابزارهای جدیدی برای تلاش بشریاند.
اگر محافظهکاران صرفاً تغییر سریع در نهادها و سیاستهای عمومی را نمی پسندیدند، جای چندان ایرادی باقی نبود. اما آنان با استفاده از اختیارات دولت در پی جلوگیری از تغییر و یا محدود ساختن شدید آن هستند. آنان اعتقادی به نیروهای تعدیل کننده خود جوش ندارند؛ درحالی که اعتقاد به چنین نیروهایی است که باعث میشود لیبرالها بدون هیچگونه بیم و هراس تغییر را بپذیرند، حتی اگر از چگونگی تعدیلها و تطبیقهای لازم ناآگاه باشند.»
📄 مقاله «چرا محافظهکار نیستم»
@utfinance
👤 فردریش فون هایک:
«محافظه کاری از لحاظ گرایشهای قیممآبانه، ملیگرایانه و قدرت دوستانهاش، غالبا به سوسیالیسم نزدیکتر است تا لیبرالیسم واقعی؛ و بهخاطر تمایلات سنتگرایانه، ضد عقلانی و غالبا عرفانیاش هرگز نمیتواند توجه جوانان و افرادی را جلب کند که باور دارند اگر قرار است این دنیا جای بهتری باشد باید تغییراتی در آن صورت گیرد.»
📕 مقدمه کتاب «راه بردگی»
👤 فردریش فون هایک:
«محافظهکاران فاقد این شهامت هستند که از تغییرات طراحی نشدهای استقبال کنند که منشاء ابزارهای جدیدی برای تلاش بشریاند.
اگر محافظهکاران صرفاً تغییر سریع در نهادها و سیاستهای عمومی را نمی پسندیدند، جای چندان ایرادی باقی نبود. اما آنان با استفاده از اختیارات دولت در پی جلوگیری از تغییر و یا محدود ساختن شدید آن هستند. آنان اعتقادی به نیروهای تعدیل کننده خود جوش ندارند؛ درحالی که اعتقاد به چنین نیروهایی است که باعث میشود لیبرالها بدون هیچگونه بیم و هراس تغییر را بپذیرند، حتی اگر از چگونگی تعدیلها و تطبیقهای لازم ناآگاه باشند.»
📄 مقاله «چرا محافظهکار نیستم»
@utfinance
👍12👎1
📄 نامههای کیتو
👤 مهران خسروزاده
در حالی که در مستعمرات آمریکا آثار جان لاک به طور گسترده مطالعه میشد، فلسفه انتزاعی او با این هدف نوشته نشده بود که انسانها را به انقلاب برانگیزد. این کار توسط رادیکالهای پیرو جان لاک در قرن هجدهم، که به شیوهای محبوبتر، نافذتر و پرشورتر دست به قلم بردند و فلسفه او را در مورد مشکلات واقعی دولت – و به طور خاص دولت بریتانیا – در آن روزگار به کار گرفتند، به سرانجام رسید.
«نامههای کیتو» مهمترین اثر در این زمینه به حساب میآمد؛ مجموعهای از مقالات روزنامهای که در اوایل دهه 1720 در لندن و توسط دو عضو حزب «ویگ راستین»، جان ترنچارد و توماس گوردون، منتشر شده بود.
در حالی که لاک از فشار انقلابی سخن به میان آورده بود که هنگامی که دولت به ناقض آزادی بدل شد، میتواند به شایستگی به کار گرفته شود، ترنچارد و گوردون به این نکته اشاره کردند که دولت همیشه به نقض حقوق فردی متمایل است.
براساس نامههای کیتو، تاریخ بشر، عرصه کشمکش غیرقابلمهار میان قدرت و آزادی است که در آن، قدرت (دولت) همیشه آماده است تا با تعرض به حقوق افراد و دستدرازی به آزادیهایشان، حوزه تحت نفوذش را گسترش دهد. از این رو کیتو اعلام کرد که قدرت باید کوچک نگه داشته شود و با هوشیاری و خصومت همیشگی مردم مواجه باشد تا بتوان اطمینان حاصل کرد که همیشه در چارچوب محدود خود باقی خواهد ماند:
«ما به واسطه نمونههای تاریخی و تجارب بیشمار، میدانیم که انسانهای صاحبقدرت به جای دلکندن از آن، به هر کاری، اعم از بدترین و سیاهترین اعمال، دست میزنند تا آن را حفظ کنند؛ و به ندرت انسانی پیدا میشود که مادامی که در موضع قدرت میتواند به میل خود عمل کند، خود آن را کنار بگذارد... به نظر مسلم است که در میان انگیزههای این افراد برای حفظ قدرت یا کنارهگیری از آن، خیر و کامیابی جهان یا مردمشان جایی ندارد.
این طبیعت قدرت است که همیشه در حال دستدرازی باشد و هر قدرت فوقالعاده را، که در اوقات خاص و موقعیتهای بخصوصی اعطا میشود، به یک قدرت متداول و عادی تبدیل کند تا در همه زمانها به کار گرفته شود؛ و زمانی که هیچ موقعیت خاصی وجود ندارد، آن قدرت را به هیچ قیمتی داوطلبانه از خود جدا نمیکند...
افسوس که قدرت هر روز به آزادی تعرض میکند و به طور مشهود در این کار موفق است و تقریبا از تعادل میان آنها دیگر اثری باقی نمانده. استبداد تقریبا تمام زمین را فراگرفته، به ریشه و شاخ و برگ بشریت میکوبد و جهان را به یک کشتارگاه تبدیل میکند؛ و بدون شک به نابودکردن ادامه خواهد داد، تا آنجا که یا خودش نابود شود یا به احتمال زیاد، چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته باشد.»
این هشدارها مشتاقانه از سوی مستعمرهنشینان آمریکایی مورد استقبال قرار گرفت و «نامههای کیتو» را بارها در سراسر مستعمرات و تا دوران انقلاب تجدید چاپ کردند. چنین نگرش عمیقی به آنچه مورخ آمریکایی، برنارد بایلین، به درستی «لیبرتارینیسمِ رادیکالِ در حال تحولِ» انقلاب آمریکا نامیده است منجر شد.
زیرا انقلاب آمریکا نه تنها نخستین تلاش موفق در دوران مدرن برای رهایی از یوغ امپریالیسم غربی –که در آن زمان نیرومندترین قدرت جهان بود- به شمار میرفت، بلکه از آن مهمتر و برای اولین بار در تاریخ، آمریکاییها دولتهای جدید خود را با محدودیتهای متعددی که در قانون اساسی و به طور خاص، در منشور حقوق گنجانده شده بود احاطهکردند.
@utfinance
👤 مهران خسروزاده
در حالی که در مستعمرات آمریکا آثار جان لاک به طور گسترده مطالعه میشد، فلسفه انتزاعی او با این هدف نوشته نشده بود که انسانها را به انقلاب برانگیزد. این کار توسط رادیکالهای پیرو جان لاک در قرن هجدهم، که به شیوهای محبوبتر، نافذتر و پرشورتر دست به قلم بردند و فلسفه او را در مورد مشکلات واقعی دولت – و به طور خاص دولت بریتانیا – در آن روزگار به کار گرفتند، به سرانجام رسید.
«نامههای کیتو» مهمترین اثر در این زمینه به حساب میآمد؛ مجموعهای از مقالات روزنامهای که در اوایل دهه 1720 در لندن و توسط دو عضو حزب «ویگ راستین»، جان ترنچارد و توماس گوردون، منتشر شده بود.
در حالی که لاک از فشار انقلابی سخن به میان آورده بود که هنگامی که دولت به ناقض آزادی بدل شد، میتواند به شایستگی به کار گرفته شود، ترنچارد و گوردون به این نکته اشاره کردند که دولت همیشه به نقض حقوق فردی متمایل است.
براساس نامههای کیتو، تاریخ بشر، عرصه کشمکش غیرقابلمهار میان قدرت و آزادی است که در آن، قدرت (دولت) همیشه آماده است تا با تعرض به حقوق افراد و دستدرازی به آزادیهایشان، حوزه تحت نفوذش را گسترش دهد. از این رو کیتو اعلام کرد که قدرت باید کوچک نگه داشته شود و با هوشیاری و خصومت همیشگی مردم مواجه باشد تا بتوان اطمینان حاصل کرد که همیشه در چارچوب محدود خود باقی خواهد ماند:
«ما به واسطه نمونههای تاریخی و تجارب بیشمار، میدانیم که انسانهای صاحبقدرت به جای دلکندن از آن، به هر کاری، اعم از بدترین و سیاهترین اعمال، دست میزنند تا آن را حفظ کنند؛ و به ندرت انسانی پیدا میشود که مادامی که در موضع قدرت میتواند به میل خود عمل کند، خود آن را کنار بگذارد... به نظر مسلم است که در میان انگیزههای این افراد برای حفظ قدرت یا کنارهگیری از آن، خیر و کامیابی جهان یا مردمشان جایی ندارد.
این طبیعت قدرت است که همیشه در حال دستدرازی باشد و هر قدرت فوقالعاده را، که در اوقات خاص و موقعیتهای بخصوصی اعطا میشود، به یک قدرت متداول و عادی تبدیل کند تا در همه زمانها به کار گرفته شود؛ و زمانی که هیچ موقعیت خاصی وجود ندارد، آن قدرت را به هیچ قیمتی داوطلبانه از خود جدا نمیکند...
افسوس که قدرت هر روز به آزادی تعرض میکند و به طور مشهود در این کار موفق است و تقریبا از تعادل میان آنها دیگر اثری باقی نمانده. استبداد تقریبا تمام زمین را فراگرفته، به ریشه و شاخ و برگ بشریت میکوبد و جهان را به یک کشتارگاه تبدیل میکند؛ و بدون شک به نابودکردن ادامه خواهد داد، تا آنجا که یا خودش نابود شود یا به احتمال زیاد، چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته باشد.»
این هشدارها مشتاقانه از سوی مستعمرهنشینان آمریکایی مورد استقبال قرار گرفت و «نامههای کیتو» را بارها در سراسر مستعمرات و تا دوران انقلاب تجدید چاپ کردند. چنین نگرش عمیقی به آنچه مورخ آمریکایی، برنارد بایلین، به درستی «لیبرتارینیسمِ رادیکالِ در حال تحولِ» انقلاب آمریکا نامیده است منجر شد.
زیرا انقلاب آمریکا نه تنها نخستین تلاش موفق در دوران مدرن برای رهایی از یوغ امپریالیسم غربی –که در آن زمان نیرومندترین قدرت جهان بود- به شمار میرفت، بلکه از آن مهمتر و برای اولین بار در تاریخ، آمریکاییها دولتهای جدید خود را با محدودیتهای متعددی که در قانون اساسی و به طور خاص، در منشور حقوق گنجانده شده بود احاطهکردند.
@utfinance
👍4
Cato's_letters_vol._1 (3).pdf
818.9 KB
📚 کتاب
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد یکم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 1
@utfinance
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد یکم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 1
@utfinance
Cato's_letters_vol._2.pdf
944.8 KB
📚 کتاب
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد دوم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 2
@utfinance
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد دوم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 2
@utfinance
👍3
J_Trenchard_Cato's_Letters_v_1_&_2_Essays_on_Liberty,_Civil_and.pdf
18.3 MB
📚 کتاب
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد سوم و چهارم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 3 & 4
@utfinance
نامههای کیتو
👤 جان ترنچارد
جلد سوم و چهارم
Cato's Letters
Essays on Liberty, Civil and Religious and Other Important Subjects
👤 John Trenchard
Vol. 3 & 4
@utfinance
👍1
اکونومیست.pdf
407 KB
📕 ترجمه سرمقاله مجله «اکونومیست»
«آمریکا چگونه باید نقش رهبری را بازی کند؟»
©️ترجمه: اکوایران
🗓 20 may 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
«آمریکا چگونه باید نقش رهبری را بازی کند؟»
©️ترجمه: اکوایران
🗓 20 may 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
👏3
📄 مناظره مارکس و باکونین
مارکس: تحت مالکیت جمعی، اراده به اصطلاح خلق (مخاطرات حکومت کارگران) ناپدید میشود تا راه را برای اراده جمعی حقیقی باز کند.
باکونین: نتیجه چیست؟ حکومت اقلیتی ممتاز بر اکثریت بزرگی از مردم. البته مارکسیستها مدعیاند این اقلیت از کارگران تشکیل شده است. بله، اما در واقع امر، از کارگران سابق، که با تبدیل شدن به نماینده صرف یا حاکمان ملت، دیگر کارگر نخواهند بود.
مارکس: نه بیشتر از آنی که امروز یک تولید کننده، وقتی عضوی از شورای شهر میشود، دیگر سرمایهدار نخواهد بود.
باکونین: و از بلندای دولت حالا نگاه به پایین، به تمام جهان اشتراکی کارگران، را آغاز میکند. از این لحظه به بعد، اینان نه مردم، که خودشان و حق خودشان را برای حکومت بر مردم نمایندگی میکنند. کسانی که در این امر تردید دارند، مطلقاً چیزی از سرشت انسانی نمیدانند.
📕 منبع: چپ داروینی، پیتر سینگر
@utfinance
مارکس: تحت مالکیت جمعی، اراده به اصطلاح خلق (مخاطرات حکومت کارگران) ناپدید میشود تا راه را برای اراده جمعی حقیقی باز کند.
باکونین: نتیجه چیست؟ حکومت اقلیتی ممتاز بر اکثریت بزرگی از مردم. البته مارکسیستها مدعیاند این اقلیت از کارگران تشکیل شده است. بله، اما در واقع امر، از کارگران سابق، که با تبدیل شدن به نماینده صرف یا حاکمان ملت، دیگر کارگر نخواهند بود.
مارکس: نه بیشتر از آنی که امروز یک تولید کننده، وقتی عضوی از شورای شهر میشود، دیگر سرمایهدار نخواهد بود.
باکونین: و از بلندای دولت حالا نگاه به پایین، به تمام جهان اشتراکی کارگران، را آغاز میکند. از این لحظه به بعد، اینان نه مردم، که خودشان و حق خودشان را برای حکومت بر مردم نمایندگی میکنند. کسانی که در این امر تردید دارند، مطلقاً چیزی از سرشت انسانی نمیدانند.
📕 منبع: چپ داروینی، پیتر سینگر
@utfinance
👍5
📄 میزس و استاندارد طلا
«اینکه آیا قوانین کیفیت پول قانونی را فقط به سکههای طلای ضرب شده توسط دولت اختصاص میدهد یا خیر، اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که این سکهها واقعا دارای وزن ثابتی از طلا هستند و هر مقدار شمش را میتوان به سکه تبدیل کرد. »
📕 کنش انسانی (Human Action)
«استاندارد طلا یک فضیلت فوقالعاده دارد، که در آن، مقدار عرضه پول، مستقل از سیاستهای دولت و احزاب سیاسی است. این مزیت آن است. این نوعی محافظت در برابر دولتهای ولخرج است.»
📕 سیاست اقتصادی (Economic Policy)
«برتری استاندارد طلا در این واقعیت است که ارزش طلا مستقل از اقدامات سیاسی رشد میکند.»
📕 درباره دستکاری پول و اعتبار (On The Manipulation Of Money And Credit)
استاندارد طلا به تنهایی تعیین قدرت خرید پول را از جاهطلبیها و دسیسههای دولتها، دیکتاتورها، احزاب سیاسی و گروههای فشار مستقل میکند. استاندارد طلا به تنهایی همان چیزی است که رهبران آزادیخواه قرن نوزدهم آن را «پول سالم» مینامیدند. »
📕 برنامهریزی برای آزادی (Planning for Freedom)
@utfinance
«اینکه آیا قوانین کیفیت پول قانونی را فقط به سکههای طلای ضرب شده توسط دولت اختصاص میدهد یا خیر، اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که این سکهها واقعا دارای وزن ثابتی از طلا هستند و هر مقدار شمش را میتوان به سکه تبدیل کرد. »
📕 کنش انسانی (Human Action)
«استاندارد طلا یک فضیلت فوقالعاده دارد، که در آن، مقدار عرضه پول، مستقل از سیاستهای دولت و احزاب سیاسی است. این مزیت آن است. این نوعی محافظت در برابر دولتهای ولخرج است.»
📕 سیاست اقتصادی (Economic Policy)
«برتری استاندارد طلا در این واقعیت است که ارزش طلا مستقل از اقدامات سیاسی رشد میکند.»
📕 درباره دستکاری پول و اعتبار (On The Manipulation Of Money And Credit)
استاندارد طلا به تنهایی تعیین قدرت خرید پول را از جاهطلبیها و دسیسههای دولتها، دیکتاتورها، احزاب سیاسی و گروههای فشار مستقل میکند. استاندارد طلا به تنهایی همان چیزی است که رهبران آزادیخواه قرن نوزدهم آن را «پول سالم» مینامیدند. »
📕 برنامهریزی برای آزادی (Planning for Freedom)
@utfinance
Telegram
Finance & Economics
📄 میزس و استاندارد طلا
اینکه آیا قوانین کیفیت پول قانونی را فقط به سکههای طلای ضرب شده توسط دولت اختصاص میدهد یا خیر، اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که این سکهها واقعا دارای وزن ثابتی از طلا هستند و هر مقدار شمش را میتوان به سکه تبدیل کرد.
📕 کنش…
اینکه آیا قوانین کیفیت پول قانونی را فقط به سکههای طلای ضرب شده توسط دولت اختصاص میدهد یا خیر، اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که این سکهها واقعا دارای وزن ثابتی از طلا هستند و هر مقدار شمش را میتوان به سکه تبدیل کرد.
📕 کنش…
👍4❤2
📄 از اینجا تا کره شمالی راه درازی نیست
/ هشدار یک اقتصاددان درباره رمزریال، مالیات ستانی و مداخلات روزافزون دولت در اقتصاد/
👤 امیرحسین خالقی:
«در حال حاضر مسالهای که اتریشیها نسبت به آن هشدار میدهند مساله رمزریال است. بسیار گفته میشود که دولت باید وارد شود و چه معنی دارد که هر کس هر کاری دلش میخواهد بکند. اما از هم اکنون باید هشدار داد چون رمزریال یا ابزاری شبیه به این به معنای کنترل بیشتر مبادلات در اقتصاد از سوی دولت است. دولت است که میگوید از اینجا بخر، این مقدار بخر، این کیفیت بخر، اگر هم پول نگه داشتی مالیات میگیرم تا بیشتر خرج کنی. دولتها با در دست گرفتن پول که مضمون مهمی در اقتصاد اتریشی است آزادی را خفه کردهاند. تقریباً نیمی از معیشت جامعه با پول دستوری دولت کنترل میشود و در اختیار کارتل بانکهای مرکزی است که روی آن اثر گذاری دارند. ما اگر پول سالم نداشته باشیم آزادی نداریم. من میگویم اگر در کشور ما قرار است واقعاً تغییر قانونی در سطح بالا اتفاق بیفتد این است که دولت حق نداشته باشد دائم موارد تازهای برای اخذ مالیات وضع کند؛ اتفاقی که این روزها دائم میفتد و من میگویم باید بسیار مراقب باشیم چون خطر جدی است؛ از اینجا تا کره شمالی راه درازی نیست.»
منبع: گفتوگوی تجارت فردا با امیرحسین خالقی و علی سرزعیم
@utfinance
/ هشدار یک اقتصاددان درباره رمزریال، مالیات ستانی و مداخلات روزافزون دولت در اقتصاد/
👤 امیرحسین خالقی:
«در حال حاضر مسالهای که اتریشیها نسبت به آن هشدار میدهند مساله رمزریال است. بسیار گفته میشود که دولت باید وارد شود و چه معنی دارد که هر کس هر کاری دلش میخواهد بکند. اما از هم اکنون باید هشدار داد چون رمزریال یا ابزاری شبیه به این به معنای کنترل بیشتر مبادلات در اقتصاد از سوی دولت است. دولت است که میگوید از اینجا بخر، این مقدار بخر، این کیفیت بخر، اگر هم پول نگه داشتی مالیات میگیرم تا بیشتر خرج کنی. دولتها با در دست گرفتن پول که مضمون مهمی در اقتصاد اتریشی است آزادی را خفه کردهاند. تقریباً نیمی از معیشت جامعه با پول دستوری دولت کنترل میشود و در اختیار کارتل بانکهای مرکزی است که روی آن اثر گذاری دارند. ما اگر پول سالم نداشته باشیم آزادی نداریم. من میگویم اگر در کشور ما قرار است واقعاً تغییر قانونی در سطح بالا اتفاق بیفتد این است که دولت حق نداشته باشد دائم موارد تازهای برای اخذ مالیات وضع کند؛ اتفاقی که این روزها دائم میفتد و من میگویم باید بسیار مراقب باشیم چون خطر جدی است؛ از اینجا تا کره شمالی راه درازی نیست.»
منبع: گفتوگوی تجارت فردا با امیرحسین خالقی و علی سرزعیم
@utfinance
👍10👎2
👤 فردریش فون هایک:
«انتزاع چیزی نیست که ذهن آن را با پردازشهای منطقی از درک خود از واقعیت تولید کند، بلکه خاصیت مقولههایی است که از طریق آنها عمل میکند. انتزاع نه محصول ذهن، بلکه چیزی است که ذهن از آن تشکیل یافته است. ما هیچوقت با ملاحظهی کامل تمام واقعیتهای یک وضعیت خاص عمل نمیکنیم و نمیتوانستیم بکنیم؛ عمل ما بر اساس تفکیک برخی جنبههای معنادار وضعیت صورت میگیرد. و این نه برمبنای انتخابی آگاهانه یا گزینشی عامدانه، بلکه از طریق سازوکاری تحقق مییابد که هیچگونه کنترل عامدانهای بر آن نداریم.»
📕 قانون، قانونگذاری، آزادی
جلد یک، صص ۶۱ و ۶۲
@utfinance
«انتزاع چیزی نیست که ذهن آن را با پردازشهای منطقی از درک خود از واقعیت تولید کند، بلکه خاصیت مقولههایی است که از طریق آنها عمل میکند. انتزاع نه محصول ذهن، بلکه چیزی است که ذهن از آن تشکیل یافته است. ما هیچوقت با ملاحظهی کامل تمام واقعیتهای یک وضعیت خاص عمل نمیکنیم و نمیتوانستیم بکنیم؛ عمل ما بر اساس تفکیک برخی جنبههای معنادار وضعیت صورت میگیرد. و این نه برمبنای انتخابی آگاهانه یا گزینشی عامدانه، بلکه از طریق سازوکاری تحقق مییابد که هیچگونه کنترل عامدانهای بر آن نداریم.»
📕 قانون، قانونگذاری، آزادی
جلد یک، صص ۶۱ و ۶۲
@utfinance
❤6👍2