Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
Forwarded from Finance & Economics
Paine - Common Sense.pdf
1.2 MB
📚 کتاب
عقل سلیم
👤 توماس پین
@UTfinance
📌 توماس پین (به انگلیسی: Thomas Paine)
(۹ فوریه ۱۷۳۷ – ۸ ژوئن ۱۸۰۹) روشنفکر، دانشور، انقلابی و ایدئالگرای انگلیسی الاصل و از پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا بود.
@UTfinance
عقل سلیم
👤 توماس پین
@UTfinance
📌 توماس پین (به انگلیسی: Thomas Paine)
(۹ فوریه ۱۷۳۷ – ۸ ژوئن ۱۸۰۹) روشنفکر، دانشور، انقلابی و ایدئالگرای انگلیسی الاصل و از پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا بود.
@UTfinance
Forwarded from Finance & Economics
Finance & Economics
Paine - Common Sense.pdf
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
تام پین
تام پِین نخستین انقلابی بینالمللی بود. در ربع آخر قرن هجدهم، ابتدا در امریکا و سرانجام در بریتانیا و فرانسه، به رد حکومتهای شاهان و اشراف پرداخت و برای جایگزینکردنشان با نهادهای دموکراسیِ نمایندۀ عامه به نبرد برخاست. او که در اصل صنعتگر بود دموکراتی نمونه به شمار میآمد، بیزار از شیادی و فساد و نابرابریهای غیرطبیعی که با نظام امتیازهای موروثی ترویج میشد، و به سائقۀ این ایمان قلبی پیش میرفت که مردان و زنانِ معمولی قادرند بر خویشتن بهگونهای حکومت کنند که حافظ آزادی و امنیت برای همه باشد. او متفکری سیاسی با افکار دستاول نبود، اما تحلیلش از جامعۀ معاصر بُرّایی داشت و تجویزهایش برای نظام جدید اغلب بهراستی پرشور و الهامبخش بود.
©️ منبع: نشر نو
@UTfinance
تام پین
تام پِین نخستین انقلابی بینالمللی بود. در ربع آخر قرن هجدهم، ابتدا در امریکا و سرانجام در بریتانیا و فرانسه، به رد حکومتهای شاهان و اشراف پرداخت و برای جایگزینکردنشان با نهادهای دموکراسیِ نمایندۀ عامه به نبرد برخاست. او که در اصل صنعتگر بود دموکراتی نمونه به شمار میآمد، بیزار از شیادی و فساد و نابرابریهای غیرطبیعی که با نظام امتیازهای موروثی ترویج میشد، و به سائقۀ این ایمان قلبی پیش میرفت که مردان و زنانِ معمولی قادرند بر خویشتن بهگونهای حکومت کنند که حافظ آزادی و امنیت برای همه باشد. او متفکری سیاسی با افکار دستاول نبود، اما تحلیلش از جامعۀ معاصر بُرّایی داشت و تجویزهایش برای نظام جدید اغلب بهراستی پرشور و الهامبخش بود.
©️ منبع: نشر نو
@UTfinance
Forwarded from Finance & Economics
فوکویاما قهرمانپور.pdf
502.4 KB
👥 گفتوگو
بايد به ليبراليسم كلاسيک بازگرديم
ليبراليسم و ناراضيانش در گفتوگوی محسن آزرم با رحمان قهرمانپور
@UTfinance
بايد به ليبراليسم كلاسيک بازگرديم
ليبراليسم و ناراضيانش در گفتوگوی محسن آزرم با رحمان قهرمانپور
@UTfinance
👍1
نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی.pdf
1.5 MB
📄 مقاله
ساخت سری زمانی بدهی دولت و برآورد نسبت بهينه بدهی دولت به توليد ناخالص داخلی و فضای مالی در اقتصاد ايران
👥 سیدهادی موسوی نیک - شعله باقری پرمهر
@UTfinance
ساخت سری زمانی بدهی دولت و برآورد نسبت بهينه بدهی دولت به توليد ناخالص داخلی و فضای مالی در اقتصاد ايران
👥 سیدهادی موسوی نیک - شعله باقری پرمهر
@UTfinance
👍1
📄 مقاله
حجاب و سیاست هویت در ایران
🔗 https://www.ecoiran.com/fa/tiny/news-16716
📌 تلاش برای یکدست سازی پوشش زنان از طریق روشهای اجباری، به زنان مسئلهای جمعی اعطا میکند که میتوان آن را به پیروی از فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز و استاد علوم سیاسی، «سیاست هویت» نامید.
@UTfinance
📌 سال 2016 و پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در ایالات متحده، فوکویاما در کتابی با عنوان هویت (سیاست هویت کنونی و مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن) از میل انسانها برای به رسمیت شناخته شدن و طلب جایگاه برابر با دیگران نوشت. فوکویاما از مفاهیمی همچون میل به رسمیت شناخته شدن، کرامت، هویت، دین و فرهنگ بهره میگیرد و مینویسد: «مطالبه برای به رسمیت شناخته شدن هویت فردی، مفهومی کلان است که به بسیاری از آنچه امروز در سیاست جهانی روی میدهد وحدت میبخشد. این مطالبه تا پدیدههای وسیعی نظیر خیزش ملی گرایی و اسلام سیاسی شده امتداد پیدا میکند. بسیاری از چیزهایی که به انگیزههای اقتصادی نسبت داده میشوند عملا در مطالبه برای به رسمیت شناخته شدن ریشه میدوانند و نمیتوان آنها را صرفا با ابزارهای اقتصادی برآورده کرد. هگل میگوید موتور محرکهی تاریخ بشر مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن است و تنها راه حل عقلانی برای این مطالبه بازشناسی یکسان کرامت همه انسانهاست. از آن زمان تاکنون طرفداران به رسمیت شناخته شدن بر اساس ملیت، دین، فرقه، نژاد، قومیت یا جنسیت یا کسانی که میخواهند برتر شناخته شوند این شناسایی عام کرامت را به چالش کشیدهاند.»
📌 سیاست هویت در ایران
در دهه 60 و 70 شمسی، گفتمان سیاسی در ایران حول دو جناح چپ و راست شکل میگرفت. چپها گرایشات سوسیالیستی بیشتری داشتند و محافظهکاران با بخش سنتی جامعه همسویی داشتند. چپها از نیمه دهه 70 اصلاحطلب شدند و گرایشات لیبرالی پیدا کردند و راستها به دو دسته توسعه گرا (مانند کارگزاران سازندگی) و اصولگرا و حامیان بازگشت به اصول انقلاب اسلامی تقسیم شدند. در دهه نود هر چه به انتهای این دهه نزدیک شدیم، شکافهایی چون مسئله زنان، اقلیتها، قومیتها و سبکهای زندگی مؤثرتر و مهمتر از شکاف چپ و راست شد. هر چقدر حاکمیت در مسائل اجتماعی و فرهنگی به سمت اعمال محدودیت، سانسور و فیلترینگ رفت بخشهایی از جامعه نیز برای حفظ سبک زندگی خود تلاش کرد.
گروههای سیاسی نیز برای جلب آرای عمومی، هر یک به سمت یکی از این مسائل رفتند. گروهی در پی کسب آرای اقوام و مذاهب دیگر بودند و گروهی دیگر از نمادهای سبکهای زندگی متفاوت بهره گرفت. مسئله اصلی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دموکراسی، آزادی، عدالت و مسائلی از این دست نبود. مولوی عبدالحمید، قاسم سلیمانی، محمدرضا شجریان و امیر تتلو هر یک به عنوان نمادهایی برای جلب آرای بخشی از جامعه به کار گرفته شدند. به علاوه در عکسهای تبلیغاتی کاندیداهای سنتگرا از چهره زنانی استفاده شد که در قرائت رسمی بدحجاب نامیده میشوند. زنانی که با همان پوشش در سال 1401 مورد ارشادِ گشتهای انتظامی قرار میگیرند. زنانی که خارج از این رویدادها کرامت شان حفظ نمیشود. امروز مسئله زنان به چالشی مهم برای جامعه ایران بدل شده، مسئلهای که میتواند برای جامعهی دو قطبی ایران خطرناک و سرنوشتساز باشد.
🔴 متن کامل
@UTfinance
حجاب و سیاست هویت در ایران
🔗 https://www.ecoiran.com/fa/tiny/news-16716
📌 تلاش برای یکدست سازی پوشش زنان از طریق روشهای اجباری، به زنان مسئلهای جمعی اعطا میکند که میتوان آن را به پیروی از فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز و استاد علوم سیاسی، «سیاست هویت» نامید.
@UTfinance
📌 سال 2016 و پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در ایالات متحده، فوکویاما در کتابی با عنوان هویت (سیاست هویت کنونی و مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن) از میل انسانها برای به رسمیت شناخته شدن و طلب جایگاه برابر با دیگران نوشت. فوکویاما از مفاهیمی همچون میل به رسمیت شناخته شدن، کرامت، هویت، دین و فرهنگ بهره میگیرد و مینویسد: «مطالبه برای به رسمیت شناخته شدن هویت فردی، مفهومی کلان است که به بسیاری از آنچه امروز در سیاست جهانی روی میدهد وحدت میبخشد. این مطالبه تا پدیدههای وسیعی نظیر خیزش ملی گرایی و اسلام سیاسی شده امتداد پیدا میکند. بسیاری از چیزهایی که به انگیزههای اقتصادی نسبت داده میشوند عملا در مطالبه برای به رسمیت شناخته شدن ریشه میدوانند و نمیتوان آنها را صرفا با ابزارهای اقتصادی برآورده کرد. هگل میگوید موتور محرکهی تاریخ بشر مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن است و تنها راه حل عقلانی برای این مطالبه بازشناسی یکسان کرامت همه انسانهاست. از آن زمان تاکنون طرفداران به رسمیت شناخته شدن بر اساس ملیت، دین، فرقه، نژاد، قومیت یا جنسیت یا کسانی که میخواهند برتر شناخته شوند این شناسایی عام کرامت را به چالش کشیدهاند.»
📌 سیاست هویت در ایران
در دهه 60 و 70 شمسی، گفتمان سیاسی در ایران حول دو جناح چپ و راست شکل میگرفت. چپها گرایشات سوسیالیستی بیشتری داشتند و محافظهکاران با بخش سنتی جامعه همسویی داشتند. چپها از نیمه دهه 70 اصلاحطلب شدند و گرایشات لیبرالی پیدا کردند و راستها به دو دسته توسعه گرا (مانند کارگزاران سازندگی) و اصولگرا و حامیان بازگشت به اصول انقلاب اسلامی تقسیم شدند. در دهه نود هر چه به انتهای این دهه نزدیک شدیم، شکافهایی چون مسئله زنان، اقلیتها، قومیتها و سبکهای زندگی مؤثرتر و مهمتر از شکاف چپ و راست شد. هر چقدر حاکمیت در مسائل اجتماعی و فرهنگی به سمت اعمال محدودیت، سانسور و فیلترینگ رفت بخشهایی از جامعه نیز برای حفظ سبک زندگی خود تلاش کرد.
گروههای سیاسی نیز برای جلب آرای عمومی، هر یک به سمت یکی از این مسائل رفتند. گروهی در پی کسب آرای اقوام و مذاهب دیگر بودند و گروهی دیگر از نمادهای سبکهای زندگی متفاوت بهره گرفت. مسئله اصلی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دموکراسی، آزادی، عدالت و مسائلی از این دست نبود. مولوی عبدالحمید، قاسم سلیمانی، محمدرضا شجریان و امیر تتلو هر یک به عنوان نمادهایی برای جلب آرای بخشی از جامعه به کار گرفته شدند. به علاوه در عکسهای تبلیغاتی کاندیداهای سنتگرا از چهره زنانی استفاده شد که در قرائت رسمی بدحجاب نامیده میشوند. زنانی که با همان پوشش در سال 1401 مورد ارشادِ گشتهای انتظامی قرار میگیرند. زنانی که خارج از این رویدادها کرامت شان حفظ نمیشود. امروز مسئله زنان به چالشی مهم برای جامعه ایران بدل شده، مسئلهای که میتواند برای جامعهی دو قطبی ایران خطرناک و سرنوشتساز باشد.
🔴 متن کامل
@UTfinance
اکوایران
حجاب و سیاست هویت در ایران
تلاش برای یکدست سازی پوشش زنان از طریق روشهای اجباری، به زنان مسئلهای جمعی اعطا میکند که میتوان آن را به پیروی از فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز و استاد علوم سیاسی، «سیاست هویت» نامید.
👍2💔1
📄 مجله اکونومیست
طرح جلد شماره جدید هفته نامه #اکونومیست
@UTfinance
مجموع صفر؛ منطق مخرب جدیدی که جهانی سازی را تهدید میکند
📌 جهان در حال سقوط به سمت حمایت گرایی، پرداخت یارانه و کنترل بر صادرات است
📌 در چند دهه اخیر اقتصاد جهان بر مبنای سیستمی از قواعد و قوانین اداره شده که زمینه را برای توسعه جهانی سازی و... فراهم می کرد. اما از بحران مالی سال 2008، آمریکا علاقه کمتری به حفاظت از این سیستم داشته و این تحول می تواند تغییرات بزرگ در اقتصاد و تجاری جهان بوجود آورد.
📌 حرکت آمریکا به سمت برخی سیاست های حمایت گرایانه و مخالف جهانی سازی یک تحول خطرناک محسوب می شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تحول ابعاد پیچیده دارد و اگر ادامه پیدا کند تبعات آن بزرگ خواهد بود. همه گیری #کرونا، جنگ #روسیه علیه #اوکراین و رویارویی آمریکا و #چین اثرات بزرگ و پایدار بر سیستم ها باقی خواهد گذاشت.
@UTfinance
طرح جلد شماره جدید هفته نامه #اکونومیست
@UTfinance
مجموع صفر؛ منطق مخرب جدیدی که جهانی سازی را تهدید میکند
📌 جهان در حال سقوط به سمت حمایت گرایی، پرداخت یارانه و کنترل بر صادرات است
📌 در چند دهه اخیر اقتصاد جهان بر مبنای سیستمی از قواعد و قوانین اداره شده که زمینه را برای توسعه جهانی سازی و... فراهم می کرد. اما از بحران مالی سال 2008، آمریکا علاقه کمتری به حفاظت از این سیستم داشته و این تحول می تواند تغییرات بزرگ در اقتصاد و تجاری جهان بوجود آورد.
📌 حرکت آمریکا به سمت برخی سیاست های حمایت گرایانه و مخالف جهانی سازی یک تحول خطرناک محسوب می شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تحول ابعاد پیچیده دارد و اگر ادامه پیدا کند تبعات آن بزرگ خواهد بود. همه گیری #کرونا، جنگ #روسیه علیه #اوکراین و رویارویی آمریکا و #چین اثرات بزرگ و پایدار بر سیستم ها باقی خواهد گذاشت.
@UTfinance
👍3
📕 مجله
«اکونومیست»
🗓 14 Jan 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
📎 لینک سرمقاله :
https://www.economist.com/leaders/2023/01/12/the-destructive-new-logic-that-threatens-globalisation
«اکونومیست»
🗓 14 Jan 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
📎 لینک سرمقاله :
https://www.economist.com/leaders/2023/01/12/the-destructive-new-logic-that-threatens-globalisation
The Economist
The destructive new logic that threatens globalisation
America is leading a dangerous global slide towards subsidies, export controls and protectionism
👍1
مجموع صفر.pdf
523.5 KB
📕 ترجمه سرمقاله مجله «اکونومیست»
مجموع صفر؛
/ منطق جدید ویرانگری که جهانی شدن را تهدید میکند/
✍🏻 ترجمه: هنگامه هدایت ©️اکوایران
🗓 14 Jan 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
📌 از سال 1945، اقتصاد جهان بر اساس سیستمی از قوانین و هنجارهای آمریکا اداره می شود. این امر یکپارچگی اقتصادی بیسابقهای را ایجاد کرد که رشد را تقویت کرد، صدها میلیون نفر را از فقر نجات داد و به غرب کمک کرد تا در جنگ سرد بر شوروی چیره شود. امروز این سیستم در خطر است. کشورها برای اعطای یارانه به صنعت سبز رقابت کرده و جریان کالا و سرمایه را محدود می کنند. منفعت متقابل از بین رفته و منفعت ملی جای آن را گرفته است. به آغاز عصر تفکر با جمع صفر خوش آمدید.
📌 سیستم قدیمی قبلاً هم تحت فشار بود، زیرا علاقه آمریکا به حفظ آن پس از بحران مالی جهانی 2007-2009 کاهش یافت. اما کنار گذاشتن قوانین بازار آزاد توسط جو بایدن برای یک سیاست صنعتی تهاجمی، ضربه تازه ای به آن وارد کرده است.
@UTfinance
مجموع صفر؛
/ منطق جدید ویرانگری که جهانی شدن را تهدید میکند/
✍🏻 ترجمه: هنگامه هدایت ©️اکوایران
🗓 14 Jan 2023
#اکونومیست #Economist
@UTfinance
📌 از سال 1945، اقتصاد جهان بر اساس سیستمی از قوانین و هنجارهای آمریکا اداره می شود. این امر یکپارچگی اقتصادی بیسابقهای را ایجاد کرد که رشد را تقویت کرد، صدها میلیون نفر را از فقر نجات داد و به غرب کمک کرد تا در جنگ سرد بر شوروی چیره شود. امروز این سیستم در خطر است. کشورها برای اعطای یارانه به صنعت سبز رقابت کرده و جریان کالا و سرمایه را محدود می کنند. منفعت متقابل از بین رفته و منفعت ملی جای آن را گرفته است. به آغاز عصر تفکر با جمع صفر خوش آمدید.
📌 سیستم قدیمی قبلاً هم تحت فشار بود، زیرا علاقه آمریکا به حفظ آن پس از بحران مالی جهانی 2007-2009 کاهش یافت. اما کنار گذاشتن قوانین بازار آزاد توسط جو بایدن برای یک سیاست صنعتی تهاجمی، ضربه تازه ای به آن وارد کرده است.
@UTfinance
👍5👎1
Finance & Economics
دو انقلاب، دو تجدّد، دو الهیّات.pdf
@UTfinance
از متن:
زادگاه کاپیتالیسم در اروپا بریتانیای پروستانت است. برعکس تصوّر رایجی که تجارت دریایی را سرچشمهی تولّد کاپیتالیسم در بریتانیا میداند، تولّد کاپیتالیسم را به شکل تناقضآمیزی بیشتر باید مدیون فرم خاصی از فئودالیسم در بریتانیای قرن شانزدهم دانست که نخست «شیوهی کار» و سپس «شیوهی تولید» جدیدی را در تاریخ اقتصاد ایجاد کرد.
تجارت دریایی یا به تعبیر برخی مورّخان کاپیتالیسم تجاری که در قرن هفدهم در بریتانیا شکل گرفت در همان بدو تکوین خود محکوم به شکست بود اگر «بازار مصرف»ی در داخل بریتانیا نداشت. این بازار مصرف پیش از آن در قرن شانزدهم با انقلابی که در «شیوهی کار» کشاورزی در نظم فئودال رخ داده بود، شکل گرفته بود. تا قرن پانزدهم در تمام اروپا زارع و کشاورز پیوندی جداییناپذیر با «زمین»ی که در آن متولّد میشد و همهی عمر کار میکرد داشت. این وضعیت تا قرن هجدهم در باقی مناطق اروپا - به جز بریتانیا- حاکم بود. در بریتانیا اما از قرن پانزدهم مناسبات بازار بر اقتصاد زمینداری حاکم شد؛ زمینداران فئودال به عنوان «مالکان اصلی» شروع به اجاره دادن یا واگذاری سرقفلی زمینهای خود در ازای سود به مدت طولانی کردند. این امر دو بازار ایجاد کرد: یکی «بازار زمین»، یعنی زمین کشاورزی خود تبدیل به کالایی پولشونده با قابلیت خرید و فروش و اجاره شد، و دیگری «بازار کارِ مُزدی»، یعنی کشاورز و زارع دیگر برای تأمین مایحتاج خوراکی خود و دریافت مراقبتهایی مثل مراقب پزشکی از زمیندار کار نمیکرد، بلکه برای «پول» کار میکرد. از این مرحله تحت عنوان «کاپیتالیسم کشاورزی» نیز یاد میشود، چرا که برای نخستین بار «شیوهی تولید کاپیتالیستی» را وارد اقتصاد کشاورزی کرد، بین زارعان «رقابت» ایجاد کرد که منجر به «نوآوری» و «افزایش میزان تولید» شد که مواد غذایی برای یک جمعیّت در حال رشدی که در اقتصاد کشاورزی مشغول به کار نبودند تأمین میکرد، جمعیتی که به خاطر بهرهوری بالای کشاورزی با شیوهی تولید کاپیتالیستی و ارزانتر شدن مواد غذایی، امکان اشتغال به مشاغلی جز زراعت پیدا کردند.
این تحوّل بزرگ و گسترده، یعنی پیدایش اوقات فراغت بیشتر و به کار رفتن نیروی کار در زمینهی تولید کالاهای دیگر، به شکلگیری مراکز تولیدی پر جنب و جوشی بیرون زمینهای کشاورزی انجامید. کار مُزدی و کسب درآمد زارعان و کشاورزان، یعنی قدرت خرید پیدا کردن بخش بزرگی از جمعیّت، «بازار مصرف» بزرگی در بریتانیا ایجاد کرد که پیش از آن سابقه نداشت.
اگر این بازار بزرگ مصرف در بریتانیا وجود نداشت، کاپیتالیسم تجاری قرن هفدهم یا شکل نمیگرفت یا خیلی زود شکست میخورد، چراکه تقریباً کل تجارت بریتانیایی در قرن هفدهم از فروش واردات در بازار بریتانیا کسب سود میکرد و نه از صادرات به بازاراهای خارجی که در قرن هجدهم و نوزدهم امکانپذیر شد.
این شیوهی اقتصادی جدید، مختصّ عصر جدید و مختصّ شمالغرب اروپا بود. در گذشته برای مثال امپراتوری رم و دیگر سرزمینهایی اروپایی تا قرن نوزدهم و باقی نقاط جهان تا قرن بیستم و حتی تا امروز کشاورزان برای تولید محصول کار میکردند و نه برای تولید سود، و آن شیوهی تولید منجر به تولید ارزشِ افزوده نمیشد.
در این میان فروپاشی امپراتوری رم و عدم شکلگیری امپراتوری بزرگ دیگری در اروپا نیز کمک بسیار بزرگ و تعیینکنندهای به شکلگیری ساختار فئودالی و پادشاهیهای کوچک و بزرگ در قرون وسطی کرد که یک فضای «رقابت» کمنظیر بین هزاران لُرد و پادشاه خلق کرد. ضعف نظامی و مالی دولتهای کوچک اروپایی آنها را از جمعآوری منابع مالی و انسانی لازم برای مقاصد امپریالیستی ناتوان میساخت، به همین دلیل دولتهای کوچک اروپایی به رقابت بر سر اقتصاد بهتر و فرهنگ و هنر والاتر مشغول شدند، بویژه که برای بسیاری از مردم این امکان وجود داشت که در صورت وضعیت بد اقتصادی یک شاهنشین، به شاهنشین دیگری که وضع بهتری داشت مهاجرت کنند. چنین چیزی در امپراتوری رم امکانپذیر نبود، بویژه که امپراتوری با یک دستگاه بوروکراسی گسترده و سخت و مالیاتهای سنگین برای تأمین هزینههای خود عملاً امکان رشد اقتصادی را مسدود میکرد.
@UTfinance
https://t.me/UTfinance/1334
از متن:
زادگاه کاپیتالیسم در اروپا بریتانیای پروستانت است. برعکس تصوّر رایجی که تجارت دریایی را سرچشمهی تولّد کاپیتالیسم در بریتانیا میداند، تولّد کاپیتالیسم را به شکل تناقضآمیزی بیشتر باید مدیون فرم خاصی از فئودالیسم در بریتانیای قرن شانزدهم دانست که نخست «شیوهی کار» و سپس «شیوهی تولید» جدیدی را در تاریخ اقتصاد ایجاد کرد.
تجارت دریایی یا به تعبیر برخی مورّخان کاپیتالیسم تجاری که در قرن هفدهم در بریتانیا شکل گرفت در همان بدو تکوین خود محکوم به شکست بود اگر «بازار مصرف»ی در داخل بریتانیا نداشت. این بازار مصرف پیش از آن در قرن شانزدهم با انقلابی که در «شیوهی کار» کشاورزی در نظم فئودال رخ داده بود، شکل گرفته بود. تا قرن پانزدهم در تمام اروپا زارع و کشاورز پیوندی جداییناپذیر با «زمین»ی که در آن متولّد میشد و همهی عمر کار میکرد داشت. این وضعیت تا قرن هجدهم در باقی مناطق اروپا - به جز بریتانیا- حاکم بود. در بریتانیا اما از قرن پانزدهم مناسبات بازار بر اقتصاد زمینداری حاکم شد؛ زمینداران فئودال به عنوان «مالکان اصلی» شروع به اجاره دادن یا واگذاری سرقفلی زمینهای خود در ازای سود به مدت طولانی کردند. این امر دو بازار ایجاد کرد: یکی «بازار زمین»، یعنی زمین کشاورزی خود تبدیل به کالایی پولشونده با قابلیت خرید و فروش و اجاره شد، و دیگری «بازار کارِ مُزدی»، یعنی کشاورز و زارع دیگر برای تأمین مایحتاج خوراکی خود و دریافت مراقبتهایی مثل مراقب پزشکی از زمیندار کار نمیکرد، بلکه برای «پول» کار میکرد. از این مرحله تحت عنوان «کاپیتالیسم کشاورزی» نیز یاد میشود، چرا که برای نخستین بار «شیوهی تولید کاپیتالیستی» را وارد اقتصاد کشاورزی کرد، بین زارعان «رقابت» ایجاد کرد که منجر به «نوآوری» و «افزایش میزان تولید» شد که مواد غذایی برای یک جمعیّت در حال رشدی که در اقتصاد کشاورزی مشغول به کار نبودند تأمین میکرد، جمعیتی که به خاطر بهرهوری بالای کشاورزی با شیوهی تولید کاپیتالیستی و ارزانتر شدن مواد غذایی، امکان اشتغال به مشاغلی جز زراعت پیدا کردند.
این تحوّل بزرگ و گسترده، یعنی پیدایش اوقات فراغت بیشتر و به کار رفتن نیروی کار در زمینهی تولید کالاهای دیگر، به شکلگیری مراکز تولیدی پر جنب و جوشی بیرون زمینهای کشاورزی انجامید. کار مُزدی و کسب درآمد زارعان و کشاورزان، یعنی قدرت خرید پیدا کردن بخش بزرگی از جمعیّت، «بازار مصرف» بزرگی در بریتانیا ایجاد کرد که پیش از آن سابقه نداشت.
اگر این بازار بزرگ مصرف در بریتانیا وجود نداشت، کاپیتالیسم تجاری قرن هفدهم یا شکل نمیگرفت یا خیلی زود شکست میخورد، چراکه تقریباً کل تجارت بریتانیایی در قرن هفدهم از فروش واردات در بازار بریتانیا کسب سود میکرد و نه از صادرات به بازاراهای خارجی که در قرن هجدهم و نوزدهم امکانپذیر شد.
این شیوهی اقتصادی جدید، مختصّ عصر جدید و مختصّ شمالغرب اروپا بود. در گذشته برای مثال امپراتوری رم و دیگر سرزمینهایی اروپایی تا قرن نوزدهم و باقی نقاط جهان تا قرن بیستم و حتی تا امروز کشاورزان برای تولید محصول کار میکردند و نه برای تولید سود، و آن شیوهی تولید منجر به تولید ارزشِ افزوده نمیشد.
در این میان فروپاشی امپراتوری رم و عدم شکلگیری امپراتوری بزرگ دیگری در اروپا نیز کمک بسیار بزرگ و تعیینکنندهای به شکلگیری ساختار فئودالی و پادشاهیهای کوچک و بزرگ در قرون وسطی کرد که یک فضای «رقابت» کمنظیر بین هزاران لُرد و پادشاه خلق کرد. ضعف نظامی و مالی دولتهای کوچک اروپایی آنها را از جمعآوری منابع مالی و انسانی لازم برای مقاصد امپریالیستی ناتوان میساخت، به همین دلیل دولتهای کوچک اروپایی به رقابت بر سر اقتصاد بهتر و فرهنگ و هنر والاتر مشغول شدند، بویژه که برای بسیاری از مردم این امکان وجود داشت که در صورت وضعیت بد اقتصادی یک شاهنشین، به شاهنشین دیگری که وضع بهتری داشت مهاجرت کنند. چنین چیزی در امپراتوری رم امکانپذیر نبود، بویژه که امپراتوری با یک دستگاه بوروکراسی گسترده و سخت و مالیاتهای سنگین برای تأمین هزینههای خود عملاً امکان رشد اقتصادی را مسدود میکرد.
@UTfinance
https://t.me/UTfinance/1334
Telegram
Finance & Economics
📄 مقاله
دو انقلاب، دو تجدّد، دو الهیّات
👤 محمد ایمانی
©️ منبع: فصلنامهٔ مالکیّت و بازار
@UTfinance
دو انقلاب، دو تجدّد، دو الهیّات
👤 محمد ایمانی
©️ منبع: فصلنامهٔ مالکیّت و بازار
@UTfinance
👍2
مروری_بر_کارنامۀ_علمی_لودویگ_لاخمان.pdf
752.6 KB
📄 مقاله
مروری بر کارنامۀ علمی لودویگ لاخمان
👤 والتر گریندر
©️ منبع: پژوهشگاه مالکیّت و بازار
@UTfinance
📌 ریشه و خاستگاه ذهنیتگرایی لاخمان به روزهای دانشجویی او در دهۀ ۱۹۲۰ و آشنایی او با نوشتههای منگر باز میگردد. از نظر بعضی ناظران، ذهنیتگرایی لاخمان به طور فزایندهای انعطافناپذیر به نظر میرسید، ولی موضع اصولی او همان بود که به این شکل در کلمات هایک منعکس شده است: «هر پیشرفت مهمی در نظریۀ اقتصادی در خلال قرن گذشته در حقیقت گام دیگری در راه کاربرد سازگار ذهنیتگرایی بوده است».
در نتیجه هرچه ذهنیتگرایی در محافل علمی کمطرفدارتر میشد، لاخمان با شدّت بیشتری از آن دفاع میکرد.
@UTfinance
#لاخمان
#ذهنیت_گرایی
#سوبژکتیویسم
#والتر_گریندر
مروری بر کارنامۀ علمی لودویگ لاخمان
👤 والتر گریندر
©️ منبع: پژوهشگاه مالکیّت و بازار
@UTfinance
📌 ریشه و خاستگاه ذهنیتگرایی لاخمان به روزهای دانشجویی او در دهۀ ۱۹۲۰ و آشنایی او با نوشتههای منگر باز میگردد. از نظر بعضی ناظران، ذهنیتگرایی لاخمان به طور فزایندهای انعطافناپذیر به نظر میرسید، ولی موضع اصولی او همان بود که به این شکل در کلمات هایک منعکس شده است: «هر پیشرفت مهمی در نظریۀ اقتصادی در خلال قرن گذشته در حقیقت گام دیگری در راه کاربرد سازگار ذهنیتگرایی بوده است».
در نتیجه هرچه ذهنیتگرایی در محافل علمی کمطرفدارتر میشد، لاخمان با شدّت بیشتری از آن دفاع میکرد.
@UTfinance
#لاخمان
#ذهنیت_گرایی
#سوبژکتیویسم
#والتر_گریندر