Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
تفرّد ممکن است چنان به تضعیف فردیّت بیانجامد که افراد به سهولت دستخوش سلطهی افکار عمومی و حتی گرفتار حکومت مطلقهی جبارانی شوند که صرفاً وعدهی برابری اجتماعی و اقتصادی به آنها میدهند.
⚜️جان استوارت میل⚜️
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
⚜️جان استوارت میل⚜️
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
افکار زنگ زده .pdf
222.5 KB
📄 مقاله
افکار زنگزده
👤 موسی غنینژاد
@UTfinance
📌 بیش از چهار دهه است که شبح ایدئولوژی زنگزدهای ملهم از کمونیسم در جامعه ایران در حال گشتوگذار است و بر تصمیمگیریهای مسئولانی که در رأس امور قرار میگیرند تأثیر میگذارد.
📌 خودکفایی یعنی اینکه ما نیازمند دیگران نباشیم و هر آنچه نیاز داریم را خود تولید کنیم. آقایان توضیح نمیدهند که از ابتدای انقلاب که ایده خودکفایی و عدم مشارکت در بازارهای جهانی مطرح و اجرا شد، چه فایدهای برای کشور ما داشته است؟
@UTfinance
افکار زنگزده
👤 موسی غنینژاد
@UTfinance
📌 بیش از چهار دهه است که شبح ایدئولوژی زنگزدهای ملهم از کمونیسم در جامعه ایران در حال گشتوگذار است و بر تصمیمگیریهای مسئولانی که در رأس امور قرار میگیرند تأثیر میگذارد.
📌 خودکفایی یعنی اینکه ما نیازمند دیگران نباشیم و هر آنچه نیاز داریم را خود تولید کنیم. آقایان توضیح نمیدهند که از ابتدای انقلاب که ایده خودکفایی و عدم مشارکت در بازارهای جهانی مطرح و اجرا شد، چه فایدهای برای کشور ما داشته است؟
@UTfinance
فرید زکریا.pdf
1003.5 KB
📄 مقاله
خیزش دموکراسی غیرلیبرال
👤 فرید زکریا
✍🏻 ترجمه علی آزادی
📌 دموکراسی غیرلیبرال یک صنعت در حال رشد است. بسیاری از رژیمهای منتخب دموکراتیک، اغلب رژیمهایی که مجدداً انتخاب شدهاند یا از طریق همهپرسی تأیید شدهاند، به طور معمول محدودیتهای قانون اساسی را برای قدرت خود نادیده میگیرند و شهروندان خود را از حقوق و آزادیهای اولیه محروم میکنند. از پرو تا تشکیلات خودگردان فلسطین، از سیرالئون تا اسلواکی، از پاکستان تا فیلیپین، شاهد ظهور یک پدیده نگران کننده در زیست بین المللی هستیم؛ دموکراسی غیر لیبرال.
@UTfinance
خیزش دموکراسی غیرلیبرال
👤 فرید زکریا
✍🏻 ترجمه علی آزادی
📌 دموکراسی غیرلیبرال یک صنعت در حال رشد است. بسیاری از رژیمهای منتخب دموکراتیک، اغلب رژیمهایی که مجدداً انتخاب شدهاند یا از طریق همهپرسی تأیید شدهاند، به طور معمول محدودیتهای قانون اساسی را برای قدرت خود نادیده میگیرند و شهروندان خود را از حقوق و آزادیهای اولیه محروم میکنند. از پرو تا تشکیلات خودگردان فلسطین، از سیرالئون تا اسلواکی، از پاکستان تا فیلیپین، شاهد ظهور یک پدیده نگران کننده در زیست بین المللی هستیم؛ دموکراسی غیر لیبرال.
@UTfinance
📄 چرایی عملکرد نامطلوب اقتصاد ایران در دهۀ ۱۳۹۰
گفتوگوی مسعود نیلی با مجلۀ آیندهنگر
https://cutt.ly/3PSYfj3
@UTfinance
گفتوگوی مسعود نیلی با مجلۀ آیندهنگر
https://cutt.ly/3PSYfj3
@UTfinance
Telegraph
چرایی عملکرد نامطلوب اقتصاد ایران در دهۀ ۱۳۹۰
* شما حدود یکدهه است که از ابرچالشهای اقتصادِ ایران میگویید و از لزوم اصلاحات واقعی و نه پوپولیستی آن؛ چالشهای دیروز، امروز چه شکلی پیدا کردهاند؟ زمانی که من با استفاده از واژۀ «ابرچالش» مسائلی را که بزرگترین مشکلات اقتصاد ایران هستند صورتبندی کردم،…
جان گری.pdf
415 KB
📄 مقاله
چگونه در دورهی دموکراسیها وارد عصر فرمانروایان مستبد شدیم؟
👤 جان گری
@UTfinance
✍🏻 از متن: «حجم اقتصاد روسیه از اقتصاد ایالت نیویورک در آمریکا کوچکتر است... روسیه با رهبری پوتین خود را مرکز تمدنی مبتنی بر مسیحیت ارتدوکس میشمارد... به نظرم تا آیندهای نامعلوم، روسیه همچنان خود را جهانی جداگانه، در نقطۀ مقابل غرب، خواهد دید.»
@UTfinance
📌 جان گری (متولد ۱۹۴۸)، فیلسوف بریتانیایی است. گری زمانی که در مدرسهی اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE) مشغول به کار بود شاید فقط در جمعهای محدود دانشگاهی شهرت داشت اما از زمان بازنشستگی از دانشگاه به عنوان روشنفکر حوزهی عمومی شهرت یافته است. جان گری از شاگردان (یا به تعبیر خودش همصحبتان) آیزایا برلین (۱۹۰۹-۱۹۹۷) بود. او کتابهای متعددی نوشته است که به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و کتاب هفت نوع خداناباوری از آخرین آنهاست.
گری بیش از یک دهه است که به عنوان نویسندهی دائمی در هفتهنامهی معتبر نیو استیتسمن (New Statesman) مقاله مینویسد.
@UTfinance
چگونه در دورهی دموکراسیها وارد عصر فرمانروایان مستبد شدیم؟
👤 جان گری
@UTfinance
✍🏻 از متن: «حجم اقتصاد روسیه از اقتصاد ایالت نیویورک در آمریکا کوچکتر است... روسیه با رهبری پوتین خود را مرکز تمدنی مبتنی بر مسیحیت ارتدوکس میشمارد... به نظرم تا آیندهای نامعلوم، روسیه همچنان خود را جهانی جداگانه، در نقطۀ مقابل غرب، خواهد دید.»
@UTfinance
📌 جان گری (متولد ۱۹۴۸)، فیلسوف بریتانیایی است. گری زمانی که در مدرسهی اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE) مشغول به کار بود شاید فقط در جمعهای محدود دانشگاهی شهرت داشت اما از زمان بازنشستگی از دانشگاه به عنوان روشنفکر حوزهی عمومی شهرت یافته است. جان گری از شاگردان (یا به تعبیر خودش همصحبتان) آیزایا برلین (۱۹۰۹-۱۹۹۷) بود. او کتابهای متعددی نوشته است که به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و کتاب هفت نوع خداناباوری از آخرین آنهاست.
گری بیش از یک دهه است که به عنوان نویسندهی دائمی در هفتهنامهی معتبر نیو استیتسمن (New Statesman) مقاله مینویسد.
@UTfinance
توهم_سبزهای_غربی_چگونه_پوتین_را_قدرتمند_کرد.pdf
123.1 KB
📄 مقاله
توهمات جنبش سبزهای غرب چگونه پوتین را قدرتمند ساخت؟
👤 مایکل شلنبرگر
✍🏻 ترجمه: محمدجواد خواجهزاده
@UTfinance
📌 تمرکز غرب بر ترمیم محیطزیست با انرژهای تجدیدپذیر «نرم» و فاصله گرفتن از گاز طبیعی و انرژی هستهای بود که به پوتین این امکان را داد تا کنترل کامل عرضهی انرژی اروپا را به دست بگیرد. زمانی که غرب در خلسهی خوابآور ترمیم رابطهاش با طبیعت فرومیرفت و از آخرالزمان اقلیمی روی برمیتافت و بت نوبلوغی به نام گرتا را میپرسید، ولادیمیر پوتین داشت راه خودش را میرفت.
@UTfinance
توهمات جنبش سبزهای غرب چگونه پوتین را قدرتمند ساخت؟
👤 مایکل شلنبرگر
✍🏻 ترجمه: محمدجواد خواجهزاده
@UTfinance
📌 تمرکز غرب بر ترمیم محیطزیست با انرژهای تجدیدپذیر «نرم» و فاصله گرفتن از گاز طبیعی و انرژی هستهای بود که به پوتین این امکان را داد تا کنترل کامل عرضهی انرژی اروپا را به دست بگیرد. زمانی که غرب در خلسهی خوابآور ترمیم رابطهاش با طبیعت فرومیرفت و از آخرالزمان اقلیمی روی برمیتافت و بت نوبلوغی به نام گرتا را میپرسید، ولادیمیر پوتین داشت راه خودش را میرفت.
@UTfinance
Forwarded from Mohammad-Tabibian
مسئله حد اقل دستمزد؛ گفتند حد اقل افزایش ۵۷ درصد
سطح در آمد و قدرت خرید کارمندان و کارگران پائین و نیروی کار کشور از استاد دانشگاه و مهندس و تکنیسین و کارگر با تنگنای معاش روبرو هستند. این یک واقعیت دردناک است که از شرایط عمومی اقتصاد کشور ریشه می گیرد و با اقدامات صوری و نمایشی علاج نمی شود.
در اینجا با یک مثال ساده اصل مطلب تعیین دستمزد در یک نظام اقتصادی توضیح داده می شود، بقیه مطالب را خودتان استنتاج کنید.
فرض کنید که قطعه زمینی دارید که در آن به صورت خود به خود سیب زمینی می روید (مسئله را ساده کرده ایم و فرض که هیچ نهاده و عامل هزینه دیگر لازم نیست). کارگری استخدام می کنید که روزی یکصد کیلو سیب زمینی از زمین برداشت می کند و قیمت هر کیلو نیز سر مزرعه هزار تومان است. بیشترین دستمزدی که به او می توانید پرداخت کنید چه میزان است؟ منطقاً بیش از یکصد هزار تومان در روز نیست. چون ارزش تولید او این مقدار است. شما کار آفرین و مدیر هستید سیب زمینی را به بازار می برید و برای حمل و نقل و بازار یابی مبالغی عاید شما می شود. این حالت ساده ای است که هر فراگرد پیچیده تولید نیز از قواعد آن تبعیت می کند.
فرض کنید تقاضا برای سیب زمینی خوب است و صَرف می کند یک کارگر دیگر استخدام کنید. اما این نفر دوم به همان اندازه بازده ندارد چون باید سیب زمینی هایی که قبلی رها کرده و مشکلتر برداشت می شود را از زمین بیرون بیاورد. این یکی روزی هشتاد کیلو سیب زمینی جمع آوری می کند. میزان دستمزدی که منطقاً به این فرد حاضر هستید پرداخت کنید هشتاد هزار تومان است. به این می گویند دستمزد برابر ارزش تولید نهایی نیروی کار. بیشتر هم نمی توانید پرداخت کنید، چون ارزش تولید روزانه این فرد همان است. از آنجا که بین دونفر مزبور تفاوتی نیست به نفر اول هم هشتاد هزار تومان پرداخت می کنید، او می تواند استنکاف کند کارگر دیگری برای این کار پیدا می شود که متوجه هست ارزش محصول حاشیه ای یا نهایی او بیش از هشتاد هزار تومان نیست. در این حالت این مزرعه فرضی یکصد و هشتاد هزارتومان سیب زمینی تولید می کند یکصد و شصت هزار تومان به دو کارگر پرداخت می کند. بیست هزارتومان اضافی را مازاد تولید کننده می خوانند. اگر کارگر سومی استخدام کردید ارزش تولید نهایی او پائین تر است و این نیز یک قاعده عمومی تولید است (قانون نزولی بودن تولید نهایی). به او حاضر هستید به اندازه ارزش تولید نهایی او مثلاً شصت هزار تومان پرداخت کنید و به سایرین هم همینطور. در آمد مزرعه می شود دویست و چهل هزار تومان و پرداخت دستمزد یکصد و هشتاد هزار تومان، مازاد تولیدکننده شصت هزار تومان.
درس یکم، هیچ تولید کننده ای منطقاً نمی تواند بیش از ارزش تولید نهایی هیچ عامل تولید چه کارگر، چه سرمایه یا هر عامل تولید دیگر به آن عامل پرداخت کند. نیروی کار آخری معادل شصت کیلو سیب زمینی تولید می کند و چون هرکدام را می توانید آخری در نظر بگیرید بیش از ارزش شصت کیلو نمی توانید به هیچ کدام دستمزد بدهید.
درس دوم، اگر دولت وارد شد و گفت باید به کار گران حد اقل هشتاد هزارتومان در روز دستمزد بدهید چاره ای نیست جز این که یکی را اخراج کنید. در این صورت تولید نهایی به هشتاد کیلو رجعت می کند. کل تولید و مازاد تولید کننده هم کم می شود اما با دو کار گر می توانید هشتاد هزار تومان دستمزد هرکدام از دو کارگر باقی مانده را پرداخت کنید، اگر لطف دولت گرد تر بود و گفت حد اقل دستمزد یکصد هزار تومان، آنگاه چاره ای ندارید جز این که دومی را هم اخراج کنید و به کارگر باقی مانده معادل ارزش تولید نهایی او پرداخت کنید که صد هزار تومان است. همچنانکه تعداد کارگر را کم می کنید تولید نهایی نیروی کار باقیمانده افزایش می یابد. در این صورت دیگر مازاد تولید کننده هم وجود ندارد، اما مزرعه با تولید کمتر، دستمز بیشتر و سود صفر به کار خودش ادامه می دهد. مثل نقطه شروع داستان که در بالا گفته شد. اگر حد اقل دستمزد بیش از یکصد هزار تومان اعلام شد آن یکی هم اخراج و کار تعطیل می شود.
درس سوم، پس آنچه در واقع می تواند دستمزد حقیقی کارگر را در اقتصاد افزایش دهد افزایش تولید نهایی نیروی کار است. یعنی شرایطی که برای آن کارگر سوم تولید نهایی هشتاد، نود، صد کیلو سیب زمینی باشد. این امر چه زمانی تحقق می یابد؟ وقتی سرمایه گذاری، پیشرفت فنی، گار آفرینی و زمینه های تولید و تجارت و فرصت های پر بازده اشتغال فراهم شود. در غیر این صورت افزایش اجباری دستمزد به جز کاهش کار آفرینی و اشتغال نتیجه ای همراه نخواهد داشت. والسلام برادر ۵۷ درصد افزایش، اگر این سیاست به جد اجرا شد نرخ تورم و نرخ بی کاری بالا دست شما را در آینده خواهد بوسید.
سطح در آمد و قدرت خرید کارمندان و کارگران پائین و نیروی کار کشور از استاد دانشگاه و مهندس و تکنیسین و کارگر با تنگنای معاش روبرو هستند. این یک واقعیت دردناک است که از شرایط عمومی اقتصاد کشور ریشه می گیرد و با اقدامات صوری و نمایشی علاج نمی شود.
در اینجا با یک مثال ساده اصل مطلب تعیین دستمزد در یک نظام اقتصادی توضیح داده می شود، بقیه مطالب را خودتان استنتاج کنید.
فرض کنید که قطعه زمینی دارید که در آن به صورت خود به خود سیب زمینی می روید (مسئله را ساده کرده ایم و فرض که هیچ نهاده و عامل هزینه دیگر لازم نیست). کارگری استخدام می کنید که روزی یکصد کیلو سیب زمینی از زمین برداشت می کند و قیمت هر کیلو نیز سر مزرعه هزار تومان است. بیشترین دستمزدی که به او می توانید پرداخت کنید چه میزان است؟ منطقاً بیش از یکصد هزار تومان در روز نیست. چون ارزش تولید او این مقدار است. شما کار آفرین و مدیر هستید سیب زمینی را به بازار می برید و برای حمل و نقل و بازار یابی مبالغی عاید شما می شود. این حالت ساده ای است که هر فراگرد پیچیده تولید نیز از قواعد آن تبعیت می کند.
فرض کنید تقاضا برای سیب زمینی خوب است و صَرف می کند یک کارگر دیگر استخدام کنید. اما این نفر دوم به همان اندازه بازده ندارد چون باید سیب زمینی هایی که قبلی رها کرده و مشکلتر برداشت می شود را از زمین بیرون بیاورد. این یکی روزی هشتاد کیلو سیب زمینی جمع آوری می کند. میزان دستمزدی که منطقاً به این فرد حاضر هستید پرداخت کنید هشتاد هزار تومان است. به این می گویند دستمزد برابر ارزش تولید نهایی نیروی کار. بیشتر هم نمی توانید پرداخت کنید، چون ارزش تولید روزانه این فرد همان است. از آنجا که بین دونفر مزبور تفاوتی نیست به نفر اول هم هشتاد هزار تومان پرداخت می کنید، او می تواند استنکاف کند کارگر دیگری برای این کار پیدا می شود که متوجه هست ارزش محصول حاشیه ای یا نهایی او بیش از هشتاد هزار تومان نیست. در این حالت این مزرعه فرضی یکصد و هشتاد هزارتومان سیب زمینی تولید می کند یکصد و شصت هزار تومان به دو کارگر پرداخت می کند. بیست هزارتومان اضافی را مازاد تولید کننده می خوانند. اگر کارگر سومی استخدام کردید ارزش تولید نهایی او پائین تر است و این نیز یک قاعده عمومی تولید است (قانون نزولی بودن تولید نهایی). به او حاضر هستید به اندازه ارزش تولید نهایی او مثلاً شصت هزار تومان پرداخت کنید و به سایرین هم همینطور. در آمد مزرعه می شود دویست و چهل هزار تومان و پرداخت دستمزد یکصد و هشتاد هزار تومان، مازاد تولیدکننده شصت هزار تومان.
درس یکم، هیچ تولید کننده ای منطقاً نمی تواند بیش از ارزش تولید نهایی هیچ عامل تولید چه کارگر، چه سرمایه یا هر عامل تولید دیگر به آن عامل پرداخت کند. نیروی کار آخری معادل شصت کیلو سیب زمینی تولید می کند و چون هرکدام را می توانید آخری در نظر بگیرید بیش از ارزش شصت کیلو نمی توانید به هیچ کدام دستمزد بدهید.
درس دوم، اگر دولت وارد شد و گفت باید به کار گران حد اقل هشتاد هزارتومان در روز دستمزد بدهید چاره ای نیست جز این که یکی را اخراج کنید. در این صورت تولید نهایی به هشتاد کیلو رجعت می کند. کل تولید و مازاد تولید کننده هم کم می شود اما با دو کار گر می توانید هشتاد هزار تومان دستمزد هرکدام از دو کارگر باقی مانده را پرداخت کنید، اگر لطف دولت گرد تر بود و گفت حد اقل دستمزد یکصد هزار تومان، آنگاه چاره ای ندارید جز این که دومی را هم اخراج کنید و به کارگر باقی مانده معادل ارزش تولید نهایی او پرداخت کنید که صد هزار تومان است. همچنانکه تعداد کارگر را کم می کنید تولید نهایی نیروی کار باقیمانده افزایش می یابد. در این صورت دیگر مازاد تولید کننده هم وجود ندارد، اما مزرعه با تولید کمتر، دستمز بیشتر و سود صفر به کار خودش ادامه می دهد. مثل نقطه شروع داستان که در بالا گفته شد. اگر حد اقل دستمزد بیش از یکصد هزار تومان اعلام شد آن یکی هم اخراج و کار تعطیل می شود.
درس سوم، پس آنچه در واقع می تواند دستمزد حقیقی کارگر را در اقتصاد افزایش دهد افزایش تولید نهایی نیروی کار است. یعنی شرایطی که برای آن کارگر سوم تولید نهایی هشتاد، نود، صد کیلو سیب زمینی باشد. این امر چه زمانی تحقق می یابد؟ وقتی سرمایه گذاری، پیشرفت فنی، گار آفرینی و زمینه های تولید و تجارت و فرصت های پر بازده اشتغال فراهم شود. در غیر این صورت افزایش اجباری دستمزد به جز کاهش کار آفرینی و اشتغال نتیجه ای همراه نخواهد داشت. والسلام برادر ۵۷ درصد افزایش، اگر این سیاست به جد اجرا شد نرخ تورم و نرخ بی کاری بالا دست شما را در آینده خواهد بوسید.
Forwarded from Mohammad-Tabibian
درس چهارم، اگر فرضاً اجباراً طبق حکم، کار فرما نتوانست کار گران مازاد را اخراج کند چه می شود؟ بنگاه گرو بانک می شود پولی استقراض و بین کا گر و کار فرما تقسیم تا دوباره و سه باره و می شود وضع فعلی بانک های ما و بسیاری از کار گاه ها و شرکت ها. و باز هم تورم و تنزل تولید و کاهش بنیه تولیدی اقتصاد کشور.
.
.
مروری_بر_کتاب_ریشه_های_اقتصادی_دیکتاتوری_و_دموکراسی.pdf
1.9 MB
📄 ایران از نظرگاه عجماوغلو و رابینسون
(مروری بر کتاب ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی)
👤 محمد فاضلی
@UTfinance
(مروری بر کتاب ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی)
👤 محمد فاضلی
@UTfinance
📄 مقاله
هفت سناریوی بد برای جنگ اوکراین
👤 نیل فرگوسن
/ جهان پس از جنگ جهانی دوم نسبت به نیمه اول قرن بیستم یا قرن نوزدهم خشونت کمتری داشت. اما، همانطور که کلوزت می گوید، «یک دوره طولانی صلح لزوماً دلیلی بر تغییر احتمال وقوع جنگهای بزرگ نیست.» /
@UTfinance
هفت سناریوی بد برای جنگ اوکراین
👤 نیل فرگوسن
/ جهان پس از جنگ جهانی دوم نسبت به نیمه اول قرن بیستم یا قرن نوزدهم خشونت کمتری داشت. اما، همانطور که کلوزت می گوید، «یک دوره طولانی صلح لزوماً دلیلی بر تغییر احتمال وقوع جنگهای بزرگ نیست.» /
@UTfinance