تجارت قالی ایران.PDF
15.5 MB
پایان نامه ای از سال 1316 خورشیدی
گسترش و تقویت فرهنگی زبان فارسی.pdf
13 MB
سال نشر:1351
آمار کتابهای فهرست شده ی کتابخانه مرکزی از نظر تعداد عنوان به شرح ذیل است [این آمار منهای کتابهای دانشکده هاست]
آمار کتاب فارسی :
203253 عنوان
357273 نسخه
آمار کتاب لاتين :
94150 عنوان
127047 نسخه
آمار اسناد غیر کتابی (جزوات و گزارشها) :
24708 عنوان
20159 نسخه
مجموع کتب چاپی کتابخانه مرکزی (فارسی، عربی، لاتین) :
322111 عنوان
آمار کتاب فارسی :
203253 عنوان
357273 نسخه
آمار کتاب لاتين :
94150 عنوان
127047 نسخه
آمار اسناد غیر کتابی (جزوات و گزارشها) :
24708 عنوان
20159 نسخه
مجموع کتب چاپی کتابخانه مرکزی (فارسی، عربی، لاتین) :
322111 عنوان
آبادی های حوضه آبگیر لوت جنوبی.pdf
2.8 MB
سال نشر:1351
Forwarded from رضا منصوری
فرهیزش یا بیلدونگ
✍️رضا منصوری
۲۲ مرداد ۱۴۰۰
rmansouri.ir
مقالهای دیدم در کتاب فلسفهء دانشگاه (انتشارات موسسهء مطالعات فرهنگی و اجتماعی) با عنوان بیلدونگ (Bildung) از نظر هگل. در جایجای آن کتاب هم این واژه تکرار میشود. (متاسفانه در همان کتاب کلمههای دیگری از آلمانی هم گاهی بسیار غلط بهکار رفته است. کاشکی ویرایش میشد تا کتاب اعتماد بیشتری جلب میکرد؛ مثلا چند بار Hauptung به جای Behauptung، که خیلی تو ذوق میزند.) فارسیزبان که آلمانی نداند خیال میکند با عجب مفهوم پیچیدهای طرف است. نویسنده هم در مقالهء خود همه جور معادل به کار میبرد (آموزش و پرورش، تربیت، فرهنگ، و فرهیختگی) و وانمود میکند با چه کلمهء گوریدهای سروکار داریم که بهفارسی درنمیآید. کاشکی، همانطور که در بعضی ترکیبها از فرهیختگی استفاده کرده، از واژهء بسیار قدیمی فارسی فرهیزش از فعل فرهیزیدن استفاده میکرد. این کلمه در فارسی دقیقا برابر بیلدونگ آلمانی مینشیند. اختلاف در تفاوت سنت فرهیختگی ایرانی و آلمانی است. فرهیزش را بهکار ببریم بهمعنی ایدئال آن آموزش و تربیتی که به فرهیختگی منجر میشود. آنگاه فیلسوف ایرانی میتواند به تحلیل اختلاف میان فرهیختگی در سنت ما و فرهیختگی در آلمان قرن ۱۹ و ۲۰ بپردازد. اما این کار مستلزم خرد فعال و نقّاد است نه خرد نقلبنیان و نقّال (رک کتابم مبانی علم و طراحی مفهومی دانشگاه در ایران، مجموعه ایران من ۶، تهران، نشر دیبایه، در دست انتشار.).
هنگامی که مفهومی یا واژهای را فیلسوف به هر دلیل بربِکشد تا در باب آن بفلسفد آن را پیچیده میکند و به محتوای آن ابعاد بسیار متنوعی میدهد که بخشی از رشد تفکر بشر مدیون همین فلسفیدن است. بهمثل، کلمهء زمان برای هر بشر اساسی است و بدیهی. اما مفهوم زمان هزاران سال است درد فلسفه شده و همه فلاسفه هنوز گاهی به آن مشغولاند؛ همینطور کلمههایی مانند حقیقت، عدالت، یا آزادی. کلمه Bildung در آلمانی این چنین است. هر شهروندی با آن آشنا است. وقتی میخواهد بگوید کسی درس خوانده و مؤدب و اهل فرهنگ است (تأدیب شده درست همان طور که در معنی فرهیزش است) خلاصه فرهیخته است از صرف شدهء آن یعنی gebildet استفاده میکند.
مفهوم فرهیختگی (بیلدونگ به آلمانی در مقام مصدری) و نیز مفهوم آموزشدیدن به معنی فرهیختگی در آلمان قرن ۱۸ و ۱۹ بسیار مهم و اساسی بوده. از این جهت این کلمه در دست فیلسوفان به موجودی فلسفی برکشیده شده. مفهوم و بحث مرتبط با آن در فرهنگ آلمان البته امر مهمی است نه اینکه ما خیال کنیم فیلسوفان آلمانی مفهوم مهمی را کشف کردهاند و ناچاریم از همان واژهء آلمانی در فارسی استفاده کنیم همچون بعضی مفاهیم علم مدرن مانند لیزر و اسکوئید. البته، دور از فرهیختگی است وانمود شود با مفهومی سروکار داریم که ما ایرانیان نه ابداع کردهایم و نه کلمهای در فارسی برای آن داریم. خردِ فعال از مفهوم و کلمهای که ما در مثلثات ابداع کردیم، مانند جیب و جیب تمام، سینوس و کسینوس میسازد و ما درماندگانِ در خرد نقّال از بیلدونگ به معنی فرهیزش و فرهیختگی وحشت میکنیم و تسلیمایم.
فیلسوف بنابر تعریفْ خِردش فعال است. علاقه به نظرِ هگل پیرامون فرهیزش و فرهیختگی نزد فیلسوف ایرانی امری طبیعی است. اما هنگامی که فیلسوف فرهیزش و تاریخ آن در ایران را نادیده بگیرد، یا خواننده تصور کند در امری بحث میشود که جایی در فرهنگ و در ذهن ما ندارد، ناخودآگاه نوشته و تأثیر آن در خواننده بیحاصل میشود؛ نتیجه متنی است که به درد امتیاز دانشگاهی میخورد. این نوع قلمزدن درچارچوب گفتمان علم نمیگنجد که بر توسعهء علمی کشور تأثیرگذار باشد یا نقشی در گفتمان فلسفی جهانی داشته باشد- نوعی نقالی است که شاید مانند نقالی هم تأثیر روانی داشته باشد.
✍️رضا منصوری
۲۲ مرداد ۱۴۰۰
rmansouri.ir
مقالهای دیدم در کتاب فلسفهء دانشگاه (انتشارات موسسهء مطالعات فرهنگی و اجتماعی) با عنوان بیلدونگ (Bildung) از نظر هگل. در جایجای آن کتاب هم این واژه تکرار میشود. (متاسفانه در همان کتاب کلمههای دیگری از آلمانی هم گاهی بسیار غلط بهکار رفته است. کاشکی ویرایش میشد تا کتاب اعتماد بیشتری جلب میکرد؛ مثلا چند بار Hauptung به جای Behauptung، که خیلی تو ذوق میزند.) فارسیزبان که آلمانی نداند خیال میکند با عجب مفهوم پیچیدهای طرف است. نویسنده هم در مقالهء خود همه جور معادل به کار میبرد (آموزش و پرورش، تربیت، فرهنگ، و فرهیختگی) و وانمود میکند با چه کلمهء گوریدهای سروکار داریم که بهفارسی درنمیآید. کاشکی، همانطور که در بعضی ترکیبها از فرهیختگی استفاده کرده، از واژهء بسیار قدیمی فارسی فرهیزش از فعل فرهیزیدن استفاده میکرد. این کلمه در فارسی دقیقا برابر بیلدونگ آلمانی مینشیند. اختلاف در تفاوت سنت فرهیختگی ایرانی و آلمانی است. فرهیزش را بهکار ببریم بهمعنی ایدئال آن آموزش و تربیتی که به فرهیختگی منجر میشود. آنگاه فیلسوف ایرانی میتواند به تحلیل اختلاف میان فرهیختگی در سنت ما و فرهیختگی در آلمان قرن ۱۹ و ۲۰ بپردازد. اما این کار مستلزم خرد فعال و نقّاد است نه خرد نقلبنیان و نقّال (رک کتابم مبانی علم و طراحی مفهومی دانشگاه در ایران، مجموعه ایران من ۶، تهران، نشر دیبایه، در دست انتشار.).
هنگامی که مفهومی یا واژهای را فیلسوف به هر دلیل بربِکشد تا در باب آن بفلسفد آن را پیچیده میکند و به محتوای آن ابعاد بسیار متنوعی میدهد که بخشی از رشد تفکر بشر مدیون همین فلسفیدن است. بهمثل، کلمهء زمان برای هر بشر اساسی است و بدیهی. اما مفهوم زمان هزاران سال است درد فلسفه شده و همه فلاسفه هنوز گاهی به آن مشغولاند؛ همینطور کلمههایی مانند حقیقت، عدالت، یا آزادی. کلمه Bildung در آلمانی این چنین است. هر شهروندی با آن آشنا است. وقتی میخواهد بگوید کسی درس خوانده و مؤدب و اهل فرهنگ است (تأدیب شده درست همان طور که در معنی فرهیزش است) خلاصه فرهیخته است از صرف شدهء آن یعنی gebildet استفاده میکند.
مفهوم فرهیختگی (بیلدونگ به آلمانی در مقام مصدری) و نیز مفهوم آموزشدیدن به معنی فرهیختگی در آلمان قرن ۱۸ و ۱۹ بسیار مهم و اساسی بوده. از این جهت این کلمه در دست فیلسوفان به موجودی فلسفی برکشیده شده. مفهوم و بحث مرتبط با آن در فرهنگ آلمان البته امر مهمی است نه اینکه ما خیال کنیم فیلسوفان آلمانی مفهوم مهمی را کشف کردهاند و ناچاریم از همان واژهء آلمانی در فارسی استفاده کنیم همچون بعضی مفاهیم علم مدرن مانند لیزر و اسکوئید. البته، دور از فرهیختگی است وانمود شود با مفهومی سروکار داریم که ما ایرانیان نه ابداع کردهایم و نه کلمهای در فارسی برای آن داریم. خردِ فعال از مفهوم و کلمهای که ما در مثلثات ابداع کردیم، مانند جیب و جیب تمام، سینوس و کسینوس میسازد و ما درماندگانِ در خرد نقّال از بیلدونگ به معنی فرهیزش و فرهیختگی وحشت میکنیم و تسلیمایم.
فیلسوف بنابر تعریفْ خِردش فعال است. علاقه به نظرِ هگل پیرامون فرهیزش و فرهیختگی نزد فیلسوف ایرانی امری طبیعی است. اما هنگامی که فیلسوف فرهیزش و تاریخ آن در ایران را نادیده بگیرد، یا خواننده تصور کند در امری بحث میشود که جایی در فرهنگ و در ذهن ما ندارد، ناخودآگاه نوشته و تأثیر آن در خواننده بیحاصل میشود؛ نتیجه متنی است که به درد امتیاز دانشگاهی میخورد. این نوع قلمزدن درچارچوب گفتمان علم نمیگنجد که بر توسعهء علمی کشور تأثیرگذار باشد یا نقشی در گفتمان فلسفی جهانی داشته باشد- نوعی نقالی است که شاید مانند نقالی هم تأثیر روانی داشته باشد.
✅ نحوه دسترسی به منابع کتابخانه ای کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، بصورت آنلاین
📌 برای دانلود نسخ خطی از کتابخانه دیجیتال دانشگاه تهران، دیگر نیاز به ثبت نام نیست.
@UT_Central_Library
📌 برای دانلود نسخ خطی از کتابخانه دیجیتال دانشگاه تهران، دیگر نیاز به ثبت نام نیست.
@UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
#مهم
👈 چطور به منابع کتابخانه ای در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بصورت آنلاین دسترسی داشته باشیم؟
🔺نسخه های خطی: جهت دسترسی به تصاویر نسخ خطی دانشگاه تهران به کتابخانه دیجیتال دانشگاه تهران مراجعه فرمایید. برای دسترسی نیاز به ثبت نام نیست. پس از جستجو می…
👈 چطور به منابع کتابخانه ای در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بصورت آنلاین دسترسی داشته باشیم؟
🔺نسخه های خطی: جهت دسترسی به تصاویر نسخ خطی دانشگاه تهران به کتابخانه دیجیتال دانشگاه تهران مراجعه فرمایید. برای دسترسی نیاز به ثبت نام نیست. پس از جستجو می…