به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی،امروز ۲۹ مهر ماه، در آیین «چله عشق» از هفت نویسنده مطرح که در زمینه تاریخ عاشورا پژوهشهای ارزنده ای انجام داده اند تجلیل شد. در این مراسم از حجت الاسلام دکتر رسول جعفریان به دلیل خلق اثر ماندگار «تاملی در نهضت عاشورا» تقدیر به عمل آمد.
همچنین از مرحوم سیدشهابالدین مرعشینجفی مولف کتاب های «موسوعه الامامه فی نصوص اهل السنه» و «ملحقات الاحقاق الحق»، مرحوم شیخعباس قمی به دلیل تالیف اثر ماندگار«نفس المهموم»، مرحوم محمدابراهیم آیتی مولف کتاب «بررسی تاریخ عاشورا»، مرحوم علی شریعتی به دلیل تالیف کتاب «شهادت و حسین وارث آدم» و مرحوم سیدجعفر شهیدی برای کتاب «پس از پنجاه سال (پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین ع)» و محمد اسفندیاری نویسنده کتاب ماندگار «کتاب شناسی تاریخی امام حسین(ع)» تجلیل شد.
آیین «چله عشق» با هدف تجلیل از اسناد چهرههای موثر فرهنگی و هنری که طی یک قرن اخیر در حوزه واقعه عاشورا آثار ماندگاری خلق کردهاند، تدارک دیده شده است.
همچنین از مرحوم سیدشهابالدین مرعشینجفی مولف کتاب های «موسوعه الامامه فی نصوص اهل السنه» و «ملحقات الاحقاق الحق»، مرحوم شیخعباس قمی به دلیل تالیف اثر ماندگار«نفس المهموم»، مرحوم محمدابراهیم آیتی مولف کتاب «بررسی تاریخ عاشورا»، مرحوم علی شریعتی به دلیل تالیف کتاب «شهادت و حسین وارث آدم» و مرحوم سیدجعفر شهیدی برای کتاب «پس از پنجاه سال (پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین ع)» و محمد اسفندیاری نویسنده کتاب ماندگار «کتاب شناسی تاریخی امام حسین(ع)» تجلیل شد.
آیین «چله عشق» با هدف تجلیل از اسناد چهرههای موثر فرهنگی و هنری که طی یک قرن اخیر در حوزه واقعه عاشورا آثار ماندگاری خلق کردهاند، تدارک دیده شده است.
اسکوپوس چیست؟ معرفی پایگاه استنادی Scopus
دسته بندی : پایگاه های علمی
چه بخواهید به دنبال اطلاعات به روز باشید، چه فقط بخواهید تصمیمات استراتژیک در زمینه های مختلف بگیرید یا صرفا جهت صرفه جویی در زمان هنگام انجام تحقیقات، دسترسی سریع به اطلاعات و کشف بینش های رقابتی بسیار مهم و حیاتی است.
پژوهش یک کار پیچیده است که پیدا کردن نتیجه صحیح در آن بیش از هر چیزی اهمیت دارد. بنابراین دسترسی به منابعی که می تواند این امکان را فراهم کند و معتبر باشد بسیار مهم است.
اسکوپوس با در اختیار گذاشتن یک پلتفرم و ابزار تحلیلی به شما این امکان را می دهد که تحقیقات خود را گسترده تر کنید.
اسکوپوس (Scopus) چیست؟
اسکوپوس بزرگ ترین پایگاه اطلاعاتی «چکیده» و «استنادی» جهان است که علاوه بر چکیده مقالات، فهرست منابع هر مقاله را نیز نشان می دهد بنابراین امکان محاسبه تعداد استنادات برای هر مقاله امکان پذیر می شود.
اسکوپوس بیش از 26000 عنوان و 5500 ناشر را پوشش می دهد و از آنجایی که به صورت روزانه به روز رسانی می شود تا جدیدترین پژوهش ها و اطلاعات علمی روز را در زمینه های مختلف از جمله تکنولوژی، پزشکی، علوم اجتماعی و هنر در خود جا دهد، این عدد هر لحظه تغییر می کند.
اسکوپوس اواخر سال ۲۰۰۴ توسط یک ناشر هلندی به نام الزویر راه اندازی شد و خیلی سریع به معتبرترین پایگاه اطلاعاتی تبدیل شد. پایگاه استنادی اسکوپوس برای هر نویسنده مقاله یک پروفایل شخصی در نظر می گیرد و اطلاعات مهم آن ها را در آن به نمایش می گذارد.
چرا از اسکوپوس استفاده کنیم؟
اسکوپوس یک پایگاه اطلاعاتی به روز است که از طریق آن می توانید ببینید در دنیای علم و پژوهش روز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و با شفافیت بیشتری به تحقیق بپردازید، همچنین می توانید یک شبکه از همکاران خود در این پلتفرم ایجاد کرده و همچنین ارزش تحقیق خود را بیان کنید.
دسته بندی : پایگاه های علمی
چه بخواهید به دنبال اطلاعات به روز باشید، چه فقط بخواهید تصمیمات استراتژیک در زمینه های مختلف بگیرید یا صرفا جهت صرفه جویی در زمان هنگام انجام تحقیقات، دسترسی سریع به اطلاعات و کشف بینش های رقابتی بسیار مهم و حیاتی است.
پژوهش یک کار پیچیده است که پیدا کردن نتیجه صحیح در آن بیش از هر چیزی اهمیت دارد. بنابراین دسترسی به منابعی که می تواند این امکان را فراهم کند و معتبر باشد بسیار مهم است.
اسکوپوس با در اختیار گذاشتن یک پلتفرم و ابزار تحلیلی به شما این امکان را می دهد که تحقیقات خود را گسترده تر کنید.
اسکوپوس (Scopus) چیست؟
اسکوپوس بزرگ ترین پایگاه اطلاعاتی «چکیده» و «استنادی» جهان است که علاوه بر چکیده مقالات، فهرست منابع هر مقاله را نیز نشان می دهد بنابراین امکان محاسبه تعداد استنادات برای هر مقاله امکان پذیر می شود.
اسکوپوس بیش از 26000 عنوان و 5500 ناشر را پوشش می دهد و از آنجایی که به صورت روزانه به روز رسانی می شود تا جدیدترین پژوهش ها و اطلاعات علمی روز را در زمینه های مختلف از جمله تکنولوژی، پزشکی، علوم اجتماعی و هنر در خود جا دهد، این عدد هر لحظه تغییر می کند.
اسکوپوس اواخر سال ۲۰۰۴ توسط یک ناشر هلندی به نام الزویر راه اندازی شد و خیلی سریع به معتبرترین پایگاه اطلاعاتی تبدیل شد. پایگاه استنادی اسکوپوس برای هر نویسنده مقاله یک پروفایل شخصی در نظر می گیرد و اطلاعات مهم آن ها را در آن به نمایش می گذارد.
چرا از اسکوپوس استفاده کنیم؟
اسکوپوس یک پایگاه اطلاعاتی به روز است که از طریق آن می توانید ببینید در دنیای علم و پژوهش روز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و با شفافیت بیشتری به تحقیق بپردازید، همچنین می توانید یک شبکه از همکاران خود در این پلتفرم ایجاد کرده و همچنین ارزش تحقیق خود را بیان کنید.
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (E Shahi)
کارگاه رایگان آشنایی با اصول مقاله نویسی با استفاده از پایگاه اسکوپوس چهارشنبه 1 ابان 98 ساعت 13:45
ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری حضرت رسول اکرم (ص) به اطلاع می رساند:
جهت استفاده دانشجویان، سالن مطالعه کتابخانه مرکزی، ۵ و ۷ آبان ماه ۹۸ از ساعت ۹ تا ۱۹ به دانشجویان دانشگاه تهران، خدمات ارائه می نماید.
بنابرین روزهای تعطیل رسمی این هفته، یکشنبه و سه شنبه، کتابخانه مرکزی دانشگاه برای دانشجویان عزیز باز خواهد بود.
@UT_Central_Library
جهت استفاده دانشجویان، سالن مطالعه کتابخانه مرکزی، ۵ و ۷ آبان ماه ۹۸ از ساعت ۹ تا ۱۹ به دانشجویان دانشگاه تهران، خدمات ارائه می نماید.
بنابرین روزهای تعطیل رسمی این هفته، یکشنبه و سه شنبه، کتابخانه مرکزی دانشگاه برای دانشجویان عزیز باز خواهد بود.
@UT_Central_Library
Forwarded from رضا منصوری
یادداشتهایی پیرامون علم مدرن و سیاستگذاری آن
Notes on Science and Science Policy
✅ پیچ؟ هایپر؟ دست از مزایده و مصادرهٔ مفهوم برداریم
Pitch, hyper, stop concept auctions and using dispossessed concepts
✍️رضا منصوری
۳ آبان ۱۳۹۸
rmansouri.ir
سایکم، سیتیتاک، همایش بوتکمپ زعفران، دومین استارتفست (استارتآپ بریکفاست)، پیچِ خطمشی، هایپر میوه! باز هم ردیف کنم؟ از این مظاهر وادادگی زبانی مبتنی بر خردِ نقلبنیان تا دِلِتان بخواهد این روزها میبینیم و میشنویم؟ ملتی که نداند زبان یعنی چه، نداند واژه و زبان چه نقشی در رشد فکری دارد، و نتواند مفهومهای مدرن را درک بکند، لابد بیخیالِ زبان و تفکر میشود: میوه فروش سرکوچهٔ ما چه فرقی میکند با جوانان دانشآموختهٔ مثلاً مدرن ما که میخواهند سیلیکون ولی را به ایران بیاورند؛ یکی خیال میکند اگر اسم مغازهٔ میوهفروشیاش را بگذارد هایپر میوه مدرن شده و مغازهاش رونق میگیرد و کلاسِ اجتماعیاش بالا میرود؛ یکی هم با پیچ خطمشی در فلان دانشگاه میتواند هر متن شلخته را به صرف اینکه با کلمههای انگلیسی نوشته مقاله عنوان کند و برود بابت آن از نهادهای پژوهانهده (لابد گرانتینگ ایجنسی) تلکه کند؛ در هرحال چون جای خردِ فعال خالی است و کسی حاظر نیست بابت آن هزینه بکند، راحتتر از هر تفکری این است که کلمهای به کار ببریم که دیگران نفهمند و زاغ و بور باشد، بوی جهانی بدهد! آیا این را باید نتیجهٔ نامنتظر یا نامنظورِ انقلاب فرهنگی بدانیم؟ شورای انقلاب فرهنگی هم که به این امور نمیپردازد. لابد زبان دَخلی به فرهنگ ندارد! فارسی یا انگلیسی یا مخلوطی مانند اردو چه فرقی میکند؟ اصل شعائر است و ظواهر؟
راستی، پیچ یعنی چه؟ کدام مفهوم قرار است استنباط شود؛ مگر علاقهمندان به توسعه روستایی با این مفهوم نوپدید در سیاستگذاری آشنا هستند؟ نکند به¬کاربرندگان این کلمه هیچ به دنبال مفهوم نگشتهاند؛ مصادرهٔ معنی کردهاند بیتوجه به معنیِ اصلیِ این مفهوم که از دانشِ کسبوکار وامگرفته شده. خودِ کلمه در انگلیسی بیش از ده معنی دارد. در کسبوکار اما به معنی بازارگرمی برای یک کالا است؛ یعنی هنر جذب مشتری برای یک کالا؛ و همین مفهوم حالا برای جذب سیاست در علمِ سیاستگذاری به کار میرود. آیا ما که با این کلمه روبهرو میشویم باید خجالت بکشیم که کلمهای به این مهمی را نمیدانیم تا بهکار برندگان آن به هدفِ مهم جلوه دادنِ کارشان برسند؟ این یعنی تبعیت از همان مفهوم خرد نقل بنیان: لازم نیست بفهمیم پیچ در زبان انگلیسی و در کاربرد کسب و کار و یا سیاستگذاری چه معنی دارد؛ مهم است مدرن جلوه میکند، سپس هر نوع مصادرهٔ معنی که لازم شد انجام میدهیم و حتی کلمه را به مزایده میگذاریم: هرچه گرانتر میفروشیمش!
این چه فرهنگی است که بقالی را اول به سوپر تبدیل میکند و یک نسل بعد سوپر را به هایپر؛ و هیچ لازم نیست بداند سوپر و هایپر یعنی چه؟ سوپر به قدری کوچک میشود که دکه هم سوپر میشود! زمانی بود که استاد دانشگاه ما ترکیب ضربکُنِ لاگرانژ را ضربِ کِن لاگرانژ میخواند و میگفت کِن لاگرانژ یک ریاضیدان فرانسوی بوده است؛ پس چه انتظار از مغازهدارِمان! این همان غلبهٔ فرهنگ دست دومی، یا فرهنگ مبتنی بر خرد نقل بنیان است که از قضا با قرائت حاکم از اسلام در روزگار ما مغایرت که ندارد هیچ، شاید سنخیت هم داشته باشد. آیا انقلاب اسلامی این فرهنگ را میخواهد؟ نسلی از دانشآموختگان جوان ما در داخل کشور و بزرگ شده در جمهوری اسلامی به نظر میرسد متوجه عواقب این وادادگی و غلبهٔ خردِ نقلبنیان نیستند و به سرعت هر مد جهانی را به سمتش میروند بدون این که دستکم به دنبال درک مفهومهای آن نیز باشند تا شاید موضوع هم درک بشود.
امیدم به آن دسته از نسل جوان است که با خردِ فعال آشنا هستند. این نسل باید به زبان هم حساس بشود، و به درک مفاهیم توجهی درخور بکند. بدون درک مفاهیم نه زبان رشد میکند و نه تفکر، بلکه هر دو الکن میشود و وابسته به غیر. هشیار باشیم؛ از محکومیت دست دومی به درآییم و دست اولی باشیم.
Notes on Science and Science Policy
✅ پیچ؟ هایپر؟ دست از مزایده و مصادرهٔ مفهوم برداریم
Pitch, hyper, stop concept auctions and using dispossessed concepts
✍️رضا منصوری
۳ آبان ۱۳۹۸
rmansouri.ir
سایکم، سیتیتاک، همایش بوتکمپ زعفران، دومین استارتفست (استارتآپ بریکفاست)، پیچِ خطمشی، هایپر میوه! باز هم ردیف کنم؟ از این مظاهر وادادگی زبانی مبتنی بر خردِ نقلبنیان تا دِلِتان بخواهد این روزها میبینیم و میشنویم؟ ملتی که نداند زبان یعنی چه، نداند واژه و زبان چه نقشی در رشد فکری دارد، و نتواند مفهومهای مدرن را درک بکند، لابد بیخیالِ زبان و تفکر میشود: میوه فروش سرکوچهٔ ما چه فرقی میکند با جوانان دانشآموختهٔ مثلاً مدرن ما که میخواهند سیلیکون ولی را به ایران بیاورند؛ یکی خیال میکند اگر اسم مغازهٔ میوهفروشیاش را بگذارد هایپر میوه مدرن شده و مغازهاش رونق میگیرد و کلاسِ اجتماعیاش بالا میرود؛ یکی هم با پیچ خطمشی در فلان دانشگاه میتواند هر متن شلخته را به صرف اینکه با کلمههای انگلیسی نوشته مقاله عنوان کند و برود بابت آن از نهادهای پژوهانهده (لابد گرانتینگ ایجنسی) تلکه کند؛ در هرحال چون جای خردِ فعال خالی است و کسی حاظر نیست بابت آن هزینه بکند، راحتتر از هر تفکری این است که کلمهای به کار ببریم که دیگران نفهمند و زاغ و بور باشد، بوی جهانی بدهد! آیا این را باید نتیجهٔ نامنتظر یا نامنظورِ انقلاب فرهنگی بدانیم؟ شورای انقلاب فرهنگی هم که به این امور نمیپردازد. لابد زبان دَخلی به فرهنگ ندارد! فارسی یا انگلیسی یا مخلوطی مانند اردو چه فرقی میکند؟ اصل شعائر است و ظواهر؟
راستی، پیچ یعنی چه؟ کدام مفهوم قرار است استنباط شود؛ مگر علاقهمندان به توسعه روستایی با این مفهوم نوپدید در سیاستگذاری آشنا هستند؟ نکند به¬کاربرندگان این کلمه هیچ به دنبال مفهوم نگشتهاند؛ مصادرهٔ معنی کردهاند بیتوجه به معنیِ اصلیِ این مفهوم که از دانشِ کسبوکار وامگرفته شده. خودِ کلمه در انگلیسی بیش از ده معنی دارد. در کسبوکار اما به معنی بازارگرمی برای یک کالا است؛ یعنی هنر جذب مشتری برای یک کالا؛ و همین مفهوم حالا برای جذب سیاست در علمِ سیاستگذاری به کار میرود. آیا ما که با این کلمه روبهرو میشویم باید خجالت بکشیم که کلمهای به این مهمی را نمیدانیم تا بهکار برندگان آن به هدفِ مهم جلوه دادنِ کارشان برسند؟ این یعنی تبعیت از همان مفهوم خرد نقل بنیان: لازم نیست بفهمیم پیچ در زبان انگلیسی و در کاربرد کسب و کار و یا سیاستگذاری چه معنی دارد؛ مهم است مدرن جلوه میکند، سپس هر نوع مصادرهٔ معنی که لازم شد انجام میدهیم و حتی کلمه را به مزایده میگذاریم: هرچه گرانتر میفروشیمش!
این چه فرهنگی است که بقالی را اول به سوپر تبدیل میکند و یک نسل بعد سوپر را به هایپر؛ و هیچ لازم نیست بداند سوپر و هایپر یعنی چه؟ سوپر به قدری کوچک میشود که دکه هم سوپر میشود! زمانی بود که استاد دانشگاه ما ترکیب ضربکُنِ لاگرانژ را ضربِ کِن لاگرانژ میخواند و میگفت کِن لاگرانژ یک ریاضیدان فرانسوی بوده است؛ پس چه انتظار از مغازهدارِمان! این همان غلبهٔ فرهنگ دست دومی، یا فرهنگ مبتنی بر خرد نقل بنیان است که از قضا با قرائت حاکم از اسلام در روزگار ما مغایرت که ندارد هیچ، شاید سنخیت هم داشته باشد. آیا انقلاب اسلامی این فرهنگ را میخواهد؟ نسلی از دانشآموختگان جوان ما در داخل کشور و بزرگ شده در جمهوری اسلامی به نظر میرسد متوجه عواقب این وادادگی و غلبهٔ خردِ نقلبنیان نیستند و به سرعت هر مد جهانی را به سمتش میروند بدون این که دستکم به دنبال درک مفهومهای آن نیز باشند تا شاید موضوع هم درک بشود.
امیدم به آن دسته از نسل جوان است که با خردِ فعال آشنا هستند. این نسل باید به زبان هم حساس بشود، و به درک مفاهیم توجهی درخور بکند. بدون درک مفاهیم نه زبان رشد میکند و نه تفکر، بلکه هر دو الکن میشود و وابسته به غیر. هشیار باشیم؛ از محکومیت دست دومی به درآییم و دست اولی باشیم.
Forwarded from رضا منصوری
یادداشتهایی پیرامون علم مدرن و سیاستگذاری آن
Notes on Science and Science Policy
✅ فکر کردن یا نکردن؟ سوال این است
To think or not to think? That is the question
✍️رضا منصوری
۱۰ آبان ۱۳۹۸
rmansouri.ir
جهشهای علمی زیادی را میشناسیم که در دوران تلاطمهای اجتماعی اتفاق افتادهاند. چرا ما ایرانیان انتظار داریم همهٔ امورمان ایدهآل باشد بعد کار بکنیم؟ در دانشگاهها فکر را تعطیل کردهایم اما در همهٔ امور سیاسی و اقتصادی رهنمود میدهیم. البته به عکس هم، سیاستمداران ما ضعف مدیریت خود را با رهنمود به ما دانشگاهیان میخواهند جبران کنند. برآمدن تفکرِ ویتگِنشتاین بعد از جنگ جهانی اول در اروپا و قبل از جنگ جهانی دوم بود، در اروپایی که رکود وحشتناک اقتصادی حاکم بود. مکتب وین در دورانی که اتریش متلاطم بود، و میان دو جنگ جهانی، به وجود آمد. مکانیک کوانتوم، به عنوان انقلابی مهم در تفکر بشر و نه فقط فیزیک، بین همین دو جنگ جهانی به وجود آمد. تحولاتی که منجر به تالیف کتاب اصول نیوتون شد در سالهای آتشسوزی مهیب در لندن بود. گالیله را هم که میدانیم با چه ترس و لرزی از حقیقتی علمی سخن میگفت. زندگیِ ارانیِ خودمان را هم که در یادداشتهای قبلی نوشتم. ما به چه بهانهای فکر را تعطیل کردهایم؟ خردمان را نقل-بنیان نگه داشتهایم و تنها به آموزش ناقص آنچه میپردازیم که دیگران پخته و آماده کردهاند. چرا نمیکوشیم به ماهیت علم نوین توجه کنیم و هر فعالیت علمی را در همان چارچوب ببینیم؟ چرا هر تقصیری را از آنِ سیاستمداران و مدیران اقتصادی کشور میدانیم اما حتی سری به خوابگاه دانشجویانمان در دانشگاهها نمیزنیم که ببینیم در چه وضع اسفناکی به سر میبرند؟ لابد آن را هم تقصیر مدیران کشور میدانیم. حاضر نیستیم هیچ نقدی را در برنامهریزی آموزشیمان و در تعریف رشتههای آموزشیمان بپذیریم. دانشگاه در ایران کم ایراد ندارد؛ میدانیم! آیا ما دانشگاهیان، که مدعی هستیم همه چیز را بهتر از مدیران سیاسی میدانیم، همهٔ مشکلات دانشگاه را هم به عهدهٔ دیگران میگذاریم؟ ما چه مشکلی از جامعه را حل کردهایم؟ چه علاقهای به حل مشکلات جامعه نشان دادهایم؟ مگر قرار نیست نخبگان در دانشگاه باشند؟ نخبگی ما در چیست؟ در درک کتابهایی که دانشگرانِ دیگر نوشتهاند؟ همین؟
آیا منتظریم تا همین مدیران برای علم کشور و برای دانشگاه تصمیم بگیرند؟ منتظر همین هستیم؟ مگر این مدیران سیاسی در پهلوی اول نبودند که دانشگاه ساختند و حالا بعد از ۹۰ سال میبینیم چه افتضاحی ساختند؟ اگر اصول هومبولت را نه نخبهای مانند او بلکه قیصر آلمان مینوشت هیچگاه دانشگاه مدرن به وجود میآمد؟ منتظر چه هستیم؟ دیر بجنبیم باز هم مدیران سیاسی دانشگاهی میسازند مانند اوائل انقلاب، از جنس دانشگاه تربیت مدرس؛ این را میخواهیم؟
ما باید بیدار شویم. دانشگاهها باید از درون بجنبند و خود را اصلاح کنند. علم و دانشگاه باید فعال بشود و از انفعالِ نقل-بنیان به درآید. برای دانشگاههای ما و برای توسعهٔ ایران راهی جز درک عمیق از علم و دانشگاه از درون دانشگاه وجود ندارد. ۹۰ سال تجربهٔ انفعال کافی است. خدا نکند سیاستمداران دست به تحول در دانشگاه بزنند که حتماً آن را خراب خواهند کرد. پس خودمان باید دست به کار بشویم و اگر خِرَدی در بینمان هست آن را به نمایش بگذاریم.
Notes on Science and Science Policy
✅ فکر کردن یا نکردن؟ سوال این است
To think or not to think? That is the question
✍️رضا منصوری
۱۰ آبان ۱۳۹۸
rmansouri.ir
جهشهای علمی زیادی را میشناسیم که در دوران تلاطمهای اجتماعی اتفاق افتادهاند. چرا ما ایرانیان انتظار داریم همهٔ امورمان ایدهآل باشد بعد کار بکنیم؟ در دانشگاهها فکر را تعطیل کردهایم اما در همهٔ امور سیاسی و اقتصادی رهنمود میدهیم. البته به عکس هم، سیاستمداران ما ضعف مدیریت خود را با رهنمود به ما دانشگاهیان میخواهند جبران کنند. برآمدن تفکرِ ویتگِنشتاین بعد از جنگ جهانی اول در اروپا و قبل از جنگ جهانی دوم بود، در اروپایی که رکود وحشتناک اقتصادی حاکم بود. مکتب وین در دورانی که اتریش متلاطم بود، و میان دو جنگ جهانی، به وجود آمد. مکانیک کوانتوم، به عنوان انقلابی مهم در تفکر بشر و نه فقط فیزیک، بین همین دو جنگ جهانی به وجود آمد. تحولاتی که منجر به تالیف کتاب اصول نیوتون شد در سالهای آتشسوزی مهیب در لندن بود. گالیله را هم که میدانیم با چه ترس و لرزی از حقیقتی علمی سخن میگفت. زندگیِ ارانیِ خودمان را هم که در یادداشتهای قبلی نوشتم. ما به چه بهانهای فکر را تعطیل کردهایم؟ خردمان را نقل-بنیان نگه داشتهایم و تنها به آموزش ناقص آنچه میپردازیم که دیگران پخته و آماده کردهاند. چرا نمیکوشیم به ماهیت علم نوین توجه کنیم و هر فعالیت علمی را در همان چارچوب ببینیم؟ چرا هر تقصیری را از آنِ سیاستمداران و مدیران اقتصادی کشور میدانیم اما حتی سری به خوابگاه دانشجویانمان در دانشگاهها نمیزنیم که ببینیم در چه وضع اسفناکی به سر میبرند؟ لابد آن را هم تقصیر مدیران کشور میدانیم. حاضر نیستیم هیچ نقدی را در برنامهریزی آموزشیمان و در تعریف رشتههای آموزشیمان بپذیریم. دانشگاه در ایران کم ایراد ندارد؛ میدانیم! آیا ما دانشگاهیان، که مدعی هستیم همه چیز را بهتر از مدیران سیاسی میدانیم، همهٔ مشکلات دانشگاه را هم به عهدهٔ دیگران میگذاریم؟ ما چه مشکلی از جامعه را حل کردهایم؟ چه علاقهای به حل مشکلات جامعه نشان دادهایم؟ مگر قرار نیست نخبگان در دانشگاه باشند؟ نخبگی ما در چیست؟ در درک کتابهایی که دانشگرانِ دیگر نوشتهاند؟ همین؟
آیا منتظریم تا همین مدیران برای علم کشور و برای دانشگاه تصمیم بگیرند؟ منتظر همین هستیم؟ مگر این مدیران سیاسی در پهلوی اول نبودند که دانشگاه ساختند و حالا بعد از ۹۰ سال میبینیم چه افتضاحی ساختند؟ اگر اصول هومبولت را نه نخبهای مانند او بلکه قیصر آلمان مینوشت هیچگاه دانشگاه مدرن به وجود میآمد؟ منتظر چه هستیم؟ دیر بجنبیم باز هم مدیران سیاسی دانشگاهی میسازند مانند اوائل انقلاب، از جنس دانشگاه تربیت مدرس؛ این را میخواهیم؟
ما باید بیدار شویم. دانشگاهها باید از درون بجنبند و خود را اصلاح کنند. علم و دانشگاه باید فعال بشود و از انفعالِ نقل-بنیان به درآید. برای دانشگاههای ما و برای توسعهٔ ایران راهی جز درک عمیق از علم و دانشگاه از درون دانشگاه وجود ندارد. ۹۰ سال تجربهٔ انفعال کافی است. خدا نکند سیاستمداران دست به تحول در دانشگاه بزنند که حتماً آن را خراب خواهند کرد. پس خودمان باید دست به کار بشویم و اگر خِرَدی در بینمان هست آن را به نمایش بگذاریم.