کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
23.7K subscribers
7.75K photos
305 videos
3.33K files
4.89K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
افتتاح تالار نشریات کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. این تالار که در زیرزمین کتابخانه در مساحت حدودا 370 متر مربع تشکیل شده، حاوی تمامی مجلات فارسی و عربی دانشگاه بالغ بر نزدیک به 2800 عنوان است.
تالار نشریات کتابخانه مرکزی با هزینه دانشگاه علوم پزشکی تهران تجهیز شده است. از جناب دکتر کریمی و جناب آقای دکتر صحرائیان متشکریم
امروز به مناسبت افتتاح تالار جدید نشریات کتابخانه مرکزی، این اثر با ارزش را هم که استاد فرید قاسمی نوشته اند، و چاپ شده، به مهمانان تقدیم شد.
قابل توجه دانشجویان گرامی

به اطلاع می رساند به دلیل برگزاری مراسم آغاز سال تحصیلی در روز چهارشنبه 24 مهر 1398 در محل کتابخانه مرکزی ،بخش کیفداری کتابخانه از صبح روز سه شنبه تا ساعت 12 روز چهارشنبه به دلیل مسائل امنیتی تعطیل است. لذا از پذیرش کیف و ... معذور است. قبلا از همراهی شما سپاسگزاریم .


روابط عمومی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران
قابل توجه پژوهشگران گرامی

دسترسی دانشگاه تهران به پایگاه اطلاعاتی MATHSCINET برقرار شد . علاقمندان می توانند از طریق لینک زیر دسترسی داشته باشند.
قابل ذکر است که این پایگاه دارای امکان Remote access می باشد.


https://mathscinet.ams.org/mathscinet/


@UT_central_Library
کتاب " مدیریت ما، مدیریت اسلامی در پرتو نهج البلاغه امام علی علیه السلام" نویسنده: علی اصغر پور عزت، در کتابخانه مرکزی گویا شد.
Forwarded from رضا منصوری
یادداشت‌هایی پیرامون علم مدرن و سیاست‌گذاری آن
Notes on Science and Science Policy

حکم بر «دست دوم» بودن
Decree to be the second

✍️رضا منصوری

۲۶ مهر ۱۳۹۸
rmansouri.ir

فیلسوف، دانشگر، یا پژوهشگر در کشورهای صنعتیِ پیشرو در محیطی با آزادی اندیشه می‌زید. این محیطِ آزاد منجر به غلیانِ ذهن و افکار جدید در هر زمینه‌ای می‌شود که ما آن را به صورت رشد تفکر و علم و فناوری می‌بینیم. ما به عکس، حاضریم هر نوشتارِ محصولِ این آزادی تفکر را ترجمه کنیم و بر آن حاشیه بنویسیم، آن افکارِ جوشیده از محیط آزاداندیشی را در چارچوب تصورات و تعداد بسیار محدود مفهوم و واژگان آشنای ذهن خودمان نقل و نقد کنیم، و این نقل را عین تفکر وانمود کنیم. اما اجازه نمی‌دهیم محیط خودمان بارور شود و تفکر مستقل پابگیرد؛ شاید هم قیدهایی بر خود و بر تفکر خود بسته‌ایم، قیدهایی که لابد ریشه دارند در فرهنگ ما: سیاسی‌اند، مذهبی‌اند، اخلاقی‌اند؛ هر چه هستند مانع تفکر آزاد ما هستند و حکم می‌کنند دستِ دوم باشیم و در انفعال فکری. شاید هم این حکم ریشه در شیوهٔ تفکر ما دارد؟ هر چه هست همین باعث می‌شود دستِ دوم بمانیم و حاشیه‌نویس بر تفکر دیگران، مگر به جد به دنبال محیطی آزاد برای تفکر باشیم؛ دست‌کم در خلقِ محیطی فردی.
چرا آزاد اندیشی مانند اِرانی در جامعهٔ ما خاموش شد و کسانی دست بالا را گرفتند که کارشان تنها نقل و نقّالی بود، آن هم نقلی دستِ چندمی؟ چندی پیش پرسشی مطرح کردم که چه می‌شد اگر تفکر اِرانی در ورود علوم پایهٔ نوین به ایران نقش تعیین‌کننده داشت و نه منش بانیان تاریخی دانشگاه تهران؟ روان‌شناسیِ دست چندمی‌ها شناخته شده است: غالباً به هر روش ممکن مانع حضور دست اولی‌ها می‌شوند تا از منافع خود حفاظت کنند. این را در مطالعهٔ تاریخچهٔ دانشکدهٔ فیزیک دانشگاه تهران دیده بودم و همین شد که در دانشکدهٔ فیزیک شریف از ابتدا این حکمت را جا انداختم که ما تنها کسانی را استخدام می‌کنیم که از خودمان بهتر باشند. می‌دانستم در غیر این صورت همان فاجعهٔ دانشگاه تهران پیش خواهد آمد. خرد نقل-بنیان مدافع این دست‌دومی بودن است و همین خرد هنوز بر ما حاکم است.
نکند اشتباه تاریخی متخصصان و متفکران یا دانشگران نوینِ ما بوده که می‌خواسته‌اند، علاوه بر دفاع از خرد فعال، منجی و منتقد اجتماعی هم باشند، جامعه را عوض کنند تا بر وفق مرادشان باشد، به کاری وارد شده‌اند که نه در توانشان بوده و نه در آن تخصص و تجربه داشته‌اند، عواقب کارشان را هم نپذیرفته‌اند، ناحرفه‌ای رفتار کرده‌اند و لافِ بی‌جا زده‌اند. اقتدارگرایی و استبداد موجود هم با واکنشِ شدید هیچ مفری برای ایفای نقش این مدعیان نگذاشته است. شاید اِرانی هم به همین دلیل ناموفق بود در نقشِ تعیین‌کننده در علم ایران؟ و در نبود افراد خردورزِ تحمل‌کنندهٔ شرایط فرهنگی و سیاسی موجود هم، لابد جامعه به ناچار کسانی را برکشیده است که ظاهر مورد پسندی داشته‌اند. چرا از این رفتار عبرت نگیریم؟ باید عبرت بگیریم!
این وضعیت معمولاً در تاریخ ما حاکم بوده است، چه در دورهٔ ساسانیان قبل از اسلام، و چه در دورهٔ اسلامی قبل از جمهوری اسلامی و چه اکنون؛ تنها دوران کوتاهی در قرن چهارم و پنچم، قبل از برآمدن سلجوقیان یعنی قبل از شروع انحطاط ما و پس از دوران طلایی اسلام، با یک استثنا رو به رو هستیم: تنها در این دوران است که ایران با آزادی نسبی تفکر رو به رو بوده و نتیجهٔ آن همان نام‌های تاریخی است که به آن مفتخریم. پس می‌شود به آزاداندیشی نوینی امید بست. این نوید انتظار مبارکی است که از نسل جدید دارم. در میان این نسلِ جدید متخصصان و دانشگرانی می‌بینم که استقلال فکری به معنی جهانی دارند، «قدر» خود را می‌دانند، یعنی بی‌جهت وارد اموری که تخصص ندارند نمی‌شوند مگر سنجیده باشند؛ و همین هم باعث می‌شود حکم به دست‌دومی در میان آنها صدق نکند. این نسل می‌تواند قیدهای فرهنگی مرتبط با دست‌دومی بودن ما را ذوب کند و ایران را به جامعهٔ خردورزان جهانی پیوند بزند.
خرید تازه کتابخانه مرکزی از قم. مجموعه ای بسیار خوب از کتابهای چاپ جدید عتبه عباسیه و حسینیه و منابع دیگر.