خاطرات محجوب از کتابخانه مجلس سنا، زریاب خویی و تقی زاده؛ و این که تقی زاده پولی که بابت دیرکرد سناتورها به عنوان جریمه می گرفت، برای کتابخانه سنا، کتاب می خرید.....
مجلس سنا آن زمان در خود ساختمان مجلس شورای ملی تشکیل شد و آقای تقی زاده رئیس مجلس شد. ایشان و آقای دکتر زریاب کارمند کتابخانۀ مجلس شورای ملی بودند و وقتی مجلس سنا تشکیل شد، آقای تقی زاده دکتر زریاب را به عنوان رئیس کتابخانۀ سنا معرفی کرد. ایشان برای خرید کتاب به کتابفروشیهای مختلف مراجعه می کرد و از جمله کتابفروشی بارانی که این کتابفروشی هم کتابهای خطی داشت و هم کتابهای قدیمی فقه و تاریخ با چاپ سنگی. خلاصه آقای زریاب میآمد تا کتاب بخرد و از همین رو با من آشنا شده بود. عموی آقای دکتر اسلامی که آن زمان در مجلس سنا رئیس تندنویسی بود به آقای دکتر زریاب گفته بود که من یک کسی را سراغ دارم که بیاید و به شما کمک کند. شما تنها هستید و ایشان کارمند کتابفروشی بوده و با کتاب آشنایی دارد. یک روزی قرار شد بروم و خدمت ایشان رفتم. خیلی استقبال کردند و به من گفتند: «عجب!! تویی!!؟»
بعد از آن روزی خدمتشان رفتیم و وارد کتابخانه شدیم، اتفاقاً سعید نفیسی هم آنجا بود و او هم مرا از طریق آقای اقبال میشناخت. و گفت که به! به! عجب! خیلی مبارک است.
شدیم عضو کتابخانۀ مرکزی سنا. از زمان مرحوم دکتر مصدق که سنا منحل شده بود، این بار در دورۀ دوم کاخ علیرضا پهلوی را خریده بودند که سنا در آنجا تأسیس شد. در ساختمان اول در مجلس شورای ملی بود که کتابها قفسه بندی شده بود و خود دکتر زریاب خیلی از اینها را فیش نویسی کرده بود؛ ما آنجا این کتابها را جمع و جور کرده؛ و کتابهای تازهای خریداری کردیم و برای همین من با کتابها خیلی آشنا شده بودم و محل قرارگیری و اسمشان در حافظه ام بود. و بعدها که ساختمان جدید مجلس سنا ساخته شد، دوباره به کاخ علیرضا پهلوی کتابها را حمل کردند و گذاشتند وسط اتاق و من باید این کتابها را دانه دانه در قفسه می گذاشتم و تمام اینها در حافظۀ من جا گرفت؛ چندی بعد از این استخدام شدم.
آن زمان یک بورسی برای آقای دکتر زریاب پیش آمده بود که برود آلمان و آقای تقی زاده هم که به قول خودش آقای دکتر زریاب را کشف کرده و خیلی علاقه مند بود که دکتر زریاب تحصیلات خارجی داشته باشد، موافقت کرد که ایشان به آن بورس برود و دو سالی مرخصی با حقوق هم برای ایشان گرفت. و خب من را هم که استخدام کرده بود و آقای کیکاووس جهانداری هم که در کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات بود، به کتابخانۀ مجلس آمد.
رسم آقای تقی زاده این بود که روزهای چهارشنبه میآمد و در آن مخزن کتابخانۀ سنا کارهای شخصی خود را انجام میداد. وقتی آقای زریاب رفت، آقای دکتر زرینکوب به عنوان مشاور کتابخانه حضور داشتند. اما بعد رفتن دکتر زریاب، آمدن آقای تقی زاده به مخزن قطع شد و یک حال ناراحتی داشت که حالا دیگر کسی نیست که آنطور که زریاب با این کار آشنا بود، آشنا به کار باشد. اینها که چیزی سرشان نمیشود! چند روزی به عید مانده بود که دیدم آقای زرین کوب آمدند و صورت مفصلی از اسامی کتابها را هم آوردند و گفتند که آقای تقی زاده گفته اند این کتابها را خریداری کنیم. آن زمان آقای تقیزاده رسمش این بود که از سناتورهایی که دیر میآمدند، جریمۀ غیبت می گرفت؛ ولی آن پول را قاطی پولهای دیگر نمی کرد و از آن پول برای کتابخانه کتاب میخرید. خب آخر سال هم بود و بودجۀ سنا زیاد آمده بود و او نمی خواست این بودجه به سال بعد منتقل شود و قصد داشت که کتاب بخرد و صورت مفصلی آورد که این کتابها را می خواهیم بخریم. من نگاه کردم به لیست و گفتم آقا این کتابها را داریم! آقای زرین کوب رفت پیش آقای تقی زاده و حرف من را به ایشان گفته بود و آقای تقی زاده گفته بودند که آقا! این اصلاً نتوانسته لیست را بخواند! برو بگو یکی را بیاورد! آقای زرین کوب دوباره برگشت و گفت آقای تقی زاده گفتند که یکی از این کتابها را بیاور! من سر قفسه رفتم و بلافاصله کتاب را برداشتم و به او دادم. ایشان هم رفته بود به تقی زاده گفته بود و تقی زاده خوشحال شده بود و از آن روز به بعد دوباره چهارشنبه ها برقرار شد و ایشان به مخزن می آمد. هر بار می خواست من را معرفی کند، میگفت که این آقای محجوب عالم به کتاب و ما فی الکتاب است!
(چاپ شده در بخارا. با تشکر از دوستم علی دهباشی)
مجلس سنا آن زمان در خود ساختمان مجلس شورای ملی تشکیل شد و آقای تقی زاده رئیس مجلس شد. ایشان و آقای دکتر زریاب کارمند کتابخانۀ مجلس شورای ملی بودند و وقتی مجلس سنا تشکیل شد، آقای تقی زاده دکتر زریاب را به عنوان رئیس کتابخانۀ سنا معرفی کرد. ایشان برای خرید کتاب به کتابفروشیهای مختلف مراجعه می کرد و از جمله کتابفروشی بارانی که این کتابفروشی هم کتابهای خطی داشت و هم کتابهای قدیمی فقه و تاریخ با چاپ سنگی. خلاصه آقای زریاب میآمد تا کتاب بخرد و از همین رو با من آشنا شده بود. عموی آقای دکتر اسلامی که آن زمان در مجلس سنا رئیس تندنویسی بود به آقای دکتر زریاب گفته بود که من یک کسی را سراغ دارم که بیاید و به شما کمک کند. شما تنها هستید و ایشان کارمند کتابفروشی بوده و با کتاب آشنایی دارد. یک روزی قرار شد بروم و خدمت ایشان رفتم. خیلی استقبال کردند و به من گفتند: «عجب!! تویی!!؟»
بعد از آن روزی خدمتشان رفتیم و وارد کتابخانه شدیم، اتفاقاً سعید نفیسی هم آنجا بود و او هم مرا از طریق آقای اقبال میشناخت. و گفت که به! به! عجب! خیلی مبارک است.
شدیم عضو کتابخانۀ مرکزی سنا. از زمان مرحوم دکتر مصدق که سنا منحل شده بود، این بار در دورۀ دوم کاخ علیرضا پهلوی را خریده بودند که سنا در آنجا تأسیس شد. در ساختمان اول در مجلس شورای ملی بود که کتابها قفسه بندی شده بود و خود دکتر زریاب خیلی از اینها را فیش نویسی کرده بود؛ ما آنجا این کتابها را جمع و جور کرده؛ و کتابهای تازهای خریداری کردیم و برای همین من با کتابها خیلی آشنا شده بودم و محل قرارگیری و اسمشان در حافظه ام بود. و بعدها که ساختمان جدید مجلس سنا ساخته شد، دوباره به کاخ علیرضا پهلوی کتابها را حمل کردند و گذاشتند وسط اتاق و من باید این کتابها را دانه دانه در قفسه می گذاشتم و تمام اینها در حافظۀ من جا گرفت؛ چندی بعد از این استخدام شدم.
آن زمان یک بورسی برای آقای دکتر زریاب پیش آمده بود که برود آلمان و آقای تقی زاده هم که به قول خودش آقای دکتر زریاب را کشف کرده و خیلی علاقه مند بود که دکتر زریاب تحصیلات خارجی داشته باشد، موافقت کرد که ایشان به آن بورس برود و دو سالی مرخصی با حقوق هم برای ایشان گرفت. و خب من را هم که استخدام کرده بود و آقای کیکاووس جهانداری هم که در کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات بود، به کتابخانۀ مجلس آمد.
رسم آقای تقی زاده این بود که روزهای چهارشنبه میآمد و در آن مخزن کتابخانۀ سنا کارهای شخصی خود را انجام میداد. وقتی آقای زریاب رفت، آقای دکتر زرینکوب به عنوان مشاور کتابخانه حضور داشتند. اما بعد رفتن دکتر زریاب، آمدن آقای تقی زاده به مخزن قطع شد و یک حال ناراحتی داشت که حالا دیگر کسی نیست که آنطور که زریاب با این کار آشنا بود، آشنا به کار باشد. اینها که چیزی سرشان نمیشود! چند روزی به عید مانده بود که دیدم آقای زرین کوب آمدند و صورت مفصلی از اسامی کتابها را هم آوردند و گفتند که آقای تقی زاده گفته اند این کتابها را خریداری کنیم. آن زمان آقای تقیزاده رسمش این بود که از سناتورهایی که دیر میآمدند، جریمۀ غیبت می گرفت؛ ولی آن پول را قاطی پولهای دیگر نمی کرد و از آن پول برای کتابخانه کتاب میخرید. خب آخر سال هم بود و بودجۀ سنا زیاد آمده بود و او نمی خواست این بودجه به سال بعد منتقل شود و قصد داشت که کتاب بخرد و صورت مفصلی آورد که این کتابها را می خواهیم بخریم. من نگاه کردم به لیست و گفتم آقا این کتابها را داریم! آقای زرین کوب رفت پیش آقای تقی زاده و حرف من را به ایشان گفته بود و آقای تقی زاده گفته بودند که آقا! این اصلاً نتوانسته لیست را بخواند! برو بگو یکی را بیاورد! آقای زرین کوب دوباره برگشت و گفت آقای تقی زاده گفتند که یکی از این کتابها را بیاور! من سر قفسه رفتم و بلافاصله کتاب را برداشتم و به او دادم. ایشان هم رفته بود به تقی زاده گفته بود و تقی زاده خوشحال شده بود و از آن روز به بعد دوباره چهارشنبه ها برقرار شد و ایشان به مخزن می آمد. هر بار می خواست من را معرفی کند، میگفت که این آقای محجوب عالم به کتاب و ما فی الکتاب است!
(چاپ شده در بخارا. با تشکر از دوستم علی دهباشی)
به اطلاع پژوهشگران محترم می رساند :
امکان مطالعه نسخ خطی و ارائه تصویر آن تا روز ۲۷ اسفند ماه مقدور است.
بخش نسخ خطی- کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد .
@UT_Central_Library
امکان مطالعه نسخ خطی و ارائه تصویر آن تا روز ۲۷ اسفند ماه مقدور است.
بخش نسخ خطی- کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد .
@UT_Central_Library
سال 1362 کتاب علم و دین باربور، با ترجمه خوب آقای خرمشاهی در 533 صفحه توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شد. اثری بسیار نفیس و مستند که ترجمه Issues in Science and Religion بود. اکنون کتاب دیدار دانش و دین در 280 صفحه، در همان موضوع ترجمه و منتشر شده است. این اثر ترجمه کتاب When Science Meets Religion است. مختصرتر از اثر قبل. بابور در این زمینه، دست کم از میان کسانی که آثارشان به فارسی درآمده صاحب نظر است و هر دو اثرش می تواند روشنگر تاریخچه مناسبات دین و علم در قرون اخیر باشد. فصل اول، چهار دیدگاه در باره علم و دین، فصل دوم، نجوم و آفرینش، فصل سوم اشارت های فیزیک کوانتوم، فصل چهارم فرگشت و خلق مدام، فصل پنجم ژنتیک، علوم اعصاب و طبیعت بشر، و فصل ششم خدا و طبیعت است. «جعفریان»
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرحوم آیت الله سید حسن صدر، تحقیق سید جعفر اشکوری، چاپ عتبه عباسیه، 1439.
در ذریعه، مکرر نام مکتبه سید حسن صدر دیده می شود، اکنون بعد از قریب هشتاد سال، منتشر شده است. سید حسن صدر، خودش فهرست نسخ خطی اش را به نام الابانه نوشته بوده، بعدها، فرزندش آن را در یک شکل جدید باز نویسی کرده، و حالا همان کتاب، به کوشش آقای سید جعفر اشکوری، دوست عزیز ما، توسط عتبه عباسیه منتشر شده است. جنبش کتابشناسی شیعی، تقریبا با میرزای نوری شروع شد، اما سید حسن صدر در این باره جدیت کرد. بعدها شیخ آقابزرگ آن را توسعه داد. این فهرست شامل معرفی 776 نسخه است که نمی دانیم همه آنها برجای مانده است یا خیر. نسخه های خوب هم دارد. چاپ هم بسیار نفیس، با فهارس خوب و شایسته است.
در ذریعه، مکرر نام مکتبه سید حسن صدر دیده می شود، اکنون بعد از قریب هشتاد سال، منتشر شده است. سید حسن صدر، خودش فهرست نسخ خطی اش را به نام الابانه نوشته بوده، بعدها، فرزندش آن را در یک شکل جدید باز نویسی کرده، و حالا همان کتاب، به کوشش آقای سید جعفر اشکوری، دوست عزیز ما، توسط عتبه عباسیه منتشر شده است. جنبش کتابشناسی شیعی، تقریبا با میرزای نوری شروع شد، اما سید حسن صدر در این باره جدیت کرد. بعدها شیخ آقابزرگ آن را توسعه داد. این فهرست شامل معرفی 776 نسخه است که نمی دانیم همه آنها برجای مانده است یا خیر. نسخه های خوب هم دارد. چاپ هم بسیار نفیس، با فهارس خوب و شایسته است.
Forwarded from رضا منصوری
یادداشتهایی پیرامون علم مدرن و سیاستگذاری آن
Notes on Science and Science Policy
✅ مفاهیم و اجرا
Concepts and execution
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
✍️ رضا منصوری
rmansouri.ir
همه از علم صحبت میکنیم و هر کس استنباط خودش را میکند. از سیاستگذاری صحبت میکنیم و باز هم هر کس تصور خودش را دارد. از اجرای سیاستها صحبت میکنیم بدون اینکه بدانیم در اجرا هم عاملهای پرشماری وارد میشود که با مفاهیم آن آشنا نیستیم؛ تازه اگر در اجرا عنایتی به سیاستها داشته باشیم که در ایران معمولا نداریم! پس نتیجهٔ اجرا، در بهترین شرایطِ توجه به سیاستها هم، ممکن است ربطی به انگیزهٔ هیچ یک از برداشتهای اولیه از مفهومهای مرتبط با سیاستگذاری نداشته باشد! دو مفهوم «نتیجهٔ نامنتظر» و نیز «نتیجهٔ نامنظور» نظر به این گونه موردها در سیاستگذاری و در راهبردهای اجرایی (Executive strategies) دارد. این دو مفهوم را مِرتون مطرح کرده است و در ابتدا هم مترادف گرفته میشد که حالا میدانیم این جور نیست؛ این دو مفهوم نمونهای است از مفاهیم پیچیدهٔ مرتبط با جوامع انسانی و «سامانههای پیچیده». ما انسانها تا ۱۰۰ سال پیش هنوز تصور روشنی از ارتباط میان مفاهیم مرتبط با جزء و کل نداشتیم. مفهوم «پدیدههای برآمده» را فیلسوفان در قرن ۱۳/ ۱۹ مطرح کرده بودند اما هنوز مصداقهای روشنی از این مفهومها در مورد جامعههای انسانی شناخته شده نبود. دو مفهوم نتیجهٔ نامنظور و نتیجهٔ نامنتظر را باید در همین بافتار تعریف و درک کرد. تازه روشهای ما ایرانیان در اجرا به نظر میرسد با هیچ یک از نظریههای مطرح در نظریهٔ سازمان (Organization theory) سنخیتی ندارد مگر با نظریهٔ «به آب و گل زدن» (Theory of muddling through). پس دور نیست بدانیم که ادیان، از جمله اسلام، و تفکر فقهی در شیعه، و نیز نظریهپردازان حکمرانی در جمهوری اسلامی ما فرصت این را نیافته باشند که با جامعه به معنی مدرن آن و با سامانههای پیچیده (Complex systems) آشنا و با مفاهیم آن درگیر بشوند.
در چند یادداشت بعدی قصدم پرداختن به این نوع مفاهیم و بعضی مصداقهای آنها است. ندانستن این مفهومها مثل این میماند که ما با مفهوم نیرو و شتاب در فیزیک آشنا نباشیم و بخواهیم موشک به ماه بفرستیم، یا با مفهوم برآمدهای مانند دما آشنا نباشیم و بخواهیم اقلیمشناس شویم. پس یادمان باشد دانش و اجرای مبتنی بر دانش مستقل از مفاهیم نیست. تا مفاهیم را درست نشناسیم فقط در خیال با دانش سروکار داریم. سیاستگذاری و اجرای سیاستها و راهبردهای اجرایی هم بدون درک مفاهیم پیچیدهٔ سامانهها و علوم اجتماعی ناممکن است. به این پیچیدگی اضافه کنید تنوع و ابهام در درک ما ایرانیان از مفاهیم مدرنی که دیگران ابداع کردهاند. پس بسیار بیش از دیگران باید در مورد رسیدن به درک مشترک از مفاهیم و سپس پیچیدگیهای اجرا توجه کنیم.
Notes on Science and Science Policy
✅ مفاهیم و اجرا
Concepts and execution
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
✍️ رضا منصوری
rmansouri.ir
همه از علم صحبت میکنیم و هر کس استنباط خودش را میکند. از سیاستگذاری صحبت میکنیم و باز هم هر کس تصور خودش را دارد. از اجرای سیاستها صحبت میکنیم بدون اینکه بدانیم در اجرا هم عاملهای پرشماری وارد میشود که با مفاهیم آن آشنا نیستیم؛ تازه اگر در اجرا عنایتی به سیاستها داشته باشیم که در ایران معمولا نداریم! پس نتیجهٔ اجرا، در بهترین شرایطِ توجه به سیاستها هم، ممکن است ربطی به انگیزهٔ هیچ یک از برداشتهای اولیه از مفهومهای مرتبط با سیاستگذاری نداشته باشد! دو مفهوم «نتیجهٔ نامنتظر» و نیز «نتیجهٔ نامنظور» نظر به این گونه موردها در سیاستگذاری و در راهبردهای اجرایی (Executive strategies) دارد. این دو مفهوم را مِرتون مطرح کرده است و در ابتدا هم مترادف گرفته میشد که حالا میدانیم این جور نیست؛ این دو مفهوم نمونهای است از مفاهیم پیچیدهٔ مرتبط با جوامع انسانی و «سامانههای پیچیده». ما انسانها تا ۱۰۰ سال پیش هنوز تصور روشنی از ارتباط میان مفاهیم مرتبط با جزء و کل نداشتیم. مفهوم «پدیدههای برآمده» را فیلسوفان در قرن ۱۳/ ۱۹ مطرح کرده بودند اما هنوز مصداقهای روشنی از این مفهومها در مورد جامعههای انسانی شناخته شده نبود. دو مفهوم نتیجهٔ نامنظور و نتیجهٔ نامنتظر را باید در همین بافتار تعریف و درک کرد. تازه روشهای ما ایرانیان در اجرا به نظر میرسد با هیچ یک از نظریههای مطرح در نظریهٔ سازمان (Organization theory) سنخیتی ندارد مگر با نظریهٔ «به آب و گل زدن» (Theory of muddling through). پس دور نیست بدانیم که ادیان، از جمله اسلام، و تفکر فقهی در شیعه، و نیز نظریهپردازان حکمرانی در جمهوری اسلامی ما فرصت این را نیافته باشند که با جامعه به معنی مدرن آن و با سامانههای پیچیده (Complex systems) آشنا و با مفاهیم آن درگیر بشوند.
در چند یادداشت بعدی قصدم پرداختن به این نوع مفاهیم و بعضی مصداقهای آنها است. ندانستن این مفهومها مثل این میماند که ما با مفهوم نیرو و شتاب در فیزیک آشنا نباشیم و بخواهیم موشک به ماه بفرستیم، یا با مفهوم برآمدهای مانند دما آشنا نباشیم و بخواهیم اقلیمشناس شویم. پس یادمان باشد دانش و اجرای مبتنی بر دانش مستقل از مفاهیم نیست. تا مفاهیم را درست نشناسیم فقط در خیال با دانش سروکار داریم. سیاستگذاری و اجرای سیاستها و راهبردهای اجرایی هم بدون درک مفاهیم پیچیدهٔ سامانهها و علوم اجتماعی ناممکن است. به این پیچیدگی اضافه کنید تنوع و ابهام در درک ما ایرانیان از مفاهیم مدرنی که دیگران ابداع کردهاند. پس بسیار بیش از دیگران باید در مورد رسیدن به درک مشترک از مفاهیم و سپس پیچیدگیهای اجرا توجه کنیم.
Forwarded from ELSEVIER IRAN
وبینار "چگونگی نوشتن یک خلاصه پژوهش به زبان ساده (lay summary)"
سه شنبه - ساعت 17:30
مقالات ژورنالی توسط ذهنهای پژوهشگرانه نوشته می شوند و از همین روست که گاهی درک محتویات این مقالات برای افراد خارج از فضای دانشگاهی و یا حتی برای افرادی خارج از آن حیطه موضوعی، ساده نیست...
اینجاست که lay summaryها که گاهی lay abstracts هم خوانده می شوند، نقش مفیدی ایفا می کنند. آنها مزیت دیگری هم دارند. یک lay summary میتواند ابزاری عالی برای کمک به ارتقای کار شما هم باشد.
در این وبینار، ما نگاهی به چیستی lay summary می اندازیم و اینکه چرا شما به عنوان نویسنده، می توانید از آن به عنوان بهترین جا برای شرح نتایج کارتان استفاده کنید.
علاوه بر این، ما نکات نوشتاری نظیر مواردی چون ساختار ایده آل و حجم lay summary شما گرفته تا زبانی که باید برای نوشتن از آن استفاده کنید را شرح می دهیم و بررسی می کنیم که در نهایت، نه تنها برای افزایش قابلیت دیده شدن کارتان، بلکه برای تامین بودجه بیشتر پژوهش تان، چه کاری می توانید با مقاله تکمیل شده خود انجام دهید.
در انتها، شما با مهارت های مورد نیاز برای ایجاد یک lay summary جالب و تاثیرگذار و درک این امر که چگونه lay summary می تواند به رشد شبکه کاری و حرفه ای شما کمک کند، خواهید رسید.
جهت ثبت نام در وبینار بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://researcheracademy.elsevier.com/communicating-research/social-impact/write-lay-summary-0?utm_campaign=STMJ_88701_PUBC_REG&utm_medium=email&utm_dgroup=88701_MAIN_NOAB_ST3_C&utm_acid=10828123&SIS_ID=0&dgcid=STMJ_88701_PUBC_REG&CMX_ID=&utm_in=DM480243&utm_source=AC_30
سه شنبه - ساعت 17:30
مقالات ژورنالی توسط ذهنهای پژوهشگرانه نوشته می شوند و از همین روست که گاهی درک محتویات این مقالات برای افراد خارج از فضای دانشگاهی و یا حتی برای افرادی خارج از آن حیطه موضوعی، ساده نیست...
اینجاست که lay summaryها که گاهی lay abstracts هم خوانده می شوند، نقش مفیدی ایفا می کنند. آنها مزیت دیگری هم دارند. یک lay summary میتواند ابزاری عالی برای کمک به ارتقای کار شما هم باشد.
در این وبینار، ما نگاهی به چیستی lay summary می اندازیم و اینکه چرا شما به عنوان نویسنده، می توانید از آن به عنوان بهترین جا برای شرح نتایج کارتان استفاده کنید.
علاوه بر این، ما نکات نوشتاری نظیر مواردی چون ساختار ایده آل و حجم lay summary شما گرفته تا زبانی که باید برای نوشتن از آن استفاده کنید را شرح می دهیم و بررسی می کنیم که در نهایت، نه تنها برای افزایش قابلیت دیده شدن کارتان، بلکه برای تامین بودجه بیشتر پژوهش تان، چه کاری می توانید با مقاله تکمیل شده خود انجام دهید.
در انتها، شما با مهارت های مورد نیاز برای ایجاد یک lay summary جالب و تاثیرگذار و درک این امر که چگونه lay summary می تواند به رشد شبکه کاری و حرفه ای شما کمک کند، خواهید رسید.
جهت ثبت نام در وبینار بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://researcheracademy.elsevier.com/communicating-research/social-impact/write-lay-summary-0?utm_campaign=STMJ_88701_PUBC_REG&utm_medium=email&utm_dgroup=88701_MAIN_NOAB_ST3_C&utm_acid=10828123&SIS_ID=0&dgcid=STMJ_88701_PUBC_REG&CMX_ID=&utm_in=DM480243&utm_source=AC_30
گزارش_هفتگی 3.xlsx
43.4 KB
لیست پایان نامه های تحویل داده شده به کتابخانه مرکزی از تاریخ هجدهم اسفندماه لغایت بیست ودوم اسفندماه ١٣٩٧
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
فهرست_اسناد_تاریخی_کتابخانه_مرکزی.pdf
3 MB
فهرست اسناد تاریخی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، مجلد چهارم.
هدیه نوروزی کتابخانه به پژوهشگران
@UT_Central_Library
هدیه نوروزی کتابخانه به پژوهشگران
@UT_Central_Library
خجسته سالروز ولادت با سعادت نهمين پيشواي شيعيان جهان ابن الرّضا، حضرت جواد الائمه (ع)، بر همه عاشقان و شيفتگان خاندان عصمت و طهارت، تبريك و تهنيت باد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
امروز جلسه هیئت امناء جمالزاده بود. حساب سال گذشته و کارهای سال جدید. سال گذشته 30 میلیون برای خرید کتاب به کتابخانه مرکزی لطف کردند. امسال شد 50 میلیون تومان. قرار شد به فارغ التحصیلان کارشناسی تاریخ و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، به شرط معدل بالای 19، جایزه ای تعلق گیرد. متشکریم از جناب دکتر شکرچی زاده.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
امروز کتابخانه مرکزی سه بازنشسته داشتیم. خانمها کبیر، زینلی، و حمیدیه. همگی از آنها تشکر کردیم.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عباسعلی محقق واعظ خراسانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
۵۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۲، شیخ عباسعلی محقق واعظ خراسانی ـ خطیب و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
واعظ خراسانی در سال ۱۲۷۱ در خانوادهای روحانی در مشهد مقدس متولد شد. مراحل آغازین تحصیل را نزد پدر گذراند و با دقائق و رموز کار یک خطیب توانا و واعظ زبردست، در محضر پدر آشنا شد. سپس به حوزهی علمیهی مشهد رفت و فقه و اصول و فلسفه آموخت. این عالم علوم دینی، به تفسیر و حدیث علاقهی فراوان داشت و در نتیجهی مطالعهی پیگیر در اخبار و احادیث، خود دائرهالمعارف متحرکی از علوم و معارف شیعه بود. شیخ عباسعلی پس از تحصیل علوم اسلامی به وعظ پرداخت. او در واقعهی مسجد گوهرشاد مشهد در تابستان ۱۳۱۴، در اعتراض به رضا شاه، به منبر رفت. در نتیجهی این کار، دستگیر شد و ۳ سال در زندان قصر قجر زندانی گردید. پس از رهایی، مجالس وعظ خود را در تهران، قم و نجف ادامه داد.
شیخ عباسعلی واعظ خراسانی کتابخانهی نفیسی هم داشت که مشهور است از نظر شمار و تنوع مطالب، چهارمین کتابخانهی مشهد مقدس بوده است. این خطیب و واعظ توانا در ۲۷ اسفند ۱۳۴۲ در ۷۱سالگی در تهران درگذشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شیخ عباسعلی واعظ خراسانی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۲، شیخ عباسعلی محقق واعظ خراسانی ـ خطیب و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
واعظ خراسانی در سال ۱۲۷۱ در خانوادهای روحانی در مشهد مقدس متولد شد. مراحل آغازین تحصیل را نزد پدر گذراند و با دقائق و رموز کار یک خطیب توانا و واعظ زبردست، در محضر پدر آشنا شد. سپس به حوزهی علمیهی مشهد رفت و فقه و اصول و فلسفه آموخت. این عالم علوم دینی، به تفسیر و حدیث علاقهی فراوان داشت و در نتیجهی مطالعهی پیگیر در اخبار و احادیث، خود دائرهالمعارف متحرکی از علوم و معارف شیعه بود. شیخ عباسعلی پس از تحصیل علوم اسلامی به وعظ پرداخت. او در واقعهی مسجد گوهرشاد مشهد در تابستان ۱۳۱۴، در اعتراض به رضا شاه، به منبر رفت. در نتیجهی این کار، دستگیر شد و ۳ سال در زندان قصر قجر زندانی گردید. پس از رهایی، مجالس وعظ خود را در تهران، قم و نجف ادامه داد.
شیخ عباسعلی واعظ خراسانی کتابخانهی نفیسی هم داشت که مشهور است از نظر شمار و تنوع مطالب، چهارمین کتابخانهی مشهد مقدس بوده است. این خطیب و واعظ توانا در ۲۷ اسفند ۱۳۴۲ در ۷۱سالگی در تهران درگذشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شیخ عباسعلی واعظ خراسانی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
Forwarded from (Culture - Art & Diplomacy)
🇩🇪🇮🇷
مسیرها و فرصتهای همکاریهای علمی و آموزشی، جلب حمایت و ... در سطوح دانشگاهی با موسسات آلمان
به نقل از رايزني فرهنگي سفارت ج اا در آلمان
سالهاست آلمان به مقصد محبوب محققان و دانشجویان بدل شده است. کشوری که با وجود دانشگاهها، موسسات آموزشی و پژوهشی و شرکتهای کوچک و بزرگ صنعتی، میزبان دانشجویان و پژوهشگران زیادی از اقصی نقاط جهان است. آمارها نشان میدهند که هر سال بیش از ۵ هزار دانشجو خارجی، دوره دکترای خود را در آلمان به پایان میرسانند و بیش از ۱۵ هزار محقق بینالمللی با حمایت موسسات پژوهشی آلمان و اتحادیه اروپا در کشور ژرمنها به کار تحقیقاتی میپردازند. آلمان با در اختیار داشتن ۱۲۰ دانشگاه عمومی، ۲۲۰ دانشگاه علمی کاربردی و ۶۰ دانشکده هنر و موسیقی، شرایط مناسبی برای کار پژوهشگران رشتههای مختلف دارد. علاوه بر این، بودجه زیادی در این کشور برای سرمایهگذاری در حوزه تحقیقات صرف میشود. به عنوان مثال براساس آمارهای سال ۲۰۱۶، دولت فدرال، موسسات آموزشی و تحقیقاتی و شرکتهای صنعتی در آلمان، در حدود ۱۶.۶ میلیارد یورو صرف برنامههای تحقیقاتی در این کشور کردهاند. با این اوصاف عجیب نیست که بسیاری از پژوهشگران برای کار تحقیقاتی کشور ژرمنها را انتخاب میکنند.
پروژههای تحقیقاتی در دانشگاهها
با وجود اینکه، بسیاری از پژوهشگران جوان دوست دارند برای کار تحقیقاتی به آلمان سفر کنند، اما بسیاری از آنها نمیدانند که برای تحقق این خواسته، چه روندی را باید طی کنند. براساس اطلاعاتی که بر روی سایت “تحقیقات در آلمان” قرار گرفته است، پژوهشگران میتوانند از طریق دانشگاهها، موسسات و سازمانهای پژوهشی و همچنین شرکتهای صنعتی برای کار تحقیقاتی در آلمان اقدام کنند.
همانطور که پیشتر نیز گفته شد، آلمان ۴۰۰ دانشگاه و موسسه آموزشی در رشتههای مختلف دارد. بسیاری از دانشگاههای آلمان در رده بهترین دانشگاههای جهان قرار دارند و سرمایهگذاریهای زیادی در عرصه پژوهشی انجام میدهند. متقاضیانی که تمایل دارند برای کار تحقیقاتی در دانشگاههای آلمان اقدام کنند، تنها کافی است که وارد سایت اینترنتی دانشگاههای مختلف شوند و در بخش مربوط به تحقیقات دانشگاه، پروژههای پژوهشی مربوط به رشته خود را پیدا کنند. علاوه بر این، علاقمندان به کار تحقیقاتی میتوانند، پروژه پژوهشی خود را برای دانشگاههای آلمان ارسال کنند و در صورتی که مسئولان دانشگاه با پروژه موافقت کردند، به صورت انفرادی بر روی آنها کار کنند.
هر چند که همه دانشگاههای آلمان سایت اینترنتی دارند، اما برای سهولت کار پژوهشگران جوان، برخی از سازمانهای تحقیقاتی، اطلاعات جامعی از پروژههای پژوهشی فدرال را بر روی سایتهای اینترنتی خود منتشر کردهاند. به طور مثال، اتحادیه روسای دانشگاههای آلمان (اچآرکی) در سایت خود، اطلاعات مربوط به ۳۴ هزار پروژه همکاریهای بینالمللی در دانشگاههای آلمان را منتشر کرده است. این اتحادیه، در بخشی که به نام قطبنمای آموزش عالی نامگذاری شده است، اطلاعات کاملی درباره پروژههای همکاری دانشگاهها و موسسات آموزشی آلمان دارد. از سایت زیر میتوانید برای پیدا کردن پروژه تحقیقاتی مورد علاقهتان اقدام کنید:
https://www.hochschulkompass.de/en/study-in-germany.html
این اتحادیه همچنین نقشه پژوهشی در آلمان را منتشر کرده است. این نقشه پژوهشی به شما امکان میدهد تا اولویتهای تحقیقاتی در هر یک از موسسات آموزشی آلمان را بشناسید. از طریق سایت زیر میتوانید اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنید:
http://www.forschungslandkarte.de/en/landkarte.html
علاوه بر اینها، در کاتالوگ کمکهای مالی دولت فدرال، اطلاعات مربوط به ۱۱۰ هزار پروژه تحقیقاتی قابل مشاهده است. علاقمندان از لینک زیر میتوانند، اطلاعات مربوط به این پروژهها را پیدا کنند. این فهرست صرفا شامل پروژههای تحقیقاتی است که توسط دولت فدرال پشتیبانی میشوند.
https://foerderportal.bund.de/foekat/jsp/StartAction.do
سازمانهای پژوهشی...
@kultur
ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه نمایید:
http://fa.berlin.icro.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=190&pageid=11680&newsview=725410
مسیرها و فرصتهای همکاریهای علمی و آموزشی، جلب حمایت و ... در سطوح دانشگاهی با موسسات آلمان
به نقل از رايزني فرهنگي سفارت ج اا در آلمان
سالهاست آلمان به مقصد محبوب محققان و دانشجویان بدل شده است. کشوری که با وجود دانشگاهها، موسسات آموزشی و پژوهشی و شرکتهای کوچک و بزرگ صنعتی، میزبان دانشجویان و پژوهشگران زیادی از اقصی نقاط جهان است. آمارها نشان میدهند که هر سال بیش از ۵ هزار دانشجو خارجی، دوره دکترای خود را در آلمان به پایان میرسانند و بیش از ۱۵ هزار محقق بینالمللی با حمایت موسسات پژوهشی آلمان و اتحادیه اروپا در کشور ژرمنها به کار تحقیقاتی میپردازند. آلمان با در اختیار داشتن ۱۲۰ دانشگاه عمومی، ۲۲۰ دانشگاه علمی کاربردی و ۶۰ دانشکده هنر و موسیقی، شرایط مناسبی برای کار پژوهشگران رشتههای مختلف دارد. علاوه بر این، بودجه زیادی در این کشور برای سرمایهگذاری در حوزه تحقیقات صرف میشود. به عنوان مثال براساس آمارهای سال ۲۰۱۶، دولت فدرال، موسسات آموزشی و تحقیقاتی و شرکتهای صنعتی در آلمان، در حدود ۱۶.۶ میلیارد یورو صرف برنامههای تحقیقاتی در این کشور کردهاند. با این اوصاف عجیب نیست که بسیاری از پژوهشگران برای کار تحقیقاتی کشور ژرمنها را انتخاب میکنند.
پروژههای تحقیقاتی در دانشگاهها
با وجود اینکه، بسیاری از پژوهشگران جوان دوست دارند برای کار تحقیقاتی به آلمان سفر کنند، اما بسیاری از آنها نمیدانند که برای تحقق این خواسته، چه روندی را باید طی کنند. براساس اطلاعاتی که بر روی سایت “تحقیقات در آلمان” قرار گرفته است، پژوهشگران میتوانند از طریق دانشگاهها، موسسات و سازمانهای پژوهشی و همچنین شرکتهای صنعتی برای کار تحقیقاتی در آلمان اقدام کنند.
همانطور که پیشتر نیز گفته شد، آلمان ۴۰۰ دانشگاه و موسسه آموزشی در رشتههای مختلف دارد. بسیاری از دانشگاههای آلمان در رده بهترین دانشگاههای جهان قرار دارند و سرمایهگذاریهای زیادی در عرصه پژوهشی انجام میدهند. متقاضیانی که تمایل دارند برای کار تحقیقاتی در دانشگاههای آلمان اقدام کنند، تنها کافی است که وارد سایت اینترنتی دانشگاههای مختلف شوند و در بخش مربوط به تحقیقات دانشگاه، پروژههای پژوهشی مربوط به رشته خود را پیدا کنند. علاوه بر این، علاقمندان به کار تحقیقاتی میتوانند، پروژه پژوهشی خود را برای دانشگاههای آلمان ارسال کنند و در صورتی که مسئولان دانشگاه با پروژه موافقت کردند، به صورت انفرادی بر روی آنها کار کنند.
هر چند که همه دانشگاههای آلمان سایت اینترنتی دارند، اما برای سهولت کار پژوهشگران جوان، برخی از سازمانهای تحقیقاتی، اطلاعات جامعی از پروژههای پژوهشی فدرال را بر روی سایتهای اینترنتی خود منتشر کردهاند. به طور مثال، اتحادیه روسای دانشگاههای آلمان (اچآرکی) در سایت خود، اطلاعات مربوط به ۳۴ هزار پروژه همکاریهای بینالمللی در دانشگاههای آلمان را منتشر کرده است. این اتحادیه، در بخشی که به نام قطبنمای آموزش عالی نامگذاری شده است، اطلاعات کاملی درباره پروژههای همکاری دانشگاهها و موسسات آموزشی آلمان دارد. از سایت زیر میتوانید برای پیدا کردن پروژه تحقیقاتی مورد علاقهتان اقدام کنید:
https://www.hochschulkompass.de/en/study-in-germany.html
این اتحادیه همچنین نقشه پژوهشی در آلمان را منتشر کرده است. این نقشه پژوهشی به شما امکان میدهد تا اولویتهای تحقیقاتی در هر یک از موسسات آموزشی آلمان را بشناسید. از طریق سایت زیر میتوانید اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنید:
http://www.forschungslandkarte.de/en/landkarte.html
علاوه بر اینها، در کاتالوگ کمکهای مالی دولت فدرال، اطلاعات مربوط به ۱۱۰ هزار پروژه تحقیقاتی قابل مشاهده است. علاقمندان از لینک زیر میتوانند، اطلاعات مربوط به این پروژهها را پیدا کنند. این فهرست صرفا شامل پروژههای تحقیقاتی است که توسط دولت فدرال پشتیبانی میشوند.
https://foerderportal.bund.de/foekat/jsp/StartAction.do
سازمانهای پژوهشی...
@kultur
ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه نمایید:
http://fa.berlin.icro.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=190&pageid=11680&newsview=725410
www.hochschulkompass.de
Study in Germany - Hochschulkompass
مصاحبه مفصلی است با آقای کامران فانی که عمری را در حوزه کتاب و کتابداری سپری کرده است. از این خاطرات، بخشی از تاریخ کتاب و کتابخانه در ایران بدست می آید. تجربه های وی از دوران تحصیل و همین طور کار در کتابخانه ملی برای همه به خصوص کتابدان جالب است.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
۲۰۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۱۹۷، حاج محمدحسین مروی ـ بنیانگذار مدرسهی مروی ـ درگذشت.
حاج محمدحسین خان پسر بیرام علی خان و از تیرهی عزالدینلو شاخهی اشاقهباش ایل قاجار بود. در اوائل سلطنت فتحعلی شاه، ازبکها به مرو حمله کردند و محمدحسین خان که حاکم مرو بود و اجدادش از زمان شاه تهماسب صفوی حکومت آن حدود را داشتند، از آنان شکست خورد و در سال ۱۱۷۸ به کابل فرار کرد و از آن جا به قندهار و از قندهار به سیستان و در نهایت به تهران آمد. در تهران فتحعلی شاه به دیدارش رفت، او را احترام گذاشت و عزیزش داشت. حتی بعد از کشتن حاج ابراهیم کلانتر صدر اعظم خود، به خان مروی پیشنهاد صدارت داد، اما محمدحسین خان از قبول صدر اعظمی خودداری کرد و تا پایان عمر با عزت و احترام بسیار در دربار شاه قجر زیست.
خان مروی هرگز نتوانست بار دیگر به حکومت مرو باز گردد. وی در طول اقامت خود در تهران ثروت فراوانی اندوخت و تمول بسیار یافت. او در غربیترین نقطهی محلهی عودلاجان داخل حصار صفوی شهر تهران، خانه و باغ وسیعی برای خود تدارک دید. آن باغ و خانه در کوچهی مقابل عمارت شمسالعماره که امروز به «کوچهی مروی» شهرت دارد، قرار داشت. محمدحسین خان از سوی فتحعلی شاه ملقب به فخرالدوله شد. خان مروی در زمان حیات خود، در زمینی در شمال کوچهی مروی در سال ۱۲۳۱ هجری (۱۱۹۴/۹۵خورشیدی)، مسجد و بنا بر رسم معمول آن روزگار، مدرسهی علوم دینی در مجاورت آن بنا کرد. او بعدها باغی را که در جنوب آن مسجد و ضلع جنوبی کوچهی مروی داشت، وقف مسجد و مدرسهی دینیاش نمود و در پایان عمر تمام اموال و املاک مزروعی را که مشتمل بر چند پارچه آبادی و نیز چندین خانه، دکان و غیره بود، به همین منظور وقف مسجد و مدرسه کرد. این مدرسه و مسجد به «خان مروی» یا «مروی» شهرت یافت، هر چند در برخی از اسناد این ابنیه را با اشاره به لقب او، «فخرالدوله» و «فخریه» نیز نوشتهاند. در تهران قدیم، کوچهی مروی اهمیت فروانی داشت و از نقاط آباد و مشهور شهر به شمار میرفت. افزون بر مسجد مروی، وجود مسجد حکیم نیز در این کوچه بر اهمیت بیشتر آن افزوده بود. ابتدای کوچهی مروی جنب حصار ارگ بازارچهی کنار خندق (بازارچهی شتر گلو)، از دیگر عوامل شهرت و اهمیت این کوچه بود.
در دورهی ناصرالدین شاه با ساخته شدن عمارت شمسالعماره مقابل این کوچه و احداث خیابان ناصریه (ناصر خسرو)، میدانی مقابل سردر شرقی ارگ سلطنتی ابتدای کوچهی مروی پدید آمد که به میدان شمسالعماره مشهور شد.
ساخته شدن این بناها، بیش از پیش سبب گردید تا کوچهی مروی و آن محدوده در مرکز توجه پایتختنشینان قرار گیرد، بهویژه اینکه بازارچهی مروی توانسته بود تهرانیها را به فضای خود جلب کند. بازارچه و گذر مروی در آن زمان از نامدارترین بازارهای دارالخلافهی ناصری به شمار میرفت. آب مازاد قنات ارگ نیز در این نقطه به شیوهی کهن ایرانی در انتقال آب به طریق شترگلو در ضلع شرقی خیابان ناصریه ابتدای کوچهی مروی میجوشید، و از زمین بالا میآمد که یکی از آب منگلهای تهران را تشکیل میداد که این نیز به جذابیت این محله افزوده بود. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه در دوران رضا شاه در اراضی وقفی باغ مروی دبستان و دبیرستانی برای تحصیل دانشآموزان با شیوهی نوین احداث شد.
محمدحسین خان مروی در ۲۷ اسفند ۱۱۹۷ شمع وجودش خاموش گشت.
مدرسهی خان مروی که در شمار نخستین دارالعلمهای قرن ۱۳ هجری و مراکز معارف اسلامی بود، شامل جلو خان، سردر، دالان، صحن وسیع و مسجد با شبستان، ایوان مقرنسکاری و آب انبار و غیره است. جالب است بدانیم نوروز خان که خود بانی سقاخانهی نوروز خان و ابنیهی خیریه در اول خیابان پامنار بود، برادر محمدحسین خان مروی است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۰۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۱۹۷، حاج محمدحسین مروی ـ بنیانگذار مدرسهی مروی ـ درگذشت.
حاج محمدحسین خان پسر بیرام علی خان و از تیرهی عزالدینلو شاخهی اشاقهباش ایل قاجار بود. در اوائل سلطنت فتحعلی شاه، ازبکها به مرو حمله کردند و محمدحسین خان که حاکم مرو بود و اجدادش از زمان شاه تهماسب صفوی حکومت آن حدود را داشتند، از آنان شکست خورد و در سال ۱۱۷۸ به کابل فرار کرد و از آن جا به قندهار و از قندهار به سیستان و در نهایت به تهران آمد. در تهران فتحعلی شاه به دیدارش رفت، او را احترام گذاشت و عزیزش داشت. حتی بعد از کشتن حاج ابراهیم کلانتر صدر اعظم خود، به خان مروی پیشنهاد صدارت داد، اما محمدحسین خان از قبول صدر اعظمی خودداری کرد و تا پایان عمر با عزت و احترام بسیار در دربار شاه قجر زیست.
خان مروی هرگز نتوانست بار دیگر به حکومت مرو باز گردد. وی در طول اقامت خود در تهران ثروت فراوانی اندوخت و تمول بسیار یافت. او در غربیترین نقطهی محلهی عودلاجان داخل حصار صفوی شهر تهران، خانه و باغ وسیعی برای خود تدارک دید. آن باغ و خانه در کوچهی مقابل عمارت شمسالعماره که امروز به «کوچهی مروی» شهرت دارد، قرار داشت. محمدحسین خان از سوی فتحعلی شاه ملقب به فخرالدوله شد. خان مروی در زمان حیات خود، در زمینی در شمال کوچهی مروی در سال ۱۲۳۱ هجری (۱۱۹۴/۹۵خورشیدی)، مسجد و بنا بر رسم معمول آن روزگار، مدرسهی علوم دینی در مجاورت آن بنا کرد. او بعدها باغی را که در جنوب آن مسجد و ضلع جنوبی کوچهی مروی داشت، وقف مسجد و مدرسهی دینیاش نمود و در پایان عمر تمام اموال و املاک مزروعی را که مشتمل بر چند پارچه آبادی و نیز چندین خانه، دکان و غیره بود، به همین منظور وقف مسجد و مدرسه کرد. این مدرسه و مسجد به «خان مروی» یا «مروی» شهرت یافت، هر چند در برخی از اسناد این ابنیه را با اشاره به لقب او، «فخرالدوله» و «فخریه» نیز نوشتهاند. در تهران قدیم، کوچهی مروی اهمیت فروانی داشت و از نقاط آباد و مشهور شهر به شمار میرفت. افزون بر مسجد مروی، وجود مسجد حکیم نیز در این کوچه بر اهمیت بیشتر آن افزوده بود. ابتدای کوچهی مروی جنب حصار ارگ بازارچهی کنار خندق (بازارچهی شتر گلو)، از دیگر عوامل شهرت و اهمیت این کوچه بود.
در دورهی ناصرالدین شاه با ساخته شدن عمارت شمسالعماره مقابل این کوچه و احداث خیابان ناصریه (ناصر خسرو)، میدانی مقابل سردر شرقی ارگ سلطنتی ابتدای کوچهی مروی پدید آمد که به میدان شمسالعماره مشهور شد.
ساخته شدن این بناها، بیش از پیش سبب گردید تا کوچهی مروی و آن محدوده در مرکز توجه پایتختنشینان قرار گیرد، بهویژه اینکه بازارچهی مروی توانسته بود تهرانیها را به فضای خود جلب کند. بازارچه و گذر مروی در آن زمان از نامدارترین بازارهای دارالخلافهی ناصری به شمار میرفت. آب مازاد قنات ارگ نیز در این نقطه به شیوهی کهن ایرانی در انتقال آب به طریق شترگلو در ضلع شرقی خیابان ناصریه ابتدای کوچهی مروی میجوشید، و از زمین بالا میآمد که یکی از آب منگلهای تهران را تشکیل میداد که این نیز به جذابیت این محله افزوده بود. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه در دوران رضا شاه در اراضی وقفی باغ مروی دبستان و دبیرستانی برای تحصیل دانشآموزان با شیوهی نوین احداث شد.
محمدحسین خان مروی در ۲۷ اسفند ۱۱۹۷ شمع وجودش خاموش گشت.
مدرسهی خان مروی که در شمار نخستین دارالعلمهای قرن ۱۳ هجری و مراکز معارف اسلامی بود، شامل جلو خان، سردر، دالان، صحن وسیع و مسجد با شبستان، ایوان مقرنسکاری و آب انبار و غیره است. جالب است بدانیم نوروز خان که خود بانی سقاخانهی نوروز خان و ابنیهی خیریه در اول خیابان پامنار بود، برادر محمدحسین خان مروی است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
امین رمضانی: (دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران)
مختصری درباره "علوم انسانی دیجیتال "
🔵 شاید شما "ریچارد هلک" را بشناسید. بخشی از شهرت او حاصل چند دهه پژوهش بر روی الواح گلی تخت جمشید در موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو است. شاید بتوان گفت در عرصهی علوم انسانی، "زمان" چندان مسالهی مهمی نیست؛ بسیار مرسوم است که یک پژوهشگر در حوزهی علوم انسانی عمری را به تحقیق و پژوهش در حوزهای مشخص صرف کند و حتی بازهی حیات، کفاف انتشار تمام دستاوردهای چند دهه فعالیتش را ندهد و یافتههای علمی یک پژوهشگر، پس از حیات او و به دست دیگران منتشر شود. نمونههایی از این دست در علوم انسانی بسیارند و ریچارد هلک یکی از ایشان است. او چند دههی پایانی زندگیاش را صرف خوانش الواح گلی تخت جمشید کرد و اینک، چند دهه پس از درگذشت او، یکی از دلمشغولیهای دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد گرانمایهی زبان و فرهنگ ایران باستان، انتشار پژوهشهای استادش هلک است؛ پژوهشهایی که قدمت برخی از آنها بیش از نیم قرن است.
🔵 در سوی مقابل، فناوریهای دیجیتال یکی از پرشتابترین عرصهای دانش بشری است و "زمان" در آن، بسیار سریعتر از آنچه در فراز بالا گفته شد، سپری میشود. همهی ما حداقل به واسطهی استفاده از گوشیهای هوشمند، سرعت تحول و پیشرفت مستمر در عرصههای دیجیتال را تجربه کردهایم. کافی است به یاد بیاوریم که 10 سال پیش از چه گوشی تلفن همراهی استفاده میکردیم و قابلیتهای آن را با گوشیهای امروزی مقایسه کنیم. این دانش نوظهور فقط در طول چند دهه منجر به تحولات شگفت شده، روزگار ما را به کلی از دورهی ماقبل آن متفاوت ساخته است و در حیطههای مختلف حیات بشری ورود پیدا کرده است. عمر کوتاه و تاثیر بلند این فناوریها برای پژوهشگران علوم انسانی جالب توجه است. یک دانشجوی تاریخ ممکن است بگوید بخش بزرگی از فناوریهای دیجیتالی که امروزه زیستن بدون آنها برایمان دشوار است، مربوط به دورهی پس از درگذشت ریچارد هلک در 1980 میلادی است!
🔵 از مقایسههای اینچنین میان علوم انسانی و فناوریهای دیجیتال ممکن است تصور شود تلاقی این دو با یکدیگر فضایی همراه با تناقض و عدمانطباق ایجاد میکند، اما این تصور درست نیست. "علوم انسانی دیجیتال" حیطهی علمی مشترک فناوری اطلاعات و علوم انسانی، یا به تعبیر بهتر، محل تلاقی آنهاست. بهرهگیری سیستماتیک از منابع دیجیتالی و به کارگیری ابزارهای رایانهای برای مطالعات علوم انسانی از طریق ایجاد بایگانیهای دیجیتال، تجزیه و تحلیلهای کمی، پردازش اطلاعات متنی و ساخت برنامههای کاربردی، ابعاد جدیدی از آموزش و تحقیق در علوم انسانی را گشوده است. روند تحول و توسعهی روزافزون این حیطه در دنیا سرعتی چشمگیر دارد و تعداد پروژههای فعال در دانشگاههای معتبر جهان در این حیطه موجب حیرت علاقهمندان به علوم انسانی –به خصوص در کشورهای کمتر توسعهیافته- میشود. شاید چند دهه پیش و در آغاز فعالیتهای این حیطه، انبوه منابع مکتوبِ آوار شده بر سر استادان، دانشجویان و پژوهشگران علوم انسانی، در کنار امکانات محدود کامپیوترهای آن روزگار، تصور گسترهی وسیع و فعالیتهای جذاب امروزی را ناممکن میساخت. فقط در حوزهی تاریخ، خوانش، ترجمه و تفسیر متون، ساخت مدل سه بعدی از ابنیه تاریخی، شبیهسازی شهرها و راههای تاریخی، مدلسازی الگوهای گوناگون ابعاد زیست بشر در دورههای تاریخی، ایجاد موزههای مجازی و ... از پروژههای خلاقانهی اجرا شده فعالان عرصهی علوم انسانی دیجیتال است. از اینرو جای تعجب نیست که "علوم انسانی دیجیتال" موجب تحول ماهیت علوم انسانی در دنیای امروز شده و محوریت "متون چاپی" را کنار زده است.
🔵 ماهیت پویای علوم انسانی دیجیتال باعث شده است تا تعاریف این حوزه به سرعت متحول و برخی تعاریف به فاصلهی زمانی اندکی منسوخ شوند. از اینرو، دشواری ارایه تعریف در این حیطه را میتون درک کرد. از نظر تاریخی، علوم انسانی دیجیتال دانشی است که در اثر توسعه محاسبات انسانی و همکاری با علوم اجتماعی و مطالعات رسانه شکل گرفت. لغتنامه انگلیسی آکسفورد این عبارت را چنین معنا میکند: "رشتهای دانشگاهی که متمرکز است بر استفاده از ابزارها و روشهای محاسباتی در رشتههای سنتی علوم انسانی مانند ادبیات، تاریخ و فلسفه".
🔵 رشد سریع "علوم انسانی دیجیتال" در طول سالهای گذشته منجر به تاسیس مراکز و دپارتمانهای "علوم انسانی دیجیتال" در اکثر دانشگاههای دنیا شده است. برخی تعاریف ارایه شده توسط استادان دانشگاههای مختلف میتواند منجر به شکلگیری تصویر روشنتری از "علوم انسانی دیجیتال" شود:
▪️ الیجاه میکز (دانشگاه استنفورد): به کار گیری ابزارها، موضوعات و تکنیکهای دیجیتالی برای تحول دانش سنتی علوم انسانی.
@UT_Central_Library
مختصری درباره "علوم انسانی دیجیتال "
🔵 شاید شما "ریچارد هلک" را بشناسید. بخشی از شهرت او حاصل چند دهه پژوهش بر روی الواح گلی تخت جمشید در موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو است. شاید بتوان گفت در عرصهی علوم انسانی، "زمان" چندان مسالهی مهمی نیست؛ بسیار مرسوم است که یک پژوهشگر در حوزهی علوم انسانی عمری را به تحقیق و پژوهش در حوزهای مشخص صرف کند و حتی بازهی حیات، کفاف انتشار تمام دستاوردهای چند دهه فعالیتش را ندهد و یافتههای علمی یک پژوهشگر، پس از حیات او و به دست دیگران منتشر شود. نمونههایی از این دست در علوم انسانی بسیارند و ریچارد هلک یکی از ایشان است. او چند دههی پایانی زندگیاش را صرف خوانش الواح گلی تخت جمشید کرد و اینک، چند دهه پس از درگذشت او، یکی از دلمشغولیهای دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد گرانمایهی زبان و فرهنگ ایران باستان، انتشار پژوهشهای استادش هلک است؛ پژوهشهایی که قدمت برخی از آنها بیش از نیم قرن است.
🔵 در سوی مقابل، فناوریهای دیجیتال یکی از پرشتابترین عرصهای دانش بشری است و "زمان" در آن، بسیار سریعتر از آنچه در فراز بالا گفته شد، سپری میشود. همهی ما حداقل به واسطهی استفاده از گوشیهای هوشمند، سرعت تحول و پیشرفت مستمر در عرصههای دیجیتال را تجربه کردهایم. کافی است به یاد بیاوریم که 10 سال پیش از چه گوشی تلفن همراهی استفاده میکردیم و قابلیتهای آن را با گوشیهای امروزی مقایسه کنیم. این دانش نوظهور فقط در طول چند دهه منجر به تحولات شگفت شده، روزگار ما را به کلی از دورهی ماقبل آن متفاوت ساخته است و در حیطههای مختلف حیات بشری ورود پیدا کرده است. عمر کوتاه و تاثیر بلند این فناوریها برای پژوهشگران علوم انسانی جالب توجه است. یک دانشجوی تاریخ ممکن است بگوید بخش بزرگی از فناوریهای دیجیتالی که امروزه زیستن بدون آنها برایمان دشوار است، مربوط به دورهی پس از درگذشت ریچارد هلک در 1980 میلادی است!
🔵 از مقایسههای اینچنین میان علوم انسانی و فناوریهای دیجیتال ممکن است تصور شود تلاقی این دو با یکدیگر فضایی همراه با تناقض و عدمانطباق ایجاد میکند، اما این تصور درست نیست. "علوم انسانی دیجیتال" حیطهی علمی مشترک فناوری اطلاعات و علوم انسانی، یا به تعبیر بهتر، محل تلاقی آنهاست. بهرهگیری سیستماتیک از منابع دیجیتالی و به کارگیری ابزارهای رایانهای برای مطالعات علوم انسانی از طریق ایجاد بایگانیهای دیجیتال، تجزیه و تحلیلهای کمی، پردازش اطلاعات متنی و ساخت برنامههای کاربردی، ابعاد جدیدی از آموزش و تحقیق در علوم انسانی را گشوده است. روند تحول و توسعهی روزافزون این حیطه در دنیا سرعتی چشمگیر دارد و تعداد پروژههای فعال در دانشگاههای معتبر جهان در این حیطه موجب حیرت علاقهمندان به علوم انسانی –به خصوص در کشورهای کمتر توسعهیافته- میشود. شاید چند دهه پیش و در آغاز فعالیتهای این حیطه، انبوه منابع مکتوبِ آوار شده بر سر استادان، دانشجویان و پژوهشگران علوم انسانی، در کنار امکانات محدود کامپیوترهای آن روزگار، تصور گسترهی وسیع و فعالیتهای جذاب امروزی را ناممکن میساخت. فقط در حوزهی تاریخ، خوانش، ترجمه و تفسیر متون، ساخت مدل سه بعدی از ابنیه تاریخی، شبیهسازی شهرها و راههای تاریخی، مدلسازی الگوهای گوناگون ابعاد زیست بشر در دورههای تاریخی، ایجاد موزههای مجازی و ... از پروژههای خلاقانهی اجرا شده فعالان عرصهی علوم انسانی دیجیتال است. از اینرو جای تعجب نیست که "علوم انسانی دیجیتال" موجب تحول ماهیت علوم انسانی در دنیای امروز شده و محوریت "متون چاپی" را کنار زده است.
🔵 ماهیت پویای علوم انسانی دیجیتال باعث شده است تا تعاریف این حوزه به سرعت متحول و برخی تعاریف به فاصلهی زمانی اندکی منسوخ شوند. از اینرو، دشواری ارایه تعریف در این حیطه را میتون درک کرد. از نظر تاریخی، علوم انسانی دیجیتال دانشی است که در اثر توسعه محاسبات انسانی و همکاری با علوم اجتماعی و مطالعات رسانه شکل گرفت. لغتنامه انگلیسی آکسفورد این عبارت را چنین معنا میکند: "رشتهای دانشگاهی که متمرکز است بر استفاده از ابزارها و روشهای محاسباتی در رشتههای سنتی علوم انسانی مانند ادبیات، تاریخ و فلسفه".
🔵 رشد سریع "علوم انسانی دیجیتال" در طول سالهای گذشته منجر به تاسیس مراکز و دپارتمانهای "علوم انسانی دیجیتال" در اکثر دانشگاههای دنیا شده است. برخی تعاریف ارایه شده توسط استادان دانشگاههای مختلف میتواند منجر به شکلگیری تصویر روشنتری از "علوم انسانی دیجیتال" شود:
▪️ الیجاه میکز (دانشگاه استنفورد): به کار گیری ابزارها، موضوعات و تکنیکهای دیجیتالی برای تحول دانش سنتی علوم انسانی.
@UT_Central_Library