کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
23.7K subscribers
7.75K photos
306 videos
3.34K files
4.9K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
مقاله ای از شماره اخیر مجله نشاء علم. پی دی اف آن را پایین ملاحظه فرمایید
کتاب "جرایم علیه اشخاص جلد۱" تالیف "دکتر حسین آقایی نیا" در کتابخانه مرکزی بخش نابینایان گویا شد.


@UT_Central_Library
سی دی جدید تاریخ ایران از نور شاپ قابل دانلود است. روزهای آینده سی دی آن هم عرضه خواهد شد. در باره تفاوت این سی دی با نمونه قبلی و عناوین 73 کتاب حذف شده و البته افزایش بیش از 80 عنوان جدید به گزارش پایین مراجعه فرمایید.
@historylibrary
ایرج میرزا
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ایرج میرزا
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

۹۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۰۴، ایرج میرزا ـ شاعر ـ درگذشت.
ایرج میرزا ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا» فرزند صدرالشعرا غلامحسین میرزا و از نوادگان فتحعلی شاه قاجار، در سال ۱۲۵۱ در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در مدرسه‌ی دارالفنون تبریز به پایان رساند و مقدمات علوم ادبی و عربی را نزد استادانی چون محمدتقی عارف اصفهانی و میرزا نصرالله بهار شیروانی آموخت. زبان فرانسوی را نیز از مسیو لامبد فراگرفت. بعدها با زبان‌های ترکی و روسی هم آشنایی یافت. ایرج میرزا به مدد امیرنظام گروسی از رجال سیاسی دوره‌ی قاجار، به دربار مظفرالدین شاه راه یافت و شاعر دربار شد. مظفرالدین شاه به او لقب صدرالشعرایی داد، ولی ایرج در قصیده‌ای از قبول آن لقب امتناع ورزید و از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی روی آورد.
ایرج میرزا دبیرخانه‌ی وزارت معارف را تأسیس کرد، رئیس دفتر ایالتی مخبرالسلطنه حاکم آذربایجان شد و به معاونت حکومت اصفهان و حکومت آباده نیز رسید. او در سال‌های اوج مشروطه در تهران بود. عهده‌دار بازرسی کل مالیه‌ی خراسان هم شد و در مدت ۵ سال اقامت در خراسان، مهم‌ترین دوران فعالیت ادبی خود را رقم زد. درواقع قدرت شاعری ایرج میرزا در این دوره به حد کمال رسید و در شمار شاعران ملّی درآمد. شعر ایرج، ساده، روان و مشتمل بر کلمات و تعبیرات عامیانه است. گاه نیز خارج از حدود متعارف سخن!
ایرج میرزا در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ در ۵۳سالگی در تهران درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله در شمیران به خاک سپرده شد.
سخن منظوم مادر از ایرج، با مطلع «گویند مرا چو زاد مادر»، معروف‌ترین سروده‌ای است که تا کنون در مقام مادر به زبان فارسی گفته شده است.

@UT_Central_Library


بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
تفاوت سفینه، جُنگ و مجموعه چیست؟ مقاله را از پایین دانلود فرمایید
@UT_Central_Library
خاطرات محجوب از کتابخانه مجلس سنا، زریاب خویی و تقی زاده؛ و این که تقی زاده پولی که بابت دیرکرد سناتورها به عنوان جریمه می گرفت، برای کتابخانه سنا، کتاب می خرید.....

مجلس سنا آن زمان در خود ساختمان مجلس شورای ملی تشکیل شد و آقای تقی زاده رئیس مجلس شد. ایشان و آقای دکتر زریاب کارمند کتابخانۀ مجلس شورای ملی بودند و وقتی مجلس سنا تشکیل شد، آقای تقی زاده دکتر زریاب را به عنوان رئیس کتابخانۀ سنا معرفی کرد. ایشان برای خرید کتاب به کتابفروشیهای مختلف مراجعه می کرد و از جمله کتابفروشی بارانی که این کتابفروشی هم کتابهای خطی داشت و هم کتابهای قدیمی فقه و تاریخ با چاپ سنگی. خلاصه آقای زریاب میآمد تا کتاب بخرد و از همین رو با من آشنا شده بود. عموی آقای دکتر اسلامی که آن زمان در مجلس سنا رئیس تندنویسی بود به آقای دکتر زریاب گفته بود که من یک کسی را سراغ دارم که بیاید و به شما کمک کند. شما تنها هستید و ایشان کارمند کتابفروشی بوده و با کتاب آشنایی دارد. یک روزی قرار شد بروم و خدمت ایشان رفتم. خیلی استقبال کردند و به من گفتند: «عجب!! تویی!!؟»
بعد از آن روزی خدمتشان رفتیم و وارد کتابخانه شدیم، اتفاقاً سعید نفیسی هم آنجا بود و او هم مرا از طریق آقای اقبال میشناخت. و گفت که به! به! عجب! خیلی مبارک است.
شدیم عضو کتابخانۀ مرکزی سنا. از زمان مرحوم دکتر مصدق که سنا منحل شده بود، این بار در دورۀ دوم کاخ علیرضا پهلوی را خریده بودند که سنا در آنجا تأسیس شد. در ساختمان اول در مجلس شورای ملی بود که کتابها قفسه بندی شده بود و خود دکتر زریاب خیلی از اینها را فیش نویسی کرده بود؛ ما آنجا این کتابها را جمع و جور کرده؛ و کتابهای تازهای خریداری کردیم و برای همین من با کتابها خیلی آشنا شده بودم و محل قرارگیری و اسمشان در حافظه ام بود. و بعدها که ساختمان جدید مجلس سنا ساخته شد، دوباره به کاخ علیرضا پهلوی کتابها را حمل کردند و گذاشتند وسط اتاق و من باید این کتابها را دانه دانه در قفسه می گذاشتم و تمام اینها در حافظۀ من جا گرفت؛ چندی بعد از این استخدام شدم.
آن زمان یک بورسی برای آقای دکتر زریاب پیش آمده بود که برود آلمان و آقای تقی زاده هم که به قول خودش آقای دکتر زریاب را کشف کرده و خیلی علاقه مند بود که دکتر زریاب تحصیلات خارجی داشته باشد، موافقت کرد که ایشان به آن بورس برود و دو سالی مرخصی با حقوق هم برای ایشان گرفت. و خب من را هم که استخدام کرده بود و آقای کیکاووس جهانداری هم که در کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات بود، به کتابخانۀ مجلس آمد.
رسم آقای تقی زاده این بود که روزهای چهارشنبه میآمد و در آن مخزن کتابخانۀ سنا کارهای شخصی خود را انجام میداد. وقتی آقای زریاب رفت، آقای دکتر زرینکوب به عنوان مشاور کتابخانه حضور داشتند. اما بعد رفتن دکتر زریاب، آمدن آقای تقی زاده به مخزن قطع شد و یک حال ناراحتی داشت که حالا دیگر کسی نیست که آنطور که زریاب با این کار آشنا بود، آشنا به کار باشد. اینها که چیزی سرشان نمیشود! چند روزی به عید مانده بود که دیدم آقای زرین کوب آمدند و صورت مفصلی از اسامی کتابها را هم آوردند و گفتند که آقای تقی زاده گفته اند این کتابها را خریداری کنیم. آن زمان آقای تقیزاده رسمش این بود که از سناتورهایی که دیر میآمدند، جریمۀ غیبت می گرفت؛ ولی آن پول را قاطی پولهای دیگر نمی کرد و از آن پول برای کتابخانه کتاب میخرید. خب آخر سال هم بود و بودجۀ سنا زیاد آمده بود و او نمی خواست این بودجه به سال بعد منتقل شود و قصد داشت که کتاب بخرد و صورت مفصلی آورد که این کتابها را می خواهیم بخریم. من نگاه کردم به لیست و گفتم آقا این کتابها را داریم! آقای زرین کوب رفت پیش آقای تقی زاده و حرف من را به ایشان گفته بود و آقای تقی زاده گفته بودند که آقا! این اصلاً نتوانسته لیست را بخواند! برو بگو یکی را بیاورد! آقای زرین کوب دوباره برگشت و گفت آقای تقی زاده گفتند که یکی از این کتابها را بیاور! من سر قفسه رفتم و بلافاصله کتاب را برداشتم و به او دادم. ایشان هم رفته بود به تقی زاده گفته بود و تقی زاده خوشحال شده بود و از آن روز به بعد دوباره چهارشنبه ها برقرار شد و ایشان به مخزن می آمد. هر بار می خواست من را معرفی کند، میگفت که این آقای محجوب عالم به کتاب و ما فی الکتاب است!
(چاپ شده در بخارا. با تشکر از دوستم علی دهباشی)
به اطلاع پژوهشگران محترم می رساند :

امکان مطالعه نسخ خطی و ارائه تصویر آن تا روز ۲۷ اسفند ماه مقدور است.

بخش نسخ خطی- کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد .



@UT_Central_Library
سال 1362 کتاب علم و دین باربور، با ترجمه خوب آقای خرمشاهی در 533 صفحه توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شد. اثری بسیار نفیس و مستند که ترجمه Issues in Science and Religion بود. اکنون کتاب دیدار دانش و دین در 280 صفحه، در همان موضوع ترجمه و منتشر شده است. این اثر ترجمه کتاب When Science Meets Religion است. مختصرتر از اثر قبل. بابور در این زمینه، دست کم از میان کسانی که آثارشان به فارسی درآمده صاحب نظر است و هر دو اثرش می تواند روشنگر تاریخچه مناسبات دین و علم در قرون اخیر باشد. فصل اول، چهار دیدگاه در باره علم و دین، فصل دوم، نجوم و آفرینش، فصل سوم اشارت های فیزیک کوانتوم، فصل چهارم فرگشت و خلق مدام، فصل پنجم ژنتیک، علوم اعصاب و طبیعت بشر، و فصل ششم خدا و طبیعت است. «جعفریان»
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرحوم آیت الله سید حسن صدر، تحقیق سید جعفر اشکوری، چاپ عتبه عباسیه، 1439.
در ذریعه، مکرر نام مکتبه سید حسن صدر دیده می شود، اکنون بعد از قریب هشتاد سال، منتشر شده است. سید حسن صدر، خودش فهرست نسخ خطی اش را به نام الابانه نوشته بوده، بعدها، فرزندش آن را در یک شکل جدید باز نویسی کرده، و حالا همان کتاب، به کوشش آقای سید جعفر اشکوری، دوست عزیز ما، توسط عتبه عباسیه منتشر شده است. جنبش کتابشناسی شیعی، تقریبا با میرزای نوری شروع شد، اما سید حسن صدر در این باره جدیت کرد. بعدها شیخ آقابزرگ آن را توسعه داد. این فهرست شامل معرفی 776 نسخه است که نمی دانیم همه آنها برجای مانده است یا خیر. نسخه های خوب هم دارد. چاپ هم بسیار نفیس، با فهارس خوب و شایسته است.
Forwarded from رضا منصوری
یادداشت‌هایی پیرامون علم مدرن و سیاست‌گذاری آن
Notes on Science and Science Policy

مفاهیم و اجرا

Concepts and execution
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
✍️ رضا منصوری
rmansouri.ir

همه از علم صحبت می‌کنیم و هر کس استنباط خودش را می‌کند. از سیاست‌گذاری صحبت می‌کنیم و باز هم هر کس تصور خودش را دارد. از اجرای سیاست‌ها صحبت می‌کنیم بدون اینکه بدانیم در اجرا هم عامل‌های پرشماری وارد می‌شود که با مفاهیم آن آشنا نیستیم؛ تازه اگر در اجرا عنایتی به سیاست‌ها داشته باشیم که در ایران معمولا نداریم! پس نتیجهٔ اجرا، در بهترین شرایطِ توجه به سیاست‌ها هم، ممکن است ربطی به انگیزهٔ هیچ یک از برداشت‌های اولیه از مفهوم‌های مرتبط با سیاست‌گذاری نداشته باشد! دو مفهوم «نتیجهٔ نامنتظر» و نیز «نتیجهٔ نامنظور» نظر به این گونه موردها در سیاست‌گذاری و در راهبردهای اجرایی (Executive strategies) دارد. این دو مفهوم را مِرتون مطرح کرده است و در ابتدا هم مترادف گرفته می‌شد که حالا می‌دانیم این جور نیست؛ این دو مفهوم نمونه‌ای است از مفاهیم پیچیدهٔ مرتبط با جوامع انسانی و «سامانه‌های پیچیده». ما انسان‌ها تا ۱۰۰ سال پیش هنوز تصور روشنی از ارتباط میان مفاهیم مرتبط با جزء و کل نداشتیم. مفهوم «پدیده‌های برآمده» را فیلسوفان در قرن ۱۳/ ۱۹ مطرح کرده بودند اما هنوز مصداق‌های روشنی از این مفهوم‌ها در مورد جامعه‌های انسانی شناخته شده نبود. دو مفهوم نتیجهٔ نامنظور و نتیجهٔ نامنتظر را باید در همین بافتار تعریف و درک کرد. تازه روش‌های ما ایرانیان در اجرا به نظر می‌رسد با هیچ یک از نظریه‌های مطرح در نظریهٔ سازمان (Organization theory) سنخیتی ندارد مگر با نظریهٔ «به آب و گل زدن» (Theory of muddling through). پس دور نیست بدانیم که ادیان، از جمله اسلام، و تفکر فقهی در شیعه، و نیز نظریه‌پردازان حکمرانی در جمهوری اسلامی ما فرصت این را نیافته باشند که با جامعه به معنی مدرن آن و با سامانه‌های پیچیده (Complex systems) آشنا و با مفاهیم آن درگیر بشوند.
در چند یادداشت بعدی قصدم پرداختن به این نوع مفاهیم و بعضی مصداق‌های آنها است. ندانستن این مفهوم‌ها مثل این می‌ماند که ما با مفهوم نیرو و شتاب در فیزیک آشنا نباشیم و بخواهیم موشک به ماه بفرستیم، یا با مفهوم برآمده‌ای مانند دما آشنا نباشیم و بخواهیم اقلیم‌شناس شویم. پس یادمان باشد دانش و اجرای مبتنی بر دانش مستقل از مفاهیم نیست. تا مفاهیم را درست نشناسیم فقط در خیال با دانش سروکار داریم. سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌ها و راهبردهای اجرایی هم بدون درک مفاهیم پیچیدهٔ سامانه‌ها و علوم اجتماعی ناممکن است. به این پیچیدگی اضافه کنید تنوع و ابهام در درک ما ایرانیان از مفاهیم مدرنی که دیگران ابداع کرده‌اند. پس بسیار بیش از دیگران باید در مورد رسیدن به درک مشترک از مفاهیم و سپس پیچیدگی‌های اجرا توجه کنیم.
Forwarded from ELSEVIER IRAN
وبینار "چگونگی نوشتن یک خلاصه پژوهش به زبان ساده (lay summary)"

سه شنبه - ساعت 17:30

مقالات ژورنالی توسط ذهن‌های پژوهشگرانه نوشته می شوند و از همین روست که گاهی درک محتویات این مقالات برای افراد خارج از فضای دانشگاهی و یا حتی برای افرادی خارج از آن حیطه موضوعی، ساده نیست...

اینجاست که lay summaryها که گاهی lay abstracts هم خوانده می شوند، نقش مفیدی ایفا می کنند. آنها مزیت دیگری هم دارند. یک lay summary می‌تواند ابزاری عالی برای کمک به ارتقای کار شما هم باشد.

در این وبینار، ما نگاهی به چیستی lay summary می اندازیم و اینکه چرا شما به عنوان نویسنده، می توانید از آن به عنوان بهترین جا برای شرح نتایج کارتان استفاده کنید.

علاوه بر این، ما نکات نوشتاری نظیر مواردی چون ساختار ایده آل و حجم lay summary شما گرفته تا زبانی که باید برای نوشتن از آن استفاده کنید را شرح می دهیم و بررسی می کنیم که در نهایت، نه تنها برای افزایش قابلیت دیده شدن کارتان، بلکه برای تامین بودجه بیشتر پژوهش تان، چه کاری می توانید با مقاله تکمیل شده خود انجام دهید.

در انتها، شما با مهارت های مورد نیاز برای ایجاد یک lay summary جالب و تاثیرگذار و درک این امر که چگونه lay summary می تواند به رشد شبکه کاری و حرفه ای شما کمک کند، خواهید رسید.

جهت ثبت نام در وبینار بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

https://researcheracademy.elsevier.com/communicating-research/social-impact/write-lay-summary-0?utm_campaign=STMJ_88701_PUBC_REG&utm_medium=email&utm_dgroup=88701_MAIN_NOAB_ST3_C&utm_acid=10828123&SIS_ID=0&dgcid=STMJ_88701_PUBC_REG&CMX_ID=&utm_in=DM480243&utm_source=AC_30
گزارش_هفتگی 3.xlsx
43.4 KB
لیست پایان نامه های تحویل داده شده به کتابخانه مرکزی از تاریخ هجدهم اسفندماه لغایت بیست ودوم اسفندماه ١٣٩٧

@UT_Central_Library
فهرست_اسناد_تاریخی_کتابخانه_مرکزی.pdf
3 MB
فهرست اسناد تاریخی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، مجلد چهارم.
هدیه نوروزی کتابخانه به پژوهشگران
@UT_Central_Library
خجسته سالروز ولادت با سعادت نهمين پيشواي شيعيان جهان ابن الرّضا، حضرت جواد الائمه (ع)، بر همه عاشقان و شيفتگان خاندان عصمت و طهارت، تبريك و تهنيت باد.

@UT_Central_Library
امروز جلسه هیئت امناء جمالزاده بود. حساب سال گذشته و کارهای سال جدید. سال گذشته 30 میلیون برای خرید کتاب به کتابخانه مرکزی لطف کردند. امسال شد 50 میلیون تومان. قرار شد به فارغ التحصیلان کارشناسی تاریخ و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، به شرط معدل بالای 19، جایزه ای تعلق گیرد. متشکریم از جناب دکتر شکرچی زاده.
@UT_Central_Library
امروز کتابخانه مرکزی سه بازنشسته داشتیم. خانمها کبیر، زینلی، و حمیدیه. همگی از آنها تشکر کردیم.
@UT_Central_Library