پدرم در حوالی سنۀ ۱۳۲۸ که به نوشتن کتابههای مسجد ملاحسین کرمانی اشتغال داشت، از ملّاعبدالكريم صحّاف مرّکب میخرید. روزی به این قصد به بازار میرود. صحّاف را به نماز رفته و پارچۀ علامت را انداخته میبیند. تکیه به عصا داده در انتظار میایستد. در این حال میبیند زنی با چادر سیاه و روبند به رسم قدیم زنان اصفهان نزدیک دکّان پابهپا میکند، پیداست که او هم منتظر صحّاف است. از زن میپرسد: با صحّاف چه کار داری؟
ــ مقداری کاغذ و کتاب کهنه دارم بهتدریج میآورم به او میفروشم. او بهقول خودش با این کاغذها جلد کتاب و مقوا میسازد و خردهخرده به من پول میدهد.
ــ اکنون با خود از آن کاغذها آوردهای؟
ــ آری.
زن دستمالی را جلو چشم مرد باز میکند، دو سه کتاب و چند قطعه خط در آن بوده است. یکی از کتابها را بر میدارد چون آن را میگشاید چندان مستغرق میشود که گفتی از هوش رفته است!
ــ این کتاب را به چند از تو میخرید؟
ــ به یکی دو سه قِران که تدریجاً وجهِ آن را میداد و میگفت این کاغذکهنهها به درد مقوا هم نمیخورَد!
یکی از قطعات را میبیند بهترین خط «درویش» است.
ــ این قطعهها را به چند میفروختی؟
ــ آقا اینها قیمتی ندارد. بقچهبقچه باید فروخت.
ــ دیگر ازین جنس کتاب و قطعه داری؟
ــ آری
ــ برو برویم. من بیشتر از صحّاف به تو پول میدهم.
زن دعا میکند و همراه پدرم به راه میافتد. اما کتاب، خمسۀ نظامیِ مذهّب و منقّش بوده است، از بهترین آثار عهد تیموری با جلدِ سوختِ زرافشان که بهقول صحّاف "اسقاط شده است"!
در بین راه حوائج زن را از نان و گوشت و زغال و قند و چای میخرد و با خود میبرد. بعد از طی مسافتی بعید به خانهٔ زن میرسد، خانهای ویرانه، سقفها در هم شکسته و در و دیوارش سر به هم نهاده. چند طفل یتیم پسر و دختر روی پلاسی مندرس نشسته، چشمبهراه مادرند. به محض اینکه مادرشان وارد منزل شد مانند جوجههای مرغ زیر بال مادر دویدند و به دیدن نان شادی کردند. حکایت را خلاصه میکنم که:
ز دست اشک حکایت نمیتوانم کرد
که مینویسم و برفور میشود مغسول
پدرم ایشان را نوازش میکند و صندوق کتاب و قطعه را یکجا به دوتومان خریده، نقد میپردازد و در صندوق را قفل میکند که از آنِ من است، روز دیگر حمّال میآورم و آن را میبرم. محض نمونه دو سه کتاب و چند قطعه با خود برداشته، از خانه بیرون میآید. دعا و ثنای زن و فرزندانش تا در منزل بدرقه اوست که ما را از گرسنگی و صدبار رفتوآمد نزد صحاف و تحویل گرفتن ترشرویی و تلخگوشتیهای او نجات دادی.
پدرم از آنجا یکسر به خانهٔ رکنالملک میشتابد که: ها رنجوریِ من از حد گذشته و پایان حیاتم نزدیک است. فرزندان من بالغ و رشید نیستند، قدروقیمت کتابخانهٔ مرا نمیشناسند، میخواهم همه را یکجا به تو بفروشم و برای آنها ضیاع و عقاری بگذارم که سرمایۀ معیشت ایشان باشد.
رکنالملک هرگز به خاطرش خطور نمیکرد که میرزای طرب و فروختن کتاب خطی و قطعات خطوط اساتید؟! کسی که شیرازهٔ حیاتش به شیرازهٔ کتاب بسته و رگ جانش به عروق تشعیر و تحریر پیوسته تا بالمرّه از جان و جهان چشم نپوشیده و کارد به استخوانش نرسیده باشد به فروش کتاب و قطعه و مرقّع تن در نمیدهد. رکنالملک پیشنهاد را با کمال شوق میپذیرد و پدرم صندوق کتاب و قطعه را با نمونهها که اولبار تسلیم کرده بود یکجا به مبلغ دوازده هزار و پانصد تومان به رکنالملک میفروشد و تمام این مبلغ را به همان زن و بچهها بر میگرداند. به این طریق که برای ایشان خانه و دکان و حمام و ملک و اثاثالبیت میخرد، به طوری که مرفه و آبادان زندگانی میکنند و بالجمله ایشان را از حضیض مذلّت به اوج عزّت میرساند.
پدرم از آن همه کتاب و قطعه و مرقع یک ورق و از آن مبلغ یک دینار تصرف نکرد و در این معامله چندان بزرگواری و جوانمردی به خرج داد که عقل ابناء دنیا از آن قاصر است. اطفال يتيم را به مدرسه فرستاد و تا زنده بود در حق آنها پدری کرد. حتی از درس و مشق ایشان شخصاً مواظبت میفرمود. آن اطفال اکنون همه برومند و صاحب مال و جاه و اعتبار و عزّت شدهاند.
جلالالدین همایی، تاریخ اصفهان: مجلّد جغرافیای اصفهان، پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۹۸: ۲۸۱
[با تشکر از سید محمدرضا ابن الرسول]
https://t.me/UT_Central_Library
ــ مقداری کاغذ و کتاب کهنه دارم بهتدریج میآورم به او میفروشم. او بهقول خودش با این کاغذها جلد کتاب و مقوا میسازد و خردهخرده به من پول میدهد.
ــ اکنون با خود از آن کاغذها آوردهای؟
ــ آری.
زن دستمالی را جلو چشم مرد باز میکند، دو سه کتاب و چند قطعه خط در آن بوده است. یکی از کتابها را بر میدارد چون آن را میگشاید چندان مستغرق میشود که گفتی از هوش رفته است!
ــ این کتاب را به چند از تو میخرید؟
ــ به یکی دو سه قِران که تدریجاً وجهِ آن را میداد و میگفت این کاغذکهنهها به درد مقوا هم نمیخورَد!
یکی از قطعات را میبیند بهترین خط «درویش» است.
ــ این قطعهها را به چند میفروختی؟
ــ آقا اینها قیمتی ندارد. بقچهبقچه باید فروخت.
ــ دیگر ازین جنس کتاب و قطعه داری؟
ــ آری
ــ برو برویم. من بیشتر از صحّاف به تو پول میدهم.
زن دعا میکند و همراه پدرم به راه میافتد. اما کتاب، خمسۀ نظامیِ مذهّب و منقّش بوده است، از بهترین آثار عهد تیموری با جلدِ سوختِ زرافشان که بهقول صحّاف "اسقاط شده است"!
در بین راه حوائج زن را از نان و گوشت و زغال و قند و چای میخرد و با خود میبرد. بعد از طی مسافتی بعید به خانهٔ زن میرسد، خانهای ویرانه، سقفها در هم شکسته و در و دیوارش سر به هم نهاده. چند طفل یتیم پسر و دختر روی پلاسی مندرس نشسته، چشمبهراه مادرند. به محض اینکه مادرشان وارد منزل شد مانند جوجههای مرغ زیر بال مادر دویدند و به دیدن نان شادی کردند. حکایت را خلاصه میکنم که:
ز دست اشک حکایت نمیتوانم کرد
که مینویسم و برفور میشود مغسول
پدرم ایشان را نوازش میکند و صندوق کتاب و قطعه را یکجا به دوتومان خریده، نقد میپردازد و در صندوق را قفل میکند که از آنِ من است، روز دیگر حمّال میآورم و آن را میبرم. محض نمونه دو سه کتاب و چند قطعه با خود برداشته، از خانه بیرون میآید. دعا و ثنای زن و فرزندانش تا در منزل بدرقه اوست که ما را از گرسنگی و صدبار رفتوآمد نزد صحاف و تحویل گرفتن ترشرویی و تلخگوشتیهای او نجات دادی.
پدرم از آنجا یکسر به خانهٔ رکنالملک میشتابد که: ها رنجوریِ من از حد گذشته و پایان حیاتم نزدیک است. فرزندان من بالغ و رشید نیستند، قدروقیمت کتابخانهٔ مرا نمیشناسند، میخواهم همه را یکجا به تو بفروشم و برای آنها ضیاع و عقاری بگذارم که سرمایۀ معیشت ایشان باشد.
رکنالملک هرگز به خاطرش خطور نمیکرد که میرزای طرب و فروختن کتاب خطی و قطعات خطوط اساتید؟! کسی که شیرازهٔ حیاتش به شیرازهٔ کتاب بسته و رگ جانش به عروق تشعیر و تحریر پیوسته تا بالمرّه از جان و جهان چشم نپوشیده و کارد به استخوانش نرسیده باشد به فروش کتاب و قطعه و مرقّع تن در نمیدهد. رکنالملک پیشنهاد را با کمال شوق میپذیرد و پدرم صندوق کتاب و قطعه را با نمونهها که اولبار تسلیم کرده بود یکجا به مبلغ دوازده هزار و پانصد تومان به رکنالملک میفروشد و تمام این مبلغ را به همان زن و بچهها بر میگرداند. به این طریق که برای ایشان خانه و دکان و حمام و ملک و اثاثالبیت میخرد، به طوری که مرفه و آبادان زندگانی میکنند و بالجمله ایشان را از حضیض مذلّت به اوج عزّت میرساند.
پدرم از آن همه کتاب و قطعه و مرقع یک ورق و از آن مبلغ یک دینار تصرف نکرد و در این معامله چندان بزرگواری و جوانمردی به خرج داد که عقل ابناء دنیا از آن قاصر است. اطفال يتيم را به مدرسه فرستاد و تا زنده بود در حق آنها پدری کرد. حتی از درس و مشق ایشان شخصاً مواظبت میفرمود. آن اطفال اکنون همه برومند و صاحب مال و جاه و اعتبار و عزّت شدهاند.
جلالالدین همایی، تاریخ اصفهان: مجلّد جغرافیای اصفهان، پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۹۸: ۲۸۱
[با تشکر از سید محمدرضا ابن الرسول]
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
🔰به مناسبت انتخاب نمایشگاه بینالمللی کتاب ابوظبی؛
[شاید دن کیشوت واقعا جهان را اشتباه نمیدید](ibna.ir/x6Kq9)
🔸روایت شوالیهای که چهار قرن است با آسیابهای بادی میجنگد و هنوز پرسشهایش درباره انسان، واقعیت و رویا برای خوانندگان جهان تازه است.
🔸دن کیشوت شاید از نگاه دیگران مردی مضحک باشد، اما برای خودش به اصولی وفادار است که به آنها باور دارد. او حاضر نیست تنها به این دلیل که جهان رویاهایش را نمیفهمد، از آنها دست بکشد.
🔸️تصویر مردی که با جدیت به سوی آسیابهای بادی میتازد، امروز تنها یک صحنه از یک رمان نیست؛ استعارهای جهانی از انسانی است که در برابر جهانی ناسازگار با رویاهایش ایستاده است.
🔸️شاید راز ماندگاری «دن کیشوت» نیز همین باشد. هر نسل میتواند در آن چیزی از خود پیدا کند: انسانی که رویا میبیند، انسانی که با واقعیت میجنگد، انسانی که گاهی نمیداند مرز میان این دو کجاست.
@ibna_official
[شاید دن کیشوت واقعا جهان را اشتباه نمیدید](ibna.ir/x6Kq9)
🔸روایت شوالیهای که چهار قرن است با آسیابهای بادی میجنگد و هنوز پرسشهایش درباره انسان، واقعیت و رویا برای خوانندگان جهان تازه است.
🔸دن کیشوت شاید از نگاه دیگران مردی مضحک باشد، اما برای خودش به اصولی وفادار است که به آنها باور دارد. او حاضر نیست تنها به این دلیل که جهان رویاهایش را نمیفهمد، از آنها دست بکشد.
🔸️تصویر مردی که با جدیت به سوی آسیابهای بادی میتازد، امروز تنها یک صحنه از یک رمان نیست؛ استعارهای جهانی از انسانی است که در برابر جهانی ناسازگار با رویاهایش ایستاده است.
🔸️شاید راز ماندگاری «دن کیشوت» نیز همین باشد. هر نسل میتواند در آن چیزی از خود پیدا کند: انسانی که رویا میبیند، انسانی که با واقعیت میجنگد، انسانی که گاهی نمیداند مرز میان این دو کجاست.
@ibna_official
ایبنا
شاید دن کیشوت واقعا جهان را اشتباه نمیدید
روایت شوالیهای که چهار قرن است با آسیابهای بادی میجنگد و هنوز پرسشهایش درباره انسان، واقعیت و رویا برای خوانندگان جهان تازه است.
🔰به مناسبت ۲۸ مهر زادروز ستارخان؛
[سردار ملی مشروطه ایرانی](ibna.ir/x6KLr)
🔸در کتاب «ستارخان و جنبش آذربایجان» میخوانیم: در زمانی که مشروطه در تمام ایران شکست خورده بود و محلۀ نه چندان بزرگ امیره قیز در محاصره قرار داشت، هیچ کس باور نمیکرد که ستارخان بتواند ایستادگی نموده و پیروز شود. ستارخان با دستهای اندک نبرد را پیش برده و استعداد خود را به عنوان یک سردار بزرگ و مشروطهخواهی صادق به مردم نشان داد و از سوی دیگر مشروطه را به ایران بازگرداند.
🔸سواران و تفنگچیان رحیم خان، شجاع نظام، سهامالدوله و انجمن «اسلامیه» با هدف تصرف انجمن حقیقت در ۲ ژوئیه به امیره قیز حمله کردند. مجاهدان ستارخان جلوی حملۀ دشمن را گرفتند. نیروهای ضدانقلاب برای اولین بار به وسیلۀ توپ، امیره قیز را زیر آتش گرفتند. ولی آتش توپ نیز کمکی به آنان نکرد. ستارخان و همرزمانش با تیراندازی مناسب، دشمن را به عقبنشینی وادار کردند. ستارخان هنوز نیمی از امیره قیز را در دست داشت.
🔸جنگ بیامان از روز ۲۱ ژوئیه تا ۱۰ اوت شب و روز ادامه یافت. خونینترین نبردها در روزهای ۲۵ و ۲۶ ژوئیه انجام شد. بنا به نوشتۀ محمدباقر ویجویه که در نبردها شرکت داشته، در این نبردها، هر مجاهد با ۵ سوار یا تفنگچی میجنگید. دوباره هجوم اساسی بر محلۀ امیره قیز انجام شد. نیروهای دشمن به کمک آتش توپ، به انجمن حقیقت قرارگاه ستارخان نزدیک شدند. ولی در نتیجۀ فرماندهی مناسب ستارخان و باقرخان با توپ و تفنگ پاسخ دشمن داده شد و حملۀ آنان متوقف گردید. دشمن هر لحظه با نزدیک شدن به انجمن حقیقت، در فکر به چنگ آوردن ستارخان بود ولی ستارخان بی باک و خستگیناپذیر به سنگرها سر میزد، مجاهدان را رهبری میکرد و با شجاعت خود آنان را به شور میآورد.
🔸لنین که وقایع انقلابی تبریز را به دقت زیر نظر داشت، در همان روزها مینویسد:
«میتوان گفت مبارزۀ خونین تبریز و موفقیت انقلابیانی که به دفعات ضربههای سنگین متحمل شدند، نشان میدهد که برنامههای شاه که مورد یاری لیاخوفهای روسی و دیپلماتهای انگلیسی قرار داشت، با جدیترین مقاومت از پایین روبهرو شد.»
@ibna_official
[سردار ملی مشروطه ایرانی](ibna.ir/x6KLr)
🔸در کتاب «ستارخان و جنبش آذربایجان» میخوانیم: در زمانی که مشروطه در تمام ایران شکست خورده بود و محلۀ نه چندان بزرگ امیره قیز در محاصره قرار داشت، هیچ کس باور نمیکرد که ستارخان بتواند ایستادگی نموده و پیروز شود. ستارخان با دستهای اندک نبرد را پیش برده و استعداد خود را به عنوان یک سردار بزرگ و مشروطهخواهی صادق به مردم نشان داد و از سوی دیگر مشروطه را به ایران بازگرداند.
🔸سواران و تفنگچیان رحیم خان، شجاع نظام، سهامالدوله و انجمن «اسلامیه» با هدف تصرف انجمن حقیقت در ۲ ژوئیه به امیره قیز حمله کردند. مجاهدان ستارخان جلوی حملۀ دشمن را گرفتند. نیروهای ضدانقلاب برای اولین بار به وسیلۀ توپ، امیره قیز را زیر آتش گرفتند. ولی آتش توپ نیز کمکی به آنان نکرد. ستارخان و همرزمانش با تیراندازی مناسب، دشمن را به عقبنشینی وادار کردند. ستارخان هنوز نیمی از امیره قیز را در دست داشت.
🔸جنگ بیامان از روز ۲۱ ژوئیه تا ۱۰ اوت شب و روز ادامه یافت. خونینترین نبردها در روزهای ۲۵ و ۲۶ ژوئیه انجام شد. بنا به نوشتۀ محمدباقر ویجویه که در نبردها شرکت داشته، در این نبردها، هر مجاهد با ۵ سوار یا تفنگچی میجنگید. دوباره هجوم اساسی بر محلۀ امیره قیز انجام شد. نیروهای دشمن به کمک آتش توپ، به انجمن حقیقت قرارگاه ستارخان نزدیک شدند. ولی در نتیجۀ فرماندهی مناسب ستارخان و باقرخان با توپ و تفنگ پاسخ دشمن داده شد و حملۀ آنان متوقف گردید. دشمن هر لحظه با نزدیک شدن به انجمن حقیقت، در فکر به چنگ آوردن ستارخان بود ولی ستارخان بی باک و خستگیناپذیر به سنگرها سر میزد، مجاهدان را رهبری میکرد و با شجاعت خود آنان را به شور میآورد.
🔸لنین که وقایع انقلابی تبریز را به دقت زیر نظر داشت، در همان روزها مینویسد:
«میتوان گفت مبارزۀ خونین تبریز و موفقیت انقلابیانی که به دفعات ضربههای سنگین متحمل شدند، نشان میدهد که برنامههای شاه که مورد یاری لیاخوفهای روسی و دیپلماتهای انگلیسی قرار داشت، با جدیترین مقاومت از پایین روبهرو شد.»
@ibna_official
ایبنا
سردار ملی مشروطه ایرانی
در کتاب «ستارخان و جنبش آذربایجان» میخوانیم: در زمانی که مشروطه در تمام ایران شکست خورده بود و محلۀ نه چندان بزرگ امیره قیز در محاصره قرار داشت، هیچ کس باور نمیکرد که ستارخان بتواند ایستادگی نموده و پیروز شود. ستارخان با دستهای اندک نبرد را پیش برده و…
Forwarded from کتاب کست هوشمند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران (A.B)
Audio
عنوان: Causal Recipes for Information Literacy in Higher Education
مولف: Eunyoung Moon
ناشر: De Gruyter
سال انتشار: 2026
سواد اطلاعاتی از دو دیدگاه سنتی و دیدگاه عملگرایانه قابل بررسی است. در دیدگاه سنتی، سواد اطلاعاتی را مجموعهای از مهارتهای مجزا، خطی، یکسان و مستقل از بستر (Context-free) میداند که در آن فرایند پژوهش و تعامل با اطلاعات مانند یک چکلیست تجویزی و طی کردن ترتیبی مراحل مشخص تعریف میشود اما در رویکرد دوم سواد اطلاعاتی را یک کنش و عمل اجتماعی، غیرخطی و موقعیتمحور قلمداد میکند که حاصل تعامل و ترکیب همزمان ابعاد گوناگون مانند حل مسئله، ارتباطات و همکاری، تولید محتوا و امنیت دیجیتال در بسترهای واقعی است. این پژوهش با استفاده از تحلیل مقایسهای کیفی مجموعههای فازی (fsQCA) روی یک نمونه بزرگ از معلمان آینده در اندونزی، به بررسی سواد اطلاعاتی در آموزش عالی از منظر عمل میپردازد وبا دستهبندی دانشجویان به سه تیپ مختلف، دیدگاه سنتی دروننگر که دانشجویان را مصرفکنندگان منفعل میپندارد را به چالش میکشد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
مولف: Eunyoung Moon
ناشر: De Gruyter
سال انتشار: 2026
سواد اطلاعاتی از دو دیدگاه سنتی و دیدگاه عملگرایانه قابل بررسی است. در دیدگاه سنتی، سواد اطلاعاتی را مجموعهای از مهارتهای مجزا، خطی، یکسان و مستقل از بستر (Context-free) میداند که در آن فرایند پژوهش و تعامل با اطلاعات مانند یک چکلیست تجویزی و طی کردن ترتیبی مراحل مشخص تعریف میشود اما در رویکرد دوم سواد اطلاعاتی را یک کنش و عمل اجتماعی، غیرخطی و موقعیتمحور قلمداد میکند که حاصل تعامل و ترکیب همزمان ابعاد گوناگون مانند حل مسئله، ارتباطات و همکاری، تولید محتوا و امنیت دیجیتال در بسترهای واقعی است. این پژوهش با استفاده از تحلیل مقایسهای کیفی مجموعههای فازی (fsQCA) روی یک نمونه بزرگ از معلمان آینده در اندونزی، به بررسی سواد اطلاعاتی در آموزش عالی از منظر عمل میپردازد وبا دستهبندی دانشجویان به سه تیپ مختلف، دیدگاه سنتی دروننگر که دانشجویان را مصرفکنندگان منفعل میپندارد را به چالش میکشد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
یوسف مجیدزاده شخصیتی که تمدن جیرفت را به جهانیان معرفی کرد
کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، درگذشت این باستان شناس نامدار ایرانی را به جامعه علمی کشور بویژه باستانشناسان ایرانی تسلیت می گوید.
https://t.me/UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، درگذشت این باستان شناس نامدار ایرانی را به جامعه علمی کشور بویژه باستانشناسان ایرانی تسلیت می گوید.
https://t.me/UT_Central_Library
یوسف مجیدزاده در سال ۱۳۱۵ در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و سپس وارد رشته باستانشناسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۴۱ با رتبه نخست دانشآموخته شد و در سال ۱۳۴۴ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه شیکاگو رفت. وی در سال ۱۳۵۵ دکترای خود را در زمینه باستانشناسی پیش از تاریخ ایران و بینالنهرین دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران، در گروه باستانشناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و در سال ۱۳۵۶ به مرتبه دانشیاری رسید. او پس از انقلاب مدتی مدیریت این گروه را بر عهده داشت و در سال ۱۳۶۷ بازنشسته شد.
مجیدزاده در کاوشهای باستانشناسی تپه چغامیش خوزستان، تپه قبرستان در دشت قزوین و محوطه ازبکی در ساوجبلاغ مشارکت و سرپرستی داشت. بااینحال، نام او بیش از همه با کاوشهای باستانشناسی جیرفت در استان کرمان پیوند خورده است. وی از سال ۱۳۸۱ سرپرستی کاوشهای کنارصندل را بر عهده گرفت. این پژوهشها شواهد مهمی از فرهنگ و شهرنشینی هزاره سوم پیش از میلاد در جنوب شرقی ایران آشکار ساخت.
مجیدزاده معتقد بود که تمدن جیرفت جایگاهی مستقل و مهم در تاریخ تمدن خاور نزدیک داشته و احتمالاً با سرزمین افسانهای آراتا در متون سومری ارتباط داشته است؛ فرضیهای که همچنان موضوع بحث باستانشناسان است.
از آثار علمی او میتوان به آغاز شهرنشینی در ایران، تاریخ و تمدن ایلام، تاریخ و تمدن بینالنهرین و جیرفت؛ کهنترین تمدن شرق اشاره کرد. او همچنین مترجم کتاب هنر ایران باستان اثر ایدت پرادا بود. پژوهشها و فعالیتهای آموزشی مجیدزاده سهم مهمی در گسترش شناخت تاریخ و میراث باستانی ایران داشت.
زندگی نامه علمی و فرهنگی
مجیدزاده در روز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، در ۹۰ سالگی، در فرانسه درگذشت. خبر درگذشت او روز بعد از سوی پژوهشکده باستانشناسی و رسانههای ایران اعلام شد.
میراث علمی او، بهویژه در معرفی اهمیت تمدن جیرفت و بازنگری در تاریخ شهرنشینی ایران، از دستاوردهای ماندگار باستانشناسی معاصر ایران به شمار میرود
https://t.me/UT_Central_Library
مجیدزاده در کاوشهای باستانشناسی تپه چغامیش خوزستان، تپه قبرستان در دشت قزوین و محوطه ازبکی در ساوجبلاغ مشارکت و سرپرستی داشت. بااینحال، نام او بیش از همه با کاوشهای باستانشناسی جیرفت در استان کرمان پیوند خورده است. وی از سال ۱۳۸۱ سرپرستی کاوشهای کنارصندل را بر عهده گرفت. این پژوهشها شواهد مهمی از فرهنگ و شهرنشینی هزاره سوم پیش از میلاد در جنوب شرقی ایران آشکار ساخت.
مجیدزاده معتقد بود که تمدن جیرفت جایگاهی مستقل و مهم در تاریخ تمدن خاور نزدیک داشته و احتمالاً با سرزمین افسانهای آراتا در متون سومری ارتباط داشته است؛ فرضیهای که همچنان موضوع بحث باستانشناسان است.
از آثار علمی او میتوان به آغاز شهرنشینی در ایران، تاریخ و تمدن ایلام، تاریخ و تمدن بینالنهرین و جیرفت؛ کهنترین تمدن شرق اشاره کرد. او همچنین مترجم کتاب هنر ایران باستان اثر ایدت پرادا بود. پژوهشها و فعالیتهای آموزشی مجیدزاده سهم مهمی در گسترش شناخت تاریخ و میراث باستانی ایران داشت.
زندگی نامه علمی و فرهنگی
مجیدزاده در روز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، در ۹۰ سالگی، در فرانسه درگذشت. خبر درگذشت او روز بعد از سوی پژوهشکده باستانشناسی و رسانههای ایران اعلام شد.
میراث علمی او، بهویژه در معرفی اهمیت تمدن جیرفت و بازنگری در تاریخ شهرنشینی ایران، از دستاوردهای ماندگار باستانشناسی معاصر ایران به شمار میرود
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
در این فهرست، 1544نسخه خطی در موضوع ادبیات (عروض، قافیه و فرهنگ لغت) معرفی شده که ضمن بررسی کتابشناختی و نسخهشناختی هر اثر، به جزئیاتی چون نام کتاب، مؤلف، مندرجات، آغاز و انجام، نوع خط، تاریخ کتابت، کاتب، تزیینات، صفحهآرایی، یادداشتها و مهرها پرداخته شده است.
🔹برخی از نسخههای نفیس معرفی شده در جلد عبارتند از:
ادب الکاتب، کتابت قرن 7 ق. و قرن 10ق.
اسبال المطر، کتابت 1179ق.
خمسه نظامی، کتابت790ق
دیوان انوری، کتابت قرن8ق
دیوان خازن، کتابت قرن5ق.
دیوان سلمان ساوجی، کتابت 830ق.
شرح دیوان تمیم بن مقبل، کتابت 380ق.
الغیث المنسجم، کتابت قرن8ق
https://t.me/UT_Central_Library
🔹برخی از نسخههای نفیس معرفی شده در جلد عبارتند از:
ادب الکاتب، کتابت قرن 7 ق. و قرن 10ق.
اسبال المطر، کتابت 1179ق.
خمسه نظامی، کتابت790ق
دیوان انوری، کتابت قرن8ق
دیوان خازن، کتابت قرن5ق.
دیوان سلمان ساوجی، کتابت 830ق.
شرح دیوان تمیم بن مقبل، کتابت 380ق.
الغیث المنسجم، کتابت قرن8ق
https://t.me/UT_Central_Library
«المعجم المعياری في تفصيل مقاطع سوَر القرآن الکريم» يا «فرهنگ سنجۀ مقاطع سورههای قرآن کريم» در سه جلد قطع مصری با 1968 صفحه، آخرين تأليف دکتر محمود روحانی است که در نخستين سالگرد درگذشت وی منتشر و رونمايی شده است.
اين کتاب که از سوی بنياد پژوهشهای اسلامی انتشار يافته، تمهيدی در راستای يک رويکرد علمی هدايتشده (روششناسانه) برای تحليل ارتباطات متنی قرآن، به منظور نزديک شدن هر چه بيشتر به يک تقسيمبندی معيار، جهت تعيين مقاطع (پاراگرافبندی) آيات کتاب الهی است.
اين کتاب بيش از 200 مأخذ علوم قرآنی را مورد بررسی تطبيقی قرار داده، و همۀ اطلاعات ارائهشده در کوششهای دانشمئدان علوم قرآنی از آغاز تا امروز دربارۀ تناسب و نظم آيات و علمالمناسبه را با متدولوژی تحليل آماری، مقايسه کرده است. اساس اين مقطعبندی ريشه در تقسيمبندی رکوعات قرآنی دارد که از آغاز عصر نزول همواره مورد توجه بوده، ولی تا کنون در هيچ پژوهشی به صورت علمی و تحليلی دنبال نشده است، و اينک دکتر محمود روحانی در طول دو دهه با پژوهشی سختکوشانه به تأليف آن دست يازيده است.
جلد نخست شامل مقدمۀ فارسی و عربی، هر يک بيش از 250 صفحه، همراه با دهها جدول دقيق آماری علمی و فنی است، و مؤلف در جلدهای دوم و سوم، به گونهای تفصيلی، مقطعبندی سورههای قرآن را - از ابتدای سورۀ بقره تا سورۀ نازعات (آخرين سورهای که دارای بيش از يک رکوع میباشد) - بررسی و همسنجی کرده و مقاطع اصلی و زيرمقطعها را بهتفصيل در جداول تطبيقی آورده است.
https://t.me/UT_Central_Library
اين کتاب که از سوی بنياد پژوهشهای اسلامی انتشار يافته، تمهيدی در راستای يک رويکرد علمی هدايتشده (روششناسانه) برای تحليل ارتباطات متنی قرآن، به منظور نزديک شدن هر چه بيشتر به يک تقسيمبندی معيار، جهت تعيين مقاطع (پاراگرافبندی) آيات کتاب الهی است.
اين کتاب بيش از 200 مأخذ علوم قرآنی را مورد بررسی تطبيقی قرار داده، و همۀ اطلاعات ارائهشده در کوششهای دانشمئدان علوم قرآنی از آغاز تا امروز دربارۀ تناسب و نظم آيات و علمالمناسبه را با متدولوژی تحليل آماری، مقايسه کرده است. اساس اين مقطعبندی ريشه در تقسيمبندی رکوعات قرآنی دارد که از آغاز عصر نزول همواره مورد توجه بوده، ولی تا کنون در هيچ پژوهشی به صورت علمی و تحليلی دنبال نشده است، و اينک دکتر محمود روحانی در طول دو دهه با پژوهشی سختکوشانه به تأليف آن دست يازيده است.
جلد نخست شامل مقدمۀ فارسی و عربی، هر يک بيش از 250 صفحه، همراه با دهها جدول دقيق آماری علمی و فنی است، و مؤلف در جلدهای دوم و سوم، به گونهای تفصيلی، مقطعبندی سورههای قرآن را - از ابتدای سورۀ بقره تا سورۀ نازعات (آخرين سورهای که دارای بيش از يک رکوع میباشد) - بررسی و همسنجی کرده و مقاطع اصلی و زيرمقطعها را بهتفصيل در جداول تطبيقی آورده است.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
دکتر محمود روحانی (1315- 1404) پس از تحصيل در مشهد، از دانشگاه علوم پزشکی تهران دکترا گرفت و در ادارۀ بهداشت استانهای تهران و سیستان و بلوچستان و خوزستان به کار پرداخت و در کنترل و ريشهکنی بيماری مالاريا تلاش بسياری کرد.
سال 1348، با راهنمايی استاد شهيد مطهری که داماد خانوادهشان بود، با خانم افسانۀ شريعتی مزينانی، فرزند استاد محمدتقی شريعتی ازدواج کرد و حلقۀ رابطۀ دو خاندان سرشناس مطهری و شريعتی شد.
سال ۱۳۵۴ مدرک دکترای تخصصی بهداشت عمومی را از دانشگاه بروکسل گرفت و در بازگشت به ايران، معاونت دانشکدۀ پزشکی دانشگاه مشهد به وی سپرده شد.
در مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد حضوری فعال داشت و يک بار نيز به زندان افتاد. دکتر محمود روحانی همزمان با بازگشت امام خمينی به ميهن در برنامههای استقبال از ايشان حاضر بود و در انتخابات مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی از حوزۀ انتخابيۀ خراسان نامزد شد و با قريب يک ميليون رأی، به عنوان نمایندۀ اول مردم خراسان به تهران رفت و در آن مجلس به عضويت هیأت رئیسه در آمد.
مدت کوتاهی به سمت معاونت نخستوزير و مشاور امور اجرايی منصوب شد و در دولتهای شهيدان رجائی و باهنر، و دولت مهدوی کنی و ميرحسين موسوی، گاه با عنوان وزیر بهزیستی و گاه با عنوان سرپرست آن وزارتخانه خدمت کرد، اما سرانجام در تيرماه ۱۳۶۱ استعفا داد و به مشهد برگشت.
در مشهد، هم از سوی دانشگاه فردوسی و هم از جانب آستان قدس رضوی، از وی استقبال شد و در دانشگاه برای تدريس و تربيت دانشجويان در رشتۀ اپيدميولوژی و آمار پزشکی، و در آستان قدس به عضويت در هيأت مديرههای مؤسسات فرهنگی، و از جمله بنياد پژوهشهای اسلامی برگزيده شد.
وی بخش قابل توجهی از عمر علمی خود را به پژوهش در قرآن اختصاص داد، که ثمرۀ آن در کتاب «المعجم الاحصائی لألفاظ القرآن الکریم/ فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم» در ۳ جلد (کتاب سال 1369) و کتاب «المعجم المعياری في تفصيل مقاطع سوَر القرآن الکريم/ فرهنگ سنجۀ مقاطع سورههای قرآن کريم» (رونماییشده در مهرماه ۱۴۰۵) جلوه کرده است.
تأليف کتاب «توصيف جامعهشناسی نيروی انسانی در بيمارستان شهناز مشهد»، ويرايش کتاب «آمار پزشکی (پايه – بالينی) و نگارش سی مقالۀ علمی به قلم وی، از ديگر کوششهای علمی او است.
پايبندی به آموزههای دينی، حسن خلق، رعايت نظم، دقت در وقت، و پرهيز از ريا از جمله ويژگیهای اخلاقی وی بود که همواره بدان شهرت داشت. (مشهد پدیا)
https://t.me/UT_Central_Library
سال 1348، با راهنمايی استاد شهيد مطهری که داماد خانوادهشان بود، با خانم افسانۀ شريعتی مزينانی، فرزند استاد محمدتقی شريعتی ازدواج کرد و حلقۀ رابطۀ دو خاندان سرشناس مطهری و شريعتی شد.
سال ۱۳۵۴ مدرک دکترای تخصصی بهداشت عمومی را از دانشگاه بروکسل گرفت و در بازگشت به ايران، معاونت دانشکدۀ پزشکی دانشگاه مشهد به وی سپرده شد.
در مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد حضوری فعال داشت و يک بار نيز به زندان افتاد. دکتر محمود روحانی همزمان با بازگشت امام خمينی به ميهن در برنامههای استقبال از ايشان حاضر بود و در انتخابات مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی از حوزۀ انتخابيۀ خراسان نامزد شد و با قريب يک ميليون رأی، به عنوان نمایندۀ اول مردم خراسان به تهران رفت و در آن مجلس به عضويت هیأت رئیسه در آمد.
مدت کوتاهی به سمت معاونت نخستوزير و مشاور امور اجرايی منصوب شد و در دولتهای شهيدان رجائی و باهنر، و دولت مهدوی کنی و ميرحسين موسوی، گاه با عنوان وزیر بهزیستی و گاه با عنوان سرپرست آن وزارتخانه خدمت کرد، اما سرانجام در تيرماه ۱۳۶۱ استعفا داد و به مشهد برگشت.
در مشهد، هم از سوی دانشگاه فردوسی و هم از جانب آستان قدس رضوی، از وی استقبال شد و در دانشگاه برای تدريس و تربيت دانشجويان در رشتۀ اپيدميولوژی و آمار پزشکی، و در آستان قدس به عضويت در هيأت مديرههای مؤسسات فرهنگی، و از جمله بنياد پژوهشهای اسلامی برگزيده شد.
وی بخش قابل توجهی از عمر علمی خود را به پژوهش در قرآن اختصاص داد، که ثمرۀ آن در کتاب «المعجم الاحصائی لألفاظ القرآن الکریم/ فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم» در ۳ جلد (کتاب سال 1369) و کتاب «المعجم المعياری في تفصيل مقاطع سوَر القرآن الکريم/ فرهنگ سنجۀ مقاطع سورههای قرآن کريم» (رونماییشده در مهرماه ۱۴۰۵) جلوه کرده است.
تأليف کتاب «توصيف جامعهشناسی نيروی انسانی در بيمارستان شهناز مشهد»، ويرايش کتاب «آمار پزشکی (پايه – بالينی) و نگارش سی مقالۀ علمی به قلم وی، از ديگر کوششهای علمی او است.
پايبندی به آموزههای دينی، حسن خلق، رعايت نظم، دقت در وقت، و پرهيز از ريا از جمله ويژگیهای اخلاقی وی بود که همواره بدان شهرت داشت. (مشهد پدیا)
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
https://t.me/is_shenasi
کانالی برای بدست آوردن کتابها و مقالات در حوزه اصفهان شناسی
https://t.me/UT_Central_Library
کانالی برای بدست آوردن کتابها و مقالات در حوزه اصفهان شناسی
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
اصفهان شناسی
۱_ کتابها، مقالهها، مجلات، اسنادِ مکتوب درباره اصفهان
۲_ مطالب در باره اماکن، تاریخ، مکاتب علمی، شخصیتها، فرهنگ، هنر، فنون و... از اصفهان
۳_ تصاویر، فیلم و صوت مرتبط با اصفهان
۲_ مطالب در باره اماکن، تاریخ، مکاتب علمی، شخصیتها، فرهنگ، هنر، فنون و... از اصفهان
۳_ تصاویر، فیلم و صوت مرتبط با اصفهان