کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
24.9K subscribers
8.64K photos
345 videos
3.57K files
6.14K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
کاخ مرمر یکی از کاخ‌موزه‌های تاریخی تهران و از آثار دوره پهلوی اول است. این اثر در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۵۷ با شمارهٔ ثبت ۱۶۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این کاخ در سال ۱۳۵۵ و با هدف آشنایی بیشتر مردم با دودمان پهلوی، به موزه تغییر کاربری داد و نام «موزهٔ پهلوی» برای آن انتخاب گردید. پس از انقلاب ایران و سقوط نظام پادشاهی، این کاخ نزدیک به چهار دهه توسط نهادهای مختلف حاکمیتی مورد استفاده قرار گرفت.

در ابتدا، کاخ مرمر به عنوان مقر کمیته‌ انقلاب فعالیت می‌کرد، بعدها به دفتر مقامات ارشد قوه قضائیه و متعاقباً دفتر رئیس جمهور سابق اکبر هاشمی رفسنجانی و همچنین محلی برای جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام تبدیل شد.

در سال ۱۳۹۶، این کاخ توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام به بنیاد مستضعفان منتقل شد. پس از مرمت و بازسازی، کاخ مرمر از سال ۱۳۹۸ با کاربری موزه و با نام «موزهٔ هنر ایران» برای بازدید در دسترس عموم قرار دارد.
⚜️@rezamahdavi51.
جلسه دفاع دکتری مرحوم شهید بهشتی
https://t.me/UT_Central_Library
DTL_7186872.pdf
16.1 MB
مجموعه‌ای از آثارِ ارزشمند خوش‌نویسی و نگارگری هنرمندانِ ایرانی معروف به "مُرَقَّعِ وین" مربوط به اوایل دوره‌ی صفوی، این مجموعه‌ی نفیس در "کتابخانه‌ی ملی اتریش" نگهداری می‌شود.

#خوش‌نویسی
#نگارگری
@Honarrvareh
سرود اسلامی، کتابی در 36 صفحه، حاوی اشعار و طراحی های زیبا و هنری. از سال 1347 است. بیشتر حاکی از تأثیر اقبال لاهوری در ایران. وقتی که حسینیه ارشاد هم این پروژه را دنبال می کرد. اقبال، هم اسلام گرا بود، و هم ضد غرب. شعر هم به فارسی و اردو می گفت و معناگرا هم بود. این سرودها، به اردو سروده شده است. اما اینجا به عربی است (الصاوی الشعلان به عربی ترجمه کرده) و محمدعلی صفیر آنها را به فارسی و البته به نظم درآورده است. اشعار رویکرد انقلابی و اسلامی و تمدنی دارد. از مسجد الاقصی طراحی دارد. اشاره ای به حسینیه ارشاد و آهنگی که برای سرود اسلامی در آنجا ساخته شده دارد و طرحی. نقش سردر مسجد هدایت را آورده است. دو نقاشی زیبا در اول و آخر کتاب هست. در کل، متن جالبی است. خطاط هنرمندی هم آن را کتابت کرده است. مضامین تمدنی دارد، همان که در سال 47 در حسینیه ارشاد به عنوان بزرگ داشت آغاز قرن پانزدهم هجری جشن گرفته شد و محمد خاتم پیامبران تدوین شد. در کل اثر جالبی است. (ر.ج)
https://t.me/UT_Central_Library
اوپن ای آی و انتشار صدها نتیجه تازه ریاضی با کمک هوش مصنوعی
شرکت OpenAI در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ مجموعه‌ای کم‌سابقه از نتایج پژوهشی ریاضی را منتشر کرد که توسط یکی از مدل‌های پیشرفته و هنوز منتشرنشده این شرکت تولید شده‌اند. همین رویداد سبب شد نشریه New Scientist تیتر بزند: «OpenAI در یک نوبت ۷۲۲ کشف ریاضی را اعلام کرد.»
با این حال، تعبیر دقیق‌تر این است که ۷۲۲ دست‌نوشته پژوهشی در قالب ۳۷۲ خانواده از نتایج مرتبط منتشر شده است؛ بنابراین هنوز نمی‌توان از ۷۲۲ کشف مستقل و قطعی سخن گفت.
هوش مصنوعی چگونه به این نتایج رسیده است؟
برخلاف آزمون‌های ریاضی معمول که پاسخ مسائل از قبل معلوم است، OpenAI مدل خود را با هزاران مسئله باز پژوهشی روبه‌رو کرده است؛ یعنی مسائلی که پاسخ آنها در ادبیات علمی شناخته نشده یا هنوز حل نشده‌اند.
حاصل کار مجموعه بزرگی از برهان‌ها، رد برخی حدس‌ها، بهبود نتایج قبلی و پیشنهاد نتایج تازه در حوزه‌هایی مانند نظریه اعداد، جبر، هندسه، منطق، علوم کامپیوتر نظری، فیزیک ریاضی و معادلات دیفرانسیل بوده است.
این اتفاق ادامه روندی است که پیش‌تر نیز دیده شده بود. OpenAI در اوت ۲۰۲۶ ده پیشرفت مهم ریاضی و علوم کامپیوتر نظری حاصل از مدل‌های خود را منتشر کرده بود و یکی از مدل‌های این شرکت نیز توانسته بود حدسی قدیمی در مسئله «فاصله واحد اردوش» را رد کند.
آیا واقعاً ۷۲۲ کشف ریاضی انجام شده است؟
هنوز برای چنین نتیجه‌گیری‌ای زود است. آنچه منتشر شده ۷۲۲ دست‌نوشته حاوی ادعاهای ریاضی است و همه آنها هنوز فرایند معمول بررسی مستقل و داوری تخصصی را طی نکرده‌اند.
OpenAI برای افزایش اطمینان از صحت برخی نتایج از Lean، سامانه رایانه‌ای بررسی رسمی اثبات‌های ریاضی، نیز استفاده کرده است. اما حتی یک اثبات رسمی صحیح لزوماً ثابت نمی‌کند که نتیجه از نظر علمی جدید و مهم است. ریاضی‌دانان باید بررسی کنند که مسئله درست صورت‌بندی شده، نتیجه قبلاً منتشر نشده و اهمیت ادعاشده را دارد.
چرا این خبر اهمیت دارد؟
تا چند سال پیش، موفقیت هوش مصنوعی در ریاضیات بیشتر با حل مسائل المپیادی یا پرسش‌هایی سنجیده می‌شد که انسان پاسخشان را از قبل می‌دانست. اکنون مدل‌ها وارد مرحله متفاوتی شده‌اند: تلاش برای حل مسائل باز و تولید دانش علمی جدید.
اگر بررسی مستقل نشان دهد که حتی بخش قابل توجهی از این صدها نتیجه صحیح و بدیع است، این اتفاق می‌تواند نقطه عطف مهمی باشد. در این صورت هوش مصنوعی دیگر فقط ابزاری برای توضیح و ترکیب دانش موجود نیست، بلکه می‌تواند به همکار پژوهشی انسان در تولید دانش جدید تبدیل شود.
البته انتشار چنین حجمی از نتایج مشکلات تازه‌ای نیز ایجاد می‌کند: چه کسی صدها اثبات را بررسی خواهد کرد؟ اعتبار علمی این کشفیات چگونه تعیین می‌شود؟ و وقتی ماشین بتواند در زمانی کوتاه صدها نتیجه پیشنهاد کند، نظام سنتی انتشار و داوری مقالات علمی چگونه باید تغییر کند؟
OpenAI برای بررسی همین مسائل با گروهی از ریاضی‌دانان مستقل در Institute for Advanced Study همکاری و مشورت کرده است.
جمع‌بندی
تیتر «۷۲۲ کشف ریاضی OpenAI» جذاب است، اما باید با احتیاط خوانده شود. دقیق‌تر آن است که بگوییم یک مدل پیشرفته OpenAI، ۷۲۲ دست‌نوشته در قالب ۳۷۲ خانواده از نتایج ریاضی تولید کرده و اکنون آنها را برای بررسی در اختیار جامعه علمی قرار داده است.
اگر بخش قابل توجهی از این نتایج پس از بررسی ریاضی‌دانان صحیح، تازه و مهم شناخته شوند، اهمیت این رویداد بسیار فراتر از یک رکورد عددی خواهد بود: نشانه‌ای جدی از ورود هوش مصنوعی از مرحله «حل مسائل دارای پاسخ» به مرحله مشارکت در کشف علمی.
https://t.me/UT_Central_Library
علم جهان در اختیار کدام کشورهاست؟
نگاهی آماری به جغرافیای علم در جهان
این پرسش که «علم جهان در اختیار کدام کشورهاست؟» در ظاهر ساده است، اما پاسخ آن به معیاری بستگی دارد که برای سنجش قدرت علمی انتخاب می‌کنیم. آیا کشوری که بیشترین مقاله علمی را منتشر می‌کند، قدرتمندترین کشور علمی است؟ یا باید تعداد مقالات بسیار پراستناد، کیفیت پژوهش‌ها، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و حضور در مجلات معتبر را نیز در نظر گرفت؟
آمارهای جدید نشان می‌دهد که جغرافیای علم جهان طی دو دهه گذشته به‌شدت تغییر کرده است. مهم‌ترین تحول، ظهور چین به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده علم جهان و شکل‌گیری نوعی نظام علمی دوقطبی میان چین و ایالات متحده است.
چین، آمریکا و هند؛ نیمی از تولید علم جهان
بر اساس تازه‌ترین آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF/NCSES)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۳٫۵ میلیون مقاله علمی و مهندسی در جهان منتشر شده است. سهم چین از این تولید حدود ۳۱ درصد بوده است. آمریکا با حدود ۱۲ درصد در جایگاه دوم و هند با حدود ۷ درصد در جایگاه سوم قرار داشته است.
این ارقام یک واقعیت قابل توجه را نشان می‌دهند: چین، آمریکا و هند روی‌هم حدود نیمی از کل مقالات علمی و مهندسی جهان را تولید می‌کنند.
فاصله چین با دیگر کشورها بسیار زیاد شده است. تقریباً از هر سه مقاله علمی و مهندسی که در جهان منتشر می‌شود، یکی متعلق به چین است. سهم چین اکنون بیش از دو برابر آمریکاست.
برای مشاهده کشورهای بعدی می‌توان از داده‌های تفصیلی سال ۲۰۲۳ استفاده کرد. در آن سال چین با حدود ۹۳۳ هزار مقاله در رتبه نخست، آمریکا با ۴۳۱ هزار مقاله در رتبه دوم و هند با ۲۲۸ هزار مقاله در رتبه سوم قرار داشتند. پس از آنها آلمان با حدود ۱۰۹ هزار، بریتانیا با ۹۸ هزار و ژاپن با ۹۷ هزار مقاله قرار می‌گرفتند.
کشورهایی مانند روسیه، ایتالیا، کره جنوبی، کانادا، فرانسه و اسپانیا نیز در گروه بعدی تولیدکنندگان بزرگ علم جهان قرار دارند.
ایران نیز در این رتبه‌بندی جایگاه قابل توجهی دارد. در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله از سهم علمی محاسبه‌شده به ایران تعلق داشت که معادل حدود ۱٫۷ درصد تولید علمی جهان بود و ایران را تقریباً در جایگاه چهاردهم قرار می‌داد.
آیا تعداد مقاله به معنای قدرت علمی است؟
پاسخ منفی است. تعداد مقالات فقط یکی از شاخص‌های قدرت علمی است. ممکن است کشوری مقالات فراوانی منتشر کند، اما بخش کوچکی از آنها تأثیر علمی بسیار بالایی داشته باشند.
یکی از معیارهای مهم برای سنجش کیفیت، بررسی مقالاتی است که در میان یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار می‌گیرند.
در این شاخص، موقعیت آمریکا همچنان بسیار قدرتمند است. در داده‌های سال ۲۰۲۲ حدود ۱٫۷۲ درصد مقالات آمریکا در گروه یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار گرفته‌اند. این رقم برای اتحادیه اروپا حدود ۱٫۳۳ درصد و برای چین حدود ۱٫۲۹ درصد بوده است.
بنابراین اگر فقط حجم تولید علم را در نظر بگیریم، چین با فاصله در رتبه اول قرار دارد؛ اما اگر میزان اثرگذاری مقالات را نیز وارد محاسبه کنیم، آمریکا همچنان از قدرت بسیار بالایی برخوردار است.
با این حال، روند چین شاید از خود رتبه‌بندی مهم‌تر باشد. در سال ۲۰۰۶ فقط حدود ۰٫۴۲ درصد مقالات چین وارد گروه یک درصد پراستناد جهان می‌شدند. این رقم تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۱٫۲۹ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، چین طی کمتر از دو دهه نه‌فقط تعداد مقالات خود، بلکه کیفیت و اثرگذاری آنها را نیز به‌شدت افزایش داده است.
آمریکا و چین در رشته‌های مختلف
برتری علمی کشورها در همه رشته‌ها یکسان نیست. داده‌های مربوط به مقالات بسیار پراستناد نشان می‌دهد که آمریکا هنوز در حوزه‌هایی مانند علوم زیستی و پزشکی، علوم سلامت، فیزیک، علوم کامپیوتر و اطلاعات و علم مواد موقعیت بسیار قدرتمندی دارد.
چین در شیمی و مهندسی فاصله خود را با آمریکا بسیار کاهش داده است و در برخی شاخص‌ها به سطحی نزدیک به آن رسیده است.
این مسئله نشان می‌دهد که جمله ساده‌ای مانند «چین قدرت علمی اول جهان است» نیاز به توضیح دارد. چین از نظر حجم کلی تولید مقاله بدون تردید در جایگاه نخست قرار گرفته است؛ ولی قدرت علمی مفهومی چندبعدی است و آمریکا همچنان در بسیاری از حوزه‌های علمی پیشرفته و تحقیقات بسیار اثرگذار موقعیتی استثنایی دارد.
وقتی فقط مجلات بسیار معتبر را بررسی کنیم
شاخص Nature Index روش دیگری برای بررسی قدرت علمی کشورهاست. این شاخص به جای همه مجلات، مجموعه‌ای منتخب از مجلات معتبر علمی را بررسی می‌کند.
در رتبه‌بندی مبتنی بر داده‌های سال ۲۰۲۴، چین در رتبه اول و آمریکا در رتبه دوم قرار گرفته‌اند. پس از آنها آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی و هند دیده می‌شوند.
ادامه در پست بعدی
ادامه پست بالا
این نتیجه مهم است، زیرا نشان می‌دهد برتری چین دیگر صرفاً ناشی از انتشار تعداد بسیار زیادی مقاله در انواع مجلات نیست؛ این کشور در مجموعه‌ای از مجلات معتبر علمی نیز به جایگاه اول رسیده است.
البته Nature Index فقط بخشی از انتشارات علمی جهان را پوشش می‌دهد و خود این مؤسسه نیز تأکید می‌کند که نباید آن را به تنهایی معیار قدرت علمی کشورها دانست.
چه کشورهایی بیشترین پول را صرف علم می‌کنند؟
برای شناخت قدرت علمی باید به پشت صحنه تولید علم نیز نگاه کرد: تحقیق و توسعه یا R&D.
در سال ۲۰۲۴، با محاسبه بر اساس برابری قدرت خرید، چین حدود ۱٫۰۳ تریلیون دلار و آمریکا حدود ۱٫۰۱ تریلیون دلار صرف تحقیق و توسعه کرده‌اند.
به این ترتیب چین و آمریکا هر کدام تقریباً ۳۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص می‌دهند. در مجموع، حدود ۵۹ درصد کل R&D جهان فقط در این دو کشور انجام می‌شود.
فاصله با کشورهای بعدی بسیار زیاد است. اتحادیه اروپا در مجموع حدود ۶۱۲ میلیارد دلار، ژاپن حدود ۲۳۴ میلیارد دلار، آلمان حدود ۱۹۳ میلیارد و کره جنوبی حدود ۱۶۲ میلیارد دلار در تحقیق و توسعه هزینه کرده‌اند.
این ارقام نشان می‌دهد چرا رقابت علمی چین و آمریکا اهمیتی فراتر از تعداد مقالات دارد. این دو کشور بخش بسیار بزرگی از منابع مالی، آزمایشگاه‌ها، دانشگاه‌ها، شرکت‌های فناوری و نیروی انسانی پژوهشی جهان را در اختیار دارند.
برآوردهای یونسکو نیز نشان می‌دهد که تمرکز منابع علمی بسیار بالاست؛ حدود ده کشور نزدیک به ۸۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص می‌دهند.
انقلاب علمی چین در دو دهه
شاید مهم‌ترین بخش این آمار، مقایسه وضعیت کنونی با بیست سال پیش باشد.
در سال ۲۰۰۳ آمریکا حدود ۳۳۶ هزار مقاله تولید می‌کرد، در حالی که تولید چین فقط حدود ۸۹ هزار مقاله بود. بنابراین آمریکا تقریباً چهار برابر چین تولید علمی داشت.
اما این نسبت به‌سرعت معکوس شد. در سال ۲۰۲۲ چین به حدود ۸۹۹ هزار مقاله رسید، در حالی که آمریکا حدود ۴۵۷ هزار مقاله داشت. در سال ۲۰۲۴ نیز سهم چین به حدود ۳۱ درصد کل مقالات علمی و مهندسی جهان رسید و سهم آمریکا حدود ۱۲ درصد بود.
بنابراین طی حدود دو دهه، یکی از بزرگ‌ترین جابه‌جایی‌های جغرافیایی در تاریخ علم جدید رخ داده است: مرکز ثقل تولید علم به میزان قابل توجهی از غرب به شرق منتقل شده است.
جهان علم امروز چگونه تقسیم شده است؟
با کنار هم قرار دادن این شاخص‌ها می‌توان کشورهای علمی جهان را تقریباً در سه سطح تصور کرد.
در سطح نخست چین و آمریکا قرار دارند. این دو کشور از نظر حجم سرمایه‌گذاری، زیرساخت پژوهشی و تولید دانش در طبقه‌ای متفاوت از بیشتر کشورهای جهان قرار گرفته‌اند. چین در تعداد مقالات پیشتاز است و آمریکا همچنان در بخش مهمی از تحقیقات بسیار اثرگذار و شبکه‌های همکاری علمی بین‌المللی موقعیتی ممتاز دارد.
در سطح دوم کشورهایی مانند هند، آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و کره جنوبی قرار می‌گیرند. البته ویژگی این کشورها متفاوت است. هند به یک غول تولید مقاله تبدیل شده، در حالی که کشورهایی مانند بریتانیا و آلمان با حجم تولید کمتر، از نظر کیفیت و اثرگذاری پژوهش‌ها بسیار قدرتمند هستند.
در سطح بعدی کشورهایی مانند ایتالیا، کانادا، استرالیا، اسپانیا، هلند، سوئیس، ایران، برزیل و تایوان قرار می‌گیرند. حتی در این گروه نیز نباید فقط تعداد مقاله را ملاک قرار داد؛ کشورهایی مانند سوئیس و هلند جمعیت نسبتاً کمی دارند، اما کیفیت و اثرگذاری پژوهش‌های آنها بسیار بالاست.
نتیجه‌گیری
اگر پرسش این باشد که «بیشترین علم جهان را چه کشوری تولید می‌کند؟»، پاسخ امروز روشن است: چین.
تقریباً ۳۱ درصد مقالات علوم و مهندسی جهان متعلق به چین، حدود ۱۲ درصد متعلق به آمریکا و حدود ۷ درصد متعلق به هند است. یعنی این سه کشور به تنهایی تقریباً نیمی از تولید علمی جهان را در اختیار دارند.
اما اگر سؤال را به «قدرت علمی» تغییر دهیم، پاسخ پیچیده‌تر می‌شود. آمریکا همچنان در بسیاری از تحقیقات بسیار اثرگذار، علوم زیستی و پزشکی، فیزیک، کامپیوتر و شبکه‌های علمی بین‌المللی قدرتی درجه اول است. چین در عین حال نه‌تنها در کمیت، بلکه در کیفیت پژوهش نیز با سرعت زیادی پیشرفت کرده است.
از همه مهم‌تر اینکه چین و آمریکا روی‌هم حدود ۵۹ درصد سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه جهان را انجام می‌دهند. به همین دلیل می‌توان گفت ساختار علم جهانی امروز بیش از گذشته به سوی یک نظام دوقطبی چین ـ آمریکا حرکت کرده است؛ در کنار آنها مجموعه‌ای از قدرت‌های مهم علمی شامل اروپا، هند، ژاپن و کره جنوبی حضور دارند.
آمریکا دیگر تنها مرکز مسلط علم جهان نیست؛ چین به دومین قطب بزرگ ـ و در حجم تولید علم به قطب نخست ـ تبدیل شده و مرکز ثقل علم جهانی به‌طور محسوسی به سوی آسیا حرکت کرده است.
https://t.me/UT_Central_Library
عصر طلایی جدید علم؛ آمریکا برای آینده علم چه برنامه‌ای دارد؟

در ژوئیه ۲۰۲۶، دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید (OSTP) گزارشی با عنوان Science: A New Golden Age («علم: عصر طلایی جدید») منتشر کرد. این گزارش را مایکل کراتسیوس، مدیر OSTP، به رئیس‌جمهور ارائه کرده و هدف آن بازاندیشی در نظام علم و فناوری آمریکا برای دهه‌های آینده است. سند عمداً خود را در امتداد گزارش تاریخی Science: The Endless Frontier ونیوار بوش در سال ۱۹۴۵ قرار می‌دهد؛ گزارشی که یکی از پایه‌های نظام حمایت دولتی از تحقیقات بنیادی و تشکیل بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) شد.
پیام اصلی سند جدید این است که صرف افزایش بودجه پژوهش، تضمین‌کننده پیشرفت علمی نیست؛ شیوه سازمان‌دهی، تأمین مالی و ارزیابی علم نیز باید اصلاح شود. به اعتقاد نویسندگان، ساختار پژوهشی آمریکا هنوز تا حد زیادی بر الگوهایی بنا شده که متعلق به میانه قرن بیستم‌اند، در حالی که ماهیت علم، نقش شرکت‌های خصوصی و فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی به‌شدت تغییر کرده است.
۱. دانشمند باید دوباره در مرکز نظام علمی قرار گیرد
یکی از جالب‌ترین ایده‌های گزارش این است که نظام علمی نباید بیش از اندازه «نهادمحور» باشد؛ بلکه باید پژوهشگر و ایده او در مرکز قرار گیرد. گزارش می‌گوید پژوهشگران بخش بزرگی از وقت خود را صرف امور اداری، تهیه درخواست‌های گرنت و گزارش‌دهی می‌کنند.
پیشنهاد این است که حمایت‌های بلندمدت‌تر از پژوهشگران توانمند، استقلال بیشتر پژوهشگران جوان و بورس‌ها و گرنت‌هایی که به شخص پژوهشگر وابسته‌اند گسترش یابد. به تعبیر ساده، سیاست‌گذار فقط نباید بپرسد «کدام پروژه را تأمین مالی کنیم؟»، بلکه گاهی باید بپرسد «به کدام دانشمند اعتماد کنیم تا چند سال مسئله مهمی را دنبال کند؟»
۲. شیوه توزیع بودجه پژوهشی باید متنوع شود
سند نقد قابل توجهی به نظام سنتی داوری پژوهش دارد. وقتی تصمیم‌ها عمدتاً با اجماع گروهی از داوران گرفته شود، طرح‌های نامتعارف و پرریسک ممکن است کنار گذاشته شوند.
از این رو پیشنهادهایی مانند گرنت‌های سریع، حمایت‌های بلندمدت، جوایز برای حل مسائل مشخص و حتی «Golden Ticket» مطرح می‌شود؛ یعنی در برخی موارد یک داور خبره بتواند از طرحی بسیار جسورانه حمایت کند، حتی اگر اجماع کامل داوران درباره آن وجود نداشته باشد.
همچنین سازمان‌های تأمین‌کننده بودجه باید خودشان ارزیابی شوند: آیا واقعاً پول پژوهش را به شکلی توزیع می‌کنند که بیشترین کشف علمی را ایجاد کند؟ گزارش حتی ایجاد واحدهای metascience یا «علمِ علم» را در سازمان‌های پژوهشی پیشنهاد می‌کند تا روش‌های تأمین مالی و داوری به صورت تجربی ارزیابی شوند.
۳. علم نباید به مقاله ختم شود
یکی از مهم‌ترین پیام‌های سند برای سیاست‌گذاران این است که تولید مقاله علمی به تنهایی هدف سیاست علمی نیست.
کشف علمی باید بتواند به نمونه اولیه، فناوری، تولید صنعتی و در نهایت قدرت اقتصادی تبدیل شود. گزارش معتقد است آمریکا باید ارتباط میان دانشگاه، آزمایشگاه‌های ملی، شرکت‌ها و کارخانه‌ها را تقویت کند. زیرساخت‌های بزرگ دولتی، از آزمایشگاه‌های ملی وزارت انرژی تا مراکز ناسا، باید بیشتر در دسترس شرکت‌ها و نوآوران قرار گیرد.
در این نگاه، سیاست علم از سیاست فناوری و سیاست صنعتی جدا نیست. کشوری ممکن است یک فناوری را اختراع کند، اما اگر توان تولید و توسعه صنعتی آن را نداشته باشد، بخش بزرگی از منافع اقتصادی آن اختراع ممکن است در کشور دیگری ایجاد شود.
۴. دانشگاه تنها محل تولید علم نیست
سند بر تحول مهم دیگری نیز تأکید می‌کند: بخش خصوصی آمریکا اکنون سالانه حدود ۷۰۰ میلیارد دلار صرف تحقیق و توسعه می‌کند؛ رقمی که طبق گزارش بیش از سه برابر مجموع هزینه دولت و آموزش عالی است.
بنابراین مدل قدیمی که در آن دانشگاه علم بنیادی تولید می‌کند و شرکت‌ها در مرحله بعد آن را به محصول تبدیل می‌کنند، دیگر توضیح کاملی از واقعیت نیست. شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها نیز تحقیقات بنیادی انجام می‌دهند و پژوهشگران دائماً میان دانشگاه، صنعت و آزمایشگاه‌های دولتی جابه‌جا می‌شوند. علم جدید بیشتر یک چرخه رفت‌وبرگشتی میان علم بنیادی، مهندسی و کاربرد است تا یک مسیر خطی از مقاله به محصول.
۵. مهارت عملی نیز بخشی از نظام علم است
نکته قابل توجه دیگر سند، توجه به تکنسین‌ها، مهندسان، سازندگان تجهیزات و نیروی فنی است. پیشرفت علمی فقط محصول کار استاد دانشگاه و دانشجوی دکتری نیست.
گزارش پیشنهاد می‌کند آموزش عملی، کارآموزی صنعتی و تجربه کار با تجهیزات وارد برنامه‌های STEM شود و حتی نظام ارتقای دانشگاهی برای فعالیت‌های فنی و کاربردی نیز ارزش بیشتری قائل شود. دانشگاه‌ها، کالج‌های محلی، صنعت و مراکز پژوهشی باید شبکه‌های منطقه‌ای علم و فناوری ایجاد کنند.
۶. هوش مصنوعی قرار است شیوه انجام علم را تغییر دهد
ادامه مطلب در پست بعدی
ادامه پست بالا

آینده‌نگرانه‌ترین قسمت گزارش به AI for Science مربوط است. نویسندگان معتقدند هوش مصنوعی فقط یک رشته جدید علمی نیست؛ بلکه می‌تواند خودِ روش انجام پژوهش را تغییر دهد: از تحلیل داده و طرح فرضیه تا طراحی آزمایش و کار آزمایشگاه‌های خودکار.
سند خواستار گسترش «Genesis Mission» و اتصال ابررایانه‌ها، مدل‌های هوش مصنوعی، داده‌های علمی و تجهیزات آزمایشگاهی است و هدف بسیار بلندپروازانه‌ای مطرح می‌کند: دو برابر کردن بهره‌وری و اثرگذاری علم آمریکا در یک دهه. همچنین بر آزمایشگاه‌های خودکار مبتنی بر AI و رباتیک سرمایه‌گذاری بیشتری پیشنهاد می‌شود.
اما سند همزمان هشدار می‌دهد که اگر هوش مصنوعی بر دانش علمی ضعیف یا غیرقابل تکرار آموزش ببیند، مشکل چند برابر خواهد شد. بنابراین بر تکرارپذیری نتایج، شفافیت، اشتراک داده، امکان ابطال و ایجاد زیرساخت برای راستی‌آزمایی علمی تأکید زیادی دارد.
درسی برای دانشجویان و سیاست‌گذاران علم
شاید مهم‌ترین درس این سند این باشد که قدرت علمی یک کشور را نباید فقط با تعداد دانشگاه، مقاله و بودجه پژوهشی اندازه گرفت. قدرت علمی محصول یک «اکوسیستم» است: پژوهشگر توانمند، آزادی دنبال‌کردن ایده‌های جسورانه، تأمین مالی مناسب، دانشگاه، صنعت، آزمایشگاه، تجهیزات، نیروی فنی، امکان تبدیل کشف به فناوری و اکنون زیرساخت داده و هوش مصنوعی.
برای دانشجو، پیام سند این است که آینده پژوهش الزاماً در مسیر سنتی دانشگاه ← مقاله ← عضو هیئت علمی خلاصه نمی‌شود. پژوهشگر آینده ممکن است میان دانشگاه، استارت‌آپ، صنعت، آزمایشگاه ملی و پروژه‌های بزرگ میان‌رشته‌ای حرکت کند و مهارت ساختن و حل مسئله در کنار انتشار مقاله اهمیت بیشتری پیدا کند.
و برای سیاست‌گذار علم، شاید پرسش اساسی سند این باشد: آیا نظام علمی ما صرفاً پول و مقاله تولید می‌کند، یا محیطی ساخته است که در آن افراد مستعد بتوانند مسائل مهم را انتخاب کنند، ریسک علمی بپذیرند، کشف کنند و کشف خود را به فناوری و منفعت اجتماعی تبدیل کنند؟
این تغییر نگاه ــ از «تعداد مقاله» به توانایی یک نظام برای تولید کشف، فناوری و ظرفیت انسانی ــ شاید مهم‌ترین پیام Science: A New Golden Age باشد.
https://t.me/UT_Central_Library

https://www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2026/07/Science-A-New-Golden-Age.pdf?utm_source=chatgpt.com
نقشه علم در خاورمیانه
خاورمیانه و کشورهای پیرامون آن در دو دهه اخیر شاهد رشد قابل توجه تولید علم بوده‌اند. ایران، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان چهار نمونه مهم این تحول‌اند؛ در کنار آنها باید اسرائیل، مصر و امارات متحده عربی را نیز دید. البته پاکستان از نظر جغرافیایی در آسیای جنوبی قرار دارد، اما به دلیل اندازه نظام دانشگاهی و ارتباط آن با کشورهای اسلامی، مقایسه آن با این کشورها مفید است.
برای مقایسه ابتدا می‌توان از آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) استفاده کرد. این آمار مقالات علوم و مهندسی نمایه‌شده در Scopus را با روش «شمارش کسری» محاسبه می‌کند؛ یعنی اگر مقاله‌ای محصول همکاری چند کشور باشد، یک مقاله کامل به همه آنها نسبت داده نمی‌شود و سهم آن میان کشورها تقسیم می‌شود. در سال ۲۰۲۳ کل تولید جهان با این روش حدود ۳٫۲۷ میلیون مقاله بوده است.
ایران و ترکیه در حجم تولید علم پیشتازند
در میان کشورهای مورد مقایسه، ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله و ترکیه حدود ۵۰ هزار مقاله داشته‌اند. پس از آنها عربستان سعودی با حدود ۲۴٫۶ هزار، مصر با حدود ۲۲٫۹ هزار و پاکستان با حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله قرار می‌گیرند. عراق نیز با حدود ۱۶٫۷ هزار مقاله به سطح قابل توجهی رسیده است. اسرائیل حدود ۱۳٫۸ هزار و امارات حدود ۷٫۱ هزار مقاله داشته‌اند.
کشور
تولید علمی ۲۰۲۳
سهم تقریبی از علم جهان
🇮🇷 ایران
55,085
1.68٪
🇹🇷 ترکیه
50,180
1.53٪
🇸🇦 عربستان
24,595
0.75٪
🇪🇬 مصر
22,854
0.70٪
🇵🇰 پاکستان
20,519
0.63٪
🇮🇶 عراق
16,724
0.51٪
🇮🇱 اسرائیل
13,844
0.42٪
🇦🇪 امارات
7,075
0.22٪
بنابراین از نظر حجم مطلق تولید مقاله، ایران و ترکیه یک طبقه بالاتر از عربستان و پاکستان قرار دارند. ایران به تنهایی حدود ۱٫۷ درصد کل مقالات علوم و مهندسی جهان را تولید می‌کند.
داستان ایران: یک جهش بزرگ، اما اخیراً توقف رشد
مسیر ایران در بیست سال گذشته بسیار قابل توجه است. تولید علمی ایران در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۲۷۶۰ مقاله بود. این رقم در ۲۰۱۰ به ۲۴ هزار، در ۲۰۱۶ به ۴۰ هزار و در ۲۰۱۹ به بیش از ۵۳ هزار رسید.
در ۲۰۲۱ ایران حدود ۵۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۲ تقریباً همین مقدار باقی ماند، اما در ۲۰۲۳ به حدود ۵۵ هزار کاهش یافت. بنابراین ایران در دو دهه گذشته یک جهش تقریباً بیست‌برابری را تجربه کرده، ولی داده‌های اخیر نشانه‌ای از توقف رشد و حتی مقداری کاهش را نشان می‌دهند.
این نکته برای سیاست‌گذاری علمی ایران مهم است: مسئله آینده دیگر فقط «افزایش تعداد مقاله» نیست؛ حفظ نیروی انسانی، کیفیت پژوهش، همکاری بین‌المللی، تأمین مالی و تبدیل پژوهش به فناوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
ترکیه: نزدیک‌ترین رقیب کمی ایران
ترکیه در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۰٫۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۳ به بیش از ۵۰ هزار مقاله رسید. برخلاف ایران، رشد ترکیه در سال‌های اخیر نیز ادامه داشته است: از حدود ۴۰٫۸ هزار مقاله در ۲۰۲۰ به ۴۶٫۸ هزار در ۲۰۲۱، ۴۹٫۸ هزار در ۲۰۲۲ و ۵۰٫۲ هزار در ۲۰۲۳ رسیده است.
در نتیجه فاصله کمی ایران و ترکیه اکنون زیاد نیست: حدود ۵۵ هزار در برابر ۵۰ هزار مقاله.
عربستان؛ سریع‌ترین صعود
اما شاید جالب‌ترین تحول مربوط به عربستان سعودی باشد. این کشور در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۱۶۶۵ مقاله تولید می‌کرد؛ یعنی حتی از ایران آن زمان نیز کمتر. در ۲۰۱۰ به حدود ۳۶۰۰ مقاله رسید، اما سپس رشد آن شتاب گرفت.
تولید علمی عربستان در ۲۰۱۹ حدود ۱۲٫۳ هزار، در ۲۰۲۱ حدود ۱۹٫۸ هزار، در ۲۰۲۲ حدود ۲۲٫۹ هزار و در ۲۰۲۳ حدود ۲۴٫۶ هزار مقاله بوده است. یعنی تولید علمی این کشور طی دو دهه تقریباً ۱۵ برابر شده است.
این تحول با سرمایه‌گذاری وسیع عربستان در دانشگاه‌ها، جذب پژوهشگران بین‌المللی و ایجاد مراکز پژوهشی جدید همراه شده است. نمونه مهم آن دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله (KAUST) است که اکنون در Nature Index یکی از مهم‌ترین مؤسسات پژوهشی منطقه محسوب می‌شود. در داده‌های ۲۰۲۴ Nature Index، KAUST به تنهایی Share برابر با 152.5 داشته است.
پاکستان؛ رشد بزرگ از نقطه‌ای پایین‌تر
پاکستان نیز مسیر جالبی داشته است. تولید علمی آن در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۷۵۰ مقاله بود، اما در ۲۰۱۶ به حدود ۹ هزار، در ۲۰۲۰ به حدود ۱۶٫۹ هزار و در ۲۰۲2 به حدود ۲۱ هزار رسید. در ۲۰۲۳ رقم آن اندکی کاهش یافت و به حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله رسید.
بنابراین پاکستان از نظر حجم هنوز پایین‌تر از ایران و ترکیه و اندکی پایین‌تر از عربستان قرار دارد، اما رشد بلندمدت آن بسیار سریع بوده است.
اما اگر «کیفیت» را بسنجیم چه اتفاقی می‌افتد؟
اینجاست که رتبه‌بندی تغییر می‌کند.
Nature Index مجموعه‌ای محدود از مجلات پژوهشی معتبر را بررسی می‌کند. بنابراین تعداد مقالات آن را نباید با کل تولید علمی کشور اشتباه گرفت، اما برای مشاهده حضور کشورها در پژوهش‌های سطح بالاتر شاخص مفیدی است.