ادامه پست بالا
اهمیت کتاب در این است که نسخه خطی را صرفاً ظرفی برای انتقال یک «متن» نمیبیند. خود کتاب، کاغذ یا پوست آن، شیوه ساخت، نوع مرکب، خط، آرایش صفحه، صحافی، یادداشتهای حاشیهای، تاریخچه مالکیت و حتی آسیبهایی که در طول قرنها دیده است، همگی اطلاعات تاریخی دارند. به همین دلیل، خواننده در این اثر با مجموعهای از دانشهای مرتبط با نسخه خطی، از نسخهشناسی و خطشناسی گرفته تا تصحیح متن، فهرستنویسی و حفاظت فیزیکی نسخهها، آشنا میشود.
کتاب با یک مقدمه عمومی مفصل، در حدود هفتاد صفحه، آغاز میشود. در این مقدمه ابتدا توضیح داده میشود که «مطالعات تطبیقی نسخههای خطی شرقی» اساساً به چه معناست و چرا باید سنتهای مختلف نسخهنویسی را با یکدیگر مقایسه کرد. بحث درباره مفهوم «شرق» و تاریخ مطالعات شرقشناسی نیز در همین بخش مطرح شده است. نویسندگان در کنار روشهای سنتی، به امکانات جدید نیز توجه دارند؛ از جمله کاربرد فناوریهای دیجیتال در مطالعه نسخهها، آزمایشهای علمی و ابزاری روی مواد تشکیلدهنده نسخه و روشهای جدید مطالعه نسخههای پالیمپسست یا نوشتههای پاکشده و بازنویسیشده.
حجیمترین بخش کتاب به Codicology یا نسخهشناسی مادی اختصاص دارد و نزدیک به دویست صفحه را در بر میگیرد. پرسش اصلی در این بخش این است که یک نسخه خطی چگونه ساخته شده است. بنابراین مطالبی درباره مواد مورد استفاده در کتابسازی، ابزارهای کاتبان، شکل کتاب، تهیه دفترها و جزوهها، ترتیب اوراق، صفحهآرایی، خوانایی متن، فعالیت کاتب و نقاش و مُذهّب و سرانجام صحافی مطرح میشود.
امتیاز مهم این فصل آن است که پس از بیان مباحث عمومی، سنتهای مختلف جداگانه بررسی شدهاند. برای مثال، نسخهشناسی عربی بخش مستقلی دارد. در آن از مواد و ابزار کتابت شروع میشود و سپس شکل کتاب، ساخت کدکس، تنظیم صفحه، ساختار متن، کار کاتب، نقاش و مُذهّب بررسی میشود. در کنار آن، بخشهای مستقلی نیز درباره نسخههای سریانی، یونانی، عبری، ارمنی، قبطی، اتیوپیایی، گرجی و دیگر سنتها وجود دارد. به این ترتیب خواننده میتواند مثلاً ببیند ساخت یک نسخه عربی چه شباهتها و تفاوتهایی با یک نسخه سریانی یا یونانی داشته است.
نویسندگان البته همه سنتهای شرقی را به یک اندازه پوشش ندادهاند. برای مثال، درباره فرهنگهای نسخهای ایرانیِ زردشتی و مانوی ــ شامل اوستایی، فارسی میانه، پارتی، سغدی و دیگر زبانهای ایرانی ــ مطالبی مطرح شده، اما خود کتاب تصریح میکند که به دلیل محدودتر بودن مواد باقیمانده و تخصصی بودن این حوزه، حضور آنها در کتاب محدودتر است.
فصل دوم به Palaeography یا خطشناسی اختصاص دارد. در اینجا نسخه خطی از منظر خط و تحول شیوههای نوشتن بررسی میشود. خط برای نسخهشناس فقط وسیله خواندن متن نیست؛ شکل حروف، زاویه قلم، فاصله کلمات، شیوه اتصال حروف و دیگر ویژگیهای کتابت میتواند به شناخت زمان و محیط تولید نسخه کمک کند. این بخش بهویژه برای کسانی سودمند است که با نسخههای فاقد تاریخ کتابت یا نسخههایی با اطلاعات ناقص سروکار دارند. فصل خطشناسی از صفحه ۲۶۷ تا ۳۲۰ کتاب را در بر گرفته است.
یکی از مهمترین قسمتهای کتاب برای مصححان متون، فصل سوم با عنوان Textual Criticism and Text Editing است. این فصل حدود ۱۴۵ صفحه حجم دارد و به این پرسش میپردازد که وقتی از یک اثر چند نسخه متفاوت در اختیار داریم، چگونه میتوان تاریخ انتقال متن را شناخت و برای انتشار علمی آن تصمیم گرفت. در اینجا از مبانی نقد متن، اختلاف نسخهها، روابط میان نسخهها، شجره یا stemma codicum و سنتهای مختلف تصحیح انتقادی سخن گفته میشود. نکته مهم این است که کتاب صرفاً یک روش تصحیح را به عنوان روش قطعی معرفی نمیکند، بلکه تفاوت سنتهای علمی و مسائل خاص متون مختلف را نیز در نظر میگیرد. ساختار کلی کتاب نشان میدهد که نقد متن و تصحیح علمی یکی از محورهای اصلی پروژه COMSt بوده است.
فصل چهارم کتاب مخصوص فهرستنویسی نسخههای خطی است. این بخش برای کتابداران، فهرستنگاران و مدیران مجموعههای خطی اهمیت خاصی دارد. موضوع فقط نوشتن نام کتاب و مؤلف نیست، بلکه این پرسش مطرح است که برای معرفی علمی یک نسخه چه اطلاعاتی باید ثبت شود و چگونه باید میان توصیف متن و توصیف شیء مادی تمایز گذاشت. مسائل مربوط به استانداردسازی اطلاعات و تحول فهرستنویسی در محیط دیجیتال نیز در همین چهارچوب قرار میگیرد. این فصل صفحات ۴۶۷ تا ۵۳۸ را شامل میشود.
ادامه در پست بعدی
اهمیت کتاب در این است که نسخه خطی را صرفاً ظرفی برای انتقال یک «متن» نمیبیند. خود کتاب، کاغذ یا پوست آن، شیوه ساخت، نوع مرکب، خط، آرایش صفحه، صحافی، یادداشتهای حاشیهای، تاریخچه مالکیت و حتی آسیبهایی که در طول قرنها دیده است، همگی اطلاعات تاریخی دارند. به همین دلیل، خواننده در این اثر با مجموعهای از دانشهای مرتبط با نسخه خطی، از نسخهشناسی و خطشناسی گرفته تا تصحیح متن، فهرستنویسی و حفاظت فیزیکی نسخهها، آشنا میشود.
کتاب با یک مقدمه عمومی مفصل، در حدود هفتاد صفحه، آغاز میشود. در این مقدمه ابتدا توضیح داده میشود که «مطالعات تطبیقی نسخههای خطی شرقی» اساساً به چه معناست و چرا باید سنتهای مختلف نسخهنویسی را با یکدیگر مقایسه کرد. بحث درباره مفهوم «شرق» و تاریخ مطالعات شرقشناسی نیز در همین بخش مطرح شده است. نویسندگان در کنار روشهای سنتی، به امکانات جدید نیز توجه دارند؛ از جمله کاربرد فناوریهای دیجیتال در مطالعه نسخهها، آزمایشهای علمی و ابزاری روی مواد تشکیلدهنده نسخه و روشهای جدید مطالعه نسخههای پالیمپسست یا نوشتههای پاکشده و بازنویسیشده.
حجیمترین بخش کتاب به Codicology یا نسخهشناسی مادی اختصاص دارد و نزدیک به دویست صفحه را در بر میگیرد. پرسش اصلی در این بخش این است که یک نسخه خطی چگونه ساخته شده است. بنابراین مطالبی درباره مواد مورد استفاده در کتابسازی، ابزارهای کاتبان، شکل کتاب، تهیه دفترها و جزوهها، ترتیب اوراق، صفحهآرایی، خوانایی متن، فعالیت کاتب و نقاش و مُذهّب و سرانجام صحافی مطرح میشود.
امتیاز مهم این فصل آن است که پس از بیان مباحث عمومی، سنتهای مختلف جداگانه بررسی شدهاند. برای مثال، نسخهشناسی عربی بخش مستقلی دارد. در آن از مواد و ابزار کتابت شروع میشود و سپس شکل کتاب، ساخت کدکس، تنظیم صفحه، ساختار متن، کار کاتب، نقاش و مُذهّب بررسی میشود. در کنار آن، بخشهای مستقلی نیز درباره نسخههای سریانی، یونانی، عبری، ارمنی، قبطی، اتیوپیایی، گرجی و دیگر سنتها وجود دارد. به این ترتیب خواننده میتواند مثلاً ببیند ساخت یک نسخه عربی چه شباهتها و تفاوتهایی با یک نسخه سریانی یا یونانی داشته است.
نویسندگان البته همه سنتهای شرقی را به یک اندازه پوشش ندادهاند. برای مثال، درباره فرهنگهای نسخهای ایرانیِ زردشتی و مانوی ــ شامل اوستایی، فارسی میانه، پارتی، سغدی و دیگر زبانهای ایرانی ــ مطالبی مطرح شده، اما خود کتاب تصریح میکند که به دلیل محدودتر بودن مواد باقیمانده و تخصصی بودن این حوزه، حضور آنها در کتاب محدودتر است.
فصل دوم به Palaeography یا خطشناسی اختصاص دارد. در اینجا نسخه خطی از منظر خط و تحول شیوههای نوشتن بررسی میشود. خط برای نسخهشناس فقط وسیله خواندن متن نیست؛ شکل حروف، زاویه قلم، فاصله کلمات، شیوه اتصال حروف و دیگر ویژگیهای کتابت میتواند به شناخت زمان و محیط تولید نسخه کمک کند. این بخش بهویژه برای کسانی سودمند است که با نسخههای فاقد تاریخ کتابت یا نسخههایی با اطلاعات ناقص سروکار دارند. فصل خطشناسی از صفحه ۲۶۷ تا ۳۲۰ کتاب را در بر گرفته است.
یکی از مهمترین قسمتهای کتاب برای مصححان متون، فصل سوم با عنوان Textual Criticism and Text Editing است. این فصل حدود ۱۴۵ صفحه حجم دارد و به این پرسش میپردازد که وقتی از یک اثر چند نسخه متفاوت در اختیار داریم، چگونه میتوان تاریخ انتقال متن را شناخت و برای انتشار علمی آن تصمیم گرفت. در اینجا از مبانی نقد متن، اختلاف نسخهها، روابط میان نسخهها، شجره یا stemma codicum و سنتهای مختلف تصحیح انتقادی سخن گفته میشود. نکته مهم این است که کتاب صرفاً یک روش تصحیح را به عنوان روش قطعی معرفی نمیکند، بلکه تفاوت سنتهای علمی و مسائل خاص متون مختلف را نیز در نظر میگیرد. ساختار کلی کتاب نشان میدهد که نقد متن و تصحیح علمی یکی از محورهای اصلی پروژه COMSt بوده است.
فصل چهارم کتاب مخصوص فهرستنویسی نسخههای خطی است. این بخش برای کتابداران، فهرستنگاران و مدیران مجموعههای خطی اهمیت خاصی دارد. موضوع فقط نوشتن نام کتاب و مؤلف نیست، بلکه این پرسش مطرح است که برای معرفی علمی یک نسخه چه اطلاعاتی باید ثبت شود و چگونه باید میان توصیف متن و توصیف شیء مادی تمایز گذاشت. مسائل مربوط به استانداردسازی اطلاعات و تحول فهرستنویسی در محیط دیجیتال نیز در همین چهارچوب قرار میگیرد. این فصل صفحات ۴۶۷ تا ۵۳۸ را شامل میشود.
ادامه در پست بعدی
ادامه پست بالا 👆👆👇👇👇
آخرین فصل اصلی درباره Conservation and Preservation؛ حفاظت و نگهداری نسخههای خطی است. در اینجا کتاب از حوزه مطالعات نظری وارد مسائل عملی کتابخانهها و مجموعههای نسخه خطی میشود: چرا نسخهها آسیب میبینند، چه عواملی موجب تخریب کاغذ، پوست، مرکب و صحافی میشود و رویکردهای معاصر حفاظت از این میراث چیست. به این ترتیب کتاب چرخه مطالعه نسخه را تقریباً کامل میکند: از شناخت شیء و خط و متن تا فهرستکردن و سرانجام حفظ خود نسخه برای آینده. این فصل صفحات ۵۳۹ تا ۵۸۲ را دربر میگیرد.
پس از این پنج بخش، نزدیک به هفتاد صفحه منابع و کتابشناسی و بیش از بیست صفحه نمایه آمده است. کتاب همچنین دارای نقشهها، تصاویر و نمونههای نسخههای خطی است. به همین سبب اثر حاضر صرفاً مجموعهای از مقالات نظری نیست، بلکه میتواند نقش یک کتاب مرجع و راهنمای آموزشی را برای دانشجویان و پژوهشگران نسخههای خطی ایفا کند.
از ویژگیهای جالب این اثر، نگاه تطبیقی آن است. بسیاری از کتابهای نسخهشناسی تنها یک زبان یا یک سنت ــ مثلاً نسخههای عربی یا یونانی ــ را بررسی میکنند؛ اما این کتاب میکوشد سنتهای مختلف «فرهنگ کدکس» را در کنار یکدیگر قرار دهد. همین ویژگی سبب شده مرکز مطالعات فرهنگ نسخههای خطی دانشگاه هامبورگ نیز آن را اثری مناسب برای آشنایی با روشها و مشکلات مطالعه تطبیقی آثار مکتوب و شناخت اجمالی فرهنگهای مختلف نسخهنویسی معرفی کند.
در مجموع، Comparative Oriental Manuscript Studies: An Introduction را میتوان نوعی دانشنامه فشرده و در عین حال آموزشی برای مطالعات نسخههای خطی دانست. کسی که بخواهد بداند یک نسخه خطی را از چه زوایایی میتوان مطالعه کرد، در این کتاب تقریباً تمام مسیر را یکجا میبیند: ماده و کاغذ و پوست → ساخت کتاب → خط و کتابت → آرایش صفحه و تذهیب → انتقال و اختلاف متن → تصحیح علمی → فهرستنویسی → حفاظت و مرمت. ارزش افزوده کتاب نیز در این است که این مباحث را به یک سنت زبانی محدود نکرده و تجربه نسخهشناسی عربی، سریانی، یونانی، عبری، قبطی، ارمنی، اتیوپیایی، گرجی، فارسی و دیگر حوزههای شرقی را تا حد امکان در کنار یکدیگر قرار داده است.
https://t.me/UT_Central_Library
آخرین فصل اصلی درباره Conservation and Preservation؛ حفاظت و نگهداری نسخههای خطی است. در اینجا کتاب از حوزه مطالعات نظری وارد مسائل عملی کتابخانهها و مجموعههای نسخه خطی میشود: چرا نسخهها آسیب میبینند، چه عواملی موجب تخریب کاغذ، پوست، مرکب و صحافی میشود و رویکردهای معاصر حفاظت از این میراث چیست. به این ترتیب کتاب چرخه مطالعه نسخه را تقریباً کامل میکند: از شناخت شیء و خط و متن تا فهرستکردن و سرانجام حفظ خود نسخه برای آینده. این فصل صفحات ۵۳۹ تا ۵۸۲ را دربر میگیرد.
پس از این پنج بخش، نزدیک به هفتاد صفحه منابع و کتابشناسی و بیش از بیست صفحه نمایه آمده است. کتاب همچنین دارای نقشهها، تصاویر و نمونههای نسخههای خطی است. به همین سبب اثر حاضر صرفاً مجموعهای از مقالات نظری نیست، بلکه میتواند نقش یک کتاب مرجع و راهنمای آموزشی را برای دانشجویان و پژوهشگران نسخههای خطی ایفا کند.
از ویژگیهای جالب این اثر، نگاه تطبیقی آن است. بسیاری از کتابهای نسخهشناسی تنها یک زبان یا یک سنت ــ مثلاً نسخههای عربی یا یونانی ــ را بررسی میکنند؛ اما این کتاب میکوشد سنتهای مختلف «فرهنگ کدکس» را در کنار یکدیگر قرار دهد. همین ویژگی سبب شده مرکز مطالعات فرهنگ نسخههای خطی دانشگاه هامبورگ نیز آن را اثری مناسب برای آشنایی با روشها و مشکلات مطالعه تطبیقی آثار مکتوب و شناخت اجمالی فرهنگهای مختلف نسخهنویسی معرفی کند.
در مجموع، Comparative Oriental Manuscript Studies: An Introduction را میتوان نوعی دانشنامه فشرده و در عین حال آموزشی برای مطالعات نسخههای خطی دانست. کسی که بخواهد بداند یک نسخه خطی را از چه زوایایی میتوان مطالعه کرد، در این کتاب تقریباً تمام مسیر را یکجا میبیند: ماده و کاغذ و پوست → ساخت کتاب → خط و کتابت → آرایش صفحه و تذهیب → انتقال و اختلاف متن → تصحیح علمی → فهرستنویسی → حفاظت و مرمت. ارزش افزوده کتاب نیز در این است که این مباحث را به یک سنت زبانی محدود نکرده و تجربه نسخهشناسی عربی، سریانی، یونانی، عبری، قبطی، ارمنی، اتیوپیایی، گرجی، فارسی و دیگر حوزههای شرقی را تا حد امکان در کنار یکدیگر قرار داده است.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Audio
کتاب «مطالعات تطبیقی نسخههای خطی شرقی: یک مقدمه» (Comparative Oriental Manuscript Studies: An Introduction) به ویرایش الساندرو بوسی و همکاران، انتشارات COMSt سال ۲۰۱۵.
این اثر یک درسنامه جامع و بینرشتهای است که برای نخستین بار طیف گستردهای از سنتهای خطی خاورمیانه و شمال آفریقا را در یک چارچوب تطبیقی بررسی میکند. کتاب در فصول مختلف خود به مباحثی نظیر نسخهشناسی (Codicology)، پالئوگرافی، روشهای نقد متنی، تاریخچه فهرستنویسی و اصول مرمت و نگهداری میپردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر سنتهایی مانند نسخههای عربی، عبری، قبطی، سریانی، اتیوپیایی، ارمنی و گرجی است که ریشه در حوزه جغرافیایی مدیترانه دارند. نویسندگان با نگاهی «باستانشناسانه»، نسخه خطی را فراتر از متن، به عنوان یک اثر مادی و تاریخی که بازتابدهنده شرایط اجتماعی-اقتصادی زمان خود است، تحلیل میکنند. علاوه بر این، نقش حیاتی ابزارهای دیجیتال و علوم طبیعی در بازخوانی متنهای محوشده و تحلیل شیمیایی کاغذ و جوهرها مورد بحث قرار گرفته است. این راهنما با هدف تقویت رشتههای علمی مرتبط و ارائه اطلاعات بهروز برای پژوهشگران تدوین شده است.
@UT_Central_Library
این اثر یک درسنامه جامع و بینرشتهای است که برای نخستین بار طیف گستردهای از سنتهای خطی خاورمیانه و شمال آفریقا را در یک چارچوب تطبیقی بررسی میکند. کتاب در فصول مختلف خود به مباحثی نظیر نسخهشناسی (Codicology)، پالئوگرافی، روشهای نقد متنی، تاریخچه فهرستنویسی و اصول مرمت و نگهداری میپردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر سنتهایی مانند نسخههای عربی، عبری، قبطی، سریانی، اتیوپیایی، ارمنی و گرجی است که ریشه در حوزه جغرافیایی مدیترانه دارند. نویسندگان با نگاهی «باستانشناسانه»، نسخه خطی را فراتر از متن، به عنوان یک اثر مادی و تاریخی که بازتابدهنده شرایط اجتماعی-اقتصادی زمان خود است، تحلیل میکنند. علاوه بر این، نقش حیاتی ابزارهای دیجیتال و علوم طبیعی در بازخوانی متنهای محوشده و تحلیل شیمیایی کاغذ و جوهرها مورد بحث قرار گرفته است. این راهنما با هدف تقویت رشتههای علمی مرتبط و ارائه اطلاعات بهروز برای پژوهشگران تدوین شده است.
@UT_Central_Library
🗓️ سالروز کودتای ۲۸ مرداد
📚 برشی از کتاب سرگذشت استعمار
🔹انگلیسی ها تصمیم گرفتند ایران را تحریم کنند و همه درها را به روی دولت ایران ببندند. آنها از صاحبان نفت کشهایی که از ایران نفت میبردند به اتهام نفت دزدی شکایت میکردند حمل کالا به ایران ممنوع شد و بانکهای انگلستان همکاری با ایران را قطع کردند.
🔹صادر نشدن نفت ایران برای مدت کوتاهی انگلیسیها را به دردسر انداخت؛ صف های طولانی خودروها در مقابل پمپ بنزین های انگلستان تشکیل شد؛ اما شرکت های انگلیسی و آمریکایی تولید خود را در کشورهای عربی افزایش دادند و کمبود نفت ایران را جبران کردند.
🔹قطع شدن صادرات نفت ایران و تحریمهای انگلستان باعث شد دولت ایران برنامه «اقتصاد بدون نفت را پیگیری کند در مدت کوتاهی صادرات کالاهای ایرانی افزایش یافت و واردات اجناس خارجی کاهش پیدا کرد تراز بازرگانی ایرانی تفاوت صادرات و واردات پس از سالها مثبت شد و پیروزی بزرگی به دست آمد.
🔹مصدق برای آنکه فشارهای بیگانگان را بر ایران کم کند مانند قائم مقام فراهانی میرزا تقی خان امیرکبیر سیاست موازنه «منفی را پیشه کرد. او از رقابت دو کشور رقیب آمریکا و شوروی برای حفظ استقلال ایران استفاده میکرد. آمریکاییها نگران بودند که مبادا ایران به دست شوروی بیفتد و مصدق هم آنها را میترساند که اگر دولت او سقوط کند دوستان شوروی کشور را در دست خواهند گرفت.
🆔 @ketabresan
📚 برشی از کتاب سرگذشت استعمار
🔹انگلیسی ها تصمیم گرفتند ایران را تحریم کنند و همه درها را به روی دولت ایران ببندند. آنها از صاحبان نفت کشهایی که از ایران نفت میبردند به اتهام نفت دزدی شکایت میکردند حمل کالا به ایران ممنوع شد و بانکهای انگلستان همکاری با ایران را قطع کردند.
🔹صادر نشدن نفت ایران برای مدت کوتاهی انگلیسیها را به دردسر انداخت؛ صف های طولانی خودروها در مقابل پمپ بنزین های انگلستان تشکیل شد؛ اما شرکت های انگلیسی و آمریکایی تولید خود را در کشورهای عربی افزایش دادند و کمبود نفت ایران را جبران کردند.
🔹قطع شدن صادرات نفت ایران و تحریمهای انگلستان باعث شد دولت ایران برنامه «اقتصاد بدون نفت را پیگیری کند در مدت کوتاهی صادرات کالاهای ایرانی افزایش یافت و واردات اجناس خارجی کاهش پیدا کرد تراز بازرگانی ایرانی تفاوت صادرات و واردات پس از سالها مثبت شد و پیروزی بزرگی به دست آمد.
🔹مصدق برای آنکه فشارهای بیگانگان را بر ایران کم کند مانند قائم مقام فراهانی میرزا تقی خان امیرکبیر سیاست موازنه «منفی را پیشه کرد. او از رقابت دو کشور رقیب آمریکا و شوروی برای حفظ استقلال ایران استفاده میکرد. آمریکاییها نگران بودند که مبادا ایران به دست شوروی بیفتد و مصدق هم آنها را میترساند که اگر دولت او سقوط کند دوستان شوروی کشور را در دست خواهند گرفت.
🆔 @ketabresan
🔵 *به مناسبت روز جهانی عکاسی | معرفی عبدالله میرزا قاجار*
🔹 عبدالله میرزا قاجار، فرزند جهانگیر میرزا، از عکاسان برجسته و پرکار دوره قاجار و عکاس مخصوص ناصرالدینشاه بود. او پس از آقا رضا اقبالالسلطنه، مشهورترین عکاس ایرانی این دوره به شمار میآید.
🔹 فعالیت عبدالله قاجار بهعنوان عکاس دربار، پس از بازگشت او از اروپا و در حدود سال ۱۳۰۰ قمری آغاز شد. او در همان سال برای عکاسی از نواحی خراسان مأموریت یافت و بعدها نیز به دستور رسمی ناصرالدینشاه، در سال ۱۳۰۸ قمری راهی خراسان شد و مجموعهای بسیار نفیس و گرانبها از عکسهای مرتبط با اوضاع و احوال خراسان و شهر مشهد به یادگار گذاشت. مجموعه عکس های عبدالله قاجار با موضوعات متنوع و مختلف در کاخ موزه گلستان نگهداری میشوند.
🔹 به مناسبت ۲۸ مرداد (۱۹ آگوست)، روز جهانی عکاسی، تصویری از عبدالله قاجار، عکاس مخصوص ناصرالدینشاه، نشسته بر صندلی در فضایی با زمینه گل و درخت منتشر میشود.
🆔 @nlai_ir
🔹 عبدالله میرزا قاجار، فرزند جهانگیر میرزا، از عکاسان برجسته و پرکار دوره قاجار و عکاس مخصوص ناصرالدینشاه بود. او پس از آقا رضا اقبالالسلطنه، مشهورترین عکاس ایرانی این دوره به شمار میآید.
🔹 فعالیت عبدالله قاجار بهعنوان عکاس دربار، پس از بازگشت او از اروپا و در حدود سال ۱۳۰۰ قمری آغاز شد. او در همان سال برای عکاسی از نواحی خراسان مأموریت یافت و بعدها نیز به دستور رسمی ناصرالدینشاه، در سال ۱۳۰۸ قمری راهی خراسان شد و مجموعهای بسیار نفیس و گرانبها از عکسهای مرتبط با اوضاع و احوال خراسان و شهر مشهد به یادگار گذاشت. مجموعه عکس های عبدالله قاجار با موضوعات متنوع و مختلف در کاخ موزه گلستان نگهداری میشوند.
🔹 به مناسبت ۲۸ مرداد (۱۹ آگوست)، روز جهانی عکاسی، تصویری از عبدالله قاجار، عکاس مخصوص ناصرالدینشاه، نشسته بر صندلی در فضایی با زمینه گل و درخت منتشر میشود.
🆔 @nlai_ir
کودتای_28_مرداد_پس_از_شصت_سال_علی_قیصری.pdf
571.1 KB
نوشته شده در سال 2013م
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
نکات برجسته سخنرانی «State of the Science Address 2026» توسط دکتر مارسیا مکنات، رئیس آکادمی ملی علوم آمریکا (National Academy of Sciences)، در ۲ ژوئن ۲۰۲۶ در ساختمان آکادمی ملی علوم در واشنگتن دیسی ارائه شد. این سخنرانی بر وضعیت نظام پژوهش آمریکا، رهبری جهانی علم و فناوری، رقابت اقتصادی و ضرورت اصلاح اکوسیستم علمی تمرکز داشت.
*۱. ضرورت بازسازی اکوسیستم علمی آمریکا*
دکتر مکنات تأکید کرد که مدل فعلی پژوهش نیازمند تحول است. حفظ رهبری علمی تنها با افزایش بودجه امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح ساختارهای پژوهش، آموزش، همکاری و ارزیابی علمی است.
*۲. حرکت از پژوهش فردمحور به پژوهش تیمی و مأموریتمحور*
چالشهای بزرگ امروز مانند تغییرات اقلیمی، سلامت، انرژی و فناوریهای نوظهور با پروژههای کوچک و پراکنده حل نمیشوند. علم آینده باید بر تیمهای بزرگ، بینرشتهای و مأموریتهای ملی تمرکز کند.
*۳. بازتعریف معیارهای ارزیابی دانشگاهها و پژوهشگران*
موفقیت علمی نباید فقط با تعداد مقالات، استنادها یا گرنتها سنجیده شود. اثرگذاری اجتماعی، نوآوری، همکاری بینرشتهای، انتقال فناوری و مشارکت عمومی باید در ارزیابیها نقش بیشتری داشته باشند.
*۴. تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت*
دانشگاهها باید نیازهای صنعت را بهتر درک کنند و صنعت نیز باید در توسعه فناوری، آموزش نیروی انسانی و تعریف اولویتهای پژوهشی مشارکت کند. همکاریهای راهبردی دانشگاه–صنعت یکی از پایههای رقابتپذیری آینده است.
* ۵. تربیت نیروی انسانی متناسب با اقتصاد آینده*
یکی از نگرانیهای اصلی، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار است. برنامههای آموزشی باید مهارتهای فناوری، کار تیمی، حل مسئله و تجربه صنعتی را تقویت کنند.
*۶. توسعه آزمایشگاههای اشتراکی و خودکار*
مدل آینده پژوهش بر زیرساختهای مشترک، تجهیزات پیشرفته، اتوماسیون، رباتیک و آزمایشگاههای هوشمند استوار خواهد بود. این رویکرد هزینهها را کاهش داده و دسترسی پژوهشگران را افزایش میدهد.
*۷. نقش هوش مصنوعی در آینده علم*
هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار تحولآفرین برای سرعت بخشیدن به کشف علمی، تحلیل دادهها، طراحی آزمایشها و افزایش بهرهوری پژوهش مطرح شد. رقابت علمی آینده به توانایی ترکیب AI با علوم پایه و کاربردی وابسته است.
*۸. کاهش بوروکراسی و افزایش چابکی نظام پژوهش*
مکنات بر ضرورت سادهسازی فرآیندهای اداری، کاهش بار گزارشدهی و ایجاد شرایطی تأکید کرد که پژوهشگران زمان بیشتری برای تحقیق و نوآوری داشته باشند.
*۹. تشویق پژوهشگران به پذیرش ریسک علمی*
یکی از پیامهای مهم سخنرانی این بود که نظام علمی نباید فقط پژوهشهای کمریسک و قابل انتشار را تشویق کند. پیشرفتهای بزرگ معمولاً از ایدههای بلندپروازانه و پروژههای پرریسک حاصل میشوند.
*۱۰. پیام راهبردی برای سیاستگذاران علم و فناوری*
پیام نهایی سخنرانی این است که کشورهایی در آینده پیشتاز خواهند بود که اکوسیستم نوآوری خود را بازطراحی کنند**؛ یعنی دانشگاه، صنعت، دولت، زیرساخت دیجیتال، هوش مصنوعی و نیروی انسانی را در یک شبکه هماهنگ قرار دهند.
*جمعبندی:*
مهمترین درس این سخنرانی برای کشورهای در حال توسعه این است که رقابت علمی فقط با تولید مقاله یا افزایش تعداد دانشگاهها حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند **دانشگاههای مأموریتمحور، زیرساختهای مشترک پژوهشی، همکاری واقعی دانشگاه و صنعت، استفاده از هوش مصنوعی و تمرکز بر حل مسائل بزرگ ملی و جهانی است.
[ https://www.nationalacademies.org/events/1133 "The State of the Science Address 2026"
*۱. ضرورت بازسازی اکوسیستم علمی آمریکا*
دکتر مکنات تأکید کرد که مدل فعلی پژوهش نیازمند تحول است. حفظ رهبری علمی تنها با افزایش بودجه امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح ساختارهای پژوهش، آموزش، همکاری و ارزیابی علمی است.
*۲. حرکت از پژوهش فردمحور به پژوهش تیمی و مأموریتمحور*
چالشهای بزرگ امروز مانند تغییرات اقلیمی، سلامت، انرژی و فناوریهای نوظهور با پروژههای کوچک و پراکنده حل نمیشوند. علم آینده باید بر تیمهای بزرگ، بینرشتهای و مأموریتهای ملی تمرکز کند.
*۳. بازتعریف معیارهای ارزیابی دانشگاهها و پژوهشگران*
موفقیت علمی نباید فقط با تعداد مقالات، استنادها یا گرنتها سنجیده شود. اثرگذاری اجتماعی، نوآوری، همکاری بینرشتهای، انتقال فناوری و مشارکت عمومی باید در ارزیابیها نقش بیشتری داشته باشند.
*۴. تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت*
دانشگاهها باید نیازهای صنعت را بهتر درک کنند و صنعت نیز باید در توسعه فناوری، آموزش نیروی انسانی و تعریف اولویتهای پژوهشی مشارکت کند. همکاریهای راهبردی دانشگاه–صنعت یکی از پایههای رقابتپذیری آینده است.
* ۵. تربیت نیروی انسانی متناسب با اقتصاد آینده*
یکی از نگرانیهای اصلی، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار است. برنامههای آموزشی باید مهارتهای فناوری، کار تیمی، حل مسئله و تجربه صنعتی را تقویت کنند.
*۶. توسعه آزمایشگاههای اشتراکی و خودکار*
مدل آینده پژوهش بر زیرساختهای مشترک، تجهیزات پیشرفته، اتوماسیون، رباتیک و آزمایشگاههای هوشمند استوار خواهد بود. این رویکرد هزینهها را کاهش داده و دسترسی پژوهشگران را افزایش میدهد.
*۷. نقش هوش مصنوعی در آینده علم*
هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار تحولآفرین برای سرعت بخشیدن به کشف علمی، تحلیل دادهها، طراحی آزمایشها و افزایش بهرهوری پژوهش مطرح شد. رقابت علمی آینده به توانایی ترکیب AI با علوم پایه و کاربردی وابسته است.
*۸. کاهش بوروکراسی و افزایش چابکی نظام پژوهش*
مکنات بر ضرورت سادهسازی فرآیندهای اداری، کاهش بار گزارشدهی و ایجاد شرایطی تأکید کرد که پژوهشگران زمان بیشتری برای تحقیق و نوآوری داشته باشند.
*۹. تشویق پژوهشگران به پذیرش ریسک علمی*
یکی از پیامهای مهم سخنرانی این بود که نظام علمی نباید فقط پژوهشهای کمریسک و قابل انتشار را تشویق کند. پیشرفتهای بزرگ معمولاً از ایدههای بلندپروازانه و پروژههای پرریسک حاصل میشوند.
*۱۰. پیام راهبردی برای سیاستگذاران علم و فناوری*
پیام نهایی سخنرانی این است که کشورهایی در آینده پیشتاز خواهند بود که اکوسیستم نوآوری خود را بازطراحی کنند**؛ یعنی دانشگاه، صنعت، دولت، زیرساخت دیجیتال، هوش مصنوعی و نیروی انسانی را در یک شبکه هماهنگ قرار دهند.
*جمعبندی:*
مهمترین درس این سخنرانی برای کشورهای در حال توسعه این است که رقابت علمی فقط با تولید مقاله یا افزایش تعداد دانشگاهها حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند **دانشگاههای مأموریتمحور، زیرساختهای مشترک پژوهشی، همکاری واقعی دانشگاه و صنعت، استفاده از هوش مصنوعی و تمرکز بر حل مسائل بزرگ ملی و جهانی است.
[ https://www.nationalacademies.org/events/1133 "The State of the Science Address 2026"
www.nationalacademies.org
The State of the Science Address 2026
The third annual State of the Science address will explore the status of the U.S. research enterprise, global science leadership, and economic competitiveness. The address, to be delivered by National Academy of Sciences President Marcia McNutt, will be followed…
مدال یادبود صد و پنجاهمین سالگرد تولد کاظم مچیف (Kyazim Mechiev)
شرح و توصیف:
روی مدال:
تصویر برجسته از چهره کاظم مچیف (Kwazim Mechiev)، شاعر و اندیشمند برجسته قوم بالکار (۱۹۴۵-۱۸۵۹)، با ریش بلند و کلاه سنتی (پاپاخ).
در حاشیه بالایی، نام وی به زبان روسی حک شده است: «КЯЗИМ МЕЧИЕВ» (Kyazim Mechiev).
در حاشیه سمت راست، سالهای تولد و وفات وی درج شده است: «۱۸۵۹ - ۱۹۴۵».
پشت مدال:
در مرکز، یک گلدسته برگبو (شبیه برگ غار) قرار دارد.
درون گلدسته، متنی به زبان روسی نوشته شده است:
> «Лишь доброта бесценна,
> Лишь правда не умрет...»
(تنها محبت بیبهاست، تنها حقیقت نمیرد...)
این مصرع از یکی از اشعار کاظم مچیف است.
در حاشیه مدال، متنی به زبان روسی دیگر وجود دارد که به مناسبت اشاره میکند:
> «РОССИЙСКИЙ КОМИТЕТ ПО 130 ЛЕТ СО ДНЯ РОЖДЕНИЯ»
(کمیته روسی به مناسبت ۱۳۰مین سالگرد تولد)
اهمیت و زمینه تاریخی:
کاظم مچیف (Kwazim Mechiev): وی به عنوان یکی از بنیانگذاران ادبیات مکتوب و زبان ادبی مدرن در میان اقوام قراچای-بالکار شناخته میشود و نقش بسزایی در اعتلای فرهنگ و هویت ملی آنها داشته است.
مناسبت ضرب: مدال به مناسبت۱۳۰مین سالگرد تولد این شاعر برجسته (۱۹۸۹ میلادی، با توجه به سال تولد ۱۸۵۹) ضرب شده است. این نشاندهنده اهمیت وی در ادبیات و فرهنگ منطقه قفقاز، بهویژه در جمهوری قرهچای و چرکس و کاباردینو-بالکاریا در فدراسیون روسیه است.
ارزش فرهنگی:
این مدال در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۹ میلادی) توسط وی. اِی. زاخاروف، معاون مرکز مطالعات قفقاز و رئیس انجمن دوستی روسیه و ایران، به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اهدا شد. این اثر، افزون بر ارزش هنری و یادمانی خود، سندی از ارجگذاری به مفاخر فرهنگی و ادبی در فدراسیون روسیه و پاسداشت هویت ملی اقوام این کشور به شمار میآید. نگهداری این مدال در مجموعه موزه کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نیز بیانگر پیوندهای فرهنگی و همکاریهای علمی و پژوهشی میان ایران و روسیه است.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
شرح و توصیف:
روی مدال:
تصویر برجسته از چهره کاظم مچیف (Kwazim Mechiev)، شاعر و اندیشمند برجسته قوم بالکار (۱۹۴۵-۱۸۵۹)، با ریش بلند و کلاه سنتی (پاپاخ).
در حاشیه بالایی، نام وی به زبان روسی حک شده است: «КЯЗИМ МЕЧИЕВ» (Kyazim Mechiev).
در حاشیه سمت راست، سالهای تولد و وفات وی درج شده است: «۱۸۵۹ - ۱۹۴۵».
پشت مدال:
در مرکز، یک گلدسته برگبو (شبیه برگ غار) قرار دارد.
درون گلدسته، متنی به زبان روسی نوشته شده است:
> «Лишь доброта бесценна,
> Лишь правда не умрет...»
(تنها محبت بیبهاست، تنها حقیقت نمیرد...)
این مصرع از یکی از اشعار کاظم مچیف است.
در حاشیه مدال، متنی به زبان روسی دیگر وجود دارد که به مناسبت اشاره میکند:
> «РОССИЙСКИЙ КОМИТЕТ ПО 130 ЛЕТ СО ДНЯ РОЖДЕНИЯ»
(کمیته روسی به مناسبت ۱۳۰مین سالگرد تولد)
اهمیت و زمینه تاریخی:
کاظم مچیف (Kwazim Mechiev): وی به عنوان یکی از بنیانگذاران ادبیات مکتوب و زبان ادبی مدرن در میان اقوام قراچای-بالکار شناخته میشود و نقش بسزایی در اعتلای فرهنگ و هویت ملی آنها داشته است.
مناسبت ضرب: مدال به مناسبت۱۳۰مین سالگرد تولد این شاعر برجسته (۱۹۸۹ میلادی، با توجه به سال تولد ۱۸۵۹) ضرب شده است. این نشاندهنده اهمیت وی در ادبیات و فرهنگ منطقه قفقاز، بهویژه در جمهوری قرهچای و چرکس و کاباردینو-بالکاریا در فدراسیون روسیه است.
ارزش فرهنگی:
این مدال در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۹ میلادی) توسط وی. اِی. زاخاروف، معاون مرکز مطالعات قفقاز و رئیس انجمن دوستی روسیه و ایران، به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اهدا شد. این اثر، افزون بر ارزش هنری و یادمانی خود، سندی از ارجگذاری به مفاخر فرهنگی و ادبی در فدراسیون روسیه و پاسداشت هویت ملی اقوام این کشور به شمار میآید. نگهداری این مدال در مجموعه موزه کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نیز بیانگر پیوندهای فرهنگی و همکاریهای علمی و پژوهشی میان ایران و روسیه است.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
توضیحی در باره استفاده از منابع کتابخانه
طبق قوانین دانشگاه تهران، فارغ التحصیلان پس از طی فرایند تسویه حساب، به سامانههای دانشگاه دسترسی ندارند. سامانه کتابخانه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کتابخانه مرکزی برای ایجاد دسترسی فارغالتحصیلان و افرادی که عضو رسمی دانشگاه تهران نیستند، تدابیری اندیشیده تا بتوانند به منابع دیجیتال دسترسی پیدا کنند.
مسلما این فرایند مبتنی بر حفظ مالکیت منابع و اصول دسترسی به منابع دیجیتال است. از طریق راههای زیر میتوانید به منابع دیجیتال دسترسی پیدا کنید:
۱.در سامانه آذرسا که لینک آن در وبسایت کتابخانه مرکزی موجود است، منابع دیجیتال در دسترس هستند. نسخ خطی، اسناد، مجلات، مقالات، منابع غیرکتابی (گزارشات، بولتن ها و غیره) به صورت نمایش در دسترس عموم و قابل مطالعه هستند.
۲. اگر کاربری بخواهد اصل منبع دیجیتال را خریداری کند، می تواند از طریق سامانه سابیت اقدام نماید. لینک این سامانه نیز در وبسایت کتابخانه مرکزی موجود است.
۳. همچنین پایاننامه های دانشگاه تهران در سامانه نور نیز در دسترس است. https://noordoc.ir/
به زودی نسخ خطی نیز از طریق سامانه موسسه نور در دسترس قرار میگیرد.
۴. دانشگاه تهران طبق قانون وزارت علوم، پایاننامههای خود را به ایرانداک نیز ارسال میکند که از طریق سامانه گنج ایرانداک در دسترس قرار میگیرد. این شامل منابعی می شود که در سالهای اخیر طبق قانون بارگذاری شده و ایراندک نیز به آن دسترسی دارد. طبعا فایل پایان نامه های قدیمی را صرفا از طریق نور می توانید دریافت کنید. کاربران دانشگاه تهرانی برای خواندن متن آن، از طریق آذرسا دسترسی دارند.
۵. فرایند دیجیتالسازی و ایجاد دسترسی به منابع کتابخانه مرکزی، همواره در حال انجام و تکمیل است و سعی بر آن است که راههای مختلفی برای ایجاد دسترسی به منابع برای تمامی کاربران فراهم شود.
https://t.me/UT_Central_Library
طبق قوانین دانشگاه تهران، فارغ التحصیلان پس از طی فرایند تسویه حساب، به سامانههای دانشگاه دسترسی ندارند. سامانه کتابخانه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کتابخانه مرکزی برای ایجاد دسترسی فارغالتحصیلان و افرادی که عضو رسمی دانشگاه تهران نیستند، تدابیری اندیشیده تا بتوانند به منابع دیجیتال دسترسی پیدا کنند.
مسلما این فرایند مبتنی بر حفظ مالکیت منابع و اصول دسترسی به منابع دیجیتال است. از طریق راههای زیر میتوانید به منابع دیجیتال دسترسی پیدا کنید:
۱.در سامانه آذرسا که لینک آن در وبسایت کتابخانه مرکزی موجود است، منابع دیجیتال در دسترس هستند. نسخ خطی، اسناد، مجلات، مقالات، منابع غیرکتابی (گزارشات، بولتن ها و غیره) به صورت نمایش در دسترس عموم و قابل مطالعه هستند.
۲. اگر کاربری بخواهد اصل منبع دیجیتال را خریداری کند، می تواند از طریق سامانه سابیت اقدام نماید. لینک این سامانه نیز در وبسایت کتابخانه مرکزی موجود است.
۳. همچنین پایاننامه های دانشگاه تهران در سامانه نور نیز در دسترس است. https://noordoc.ir/
به زودی نسخ خطی نیز از طریق سامانه موسسه نور در دسترس قرار میگیرد.
۴. دانشگاه تهران طبق قانون وزارت علوم، پایاننامههای خود را به ایرانداک نیز ارسال میکند که از طریق سامانه گنج ایرانداک در دسترس قرار میگیرد. این شامل منابعی می شود که در سالهای اخیر طبق قانون بارگذاری شده و ایراندک نیز به آن دسترسی دارد. طبعا فایل پایان نامه های قدیمی را صرفا از طریق نور می توانید دریافت کنید. کاربران دانشگاه تهرانی برای خواندن متن آن، از طریق آذرسا دسترسی دارند.
۵. فرایند دیجیتالسازی و ایجاد دسترسی به منابع کتابخانه مرکزی، همواره در حال انجام و تکمیل است و سعی بر آن است که راههای مختلفی برای ایجاد دسترسی به منابع برای تمامی کاربران فراهم شود.
https://t.me/UT_Central_Library
📚 #معرفی_کتاب #تازههای_نشر
🔺متون بهمثابه موجودات زنده: ذیلها و انتقال دانش در جهان اسلام
🔺 Texts as Living Objects: Dhayls and Knowledge Transmission in the Islamic World
👈🏻 ویراستاران: Sacha Alsancakli and Philip Bockholt
👈🏻 ناشر: Brill
👈🏻 سال انتشار : (2026)
👈🏻شابک: 9789004763807
معرفی ناشر
کتاب حاضر دربردارندهی ۹ مقالهی پژوهشی دربارهی پدیدهی «ذیل» (تکملهنویسی) و سنت انتقال متون در جهان اسلام است. این اثر با بهرهگیری از مطالعات موردی بر روی متونی به زبانهای عربی، فارسی، ترکی و عبری سامری، و با پوشش گسترهی وسیعی از دورههای تاریخی و پهنههای جغرافیایی، تعریف و درکی نو از ذیلها به مثابه پدیدههایی فرهنگی و تاریخی به دست میدهد.
این مجلد به جای آنکه سنت تکملهنویسی را در انزوا بررسی کند، به واکاوی دیگر انواع تصرف و تغییر در متون نظیر شرحنویسی و ترجمه — که غالباً با تولید ذیلها درآمیخته بودهاند — نیز میپردازد. این رویکرد، سرشت پویا و در عین حال دیرپای سنت تألیف و تولید دانش در جهان اسلام را برجسته میسازد و بر ثبات و انسجام شگرف سنت مکتوب در گذر سدهها و بستر فرهنگی زایندهی آن تمرکز میکند.
فهرست مطالب
مقدمه: تکملهها حائز اهمیتاند: رویکردی مفهومی به پدیده ذیلها در سنت نسخهپردازی اسلامی (ساشا آلسانجاکلی و فیلیپ بوکهولت)
۱) افزودن تکملهها بر سنت: پدیده ذیلها در تاریخنگاریِ فارسی (کریستف او. ورنر)
۲) ذیلی که هرگز وجود نداشت: تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسبِ امیر محمود (فیلیپ بوکهولت)
۳) مهرِ تأیید بر افزودهها؟ پدیده ذیل در لغتنگاری عربی (کولیندا لیندرمان)
۴) همنشین دانشمند: تأملاتی دربارهی گردآوری و انتقال ذیلهای نگاشتهشده بر آثار نجومی (نادین لور)
۵) چه چیزی در یک ذیل جای میگیرد؟ نیت مؤلف در پسِ تصویرسازی نوعیزاده عطایی از پیر محمد افندی در آثار حدائقالحقائق و نفحهالازهار (زینب تزر)
۶) زمینهمندی آثار ذیل شیخی محمد بن حسن و واکاوی پرسشهای مربوط به رساله جهاننمای اروپای وی (فکرت توران)
۷) مجمعالغرائب: مطالعهای موردی درباب انتقال متن (گولیلمو زوکونی)
۸) سه سده ذیلنویسی بر شرفنامه بدلیسی (ساشا آلسانجاکلی)
۹) گذشتههای امتدادیافته: دنبالههای کتاب رویدادنامه تولدای سامری و تأملات درونی دربارهی تاریخ (روی ماروم)
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
🔺متون بهمثابه موجودات زنده: ذیلها و انتقال دانش در جهان اسلام
🔺 Texts as Living Objects: Dhayls and Knowledge Transmission in the Islamic World
👈🏻 ویراستاران: Sacha Alsancakli and Philip Bockholt
👈🏻 ناشر: Brill
👈🏻 سال انتشار : (2026)
👈🏻شابک: 9789004763807
معرفی ناشر
کتاب حاضر دربردارندهی ۹ مقالهی پژوهشی دربارهی پدیدهی «ذیل» (تکملهنویسی) و سنت انتقال متون در جهان اسلام است. این اثر با بهرهگیری از مطالعات موردی بر روی متونی به زبانهای عربی، فارسی، ترکی و عبری سامری، و با پوشش گسترهی وسیعی از دورههای تاریخی و پهنههای جغرافیایی، تعریف و درکی نو از ذیلها به مثابه پدیدههایی فرهنگی و تاریخی به دست میدهد.
این مجلد به جای آنکه سنت تکملهنویسی را در انزوا بررسی کند، به واکاوی دیگر انواع تصرف و تغییر در متون نظیر شرحنویسی و ترجمه — که غالباً با تولید ذیلها درآمیخته بودهاند — نیز میپردازد. این رویکرد، سرشت پویا و در عین حال دیرپای سنت تألیف و تولید دانش در جهان اسلام را برجسته میسازد و بر ثبات و انسجام شگرف سنت مکتوب در گذر سدهها و بستر فرهنگی زایندهی آن تمرکز میکند.
فهرست مطالب
مقدمه: تکملهها حائز اهمیتاند: رویکردی مفهومی به پدیده ذیلها در سنت نسخهپردازی اسلامی (ساشا آلسانجاکلی و فیلیپ بوکهولت)
۱) افزودن تکملهها بر سنت: پدیده ذیلها در تاریخنگاریِ فارسی (کریستف او. ورنر)
۲) ذیلی که هرگز وجود نداشت: تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسبِ امیر محمود (فیلیپ بوکهولت)
۳) مهرِ تأیید بر افزودهها؟ پدیده ذیل در لغتنگاری عربی (کولیندا لیندرمان)
۴) همنشین دانشمند: تأملاتی دربارهی گردآوری و انتقال ذیلهای نگاشتهشده بر آثار نجومی (نادین لور)
۵) چه چیزی در یک ذیل جای میگیرد؟ نیت مؤلف در پسِ تصویرسازی نوعیزاده عطایی از پیر محمد افندی در آثار حدائقالحقائق و نفحهالازهار (زینب تزر)
۶) زمینهمندی آثار ذیل شیخی محمد بن حسن و واکاوی پرسشهای مربوط به رساله جهاننمای اروپای وی (فکرت توران)
۷) مجمعالغرائب: مطالعهای موردی درباب انتقال متن (گولیلمو زوکونی)
۸) سه سده ذیلنویسی بر شرفنامه بدلیسی (ساشا آلسانجاکلی)
۹) گذشتههای امتدادیافته: دنبالههای کتاب رویدادنامه تولدای سامری و تأملات درونی دربارهی تاریخ (روی ماروم)
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
متون بهمثابه موجودات زنده: ذیلها و انتقال دانش در جهان اسلام - مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
کتاب حاضر دربردارندهی ۹ مقالهی پژوهشی دربارهی پدیدهی «ذیل» (تکملهنویسی) و سنت انتقال متون در جهان اسلام است. این اثر با بهرهگیری از مطالعات موردی بر روی متونی به زبانهای عربی، فارسی، ترکی و عبری سامری، و با پوشش گسترهی وسیعی از دورههای تاریخی و…
🎓 مسئله آزمون در عصر هوش مصنوعی؛ آیا دانشگاهها باید شیوه ارزیابی دانشجویان را از نو طراحی کنند؟
مجله Nature در مقالهای تازه، چالش استفاده غیرمجاز از هوش مصنوعی مولد در آزمونهای دانشگاهی را بررسی کرده و هشدار میدهد که روشهای سنتی ارزیابی دیگر بهتنهایی قابل اتکا نیستند.
نویسنده مقاله (Serrano)، تجربه خود در یک درس دانشگاهی را گزارش میکند که در آن نمره میانگین یک آزمون خانگی به ۹۶ درصد رسید؛ در حالی که میانگین تاریخی درس حدود ۶۵ تا ۸۰ درصد بود. برای بررسی این مسئله، آزمون پایانی بهصورت حضوری و بدون استفاده از کتاب یا ابزارهای دیجیتال برگزار شد و میانگین نمرات به ۴۸٫۶ درصد کاهش یافت.
این تفاوت نشان میدهد که ظهور ابزارهای مولد هوش مصنوعی، مرز میان «دانش واقعی دانشجو» و «توانایی تولید پاسخ با کمک فناوری» را پیچیدهتر کرده است. از دیدگاه آموزشی، مسئله اصلی فقط تقلب نیست؛ بلکه اعتبار فرایند ارزیابی و اطمینان از تحقق واقعی یادگیری در دانشگاههاست.
نیچر تأکید میکند که دانشگاهها باید همزمان با گسترش AI، فرهنگ صداقت و تمامیت علمی را تقویت کنند و در سیاستهای آموزشی خود بازنگری داشته باشند.
یکی از راهکارهای کاربردی، حرکت از ارزیابی صرفاً مبتنی بر «محصول نهایی» به سمت ارزیابی فرایند یادگیری، استدلال، ارائه شفاهی و فعالیتهای تحت نظارت است. همچنین لازم است دانشگاهها به جای ممنوعیت مطلق، چارچوب روشنی برای استفاده مجاز، شفاف و مسئولانه از هوش مصنوعی تدوین کنند.
آموزش سواد هوش مصنوعی به دانشجویان نیز اهمیت دارد؛ دانشجو باید بداند چه زمانی استفاده از AI کمک آموزشی محسوب میشود و چه زمانی استقلال علمی او را مخدوش میکند.
برای استادان، این تحول فرصتی است تا تکالیفی طراحی کنند که در آنها تحلیل، نقد، حل مسئله و توضیح فرایند تفکر اهمیت بیشتری از تولید یک متن آماده داشته باشد. بنابراین، پاسخ دانشگاه به AI نباید صرفاً توسعه ابزارهای کشف تقلب باشد؛ بلکه باید به بازطراحی نظام ارزیابی و تعریف دوباره شایستگیهای مورد انتظار از دانشجو منجر شود.
پیام کلیدی مقاله برای آموزش عالی این است: در عصر هوش مصنوعی، مسئله فقط «چگونه جلوی تقلب را بگیریم؟» نیست؛ بلکه باید پرسید «چگونه مطمئن شویم ارزیابی دانشگاه واقعاً یادگیری و توانایی دانشجو را اندازهگیری میکند؟»
Serrano, R. (2026). I caught my students using AI to cheat in an exam — here’s what universities must do to stamp this out. Nature, 656, 275. https://doi.org/10.1038/d41586-026-02447-y
https://t.me/UT_Central_Library
مجله Nature در مقالهای تازه، چالش استفاده غیرمجاز از هوش مصنوعی مولد در آزمونهای دانشگاهی را بررسی کرده و هشدار میدهد که روشهای سنتی ارزیابی دیگر بهتنهایی قابل اتکا نیستند.
نویسنده مقاله (Serrano)، تجربه خود در یک درس دانشگاهی را گزارش میکند که در آن نمره میانگین یک آزمون خانگی به ۹۶ درصد رسید؛ در حالی که میانگین تاریخی درس حدود ۶۵ تا ۸۰ درصد بود. برای بررسی این مسئله، آزمون پایانی بهصورت حضوری و بدون استفاده از کتاب یا ابزارهای دیجیتال برگزار شد و میانگین نمرات به ۴۸٫۶ درصد کاهش یافت.
این تفاوت نشان میدهد که ظهور ابزارهای مولد هوش مصنوعی، مرز میان «دانش واقعی دانشجو» و «توانایی تولید پاسخ با کمک فناوری» را پیچیدهتر کرده است. از دیدگاه آموزشی، مسئله اصلی فقط تقلب نیست؛ بلکه اعتبار فرایند ارزیابی و اطمینان از تحقق واقعی یادگیری در دانشگاههاست.
نیچر تأکید میکند که دانشگاهها باید همزمان با گسترش AI، فرهنگ صداقت و تمامیت علمی را تقویت کنند و در سیاستهای آموزشی خود بازنگری داشته باشند.
یکی از راهکارهای کاربردی، حرکت از ارزیابی صرفاً مبتنی بر «محصول نهایی» به سمت ارزیابی فرایند یادگیری، استدلال، ارائه شفاهی و فعالیتهای تحت نظارت است. همچنین لازم است دانشگاهها به جای ممنوعیت مطلق، چارچوب روشنی برای استفاده مجاز، شفاف و مسئولانه از هوش مصنوعی تدوین کنند.
آموزش سواد هوش مصنوعی به دانشجویان نیز اهمیت دارد؛ دانشجو باید بداند چه زمانی استفاده از AI کمک آموزشی محسوب میشود و چه زمانی استقلال علمی او را مخدوش میکند.
برای استادان، این تحول فرصتی است تا تکالیفی طراحی کنند که در آنها تحلیل، نقد، حل مسئله و توضیح فرایند تفکر اهمیت بیشتری از تولید یک متن آماده داشته باشد. بنابراین، پاسخ دانشگاه به AI نباید صرفاً توسعه ابزارهای کشف تقلب باشد؛ بلکه باید به بازطراحی نظام ارزیابی و تعریف دوباره شایستگیهای مورد انتظار از دانشجو منجر شود.
پیام کلیدی مقاله برای آموزش عالی این است: در عصر هوش مصنوعی، مسئله فقط «چگونه جلوی تقلب را بگیریم؟» نیست؛ بلکه باید پرسید «چگونه مطمئن شویم ارزیابی دانشگاه واقعاً یادگیری و توانایی دانشجو را اندازهگیری میکند؟»
Serrano, R. (2026). I caught my students using AI to cheat in an exam — here’s what universities must do to stamp this out. Nature, 656, 275. https://doi.org/10.1038/d41586-026-02447-y
https://t.me/UT_Central_Library
Nature
I caught my students using AI to cheat in an exam — here’s what universities must do to stamp this out
Nature - Without strong standards and smart oversight, artificial intelligence risks eroding the foundations of higher education.
🏛️ مرمت رسالهٔ توپسازی – نسخهٔ خطی شماره ۲۰۸۵ کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران.
📜 این نسخه که در سدهٔ ۱۱ هجری قمری کتابت شده، در بخش مرمت و آسیب شناسی کتابخانه مرکزی، مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته است.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
📜 این نسخه که در سدهٔ ۱۱ هجری قمری کتابت شده، در بخش مرمت و آسیب شناسی کتابخانه مرکزی، مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته است.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
Writing as Intermediary: Text-Image Relations in Early Modern Islamic Cultures
«نوشتار بهمثابه واسطه: مناسبات متن و تصویر در فرهنگهای اسلامی اوایل دوران جدید»
ویراستاران:
لورنتس کُرن (Lorenz Korn)
برنیکه متسلر (Berenike Metzler)
ناشر: انتشارات دانشگاه بامبرگ
سال انتشار: ۲۰۲۲
مجموعهای از ده مقاله پژوهشی درباره جایگاه میانجیِ نوشتار میان «متن» و «تصویر» است. مقالات آن از همایشی با همین عنوان در دانشگاه بامبرگ در اکتبر ۲۰۱۹ پدید آمدهاند. کتاب در ۳۴۸ صفحه و همراه با حدود ۱۵۰ تصویر منتشر شده و بخش مهمی از آن به نسخههای خطی، خوشنویسی و هنر کتاب در ایران صفوی و قلمرو عثمانی اختصاص دارد.
https://t.me/UT_Central_Library
متن کتاب را از اینجا دانلود کنید
https://fis.uni-bamberg.de/entities/publication/8bc34aa0-2a95-4e8d-9b23-ff77c34a6aab
«نوشتار بهمثابه واسطه: مناسبات متن و تصویر در فرهنگهای اسلامی اوایل دوران جدید»
ویراستاران:
لورنتس کُرن (Lorenz Korn)
برنیکه متسلر (Berenike Metzler)
ناشر: انتشارات دانشگاه بامبرگ
سال انتشار: ۲۰۲۲
مجموعهای از ده مقاله پژوهشی درباره جایگاه میانجیِ نوشتار میان «متن» و «تصویر» است. مقالات آن از همایشی با همین عنوان در دانشگاه بامبرگ در اکتبر ۲۰۱۹ پدید آمدهاند. کتاب در ۳۴۸ صفحه و همراه با حدود ۱۵۰ تصویر منتشر شده و بخش مهمی از آن به نسخههای خطی، خوشنویسی و هنر کتاب در ایران صفوی و قلمرو عثمانی اختصاص دارد.
https://t.me/UT_Central_Library
متن کتاب را از اینجا دانلود کنید
https://fis.uni-bamberg.de/entities/publication/8bc34aa0-2a95-4e8d-9b23-ff77c34a6aab
فهرست مقالات مجموعه بالا
۱. هنگامی که خط به شمایل تبدیل میشود
بیرگیت مرسمان نمونههایی از هنر معاصر شرق آسیا را بررسی میکند که در آنها نشانههای نوشتاری چینی از قابلیت خواندن فاصله میگیرند و به تصویر، اجرا یا چیدمان هنری تبدیل میشوند. این مقاله زمینهای تطبیقی برای فهم «تصویرگونگی خط» فراهم میکند.
۲. پیشدرآمد نوشتار بر نقاشی در شمایلهای بیزانسی
سوفی شواینفورت نسبت میان متن، تفسیر دینی و شکلگیری شمایلهای بیزانسی را بررسی میکند. بحث اصلی او مفهوم typos، یعنی صورت، نمونه و الگوست؛ مفهومی که هم با نوشتار و هم با آفرینش تصویر ارتباط دارد.
۳. نمودارهای قبله در یک اثر نجومی یمنی
پترا اشمیدل فصل سیوهفتم کتاب التبصرة، اثر ملک اشرف عمر، فرمانروای رسولی یمن در قرن سیزدهم، را مطالعه کرده است. نمودارهای تعیین قبله در این اثر نه صرفاً تصویرند و نه متن؛ بلکه مجموعهای از خطوط، جهتها، نام شهرها و توضیحات علمیاند که فقط با کنار هم قرارگرفتن آنها معنا کامل میشود. مقاله، متن عربی و ترجمه انگلیسی آن فصل را نیز عرضه میکند.
۴. روابط متن و تصویر در نسخهای از خمسۀ نظامی
نورانه بن عزونه نسخه مصور شمارۀ ۴۷۱۵ کتابخانه ملی و دانشگاهی استراسبورگ را که در شیرازِ دورۀ ترکمانان تولید شده، بررسی میکند. او نشان میدهد که تصاویر این نسخه تزئینات جداشدنی نیستند، بلکه:
در روایت داستان تعلیق ایجاد میکنند؛
مطالب ناگفته یا نادیدۀ متن را آشکار میسازند؛
با متن اطراف خود وارد گفتوگو میشوند؛
و گاه شخصیتهای تصویر با نگاه خود خواننده را وارد صحنه میکنند.
این مقاله نقدی جدی بر شیوۀ قدیمی مجموعهداران و مورخان هنر است که نگارهها را از نسخهها جدا میکردند و بدون توجه به متن میسنجیدند.
۵. عبور از دوگانۀ متن و تصویر در دیباچههای مرقعات صفوی
برنیکه متسلر دیباچههای مرقعات صفوی میان سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ را بررسی کرده است. او با مراجعه به اصطلاحات فارسی و عربی این دیباچهها نشان میدهد که صاحبان و مؤلفان مرقعات، خوشنویسی و نقاشی را لزوماً دو هنر متضاد نمیدانستند.
این مقاله همچنین نظریه رایج «ممنوعیت تصویر در اسلام» و ادعای برتری مطلق خط بر صورتگری را نقد میکند. از نظر نویسنده، این نظریهها غالباً نتیجۀ تحمیل دستهبندیهای جدید غربی بر آثار اسلامیاند.
۶. تنوع حسی خط و کاغذ در هنر کتاب ایرانی
مارگارت شورتل توجه را از محتوای خط به مادیت آن معطوف میکند. رنگ، درخشندگی، نرمی، بافت و ضخامت کاغذ در کنار رنگ مرکب و شکل خط، تجربۀ حسی متفاوتی برای بیننده پدید میآورد.
بنابراین ادراک یک قطعه خوشنویسی تنها از راه خواندن صورت نمیگیرد؛ دیدن سطح کاغذ، انعکاس نور و حتی تصور لمس آن نیز در دریافت اثر دخالت دارد. نویسنده این حالت را نوعی «تغییرپذیری حسی» مینامد.
۷. کاغذهای چینی در نسخههای فارسی قرن پانزدهم
ایلسه اشتورکنبوم و همکارانش کاغذهای تزئینی چینی بهکاررفته در نسخهها و مرقعات ایرانی را با روشهای نسخهشناختی و آزمایشگاهی بررسی کردهاند. پژوهش شامل تحلیل الیاف کاغذ و مطالعه نقوش طلایی متأثر از هنر چین است.
نمونهها شامل هشت نسخۀ تاریخدار از ۱۴۳۷ تا ۱۶۰۸ـ۱۶۰۹، نه نسخۀ بیتاریخ و شش مجموعۀ دارای قطعات منفرد است. مقاله نشان میدهد که کاغذ صرفاً زمینۀ بیاهمیت خط و نقاشی نبود، بلکه خود کالایی ارزشمند و حامل معنا و اعتبار فرهنگی بود. انتقال کاغذ و نقشهای چینی نیز بخشی از ارتباط هنری ایران و شرق آسیا را آشکار میکند.
۸. حِلیۀ خاقانی و صورتبندیهای متن و تصویر
توبیاس هاینتسلمان به منظومۀ حلیه، اثر خاقانی محمدبیگ، شاعر عثمانی قرن شانزدهم، میپردازد. حلیه توصیف ویژگیهای جسمانی و اخلاقی پیامبر اسلام است. نویسنده بررسی میکند که چگونه این توصیف ابتدا در قالب شعر و سپس در نسخههای خطی، ترکیببندیهای خوشنویسانه و صفحات مصور بازآفرینی شده است.
در اینجا گاهی رابطۀ «متن با متن» اهمیت دارد؛ یعنی قرارگرفتن احادیث عربی در کنار شرح منظوم ترکی. در موارد دیگر، آرایش صفحه متن را به یک ترکیب تصویری تبدیل میکند.
۹. ساختارهای بدنی در حلیۀ شریف
امینه کوچکبای تحول حلیۀ عثمانی را بررسی میکند. در حلیه، بدن پیامبر مستقیماً تصویر نمیشود، اما توصیف کلامی ویژگیهای ایشان در قالبی خوشنویسانه و شمایلگونه تنظیم میگردد. بخشهای مختلف صفحۀ حلیه گاه مانند اعضای یک بدن با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
از این جهت، حلیه نمونه روشنی است از اینکه چگونه در فرهنگ اسلامی، متن میتواند بدون تبدیلشدن به تصویر انسانی، نوعی حضور تصویری و جسمانی ایجاد کند.
۱۰. «عطر گل لاله»: خوانایی و طراحی در خوشنویسی عثمانی
۱. هنگامی که خط به شمایل تبدیل میشود
بیرگیت مرسمان نمونههایی از هنر معاصر شرق آسیا را بررسی میکند که در آنها نشانههای نوشتاری چینی از قابلیت خواندن فاصله میگیرند و به تصویر، اجرا یا چیدمان هنری تبدیل میشوند. این مقاله زمینهای تطبیقی برای فهم «تصویرگونگی خط» فراهم میکند.
۲. پیشدرآمد نوشتار بر نقاشی در شمایلهای بیزانسی
سوفی شواینفورت نسبت میان متن، تفسیر دینی و شکلگیری شمایلهای بیزانسی را بررسی میکند. بحث اصلی او مفهوم typos، یعنی صورت، نمونه و الگوست؛ مفهومی که هم با نوشتار و هم با آفرینش تصویر ارتباط دارد.
۳. نمودارهای قبله در یک اثر نجومی یمنی
پترا اشمیدل فصل سیوهفتم کتاب التبصرة، اثر ملک اشرف عمر، فرمانروای رسولی یمن در قرن سیزدهم، را مطالعه کرده است. نمودارهای تعیین قبله در این اثر نه صرفاً تصویرند و نه متن؛ بلکه مجموعهای از خطوط، جهتها، نام شهرها و توضیحات علمیاند که فقط با کنار هم قرارگرفتن آنها معنا کامل میشود. مقاله، متن عربی و ترجمه انگلیسی آن فصل را نیز عرضه میکند.
۴. روابط متن و تصویر در نسخهای از خمسۀ نظامی
نورانه بن عزونه نسخه مصور شمارۀ ۴۷۱۵ کتابخانه ملی و دانشگاهی استراسبورگ را که در شیرازِ دورۀ ترکمانان تولید شده، بررسی میکند. او نشان میدهد که تصاویر این نسخه تزئینات جداشدنی نیستند، بلکه:
در روایت داستان تعلیق ایجاد میکنند؛
مطالب ناگفته یا نادیدۀ متن را آشکار میسازند؛
با متن اطراف خود وارد گفتوگو میشوند؛
و گاه شخصیتهای تصویر با نگاه خود خواننده را وارد صحنه میکنند.
این مقاله نقدی جدی بر شیوۀ قدیمی مجموعهداران و مورخان هنر است که نگارهها را از نسخهها جدا میکردند و بدون توجه به متن میسنجیدند.
۵. عبور از دوگانۀ متن و تصویر در دیباچههای مرقعات صفوی
برنیکه متسلر دیباچههای مرقعات صفوی میان سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ را بررسی کرده است. او با مراجعه به اصطلاحات فارسی و عربی این دیباچهها نشان میدهد که صاحبان و مؤلفان مرقعات، خوشنویسی و نقاشی را لزوماً دو هنر متضاد نمیدانستند.
این مقاله همچنین نظریه رایج «ممنوعیت تصویر در اسلام» و ادعای برتری مطلق خط بر صورتگری را نقد میکند. از نظر نویسنده، این نظریهها غالباً نتیجۀ تحمیل دستهبندیهای جدید غربی بر آثار اسلامیاند.
۶. تنوع حسی خط و کاغذ در هنر کتاب ایرانی
مارگارت شورتل توجه را از محتوای خط به مادیت آن معطوف میکند. رنگ، درخشندگی، نرمی، بافت و ضخامت کاغذ در کنار رنگ مرکب و شکل خط، تجربۀ حسی متفاوتی برای بیننده پدید میآورد.
بنابراین ادراک یک قطعه خوشنویسی تنها از راه خواندن صورت نمیگیرد؛ دیدن سطح کاغذ، انعکاس نور و حتی تصور لمس آن نیز در دریافت اثر دخالت دارد. نویسنده این حالت را نوعی «تغییرپذیری حسی» مینامد.
۷. کاغذهای چینی در نسخههای فارسی قرن پانزدهم
ایلسه اشتورکنبوم و همکارانش کاغذهای تزئینی چینی بهکاررفته در نسخهها و مرقعات ایرانی را با روشهای نسخهشناختی و آزمایشگاهی بررسی کردهاند. پژوهش شامل تحلیل الیاف کاغذ و مطالعه نقوش طلایی متأثر از هنر چین است.
نمونهها شامل هشت نسخۀ تاریخدار از ۱۴۳۷ تا ۱۶۰۸ـ۱۶۰۹، نه نسخۀ بیتاریخ و شش مجموعۀ دارای قطعات منفرد است. مقاله نشان میدهد که کاغذ صرفاً زمینۀ بیاهمیت خط و نقاشی نبود، بلکه خود کالایی ارزشمند و حامل معنا و اعتبار فرهنگی بود. انتقال کاغذ و نقشهای چینی نیز بخشی از ارتباط هنری ایران و شرق آسیا را آشکار میکند.
۸. حِلیۀ خاقانی و صورتبندیهای متن و تصویر
توبیاس هاینتسلمان به منظومۀ حلیه، اثر خاقانی محمدبیگ، شاعر عثمانی قرن شانزدهم، میپردازد. حلیه توصیف ویژگیهای جسمانی و اخلاقی پیامبر اسلام است. نویسنده بررسی میکند که چگونه این توصیف ابتدا در قالب شعر و سپس در نسخههای خطی، ترکیببندیهای خوشنویسانه و صفحات مصور بازآفرینی شده است.
در اینجا گاهی رابطۀ «متن با متن» اهمیت دارد؛ یعنی قرارگرفتن احادیث عربی در کنار شرح منظوم ترکی. در موارد دیگر، آرایش صفحه متن را به یک ترکیب تصویری تبدیل میکند.
۹. ساختارهای بدنی در حلیۀ شریف
امینه کوچکبای تحول حلیۀ عثمانی را بررسی میکند. در حلیه، بدن پیامبر مستقیماً تصویر نمیشود، اما توصیف کلامی ویژگیهای ایشان در قالبی خوشنویسانه و شمایلگونه تنظیم میگردد. بخشهای مختلف صفحۀ حلیه گاه مانند اعضای یک بدن با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
از این جهت، حلیه نمونه روشنی است از اینکه چگونه در فرهنگ اسلامی، متن میتواند بدون تبدیلشدن به تصویر انسانی، نوعی حضور تصویری و جسمانی ایجاد کند.
۱۰. «عطر گل لاله»: خوانایی و طراحی در خوشنویسی عثمانی
بلال بدات، خود از اهل خوشنویسی، رابطۀ خوانایی و زیبایی بصری را در خط عثمانی بررسی میکند. پرسش اصلی آن است که خوشنویس تا چه اندازه میتواند حروف را برای ایجاد ترکیبی زیبا تغییر دهد، بیآنکه نوشته ناخوانا شود.
او همچنین به آموزش خوشنویسی، رابطۀ استاد و شاگرد، مشقکردن و مراحل طراحی یک قطعه میپردازد. عنوان مقاله به این معنا اشاره دارد که زیبایی خط مانند عطر گل است: محسوس است، اما بهآسانی نمیتوان آن را با قواعد صریح توضیح داد.
دستاورد کلی کتاب
مهمترین نتیجۀ کتاب این است که برای مطالعۀ نسخههای اسلامی نباید خط، نقاشی، تذهیب، کاغذ و آرایش صفحه را جداگانه بررسی کرد. نسخه یک مجموعۀ بههمپیوسته است و معنا از تعامل همۀ این عناصر پدید میآید.
کتاب همچنین چند دیدگاه سنتی در پژوهش هنر اسلامی را به چالش میکشد:
این تصور که تصویر در فرهنگ اسلامی همیشه ممنوع یا کماهمیت بوده است؛
این فرض که خوشنویسی صرفاً جایگزین تصویر شده است؛
بررسی نگارههای نسخه بدون خواندن متن مجاور آنها؛
نادیدهگرفتن کاغذ، حاشیه، تذهیب و ترکیب صفحه؛
جداکردن قطعات نسخهها و تبدیل آنها به تصاویر منفرد موزهای.
در مجموع، اثر حاضر برای پژوهشگران نسخههای خطی فارسی، تاریخ خوشنویسی، مرقعات صفوی، نگارگری ایرانی و فرهنگ مادی کتاب اهمیت زیادی دارد. بخشهای مربوط به خمسه نظامی، دیباچههای مرقعات صفوی، مادیت کاغذ و کاغذهای چینی، مستقیماً به تاریخ هنر و نسخهشناسی ایران مربوطاند.
https://t.me/UT_Central_Library
او همچنین به آموزش خوشنویسی، رابطۀ استاد و شاگرد، مشقکردن و مراحل طراحی یک قطعه میپردازد. عنوان مقاله به این معنا اشاره دارد که زیبایی خط مانند عطر گل است: محسوس است، اما بهآسانی نمیتوان آن را با قواعد صریح توضیح داد.
دستاورد کلی کتاب
مهمترین نتیجۀ کتاب این است که برای مطالعۀ نسخههای اسلامی نباید خط، نقاشی، تذهیب، کاغذ و آرایش صفحه را جداگانه بررسی کرد. نسخه یک مجموعۀ بههمپیوسته است و معنا از تعامل همۀ این عناصر پدید میآید.
کتاب همچنین چند دیدگاه سنتی در پژوهش هنر اسلامی را به چالش میکشد:
این تصور که تصویر در فرهنگ اسلامی همیشه ممنوع یا کماهمیت بوده است؛
این فرض که خوشنویسی صرفاً جایگزین تصویر شده است؛
بررسی نگارههای نسخه بدون خواندن متن مجاور آنها؛
نادیدهگرفتن کاغذ، حاشیه، تذهیب و ترکیب صفحه؛
جداکردن قطعات نسخهها و تبدیل آنها به تصاویر منفرد موزهای.
در مجموع، اثر حاضر برای پژوهشگران نسخههای خطی فارسی، تاریخ خوشنویسی، مرقعات صفوی، نگارگری ایرانی و فرهنگ مادی کتاب اهمیت زیادی دارد. بخشهای مربوط به خمسه نظامی، دیباچههای مرقعات صفوی، مادیت کاغذ و کاغذهای چینی، مستقیماً به تاریخ هنر و نسخهشناسی ایران مربوطاند.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
A History of Middle Eastern Modernism
تاریخ مدرنیسم خاورمیانه
ویراستار: لِوی تامپسون (Levi Thompson)، استاد دانشگاه تگزاس در آستین
ناشر: Cambridge University Press، ۲۰۲۶
حجم اعلامشده ناشر: ۴۵۲ صفحه
شابک: 978-1-009-75323-4
کتاب شامل مقدمه، ۲۱ فصل و هفت بخش موضوعی است
https://www.cambridge.org/core/books/history-of-middle-eastern-modernism/9BD4ACEA467CEAF86A12B0B6895E373A?utm_source=chatgpt.com
https://t.me/UT_Central_Library
تاریخ مدرنیسم خاورمیانه
ویراستار: لِوی تامپسون (Levi Thompson)، استاد دانشگاه تگزاس در آستین
ناشر: Cambridge University Press، ۲۰۲۶
حجم اعلامشده ناشر: ۴۵۲ صفحه
شابک: 978-1-009-75323-4
کتاب شامل مقدمه، ۲۱ فصل و هفت بخش موضوعی است
https://www.cambridge.org/core/books/history-of-middle-eastern-modernism/9BD4ACEA467CEAF86A12B0B6895E373A?utm_source=chatgpt.com
https://t.me/UT_Central_Library
معرفی محتوای کتاب بالا که در سال 2026 منتشر شده است:
موضوع و دیدگاه اصلی
این اثر میکوشد تاریخ مدرنیسم خاورمیانه را از زیر سایه الگوی اروپایی بیرون بیاورد. در تاریخنگاری رایج، مدرنیسم ابتدا پدیدهای اروپایی دانسته میشود و آثار ایرانی، عربی، ترکی یا کردی بر اساس شباهت یا فاصلهشان با آن سنجیده میشوند. این کتاب میگوید مدرنیسم خاورمیانه صرفاً تقلیدی دیرهنگام از اروپا نبود؛ بلکه در پیوند با سنتهای بومی، استعمار، اصلاحات سیاسی، نهضت ادبی، ملیگرایی، سوسیالیسم، جنگ سرد و ارتباطات درونمنطقهای شکل گرفت.
نویسندگان، مدرنیسم را جریانی چندزبانه و فرامنطقهای میدانند که میان:
ادبیات فارسی، عربی، ترکی، کردی و اردو؛
ایران قاجاری و پهلوی؛
امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه؛
جهان عرب، آسیای مرکزی، شوروی و هند
در گردش بوده است. بنابراین مسیر انتقال اندیشه همیشه «غرب به شرق» نبوده؛ ایران، ترکیه، جهان عرب، آسیای مرکزی و هند نیز مستقیماً بر یکدیگر اثر گذاشتهاند. معرفی ناشر
ساختار کتاب
کتاب در هفت بخش تنظیم شده است:
۱. ادب
سه فصل نخست مفهوم تاریخی «ادب» را بررسی میکنند. برخلاف نظریهای که ادبیات جدید را نتیجۀ طرد کامل سنت میداند، نویسندگان نشان میدهند که ادبیات عثمانی، فارسی و عربی جدید بر برخی از عناصر ادب کلاسیک، عرفان و شیوههای قدیم تفسیر و اخلاق ادبی استوار بود.
از جمله فصل دوم، با عنوان «تجزیه و تحلیل ملت: بهار و ظهور ادبیات»، به محمدتقی بهار میپردازد و بررسی میکند که چگونه واژۀ جدید «ادبیات» و مفهوم ادبیات ملی در ایران شکل گرفت. در این فرایند، میراث چندقومیتی و فرامنطقهای ادب فارسی در قالب «ادبیات ملی ایران» بازتعریف شد.
۲. شعر
این بخش تاریخ نوآوری شعری را در ترکی، کردی و عربی بازنگری میکند:
شعر جدید ترکی و مسئلۀ استقلال زیباییشناختی؛
نقش عبدالله گوران در نوسازی شعر کردی؛
بازنویسی تاریخ شعر رمانتیک و مدرن عربی.
بحث مهم این بخش آن است که شعر نو فقط با کنارگذاشتن وزن و قالب کلاسیک به وجود نیامد؛ بلکه رمانتیسم، ترجمه، تحولات زبانی و تجربههای سیاسی در پیدایش آن سهم داشتند.
۳. نثر
این بخش مستقیماً با ایران نیز ارتباط دارد:
یک فصل به تصویر انسانِ ماشینی و جهان مدرن در آثار خالده ادیب و احمد حمدی تانپینار اختصاص دارد؛
فصل هشتم درباره صادق هدایت و نثر مدرنیستی فارسی است؛
فصل نهم ریشههای مدرنیسم ادبی و نثر جدید عربی را بررسی میکند.
فصل هدایت جایگاه او را نه صرفاً بهعنوان نویسندهای متأثر از کافکا و ادبیات اروپا، بلکه در متن بحرانهای فکری و ادبی ایران جدید تحلیل میکند. ساختار روایی، ذهنیت گسسته، بیگانگی، مرگاندیشی و بحران هویت در آثار او از ویژگیهای نثر مدرنیستی فارسی دانسته شده است.
۴. سیاست
این قسمت نشان میدهد که مدرنیسم از سیاست و روابط قدرت جدا نبوده است:
امپریالیسم و مدرنیسم ادبی در جمهوری ترکیه؛
برنامه ترجمه کتاب آمریکا در افغانستان و ایران در دورۀ جنگ سرد؛
مؤسسۀ انتشارات فرانکلین و مدرنیسم در بغداد.
فصل مربوط به ایران و افغانستان، فعالیت برنامۀ ترجمه «آژانس اطلاعات ایالات متحده» را بررسی میکند. انتخاب آثاری که باید ترجمه میشدند یا حذف برخی مباحث، مانند مسئلۀ نژاد و سرمایهداری، نشان میدهد که ترجمه و نشر کتاب بخشی از سیاست فرهنگی آمریکا در جنگ سرد بوده است.
فصل بغداد نیز با استفاده از ۳۷۷۱ سند، فعالیت دفتر فرانکلین را از سال ۱۹۵۷ بررسی میکند و ارتباط آن را با بدر شاکر السیاب و جبرا ابراهیم جبرا نشان میدهد. معرفی فصل فرانکلین بغداد
۵. زیباییشناسی
این بخش سه شکل متفاوت مدرنیسم هنری را بررسی میکند:
مدرنیسم تلفیقی؛
تناقضها یا بنبستهای زیباییشناسی مدرنیستی در ایران پهلوی؛
مدرنیتۀ استعماری و زیباییشناسی مدرن در جهان عرب.
فصل چهاردهم با عنوان «ناسازههای زیباییشناسی مدرنیستی در ایران پهلوی» اهمیت خاصی دارد. مسئله اصلی آن تنش میان این عناصر است:
گرایش به هنر و فرهنگ جهانی؛
سیاست نوسازی دولتی پهلوی؛
جستوجوی هویت اصیل ایرانی؛
استفاده از سنت، فولکلور و هنرهای باستانی؛
و نقد غربزدگی و سلطۀ فرهنگی.
در این نگاه، هنرمند ایرانی هم میخواست مدرن و جهانی باشد و هم از متهمشدن به تقلید از غرب بپرهیزد؛ همین امر نوعی تناقض در مدرنیسم دورۀ پهلوی ایجاد میکرد.
۶. روابط شرقی یا مسیرهای رو به شرق
عنوان خلاقانۀ Easterlies به جریانهایی اشاره دارد که از شرق یا میان سرزمینهای شرقی حرکت میکردند:
مسیرهای شوروی در مدرنیسم ترکی؛
پیوندهای کمونیستی و مدرنیسم شعر فارسی و ترکی؛
بازنویسی میراث غنایی و مناسبات جنسیتی در تاریخ ادبیات فارسی و اردو.
موضوع و دیدگاه اصلی
این اثر میکوشد تاریخ مدرنیسم خاورمیانه را از زیر سایه الگوی اروپایی بیرون بیاورد. در تاریخنگاری رایج، مدرنیسم ابتدا پدیدهای اروپایی دانسته میشود و آثار ایرانی، عربی، ترکی یا کردی بر اساس شباهت یا فاصلهشان با آن سنجیده میشوند. این کتاب میگوید مدرنیسم خاورمیانه صرفاً تقلیدی دیرهنگام از اروپا نبود؛ بلکه در پیوند با سنتهای بومی، استعمار، اصلاحات سیاسی، نهضت ادبی، ملیگرایی، سوسیالیسم، جنگ سرد و ارتباطات درونمنطقهای شکل گرفت.
نویسندگان، مدرنیسم را جریانی چندزبانه و فرامنطقهای میدانند که میان:
ادبیات فارسی، عربی، ترکی، کردی و اردو؛
ایران قاجاری و پهلوی؛
امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه؛
جهان عرب، آسیای مرکزی، شوروی و هند
در گردش بوده است. بنابراین مسیر انتقال اندیشه همیشه «غرب به شرق» نبوده؛ ایران، ترکیه، جهان عرب، آسیای مرکزی و هند نیز مستقیماً بر یکدیگر اثر گذاشتهاند. معرفی ناشر
ساختار کتاب
کتاب در هفت بخش تنظیم شده است:
۱. ادب
سه فصل نخست مفهوم تاریخی «ادب» را بررسی میکنند. برخلاف نظریهای که ادبیات جدید را نتیجۀ طرد کامل سنت میداند، نویسندگان نشان میدهند که ادبیات عثمانی، فارسی و عربی جدید بر برخی از عناصر ادب کلاسیک، عرفان و شیوههای قدیم تفسیر و اخلاق ادبی استوار بود.
از جمله فصل دوم، با عنوان «تجزیه و تحلیل ملت: بهار و ظهور ادبیات»، به محمدتقی بهار میپردازد و بررسی میکند که چگونه واژۀ جدید «ادبیات» و مفهوم ادبیات ملی در ایران شکل گرفت. در این فرایند، میراث چندقومیتی و فرامنطقهای ادب فارسی در قالب «ادبیات ملی ایران» بازتعریف شد.
۲. شعر
این بخش تاریخ نوآوری شعری را در ترکی، کردی و عربی بازنگری میکند:
شعر جدید ترکی و مسئلۀ استقلال زیباییشناختی؛
نقش عبدالله گوران در نوسازی شعر کردی؛
بازنویسی تاریخ شعر رمانتیک و مدرن عربی.
بحث مهم این بخش آن است که شعر نو فقط با کنارگذاشتن وزن و قالب کلاسیک به وجود نیامد؛ بلکه رمانتیسم، ترجمه، تحولات زبانی و تجربههای سیاسی در پیدایش آن سهم داشتند.
۳. نثر
این بخش مستقیماً با ایران نیز ارتباط دارد:
یک فصل به تصویر انسانِ ماشینی و جهان مدرن در آثار خالده ادیب و احمد حمدی تانپینار اختصاص دارد؛
فصل هشتم درباره صادق هدایت و نثر مدرنیستی فارسی است؛
فصل نهم ریشههای مدرنیسم ادبی و نثر جدید عربی را بررسی میکند.
فصل هدایت جایگاه او را نه صرفاً بهعنوان نویسندهای متأثر از کافکا و ادبیات اروپا، بلکه در متن بحرانهای فکری و ادبی ایران جدید تحلیل میکند. ساختار روایی، ذهنیت گسسته، بیگانگی، مرگاندیشی و بحران هویت در آثار او از ویژگیهای نثر مدرنیستی فارسی دانسته شده است.
۴. سیاست
این قسمت نشان میدهد که مدرنیسم از سیاست و روابط قدرت جدا نبوده است:
امپریالیسم و مدرنیسم ادبی در جمهوری ترکیه؛
برنامه ترجمه کتاب آمریکا در افغانستان و ایران در دورۀ جنگ سرد؛
مؤسسۀ انتشارات فرانکلین و مدرنیسم در بغداد.
فصل مربوط به ایران و افغانستان، فعالیت برنامۀ ترجمه «آژانس اطلاعات ایالات متحده» را بررسی میکند. انتخاب آثاری که باید ترجمه میشدند یا حذف برخی مباحث، مانند مسئلۀ نژاد و سرمایهداری، نشان میدهد که ترجمه و نشر کتاب بخشی از سیاست فرهنگی آمریکا در جنگ سرد بوده است.
فصل بغداد نیز با استفاده از ۳۷۷۱ سند، فعالیت دفتر فرانکلین را از سال ۱۹۵۷ بررسی میکند و ارتباط آن را با بدر شاکر السیاب و جبرا ابراهیم جبرا نشان میدهد. معرفی فصل فرانکلین بغداد
۵. زیباییشناسی
این بخش سه شکل متفاوت مدرنیسم هنری را بررسی میکند:
مدرنیسم تلفیقی؛
تناقضها یا بنبستهای زیباییشناسی مدرنیستی در ایران پهلوی؛
مدرنیتۀ استعماری و زیباییشناسی مدرن در جهان عرب.
فصل چهاردهم با عنوان «ناسازههای زیباییشناسی مدرنیستی در ایران پهلوی» اهمیت خاصی دارد. مسئله اصلی آن تنش میان این عناصر است:
گرایش به هنر و فرهنگ جهانی؛
سیاست نوسازی دولتی پهلوی؛
جستوجوی هویت اصیل ایرانی؛
استفاده از سنت، فولکلور و هنرهای باستانی؛
و نقد غربزدگی و سلطۀ فرهنگی.
در این نگاه، هنرمند ایرانی هم میخواست مدرن و جهانی باشد و هم از متهمشدن به تقلید از غرب بپرهیزد؛ همین امر نوعی تناقض در مدرنیسم دورۀ پهلوی ایجاد میکرد.
۶. روابط شرقی یا مسیرهای رو به شرق
عنوان خلاقانۀ Easterlies به جریانهایی اشاره دارد که از شرق یا میان سرزمینهای شرقی حرکت میکردند:
مسیرهای شوروی در مدرنیسم ترکی؛
پیوندهای کمونیستی و مدرنیسم شعر فارسی و ترکی؛
بازنویسی میراث غنایی و مناسبات جنسیتی در تاریخ ادبیات فارسی و اردو.
Cambridge Core
Franklin Books and Modernism in Baghdad (Chapter 12) - A History of Middle Eastern Modernism
A History of Middle Eastern Modernism - August 2026