کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
بهاءالدین خرمشاهی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
۷۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۴، بهاءالدین خرمشاهی ـ نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر، شاعر و طنزپرداز ـ به دنیا آمد.
بهاءالدین خرمشاهی در ۱۲ فروردین ۱۳۲۴ در قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس در رشتهی پزشکی پذیرفته شد، اما تحصیل در این رشته را در سال سوم نیمهکاره رها کرد و به تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی پرداخت. وی از دانشگاه تهران دانشنامهی فوق لیسانس کتابداری گرفت. ذبیحالله صفا، مهدی محقق، سید جعفر شهیدی، پرویز ناتل خانلری و عبدالحمید بدیعالزمانی کردستانی از استادان او در مدت تحصیل ادبیات فارسی بودند.
تألیفات استاد بهاءالدین خرمشاهی در «حافظشناسی» و «قرآن پژوهی» محققانه و کممانند است. ترجمهی استاد از قرآن کریم به فارسی نیز، از ترجمههای طراز اول قرآن به شمار میآید. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بهاءالدین خرمشاهی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است. استاد بهاءالدین خرمشاهی امروز ۷۳امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۷۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۴، بهاءالدین خرمشاهی ـ نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر، شاعر و طنزپرداز ـ به دنیا آمد.
بهاءالدین خرمشاهی در ۱۲ فروردین ۱۳۲۴ در قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس در رشتهی پزشکی پذیرفته شد، اما تحصیل در این رشته را در سال سوم نیمهکاره رها کرد و به تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی پرداخت. وی از دانشگاه تهران دانشنامهی فوق لیسانس کتابداری گرفت. ذبیحالله صفا، مهدی محقق، سید جعفر شهیدی، پرویز ناتل خانلری و عبدالحمید بدیعالزمانی کردستانی از استادان او در مدت تحصیل ادبیات فارسی بودند.
تألیفات استاد بهاءالدین خرمشاهی در «حافظشناسی» و «قرآن پژوهی» محققانه و کممانند است. ترجمهی استاد از قرآن کریم به فارسی نیز، از ترجمههای طراز اول قرآن به شمار میآید. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بهاءالدین خرمشاهی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است. استاد بهاءالدین خرمشاهی امروز ۷۳امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
دانشگاه را پایان نامه محور کنیم/ دکتر رسول جعفریان
1. بنده فکر می کنم نوشتن یک پایان نامه یا رساله، برای دانشجوی ارشد یا دکتری، مهم ترین مرحله تحصیلی برای یک دانشجوست. دانشجو، با نوشتن رساله، خود را محک می زند، و همه تصمیماتی که برای او به خصوص از جهت شغلی گرفته می شود، باید بر اساس پایان نامه او باشد. این را اگر به عنوان یک اصل بپذیریم، نوع نگاهمان به کار استاد و دانشجو تغییر می کند و بهتر می شود.
2. حاصل کار دانشجو بعد از سالهای درس خواندن، نگارش رساله و پایان نامه است، و بنابرین، این خروجی، متعلق به جامعه بوده و برای همین، و این که هزینه زیادی برای این دانشجو صرف شده، باید با بهترین کیفیت ارائه شود. مسلما اگر پایان نامه ضعیف باشد، خسارت زیادی برای دانشگاه و جامعه خواهد بود. ارزیابی او در نهایت با پایان نامه است و باید راه های تازه برای ارزیابی او از این طریق تعریف و برای شغل های بعدی او در نظر گرفته شود.
3. نه تنها ارزیابی دانشجو، بلکه ارزیابی یک دانشگاه، یک دانشکده، و یک استاد، عمدتا باید روی بررسی پایان نامه باشد. عناوین، روش کار دانشجو و استاد، تعداد مقالات چاپ شده از آن، و حتی یک داوری کلان در باره مجموعه پایان نامه های یک دانشکده، آن هم با معیارهای منظم و مشخص و آماری و کیفی، باید معیار تعلق بودجه به آن دانشکده باشد.
4. به نظرم شکل فعلی پایان نامه نویسی، دست کم برای همه رشته ها مطلوب نیست و بیشتر مثل نوشتن یک کتاب با بند و بیل اغلب بیهوده است. نگارش یک اثر مدون، البته خوب است، اما مهم تر از همه آن است که خروجی کار یک کار نو و اجتهادی باشد. شاید بهتر باشد در یک زمینه خاص، به جای یک رساله مفصل، دانشجوی دکتری ، سه مقاله پژوهشی و دو ارائه جدی داشته باشد، و همان بجای پایان نامه پذیرفته شود. دانشجوی ارشد هم می تواند دو مقاله علمی پژوهشی با یک ارائه داشته باشد. شاید در رشته های هنر، باید پایان نامه را جور دیگری تعریف کرد. فنی هم همین طور است.
5. فارغ از این که پیشنهاد بالا پذیرفته شود یا خیر، و در شرایط فعلی، بهتر است تصویب شود که هر دانشجوی ارشد مانند دکتری، باید دست کم یک مقاله اش را در یک مجله معتبر علمی پژوهشی یا دست کم ترویجی منتشر کند، یا بخشی از محتوای رساله اش را در یک همایش ارائه دهد. مهم این است که کار دانشجوی ارشد هم، مثل دانشجوی دکتری، کاری تازه و قابل عرضه برای حل یک مسأله باشد.
6. بسیاری از استادان راهنما و مشاوران، وقت کافی برای پایان نامه ها نمی گذارند. این یکی از دلایل اصلی روی آوردن دانشجو به استادان یا شبه استادانی است که بیرون دانشگاه می توانند به او کمک کنند. باید برای این کار فکری کرد تا دانشجو به سراغ منابع غیر متخصص، اما حرفه ایدر پایان نامه نویسی نرود.
7. به نظر می رسد امتیازات استادان راهنما درارتباط با کارشان باید از نو تعریف شود. کار مشترک به معنای واقعی مشترک میان استاد و دانشجو باشد. البته تعداد استادان کم است که در این زمینه باید جبران و بر شمار استادان [ضمن کم کردن دانشجو در سراسر کشور] افزوده شود، و استادان بیشتری بکار گرفته شوند. یک استاد، نه به کلاس های زیاد که در آنها کار معلمی می کند، بلکه به همکاریش با دانشجو در نوشتن تحقیقات کلاسی و پایان نامه ای باید ارزیابی شود.
8. به نظر من شکل گیری «نهادهای کمک پژوهشی» برای یاری رساندن به دانشجوی در حال نگارش رساله، در بیرون دانشگاه عیبی ندارد، زیرا کمک مهمی به دانشجویانی است که در نگارش و پژوهش ضعیف هستند. در واقع، مانند مراکزی که در جریان کنکور به دانشجویان آموزش های بیشتری می دهند، و برای جلوگیری از کارهای زشت نگارش رساله و پایان نامه به شکل غیر رسمی، مراکزی متشکل از استادن برجسته باشد که بتواند در نگارش پایان نامه و تحقیقات دانشجویی خارج از چارچوب رسمی دانشگاه کمک کند. این کار قواعد خاص خود را می خواهد اما باید آزاد و بدون دخالت باشد. دانشگاه خروجی را ببیند و بتواند ثابت کند که متعلق به دانشجو است.
@jafarian1964
@UT_Central_Library
1. بنده فکر می کنم نوشتن یک پایان نامه یا رساله، برای دانشجوی ارشد یا دکتری، مهم ترین مرحله تحصیلی برای یک دانشجوست. دانشجو، با نوشتن رساله، خود را محک می زند، و همه تصمیماتی که برای او به خصوص از جهت شغلی گرفته می شود، باید بر اساس پایان نامه او باشد. این را اگر به عنوان یک اصل بپذیریم، نوع نگاهمان به کار استاد و دانشجو تغییر می کند و بهتر می شود.
2. حاصل کار دانشجو بعد از سالهای درس خواندن، نگارش رساله و پایان نامه است، و بنابرین، این خروجی، متعلق به جامعه بوده و برای همین، و این که هزینه زیادی برای این دانشجو صرف شده، باید با بهترین کیفیت ارائه شود. مسلما اگر پایان نامه ضعیف باشد، خسارت زیادی برای دانشگاه و جامعه خواهد بود. ارزیابی او در نهایت با پایان نامه است و باید راه های تازه برای ارزیابی او از این طریق تعریف و برای شغل های بعدی او در نظر گرفته شود.
3. نه تنها ارزیابی دانشجو، بلکه ارزیابی یک دانشگاه، یک دانشکده، و یک استاد، عمدتا باید روی بررسی پایان نامه باشد. عناوین، روش کار دانشجو و استاد، تعداد مقالات چاپ شده از آن، و حتی یک داوری کلان در باره مجموعه پایان نامه های یک دانشکده، آن هم با معیارهای منظم و مشخص و آماری و کیفی، باید معیار تعلق بودجه به آن دانشکده باشد.
4. به نظرم شکل فعلی پایان نامه نویسی، دست کم برای همه رشته ها مطلوب نیست و بیشتر مثل نوشتن یک کتاب با بند و بیل اغلب بیهوده است. نگارش یک اثر مدون، البته خوب است، اما مهم تر از همه آن است که خروجی کار یک کار نو و اجتهادی باشد. شاید بهتر باشد در یک زمینه خاص، به جای یک رساله مفصل، دانشجوی دکتری ، سه مقاله پژوهشی و دو ارائه جدی داشته باشد، و همان بجای پایان نامه پذیرفته شود. دانشجوی ارشد هم می تواند دو مقاله علمی پژوهشی با یک ارائه داشته باشد. شاید در رشته های هنر، باید پایان نامه را جور دیگری تعریف کرد. فنی هم همین طور است.
5. فارغ از این که پیشنهاد بالا پذیرفته شود یا خیر، و در شرایط فعلی، بهتر است تصویب شود که هر دانشجوی ارشد مانند دکتری، باید دست کم یک مقاله اش را در یک مجله معتبر علمی پژوهشی یا دست کم ترویجی منتشر کند، یا بخشی از محتوای رساله اش را در یک همایش ارائه دهد. مهم این است که کار دانشجوی ارشد هم، مثل دانشجوی دکتری، کاری تازه و قابل عرضه برای حل یک مسأله باشد.
6. بسیاری از استادان راهنما و مشاوران، وقت کافی برای پایان نامه ها نمی گذارند. این یکی از دلایل اصلی روی آوردن دانشجو به استادان یا شبه استادانی است که بیرون دانشگاه می توانند به او کمک کنند. باید برای این کار فکری کرد تا دانشجو به سراغ منابع غیر متخصص، اما حرفه ایدر پایان نامه نویسی نرود.
7. به نظر می رسد امتیازات استادان راهنما درارتباط با کارشان باید از نو تعریف شود. کار مشترک به معنای واقعی مشترک میان استاد و دانشجو باشد. البته تعداد استادان کم است که در این زمینه باید جبران و بر شمار استادان [ضمن کم کردن دانشجو در سراسر کشور] افزوده شود، و استادان بیشتری بکار گرفته شوند. یک استاد، نه به کلاس های زیاد که در آنها کار معلمی می کند، بلکه به همکاریش با دانشجو در نوشتن تحقیقات کلاسی و پایان نامه ای باید ارزیابی شود.
8. به نظر من شکل گیری «نهادهای کمک پژوهشی» برای یاری رساندن به دانشجوی در حال نگارش رساله، در بیرون دانشگاه عیبی ندارد، زیرا کمک مهمی به دانشجویانی است که در نگارش و پژوهش ضعیف هستند. در واقع، مانند مراکزی که در جریان کنکور به دانشجویان آموزش های بیشتری می دهند، و برای جلوگیری از کارهای زشت نگارش رساله و پایان نامه به شکل غیر رسمی، مراکزی متشکل از استادن برجسته باشد که بتواند در نگارش پایان نامه و تحقیقات دانشجویی خارج از چارچوب رسمی دانشگاه کمک کند. این کار قواعد خاص خود را می خواهد اما باید آزاد و بدون دخالت باشد. دانشگاه خروجی را ببیند و بتواند ثابت کند که متعلق به دانشجو است.
@jafarian1964
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
حسین عمادزادهی اصفهانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
۲۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۹، استاد حسین عمادزادهی اصفهانی - محقق - درگذشت.
حسین عمادزادهی اصفهانی فرزند حجتالاسلام احمد عمادالواعظین، در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی از علمای حوزهی زادگاه خود ـ اصفهان - همچون آیات عظام سید علی نجفآبادی، محمود مفید و علی واعظ شیرازی، کسب فیض کرد و به مدارج والایی دست یافت. همچنین از علمای زمان خود، از آن میان؛ شیخ آقا بزرگ تهرانی و آیتالله سید محمد حجت کوهکمرهای، اجازهی روایت گرفت.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی دارای آثار بسیاری است، مانند: «جهان اسلام و اسلام در جهان»، «ترجمه و تفسیر قرآن کریم»، «تاریخ عاشورا» و «مجموعهی زندگانی چهارده معصوم». وی افزون بر تحقیق و تألیف، و نیز تدریس در دانشگاه، مقالاتی هم برای نشریات مینوشت. به زودی اثر مهم وی با عنوان «دائرهالمعارف رجال اسلام» در ۱۵ مجلد منتشر خواهد شد.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی، در ۱۲ فروردین ۱۳۶۹ در ۸۵ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۹، استاد حسین عمادزادهی اصفهانی - محقق - درگذشت.
حسین عمادزادهی اصفهانی فرزند حجتالاسلام احمد عمادالواعظین، در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی از علمای حوزهی زادگاه خود ـ اصفهان - همچون آیات عظام سید علی نجفآبادی، محمود مفید و علی واعظ شیرازی، کسب فیض کرد و به مدارج والایی دست یافت. همچنین از علمای زمان خود، از آن میان؛ شیخ آقا بزرگ تهرانی و آیتالله سید محمد حجت کوهکمرهای، اجازهی روایت گرفت.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی دارای آثار بسیاری است، مانند: «جهان اسلام و اسلام در جهان»، «ترجمه و تفسیر قرآن کریم»، «تاریخ عاشورا» و «مجموعهی زندگانی چهارده معصوم». وی افزون بر تحقیق و تألیف، و نیز تدریس در دانشگاه، مقالاتی هم برای نشریات مینوشت. به زودی اثر مهم وی با عنوان «دائرهالمعارف رجال اسلام» در ۱۵ مجلد منتشر خواهد شد.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی، در ۱۲ فروردین ۱۳۶۹ در ۸۵ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِيِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ وَلِيِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ
وفات حضرت زینب کبری اسوه صبر و ایثار تسلیت
@UT_Central_Library
وفات حضرت زینب کبری اسوه صبر و ایثار تسلیت
@UT_Central_Library
قند پارسی در بنگال غربی.pdf
509 KB
شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله میرود
گزارش سفر بنگال غربی ـ هند
فارسی در کلکته و شانتینیکیتان
علی دهگاهی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو
@UT_Central_Library
گزارش سفر بنگال غربی ـ هند
فارسی در کلکته و شانتینیکیتان
علی دهگاهی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
احمد آرام
#تقویم_فرهنگی امروز،۱۴ فروردین ۱۳۹۷
۱۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۸، استاد احمد آرام ـ مترجم ـ درگذشت.
احمد آرام در سال ۱۲۸۳ در محلهی چاله میدان تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی دارالفنون گذراند و پس از فارغالتحصیلی، در ۱۳۰۴ به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. سپس به رشتهی حقوق روی آورد، اما پس از چندی آن را رها کرد و تحصیل در پزشکی را دنبال کرد. در آخرین سال، آن را نیز رها کرد و به فعالیتهای فرهنگی و ترجمه مشغول شد.
احمد آرام از بنیانگذاران تألیف کتابهای درسی در ایران است. او در دههی ۲۰ مدتی هم معاون وزیر آموزش و پرورش بود. از دیرباز نیز عضو برجستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. استاد احمد آرام از پرکارترین مترجمان معاصر است که بیش از ۱۴۰ اثر از زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی، در ریاضی، فیزیک، شیمی، تاریخ علم، تاریخ، ادبیات و فلسفه ترجمه کرده است. وی ترجمهی جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت با نام «مشرقزمین؛ گاهوارهی تمدن» را در کارنامهی پربار فرهنگی خود دارد.
استاد احمد آرام در ۱۴ فروردین ۱۳۷۸ در ۹۵سالگی در آمریکا شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۸، استاد احمد آرام ـ مترجم ـ درگذشت.
احمد آرام در سال ۱۲۸۳ در محلهی چاله میدان تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی دارالفنون گذراند و پس از فارغالتحصیلی، در ۱۳۰۴ به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. سپس به رشتهی حقوق روی آورد، اما پس از چندی آن را رها کرد و تحصیل در پزشکی را دنبال کرد. در آخرین سال، آن را نیز رها کرد و به فعالیتهای فرهنگی و ترجمه مشغول شد.
احمد آرام از بنیانگذاران تألیف کتابهای درسی در ایران است. او در دههی ۲۰ مدتی هم معاون وزیر آموزش و پرورش بود. از دیرباز نیز عضو برجستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. استاد احمد آرام از پرکارترین مترجمان معاصر است که بیش از ۱۴۰ اثر از زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی، در ریاضی، فیزیک، شیمی، تاریخ علم، تاریخ، ادبیات و فلسفه ترجمه کرده است. وی ترجمهی جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت با نام «مشرقزمین؛ گاهوارهی تمدن» را در کارنامهی پربار فرهنگی خود دارد.
استاد احمد آرام در ۱۴ فروردین ۱۳۷۸ در ۹۵سالگی در آمریکا شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
🔶 امروز 14 فروردین 1397، جلسه همکاران کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران با دکتر رسول جعفریان، ریاست کتابخانه به مناسبت سال نو و فرارسیدن بهار.
🔹 در این جلسه دکتر جعفریان ضمن تبیین اهداف و افق های سال جدید، نکاتی را در جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری بخش های مختلف تبیین کردند. همچنین پس از ایشان سایر همکاران نقطه نظرهای خود را در جهت توسعه و ارتقای جایگاه کتابخانه مرکزی بیان کردند.
@UT_Central_Library
🔹 در این جلسه دکتر جعفریان ضمن تبیین اهداف و افق های سال جدید، نکاتی را در جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری بخش های مختلف تبیین کردند. همچنین پس از ایشان سایر همکاران نقطه نظرهای خود را در جهت توسعه و ارتقای جایگاه کتابخانه مرکزی بیان کردند.
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عباس سحاب
#تقویم_فرهنگی امروز،۱۴ فروردین ۱۳۹۷
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، استاد عباس سحاب ـ جغرافیدان و پدر علم نقشهکشی ایران ـ درگذشت.
عباس سحاب در سال ۱۳۰۰ در یکی از روستاهای اطراف تفرش به دنیا آمد. فراگیری دانش را از چهارسالگی آغاز کرد و در دهسالگی همراه پدر به تهران آمد. در تهران برای نخستین بار استعداد و علاقهاش به جغرافیا نمایان شد، به طوری که در پانزدهسالگی، نقشهای از تهران بر مبنای اصول علمی تهیه کرد. تهیهی این نقشه، شالوده و اساس یک مؤسسهی جغرافیایی را در سال ۱۳۲۴ به وجود آورد و عباس سحاب را به شهرت رساند. او بعدها در «مؤسسهی جغرافیایی سحاب» یکی از غنیترین کتابخانههای جغرافیایی ایران و خاورمیانه را با ۱۸ هزار کتاب، ۱۵ هزار مجلهی جغرافیایی و صدها کره و اطلس بزرگ و کوچک به زبانهای مختلف پدید آورد.
استاد سحاب نخستین نمایشگاه نقشهی خود را در سال ۱۳۳۹ در دانشسرای تهران برپا کرد و از آن زمان به بعد، در نمایشگاههای داخلی و خارجی بسیاری حضور داشت. «مؤسسهی جغرافیایی سحاب» در طول سالها فعالیت، به چاپ کتابهای جغرافیایی و سفرنامهها و نیز ترجمه و انتشار نسخههای منحصر به فرد آثار جغرافیایی قدیم پرداخته است. استاد عباس سحاب پس از سالها تلاش علمی و فرهنگی، در ۱۴ فروردین ۱۳۷۹ در ۷۹سالگی بدرود زندگی گفت. استاد عباس سحاب به عنوان «پدر دانش کارتوگرافی یا نقشهکشی ایران»، «بنیانگذار چاپ نقشه در بخش خصوصی کشور» و «نخستین تولیدکنندهی کرهی جغرافیایی به زبان فارسی»، شناخته شده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، استاد عباس سحاب ـ جغرافیدان و پدر علم نقشهکشی ایران ـ درگذشت.
عباس سحاب در سال ۱۳۰۰ در یکی از روستاهای اطراف تفرش به دنیا آمد. فراگیری دانش را از چهارسالگی آغاز کرد و در دهسالگی همراه پدر به تهران آمد. در تهران برای نخستین بار استعداد و علاقهاش به جغرافیا نمایان شد، به طوری که در پانزدهسالگی، نقشهای از تهران بر مبنای اصول علمی تهیه کرد. تهیهی این نقشه، شالوده و اساس یک مؤسسهی جغرافیایی را در سال ۱۳۲۴ به وجود آورد و عباس سحاب را به شهرت رساند. او بعدها در «مؤسسهی جغرافیایی سحاب» یکی از غنیترین کتابخانههای جغرافیایی ایران و خاورمیانه را با ۱۸ هزار کتاب، ۱۵ هزار مجلهی جغرافیایی و صدها کره و اطلس بزرگ و کوچک به زبانهای مختلف پدید آورد.
استاد سحاب نخستین نمایشگاه نقشهی خود را در سال ۱۳۳۹ در دانشسرای تهران برپا کرد و از آن زمان به بعد، در نمایشگاههای داخلی و خارجی بسیاری حضور داشت. «مؤسسهی جغرافیایی سحاب» در طول سالها فعالیت، به چاپ کتابهای جغرافیایی و سفرنامهها و نیز ترجمه و انتشار نسخههای منحصر به فرد آثار جغرافیایی قدیم پرداخته است. استاد عباس سحاب پس از سالها تلاش علمی و فرهنگی، در ۱۴ فروردین ۱۳۷۹ در ۷۹سالگی بدرود زندگی گفت. استاد عباس سحاب به عنوان «پدر دانش کارتوگرافی یا نقشهکشی ایران»، «بنیانگذار چاپ نقشه در بخش خصوصی کشور» و «نخستین تولیدکنندهی کرهی جغرافیایی به زبان فارسی»، شناخته شده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ فروردین ۱۳۹۷
امروز در ایران، مراسم «روز جهانی کتاب کودک» برگزار میشود.
«روز جهانی کتاب کودک»، دوم آوریل است، اما به علت همزمانی آن با ۱۳ فروردین، در ایران روز ۱۴ فروردین را برای این روز در نظر گرفتهاند.
پایهگذار کتابخانهی بینالمللی مونیخ و دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان، در سال ۱۹۶۷ میلادی پیشنهاد کرد روزی به نام «روز جهانی کتاب کودک» تعیین شود. این پیشنهاد پذیرفته شد و روز دوم آوریل که همزمان با زادروز هانس کریستیان آندرسن ـ داستاننویس کودکان اهل دانمارک ـ است، به عنوان «روز جهانی کتاب کودک» تعیین گردید.
شورای کتاب کودک که شعبهی ملی این نهاد بینالمللی در ایران است، از آن تاریخ همواره برای هرچه بهتر برگزار شدن این روز جهانی در ایران تلاش میکند.
هر سال یکی از دفترهای ملی وظیفهی تهیهی پوستر، پیام و شعار «روز جهانی کتاب کودک» را بر عهده دارند. شورای کتاب کودک ایران، تا کنون ۲ بار از سوی دفتر بینالمللی، وظیفهی تهیهی پوستر، پیام و شعار «روز جهانی کتاب کودک» را بر عهده داشته است. نخست در سال ۱۳۵۵، پرویز دیبایی پوستر را طرحی کرد، پیام را الهام توکلی و هاله زربخت ـ دو دانشآموز ایرانی ـ با عنوان «ماهی طلایی جادو» نوشتند و شعار آن را نیز محمود کیانوش در قالب یک رباعی سرود. بار دوم در سال ۱۳۷۲، پیام «روز جهانی کتاب کودک» توسط مهدخت کشکولی نوشته شد و پوستر آن را نورالدین زرینکلک ترسیم کرد. پیام آن سال، «کتاب، قصه دیروزها، راز فرداها» بود.
پیام روز جهانی کتاب کودک در امسال این است: «کتاب است که کوچک را بزرگ میدارد!».
بزرگداشت این روز در ایران، همچنان با همکاری نهادهای مختلف ادامه دارد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
امروز در ایران، مراسم «روز جهانی کتاب کودک» برگزار میشود.
«روز جهانی کتاب کودک»، دوم آوریل است، اما به علت همزمانی آن با ۱۳ فروردین، در ایران روز ۱۴ فروردین را برای این روز در نظر گرفتهاند.
پایهگذار کتابخانهی بینالمللی مونیخ و دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان، در سال ۱۹۶۷ میلادی پیشنهاد کرد روزی به نام «روز جهانی کتاب کودک» تعیین شود. این پیشنهاد پذیرفته شد و روز دوم آوریل که همزمان با زادروز هانس کریستیان آندرسن ـ داستاننویس کودکان اهل دانمارک ـ است، به عنوان «روز جهانی کتاب کودک» تعیین گردید.
شورای کتاب کودک که شعبهی ملی این نهاد بینالمللی در ایران است، از آن تاریخ همواره برای هرچه بهتر برگزار شدن این روز جهانی در ایران تلاش میکند.
هر سال یکی از دفترهای ملی وظیفهی تهیهی پوستر، پیام و شعار «روز جهانی کتاب کودک» را بر عهده دارند. شورای کتاب کودک ایران، تا کنون ۲ بار از سوی دفتر بینالمللی، وظیفهی تهیهی پوستر، پیام و شعار «روز جهانی کتاب کودک» را بر عهده داشته است. نخست در سال ۱۳۵۵، پرویز دیبایی پوستر را طرحی کرد، پیام را الهام توکلی و هاله زربخت ـ دو دانشآموز ایرانی ـ با عنوان «ماهی طلایی جادو» نوشتند و شعار آن را نیز محمود کیانوش در قالب یک رباعی سرود. بار دوم در سال ۱۳۷۲، پیام «روز جهانی کتاب کودک» توسط مهدخت کشکولی نوشته شد و پوستر آن را نورالدین زرینکلک ترسیم کرد. پیام آن سال، «کتاب، قصه دیروزها، راز فرداها» بود.
پیام روز جهانی کتاب کودک در امسال این است: «کتاب است که کوچک را بزرگ میدارد!».
بزرگداشت این روز در ایران، همچنان با همکاری نهادهای مختلف ادامه دارد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
سامانه رخنما در دانشگاه تهران راهاندازی شد.
همزمان با برگزاری دومین نشست سالانه معرفی جدیدترین دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه تهران در اسفند ماه ۱۳۹۶ سامانه رخنمای دانشگاه تهران رونمایی شد.
نشانی سامانه رخنمای دانشگاه تهران:
http://profile.ut.ac.ir/
@UT_Central_Library
همزمان با برگزاری دومین نشست سالانه معرفی جدیدترین دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه تهران در اسفند ماه ۱۳۹۶ سامانه رخنمای دانشگاه تهران رونمایی شد.
نشانی سامانه رخنمای دانشگاه تهران:
http://profile.ut.ac.ir/
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
احمد بیرشک
#تقویم_فرهنگی امروز،۱۴ فروردین ۱۳۹۷
۱۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۱، احمد بیرشک ـ ریاضیدان، مورّخ علم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
احمد بیرشک در سال ۱۲۸۵ متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی آلیانس تهران به پایان رساند و در همین مدرسه زبان فرانسه آموخت و از همان زمان به ترجمهی کتابهای فرانسوی پرداخت. وی در طول دوران تحصیل متوسطه، از محضر استادان بزرگی چون؛ بدیعالزمان فروزانفر، شیخ علیاکبر خدابنده، مسیو بونو Buno - معلم ادبیات فرانسه - و مسیو پاریه - معلم فیزیک - بهره برد.
احمد بیرشک در ۱۳۰۸ به دارالمعلمین عالی رفت و در رشتهی ریاضی به تحصیل پرداخت. در ۱۳۱۴ مدیر «جامعهی لیسانسیههای دارالمعلمین عالی» شد و یک سال بعد، نخستین کتاب درسی در هندسه را تألیف کرد.
استاد بیرشک در سال ۱۳۳۰ با «گروه فرهنگی هدف»، نخستین دبیرستان این گروه را دائر کرد. وی در کارهای دولتی نیز تا سمت معاونت وزارت فرهنگ در سال ۱۳۴۱ پیش رفت و یک سال بعد بازنشسته شد.
ویرایش متون ریاضی، فیزیک و دانشنامهی ایران و اسلام، تأسیس «بنیاد دانشنامهی بزرگ فارسی»، تدوین «زندگینامهی علمی دانشوران» و «گاهنامهی تطبیقی سههزارساله»، تنها بخشی از فعالیتهای علمی ـ فرهنگی گستردهی این دانشمند برجسته است.
استاد احمد بیرشک در ۱۴ فروردین ۱۳۸۱ در ۹۶سالگی در تهران چشم از جهان فروبست.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، استاد احمد بیرشک را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۱، احمد بیرشک ـ ریاضیدان، مورّخ علم و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
احمد بیرشک در سال ۱۲۸۵ متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی آلیانس تهران به پایان رساند و در همین مدرسه زبان فرانسه آموخت و از همان زمان به ترجمهی کتابهای فرانسوی پرداخت. وی در طول دوران تحصیل متوسطه، از محضر استادان بزرگی چون؛ بدیعالزمان فروزانفر، شیخ علیاکبر خدابنده، مسیو بونو Buno - معلم ادبیات فرانسه - و مسیو پاریه - معلم فیزیک - بهره برد.
احمد بیرشک در ۱۳۰۸ به دارالمعلمین عالی رفت و در رشتهی ریاضی به تحصیل پرداخت. در ۱۳۱۴ مدیر «جامعهی لیسانسیههای دارالمعلمین عالی» شد و یک سال بعد، نخستین کتاب درسی در هندسه را تألیف کرد.
استاد بیرشک در سال ۱۳۳۰ با «گروه فرهنگی هدف»، نخستین دبیرستان این گروه را دائر کرد. وی در کارهای دولتی نیز تا سمت معاونت وزارت فرهنگ در سال ۱۳۴۱ پیش رفت و یک سال بعد بازنشسته شد.
ویرایش متون ریاضی، فیزیک و دانشنامهی ایران و اسلام، تأسیس «بنیاد دانشنامهی بزرگ فارسی»، تدوین «زندگینامهی علمی دانشوران» و «گاهنامهی تطبیقی سههزارساله»، تنها بخشی از فعالیتهای علمی ـ فرهنگی گستردهی این دانشمند برجسته است.
استاد احمد بیرشک در ۱۴ فروردین ۱۳۸۱ در ۹۶سالگی در تهران چشم از جهان فروبست.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، استاد احمد بیرشک را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
🔵 همزمان با برگزاری دومین نشست سالانه معرفی جدیدترین دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه تهران در اسفند ماه ۱۳۹۶ سامانه رخنمای دانشگاه تهران رونمایی شد.
🔹به گزارش روابط عمومی دانشگاه تهران به نقل از مرکز فناوری اطلاعات و فضای مجازی، این سامانه (به آدرس profile.ut.ac.ir ) تصویر جامع فعالیتهای علمی دانشگاه تهران را به صورت سازمانیافته، اغلب به صورت نمودار نمایش میدهد.
🔹 در این سامانه برای هر یک از اعضای هیأت علمی دانشگاه صفحه شخصی در نظر گرفته شده است که اطلاعات علمی و پژوهشی آنها به صورت ساختیافته نمایش داده میشود.
🔹 فرایند این سامانه طوری طراحی شده است که با استفاده از دادههای موجود در بانکهای اطلاعاتی سامانههای دانشگاه، اطلاعات به صورت خودکار استخراج شده و در سایت جهت نمایش استفاده میشود.
🔹 برخی از امکانات این سامانه عبارتند از: استخراج پروفایل استادان از سامانه پژوهشی به طور خودکار و نمایش آن در وبسایت، استخراج دروس ارائه شده استادان از سامانه جامع آموزش به طور خودکار، استخراج اطلاعات پایاننامهها از سامانه کتابخانه مرکزی به طور خودکار.
http://yon.ir/ow5Ne
@UT_Central_Library
🔹به گزارش روابط عمومی دانشگاه تهران به نقل از مرکز فناوری اطلاعات و فضای مجازی، این سامانه (به آدرس profile.ut.ac.ir ) تصویر جامع فعالیتهای علمی دانشگاه تهران را به صورت سازمانیافته، اغلب به صورت نمودار نمایش میدهد.
🔹 در این سامانه برای هر یک از اعضای هیأت علمی دانشگاه صفحه شخصی در نظر گرفته شده است که اطلاعات علمی و پژوهشی آنها به صورت ساختیافته نمایش داده میشود.
🔹 فرایند این سامانه طوری طراحی شده است که با استفاده از دادههای موجود در بانکهای اطلاعاتی سامانههای دانشگاه، اطلاعات به صورت خودکار استخراج شده و در سایت جهت نمایش استفاده میشود.
🔹 برخی از امکانات این سامانه عبارتند از: استخراج پروفایل استادان از سامانه پژوهشی به طور خودکار و نمایش آن در وبسایت، استخراج دروس ارائه شده استادان از سامانه جامع آموزش به طور خودکار، استخراج اطلاعات پایاننامهها از سامانه کتابخانه مرکزی به طور خودکار.
http://yon.ir/ow5Ne
@UT_Central_Library
دانشگاه تهران
سامانه رخنما در دانشگاه تهران راهاندازی شد - دانشگاه تهران
همزمان با برگزاری دومین نشست سالانه معرفی جدیدترین دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه تهران در اسفند ماه ۱۳۹۶ سامانه رخنمای دانشگاه تهران رونمایی شد.
Forwarded from اتچ بات
رساله هفت دستگاه موسیقی ایرانی/ میرزا شفیع
رساله میرزا شفیع فهرستی از اصطلاحات موسیقی ایرانی است که در هفت دستگاه و یک خاتمه مرتّب شده اند. این متن از چندین منظر منحصر و ارزشمند است. نخست این که در این کتاب روایتی از هفت دستگاه ثبت شده که در عین ارتباط با سنت روایت شده از فرزندان آقا علی اکبر، تفاوت هایی اساسی با آن دارد. مهم ترین تفاوت حضور دستگاه دوگاه در این روایت به جای دستگاه نوا در روایت معمول امروز است. دیگر این که سنت امروز شامل هفت دستگاه شور، ماهور، سه گاه، چهارگاه، همایون، نوا و راست پنجگاه همراه پنج یا در حقیقت شش آواز ابوعطا، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات کرد، و بیات اصفهان است. میرزا شفیع در ابتدای معرفی دستگاه ها به طور نمادین بیان می کند که هر دستگاه دارای چندین آواز یا دوازده آواز است و در توصیف دستگاه¬ها نیز نام قسمت های مختلف که شخصیت مدال متمایزی دارند و امروز به¬نام گوشه شناخته می شوند، با پیشوند آواز آورده شده اند. ارزش دیگر این متن ثبت اصطلاحات متعددی است که در فرهنگ شفاهی موسیقی ایران وجود داشته، اما بسیاری از آن ها پیش از مکتوب شدن از بین رفته اند. از جمله ی این اصطلاحات انواع مختلف تحریر است که در فهرست نام گوشه ها در روایت های امروز حذف شده اند. نکته ی آخر فهرستی از قطعات موسیقی اروپایی است که در این متن آمده است. در بخش پایانی این متن «قوانین موسقی خارجه با مجالس بال و رقص¬های گروپ متعلق به دول خارجه» گنجانده شده که فهرستی کم¬نظیر از قطعات موسیقی اروپایی شناخته شده یا استفاده شده در ایران در اواخر سده ی نوزدهم و اوایل سده ی بیستم میلادی است. (این کتاب توسط میراث مکتوب به صورت عکسی و تصحیح متن منتشر شده است).
@UT_Central_Library
رساله میرزا شفیع فهرستی از اصطلاحات موسیقی ایرانی است که در هفت دستگاه و یک خاتمه مرتّب شده اند. این متن از چندین منظر منحصر و ارزشمند است. نخست این که در این کتاب روایتی از هفت دستگاه ثبت شده که در عین ارتباط با سنت روایت شده از فرزندان آقا علی اکبر، تفاوت هایی اساسی با آن دارد. مهم ترین تفاوت حضور دستگاه دوگاه در این روایت به جای دستگاه نوا در روایت معمول امروز است. دیگر این که سنت امروز شامل هفت دستگاه شور، ماهور، سه گاه، چهارگاه، همایون، نوا و راست پنجگاه همراه پنج یا در حقیقت شش آواز ابوعطا، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات کرد، و بیات اصفهان است. میرزا شفیع در ابتدای معرفی دستگاه ها به طور نمادین بیان می کند که هر دستگاه دارای چندین آواز یا دوازده آواز است و در توصیف دستگاه¬ها نیز نام قسمت های مختلف که شخصیت مدال متمایزی دارند و امروز به¬نام گوشه شناخته می شوند، با پیشوند آواز آورده شده اند. ارزش دیگر این متن ثبت اصطلاحات متعددی است که در فرهنگ شفاهی موسیقی ایران وجود داشته، اما بسیاری از آن ها پیش از مکتوب شدن از بین رفته اند. از جمله ی این اصطلاحات انواع مختلف تحریر است که در فهرست نام گوشه ها در روایت های امروز حذف شده اند. نکته ی آخر فهرستی از قطعات موسیقی اروپایی است که در این متن آمده است. در بخش پایانی این متن «قوانین موسقی خارجه با مجالس بال و رقص¬های گروپ متعلق به دول خارجه» گنجانده شده که فهرستی کم¬نظیر از قطعات موسیقی اروپایی شناخته شده یا استفاده شده در ایران در اواخر سده ی نوزدهم و اوایل سده ی بیستم میلادی است. (این کتاب توسط میراث مکتوب به صورت عکسی و تصحیح متن منتشر شده است).
@UT_Central_Library
Telegram