کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سید حسن حسینی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۹ فروردین ۱۳۹۷
۱۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۳، سید حسن حسینی - شاعر، نویسنده و پژوهشگر - درگذشت.
سید حسن حسینی در سال ۱۳۳۵ در محلهی سلسبیل تهران به دنیا آمد. بعد از دریافت دانشنامهی دیپلم طبیعی، گواهی لیسانس رشتهی تغذیه را از دانشگاه مشهد دریافت کرد. وی دورههای فوق لیسانس و دکتری را هم در رشتهی ادبیات فارسی با موفقیت گذراند.
دکتر حسینی از سال ۱۳۵۲ نوشتن و سرودن را در مطبوعات پیش از انقلاب به ویژه در مجلهی فردوسی آغاز کرد. در سال ۱۳۵۸ در راهاندازی حوزهی اندیشه و هنر اسلامی همکاری کرد و مسئولیت بخش ادبیات و شعر آن را به همراه قیصر امینپور بر عهده گرفت. در سال ۱۳۶۶ به تدریس در دانشگاه الزهرا و پس از آن، در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول شد و از سال ۱۳۷۸ در رادیو تهران به فعالیت پرداخت.
دکتر سید حسن حسینی مجموعهی کامل غزلیات بیدل دهلوی را که نزدیک به سههزار بیت را دربرمیگیرد، با صدای خود خوانده که ضبط شده است. فعالیتهای دکتر حسینی در زمینهی شعر، تحقیق، ترجمه و تألیف بود. او سالهای آخر عمرش را صرف زبانشناسی حافظ کرد.
دکتر سید حسن حسینی در ۹ فروردین ۱۳۸۳ در ۴ح سالگی در تهران درگذشت. در محلهی طرشت تهران، میدانی به نام این شاعر و پژوهشگر معاصر نامگذاری شده است. در پیام رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت دکتر سید حسن حسینی، آمده است: «در شعر و ادب و نیز در پژوهش و تأملات محققانه، خرد و ذوق و ابتکار، شاخصههای کار او بود. مشاهدهی فرآوردههای ذهن خلاق او همواره برای اینجانب اعجابآور و تحسینانگیز بود».
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۳، سید حسن حسینی - شاعر، نویسنده و پژوهشگر - درگذشت.
سید حسن حسینی در سال ۱۳۳۵ در محلهی سلسبیل تهران به دنیا آمد. بعد از دریافت دانشنامهی دیپلم طبیعی، گواهی لیسانس رشتهی تغذیه را از دانشگاه مشهد دریافت کرد. وی دورههای فوق لیسانس و دکتری را هم در رشتهی ادبیات فارسی با موفقیت گذراند.
دکتر حسینی از سال ۱۳۵۲ نوشتن و سرودن را در مطبوعات پیش از انقلاب به ویژه در مجلهی فردوسی آغاز کرد. در سال ۱۳۵۸ در راهاندازی حوزهی اندیشه و هنر اسلامی همکاری کرد و مسئولیت بخش ادبیات و شعر آن را به همراه قیصر امینپور بر عهده گرفت. در سال ۱۳۶۶ به تدریس در دانشگاه الزهرا و پس از آن، در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول شد و از سال ۱۳۷۸ در رادیو تهران به فعالیت پرداخت.
دکتر سید حسن حسینی مجموعهی کامل غزلیات بیدل دهلوی را که نزدیک به سههزار بیت را دربرمیگیرد، با صدای خود خوانده که ضبط شده است. فعالیتهای دکتر حسینی در زمینهی شعر، تحقیق، ترجمه و تألیف بود. او سالهای آخر عمرش را صرف زبانشناسی حافظ کرد.
دکتر سید حسن حسینی در ۹ فروردین ۱۳۸۳ در ۴ح سالگی در تهران درگذشت. در محلهی طرشت تهران، میدانی به نام این شاعر و پژوهشگر معاصر نامگذاری شده است. در پیام رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت دکتر سید حسن حسینی، آمده است: «در شعر و ادب و نیز در پژوهش و تأملات محققانه، خرد و ذوق و ابتکار، شاخصههای کار او بود. مشاهدهی فرآوردههای ذهن خلاق او همواره برای اینجانب اعجابآور و تحسینانگیز بود».
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۰ فروردین ۱۳۹۷
۱۳۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۲۵۹، مورخ نامدار میرزا محمدتقی کاشانی ملقب به «لسانالملک» و معروف به «سپهر»، درگذشت.
میرزا محمدتقی کاشانی در حدود سال ۱۱۷۲ در کاشان به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در علوم قدیمه، در جوانی به تهران آمد و به خدمت فتحعلی خان صبای کاشانی ـ ملکالشعرای دربار فتحعلی شاه قاجار ـ رسید. سپهر تا زمان حیات صبا در تهران ماند، اما پس از مرگ صبا به زادگاه خود بازگشت. با این حال، در زمان ناصرالدین شاه به تهران احضار شد و لقب «لسانالملک» گرفت. میرزا محمدتقی کاشانی، ملقب به «لسانالملک» و معروف به «سپهر»، یکی از مورخان بزرگ ایران است که تاریخ عالم را از آغاز پیدایش تا زمان خودش نگاشت. این کتاب با نام «ناسخالتواریخ»، به فارسی فصیح نزدیک به سبک متقدمان تألیف شده است. تا ۱۱ مجلد «ناسخالتواریخ» را سپهر خود تألیف نمود و ادامهی کار را پسرش عباسقلی خان بر عهده گرفت. کتاب دیگر سپهر، «آیینهی جهاننما» نام دارد که شامل نام ۵۰ هزار تن از حکما، عرفا، فقها، پادشاهان، پزشکان، خوشنویسان، شعرا و دانشمندان ادیان مختلف است.
محمدتقی خان کاشانی، لسانالملک سپهر، در ۱۰ فروردین ۱۲۵۹ در ۸۷سالگی درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۳۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۲۵۹، مورخ نامدار میرزا محمدتقی کاشانی ملقب به «لسانالملک» و معروف به «سپهر»، درگذشت.
میرزا محمدتقی کاشانی در حدود سال ۱۱۷۲ در کاشان به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در علوم قدیمه، در جوانی به تهران آمد و به خدمت فتحعلی خان صبای کاشانی ـ ملکالشعرای دربار فتحعلی شاه قاجار ـ رسید. سپهر تا زمان حیات صبا در تهران ماند، اما پس از مرگ صبا به زادگاه خود بازگشت. با این حال، در زمان ناصرالدین شاه به تهران احضار شد و لقب «لسانالملک» گرفت. میرزا محمدتقی کاشانی، ملقب به «لسانالملک» و معروف به «سپهر»، یکی از مورخان بزرگ ایران است که تاریخ عالم را از آغاز پیدایش تا زمان خودش نگاشت. این کتاب با نام «ناسخالتواریخ»، به فارسی فصیح نزدیک به سبک متقدمان تألیف شده است. تا ۱۱ مجلد «ناسخالتواریخ» را سپهر خود تألیف نمود و ادامهی کار را پسرش عباسقلی خان بر عهده گرفت. کتاب دیگر سپهر، «آیینهی جهاننما» نام دارد که شامل نام ۵۰ هزار تن از حکما، عرفا، فقها، پادشاهان، پزشکان، خوشنویسان، شعرا و دانشمندان ادیان مختلف است.
محمدتقی خان کاشانی، لسانالملک سپهر، در ۱۰ فروردین ۱۲۵۹ در ۸۷سالگی درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
آیتالله العظمی سید حسین بروجردی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۰ فروردین ۱۳۹۷
۵۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۰، آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی، زعیم حوزهی علمیهی قم، رحلت نمود.
آیتالله بروجردی در حدود سال ۱۲۵۴ در بروجرد به دنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات در زادگاه خود، برای ادامهی تحصیلات راهی نجف اشرف گردید. ایشان در نجف اشرف از استادان نامدار زمان همچون آخوند خراسانی، شیخالشریعهی اصفهانی و سید محمدکاظم یزدی بهره برد و به مدارج والای علمی و فقهی دست یافت.
آیتالله بروجردی پس از دریافت اجازههای متعدد اجتهاد، در بروجرد ساکن شد و به امور علمی و مذهبی پرداخت، اما پس از مدتی، به اصرار فضلای حوزهی علمیهی قم، در سال ۱۳۲۴ راهی آن جا گردید و زعامت حوزه را به عهده گرفت. آیتالله بروجردی سالهای متمادی بر مسند تدریس تکیه زد و شاگردان فراوانی تربیت کرد. آثار متعددی نیز از این فقیه فرزانه به یادگار مانده، از آن میان: «جامع احادیث شیعه»، «طبقات رجال» و «حاشیه بر کفایه». از جمله خدمات ارزشمند و پايدار آیتالله بروجردی، تلاش ایشان در جهت احيای آثار مهم گذشتگان و نشر ذخائرگرانبهای علمای قديم بود. بعضي از اين آثار عبارتند از: «الخلاق»، تأليف شيخالطائقه طوسی، «جامعُالرُواه»، تأليف شيخ محمدعلی اردبيل حائری، «قربالاسناد»، تأليف عبدالله جعفر حميدی.
آيتالله بروجردی آثار خير بسياری نیز از خود برجای نهاد، مانند: «مسجد اعظم قم»، «كتابخانهی مسجد اعظم»، «مدرسهی علميه» در نجف اشرف، «حسينه و حمام» در سامراء، «مسجد هامبورگ» در کشور آلمان، «مدرسهی علميهی كرمانشاه» و «بيمارستان نكویی» در قم.
آیتاللهالعظمی سید حسین طباطبایی بروجردی در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ در ۸۶سالگی رحلت کرد و پس از تشییعی باشکوه، در کنار مسجد اعظم قم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۰، آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی، زعیم حوزهی علمیهی قم، رحلت نمود.
آیتالله بروجردی در حدود سال ۱۲۵۴ در بروجرد به دنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات در زادگاه خود، برای ادامهی تحصیلات راهی نجف اشرف گردید. ایشان در نجف اشرف از استادان نامدار زمان همچون آخوند خراسانی، شیخالشریعهی اصفهانی و سید محمدکاظم یزدی بهره برد و به مدارج والای علمی و فقهی دست یافت.
آیتالله بروجردی پس از دریافت اجازههای متعدد اجتهاد، در بروجرد ساکن شد و به امور علمی و مذهبی پرداخت، اما پس از مدتی، به اصرار فضلای حوزهی علمیهی قم، در سال ۱۳۲۴ راهی آن جا گردید و زعامت حوزه را به عهده گرفت. آیتالله بروجردی سالهای متمادی بر مسند تدریس تکیه زد و شاگردان فراوانی تربیت کرد. آثار متعددی نیز از این فقیه فرزانه به یادگار مانده، از آن میان: «جامع احادیث شیعه»، «طبقات رجال» و «حاشیه بر کفایه». از جمله خدمات ارزشمند و پايدار آیتالله بروجردی، تلاش ایشان در جهت احيای آثار مهم گذشتگان و نشر ذخائرگرانبهای علمای قديم بود. بعضي از اين آثار عبارتند از: «الخلاق»، تأليف شيخالطائقه طوسی، «جامعُالرُواه»، تأليف شيخ محمدعلی اردبيل حائری، «قربالاسناد»، تأليف عبدالله جعفر حميدی.
آيتالله بروجردی آثار خير بسياری نیز از خود برجای نهاد، مانند: «مسجد اعظم قم»، «كتابخانهی مسجد اعظم»، «مدرسهی علميه» در نجف اشرف، «حسينه و حمام» در سامراء، «مسجد هامبورگ» در کشور آلمان، «مدرسهی علميهی كرمانشاه» و «بيمارستان نكویی» در قم.
آیتاللهالعظمی سید حسین طباطبایی بروجردی در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ در ۸۶سالگی رحلت کرد و پس از تشییعی باشکوه، در کنار مسجد اعظم قم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
فریدون آدمیت
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۰ فروردین ۱۳۹۷
۱۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۷، فریدون آدمیت ـ پدر تاریخنگاری نوین ایران ـ درگذشت.
فریدون آدمیت در سال ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد. پدرش عباسقلی خان قزوینی معروف به آدمیت بود که بعدها «جامعهی آدمیت» را تأسیس کرد. فریدون آدمیت بعد از تحصیلات ابتدایی به دارالفنون رفت. پس از چند سال تحصیل در آن جا، به دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی راه یافت و درسال ۱۳۲۱ فارغالتحصیل شد. پایاننامهاش را دربارهی «زندگی و اقدامات سیاسی میرزا تقی خان امیر کبیر» نوشت که دو سال بعد (۱۳۲۳) با عنوان «امیر کبیر و ایران و یا ورقی از تاریخ ایران»، با مقدمهی استادش دکتر محمود محمود به چاپ رسید. این کتاب بعدها با عنوان «امیر کبیر و ایران» تجدید چاپ شد و در هر بار با تجدید نظرهایی از سوی آدمیت همراه بود، تا جایی که آخرین تجدید نظر در این کتاب را آدمیت در سال ۱۳۵۳ اعمال کرد.
آدمیت درحالی که دانشجوی دانشکدهی حقوق بود، در سال ۱۳۱۹ به استخدام وزارت خارجه در آمد تا ضمن کار تحصیلات خود در خارج از کشور را تکمیل کند. نخستین فعالیت اداری ـ اجرایی آدمیت دبیری سفارت ایران در لندن بود. وی در کنار مأموریت اداری، به دانشکدهی علوم سیاسی و اقتصاد لندن رفت و بعد از ۵ سال تحصیل در رشتهی تاریخ سیاسی و فلسفهی سیاسی، در سال ۱۹۵۱ میلادی موفق به دریافت دانشنامهی دکتری گردید.
دکتر فریدون آدمیت پس از بازگشت به ایران، در سال ۱۳۲۸ به معاونت ادارهی حقوقی وزارت امور خارجه منصوب شد. دو سال بعد در دولت دکتر مصدق (۱۳۳۰) به نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و سپس وزیر مختاری در آن جا تعیین شد. این مأموریت تا سال ۱۳۳۸ ادامه داشت و در میان این سالها دومین پژوهش خود را پی گرفت و آن را با عنوان «جزایر بحرین؛ تحقیق در تاریخ دیپلماسی و حقوق بینالملل» در سال ۱۹۵۵ به زبان انگلیسی در نیویورک منتشر کرد. شرکت در چندین کنفرانس و به انجام رساندن وظایف در مقام داور بینالملل دیوان دائمی حکمیت لاهه، از فعالیتهای دیگر دکتر فریدون آدمیت به شمار میآید. مدیرکلی سیاسی با مقام سفیرکبیری در ۱۳۳۹، سفارت کبرای ایران در لاهه در ۱۳۴۰ و سفیر کبیری در دهلی نو در ۱۳۴۲، از دیگر سمتهای اداری و اجرایی وی در خارج از ایران بود که با بازگشت به ایران و دریافت سمت مشاور عالی سیاسی در ۱۳۴۴ پایان یافت. دکتر آدمیت بعد از مدتی تقاضای بازنشستگی کرد و از اواخر دههی ۴۰ تمام وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در عصر مشروطیت کرد و با روش تحقیق علمی و تاریخنگاری انتقادی، ایدهها و جریانهای آن دوران را به موضوع مطالعهی خود تبدیل کرد. این محقق پرتلاش در نزدیک به سه دهه کار پژوهشی توانست برخی از مهمترین رخدادهای عصر مشروطه را در نزدیک به ۲۵ کتاب تألیف کند و از این نظر سهمی جدی در هدفمند ساختن و نیز جهت دادن به تاریخنگاری علمی ایفا کند. از این رو وی را «پدر تاریخنگاری نوین ایران» میدانند.
دکتر فریدون آدمیت در ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۸۸سالگی در تهران درگذشت. وی را در آرامگاه بهشت زهرا در مقبرهی خانوادگی به خاک سپردند.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۷، فریدون آدمیت ـ پدر تاریخنگاری نوین ایران ـ درگذشت.
فریدون آدمیت در سال ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد. پدرش عباسقلی خان قزوینی معروف به آدمیت بود که بعدها «جامعهی آدمیت» را تأسیس کرد. فریدون آدمیت بعد از تحصیلات ابتدایی به دارالفنون رفت. پس از چند سال تحصیل در آن جا، به دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی راه یافت و درسال ۱۳۲۱ فارغالتحصیل شد. پایاننامهاش را دربارهی «زندگی و اقدامات سیاسی میرزا تقی خان امیر کبیر» نوشت که دو سال بعد (۱۳۲۳) با عنوان «امیر کبیر و ایران و یا ورقی از تاریخ ایران»، با مقدمهی استادش دکتر محمود محمود به چاپ رسید. این کتاب بعدها با عنوان «امیر کبیر و ایران» تجدید چاپ شد و در هر بار با تجدید نظرهایی از سوی آدمیت همراه بود، تا جایی که آخرین تجدید نظر در این کتاب را آدمیت در سال ۱۳۵۳ اعمال کرد.
آدمیت درحالی که دانشجوی دانشکدهی حقوق بود، در سال ۱۳۱۹ به استخدام وزارت خارجه در آمد تا ضمن کار تحصیلات خود در خارج از کشور را تکمیل کند. نخستین فعالیت اداری ـ اجرایی آدمیت دبیری سفارت ایران در لندن بود. وی در کنار مأموریت اداری، به دانشکدهی علوم سیاسی و اقتصاد لندن رفت و بعد از ۵ سال تحصیل در رشتهی تاریخ سیاسی و فلسفهی سیاسی، در سال ۱۹۵۱ میلادی موفق به دریافت دانشنامهی دکتری گردید.
دکتر فریدون آدمیت پس از بازگشت به ایران، در سال ۱۳۲۸ به معاونت ادارهی حقوقی وزارت امور خارجه منصوب شد. دو سال بعد در دولت دکتر مصدق (۱۳۳۰) به نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و سپس وزیر مختاری در آن جا تعیین شد. این مأموریت تا سال ۱۳۳۸ ادامه داشت و در میان این سالها دومین پژوهش خود را پی گرفت و آن را با عنوان «جزایر بحرین؛ تحقیق در تاریخ دیپلماسی و حقوق بینالملل» در سال ۱۹۵۵ به زبان انگلیسی در نیویورک منتشر کرد. شرکت در چندین کنفرانس و به انجام رساندن وظایف در مقام داور بینالملل دیوان دائمی حکمیت لاهه، از فعالیتهای دیگر دکتر فریدون آدمیت به شمار میآید. مدیرکلی سیاسی با مقام سفیرکبیری در ۱۳۳۹، سفارت کبرای ایران در لاهه در ۱۳۴۰ و سفیر کبیری در دهلی نو در ۱۳۴۲، از دیگر سمتهای اداری و اجرایی وی در خارج از ایران بود که با بازگشت به ایران و دریافت سمت مشاور عالی سیاسی در ۱۳۴۴ پایان یافت. دکتر آدمیت بعد از مدتی تقاضای بازنشستگی کرد و از اواخر دههی ۴۰ تمام وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در عصر مشروطیت کرد و با روش تحقیق علمی و تاریخنگاری انتقادی، ایدهها و جریانهای آن دوران را به موضوع مطالعهی خود تبدیل کرد. این محقق پرتلاش در نزدیک به سه دهه کار پژوهشی توانست برخی از مهمترین رخدادهای عصر مشروطه را در نزدیک به ۲۵ کتاب تألیف کند و از این نظر سهمی جدی در هدفمند ساختن و نیز جهت دادن به تاریخنگاری علمی ایفا کند. از این رو وی را «پدر تاریخنگاری نوین ایران» میدانند.
دکتر فریدون آدمیت در ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۸۸سالگی در تهران درگذشت. وی را در آرامگاه بهشت زهرا در مقبرهی خانوادگی به خاک سپردند.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
Forwarded from اتچ بات
http://blib.ir/libportal/tabid/216/ID/448/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%AD%D9%84%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C.aspx
نمایشگاه مجازی اسناد آیت الله بروجردی
با تصویر ویژه در آدرس فوق
@UT_Central_Library
نمایشگاه مجازی اسناد آیت الله بروجردی
با تصویر ویژه در آدرس فوق
@UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
بهاءالدین خرمشاهی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
۷۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۴، بهاءالدین خرمشاهی ـ نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر، شاعر و طنزپرداز ـ به دنیا آمد.
بهاءالدین خرمشاهی در ۱۲ فروردین ۱۳۲۴ در قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس در رشتهی پزشکی پذیرفته شد، اما تحصیل در این رشته را در سال سوم نیمهکاره رها کرد و به تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی پرداخت. وی از دانشگاه تهران دانشنامهی فوق لیسانس کتابداری گرفت. ذبیحالله صفا، مهدی محقق، سید جعفر شهیدی، پرویز ناتل خانلری و عبدالحمید بدیعالزمانی کردستانی از استادان او در مدت تحصیل ادبیات فارسی بودند.
تألیفات استاد بهاءالدین خرمشاهی در «حافظشناسی» و «قرآن پژوهی» محققانه و کممانند است. ترجمهی استاد از قرآن کریم به فارسی نیز، از ترجمههای طراز اول قرآن به شمار میآید. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بهاءالدین خرمشاهی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است. استاد بهاءالدین خرمشاهی امروز ۷۳امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۷۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۴، بهاءالدین خرمشاهی ـ نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر، شاعر و طنزپرداز ـ به دنیا آمد.
بهاءالدین خرمشاهی در ۱۲ فروردین ۱۳۲۴ در قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس در رشتهی پزشکی پذیرفته شد، اما تحصیل در این رشته را در سال سوم نیمهکاره رها کرد و به تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی پرداخت. وی از دانشگاه تهران دانشنامهی فوق لیسانس کتابداری گرفت. ذبیحالله صفا، مهدی محقق، سید جعفر شهیدی، پرویز ناتل خانلری و عبدالحمید بدیعالزمانی کردستانی از استادان او در مدت تحصیل ادبیات فارسی بودند.
تألیفات استاد بهاءالدین خرمشاهی در «حافظشناسی» و «قرآن پژوهی» محققانه و کممانند است. ترجمهی استاد از قرآن کریم به فارسی نیز، از ترجمههای طراز اول قرآن به شمار میآید. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بهاءالدین خرمشاهی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است. استاد بهاءالدین خرمشاهی امروز ۷۳امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
دانشگاه را پایان نامه محور کنیم/ دکتر رسول جعفریان
1. بنده فکر می کنم نوشتن یک پایان نامه یا رساله، برای دانشجوی ارشد یا دکتری، مهم ترین مرحله تحصیلی برای یک دانشجوست. دانشجو، با نوشتن رساله، خود را محک می زند، و همه تصمیماتی که برای او به خصوص از جهت شغلی گرفته می شود، باید بر اساس پایان نامه او باشد. این را اگر به عنوان یک اصل بپذیریم، نوع نگاهمان به کار استاد و دانشجو تغییر می کند و بهتر می شود.
2. حاصل کار دانشجو بعد از سالهای درس خواندن، نگارش رساله و پایان نامه است، و بنابرین، این خروجی، متعلق به جامعه بوده و برای همین، و این که هزینه زیادی برای این دانشجو صرف شده، باید با بهترین کیفیت ارائه شود. مسلما اگر پایان نامه ضعیف باشد، خسارت زیادی برای دانشگاه و جامعه خواهد بود. ارزیابی او در نهایت با پایان نامه است و باید راه های تازه برای ارزیابی او از این طریق تعریف و برای شغل های بعدی او در نظر گرفته شود.
3. نه تنها ارزیابی دانشجو، بلکه ارزیابی یک دانشگاه، یک دانشکده، و یک استاد، عمدتا باید روی بررسی پایان نامه باشد. عناوین، روش کار دانشجو و استاد، تعداد مقالات چاپ شده از آن، و حتی یک داوری کلان در باره مجموعه پایان نامه های یک دانشکده، آن هم با معیارهای منظم و مشخص و آماری و کیفی، باید معیار تعلق بودجه به آن دانشکده باشد.
4. به نظرم شکل فعلی پایان نامه نویسی، دست کم برای همه رشته ها مطلوب نیست و بیشتر مثل نوشتن یک کتاب با بند و بیل اغلب بیهوده است. نگارش یک اثر مدون، البته خوب است، اما مهم تر از همه آن است که خروجی کار یک کار نو و اجتهادی باشد. شاید بهتر باشد در یک زمینه خاص، به جای یک رساله مفصل، دانشجوی دکتری ، سه مقاله پژوهشی و دو ارائه جدی داشته باشد، و همان بجای پایان نامه پذیرفته شود. دانشجوی ارشد هم می تواند دو مقاله علمی پژوهشی با یک ارائه داشته باشد. شاید در رشته های هنر، باید پایان نامه را جور دیگری تعریف کرد. فنی هم همین طور است.
5. فارغ از این که پیشنهاد بالا پذیرفته شود یا خیر، و در شرایط فعلی، بهتر است تصویب شود که هر دانشجوی ارشد مانند دکتری، باید دست کم یک مقاله اش را در یک مجله معتبر علمی پژوهشی یا دست کم ترویجی منتشر کند، یا بخشی از محتوای رساله اش را در یک همایش ارائه دهد. مهم این است که کار دانشجوی ارشد هم، مثل دانشجوی دکتری، کاری تازه و قابل عرضه برای حل یک مسأله باشد.
6. بسیاری از استادان راهنما و مشاوران، وقت کافی برای پایان نامه ها نمی گذارند. این یکی از دلایل اصلی روی آوردن دانشجو به استادان یا شبه استادانی است که بیرون دانشگاه می توانند به او کمک کنند. باید برای این کار فکری کرد تا دانشجو به سراغ منابع غیر متخصص، اما حرفه ایدر پایان نامه نویسی نرود.
7. به نظر می رسد امتیازات استادان راهنما درارتباط با کارشان باید از نو تعریف شود. کار مشترک به معنای واقعی مشترک میان استاد و دانشجو باشد. البته تعداد استادان کم است که در این زمینه باید جبران و بر شمار استادان [ضمن کم کردن دانشجو در سراسر کشور] افزوده شود، و استادان بیشتری بکار گرفته شوند. یک استاد، نه به کلاس های زیاد که در آنها کار معلمی می کند، بلکه به همکاریش با دانشجو در نوشتن تحقیقات کلاسی و پایان نامه ای باید ارزیابی شود.
8. به نظر من شکل گیری «نهادهای کمک پژوهشی» برای یاری رساندن به دانشجوی در حال نگارش رساله، در بیرون دانشگاه عیبی ندارد، زیرا کمک مهمی به دانشجویانی است که در نگارش و پژوهش ضعیف هستند. در واقع، مانند مراکزی که در جریان کنکور به دانشجویان آموزش های بیشتری می دهند، و برای جلوگیری از کارهای زشت نگارش رساله و پایان نامه به شکل غیر رسمی، مراکزی متشکل از استادن برجسته باشد که بتواند در نگارش پایان نامه و تحقیقات دانشجویی خارج از چارچوب رسمی دانشگاه کمک کند. این کار قواعد خاص خود را می خواهد اما باید آزاد و بدون دخالت باشد. دانشگاه خروجی را ببیند و بتواند ثابت کند که متعلق به دانشجو است.
@jafarian1964
@UT_Central_Library
1. بنده فکر می کنم نوشتن یک پایان نامه یا رساله، برای دانشجوی ارشد یا دکتری، مهم ترین مرحله تحصیلی برای یک دانشجوست. دانشجو، با نوشتن رساله، خود را محک می زند، و همه تصمیماتی که برای او به خصوص از جهت شغلی گرفته می شود، باید بر اساس پایان نامه او باشد. این را اگر به عنوان یک اصل بپذیریم، نوع نگاهمان به کار استاد و دانشجو تغییر می کند و بهتر می شود.
2. حاصل کار دانشجو بعد از سالهای درس خواندن، نگارش رساله و پایان نامه است، و بنابرین، این خروجی، متعلق به جامعه بوده و برای همین، و این که هزینه زیادی برای این دانشجو صرف شده، باید با بهترین کیفیت ارائه شود. مسلما اگر پایان نامه ضعیف باشد، خسارت زیادی برای دانشگاه و جامعه خواهد بود. ارزیابی او در نهایت با پایان نامه است و باید راه های تازه برای ارزیابی او از این طریق تعریف و برای شغل های بعدی او در نظر گرفته شود.
3. نه تنها ارزیابی دانشجو، بلکه ارزیابی یک دانشگاه، یک دانشکده، و یک استاد، عمدتا باید روی بررسی پایان نامه باشد. عناوین، روش کار دانشجو و استاد، تعداد مقالات چاپ شده از آن، و حتی یک داوری کلان در باره مجموعه پایان نامه های یک دانشکده، آن هم با معیارهای منظم و مشخص و آماری و کیفی، باید معیار تعلق بودجه به آن دانشکده باشد.
4. به نظرم شکل فعلی پایان نامه نویسی، دست کم برای همه رشته ها مطلوب نیست و بیشتر مثل نوشتن یک کتاب با بند و بیل اغلب بیهوده است. نگارش یک اثر مدون، البته خوب است، اما مهم تر از همه آن است که خروجی کار یک کار نو و اجتهادی باشد. شاید بهتر باشد در یک زمینه خاص، به جای یک رساله مفصل، دانشجوی دکتری ، سه مقاله پژوهشی و دو ارائه جدی داشته باشد، و همان بجای پایان نامه پذیرفته شود. دانشجوی ارشد هم می تواند دو مقاله علمی پژوهشی با یک ارائه داشته باشد. شاید در رشته های هنر، باید پایان نامه را جور دیگری تعریف کرد. فنی هم همین طور است.
5. فارغ از این که پیشنهاد بالا پذیرفته شود یا خیر، و در شرایط فعلی، بهتر است تصویب شود که هر دانشجوی ارشد مانند دکتری، باید دست کم یک مقاله اش را در یک مجله معتبر علمی پژوهشی یا دست کم ترویجی منتشر کند، یا بخشی از محتوای رساله اش را در یک همایش ارائه دهد. مهم این است که کار دانشجوی ارشد هم، مثل دانشجوی دکتری، کاری تازه و قابل عرضه برای حل یک مسأله باشد.
6. بسیاری از استادان راهنما و مشاوران، وقت کافی برای پایان نامه ها نمی گذارند. این یکی از دلایل اصلی روی آوردن دانشجو به استادان یا شبه استادانی است که بیرون دانشگاه می توانند به او کمک کنند. باید برای این کار فکری کرد تا دانشجو به سراغ منابع غیر متخصص، اما حرفه ایدر پایان نامه نویسی نرود.
7. به نظر می رسد امتیازات استادان راهنما درارتباط با کارشان باید از نو تعریف شود. کار مشترک به معنای واقعی مشترک میان استاد و دانشجو باشد. البته تعداد استادان کم است که در این زمینه باید جبران و بر شمار استادان [ضمن کم کردن دانشجو در سراسر کشور] افزوده شود، و استادان بیشتری بکار گرفته شوند. یک استاد، نه به کلاس های زیاد که در آنها کار معلمی می کند، بلکه به همکاریش با دانشجو در نوشتن تحقیقات کلاسی و پایان نامه ای باید ارزیابی شود.
8. به نظر من شکل گیری «نهادهای کمک پژوهشی» برای یاری رساندن به دانشجوی در حال نگارش رساله، در بیرون دانشگاه عیبی ندارد، زیرا کمک مهمی به دانشجویانی است که در نگارش و پژوهش ضعیف هستند. در واقع، مانند مراکزی که در جریان کنکور به دانشجویان آموزش های بیشتری می دهند، و برای جلوگیری از کارهای زشت نگارش رساله و پایان نامه به شکل غیر رسمی، مراکزی متشکل از استادن برجسته باشد که بتواند در نگارش پایان نامه و تحقیقات دانشجویی خارج از چارچوب رسمی دانشگاه کمک کند. این کار قواعد خاص خود را می خواهد اما باید آزاد و بدون دخالت باشد. دانشگاه خروجی را ببیند و بتواند ثابت کند که متعلق به دانشجو است.
@jafarian1964
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
حسین عمادزادهی اصفهانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ فروردین ۱۳۹۷
۲۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۹، استاد حسین عمادزادهی اصفهانی - محقق - درگذشت.
حسین عمادزادهی اصفهانی فرزند حجتالاسلام احمد عمادالواعظین، در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی از علمای حوزهی زادگاه خود ـ اصفهان - همچون آیات عظام سید علی نجفآبادی، محمود مفید و علی واعظ شیرازی، کسب فیض کرد و به مدارج والایی دست یافت. همچنین از علمای زمان خود، از آن میان؛ شیخ آقا بزرگ تهرانی و آیتالله سید محمد حجت کوهکمرهای، اجازهی روایت گرفت.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی دارای آثار بسیاری است، مانند: «جهان اسلام و اسلام در جهان»، «ترجمه و تفسیر قرآن کریم»، «تاریخ عاشورا» و «مجموعهی زندگانی چهارده معصوم». وی افزون بر تحقیق و تألیف، و نیز تدریس در دانشگاه، مقالاتی هم برای نشریات مینوشت. به زودی اثر مهم وی با عنوان «دائرهالمعارف رجال اسلام» در ۱۵ مجلد منتشر خواهد شد.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی، در ۱۲ فروردین ۱۳۶۹ در ۸۵ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۹، استاد حسین عمادزادهی اصفهانی - محقق - درگذشت.
حسین عمادزادهی اصفهانی فرزند حجتالاسلام احمد عمادالواعظین، در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی از علمای حوزهی زادگاه خود ـ اصفهان - همچون آیات عظام سید علی نجفآبادی، محمود مفید و علی واعظ شیرازی، کسب فیض کرد و به مدارج والایی دست یافت. همچنین از علمای زمان خود، از آن میان؛ شیخ آقا بزرگ تهرانی و آیتالله سید محمد حجت کوهکمرهای، اجازهی روایت گرفت.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی دارای آثار بسیاری است، مانند: «جهان اسلام و اسلام در جهان»، «ترجمه و تفسیر قرآن کریم»، «تاریخ عاشورا» و «مجموعهی زندگانی چهارده معصوم». وی افزون بر تحقیق و تألیف، و نیز تدریس در دانشگاه، مقالاتی هم برای نشریات مینوشت. به زودی اثر مهم وی با عنوان «دائرهالمعارف رجال اسلام» در ۱۵ مجلد منتشر خواهد شد.
استاد حسین عمادزادهی اصفهانی، در ۱۲ فروردین ۱۳۶۹ در ۸۵ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِيِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ وَلِيِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ
وفات حضرت زینب کبری اسوه صبر و ایثار تسلیت
@UT_Central_Library
وفات حضرت زینب کبری اسوه صبر و ایثار تسلیت
@UT_Central_Library
قند پارسی در بنگال غربی.pdf
509 KB
شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله میرود
گزارش سفر بنگال غربی ـ هند
فارسی در کلکته و شانتینیکیتان
علی دهگاهی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو
@UT_Central_Library
گزارش سفر بنگال غربی ـ هند
فارسی در کلکته و شانتینیکیتان
علی دهگاهی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
احمد آرام
#تقویم_فرهنگی امروز،۱۴ فروردین ۱۳۹۷
۱۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۸، استاد احمد آرام ـ مترجم ـ درگذشت.
احمد آرام در سال ۱۲۸۳ در محلهی چاله میدان تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی دارالفنون گذراند و پس از فارغالتحصیلی، در ۱۳۰۴ به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. سپس به رشتهی حقوق روی آورد، اما پس از چندی آن را رها کرد و تحصیل در پزشکی را دنبال کرد. در آخرین سال، آن را نیز رها کرد و به فعالیتهای فرهنگی و ترجمه مشغول شد.
احمد آرام از بنیانگذاران تألیف کتابهای درسی در ایران است. او در دههی ۲۰ مدتی هم معاون وزیر آموزش و پرورش بود. از دیرباز نیز عضو برجستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. استاد احمد آرام از پرکارترین مترجمان معاصر است که بیش از ۱۴۰ اثر از زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی، در ریاضی، فیزیک، شیمی، تاریخ علم، تاریخ، ادبیات و فلسفه ترجمه کرده است. وی ترجمهی جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت با نام «مشرقزمین؛ گاهوارهی تمدن» را در کارنامهی پربار فرهنگی خود دارد.
استاد احمد آرام در ۱۴ فروردین ۱۳۷۸ در ۹۵سالگی در آمریکا شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۸، استاد احمد آرام ـ مترجم ـ درگذشت.
احمد آرام در سال ۱۲۸۳ در محلهی چاله میدان تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در مدرسهی دارالفنون گذراند و پس از فارغالتحصیلی، در ۱۳۰۴ به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. سپس به رشتهی حقوق روی آورد، اما پس از چندی آن را رها کرد و تحصیل در پزشکی را دنبال کرد. در آخرین سال، آن را نیز رها کرد و به فعالیتهای فرهنگی و ترجمه مشغول شد.
احمد آرام از بنیانگذاران تألیف کتابهای درسی در ایران است. او در دههی ۲۰ مدتی هم معاون وزیر آموزش و پرورش بود. از دیرباز نیز عضو برجستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. استاد احمد آرام از پرکارترین مترجمان معاصر است که بیش از ۱۴۰ اثر از زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی، در ریاضی، فیزیک، شیمی، تاریخ علم، تاریخ، ادبیات و فلسفه ترجمه کرده است. وی ترجمهی جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت با نام «مشرقزمین؛ گاهوارهی تمدن» را در کارنامهی پربار فرهنگی خود دارد.
استاد احمد آرام در ۱۴ فروردین ۱۳۷۸ در ۹۵سالگی در آمریکا شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی