Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۷ اسفند ۱۳۹۶
۱۹۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۱۹۷، حاج محمدحسین مروی ـ بنیانگذار مدرسهی مروی ـ درگذشت.
حاج محمدحسین خان پسر بیرام علی خان و از تیرهی عزالدینلو شاخهی اشاقهباش ایل قاجار بود. در اوائل سلطنت فتحعلی شاه، ازبکها به مرو حمله کردند و محمدحسین خان که حاکم مرو بود و اجدادش از زمان شاه تهماسب صفوی حکومت آن حدود را داشتند، از آنان شکست خورد و در سال ۱۱۷۸ به کابل فرار کرد و از آن جا به قندهار و از قندهار به سیستان و در نهایت به تهران آمد. در تهران فتحعلی شاه به دیدارش رفت، او را احترام گذاشت و عزیزش داشت. حتی بعد از کشتن حاج ابراهیم کلانتر صدر اعظم خود، به خان مروی پیشنهاد صدارت داد، اما محمدحسین خان از قبول صدر اعظمی خودداری کرد و تا پایان عمر با عزت و احترام بسیار در دربار شاه قجر زیست.
خان مروی هرگز نتوانست بار دیگر به حکومت مرو باز گردد. وی در طول اقامت خود در تهران ثروت فراوانی اندوخت و تمول بسیار یافت. او در غربیترین نقطهی محلهی عودلاجان داخل حصار صفوی شهر تهران، خانه و باغ وسیعی برای خود تدارک دید. آن باغ و خانه در کوچهی مقابل عمارت شمسالعماره که امروز به «کوچهی مروی» شهرت دارد، قرار داشت. محمدحسین خان از سوی فتحعلی شاه ملقب به فخرالدوله شد. خان مروی در زمان حیات خود، در زمینی در شمال کوچهی مروی در سال ۱۲۳۱ هجری (۱۱۹۴/۹۵خورشیدی)، مسجد و بنا بر رسم معمول آن روزگار، مدرسهی علوم دینی در مجاورت آن بنا کرد. او بعدها باغی را که در جنوب آن مسجد و ضلع جنوبی کوچهی مروی داشت، وقف مسجد و مدرسهی دینیاش نمود و در پایان عمر تمام اموال و املاک مزروعی را که مشتمل بر چند پارچه آبادی و نیز چندین خانه، دکان و غیره بود، به همین منظور وقف مسجد و مدرسه کرد. این مدرسه و مسجد به «خان مروی» یا «مروی» شهرت یافت، هر چند در برخی از اسناد این ابنیه را با اشاره به لقب او، «فخرالدوله» و «فخریه» نیز نوشتهاند. در تهران قدیم، کوچهی مروی اهمیت فروانی داشت و از نقاط آباد و مشهور شهر به شمار میرفت. افزون بر مسجد مروی، وجود مسجد حکیم نیز در این کوچه بر اهمیت بیشتر آن افزوده بود. ابتدای کوچهی مروی جنب حصار ارگ بازارچهی کنار خندق (بازارچهی شتر گلو)، از دیگر عوامل شهرت و اهمیت این کوچه بود.
در دورهی ناصرالدین شاه با ساخته شدن عمارت شمسالعماره مقابل این کوچه و احداث خیابان ناصریه (ناصر خسرو )، میدانی مقابل سردر شرقی ارگ سلطنتی ابتدای کوچهی مروی پدید آمد که به میدان شمسالعماره مشهور شد.
ساخته شدن این بناها، بیش از پیش سبب گردید تا کوچه مروی و آن محدوده در مرکز توجه پایتختنشینان قرار گیرد، بهویژه اینکه بازارچهی مروی توانسته بود تهرانیها را به فضای خود جلب کند. بازارچه و گذر مروی در آن زمان از نامدار ترین بازارهای دارالخلافهی ناصری به شمار میرفت. آب مازاد قنات ارگ نیز در این نقطه به شیوهی کهن ایرانی در انتقال آب به طریق شتر گلو در ضلع شرقی خیابان ناصریه ابتدای کوچهی مروی می جوشید، و از زمین بالا میآمد که یکی از آب منگلهای تهران را تشکیل می داد و این باز هم به جذابیت این محله افزوده بود. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه در دوران رضا شاه در اراضی وقفی باغ مروی دبستان و دبیرستانی برای تحصیل دانشآموزان با شیوهی نوین احداث شد.
محمدحسین خان مروی در سال ۲۷ اسفند ۱۱۹۷ شمع وجودش خاموش گشت.
مدرسهی خان مروی که در شمار نخستین دارالعلمهای قرن ۱۳ هجری و مراکز معارف اسلامی بود، شامل جلو خان، سردر، دالان، صحن وسیع و مسجد با شبستان، ایوان مقرنسکاری و آب انبار و غیره است. جالب است بدانیم نوروز خان که خود بانی سقاخانهی نوروز خان و ابنیهی خیریه در اول خیابان پامنار بود، برادر محمدحسین خان مروی است.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۱۹۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۱۹۷، حاج محمدحسین مروی ـ بنیانگذار مدرسهی مروی ـ درگذشت.
حاج محمدحسین خان پسر بیرام علی خان و از تیرهی عزالدینلو شاخهی اشاقهباش ایل قاجار بود. در اوائل سلطنت فتحعلی شاه، ازبکها به مرو حمله کردند و محمدحسین خان که حاکم مرو بود و اجدادش از زمان شاه تهماسب صفوی حکومت آن حدود را داشتند، از آنان شکست خورد و در سال ۱۱۷۸ به کابل فرار کرد و از آن جا به قندهار و از قندهار به سیستان و در نهایت به تهران آمد. در تهران فتحعلی شاه به دیدارش رفت، او را احترام گذاشت و عزیزش داشت. حتی بعد از کشتن حاج ابراهیم کلانتر صدر اعظم خود، به خان مروی پیشنهاد صدارت داد، اما محمدحسین خان از قبول صدر اعظمی خودداری کرد و تا پایان عمر با عزت و احترام بسیار در دربار شاه قجر زیست.
خان مروی هرگز نتوانست بار دیگر به حکومت مرو باز گردد. وی در طول اقامت خود در تهران ثروت فراوانی اندوخت و تمول بسیار یافت. او در غربیترین نقطهی محلهی عودلاجان داخل حصار صفوی شهر تهران، خانه و باغ وسیعی برای خود تدارک دید. آن باغ و خانه در کوچهی مقابل عمارت شمسالعماره که امروز به «کوچهی مروی» شهرت دارد، قرار داشت. محمدحسین خان از سوی فتحعلی شاه ملقب به فخرالدوله شد. خان مروی در زمان حیات خود، در زمینی در شمال کوچهی مروی در سال ۱۲۳۱ هجری (۱۱۹۴/۹۵خورشیدی)، مسجد و بنا بر رسم معمول آن روزگار، مدرسهی علوم دینی در مجاورت آن بنا کرد. او بعدها باغی را که در جنوب آن مسجد و ضلع جنوبی کوچهی مروی داشت، وقف مسجد و مدرسهی دینیاش نمود و در پایان عمر تمام اموال و املاک مزروعی را که مشتمل بر چند پارچه آبادی و نیز چندین خانه، دکان و غیره بود، به همین منظور وقف مسجد و مدرسه کرد. این مدرسه و مسجد به «خان مروی» یا «مروی» شهرت یافت، هر چند در برخی از اسناد این ابنیه را با اشاره به لقب او، «فخرالدوله» و «فخریه» نیز نوشتهاند. در تهران قدیم، کوچهی مروی اهمیت فروانی داشت و از نقاط آباد و مشهور شهر به شمار میرفت. افزون بر مسجد مروی، وجود مسجد حکیم نیز در این کوچه بر اهمیت بیشتر آن افزوده بود. ابتدای کوچهی مروی جنب حصار ارگ بازارچهی کنار خندق (بازارچهی شتر گلو)، از دیگر عوامل شهرت و اهمیت این کوچه بود.
در دورهی ناصرالدین شاه با ساخته شدن عمارت شمسالعماره مقابل این کوچه و احداث خیابان ناصریه (ناصر خسرو )، میدانی مقابل سردر شرقی ارگ سلطنتی ابتدای کوچهی مروی پدید آمد که به میدان شمسالعماره مشهور شد.
ساخته شدن این بناها، بیش از پیش سبب گردید تا کوچه مروی و آن محدوده در مرکز توجه پایتختنشینان قرار گیرد، بهویژه اینکه بازارچهی مروی توانسته بود تهرانیها را به فضای خود جلب کند. بازارچه و گذر مروی در آن زمان از نامدار ترین بازارهای دارالخلافهی ناصری به شمار میرفت. آب مازاد قنات ارگ نیز در این نقطه به شیوهی کهن ایرانی در انتقال آب به طریق شتر گلو در ضلع شرقی خیابان ناصریه ابتدای کوچهی مروی می جوشید، و از زمین بالا میآمد که یکی از آب منگلهای تهران را تشکیل می داد و این باز هم به جذابیت این محله افزوده بود. این وضعیت ادامه داشت، تا اینکه در دوران رضا شاه در اراضی وقفی باغ مروی دبستان و دبیرستانی برای تحصیل دانشآموزان با شیوهی نوین احداث شد.
محمدحسین خان مروی در سال ۲۷ اسفند ۱۱۹۷ شمع وجودش خاموش گشت.
مدرسهی خان مروی که در شمار نخستین دارالعلمهای قرن ۱۳ هجری و مراکز معارف اسلامی بود، شامل جلو خان، سردر، دالان، صحن وسیع و مسجد با شبستان، ایوان مقرنسکاری و آب انبار و غیره است. جالب است بدانیم نوروز خان که خود بانی سقاخانهی نوروز خان و ابنیهی خیریه در اول خیابان پامنار بود، برادر محمدحسین خان مروی است.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
attach 📎
کتاب_تدبر_فرازمانی_در_قرآن_کریم.pdf
8.1 MB
📚کتاب: تدبر فرازمانی در قرآن کریم
(کاربست سیستم برنامه ریزی سلولی عصر مدار)
✍️نویسندگان: علی اصغر پورعزت، میثم علی پور
🌐 @PourezzatIR
@UT_Central_Library
(کاربست سیستم برنامه ریزی سلولی عصر مدار)
✍️نویسندگان: علی اصغر پورعزت، میثم علی پور
🌐 @PourezzatIR
@UT_Central_Library
درآمدی_بر_روش_پژوهش_علمی ).pdf
3.7 MB
📚کتاب:درآمدی بر روش پژوهش علمی (فراگرد تدوین رساله پژوهشی و دفاع از آن)
نویسنده: علی اصغر پورعزت
🌐 @PourezzatIR
@UT_Central_Library
نویسنده: علی اصغر پورعزت
🌐 @PourezzatIR
@UT_Central_Library
digital library & the blind.pdf
525 KB
🌿 بررسی وضعیت خدمات کتابخانه های دیجیتال نابینایان و کم بینایان
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
🍀 حلول ماه پر برکت رجب و میلاد با سعادت امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
🔶 سالروز ملی شدن صنعت نفت مبارک باد .
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۹ اسفند ۱۳۹۶
۸۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۳، سید اشرفالدین حسینی ـ شاعر و مدیر روزنامهی نسیم شمال ـ درگذشت.
سید اشرفالدین حسینی گیلانی در حدود سال ۱۲۴۹ در قزوین به دنیا آمد. او در کودکی یتیم شد. در جوانی به عتبات عالیات رفت. پس از ۵ سال راهی تبریز شد و علوم متداول را در آن جا آموخت. سپس به رشت رفت و در آن جا ساکن گردید. سید اشرفالدین پس از مدتی به سبب داشتن روحیهی آزادیخواهی و نیز استعداد و قریحهی شاعری، تصمیم به انتشار روزنامهای به نام «نسیم شمال» گرفت. او این روزنامه را از شهریورماه ۱۲۸۶ (۹ ماه پیش از به توپ بستهشدن مجلس) منتشر کرد و در اندک مدتی به معروفترین و محبوبترین شاعر و سرایندهی اشعار طنزآمیز و انتقادی دوران مشروطه تبدیل شد و روزنامهاش به شهرت فراوانی رسید. این روزنامه به اندازهای در میان تودهی مردم محبوبیت یافت که مدیر آن را «نسیم شمال» میخواندند. «روزنامهی نسیم شمال» نزدیک به ۲۰ سال منتشر شد. حتی پس از مرگ سید اشرفالدین مدتی انتشار یافت. در سال ۱۳۰۶ شایع کردند نسیم شمال به بیماری جنون دچار شده است. به این بهانه او را به تیمارستان بردند.
سید اشرفالدین گیلانی ـ مدیر روزنامهی نسیم شمال و شاعر آزادیخواه ـ پس از آن، چند سالی در بیماری و تنگدستی زنده بود، تا اینکه در ۲۹ اسفند ۱۳۱۳ در ۶۴ سالگی درگذشت. پیکر نسیم شمال را در ابن بابویه شهر ری به خاک سپردند.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۸۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۳، سید اشرفالدین حسینی ـ شاعر و مدیر روزنامهی نسیم شمال ـ درگذشت.
سید اشرفالدین حسینی گیلانی در حدود سال ۱۲۴۹ در قزوین به دنیا آمد. او در کودکی یتیم شد. در جوانی به عتبات عالیات رفت. پس از ۵ سال راهی تبریز شد و علوم متداول را در آن جا آموخت. سپس به رشت رفت و در آن جا ساکن گردید. سید اشرفالدین پس از مدتی به سبب داشتن روحیهی آزادیخواهی و نیز استعداد و قریحهی شاعری، تصمیم به انتشار روزنامهای به نام «نسیم شمال» گرفت. او این روزنامه را از شهریورماه ۱۲۸۶ (۹ ماه پیش از به توپ بستهشدن مجلس) منتشر کرد و در اندک مدتی به معروفترین و محبوبترین شاعر و سرایندهی اشعار طنزآمیز و انتقادی دوران مشروطه تبدیل شد و روزنامهاش به شهرت فراوانی رسید. این روزنامه به اندازهای در میان تودهی مردم محبوبیت یافت که مدیر آن را «نسیم شمال» میخواندند. «روزنامهی نسیم شمال» نزدیک به ۲۰ سال منتشر شد. حتی پس از مرگ سید اشرفالدین مدتی انتشار یافت. در سال ۱۳۰۶ شایع کردند نسیم شمال به بیماری جنون دچار شده است. به این بهانه او را به تیمارستان بردند.
سید اشرفالدین گیلانی ـ مدیر روزنامهی نسیم شمال و شاعر آزادیخواه ـ پس از آن، چند سالی در بیماری و تنگدستی زنده بود، تا اینکه در ۲۹ اسفند ۱۳۱۳ در ۶۴ سالگی درگذشت. پیکر نسیم شمال را در ابن بابویه شهر ری به خاک سپردند.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالعظیم قریب @UT_Central_Library
#تقویم_فرهنگی امروز، ۳ فروردین ۱۳۹۷
۵۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۴، استاد عبدالعظیم قریب گَرَکانی ـ ادیب، شاعر و نویسنده ـ درگذشت.
عبدالعظیم قریب در سال ۱۲۵۸ در روستای گَرَکان تفرش به دنیا آمد. مقدمات زبان فارسی و عربی را نزد پدر فراگرفت و در تهران ادامهی تحصیل داد. وی پس از یادگیری هیأت، نجوم، اصول، منطق، حکمت و زبان فرانسه، در مدرسهی علمیه به تدریس پرداخت و شاگردان فراوانی پرورش داد. این استاد زبان و ادب فارسی و عربی، بعدها در دارالفنون، دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران، به تدریس مشغول شد. وی نزدیک به ۷۰ سال به تدریس و تعلیم و خدمات فرهنگی اشتغال داشت. استاد عبدالعظیم قریب، برای نخستین بار، به همراه چهار استاد دیگر، دستور زبانی مدوّن و ساده برای زبان فارسی تنظیم کرد که در طی نیم قرن دانشآموزان قواعد و دستور زبان فارسی را از آن آموختهاند. این کتاب به نام «دستور زبان پنج استاد» معروف است. استاد قریب منتخباتی نیز به عنوان «فرائدُالادب» گردآورد که مدتها در دبیرستانها تدریس میشد. مجموعهی «فرائدالادب» سالها بعد، در سال ۱۳۸۷ به کوشش دکتر ناصر رحیمی و محمدرسول دریاگشت، از سوی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، در یک مجلد چاپ و منتشر شد. ایشان «کَلیله و دِمنه» را هم تصحیح کرده است.
استاد عبدالعظیم قریب گرکانی، در ۳ فروردین ۱۳۴۴ شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۴، استاد عبدالعظیم قریب گَرَکانی ـ ادیب، شاعر و نویسنده ـ درگذشت.
عبدالعظیم قریب در سال ۱۲۵۸ در روستای گَرَکان تفرش به دنیا آمد. مقدمات زبان فارسی و عربی را نزد پدر فراگرفت و در تهران ادامهی تحصیل داد. وی پس از یادگیری هیأت، نجوم، اصول، منطق، حکمت و زبان فرانسه، در مدرسهی علمیه به تدریس پرداخت و شاگردان فراوانی پرورش داد. این استاد زبان و ادب فارسی و عربی، بعدها در دارالفنون، دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران، به تدریس مشغول شد. وی نزدیک به ۷۰ سال به تدریس و تعلیم و خدمات فرهنگی اشتغال داشت. استاد عبدالعظیم قریب، برای نخستین بار، به همراه چهار استاد دیگر، دستور زبانی مدوّن و ساده برای زبان فارسی تنظیم کرد که در طی نیم قرن دانشآموزان قواعد و دستور زبان فارسی را از آن آموختهاند. این کتاب به نام «دستور زبان پنج استاد» معروف است. استاد قریب منتخباتی نیز به عنوان «فرائدُالادب» گردآورد که مدتها در دبیرستانها تدریس میشد. مجموعهی «فرائدالادب» سالها بعد، در سال ۱۳۸۷ به کوشش دکتر ناصر رحیمی و محمدرسول دریاگشت، از سوی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، در یک مجلد چاپ و منتشر شد. ایشان «کَلیله و دِمنه» را هم تصحیح کرده است.
استاد عبدالعظیم قریب گرکانی، در ۳ فروردین ۱۳۴۴ شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
⚫️ سرزمین ایران، سرزمینی فلسفه خیز است و در طول تاریخ، بزرگانی در فلسفه از این مرز و بوم برآمده اند که هر کدام مُبدع نظریات تازه ای درباره هستی و انسان بوده اند. نسلی چونان فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر، ملاصدرا و در دوره اخیر استادانی چون علامه طباطبائی، مرتضی مطهری، سید جلال الدین آشتیانی... و اخیراً، استاد داریوش شایگان.
https://goo.gl/3qLkBM
◼️درگذشت این فیلسوف را به خانواده ایشان و ایرانیان تسلیت می گوییم.
@UT_Central_Library
https://goo.gl/3qLkBM
◼️درگذشت این فیلسوف را به خانواده ایشان و ایرانیان تسلیت می گوییم.
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سید جلالالدین آشتیانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۳ فروردین ۱۳۹۷
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، سید جلالالدین آشتیانی ـ فیلسوف و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سيد جلالالدين آشتیانی در سال ۱۳۰۴ در آشتیان متولد شد. تحصیلات خود را در مکتبخانه و دبستانی در زادگاهش گذراند. او افزون بر فراگیری کتابهای ادبی چون گلستان و كليله ودمنه، دروس حوزوی را نیز خواند. در ۱۳۲۳ به قم رفت و به تحصیل در علوم حوزوی مشغول شد. در آن جا دورههای شرح جامى، سيوطى، لمعه، مكاسب، كفايه، شرح مطالع در منطق، شوارق در كلام و شرح منظومهی حكيم ملاهادى سبزوارى را گذراند و از محضر استادانی چون؛ حاج شيخ مهدى مازندرانى اميركلاهى، آيتالله حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى و سيد محمدتقى خوانسارى بهره برد و دورهی سطح خارج و تحصیل دروس فقه را به پایان رساند.
استاد آشتيانى در ۱۳۳۶ به نجف اشرف رفت. مدت ۲ سال در آن جا اقامت گزید و از محضر سيد محسن حكيم و سيد عبدالهادى شيرازى استفاده كرد. در بازگشت به قم، مدت ۸ سال نزد حاج سيد محمدحسين طباطبايى تبريزى شاگردی کرد و كتاب شفاى ابن سینا، اَسفار ملاصدرا، اصول فقه و قسمتى از تفسير قرآن را نزد وی فراگرفت. سپس به قزوين رفت، یک سال در آن جا اقامت كرد و از محضر آيتالله سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى بهره برد و دوباره به قم بازگشت. استاد آشتیانی در ۱۳۳۸ به عضويت «هيأت علمى دانشگاه مشهد» درآمد و در «گروه الهيات و معارف اسلامى» به تدریس در رشتهی فلسفه و تصوف پرداخت و در ۱۳۳۹ عضو «انجمن تأليف و ترجمهی دانشگاه فردوسى مشهد» شد. استاد آشتیانی پس از ۳۷ سال تدريس در دانشگاه فردوسى، در آبان ۱۳۷۵ بازنشسته شد. وی در همین سال، از سوی «فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران» به عنوان «دانشمند برجسته» معرفي گردید.
كتاب «خرد جاودان» جشننامهی استاد سيد جلالالدين آشتياني است كه در ۱۳۷۷ به كوشش علی دهباشی و حسن سيد عرب منتشر شد. استاد در همين سال به مناسبت انتشار كتاب «شرح قيصری بر فصوصالحكم»، برندهی جايزهی كتاب سال جمهوری اسلامي شد. در ۱۳۸۰ نیز نشان درجهی ۱ دانش را از رئيس جمهوری اسلامی ایران دريافت كرد. استاد آشتیانی به تشویق پروفسور هانری کربن به تصحیح و انتشار نسخههای تخصصی فلسفی خطی نیز اقدام کرد.
استاد سید جلالالدین آشتیانی پس از سالها فعالیت علمی و فرهنگی، در ۳ فروردین ۱۳۸۴ در ۸۰ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، استاد سید جلالالدین آشتیانی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، سید جلالالدین آشتیانی ـ فیلسوف و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
سيد جلالالدين آشتیانی در سال ۱۳۰۴ در آشتیان متولد شد. تحصیلات خود را در مکتبخانه و دبستانی در زادگاهش گذراند. او افزون بر فراگیری کتابهای ادبی چون گلستان و كليله ودمنه، دروس حوزوی را نیز خواند. در ۱۳۲۳ به قم رفت و به تحصیل در علوم حوزوی مشغول شد. در آن جا دورههای شرح جامى، سيوطى، لمعه، مكاسب، كفايه، شرح مطالع در منطق، شوارق در كلام و شرح منظومهی حكيم ملاهادى سبزوارى را گذراند و از محضر استادانی چون؛ حاج شيخ مهدى مازندرانى اميركلاهى، آيتالله حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى و سيد محمدتقى خوانسارى بهره برد و دورهی سطح خارج و تحصیل دروس فقه را به پایان رساند.
استاد آشتيانى در ۱۳۳۶ به نجف اشرف رفت. مدت ۲ سال در آن جا اقامت گزید و از محضر سيد محسن حكيم و سيد عبدالهادى شيرازى استفاده كرد. در بازگشت به قم، مدت ۸ سال نزد حاج سيد محمدحسين طباطبايى تبريزى شاگردی کرد و كتاب شفاى ابن سینا، اَسفار ملاصدرا، اصول فقه و قسمتى از تفسير قرآن را نزد وی فراگرفت. سپس به قزوين رفت، یک سال در آن جا اقامت كرد و از محضر آيتالله سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى بهره برد و دوباره به قم بازگشت. استاد آشتیانی در ۱۳۳۸ به عضويت «هيأت علمى دانشگاه مشهد» درآمد و در «گروه الهيات و معارف اسلامى» به تدریس در رشتهی فلسفه و تصوف پرداخت و در ۱۳۳۹ عضو «انجمن تأليف و ترجمهی دانشگاه فردوسى مشهد» شد. استاد آشتیانی پس از ۳۷ سال تدريس در دانشگاه فردوسى، در آبان ۱۳۷۵ بازنشسته شد. وی در همین سال، از سوی «فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران» به عنوان «دانشمند برجسته» معرفي گردید.
كتاب «خرد جاودان» جشننامهی استاد سيد جلالالدين آشتياني است كه در ۱۳۷۷ به كوشش علی دهباشی و حسن سيد عرب منتشر شد. استاد در همين سال به مناسبت انتشار كتاب «شرح قيصری بر فصوصالحكم»، برندهی جايزهی كتاب سال جمهوری اسلامي شد. در ۱۳۸۰ نیز نشان درجهی ۱ دانش را از رئيس جمهوری اسلامی ایران دريافت كرد. استاد آشتیانی به تشویق پروفسور هانری کربن به تصحیح و انتشار نسخههای تخصصی فلسفی خطی نیز اقدام کرد.
استاد سید جلالالدین آشتیانی پس از سالها فعالیت علمی و فرهنگی، در ۳ فروردین ۱۳۸۴ در ۸۰ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، استاد سید جلالالدین آشتیانی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
🔷 ضمن عرض تبريك مجدد سال نو، به اطلاع ميرساند تالار مطالعه كتابخانه مركزي ومركز اسناد دانشگاه تهران از تاریخ ۵/۰۱/۹۷ لغايت ۸/۰۱/۹۷ از ساعت ۸ الي ۱۶ آماده خدمات رسانی به دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي می باشد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۴ فروردین ۱۳۹۷
۹۲۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۵۱۶ هجری، ابن حریری ـ ادیب و نویسندهی ایرانی ـ درگذشت.
ابو محمد، قاسم بن علی بصری ـ معروف به ابن حریری ـ در سدهی چهارم هجری متولد شد. وی نویسندهای چیرهدست و ادیبی صاحبنام بود. از او کتابی به نام «مقامات» بر جای مانده که در نوع خود بینظیر است. در «مقامات حریری»، رموز و لطایف زبان عربی، در قالب حکایتهای پندآموز و ساده بیان شده است. از دیرباز و تا کنون، ادیبان و ادبآموزان، برای آشنایی با ادبیات عرب، از کتاب «مقامات حریری» استفاده کردهاند.
ابن حریری ـ نویسنده و ادیب نامدار ایرانی ـ در ۶ رجب ۵۱۶ هجری درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۹۲۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۵۱۶ هجری، ابن حریری ـ ادیب و نویسندهی ایرانی ـ درگذشت.
ابو محمد، قاسم بن علی بصری ـ معروف به ابن حریری ـ در سدهی چهارم هجری متولد شد. وی نویسندهای چیرهدست و ادیبی صاحبنام بود. از او کتابی به نام «مقامات» بر جای مانده که در نوع خود بینظیر است. در «مقامات حریری»، رموز و لطایف زبان عربی، در قالب حکایتهای پندآموز و ساده بیان شده است. از دیرباز و تا کنون، ادیبان و ادبآموزان، برای آشنایی با ادبیات عرب، از کتاب «مقامات حریری» استفاده کردهاند.
ابن حریری ـ نویسنده و ادیب نامدار ایرانی ـ در ۶ رجب ۵۱۶ هجری درگذشت.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمدابراهیم باستانی پاریزی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۵ فروردین ۱۳۹۷
۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۳، استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی درگذشت.
محمدابراهیم باستانی پاریزی، استاد برجستهی تاریخ در دانشگاه و یکی از تاریخدانان و نویسندگان تاریخی بزرگ معاصر است. وی در دی ماه ۱۳۰۴ در پاریز از توابع کرمان متولد شد. پس از گرفتن دانشنامهی دیپلم، در سال ۱۳۲۵ برای ادامهی تحصیل، به تهران نقل مکان کرد و یک سال بعد، در دانشگاه تهران در رشتهی تاریخ تحصیلاتش را آغاز کرد و آن را تا پایان مقطع دکتری پی گرفت. دکتر باستانی پاریزی در خاطرات خود آورده است که از نخستین ساکنان کوی دانشگاه تهران در امیرآباد (کارگر شمالی فعلی) بوده است. این استاد یگانه در سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجلهی داخلی دانشکدهی ادبیات، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و تا سال ۱۳۸۷ که بازنشسته گردید، استاد تماموقت این دانشگاه بود.
استاد باستانی پاریزی در نویسندگی و شعر و شاعری هم دست داشت، به ویژه در تألیف کتابهای تاریخی، به سبک و شیوهای که مخصوص خود او بود. از میان نوشتههای متعدد استاد دکتر باستانی پاریزی، هشت کتاب که همگی عدد هفت را همراه نام خود دارند، از بقیه پرآوازهترند، مانند: «نای هفتبند»، «خاتون هفتقلعه» و «آسیای هفتسنگ».
نوشتههای تاریخی استاد باستانی پاریزی پر از داستانها و ضربالمثلها و حکایات و خاطرات و نکات طنز و اشعاری است که اطلاعات خوبی به خواننده میدهد و خواندن متن را لذتبخش میکند.
استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، در ۵ فروردین ۱۳۹۳ در ۸۹ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و پس از تشییعی باشکوه، پیکرش در آرامگاه بهشت زهرا در خاک آرمید.
"یاد آن شب که صبا در ره ما گل میریخت، بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت"، مطلع غزلی زیبا از استاد باستانی پاریزی است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۳، استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی درگذشت.
محمدابراهیم باستانی پاریزی، استاد برجستهی تاریخ در دانشگاه و یکی از تاریخدانان و نویسندگان تاریخی بزرگ معاصر است. وی در دی ماه ۱۳۰۴ در پاریز از توابع کرمان متولد شد. پس از گرفتن دانشنامهی دیپلم، در سال ۱۳۲۵ برای ادامهی تحصیل، به تهران نقل مکان کرد و یک سال بعد، در دانشگاه تهران در رشتهی تاریخ تحصیلاتش را آغاز کرد و آن را تا پایان مقطع دکتری پی گرفت. دکتر باستانی پاریزی در خاطرات خود آورده است که از نخستین ساکنان کوی دانشگاه تهران در امیرآباد (کارگر شمالی فعلی) بوده است. این استاد یگانه در سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجلهی داخلی دانشکدهی ادبیات، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و تا سال ۱۳۸۷ که بازنشسته گردید، استاد تماموقت این دانشگاه بود.
استاد باستانی پاریزی در نویسندگی و شعر و شاعری هم دست داشت، به ویژه در تألیف کتابهای تاریخی، به سبک و شیوهای که مخصوص خود او بود. از میان نوشتههای متعدد استاد دکتر باستانی پاریزی، هشت کتاب که همگی عدد هفت را همراه نام خود دارند، از بقیه پرآوازهترند، مانند: «نای هفتبند»، «خاتون هفتقلعه» و «آسیای هفتسنگ».
نوشتههای تاریخی استاد باستانی پاریزی پر از داستانها و ضربالمثلها و حکایات و خاطرات و نکات طنز و اشعاری است که اطلاعات خوبی به خواننده میدهد و خواندن متن را لذتبخش میکند.
استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، در ۵ فروردین ۱۳۹۳ در ۸۹ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و پس از تشییعی باشکوه، پیکرش در آرامگاه بهشت زهرا در خاک آرمید.
"یاد آن شب که صبا در ره ما گل میریخت، بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت"، مطلع غزلی زیبا از استاد باستانی پاریزی است.
@UT_Central_Library
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
🔸موجودی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در آخر سال 1359-60
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library