کارگاه آموزشی فردا یک شنبه 96/12/13 آشنایی با پایگاه استنادی WEB of science. این کارگاه از ساعت 13 الي 14:15 در کتابخانه مرکزی، طبقه اول کارگاه شماره 3 برگزار می گردد .
جهت ثبت نام مشخصات خود را به dss@ut.ac.ir ایمیل نموده , اعلام حضور فرمایید .
به منظور ارزیابی استفاده بهینه از منابع اطلاعات علمی دانشگاه خواهشمند است در نظرسنجی موجود در لینک زیر شرکت فرمایید:
library.ut.ac.ir/questionnaire @UT_Central_Library
جهت ثبت نام مشخصات خود را به dss@ut.ac.ir ایمیل نموده , اعلام حضور فرمایید .
به منظور ارزیابی استفاده بهینه از منابع اطلاعات علمی دانشگاه خواهشمند است در نظرسنجی موجود در لینک زیر شرکت فرمایید:
library.ut.ac.ir/questionnaire @UT_Central_Library
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
۷۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۶، فاطمه سیاح ـ ادیب و مترجم ـ درگذشت.
فاطمه رضازاده محلّاتی معروف به فاطمه سیّاح، در سال ۱۲۸۱ در خانوادهای دانشپرور در مسکو به دنیا آمد. پدرش میرزا جعفر خان، ۴۵ سال در دانشکدهی زبانهای شرقی در مسکو در رشتهی زبان و ادبیات فارسی تدریس میکرد.
فاطمه سیاح تحصیلات متوسطه و عالیه را در زادگاهش گذراند و گواهینامهی دکتری را در رشتهی ادبیات اروپایی از دانشگاه ادبیات مسکو گرفت. رسالهی دکتری او دربارهی آناتول فرانس بود. وی مدت ۴ سال در دانشگاههای روسیه تدریس کرد و در سال ۱۳۰۰، برای اولین بار، همراه خانواده به ایران آمد. او از اواخر ۱۳۱۲ در ایران ماندگار شد. دکتر فاطمه سیاح به زبانهای روسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی تسلط داشت. این امر سبب شد که در حوزهی ادبیات تطبیقی آثار ماندگاری تألیف کند. از این رو وی را میتوان «پیشگام پژوهشهای ادبیات تطبیقی در ایران» دانست. نوشتههای او در زمینهی ادبیات غرب به ویژه چخوف، بالزاک، داستایوسکی، شولوخف، پوشکین و مارسل پروست، نشان از اطلاعات عمیق او دارد.
این ادیب و مترجم پرتلاش مقالات گوناگونی هم نوشته که در سال ۱۳۵۴ به کوشش محمد گلبن منتشر شد.
دکتر فاطمه سیاح ـ ادیب و مترجم ـ در ۱۳ اسفند ۱۳۲۶ در ۴۵سالگی بر اثر بیماری قند درگذشت و در ابن بابویه به خاک سپرده شد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دکتر فاطمه سیاح را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
goo.gl/8odu3U
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۷۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۲۶، فاطمه سیاح ـ ادیب و مترجم ـ درگذشت.
فاطمه رضازاده محلّاتی معروف به فاطمه سیّاح، در سال ۱۲۸۱ در خانوادهای دانشپرور در مسکو به دنیا آمد. پدرش میرزا جعفر خان، ۴۵ سال در دانشکدهی زبانهای شرقی در مسکو در رشتهی زبان و ادبیات فارسی تدریس میکرد.
فاطمه سیاح تحصیلات متوسطه و عالیه را در زادگاهش گذراند و گواهینامهی دکتری را در رشتهی ادبیات اروپایی از دانشگاه ادبیات مسکو گرفت. رسالهی دکتری او دربارهی آناتول فرانس بود. وی مدت ۴ سال در دانشگاههای روسیه تدریس کرد و در سال ۱۳۰۰، برای اولین بار، همراه خانواده به ایران آمد. او از اواخر ۱۳۱۲ در ایران ماندگار شد. دکتر فاطمه سیاح به زبانهای روسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی تسلط داشت. این امر سبب شد که در حوزهی ادبیات تطبیقی آثار ماندگاری تألیف کند. از این رو وی را میتوان «پیشگام پژوهشهای ادبیات تطبیقی در ایران» دانست. نوشتههای او در زمینهی ادبیات غرب به ویژه چخوف، بالزاک، داستایوسکی، شولوخف، پوشکین و مارسل پروست، نشان از اطلاعات عمیق او دارد.
این ادیب و مترجم پرتلاش مقالات گوناگونی هم نوشته که در سال ۱۳۵۴ به کوشش محمد گلبن منتشر شد.
دکتر فاطمه سیاح ـ ادیب و مترجم ـ در ۱۳ اسفند ۱۳۲۶ در ۴۵سالگی بر اثر بیماری قند درگذشت و در ابن بابویه به خاک سپرده شد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دکتر فاطمه سیاح را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
goo.gl/8odu3U
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
📌 اولین کتاب استاد ایرج افشار در کتابخانه مرکزی (زمانی که در سن 25 سالگی بوده اند)
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
🔸سخنی از استاد شفیعی کدکنی دربارهٔ عرفان و تصوف
پدیدهٔ عرفان و تصوف، در طول تاریخ، هواداران و دشمنانی خود را همیشه داشته است و میتوانم بگویم همیشه خواهد داشت. بر روی هم مخالفان تصوف دو گروهاند. آنها که تصوّف را بدعتی در شریعت میشمارند و از دید عقاید مذهبی با آن دشمنی میورزند؛ گروه دیگر آنها که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی با آن مخالفاند و برآنند که عامل اصلی عقبماندگی جوامع اسلامی، عرفان و تصوف است.
برای گروه اول نیازی به آوردن نمونه وجود ندارد. ولی از گروه دوم اگر یک تن را در عصر خودمان بخواهیم انتخاب کنیم بی گمان باید سید احمد کسروی (۱۲۹۹- ۱۳۲۶ ھ ش) مورّخ بزرگ و زبانشناس عظیمالشّأن ایران در نیمهٔ اوّل قرن بیستم را مورد توجه قرار دهیم؛ کسی که جانش را بر سر عقایدش نهاد ولی موجی را که در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران به وجود آورد، هیچ کسی نمیتواند نادیده بگیرد.
من نیز با کسروی، درین نکته، موافقم که یکی از علل، و شاید هم تنها علت، در عقب ماندگی جوامع اسلامی، تصوّف است؛ اما به مانند کسروی نمیخواهم این علت بدبختی را با دشنام و ستیزهجویی از میان بردارم، زیرا برای من به مانند روز روشن است که عرفان و تصوّف، با مخالفتهایی از نوع مخالفت کسروی هرگز از میان برداشته نخواهد شد. ابن جوزی (متوّفی ۵۹۷) هشتصد سال قبل از او این کار را به بهترین وجهی انجام داد و به هیچ نتیجهای نرسید.
زبان شعر در نثر صوفیه، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص ۱۸-۱۹
@UT_Central_Library
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
پدیدهٔ عرفان و تصوف، در طول تاریخ، هواداران و دشمنانی خود را همیشه داشته است و میتوانم بگویم همیشه خواهد داشت. بر روی هم مخالفان تصوف دو گروهاند. آنها که تصوّف را بدعتی در شریعت میشمارند و از دید عقاید مذهبی با آن دشمنی میورزند؛ گروه دیگر آنها که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی با آن مخالفاند و برآنند که عامل اصلی عقبماندگی جوامع اسلامی، عرفان و تصوف است.
برای گروه اول نیازی به آوردن نمونه وجود ندارد. ولی از گروه دوم اگر یک تن را در عصر خودمان بخواهیم انتخاب کنیم بی گمان باید سید احمد کسروی (۱۲۹۹- ۱۳۲۶ ھ ش) مورّخ بزرگ و زبانشناس عظیمالشّأن ایران در نیمهٔ اوّل قرن بیستم را مورد توجه قرار دهیم؛ کسی که جانش را بر سر عقایدش نهاد ولی موجی را که در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران به وجود آورد، هیچ کسی نمیتواند نادیده بگیرد.
من نیز با کسروی، درین نکته، موافقم که یکی از علل، و شاید هم تنها علت، در عقب ماندگی جوامع اسلامی، تصوّف است؛ اما به مانند کسروی نمیخواهم این علت بدبختی را با دشنام و ستیزهجویی از میان بردارم، زیرا برای من به مانند روز روشن است که عرفان و تصوّف، با مخالفتهایی از نوع مخالفت کسروی هرگز از میان برداشته نخواهد شد. ابن جوزی (متوّفی ۵۹۷) هشتصد سال قبل از او این کار را به بهترین وجهی انجام داد و به هیچ نتیجهای نرسید.
زبان شعر در نثر صوفیه، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص ۱۸-۱۹
@UT_Central_Library
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
Telegram
مجمع پریشانی
دربارهٔ زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ ایران
ارتباط با مدیر:
@soheilyari67
ارتباط با مدیر:
@soheilyari67
منتشر شد !
👈" کتابشناسی موضوعی تاریخی از چاپکرده ها و نوشته های ایرج افشار" منتشر شد. در سه جلد و 242 صفحه مقدمه و 3441 صفحه متن و نمایه. خوشحالم در آستانه هفتمین سالروز درگذشت استادم حاصل چند سال کار به ثمر رسید؛ حاصل چند سال کار پیوسته و شببیداری. باری گران از دوشم برداشته شد. دینم را به ایرج افشار ادا کردم. با سند و مدرک نشان دادم که این فرزانه فروتن ایرانمدار چقدر به ایران و ایرانشناسی خدمت کرده است. این کتاب گواه روشن خدمات ایرج افشار به ایران است. کاش استاد بود و آن را نثار خاک راهش می کردم...
▫️استاد ایرج افشار ۱۸ اسفند ۱۳۸۹در تهران درگذشت.
https://goo.gl/UuTc8S
یادداشت های ایرانشناسی میلاد عظیمی
@UT_Central_Library
👈" کتابشناسی موضوعی تاریخی از چاپکرده ها و نوشته های ایرج افشار" منتشر شد. در سه جلد و 242 صفحه مقدمه و 3441 صفحه متن و نمایه. خوشحالم در آستانه هفتمین سالروز درگذشت استادم حاصل چند سال کار به ثمر رسید؛ حاصل چند سال کار پیوسته و شببیداری. باری گران از دوشم برداشته شد. دینم را به ایرج افشار ادا کردم. با سند و مدرک نشان دادم که این فرزانه فروتن ایرانمدار چقدر به ایران و ایرانشناسی خدمت کرده است. این کتاب گواه روشن خدمات ایرج افشار به ایران است. کاش استاد بود و آن را نثار خاک راهش می کردم...
▫️استاد ایرج افشار ۱۸ اسفند ۱۳۸۹در تهران درگذشت.
https://goo.gl/UuTc8S
یادداشت های ایرانشناسی میلاد عظیمی
@UT_Central_Library
🔊 دریافت فایل صوتی :http://bit.ly/2oP61C1
"پیوند علوم انسانی و صنعت"
مهدی نزاکتی علیزاده
علی محمد آقا علیخانی
مهرنوش هدایتی
9 اسفند 96
https://goo.gl/MDAo45
@ihcss
@UT_Central_Library
"پیوند علوم انسانی و صنعت"
مهدی نزاکتی علیزاده
علی محمد آقا علیخانی
مهرنوش هدایتی
9 اسفند 96
https://goo.gl/MDAo45
@ihcss
@UT_Central_Library
📝 یادداشتهای ایرج افشار بر نسخ خطی اهدایی خود به کتابخانه مرکزی دانشگاه
... استاد [ایرج افشار] خود نیز هراز گاهی نسخه هایی را به کتابخانه [مرکزی دانشگاه تهران] اهدا می کرد. نخستین بار در سال 1338 دو نسخه خطی را به مجموعه کتابخانه اهدا نمود. براساس یادداشتهای اهدا در ابتدای نسخه ها این کار را برای «حفظ و نگاهبانی»، «نگاهبانی همیشگی» و «ماندگاری» نسخه ها در کتابخانۀ دانشگاه و نیز «استفادۀ دیگران» انجام می داد؛ برای مثال در آغاز نسخه زادالمعاد (نسخۀ ش10047) در سال 1360 نوشته اند:
این نسخه خطی زادالمعاد را که اوراق شده بود و به دست من از تصرفات زمانه رسیده است، برای حفظ و نگاهبانی تجلید کردم و به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه طهران تقدیم کردم. چون نام کاتبی را دربردارد برای فهرستنویسان خالی از فایده نخواهد بود.
و یا نسخۀ شمارۀ 10035:
از مستملکات مستشارالدوله صادق که برای ماندگاری به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تقدیم می کنم.
https://goo.gl/HUsFaZ
منبع: اصیلی، سوسن، «ایرج افشار و کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران»، در: گزارش میراث، ش44، ص28
@Ketabpazhohi
@UT_Central_Library
... استاد [ایرج افشار] خود نیز هراز گاهی نسخه هایی را به کتابخانه [مرکزی دانشگاه تهران] اهدا می کرد. نخستین بار در سال 1338 دو نسخه خطی را به مجموعه کتابخانه اهدا نمود. براساس یادداشتهای اهدا در ابتدای نسخه ها این کار را برای «حفظ و نگاهبانی»، «نگاهبانی همیشگی» و «ماندگاری» نسخه ها در کتابخانۀ دانشگاه و نیز «استفادۀ دیگران» انجام می داد؛ برای مثال در آغاز نسخه زادالمعاد (نسخۀ ش10047) در سال 1360 نوشته اند:
این نسخه خطی زادالمعاد را که اوراق شده بود و به دست من از تصرفات زمانه رسیده است، برای حفظ و نگاهبانی تجلید کردم و به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه طهران تقدیم کردم. چون نام کاتبی را دربردارد برای فهرستنویسان خالی از فایده نخواهد بود.
و یا نسخۀ شمارۀ 10035:
از مستملکات مستشارالدوله صادق که برای ماندگاری به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تقدیم می کنم.
https://goo.gl/HUsFaZ
منبع: اصیلی، سوسن، «ایرج افشار و کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران»، در: گزارش میراث، ش44، ص28
@Ketabpazhohi
@UT_Central_Library
آموزش پایگاههای الزویر توسط مدرس ارشدالزویر، ۱۶ اسفند ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۹ الی ۱۱ در محل کتابخانه مرکزی - تالار جانبی ، طبقه منفی یک - همراه با ارائه گواهی ، برگزار می گردد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، محمد خوانساری ـ منطقدان و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
محمد خوانساری در سال ۱۳۰۰ در اصفهان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مکتبخانه آغاز کرد و آموزش ابتدایی تا متوسطه را در مدرسه ادامه داد. مدتی نیز به تحصیلات حوزوی پرداخت. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شد و در ۱۳۱۹ دانشنامهی دیپلم ادبی گرفت.
محمد خوانساری در سال ۱۳۲۳ در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی دانشگاه تهران دورهی لیسانس را به پایان رساند. مدتی در دانشگاه تدریس کرد و در ۱۳۳۲ دورهی دکتری ادبیات را هم پشت سر گذاشت. در ۱۳۳۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه پاریس در رشتهی فلسفه و منطق تحصیل کرد و دانشنامهی دکتری در این رشته را در ۱۳۴۰ از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
دکتر محمد خوانساری پس از بازگشت به میهن، در دانشگاه به تدریس فلسفه و منطق، علوم تربیتی، روانشناسی و جامعهشناسی پرداخت و سرانجام در ۱۳۶۱ از دانشکدهی فلسفه و ادبیات دانشگاه تهران بازنشسته گردید. دکتر خوانساری در سال ۱۳۸۲ به عنوان چهرهی ماندگار در منطق برگزیده شد. وی صاحب تألیفات متعددی در منطق، فلسفه، روانشناسی، انسانشناسی، ادبیات و عرفان است. «فرهنگ اصطلاحات منطقی» (همراه با واژنامهی فرانسه و انگلیسی) و «منطق صوری» از آثار مشهور استاد در حوزهی منطق است. مقولات ـ ترجمهی کتاب معروف ارسطو ـ نیز اثر دیگر وی است.
استاد دکتر محمد خوانساری در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ در ۸۸ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و در قطعهی نامآوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دکتر محمد خوانساری را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، محمد خوانساری ـ منطقدان و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
محمد خوانساری در سال ۱۳۰۰ در اصفهان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مکتبخانه آغاز کرد و آموزش ابتدایی تا متوسطه را در مدرسه ادامه داد. مدتی نیز به تحصیلات حوزوی پرداخت. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شد و در ۱۳۱۹ دانشنامهی دیپلم ادبی گرفت.
محمد خوانساری در سال ۱۳۲۳ در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی دانشگاه تهران دورهی لیسانس را به پایان رساند. مدتی در دانشگاه تدریس کرد و در ۱۳۳۲ دورهی دکتری ادبیات را هم پشت سر گذاشت. در ۱۳۳۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه پاریس در رشتهی فلسفه و منطق تحصیل کرد و دانشنامهی دکتری در این رشته را در ۱۳۴۰ از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
دکتر محمد خوانساری پس از بازگشت به میهن، در دانشگاه به تدریس فلسفه و منطق، علوم تربیتی، روانشناسی و جامعهشناسی پرداخت و سرانجام در ۱۳۶۱ از دانشکدهی فلسفه و ادبیات دانشگاه تهران بازنشسته گردید. دکتر خوانساری در سال ۱۳۸۲ به عنوان چهرهی ماندگار در منطق برگزیده شد. وی صاحب تألیفات متعددی در منطق، فلسفه، روانشناسی، انسانشناسی، ادبیات و عرفان است. «فرهنگ اصطلاحات منطقی» (همراه با واژنامهی فرانسه و انگلیسی) و «منطق صوری» از آثار مشهور استاد در حوزهی منطق است. مقولات ـ ترجمهی کتاب معروف ارسطو ـ نیز اثر دیگر وی است.
استاد دکتر محمد خوانساری در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ در ۸۸ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و در قطعهی نامآوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دکتر محمد خوانساری را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
۶۶۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۷۷۱ هجری، محمد بن حسن حِلّی ـ محقق کبیر ـ رحلت کرد.
فخرالمحققّین محمد بن حسن حلّی، در سال ۶۸۲ هجری در شهر حلّهی عراق به دنیا آمد. علوم متداول عصر از قبیل؛ فلسفه، کلام، منطق، فقه، اصول و حدیث را نزد پدر بزرگوارش علامه حلّی فراگرفت و پیش از آنکه به سن بلوغ برسد، در انواع علوم ورزیده شد، تا جایی که میگویند در ۱۶سالگی مجتهد مسلّم بوده است.
فخرالمحققین تمام رشتههای علوم و فنون را در خدمت پدر والامقامش ـ علّامه حلّی ـ تکمیل نمود و جز وی استادی ندید. شهید اول ـ شیخ احمد بحرانی ـ از شاگردان مشهور او بوده است. تألیفات فخرالمحققین مانند: «شرح مبادیُالاصول»، «شرح تهذیبالاصول» و «المسائلُالحیدریه»، از کتابهای ارجمند شیعه به شمار میروند. محقق کبیر، فخرالمحققین، محمد بن حسن حلّی، در ۱۵ جمادیالثانی ۷۷۱ هجری در ۸۹ سالگی به دیدار معبود شتافت و در نجف اشرف در خاک آرمید.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۶۶۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۷۷۱ هجری، محمد بن حسن حِلّی ـ محقق کبیر ـ رحلت کرد.
فخرالمحققّین محمد بن حسن حلّی، در سال ۶۸۲ هجری در شهر حلّهی عراق به دنیا آمد. علوم متداول عصر از قبیل؛ فلسفه، کلام، منطق، فقه، اصول و حدیث را نزد پدر بزرگوارش علامه حلّی فراگرفت و پیش از آنکه به سن بلوغ برسد، در انواع علوم ورزیده شد، تا جایی که میگویند در ۱۶سالگی مجتهد مسلّم بوده است.
فخرالمحققین تمام رشتههای علوم و فنون را در خدمت پدر والامقامش ـ علّامه حلّی ـ تکمیل نمود و جز وی استادی ندید. شهید اول ـ شیخ احمد بحرانی ـ از شاگردان مشهور او بوده است. تألیفات فخرالمحققین مانند: «شرح مبادیُالاصول»، «شرح تهذیبالاصول» و «المسائلُالحیدریه»، از کتابهای ارجمند شیعه به شمار میروند. محقق کبیر، فخرالمحققین، محمد بن حسن حلّی، در ۱۵ جمادیالثانی ۷۷۱ هجری در ۸۹ سالگی به دیدار معبود شتافت و در نجف اشرف در خاک آرمید.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
attach 📎
خاطرات رصدخانه ملی.pdf
2.1 MB
فایل کتاب ارزشمند «خاطرات رصدخانه ملی ایران»
نوشته دکتر رضا منصوری
کتاب اول - بخش اول
(اسفند ۱۳۸۵ تا آخر اسفند ۱۳۸۶)
نوشته دکتر رضا منصوری
کتاب اول - بخش اول
(اسفند ۱۳۸۵ تا آخر اسفند ۱۳۸۶)
Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ اسفند ۱۳۹۶
۵۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۵، دکتر محمد مصدق ـ نخستوزیر ایران در دورهی محمدرضا پهلوی ـ درگذشت.
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ در روستای احمدآباد در اطراف تهران به دنیا آمد. پدرش ـ میرزا هدایتالله آشتیانی ـ وزیر دفتر دربار ناصرالدین شاه قاجار بود که در زمان حیاتش پسر خود محمد را در ردیف مستوفیان حقوقبگیر قرار داد. پس از مرگ میرزا هدایتالله آشتیانی، از سوی ناصرالدین شاه لقب مصدقالسلطنه به فرزندش محمد داده شد که بعدها نام خانوادگی مصدق را از این لقب گرفت. مصدق در زمان مظفرالدین شاه، فرمان استیفای خراسان را گرفت. در پی گذراندن دروس معمول در مکتبخانه و مطالعات شخصی زیر نظر استادانی چون؛ شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان بغایری، میرزا غلامحسینخان رهنما و میرزا جواد خان قریب (دیپلم مدرسهی سیاسی و ناظم مدرسهی آلمانی)، در سال ۱۲۸۷، در اواخر پادشاهی محمدعلی شاه، همراه با زن و فرزندان برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. پس از پایان یافتن تحصیل علوم مالیه در مدرسهی علوم سیاسی پاریس، به سویس رفت و دورههای کارشناسی و دکتری در رشتهی حقوق را در دانشگاه نوشاتل گذراند. موضوع رسالهی دکتری مصدق در مورد «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» بود. گفته میشود محمد مصدق نخستین ایرانی است که در رشتهی حقوق مدرک دکتری دریافت کرده است. او در مقاطع کوتاهی در دورهی احمد شاه قاجار و نخستوزیری حسن پیرنیا و احمد قوام، وزیر خارجه و معاون وزیر مالیه بود. مدتی نیز والیگری ولایات آذربایجان و فارس را در دست داشت. در دورهی پهلوی اول و دوم ۸ دوره به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی و در زمان پهلوی دوم ۲ دوره به نخستوزیری رسید.
دکتر مصدق در دورههای چهاردهم و شانزدهم مجلس شورای ملی، برای ملی کردن صنعت نفت ایران تلاش بسیار کرد. سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ موفق شد «قانون ملی شدن صنعت نفت ایران» را با حمایت جریانهای اسلامی به رهبری آیتالله کاشانی و گروههای ملی در مجلس، به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا برساند. در همین راستا، مصدق در اُردیبهشت ۱۳۳۰، برای اجرای این قانون و خلع ید از شرکت نفت انگلیس، نخستوزیر ایران شد، اما یک سال بعد به دلیل درخواست به دست گرفتن وزارت جنگ و عدم پذیرش آن توسط محمدرضا شاه پهلوی، از مقام خود استعفا کرد. شاه نیز بلافاصله احمد قوام را به نخستوزیری برگزید. این رویداد، موجب تحریک نیروهای مردمی به رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی گردید و در نهایت با اخطار آیتالله کاشانی به احمد قوام برای کنار رفتن از قدرت، قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکل گرفت. دکتر مصدق پس از این واقعه، دوباره روی کار آمد، اما دولت مستعجلش تنها تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوام آورد، زیرا در این روز فضلالله زاهدی به دستور شاه که به اروپا فرار کرده بود، با حمایت آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق کودتا کرد و او و یارانش را دستگیر نمود. دکتر مصدق محاکمه گردید و به ۳ سال زندان محکوم شد. با پایان یافتن دوران محکومیت، به زادگاهش روستای احمدآباد در غرب تهران تبعید گردید و پس از چند سال زندگی در تبعید، در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در ۸۴ سالگی در بیمارستان نجمیهی تهران درگذشت و در زادگاه خود ـ احمدآباد مصدق ـ به خاک سپرده شد.
دکتر مصدق مقالات و کتابهایی نیز نوشته و تألیف کرده است، از آن میان کتابهای: «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، «شرکتهای سهامی در اروپا» و «اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دورهی مشروطه».
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۵۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۵، دکتر محمد مصدق ـ نخستوزیر ایران در دورهی محمدرضا پهلوی ـ درگذشت.
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ در روستای احمدآباد در اطراف تهران به دنیا آمد. پدرش ـ میرزا هدایتالله آشتیانی ـ وزیر دفتر دربار ناصرالدین شاه قاجار بود که در زمان حیاتش پسر خود محمد را در ردیف مستوفیان حقوقبگیر قرار داد. پس از مرگ میرزا هدایتالله آشتیانی، از سوی ناصرالدین شاه لقب مصدقالسلطنه به فرزندش محمد داده شد که بعدها نام خانوادگی مصدق را از این لقب گرفت. مصدق در زمان مظفرالدین شاه، فرمان استیفای خراسان را گرفت. در پی گذراندن دروس معمول در مکتبخانه و مطالعات شخصی زیر نظر استادانی چون؛ شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان بغایری، میرزا غلامحسینخان رهنما و میرزا جواد خان قریب (دیپلم مدرسهی سیاسی و ناظم مدرسهی آلمانی)، در سال ۱۲۸۷، در اواخر پادشاهی محمدعلی شاه، همراه با زن و فرزندان برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. پس از پایان یافتن تحصیل علوم مالیه در مدرسهی علوم سیاسی پاریس، به سویس رفت و دورههای کارشناسی و دکتری در رشتهی حقوق را در دانشگاه نوشاتل گذراند. موضوع رسالهی دکتری مصدق در مورد «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» بود. گفته میشود محمد مصدق نخستین ایرانی است که در رشتهی حقوق مدرک دکتری دریافت کرده است. او در مقاطع کوتاهی در دورهی احمد شاه قاجار و نخستوزیری حسن پیرنیا و احمد قوام، وزیر خارجه و معاون وزیر مالیه بود. مدتی نیز والیگری ولایات آذربایجان و فارس را در دست داشت. در دورهی پهلوی اول و دوم ۸ دوره به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی و در زمان پهلوی دوم ۲ دوره به نخستوزیری رسید.
دکتر مصدق در دورههای چهاردهم و شانزدهم مجلس شورای ملی، برای ملی کردن صنعت نفت ایران تلاش بسیار کرد. سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ موفق شد «قانون ملی شدن صنعت نفت ایران» را با حمایت جریانهای اسلامی به رهبری آیتالله کاشانی و گروههای ملی در مجلس، به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا برساند. در همین راستا، مصدق در اُردیبهشت ۱۳۳۰، برای اجرای این قانون و خلع ید از شرکت نفت انگلیس، نخستوزیر ایران شد، اما یک سال بعد به دلیل درخواست به دست گرفتن وزارت جنگ و عدم پذیرش آن توسط محمدرضا شاه پهلوی، از مقام خود استعفا کرد. شاه نیز بلافاصله احمد قوام را به نخستوزیری برگزید. این رویداد، موجب تحریک نیروهای مردمی به رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی گردید و در نهایت با اخطار آیتالله کاشانی به احمد قوام برای کنار رفتن از قدرت، قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکل گرفت. دکتر مصدق پس از این واقعه، دوباره روی کار آمد، اما دولت مستعجلش تنها تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوام آورد، زیرا در این روز فضلالله زاهدی به دستور شاه که به اروپا فرار کرده بود، با حمایت آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق کودتا کرد و او و یارانش را دستگیر نمود. دکتر مصدق محاکمه گردید و به ۳ سال زندان محکوم شد. با پایان یافتن دوران محکومیت، به زادگاهش روستای احمدآباد در غرب تهران تبعید گردید و پس از چند سال زندگی در تبعید، در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در ۸۴ سالگی در بیمارستان نجمیهی تهران درگذشت و در زادگاه خود ـ احمدآباد مصدق ـ به خاک سپرده شد.
دکتر مصدق مقالات و کتابهایی نیز نوشته و تألیف کرده است، از آن میان کتابهای: «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، «شرکتهای سهامی در اروپا» و «اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دورهی مشروطه».
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
آموزش پایگاههای الزویر توسط مدرس ارشدالزویر، ۱۶ اسفند ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۹ الی ۱۱ در محل کتابخانه مرکزی - تالار جانبی ، طبقه منفی یک - همراه با ارائه گواهی ، برگزار می گردد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
knowledge managment.pdf
897.1 KB
🔶 جایگاه مدیریت دانش دربرنامه ريزی راهبردی کتابخانههای دانشگاهی
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Forwarded from اتچ بات
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ اسفند ۱۳۹۶
۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۹، آلینوش طَریان ـ مادر نجوم و بانوی اخترفیزیک ایران ـ درگذشت.
آلینوش طریان در سال ۱۲۹۱، در تهران از پدر و مادری ارمنی متولد شد. پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه، تحصیلات خود را در رشتهی فیزیک در دانشگاه تهران دنبال کرد و دانشنامهی لیسانس گرفت. بانو طریان پس از فارغالتحصیلی، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکدهی علوم دانشگاه تهران به کار پرداخت و در شمار دستیاران دکتر محمدباقر محمودیان درآمد. پس از ۶ سال به فرانسه رفت و در ۱۳۳۶ از دانشگاه سوربن موفق به گرفتن دانشنامهی دکتری فیزیک شد. او در آن جا یک سال با ایرن کوری دختر ماری کوری همکاری کرد، سپس به ایران بازگشت و با مرتبهی دانشیاری، در گروه فیزیک دانشکدهی علوم تهران به تدریس پرداخت.
دکتر آلینوش طریان پس از راهاندازی «مؤسسهی ژئوفیزیک دانشگاه تهران»، سرپرستی «رصدخانهی فیزیک خورشیدی» را بر عهده گرفت و در این جا بود که برای نخستین بار درس فیزیک خورشیدی و اخترفیزیک ستارگانی را ارائه کرد. دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به درجهی استادی رسید. وی به پاس سالها فعالیت علمی و پژوهشی، «بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران» نام گرفته است. این بانوی فیزیکدان ایرانی در شهریور ۱۳۵۸ پس از ۳۲ سال فعالیت آموزشی و پژوهشی بازنشسته شد.
استاد دکتر آلینوش طریان ـ بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران ـ در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۹۸ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۹، آلینوش طَریان ـ مادر نجوم و بانوی اخترفیزیک ایران ـ درگذشت.
آلینوش طریان در سال ۱۲۹۱، در تهران از پدر و مادری ارمنی متولد شد. پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه، تحصیلات خود را در رشتهی فیزیک در دانشگاه تهران دنبال کرد و دانشنامهی لیسانس گرفت. بانو طریان پس از فارغالتحصیلی، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکدهی علوم دانشگاه تهران به کار پرداخت و در شمار دستیاران دکتر محمدباقر محمودیان درآمد. پس از ۶ سال به فرانسه رفت و در ۱۳۳۶ از دانشگاه سوربن موفق به گرفتن دانشنامهی دکتری فیزیک شد. او در آن جا یک سال با ایرن کوری دختر ماری کوری همکاری کرد، سپس به ایران بازگشت و با مرتبهی دانشیاری، در گروه فیزیک دانشکدهی علوم تهران به تدریس پرداخت.
دکتر آلینوش طریان پس از راهاندازی «مؤسسهی ژئوفیزیک دانشگاه تهران»، سرپرستی «رصدخانهی فیزیک خورشیدی» را بر عهده گرفت و در این جا بود که برای نخستین بار درس فیزیک خورشیدی و اخترفیزیک ستارگانی را ارائه کرد. دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به درجهی استادی رسید. وی به پاس سالها فعالیت علمی و پژوهشی، «بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران» نام گرفته است. این بانوی فیزیکدان ایرانی در شهریور ۱۳۵۸ پس از ۳۲ سال فعالیت آموزشی و پژوهشی بازنشسته شد.
استاد دکتر آلینوش طریان ـ بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران ـ در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۹۸ سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
گردآوری و تنظیم: #آرش_امجدی
@UT_Central_Library
Telegram
attach 📎
چنته پابرهنه
روزنامه ی مصور هفتگی در طهران به مدیریت میرزا محمود خان افشار معروف به محمود پابرهنه در سال 1329 ق.(1290 ش.) منتشر شده است. این روزنامه در 4 صفحه به قطع وزیری بزرگ با چاپ سنگی و خط نستعلیق ریز چاپ شده و صفحه چهارم آن مخصوص کاریکاتور است. کاریکاتورهای روزنامه به قلم علیرضا ترسیم شده است.
مندرجات روزنامه مقالات فکاهیست و به صورت قصه و حکایت نوشته شده است و اشعاری نیز با عنوان "ادبیات بابا احمد" نظر خواننده را به خود جلب می نماید.
موجودی این روزنامه در بخش نشریات ادواری: 1329ق.(سال اول)(2-5و8و10-24و26-29و33-35و37و39)
در ذيل دو تصوير از اين روزنامه را مشاهده فرماييد:
@UT_Central_Library
روزنامه ی مصور هفتگی در طهران به مدیریت میرزا محمود خان افشار معروف به محمود پابرهنه در سال 1329 ق.(1290 ش.) منتشر شده است. این روزنامه در 4 صفحه به قطع وزیری بزرگ با چاپ سنگی و خط نستعلیق ریز چاپ شده و صفحه چهارم آن مخصوص کاریکاتور است. کاریکاتورهای روزنامه به قلم علیرضا ترسیم شده است.
مندرجات روزنامه مقالات فکاهیست و به صورت قصه و حکایت نوشته شده است و اشعاری نیز با عنوان "ادبیات بابا احمد" نظر خواننده را به خود جلب می نماید.
موجودی این روزنامه در بخش نشریات ادواری: 1329ق.(سال اول)(2-5و8و10-24و26-29و33-35و37و39)
در ذيل دو تصوير از اين روزنامه را مشاهده فرماييد:
@UT_Central_Library
knowledge managment2.pdf
790.3 KB
🔶نقش متخصصان اطلاع رسانی در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه ها
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کارگاه آموزشی امروز دوشنبه 96/12/14 آشنایی با مجموعه مجلات معتبر دانشگاه های آکسفورد و کمبریج :پایگاه Oxford Journals و Cambridge Journal است. این کارگاه از ساعت 14 الي 15:15 در کتابخانه مرکزی، طبقه اول کارگاه شماره 3 برگزار می گردد .
جهت ثبت نام مشخصات خود را به dss@ut.ac.ir ایمیل نموده , اعلام حضور فرمایید .
به منظور ارزیابی استفاده بهینه از منابع اطلاعات علمی دانشگاه خواهشمند است در نظرسنجی موجود در لینک زیر شرکت فرمایید:
library.ut.ac.ir/questionnaire @UT_Central_Library
جهت ثبت نام مشخصات خود را به dss@ut.ac.ir ایمیل نموده , اعلام حضور فرمایید .
به منظور ارزیابی استفاده بهینه از منابع اطلاعات علمی دانشگاه خواهشمند است در نظرسنجی موجود در لینک زیر شرکت فرمایید:
library.ut.ac.ir/questionnaire @UT_Central_Library