ترجمه داستانی کوتاه به نام بوقلمون با دستخط محمد علی جمالزاده در سال 1345 خورشیدی-از مجموعه اسناد جمالزاده در کتابخانه مرکزی
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
قانون بلدیه.pdf
2.8 MB
کتابچه قانون بلدیه منتشر شده در دوره استبدادصغیر در سال 1325 قمری از مجموعه منابع غیر کتابی کتابخانه مرکزی
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
بر اساس گزارش برخی از منابع، هوشنگ نهاوندی از رجال دوره پهلوی و رئیس اسبق دانشگاه تهران، ۲۸ مهرماه درگذشت. وی متولد آذرماه 1311 بود و از 24 تیرماه 1350 تا 5 آبان 1355 خورشیدی، ریاست دانشگاه تهران را داشت. وی در اوج اعتراضات و تظاهرات در سال 1357 از 5 شهریور تا 14 آبان سال 57 وزیر علوم و آموزش عالی بود.
شاهنامه تهماسبی یا هوتون.pdf
30.3 MB
شاهنامهٔ تهماسبی یا هوتون، شاهکاری از سدهٔ دهم هجری و از درخشانترین آثار هنر صفوی است. این نسخهٔ نفیس با ۷۶۰ برگ و ۲۵۸ نگارهٔ چشمنواز به خط نستعلیق در تبریز و به فرمان شاه اسماعیل یکم آغاز و در دوران شاه تهماسب یکم تکمیل شد.
پس از آن، به سلطان سلیم دوم اهدا شد و قرنها در دربار عثمانی و سپس در میان مجموعهداران اروپایی دستبهدست گشت. سرانجام ۱۱۸ برگ از آن با تابلوی زن ۳ اثر ویلم دکونینگ معاوضه شد و امروز در موزهٔ هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود.
@UT_Central_Library
پس از آن، به سلطان سلیم دوم اهدا شد و قرنها در دربار عثمانی و سپس در میان مجموعهداران اروپایی دستبهدست گشت. سرانجام ۱۱۸ برگ از آن با تابلوی زن ۳ اثر ویلم دکونینگ معاوضه شد و امروز در موزهٔ هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود.
@UT_Central_Library
📚 #معرفی_کتاب
🔺فراسوی شرقشناسی: احمد بن قاسم الحجری در میانهی اروپا و شمال آفریقا
🔺 Beyond Orientalism: Ahmad ibn Qasim al-Hajari between Europe and North Africa
👈🏻 نویسنده: Oumelbanine Nina Zhiri
👈🏻 ناشر: Columbia University Press
👈🏻 سال انتشار : (2023)
👈🏻شابک: 9780520390454
معرفی ناشر
این کتاب با روایت زندگی و کارنامهی شگفتانگیز احمد بن قاسم الحجری (حدود ۱۵۷۰–۱۶۴۱)، دانشمند جامعالاطراف مراکشی، درک ما را از مدیترانه در طلیعهی عصر مدرن، از نو صورتبندی میکند. مولف با به تصویر کشیدن مراودات پویای الحجری با برخی از نامدارترین شرقشناسان اروپایی عصر خود، این نظریه را پیش میکشد که «جمهوری دانشوران» عربی، همزمان و همراستا با همتای اروپایی خود، وجود داشته و فعال بوده است.
این کتاب، در مقام اصلاحیهای بنیادین بر نگرش رایج و دیرپای شرقشناسی که کنشگری را صرفاً از آنِ اروپاییان میداند، نقش پویای الحجری و دیگر «شرقیان» را، چه در درون و چه در بیرون از مرزهای اروپا، در شکلگیری برخی از مهمترین جریانهای فکری آن عصر برجسته میسازد. نویسنده کنشهای متقابل و چندلایهی میان این دو شبکه از اندیشمندان را میکاود و با کنار نهادن محوریت اروپا، آشکار میسازد که الحجری چگونه در تلاشی مشترک کوشید تا زمینهی جریان دانش را میان اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه فراهم آورد.
فهرست مطالب
مقدمه
بخش نخست: قلمرو بههمپیوستهی دانشوران
۱) احمد الحجری: در مسیرهای تبعید و آوارگی
۲) شبکههای شرقشناسی: برون از سایهسار
بخش دوم: احمد الحجری: در مسیر نویسندهای عرب شدن
۳) الحجری: نویسندهای موریسکو در قلمرو دانشوران عرب
۴) الحجری در گسترهی جهان
بخش سوم: فناوری در پهنهی تماس
۵) لنگرگاهی بر کرانهی اطلس
۶) فن پرتابهافکنی و دانش کاربردی در شمال آفریقا
جمعبندی
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
🔺فراسوی شرقشناسی: احمد بن قاسم الحجری در میانهی اروپا و شمال آفریقا
🔺 Beyond Orientalism: Ahmad ibn Qasim al-Hajari between Europe and North Africa
👈🏻 نویسنده: Oumelbanine Nina Zhiri
👈🏻 ناشر: Columbia University Press
👈🏻 سال انتشار : (2023)
👈🏻شابک: 9780520390454
معرفی ناشر
این کتاب با روایت زندگی و کارنامهی شگفتانگیز احمد بن قاسم الحجری (حدود ۱۵۷۰–۱۶۴۱)، دانشمند جامعالاطراف مراکشی، درک ما را از مدیترانه در طلیعهی عصر مدرن، از نو صورتبندی میکند. مولف با به تصویر کشیدن مراودات پویای الحجری با برخی از نامدارترین شرقشناسان اروپایی عصر خود، این نظریه را پیش میکشد که «جمهوری دانشوران» عربی، همزمان و همراستا با همتای اروپایی خود، وجود داشته و فعال بوده است.
این کتاب، در مقام اصلاحیهای بنیادین بر نگرش رایج و دیرپای شرقشناسی که کنشگری را صرفاً از آنِ اروپاییان میداند، نقش پویای الحجری و دیگر «شرقیان» را، چه در درون و چه در بیرون از مرزهای اروپا، در شکلگیری برخی از مهمترین جریانهای فکری آن عصر برجسته میسازد. نویسنده کنشهای متقابل و چندلایهی میان این دو شبکه از اندیشمندان را میکاود و با کنار نهادن محوریت اروپا، آشکار میسازد که الحجری چگونه در تلاشی مشترک کوشید تا زمینهی جریان دانش را میان اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه فراهم آورد.
فهرست مطالب
مقدمه
بخش نخست: قلمرو بههمپیوستهی دانشوران
۱) احمد الحجری: در مسیرهای تبعید و آوارگی
۲) شبکههای شرقشناسی: برون از سایهسار
بخش دوم: احمد الحجری: در مسیر نویسندهای عرب شدن
۳) الحجری: نویسندهای موریسکو در قلمرو دانشوران عرب
۴) الحجری در گسترهی جهان
بخش سوم: فناوری در پهنهی تماس
۵) لنگرگاهی بر کرانهی اطلس
۶) فن پرتابهافکنی و دانش کاربردی در شمال آفریقا
جمعبندی
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
فراسوی شرقشناسی: احمد بن قاسم الحجری در میانهی اروپا و شمال آفریقا - مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
این کتاب با روایت زندگی و کارنامهی شگفتانگیز احمد بن قاسم الحجری (حدود ۱۵۷۰–۱۶۴۱)، دانشمند جامعالاطراف مراکشی، درک ما را از مدیترانه در طلیعهی عصر مدرن، از نو صورتبندی میکند. مولف با به تصویر کشیدن مراودات پویای الحجری با برخی از نامدارترین شرقشناسان…
⭐ دوره فشرده هوشمصنوعی دانشگاه تهران
بررسی آخرین تکنیکها و بروزترین ابزارهای هوشمصنوعی برای تسهیل و تسریع فرایند پژوهش، از پروپوزال تا مقاله
✅ سرفصلها
🎁 کتابچه راهنمای مقالهنویسی
🎁 کتابچه تحلیل داده با هوشمصنوعی
🎁 1 ماه پشتیبانی و رفع اشکال پژوهشی
با ارائه و پشتیبانی:
🔻 رضا رسولی پور
🔻 محمد پارسیان
⏰ تاریخ: 11 آبان، ساعت 10 - 12
📍محل برگزاری: دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی
🤝 با همکاری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
✍️ جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به پشتیبانی پیام دهید.
🔹 ما را دنبال کنید:
تلگرام | یوتیوب | اینستاگرام | سایت | دورهها
بررسی آخرین تکنیکها و بروزترین ابزارهای هوشمصنوعی برای تسهیل و تسریع فرایند پژوهش، از پروپوزال تا مقاله
✅ سرفصلها
✔ میانبرهای هوشمصنوعی
✔ ایده پردازی و انتخاب موضوع
✔ نگارش بخشهای مختلف مقاله
✔ انسانیسازی متون هوشمصنوعی
✔ بررسی جدیدترین ابزارهای پژوهشی
✔ تحلیل و شبیهسازی داده با هوشمصنوعی
✔ بایدها و نبایدهای استفاده از هوشمصنوعی
✔ آموزش روشهای استفاده رایگان از قویترین ابزارها
🎁 کتابچه راهنمای مقالهنویسی
🎁 کتابچه تحلیل داده با هوشمصنوعی
🎁 1 ماه پشتیبانی و رفع اشکال پژوهشی
با ارائه و پشتیبانی:
🔻 رضا رسولی پور
☑ رتبه 7 علوم شناختی دانشگاه تهران
☑ مدرس بوتکمپهای دانشگاهی متعدد
☑ مشاور و منتور هوشمصنوعی در صنعت
☑ همکاری در دهها پژوهش داخلی و بینالمللی
🔻 محمد پارسیان
☑ رتبه 1 مسابقات سالانه هوشمصنوعی
☑ رتبه 1 ارشد علوم شناختی دانشگاه تهران
☑ رتبه 1 مسابقات برنامهنویسی غرب کشور
☑ رتبه 2 مسابقات ملی تحلیل سیگنال مغزی
☑ رتبه 13 مسابقات برنامهنویسی غرب آسیا
⏰ تاریخ: 11 آبان، ساعت 10 - 12
📍محل برگزاری: دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی
🤝 با همکاری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
✍️ جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به پشتیبانی پیام دهید.
🔹 ما را دنبال کنید:
تلگرام | یوتیوب | اینستاگرام | سایت | دورهها
هوشمصنوعی در پژوهش، بروزترین ارائه دهنده خدمات #هوشمصنوعی در ایران
هوشنگ نهاوندی از زبان ایرج افشار
یکم.
«آشنایی من با نام ایشان مربوط به نشرِ مقالهای است که ایشان برای درج در راهنمای کتاب نوشت. پس از آن، وقتی که رئیسِ دانشگاهِ شیراز بود، مرا به کنگرهٔ سعدی و حافظ دعوت کرد. یکی از مراسم کنگره، دیدارِ اعضا با ملکهٔ وقت بود. نهاوندی چون دانست که من با اعضای کنگره آشنایی دارم و میتوانم چند کلمهای در هویتِ هر یک بگویم، از من خواست که شرکتکنندگان را یکبهیک معرفی کنم.
موقعی که به ریاستِ دانشگاهِ تهران رسید، راهِ دوستیِ دلپذیری را با من پیش گرفت و در پیشبردِ پیشنهادهایی که برای گسترشِ کتابخانهٔ مرکزی میشد، به یاد ندارم که ان قلتی گفته باشد. استخوان لای زخم نمیگذاشت. از برگزاریِ جلسات و سمینارهای فرهنگیِ کتابخانه دلخوش بود؛ همیشه میآمد و تا پایان میماند.
نخستین نمایشگاهی که در زمانِ او ترتیب دادم، پیشنهادی بود که در آغازِ ریاستِ خود، در زمینهٔ توجه به ادبیاتِ معاصر و نمودنِ مقامِ کسانی مثلِ هدایت و آلاحمد کرد و گفت: «به اینگونه نمایشگاهها دانشجویان بیشتر راغباند.» قصدش به دست آوردنِ دلِ دانشجویان بود و به جلوهرسانیدنِ تمایلاتِ آنها. هم میخواست حتیالمقدور از تنشِ موجود بکاهد و بر من مسلم شد که در این پیشنهاد، پشتوانهاش را هم دارد.
با همکاران دستبهکار شدیم و نمایشگاهی از آثار و تألیفات و عکسهای علیاکبر دهخدا، صادق هدایت، جلال آلاحمد و صمد بهرنگی تشکیل دادیم. مرتضی ممیز در تنظیمِ آن، ذوق و هنرِ خود را به تمام و کمال نشان داد. نامِ نمایشگاه را از "چرند و پرند" تا "زن زیادی" گذاشتم. مقبول افتاد، ولی بعضی از دانشجویانِ رادیکال دیدنِ آن را تحمیلی به خود میدانستند. معتقد بودند که دانشگاه نباید چنین مراسمی داشته باشد و تجلیل از بزرگانِ ادبی را باید گروهِ مخالف انجام بدهد.
نهاوندی در گذاردنِ نامِ دکتر مصدق بر سرسرای کتابخانهٔ مرکزی، به مناسبتِ آنکه کتابخانهاش در دانشگاهِ تهران نگاهداری میشد، حقی عظیم دارد.» (۱).
دوم.
«کار گودبرداری ساختمان کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران از زمستان سال ۱۳۴۳ آغاز شد. در آن موقع، تصدی وزارت آبادانی و مسکن بر عهدهٔ کفایت دکتر هوشنگ نهاوندی بود و چون خود پیوند تعلیماتی با دانشگاه داشت، طبعاً کار ساختمان کتابخانهٔ مرکزی را به دیدهٔ اعتنا مینگریست.
نهاوندی چند تن از متصدیان مسؤول و مهندسان مشاور و ساختمان را مکلف کرده بود که هر دوشنبه صبح در محل ساختمان جلسه داشته باشند» (۲).
سوم.
«در تابستان ۱۳۵۰ دکتر هوشنگ نهاوندی عهدهدار تصدی ریاست دانشگاه شد. تقدیر الهی بود که او آخرین کوششهای مؤثر را در راه تمام شدن بنای کتابخانه و تهیه وسایل باقیماندهٔ آن، که خود در مقام وزارت آبادانی و مسکن مسؤول آغاز شدن ساختمان بود، به کار بندد.
آماده شدن ساختمان کتابخانه موجب بازدید رسمی شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در نخستین روز مهرماه ۱۳۵۰ شد.» (۳).
چهارم.
«اکنون که این مقاله تجدید طبع میشود، باید گفته شود که پشتیبانی مؤثر دکتر هوشنگ نهاوندی در پیشرفت امور کتابخانه موجب افزایش مجموعههای کتاب و دامنه یافتن فعالیتهای دیگر آن بوده است و گزارش سال ۱۳۵۳ بهترین نمودار آن است.»(۴)
پنجم.
«هنگامی که ساختمانِ کتابخانهٔ مرکزی... آمادهٔ گشایش میشد، با دکتر هوشنگ نهاوندی... در میان گذاشتم که بهمانند همهٔ کتابخانههای مهمِ جهان، ضرورت دارد نامِ اهداکنندگانِ کتاب به کتابخانههای دانشگاه تهران، بر دیوارهٔ یکی از جرزهای کتابخانه نوشته و نقر شود تا تشویقِ دیگران و تحسینِ عمومی نسبت به عملِ پیشینیان باشد.
گفت: «کار بسیار خوبی است، موافقم، انجام بدهید.»
گفتم: «اما بدانید نامِ دکتر محمد مصدق هم در میان آنها هست، زیرا او کتابخانهٔ شخصیِ خود را به مدرسهٔ علومِ سیاسی بخشیده بوده و دو سالِ حقوقِ نمایندگیِ دورهٔ چهاردهم را هم به دانشکدهٔ حقوق داده بوده است تا کتاب بخرند...»
گفت: «پس گزارشی تهیه کن و همهٔ نامها را بنویس و چند روزی تحمّل کن تا بگویم چه باید کرد.». هفتهای نکشید که تلفن کرد و گفت: «مانعی وجود ندارد، اسمِ مصدق را هم به همان ردیفی که نوشتهاید ثبت کنید.»
به هر تقدیر، نهاوندی به هر تمهید و مذاکرهای بود، موافقتِ ضروری را کسب کرده بود»(۵).
منابع
۱.این دفتر بیمعنی؛ یادگارنمای فرهنگی از ایرج افشار، به کوشش بهرام، کوشیار، آرش افشار، سخن، ۱۴۰۲، ص ۳۸۳-۳۸۴.
۲.افشار، ایرج، «کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران»، راهنمای کتاب، س۱۵، ش۵-۶، مرداد- شهریور ۱۳۵۱، ص ۴۰۰-۴۰۱.
۳.همان، راهنمای کتاب، س ۱۵، ش۷- ۸، مهر- آبان ۱۳۵۱، ص۵۵۰-۵۵۱.
۴.افشار، ایرج، «کتابخانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران»، کتابداری، دفتر ۵، ۱۳۵۴، ص ۴۲، پانوشت.
۵.افشار، ایرج، «نام مصدق در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»، کلک، ش۷۳-۷۵، فروردین- اردیبهشت ۱۳۷۵، ص ۱۰۳-۱۰۴.
https://t.me/n00re30yah
یکم.
«آشنایی من با نام ایشان مربوط به نشرِ مقالهای است که ایشان برای درج در راهنمای کتاب نوشت. پس از آن، وقتی که رئیسِ دانشگاهِ شیراز بود، مرا به کنگرهٔ سعدی و حافظ دعوت کرد. یکی از مراسم کنگره، دیدارِ اعضا با ملکهٔ وقت بود. نهاوندی چون دانست که من با اعضای کنگره آشنایی دارم و میتوانم چند کلمهای در هویتِ هر یک بگویم، از من خواست که شرکتکنندگان را یکبهیک معرفی کنم.
موقعی که به ریاستِ دانشگاهِ تهران رسید، راهِ دوستیِ دلپذیری را با من پیش گرفت و در پیشبردِ پیشنهادهایی که برای گسترشِ کتابخانهٔ مرکزی میشد، به یاد ندارم که ان قلتی گفته باشد. استخوان لای زخم نمیگذاشت. از برگزاریِ جلسات و سمینارهای فرهنگیِ کتابخانه دلخوش بود؛ همیشه میآمد و تا پایان میماند.
نخستین نمایشگاهی که در زمانِ او ترتیب دادم، پیشنهادی بود که در آغازِ ریاستِ خود، در زمینهٔ توجه به ادبیاتِ معاصر و نمودنِ مقامِ کسانی مثلِ هدایت و آلاحمد کرد و گفت: «به اینگونه نمایشگاهها دانشجویان بیشتر راغباند.» قصدش به دست آوردنِ دلِ دانشجویان بود و به جلوهرسانیدنِ تمایلاتِ آنها. هم میخواست حتیالمقدور از تنشِ موجود بکاهد و بر من مسلم شد که در این پیشنهاد، پشتوانهاش را هم دارد.
با همکاران دستبهکار شدیم و نمایشگاهی از آثار و تألیفات و عکسهای علیاکبر دهخدا، صادق هدایت، جلال آلاحمد و صمد بهرنگی تشکیل دادیم. مرتضی ممیز در تنظیمِ آن، ذوق و هنرِ خود را به تمام و کمال نشان داد. نامِ نمایشگاه را از "چرند و پرند" تا "زن زیادی" گذاشتم. مقبول افتاد، ولی بعضی از دانشجویانِ رادیکال دیدنِ آن را تحمیلی به خود میدانستند. معتقد بودند که دانشگاه نباید چنین مراسمی داشته باشد و تجلیل از بزرگانِ ادبی را باید گروهِ مخالف انجام بدهد.
نهاوندی در گذاردنِ نامِ دکتر مصدق بر سرسرای کتابخانهٔ مرکزی، به مناسبتِ آنکه کتابخانهاش در دانشگاهِ تهران نگاهداری میشد، حقی عظیم دارد.» (۱).
دوم.
«کار گودبرداری ساختمان کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران از زمستان سال ۱۳۴۳ آغاز شد. در آن موقع، تصدی وزارت آبادانی و مسکن بر عهدهٔ کفایت دکتر هوشنگ نهاوندی بود و چون خود پیوند تعلیماتی با دانشگاه داشت، طبعاً کار ساختمان کتابخانهٔ مرکزی را به دیدهٔ اعتنا مینگریست.
نهاوندی چند تن از متصدیان مسؤول و مهندسان مشاور و ساختمان را مکلف کرده بود که هر دوشنبه صبح در محل ساختمان جلسه داشته باشند» (۲).
سوم.
«در تابستان ۱۳۵۰ دکتر هوشنگ نهاوندی عهدهدار تصدی ریاست دانشگاه شد. تقدیر الهی بود که او آخرین کوششهای مؤثر را در راه تمام شدن بنای کتابخانه و تهیه وسایل باقیماندهٔ آن، که خود در مقام وزارت آبادانی و مسکن مسؤول آغاز شدن ساختمان بود، به کار بندد.
آماده شدن ساختمان کتابخانه موجب بازدید رسمی شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در نخستین روز مهرماه ۱۳۵۰ شد.» (۳).
چهارم.
«اکنون که این مقاله تجدید طبع میشود، باید گفته شود که پشتیبانی مؤثر دکتر هوشنگ نهاوندی در پیشرفت امور کتابخانه موجب افزایش مجموعههای کتاب و دامنه یافتن فعالیتهای دیگر آن بوده است و گزارش سال ۱۳۵۳ بهترین نمودار آن است.»(۴)
پنجم.
«هنگامی که ساختمانِ کتابخانهٔ مرکزی... آمادهٔ گشایش میشد، با دکتر هوشنگ نهاوندی... در میان گذاشتم که بهمانند همهٔ کتابخانههای مهمِ جهان، ضرورت دارد نامِ اهداکنندگانِ کتاب به کتابخانههای دانشگاه تهران، بر دیوارهٔ یکی از جرزهای کتابخانه نوشته و نقر شود تا تشویقِ دیگران و تحسینِ عمومی نسبت به عملِ پیشینیان باشد.
گفت: «کار بسیار خوبی است، موافقم، انجام بدهید.»
گفتم: «اما بدانید نامِ دکتر محمد مصدق هم در میان آنها هست، زیرا او کتابخانهٔ شخصیِ خود را به مدرسهٔ علومِ سیاسی بخشیده بوده و دو سالِ حقوقِ نمایندگیِ دورهٔ چهاردهم را هم به دانشکدهٔ حقوق داده بوده است تا کتاب بخرند...»
گفت: «پس گزارشی تهیه کن و همهٔ نامها را بنویس و چند روزی تحمّل کن تا بگویم چه باید کرد.». هفتهای نکشید که تلفن کرد و گفت: «مانعی وجود ندارد، اسمِ مصدق را هم به همان ردیفی که نوشتهاید ثبت کنید.»
به هر تقدیر، نهاوندی به هر تمهید و مذاکرهای بود، موافقتِ ضروری را کسب کرده بود»(۵).
منابع
۱.این دفتر بیمعنی؛ یادگارنمای فرهنگی از ایرج افشار، به کوشش بهرام، کوشیار، آرش افشار، سخن، ۱۴۰۲، ص ۳۸۳-۳۸۴.
۲.افشار، ایرج، «کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران»، راهنمای کتاب، س۱۵، ش۵-۶، مرداد- شهریور ۱۳۵۱، ص ۴۰۰-۴۰۱.
۳.همان، راهنمای کتاب، س ۱۵، ش۷- ۸، مهر- آبان ۱۳۵۱، ص۵۵۰-۵۵۱.
۴.افشار، ایرج، «کتابخانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران»، کتابداری، دفتر ۵، ۱۳۵۴، ص ۴۲، پانوشت.
۵.افشار، ایرج، «نام مصدق در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»، کلک، ش۷۳-۷۵، فروردین- اردیبهشت ۱۳۷۵، ص ۱۰۳-۱۰۴.
https://t.me/n00re30yah
Telegram
نور سیاه
یادداشتهای ایرانشناسی میلاد عظیمی
@MilaadAzimi
@MilaadAzimi