از دیگر کسانی که موفق به کسب دکترای افتخاری دانشگاه تهران در بهمن 1352 شد، آقای پروفسور بابخان غفوراف از شوروری بود. در این صفحات، شرح حال و فهرستی از کارهایش آمده است.
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
گزارش فعالیت های علمی دکتر یحیی الخشاب، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قاهره که ایشان هم به درجه دکترای افتخاری دانشگاه تهران نائل آمد.
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
فهرست آثار پیر حسام الدین راشدی از استادان زبان فارسی در پاکستان، که به درجه دکترای افتخاری دانشگاه تهران در بهمن 1352 نائل آمد.
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
📚 #معرفی_کتاب
🔺نقشههای عمومی ایران (پرشیا): ۱۴۷۷ تا ۱۹۲۵
🔺 General Maps of Persia 1477-1925
👈🏻 نویسنده: Cyrus Alai
👈🏻 ناشر: BRILL
👈🏻 سال انتشار : (2010)
👈🏻شابک: 9789004186279
معرفی ناشر
ایران، که از دیرزباز در غرب بیشتر با نام پرشیا شناخته میشد، طی قرون متمادی موضوع نقشهنگاریهای گستردهای بوده است. با این حال، نبودِ یک کتابشناسی جامع برای این نقشهها (کارتوببلیوگرافی)، همواره مانعی بر سر راه پژوهشگران تاریخ و جغرافیا برای بهرهگیری از نقشههای پرجزئیات و فراوانی بوده که در این زمینه ترسیم شدهاند. اکنون این خلأ با اثر حاضر برطرف شده است. مولف این اثر، پژوهشی گسترده و طولانی در باب نقشههای کهن ایران انجام داده است و از گنجینههای نقشه و کتابخانههای بزرگ در کشورهای گوناگون بازدید کرده است.
این کتاب با ارائهی بیش از چهارصد مدخل برای نقشههای گوناگون و افزون بر دویست تصویر، به معرفی و بررسی تمامی نقشههای عمومی و مهم چاپشده از ایران، از نخستین نسخههای چاپی آثار بطلمیوس در اواخر سدهی پانزدهم میلادی تا سال ۱۹۲۵ و پایان کار سلسلهی قاجار، میپردازد. در کنار اینها، شرحهای تاریخی سودمند روشنگر پسزمینهی این میراث غنی نقشهنگاری شده است. ساختار کتاب بدینگونه است که پس از شرحی بر نسخههای گوناگون آثار بطلمیوس، نقشههای دورههای بعد بر پایهی کشور مبدأ دستهبندی شده است: ایتالیا، کشورهای فروبومان (هلند و بلژیک)، فرانسه، آلمان، بریتانیا، روسیه، آمریکا, ایران، ترکیه و اسپانیا و پرتغال. بدین ترتیب این امکان فراهم شده است که آثار یک نقشهنگار مشخص و سبک کار او در یک توالی بیوقفه دنبال شود و بدین ترتیب، ردیابی یک سبک معین در نقشهنگاری و مشتقات بعدی آن را برای خواننده آسانتر میسازد.
در پایان معرفی هر نقشهی اصلی، اطلاعات تکمیلی همچون ویرایشها و چاپهای گوناگون، نقشههای مرتبط، ملاحظات تاریخی و ویژگیهای برجسته یا منحصربهفرد آن ذکر شده است و جایگاه هر نقشه در بستر تاریخیاش بهخوبی مشخص شده است. نمایههای پرشمار پایان کتاب نیز این امکان را به مجموعهداران، فروشندگان و کتابداران میدهد که هر نقشهای از ایران را به آسانی شناسایی کنند.
این کتاب که تعادلی هنرمندانه میان تاریخ و جغرافیا برقرار کرده، برای گروه گستردهای از مخاطبان جذابیت خواهد داشت. به یُمن این اثر، بسیاری از نقشههای ایران از کنج گمنامی و فراموشی بیرون کشیده شده و اکنون میتوان سیر تحول و تکامل دانش جغرافیا را در این بخش پراهمیت از منظر تاریخی و اقتصادیِ قارهٔ آسیا به روشنی مطالعه کرد. به نظر نمیرسد تا سالیان دراز، اثری دیگر بتواند جایگزین آن شود.
ویرایش دوم و بازنگریشدهی این کتاب، حاوی دو نقشهی جدید و فهرستی از افزودهها و اصلاحات است.
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
🔺نقشههای عمومی ایران (پرشیا): ۱۴۷۷ تا ۱۹۲۵
🔺 General Maps of Persia 1477-1925
👈🏻 نویسنده: Cyrus Alai
👈🏻 ناشر: BRILL
👈🏻 سال انتشار : (2010)
👈🏻شابک: 9789004186279
معرفی ناشر
ایران، که از دیرزباز در غرب بیشتر با نام پرشیا شناخته میشد، طی قرون متمادی موضوع نقشهنگاریهای گستردهای بوده است. با این حال، نبودِ یک کتابشناسی جامع برای این نقشهها (کارتوببلیوگرافی)، همواره مانعی بر سر راه پژوهشگران تاریخ و جغرافیا برای بهرهگیری از نقشههای پرجزئیات و فراوانی بوده که در این زمینه ترسیم شدهاند. اکنون این خلأ با اثر حاضر برطرف شده است. مولف این اثر، پژوهشی گسترده و طولانی در باب نقشههای کهن ایران انجام داده است و از گنجینههای نقشه و کتابخانههای بزرگ در کشورهای گوناگون بازدید کرده است.
این کتاب با ارائهی بیش از چهارصد مدخل برای نقشههای گوناگون و افزون بر دویست تصویر، به معرفی و بررسی تمامی نقشههای عمومی و مهم چاپشده از ایران، از نخستین نسخههای چاپی آثار بطلمیوس در اواخر سدهی پانزدهم میلادی تا سال ۱۹۲۵ و پایان کار سلسلهی قاجار، میپردازد. در کنار اینها، شرحهای تاریخی سودمند روشنگر پسزمینهی این میراث غنی نقشهنگاری شده است. ساختار کتاب بدینگونه است که پس از شرحی بر نسخههای گوناگون آثار بطلمیوس، نقشههای دورههای بعد بر پایهی کشور مبدأ دستهبندی شده است: ایتالیا، کشورهای فروبومان (هلند و بلژیک)، فرانسه، آلمان، بریتانیا، روسیه، آمریکا, ایران، ترکیه و اسپانیا و پرتغال. بدین ترتیب این امکان فراهم شده است که آثار یک نقشهنگار مشخص و سبک کار او در یک توالی بیوقفه دنبال شود و بدین ترتیب، ردیابی یک سبک معین در نقشهنگاری و مشتقات بعدی آن را برای خواننده آسانتر میسازد.
در پایان معرفی هر نقشهی اصلی، اطلاعات تکمیلی همچون ویرایشها و چاپهای گوناگون، نقشههای مرتبط، ملاحظات تاریخی و ویژگیهای برجسته یا منحصربهفرد آن ذکر شده است و جایگاه هر نقشه در بستر تاریخیاش بهخوبی مشخص شده است. نمایههای پرشمار پایان کتاب نیز این امکان را به مجموعهداران، فروشندگان و کتابداران میدهد که هر نقشهای از ایران را به آسانی شناسایی کنند.
این کتاب که تعادلی هنرمندانه میان تاریخ و جغرافیا برقرار کرده، برای گروه گستردهای از مخاطبان جذابیت خواهد داشت. به یُمن این اثر، بسیاری از نقشههای ایران از کنج گمنامی و فراموشی بیرون کشیده شده و اکنون میتوان سیر تحول و تکامل دانش جغرافیا را در این بخش پراهمیت از منظر تاریخی و اقتصادیِ قارهٔ آسیا به روشنی مطالعه کرد. به نظر نمیرسد تا سالیان دراز، اثری دیگر بتواند جایگزین آن شود.
ویرایش دوم و بازنگریشدهی این کتاب، حاوی دو نقشهی جدید و فهرستی از افزودهها و اصلاحات است.
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
نقشههای عمومی ایران (پرشیا): ۱۴۷۷ تا ۱۹۲۵ - مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
ایران، که از دیرزباز در غرب بیشتر با نام پرشیا شناخته میشد، طی قرون متمادی موضوع نقشهنگاریهای گستردهای بوده است. با این حال، نبودِ یک کتابشناسی جامع برای این نقشهها (کارتوببلیوگرافی)، همواره مانعی بر سر راه پژوهشگران تاریخ و جغرافیا برای بهرهگیری از…
🔰بزرگترین بیاحترامی به شاهنامه، نخواندن آن است
🔸شاهنامه،بت فرهنگیای که تنها برای ستایش ساختهایم، نه برای زیستن
🔸شوخی سبکدستانه پرده از حقیقتی سنگین برداشت
🔸آیا ما آمادهایم از پرستش شاهنامه دست برداریم و دوباره آن را بخوانیم؟
🔸شاهنامه اگر قرار است همچنان «کتاب ملی» ما باشد، باید در میدان جامعه و در گفتوگوی زمانه حضور یابد؛ همانطور که فردوسی روزی آن را آینهی شاهان و مردم کرد. پرسش اینجاست: آیا ما آمادهایم از پرستش شاهنامه دست برداریم و دوباره آن را بخوانیم.
✍وحید بهرامی عینالقاضی:
🔸چرا متنی که فردوسی آن را «نامهی باستان» و «یادگار خرد» نامید، امروز تا این حد تقدیس شده که هر شوخی با آن را کفر میدانند؟ مگر نه اینکه شاهنامه در ذات خود کتابی ضد استبداد است؟ مگر نه اینکه بارها نشان میدهد رستم در برابر فرمانهای نابخردانهی شاهان میایستد و قدرت بیپاسخگویی جز فاجعه نمیزاید؟
🔸در صدا و سیما، شاهنامه جز نامی آیینی و تکراری جایی ندارد؛ در رسانههای رسمی، فردوسی بر صدر مینشیند، اما داستانها و پیام سیاسیاش در سکوتی سنگین دفن شده است. نتیجه روشن است: شاهنامه برای نسلهای تازه نه کتابی زنده، که شمایلی توخالی است؛ نمادی بیجان که تنها برای مراسم رسمی به کار میآید.
🔸چرا باید از هرگونه شوخی یا پرسش دربارهی شاهنامه هراس داشت؟ پاسخ در یک واژه نهفته است: تقدس. هرگاه متنی در جایگاه قدسی قرار گیرد، دیگر نه نقدپذیر است و نه پرسشپذیر. تقدس به معنای بیرون بردن متن از عرصهی تجربهی انسانی است؛ به معنای تبدیل آن به شیئی موزهای، بیجان و دستنخورده. اما شاهنامه، اگر قرار است همچنان زنده باشد، نیازمند پرسشگری و خوانش انتقادی است، نه زندانی شدن در حریم تقدس.
🔸نسل جوان با زبان طنز، هرچند سطحی یا هزلآلود، دریچهای تازه برای گفتوگو با فردوسی میگشاید؛ دریچهای که پدرانشان، با طاقچهنشین کردن شاهنامه، هرگز نگشودند.
ibna.ir/x6BCM
@ibna_official
🔸شاهنامه،بت فرهنگیای که تنها برای ستایش ساختهایم، نه برای زیستن
🔸شوخی سبکدستانه پرده از حقیقتی سنگین برداشت
🔸آیا ما آمادهایم از پرستش شاهنامه دست برداریم و دوباره آن را بخوانیم؟
🔸شاهنامه اگر قرار است همچنان «کتاب ملی» ما باشد، باید در میدان جامعه و در گفتوگوی زمانه حضور یابد؛ همانطور که فردوسی روزی آن را آینهی شاهان و مردم کرد. پرسش اینجاست: آیا ما آمادهایم از پرستش شاهنامه دست برداریم و دوباره آن را بخوانیم.
✍وحید بهرامی عینالقاضی:
🔸چرا متنی که فردوسی آن را «نامهی باستان» و «یادگار خرد» نامید، امروز تا این حد تقدیس شده که هر شوخی با آن را کفر میدانند؟ مگر نه اینکه شاهنامه در ذات خود کتابی ضد استبداد است؟ مگر نه اینکه بارها نشان میدهد رستم در برابر فرمانهای نابخردانهی شاهان میایستد و قدرت بیپاسخگویی جز فاجعه نمیزاید؟
🔸در صدا و سیما، شاهنامه جز نامی آیینی و تکراری جایی ندارد؛ در رسانههای رسمی، فردوسی بر صدر مینشیند، اما داستانها و پیام سیاسیاش در سکوتی سنگین دفن شده است. نتیجه روشن است: شاهنامه برای نسلهای تازه نه کتابی زنده، که شمایلی توخالی است؛ نمادی بیجان که تنها برای مراسم رسمی به کار میآید.
🔸چرا باید از هرگونه شوخی یا پرسش دربارهی شاهنامه هراس داشت؟ پاسخ در یک واژه نهفته است: تقدس. هرگاه متنی در جایگاه قدسی قرار گیرد، دیگر نه نقدپذیر است و نه پرسشپذیر. تقدس به معنای بیرون بردن متن از عرصهی تجربهی انسانی است؛ به معنای تبدیل آن به شیئی موزهای، بیجان و دستنخورده. اما شاهنامه، اگر قرار است همچنان زنده باشد، نیازمند پرسشگری و خوانش انتقادی است، نه زندانی شدن در حریم تقدس.
🔸نسل جوان با زبان طنز، هرچند سطحی یا هزلآلود، دریچهای تازه برای گفتوگو با فردوسی میگشاید؛ دریچهای که پدرانشان، با طاقچهنشین کردن شاهنامه، هرگز نگشودند.
ibna.ir/x6BCM
@ibna_official
ایبنا
بزرگترین بیاحترامی به شاهنامه، نخواندن آن است
شاهنامه اگر قرار است همچنان «کتاب ملی» ما باشد، باید در میدان جامعه و در گفتوگوی زمانه حضور یابد؛ همانطور که فردوسی روزی آن را آینهی شاهان و مردم کرد. پرسش اینجاست: آیا ما آمادهایم از پرستش شاهنامه دست برداریم و دوباره آن را بخوانیم؟