کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
23.7K subscribers
7.75K photos
305 videos
3.33K files
4.89K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
در باره مقاله بالا
خلاصه مقاله
"What Can We Learn from Open Access Journals in the Arab States?"
✍️ نویسنده: Emily Choynowski
📍 منتشرشده در Katina Magazine، ۲۰۲۵

۱. در این مقاله، نویسنده به بررسی وضعیت نشریات دسترسی آزاد (Open Access) در کشورهای عربی پرداخته و تأکید می‌کند که این نشریات اغلب توسط نهادهای دانشگاهی و مستقل بدون حمایت مالی بزرگ منتشر می‌شوند.

۲. مدل رایج بسیاری از این نشریات، دسترسی آزاد الماسی (Diamond OA) است؛ به این معنا که هم برای نویسنده و هم برای خواننده رایگان است.

با وجود این دستاوردها، بسیاری از این نشریات با چالش دیده‌شدن بین‌المللی، فقدان نمایه‌سازی گسترده و پذیرش پایین در رتبه‌بندی‌ها روبه‌رو هستند.

مقاله اشاره می‌کند که معیارهای ارزیابی پژوهش و انتشار، همچنان متأثر از شاخص‌ها و پایگاه‌های غربی است که به زبان انگلیسی اولویت می‌دهند.

نویسنده تأکید می‌کند که سیاست‌های انتشار بین‌المللی باید تنوع زبانی و فرهنگی منطقه عربی را به رسمیت بشناسند.

مقاله نمونه‌هایی از نشریات موفق عربی با کیفیت علمی بالا ارائه می‌دهد که شایستگی نمایه‌سازی در پایگاه‌های بین‌المللی را دارند.

چوی‌نوسکی پیشنهاد می‌دهد که همکاری میان کشورها، نهادها و مؤسسات علمی در منطقه عربی می‌تواند به ارتقاء اعتبار این نشریات کمک کند.

همچنین بر لزوم زیرساخت‌های بومی و منطقه‌ای برای نمایه‌سازی و استانداردسازی نشریات تأکید شده است.

در پایان، نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند: آیا می‌توان نظام‌های انتشار را بازطراحی کرد تا عدالت زبانی و منطقه‌ای بیشتری در علم برقرار شود؟

مقاله به‌طور کلی خواننده را به بازاندیشی در سیاست‌های علم آزاد در جهان جنوب دعوت می‌کند.
InekasNebilHusayn.pdf
1.3 MB
‌‌
📎 نسخهٔ الکترونیک ترجمهٔ فارسی یادداشت
«ابن‌تیمیه و حسین بن علی [ع]»
نبیل حسین


ششمین شماره از فروست «انعکاس ادبیات» به یادداشت نبیل حسین، استادیار مطالعات دینی در دانشگاه میامی، اختصاص یافته است. این یادداشت برگرفته از فصل پنجم کتاب نبیل حسین «مخالفت با امام: میراث نواصب در ادبیات اسلامی» است که در سال ۲۰۲۱ در انتشارات بریل منتشر شده و ترجمهٔ آن به همّت انعکاس انجام پذیرفته است. اصل این یادداشت در «وبلاگ انسانیات لایدن» منتشر شده است.

💬 چکیده مقاله:
نبیل حسین در این یادداشت به بررسی دیدگاه ابن‌تیمیه دربارۀ حسین بن علی و قیام او علیه یزید بن معاویه می‌پردازد. ابن‌تیمیه در کتاب «منهاج السنة النبویة» که ردیه‌ای علیه تشیع محسوب می‌شود، موضعی متعصبانه در برابر شیعیان اتخاذ کرده و برای مقابله با استدلال‌های شیعی، حتی از بی‌اعتبارسازی متون سنی مثبت دربارۀ علی نیز ابا نکرده است. از منظر ابن‌تیمیه، ریشۀ تشیع به شخصیت افسانه‌ای ابن‌سبأ بازمی‌گردد که به عنوان بدعت‌گذاری یهودی معرفی می‌شود. وی در راستای این رویکرد، از یزید بن معاویه دفاع می‌کند و او را از اتهامات مختلف مبرا می‌داند و مدعی است که شیعیان کوفه مسئول اصلی مرگ حسین هستند زیرا او را فریب داده و به قیام کشانده‌اند. او قیام حسین را تصمیمی نادرست می‌داند که منجر به افزایش شر و فساد در جهان شده است.
از نظر ابن‌تیمیه، حسین همچون پدرش علی، جنگ را بر صلح ترجیح داده و مسئول خونریزی‌های دوران خود محسوب می‌شود. او استدلال می‌کند که اگر حسین در خانه می‌ماند، می‌توانست از شرور ناشی از قیامش جلوگیری کند.
نبیل حسین در این یادداشت، نگرش ابن‌تیمیه به قیام حسین بن علی را تحلیل کرده و نشان می‌دهد که چگونه تعهد ایدئولوژیک ابن‌تیمیه به مخالفت با تشیع، او را به تبرئۀ امویان و نادیده‌گیری شرایط تاریخی پیچیدۀ دوران حسین بن علی سوق داده است. به اعتقاد نبیل حسین، رویکرد ابن‌تیمیه نمونه‌ای از سیاست‌زدگی در تاریخ‌نگاری اسلامی و تأثیر مناقشات فرقه‌ای بر تفسیر وقایع تاریخی است.


⭐️ اصل این یادداشت در این نشانی قابل دستیابی است. کتاب نبیل حسین نیز با نشانی زیر قابل دستیابی و ارجاع است:
Husayn, Nebil. Opposing the Imam: The Legacy of the Nawasib in Islamic Literature. Kiribati: Cambridge University Press, 2021.

🔗 اطلاعات کتابشناختی ترجمه:
حسین، نبیل (۱۴۰۴). ابن‌تیمیه و حسین بن علی، (محمدرضا معینی، مترجم.). ویراست نخست. مجموعه آنلاین «انعکاس ادبیات». (https://t.me/inekas/581)

#انعکاس_ادبیات
🔵@inekas
درگذشت استاد پیشکسوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران، مرحوم دکتر سید محمد باقر حجتی (25 تیر 1311 ـ 12 تیر 1404).
استاد محمد باقر حجتی در سال 1311 خورشیدی متولد شده، پس از تحصیلات دانشگاهی، از سال 1339 به استخدام دانشگاه تهران درآمد. در سالهای 1355 تا 1358 ریاست دانشکده الهیات را داشت. بعد از انقلاب، سمت های مختلفی در دانشکده الهیات، دانشگاه تربیت مدرس، داشت و با بسیاری از نهادهای دانشگاهی همکاری می کرد. کتاب آداب تعلیم و تعلم در اسلام او که ترجمه کتاب منیة المرید است، یکی از بهترین آثار ایشان بود. چندین اثر تألیفی و ترجمه دیگر نیز دارد که تاریخ قرآن وی یکی از معروف ترین آنهاست.
درگذشت این استاد محترم علوم قرآن و حدیث را به جامعه دانشگاهی بویژه دانشگاه تهران تسلیت عرض می نماییم.
https://t.me/UT_Central_Library
📚 نشر اروپا، خواستار حمایت مالی بیشتر

در آستانه بودجه‌ریزی جدید اتحادیه اروپا، نهادهای کلیدی صنعت نشر با انتشار بیانیه‌ای مشترک، خواستار افزایش حمایت مالی از نویسندگان، مترجمان، ناشران، کتابخانه‌ها و نهادهای ترویج کتاب‌خوانی شدند.

این بیانیه «کتاب» را حاصل کار نویسندگان، ناشران، مترجمان، مروجان، کتاب‌فروشان و کتابخانه‌ها و «کتابخوانی» را سرمایه‌ای اجتماعی برای پیشرفت، عدالت و توانمندی جامعه می‌داند.

سپس آمارهای نشر اروپا بیان شده است: سالانه بیش از ۶۰۰٬۰۰۰ عنوان کتاب جدید توسط ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ پدیدآور منتشر می‌شود و صنعت کتاب با ارزشی بیش از ۳۵ میلیارد یورو (حدود ۳٬۸۰۰ هزار میلیارد تومان) از طریق ۲۵٬۰۰۰ کتاب‌فروشی و ۶۵٬۰۰۰ کتابخانه در سراسر اروپا فعالیت می‌کند.

در پایان، بر لزوم حمایت مالی بیشتر تأکید شده است؛ چرا که با وجود امکانات فعلی، هنوز بیش از ۷۵ میلیون نفر در اروپا از مهارت‌های پایه سواد بی‌بهره‌اند و کمتر از ۸ درصد خانواده‌های نیازمند به برنامه‌های اهدای کتاب دسترسی دارند.

نهادهای زیر این بیانیه را امضا کرده‌اند:
▫️شورای نویسندگان اروپا
▫️فدراسیون ناشران اروپا
▫️انجمن‌های مترجمان ادبی اروپا
▫️شبکه اروپایی ترویج خواندن
▫️شبکه اروپایی حمایت از ترجمه ادبی
▫️فدراسیون کتابفروشان
▫️دفتر انجمن‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی

🗒 متن کامل بیانیه
اثری نفیس از مرحوم سید محمد باقر حجتی که ناقص ماند...
یکی از منابع غنی و ارزشمند در باب کتابشناسی و نسخه یابی آثار قرآنی که به زبان عربی تألیف شده اند، قسمت علوم قرآنی کتاب نفیس و ممتاز کشاف الفهارس و وصاف المخطوطات العربیة فی مکتبات فارس (نسخه های خطی عربی کتابخانه های جمهوری اسلامی ایران و تاریخ علوم و تراجم دانشمندان اسلامی) است که صدها بار در طول فهرستنگاری نسخ خطی، از این منبع پر فایده و مورد اعتماد بهره برده ام.
این کتاب که فهرست مشترک و موضوعی برای نسخه های خطی عربی کتابخانه های ایران است، با اسلوبی بدیع، تفصیلی و تحلیلی و کارگشا برای محققان میراث مخطوط تنظیم شده است.
کتابشناسی ها مفصل و فنی ، با مراجعه مستقیم به نسخه های چاپی و خطی هر اثر، شرح حال سودمند از مؤلفان آثار و ذکر منابع و مصادر بحث و سپس آوردن آغاز و انجام مفصل از هر عنوان مورد معرفی ، مقایسه نسخه های خطی هر اثر، تصحیح اغلاط مفهرسین ، بدون به رخ کشیدن کاستیهای شان، از محاسن این اثر قیم است که حقا الگویی است برای کتاب‌شناسان و نسخه پژوهان. (ابوالفضل حافظیان)
شعر ایرج میرزا در باره علی اکبر (ع) و حضرت زینب (س)

رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان/ رأفت برند حالت آن داغدیده را
یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا/ وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
آن دیگری بر او بچشاند گلاب و شهد/ تا تقویت کند دل محنت کشیده را
یک جمع دعوتش به گل و بوستان کنند / تا برکنندش از دل، خار خلیده را
القصه هرکس به طریقی ز روی مهر/ تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطر حسین/ چون دید نعش اکبر در خون طپیده را؟
آیا که غم‌گساری و اندُه‌بری نمود/ لیلای داغدیدۀ محنت‌کشیده را
بعد از پسر دل پدر آماج تیر شد/ آتش زدند لانۀ مرغ پریده را
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را/ آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟



سرگشته بانوان، وسط آتش خيام/ چون در ميان آب، نقوش ستاره‌ها
اطفال خرد‌سال ز اطراف خيمه‌ها/ هرسو دوان چو از دل آتش شراره‌ها
غير از جگر كه دسترس اشقيا نبود/ چيزی نماند در بَر ايشان ز پاره‌ها
انگشت رفت در سر انگشتری به باد/ شد گوش‌ها دريده پی گوشواره‌ها
سِبط شَهی كه نام همايون او بَرند/ هر صبح و ظهر و شام فراز مناره‌ها
در خاک و خون فتاده و تازند بر تنش/ با نعل‌ها كه ناله برآرد ز خاره‌ها
https://t.me/UT_Central_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚡️ سلطان الذاکرین ، بی بدیل و جاودانه:
استاد سلیم موذن زاده؛

من کی دهم به ذلت و خواری تن، ای وطن
عنقا مگر به دام پی دانه می‌رود؟

🎶 @ostad_shajariyan
دوازده بند محتشم کاشانی

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی‌ نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پروردهٔ کنار رسول خدا حسین
کشتی‌شکست‌خوردهٔ طوفان کربلا
در خاک و خون تپیدهٔ میدان کربلا
گر چشم روزگار بر او فاش می‌گریست
خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک-
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید-
خاتم، ز قحط آبْ سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عَیّوق می‌رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشکر اعدا نکرده شرم
کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوفِ خصم، در حرم، افغان بلند شد
کاش آن زمان سرادقِ گردون، نگون شدی
وین خرگه بلندستون، بی‌ستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه-
سیل سیه؛ که روی زمین، قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان‌سوز اهل بیت
یک شعله، برقِ خرمنِ گردونِ دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب‌وارْ گویِ زمین، بی‌سکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم، تمامْ غرقهٔ دریای خون شدی
گر انتقام آن نفتادی به روز حشر
با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی
آل نبی چو دستِ تظلّم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
بر خوانِ غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلهٔ انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید، آسمان تپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیلِ امین بود خادمش-
اهل ستم، به پهلوی خیرالنسا زدند
پس آتشی ز اخگرِ الماس‌ریزه‌ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشهٔ ستیزه در آن دشت، کوفیان-
بس نخل‌ها ز گلشن آل عبا، زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنهٔ خَلَفِ مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بر درِ حرم کبریا زدند
روح‌الامین نهاده به زانو سرِ حجاب
تاریک شد ز دیدن آن، چشمِ آفتاب
چون خون ز حلق تشنهٔ او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروهٔ عرش بَرین رسید
نزدیک شد که خانهٔ ایمان شود خراب
از بس شکست‌ها که به ارکان دین رسید
نخلِ بلندِ او، چو خسان بر زمین زدند-
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد، آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خُمِ گردون، به نیل زد-
چون این خبر به عیسیِ گردون‌نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش-
از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید
کرد این خیالْ وهمِ غلط‌کار، کان غبار-
تا دامنِ جلالِ جهان‌آفرین رسید!
هست از ملال گرچه بری ذاتِ ذوالجلال
او در دل است و هیچ دلی نیست بی‌ملال
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یکباره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه، شفیعانِ روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دستِ عتابِ حق، به در آید ز آستین
چون اهل بیت، دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خون‌چکان ز خاک
آل علی چو شعلهٔ آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون‌کفن، به عرصهٔ محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شورِ کربلا-
در حشر، صف‌زنان، صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغْ به صیدِ حرم زنند؟
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل-
شوید غبارِ گیسویش از آب سلسبیل
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشیدْ سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوهْ کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمامْ زلزله شد خاکِ مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخِ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخِ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز بادِ مخالف، حباب‌وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری و محمل، شترسوار
با آن که سر زد آن عمل از امّت نبی
روح‌الامین ز روحِ نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیلِ الم، رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت: قیامت قیام کرد!
بر حربگاه چون رهِ آن کاروان فتاد
شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی، از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری، از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم‌های کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی‌اختیار، نعرهٔ «هذا حسینِ» او-
-سر زد؛ چنانکه آتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله، آن بضعهٔ بتول
رو در مدینه کرد که: یا ایهاالرسول،
این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخلِ تر، کز آتش جان‌سوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهیِ فتاده به دریای خون که هست-
زخم از ستاره بر تنش افزون، حسین توست
این غرقهٔ محیطِ شهادت که روی دشت-
از موجِ خون او، شده گلگون؛ حسین توست
این خشک‌لب‌فتادهٔ دور از لبِ فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم‌سپاه که با خیلِ اشک و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالبِ تپان که چنین مانده بر زمین
شاهِ شهیدِ ناشده‌مدفون، حسین توست
چون رویْ در بقیع، به زهرا خطاب کرد
وحشِ زمین و مرغِ هوا را کباب کرد
کای مونس شکسته‌دلان، حال ما ببین
ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطهٔ عقوبت اهل جفا ببین
در خُلد، بر حجابِ دو کونْ آستین‌ فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی نی؛ برآ چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تن‌های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه‌ها ببین
آن سر که بود بر سرِ دوش نبی مدام
یک نیزه‌اش ز دوشِ مخالفْ جدا، ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلتان به خاک معرکهٔ کربلا ببین
یا بضعةالرسول، ز ابن زیادْ داد!
کو خاک اهل بیتِ رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد
خاموش محتشم که از این حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که از این شعر خون‌چکان
در دیده، اشک مستمعان، خونِ ناب شد
خاموش محتشم که از این نظمِ گریه‌خیز
روی زمینْ به اشک، جگرگون، کباب شد
خاموش محتشم که فلک بسکه خون گریست-
دریا، هزار مرتبه، گلگون‌حباب شد
خاموش محتشم که به سوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان، ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد
تا چرخِ سفله بود، خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده، جفایی چنین نکرد
ای چرخ، غافلی که چه بیداد کرده‌ای
وز کین چه‌ها درین ستم‌آباد کرده‌ای
بر طعنتْ این بس است که با عترت رسول-
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ای
ای زادهٔ زیاد، نکردست هیچ‌گه-
نمرودْ این عمل که تو شدّاد کرده‌ای!
کامِ یزید داده‌ای از کشتن حسین
بنگر؛ که را به قتلِ که دل‌شاد کرده‌ای
بهر خسی که بارِ درخت شقاوتست
در باغِ دین، چه با گل و شمشاد کرده‌ای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ای
حلقی که سوده لعلِ لبِ خود نبی بر آن
آزرده‌اش به خنجر بیداد کرده‌ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند
 
A Neglected Armenian Source of the Late Umayyad Era.pdf
1.7 MB
یک منبع ارمنی فراموش شده از اواخر دوره اموی
https://t.me/UT_Central_Library
Taẕkirah_i_Khayr_al_bayān_The_Earliest_Source_on_the_Career_and.pdf
17.6 MB
تذکره خیر البیان کهن ترین منبع در باره زندگی و شعر صائب
خلاصه مقاله بالا:
تذکره‌ی "خیرالبیان": کهن‌ترین منبع درباره‌ی زندگی و شعر صائب تبریزی (درگذشته حدود ۱۰۸۷/۱۶۷۶)
نویسنده: تئودور اس. بیرز (Theodore S. Beers)

در این مقاله، من منبعی را معرفی می‌کنم که بی‌تردید کهن‌ترین سند موجود درباره‌ی زندگی و شعر صائب تبریزی (درگذشته حدود ۱۰۸۷/۱۶۷۶) به‌شمار می‌رود، اما تاکنون در مطالعات علمی توجه چندانی به آن نشده است. این منبع در قالب یک تذکره‌ی شعرای منتشرنشده با عنوان خیرالبیان آمده است که آن را ملک‌شاه حسین سیستانی نوشته و نسخه‌هایی خطی از آن باقی مانده است. قدیمی‌ترین و احتمالاً تنها نسخه‌ی کامل این اثر، نسخه‌ی MS Or. 3397 در کتابخانه‌ی بریتانیا است.

ملک‌شاه حسین این تذکره را میان سال‌های ۱۰۱۷/۱۶۰۸–۹ تا ۱۰۳۶/۱۶۲۷ نگاشته است؛ بخشی که درباره‌ی صائب است، در ۱۰۳۵/۱۶۲۵–۶ به آن افزوده شده. نکته‌ی مهم آن‌که نسخه‌ی Or. 3397 در ۱۰۴۱/۱۶۳۱ توسط کاتب محمد میرک بن خواجه میر فراهی استنساخ شده است. این بدان معناست که متنِ مربوط به صائب، اندکی پس از مهاجرت او به کابل (و سپس به هند) در ۱۰۳۴/۱۶۲۴–۵ نگاشته شده و نسخه‌ی خطی ما اندکی پیش از آن است که وی کشمیر را ترک کرده و به ایران بازگردد (در ۱۰۴۲/۱۶۳۲).

بنابراین، این منبع به‌طور کامل مربوط به هفت سال نخست حضور صائب در شبه‌قاره هند است و تصویری کمیاب از آغاز دوران درخشان فعالیت ادبی او ارائه می‌دهد. از آن‌جا که تذکره‌ها آثاری ارزشمند و چندلایه هستند، مقاله با معرفی و مرور کلی تذکره‌ی «خیرالبیان» آغاز می‌شود – اثری که تاکنون به‌ندرت مورد استفاده‌ی محققان قرار گرفته است – و اطلاعات پایه‌ای درباره‌ی نویسنده آن ارائه می‌شود.

سپس، مطالب مربوط به صائب در این تذکره با جزئیات شرح داده می‌شود، از جمله چند ویژگی مهم نسخه‌ی خطی. در پایان نیز، پیامدهای این متن برای زندگینامه‌ی صائب بررسی می‌شود، به‌ویژه در خصوص منشأ یکی از القاب او یعنی "مستعد خان". این منبع همچنین برای مطالعه‌ی آثار او اهمیت دارد، زیرا یازده غزل از صائب که در «خیرالبیان» نقل شده‌اند، اکنون قابل انتساب به نخستین دوره‌ی فعالیت او هستند.

این مقاله در زمانی منتشر می‌شود که علاقه‌ی دانشگاهی و عمومی به صائب تبریزی رو به افزایش است و او بیش از پیش به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین شاعران غزل‌گوی سنت کلاسیک شناخته می‌شود. برای کمک به درک دقیق‌تر مقاله، نگارنده تصاویر صفحات مربوطه از نسخه‌ی Or. 3397 را نیز ضمیمه کرده است.
14 تیرماه روز قلم بر همه نویسندگان میهن اسلامی مان مبارک