نقشه_ای_از_ایران_و_جزیرة_العرب_و_1855_چاپ_نیویورک.pdf
2.1 MB
این نقشه که شبهجزیره عربستان، ایران (پرشیا در آن زمان)، افغانستان و بلوچستان (بخشی از ایران و پاکستان امروزی) را نشان میدهد، در سال ۱۸۵۵ میلادی توسط شرکت G.W. and C.B. Colton در نیویورک منتشر شده است.
Sean_Anthony_Draft_THE_TESTAMENT_OF_ʿALĪ_IBN_ABĪ_ṬĀLIB_D_40661_AND.pdf
742.9 KB
وصیتنامه علی ابن ابی طالب (فوت ۴۰ هجری/۶۶۱ میلادی) و سرنوشت املاک او
شون دبلیو. آنتونی (دانشگاه ایالتی اوهایو)
تقدیم به یاد هارالد موتسکی (۱۹۴۸-۲۰۱۹)
پژوهشگران تاریخ اسلام عادت دارند که علی ابن ابی طالب را یکی از بزرگان صدر اسلام بدانند - و به حق، زیرا زندگی و دستاوردهای او در آگاهی جمعی حافظه تاریخی مسلمانان جایگاه برجستهای دارد: به عنوان یکی از گروندگان اولیه و مشتاق به پیام پیامبر محمد؛ به عنوان رازداری استوار و جنگجویی دلیر در راه محمد؛ به عنوان همسر فاطمه، دختر محمد، و پدر تنها نسل باقیمانده او، حسن و حسین؛ و سرانجام، به عنوان امیرالمؤمنین، هدایتگر استوار امت مسلمان در زمان آشوب و بیثباتی. این فهرست میتواند موارد بسیار دیگری را نیز در برگیرد.
با این حال، این پژوهش قصد دارد علی و میراث او را از دیدگاهی متفاوت بررسی کند: به عنوان یک زمیندار در غرب عربستان قرن هفتم میلادی. برای این منظور، این مطالعه متنی را بررسی میکند و میکوشد آن را در بستر تاریخی قرار دهد، متنی که تاکنون عمدتاً در پژوهشهای غربی مورد غفلت قرار گرفته است و به باور من، روشنی قابل توجهی میافکند بر اینکه چگونه علی، همانند دیگر صحابه محمد، در جریان فتوحات عرب، زمینهایی را در سراسر حجاز به دست آورد، توسعه داد و حفظ کرد - زمینهایی که نهایتاً آنها را به اوقاف خیریه (صدقات) تبدیل کرد تا توسط نسلهای او به طور دائمی مدیریت شوند.
این متن وصیتنامهای مفصل است که «کتاب صدقات علی» (به معنای تحتاللفظی 'سند مکتوب صدقات علی') نامیده میشود. کتاب صدقات علی سندی است که گفته میشود او برای فرزندان بازماندهاش در جمادیالاول سال ۳۹ هجری (سپتامبر - اکتبر ۶۵۹ میلادی) - یعنی تنها یک سال پیش از ترور او توسط شورشی به نام ابن ملجم - تنظیم کرده است تا قصد خود را برای تبدیل زمینهایش به وقف خیریه اعلام کند. این سند، که او دستورالعملهای متعدد دیگری نیز به آن الحاق کرده، زمینهای علی را بررسی میکند و مشخص میسازد که چگونه ثروت او، شامل نه تنها املاکش بلکه همچنین کسانی که روی آنها کار میکردند و از آنها نگهداری میکردند، در صورت درگذشت او باید میان فرزندان بازماندهاش توزیع و مدیریت شود.
THE TESTAMENT OF ʿALĪ IBN ABĪ ṬĀLIB (D. 40/661) AND THE FATE OF THE HIS ESTATES
Sean W. Anthony
(The Ohio State University)
Dedicated to the memory of Harald Motzki (1948–2019)
Scholars of early Islamic history are accustomed to viewing ʿAlī ibn Abī Ṭālib as one of the titans of early Islam – and rightfully so, for his life and achievements loom large in the collective consciousness of Muslim historical memory: as an early and ardent convert to the Prophet Muḥammad’s message; as an unwavering confidant and a valiant fighter on behalf of Muḥammad’s cause; as a husband to Fāṭimah, Muḥammad’s daughter, and the father to his sole surviving progeny, al-Ḥasan and al-Ḥusayn; and, eventually, as the Emir of the Faithful, the steadfast guide of the Muslim ummah in a time of tumult & uncertainty. The list could go on to enumerate much else besides.
However, this study aims to examine ʿAlī & his legacy from a different sort of perspective: as a landholder in 7th-century Western Arabia. To do so this study examines, & aims to contextualize, a text hitherto largely neglected in Western scholarship that, I believe, casts considerable light on how, in the course of the Arab conquests, ʿAlī, like various other Companions of Muḥammad, acquired, developed, & maintained landholdings throughout the Ḥijāz – landholdings that he eventually converted into charitable land bequests (ṣadaqāt) to be managed by his descendants in perpetuity.
This text is a lengthy testament, called kitāb ṣadaqāt ʿAlī (lit. ‘the written record of ʿAlī’s charitable bequests’). The kitāb ṣadaqāt ʿAlī is a document that he purportedly drew up for his surviving children in Jumādā I 39 AH (Sept – Oct 659 AD)—i.e., a mere year prior to his assassination by the renegade Ibn Muljam—to announce his intention to convert his landholdings into a charitable bequest. This document, to which he also appended various other instructions, surveys ʿAlī’s landholdings & stipulates how his wealth, inclusive of not just his properties but also those who worked and maintained them, is to be distributed & managed among his surviving progeny in the event of his demise.
https://www.academia.edu/s/0ad6429990
شون دبلیو. آنتونی (دانشگاه ایالتی اوهایو)
تقدیم به یاد هارالد موتسکی (۱۹۴۸-۲۰۱۹)
پژوهشگران تاریخ اسلام عادت دارند که علی ابن ابی طالب را یکی از بزرگان صدر اسلام بدانند - و به حق، زیرا زندگی و دستاوردهای او در آگاهی جمعی حافظه تاریخی مسلمانان جایگاه برجستهای دارد: به عنوان یکی از گروندگان اولیه و مشتاق به پیام پیامبر محمد؛ به عنوان رازداری استوار و جنگجویی دلیر در راه محمد؛ به عنوان همسر فاطمه، دختر محمد، و پدر تنها نسل باقیمانده او، حسن و حسین؛ و سرانجام، به عنوان امیرالمؤمنین، هدایتگر استوار امت مسلمان در زمان آشوب و بیثباتی. این فهرست میتواند موارد بسیار دیگری را نیز در برگیرد.
با این حال، این پژوهش قصد دارد علی و میراث او را از دیدگاهی متفاوت بررسی کند: به عنوان یک زمیندار در غرب عربستان قرن هفتم میلادی. برای این منظور، این مطالعه متنی را بررسی میکند و میکوشد آن را در بستر تاریخی قرار دهد، متنی که تاکنون عمدتاً در پژوهشهای غربی مورد غفلت قرار گرفته است و به باور من، روشنی قابل توجهی میافکند بر اینکه چگونه علی، همانند دیگر صحابه محمد، در جریان فتوحات عرب، زمینهایی را در سراسر حجاز به دست آورد، توسعه داد و حفظ کرد - زمینهایی که نهایتاً آنها را به اوقاف خیریه (صدقات) تبدیل کرد تا توسط نسلهای او به طور دائمی مدیریت شوند.
این متن وصیتنامهای مفصل است که «کتاب صدقات علی» (به معنای تحتاللفظی 'سند مکتوب صدقات علی') نامیده میشود. کتاب صدقات علی سندی است که گفته میشود او برای فرزندان بازماندهاش در جمادیالاول سال ۳۹ هجری (سپتامبر - اکتبر ۶۵۹ میلادی) - یعنی تنها یک سال پیش از ترور او توسط شورشی به نام ابن ملجم - تنظیم کرده است تا قصد خود را برای تبدیل زمینهایش به وقف خیریه اعلام کند. این سند، که او دستورالعملهای متعدد دیگری نیز به آن الحاق کرده، زمینهای علی را بررسی میکند و مشخص میسازد که چگونه ثروت او، شامل نه تنها املاکش بلکه همچنین کسانی که روی آنها کار میکردند و از آنها نگهداری میکردند، در صورت درگذشت او باید میان فرزندان بازماندهاش توزیع و مدیریت شود.
THE TESTAMENT OF ʿALĪ IBN ABĪ ṬĀLIB (D. 40/661) AND THE FATE OF THE HIS ESTATES
Sean W. Anthony
(The Ohio State University)
Dedicated to the memory of Harald Motzki (1948–2019)
Scholars of early Islamic history are accustomed to viewing ʿAlī ibn Abī Ṭālib as one of the titans of early Islam – and rightfully so, for his life and achievements loom large in the collective consciousness of Muslim historical memory: as an early and ardent convert to the Prophet Muḥammad’s message; as an unwavering confidant and a valiant fighter on behalf of Muḥammad’s cause; as a husband to Fāṭimah, Muḥammad’s daughter, and the father to his sole surviving progeny, al-Ḥasan and al-Ḥusayn; and, eventually, as the Emir of the Faithful, the steadfast guide of the Muslim ummah in a time of tumult & uncertainty. The list could go on to enumerate much else besides.
However, this study aims to examine ʿAlī & his legacy from a different sort of perspective: as a landholder in 7th-century Western Arabia. To do so this study examines, & aims to contextualize, a text hitherto largely neglected in Western scholarship that, I believe, casts considerable light on how, in the course of the Arab conquests, ʿAlī, like various other Companions of Muḥammad, acquired, developed, & maintained landholdings throughout the Ḥijāz – landholdings that he eventually converted into charitable land bequests (ṣadaqāt) to be managed by his descendants in perpetuity.
This text is a lengthy testament, called kitāb ṣadaqāt ʿAlī (lit. ‘the written record of ʿAlī’s charitable bequests’). The kitāb ṣadaqāt ʿAlī is a document that he purportedly drew up for his surviving children in Jumādā I 39 AH (Sept – Oct 659 AD)—i.e., a mere year prior to his assassination by the renegade Ibn Muljam—to announce his intention to convert his landholdings into a charitable bequest. This document, to which he also appended various other instructions, surveys ʿAlī’s landholdings & stipulates how his wealth, inclusive of not just his properties but also those who worked and maintained them, is to be distributed & managed among his surviving progeny in the event of his demise.
https://www.academia.edu/s/0ad6429990
نوروز در فرهنگ شیعه - خبرآنلاین
https://www.khabaronline.ir/news/2040352/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87
https://www.khabaronline.ir/news/2040352/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87
www.khabaronline.ir
نوروز در فرهنگ شیعه
بحث از نوروز در فرهنگ شیعه، از قرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آنجا که به منابع برجای مانده مربوط میشود، نخستین بار در مختصر مصباح شیخ طوسی از آن یاد شد. پس از آن در منابع دیگر هم وارد گردید. در این مقاله سیر ورود آن در منابع شیعه و موضعگیری فقهای شیعه در…
🔬 هوش مصنوعی SCiNiTO در خدمت پژوهش شما
🔍 دسترسی به منابع علمی معتبر از سراسر جهان!
📚 جستجوی پیشرفته بین بیش از 260 میلیون سند علمی
👩🏫 دسترسی به پروفایل 90 میلیون پژوهشگر و اطلاعات 100,000 دانشگاه و موسسه علمی
📖 دسترسی آزاد به بیش از 52 میلیون مقاله Open Access
🎓 پوشش چندرشتهای شامل مهندسی، علوم پزشکی، علوم انسانی، و ...
🚀 ارتقای کیفیت پژوهش و نگارش علمی شما با هوش مصنوعی!
برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید:
https://www.scinito.ai/
برای دریافت فیلم های آموزشی به کانال زیر مراجعه فرمائید:
https://t.me/scinitoai_Iran
🔍 دسترسی به منابع علمی معتبر از سراسر جهان!
📚 جستجوی پیشرفته بین بیش از 260 میلیون سند علمی
👩🏫 دسترسی به پروفایل 90 میلیون پژوهشگر و اطلاعات 100,000 دانشگاه و موسسه علمی
📖 دسترسی آزاد به بیش از 52 میلیون مقاله Open Access
🎓 پوشش چندرشتهای شامل مهندسی، علوم پزشکی، علوم انسانی، و ...
🚀 ارتقای کیفیت پژوهش و نگارش علمی شما با هوش مصنوعی!
برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید:
https://www.scinito.ai/
برای دریافت فیلم های آموزشی به کانال زیر مراجعه فرمائید:
https://t.me/scinitoai_Iran
شاهنامه_فردوسی،_نسخه_قرن_17_یا_18_هند_بسیار_خوش_خط.pdf
325.2 MB
ویژگیهای نسخه خطی:
متن به خط نستعلیق در چهار ستون و هر ستون شامل ۲۵ سطر نوشته شده است.
متن از برگ ۱ب با عنوانبندی قرمز و تزئینات طلایی بین سطری آغاز میشود و این تزئینات تا برگ ۳a ادامه دارد.
برگهای ۱ب و ۲a دارای حاشیههای زینتی با طرح انگور در سایههای مختلف سبز و طلا هستند.
واژههای راهنما در صفحات سمت راست آمده است.
کاغذ استفادهشده کاغذ شرقی کرمرنگ از نوع laid paper است.
جوهر استفادهشده مشکی است و صفحات عنوان اصلی (عناوین بزرگ) با تزئینات بسیار زیبا طراحی شدهاند؛ عناوین کوچکتر (عناوین فرعی) با جوهر طلایی نوشته شدهاند که اکنون تا حد زیادی کمرنگ شده است.
مینیاتورها و نقاشیهای موجود در نسخه:
نقاشیهای تمامصفحه در برگهای ۱a، ۱۴۴a، ۱۹۳b و ۴۱۲b دیده میشود.
نقاشیهای نیمصفحه در برگهای ۱۰a، ۱۰b، ۱۲۷a، ۱۵۷b، ۱۹۳a، ۲۳۰a و ۴۰۹a موجود است.
دو نقاشی کوچک در گوشههای پایینی برگهای ۱۳۳a و ۴۰۲a قرار دارد.
این نسخه خطی در کتابخانه دیجیتال جهانی (World Digital Library) نگهداری میشود.
https://t.me/UT_Central_Library
متن به خط نستعلیق در چهار ستون و هر ستون شامل ۲۵ سطر نوشته شده است.
متن از برگ ۱ب با عنوانبندی قرمز و تزئینات طلایی بین سطری آغاز میشود و این تزئینات تا برگ ۳a ادامه دارد.
برگهای ۱ب و ۲a دارای حاشیههای زینتی با طرح انگور در سایههای مختلف سبز و طلا هستند.
واژههای راهنما در صفحات سمت راست آمده است.
کاغذ استفادهشده کاغذ شرقی کرمرنگ از نوع laid paper است.
جوهر استفادهشده مشکی است و صفحات عنوان اصلی (عناوین بزرگ) با تزئینات بسیار زیبا طراحی شدهاند؛ عناوین کوچکتر (عناوین فرعی) با جوهر طلایی نوشته شدهاند که اکنون تا حد زیادی کمرنگ شده است.
مینیاتورها و نقاشیهای موجود در نسخه:
نقاشیهای تمامصفحه در برگهای ۱a، ۱۴۴a، ۱۹۳b و ۴۱۲b دیده میشود.
نقاشیهای نیمصفحه در برگهای ۱۰a، ۱۰b، ۱۲۷a، ۱۵۷b، ۱۹۳a، ۲۳۰a و ۴۰۹a موجود است.
دو نقاشی کوچک در گوشههای پایینی برگهای ۱۳۳a و ۴۰۲a قرار دارد.
این نسخه خطی در کتابخانه دیجیتال جهانی (World Digital Library) نگهداری میشود.
https://t.me/UT_Central_Library
بریل، 2024
در سال ۱۹۲۳، سی. آر. اشبی، هنرمند بریتانیایی، در خطاب به صهیونیستها از «آن اعلامیه مضحک بالفور که شما همواره بخش عربی آن را نادیده میگیرید، اما روزی تازیانه آن را احساس خواهید کرد» سخن گفت. هشدارهای او در آن زمان مورد توجه قرار نگرفت و موضع سیاسی رادیکال او که به نفع فلسطینیان عرب بود، از آن زمان تاکنون چندان مورد پژوهش قرار نگرفته است.
صد سال بعد، این مطالعه تاریخی-هنری به این پرسش میپردازد که افراد وابسته به استعمار چه میزان امکان تأثیرگذاری بر سیاست رسمی استعماری را داشتند؟
در بررسی موردی اورشلیم تحت حاکمیت بریتانیا، موییا تونیس تحلیل میکند که چگونه سه عضو دولت بریتانیا، یعنی سی. آر. اشبی، معمار ارنست تاتهام ریچموند، و فرماندار رونالد استورز، که هر سه با جنبش بینالمللی هنرها و صنایع دستی همسو بودند، از هنر بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای مداخلههای استعماری ضدصهیونیستی خود استفاده کردند.
https://t.me/UT_Central_Library
https://brill.com/display/title/63543
پایین را ملاحظه فرمایید 👇🌹👇
در سال ۱۹۲۳، سی. آر. اشبی، هنرمند بریتانیایی، در خطاب به صهیونیستها از «آن اعلامیه مضحک بالفور که شما همواره بخش عربی آن را نادیده میگیرید، اما روزی تازیانه آن را احساس خواهید کرد» سخن گفت. هشدارهای او در آن زمان مورد توجه قرار نگرفت و موضع سیاسی رادیکال او که به نفع فلسطینیان عرب بود، از آن زمان تاکنون چندان مورد پژوهش قرار نگرفته است.
صد سال بعد، این مطالعه تاریخی-هنری به این پرسش میپردازد که افراد وابسته به استعمار چه میزان امکان تأثیرگذاری بر سیاست رسمی استعماری را داشتند؟
در بررسی موردی اورشلیم تحت حاکمیت بریتانیا، موییا تونیس تحلیل میکند که چگونه سه عضو دولت بریتانیا، یعنی سی. آر. اشبی، معمار ارنست تاتهام ریچموند، و فرماندار رونالد استورز، که هر سه با جنبش بینالمللی هنرها و صنایع دستی همسو بودند، از هنر بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای مداخلههای استعماری ضدصهیونیستی خود استفاده کردند.
https://t.me/UT_Central_Library
https://brill.com/display/title/63543
پایین را ملاحظه فرمایید 👇🌹👇
بر اساس منابع ارائه شده در این کتاب (Colonial Diplomacy through Art) نوعی تعارض جدی بین گسترش فرهنگ صهیونیسم و مخالفان آن در اورشلیم بین سالهای 1918 تا 1926 وجود داشته است . این تعارض در سطوح مختلف فرهنگی و سیاسی قابل مشاهده است:
مخالفت با ارزشها و عملکردهای فرهنگی صهیونیسم سیاسی: رونالد استورز، فرماندار نظامی اورشلیم، و متحدانش سی. آر. اشبی و ارنست تاتهام ریچموند، به طور فعال با گسترش ارزشها و عملکردهای فرهنگی صهیونیسم سیاسی مخالف بودند آنها این مخالفت را به حدی جدی میدانستند که عامدانه و هدفمند در پی ایجاد یک "ضدفرهنگ" در مقابل فرهنگ ملی در حال ظهور عبری برآمدند.
نگرانی از تخریب معماری محلی: استورز و متحدانش پیشبینی میکردند که پس از جنگ جهانی اول، بریتانیا و صهیونیستها طرحهایی برای تخریب معماری محلی عربی، از جمله بخش یهودینشین شهر قدیم، خواهند داشت و به شدت با این "توسعه" مخالفت میکردند. توجه آنها به ویژه بر شهر قدیم، حرم الشریف، قبةالصخره و دامنههای کوه اسکوپوس متمرکز بود
حمایت از فرهنگهای محلی عربی: مفهوم "استعمار انتقادی" که در کتاب مطرح شده، نشاندهنده نوعی از حاکمیت استعماری بریتانیا است که منتقد سیاستهای طرفدار صهیونیسم بوده و از فرهنگهای محلی عربی حمایت میکرد. این حمایت از طریق هنر و تلاش برای حفظ میراث فرهنگی منطقه صورت میگرفت.
مخالفت باستانشناسان: باستانشناسان مدرسه فرانسوی کتاب مقدس و باستانشناسی در اورشلیم نیز به دلیل نگرانی از استقرار باستانشناسی و شهرسازی صهیونیستی که ممکن بود منجر به تخریب ساختارهای عربی شود، از استورز و متحدانش حمایت میکردند.
تلاش برای ایجاد تعادل: استورز تلاش میکرد تا خود را به عنوان حاکمی بیطرف نشان دهد و در این راستا، سعی داشت تا با حمایت از هنر و فرهنگهای مختلف، از سلطه یک فرهنگ خاص جلوگیری کند [۵۷]. با این حال، برخی از ناظران، مانند نویسندهای که در منابع به او اشاره شده، معتقد بودند که او گرایش بیشتری به اعراب داشت.
بنابراین، کتاب "Colonial Diplomacy through Art" به روشنی نشان میدهد که در دوره مورد بررسی، یک تقابل فعال و چندجانبه بین تلاشهای صهیونیستی برای تثبیت و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی خود در اورشلیم و مقاومت افرادی مانند استورز، اشبی و ریچموند که از فرهنگهای محلی حمایت میکردند، وجود داشته است. این تعارض در عرصه هنر و تلاش برای حفظ میراث فرهنگی به شکلی برجسته نمایان شده است.
https://t.me/UT_Central_Library
مخالفت با ارزشها و عملکردهای فرهنگی صهیونیسم سیاسی: رونالد استورز، فرماندار نظامی اورشلیم، و متحدانش سی. آر. اشبی و ارنست تاتهام ریچموند، به طور فعال با گسترش ارزشها و عملکردهای فرهنگی صهیونیسم سیاسی مخالف بودند آنها این مخالفت را به حدی جدی میدانستند که عامدانه و هدفمند در پی ایجاد یک "ضدفرهنگ" در مقابل فرهنگ ملی در حال ظهور عبری برآمدند.
نگرانی از تخریب معماری محلی: استورز و متحدانش پیشبینی میکردند که پس از جنگ جهانی اول، بریتانیا و صهیونیستها طرحهایی برای تخریب معماری محلی عربی، از جمله بخش یهودینشین شهر قدیم، خواهند داشت و به شدت با این "توسعه" مخالفت میکردند. توجه آنها به ویژه بر شهر قدیم، حرم الشریف، قبةالصخره و دامنههای کوه اسکوپوس متمرکز بود
حمایت از فرهنگهای محلی عربی: مفهوم "استعمار انتقادی" که در کتاب مطرح شده، نشاندهنده نوعی از حاکمیت استعماری بریتانیا است که منتقد سیاستهای طرفدار صهیونیسم بوده و از فرهنگهای محلی عربی حمایت میکرد. این حمایت از طریق هنر و تلاش برای حفظ میراث فرهنگی منطقه صورت میگرفت.
مخالفت باستانشناسان: باستانشناسان مدرسه فرانسوی کتاب مقدس و باستانشناسی در اورشلیم نیز به دلیل نگرانی از استقرار باستانشناسی و شهرسازی صهیونیستی که ممکن بود منجر به تخریب ساختارهای عربی شود، از استورز و متحدانش حمایت میکردند.
تلاش برای ایجاد تعادل: استورز تلاش میکرد تا خود را به عنوان حاکمی بیطرف نشان دهد و در این راستا، سعی داشت تا با حمایت از هنر و فرهنگهای مختلف، از سلطه یک فرهنگ خاص جلوگیری کند [۵۷]. با این حال، برخی از ناظران، مانند نویسندهای که در منابع به او اشاره شده، معتقد بودند که او گرایش بیشتری به اعراب داشت.
بنابراین، کتاب "Colonial Diplomacy through Art" به روشنی نشان میدهد که در دوره مورد بررسی، یک تقابل فعال و چندجانبه بین تلاشهای صهیونیستی برای تثبیت و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی خود در اورشلیم و مقاومت افرادی مانند استورز، اشبی و ریچموند که از فرهنگهای محلی حمایت میکردند، وجود داشته است. این تعارض در عرصه هنر و تلاش برای حفظ میراث فرهنگی به شکلی برجسته نمایان شده است.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
دانشگاه ادینبورو 2024
🔹 این کتاب اولین پژوهش جامع دربارهی پدیدهی شورش در سراسر جهان اسلام نخستین است.
🔹 این مطالعه تحلیل گفتمان را با تحلیل تاریخی-اجتماعی تلفیق میکند تا بررسی کند که چگونه شورشها روایت شده و به اجرا درآمدهاند.
🔹 پژوهش شامل چهارده مطالعه موردی است که از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی را دربرمیگیرد و دورهی زمانی از قرن ششم تا دهم میلادی را پوشش میدهد.
🔹 این کتاب اولین پژوهش جامع دربارهی پدیدهی شورش در سراسر جهان اسلام نخستین است.
🔹 این مطالعه تحلیل گفتمان را با تحلیل تاریخی-اجتماعی تلفیق میکند تا بررسی کند که چگونه شورشها روایت شده و به اجرا درآمدهاند.
🔹 پژوهش شامل چهارده مطالعه موردی است که از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی را دربرمیگیرد و دورهی زمانی از قرن ششم تا دهم میلادی را پوشش میدهد.
گزارش کتاب بالا 👆💐👆
به نظر میرسد کتاب "Between Rebels and Rukers in the early Islamicate World" به بررسی پویاییهای قدرت، شورشها و روشهای حکمرانی در دنیای اسلام در دوره اولیه میپردازد. این کتاب با استفاده از منابع متنوعی از جمله روایات حدیثی، آثار تاریخی و تحلیلهای جدید، به دنبال درک انگیزهها، سازماندهی و پیامدهای شورشها و همچنین رویکردهای مختلف حاکمان در مواجهه با این چالشها است. موضوعات کلیدی که در بخشهای مختلف کتاب به آنها پرداخته میشود شامل نقش گفتمانهای مذهبی و سیاسی در شکلگیری نگرشها نسبت به اطاعت و مخالفت با حاکمان، بررسی گروههای شورشی مختلف مانند خوارج و قرامطه، تحلیل موردی شورشهای خاص و همچنین نقش عناصر فرهنگی و مادی (مانند فضاهای مقدس و زیرساختها) در پدیده شورش است.
خلاصه احتمالی چهار فصل اول (بر اساس صفحههای ابتدایی بخشهای مختلف):
فصل اول (احتمالاً مقدمه): نویسندگان این بخش احتمالاً هانا-لنا هاگمن و آلاسدیر سی. گرانت هستند. این فصل احتمالاً به معرفی موضوعات کلیدی کتاب، ارائه چارچوب نظری و بررسی منابع مورد استفاده میپردازد. با توجه به نام کتاب، احتمالاً در این فصل به مفهوم "Rukers" (احتمالاً به معنای اطاعتکنندگان یا کسانی که از وضع موجود حمایت میکنند) در مقابل "Rebels" (شورشگران) پرداخته میشود و زمینه تاریخی و جغرافیایی بحثهای کتاب تبیین میگردد.
فصل دوم: این فصل با نوشتههای مارجان آسی آغاز میشود و به نظر میرسد بر نقش احادیث در شکلگیری دیدگاههای سیاسی در دوره اولیه اسلام تمرکز دارد. در این فصل احتمالاً:
دستهبندی احادیث با رویکردهای "فعال" (activist) و "آرامگرا" (quietist) در قبال قدرت حاکم بررسی میشود. احادیث فعال از مخالفت با حاکمان حمایت میکنند، در حالی که احادیث آرامگرا بر اطاعت تاکید دارند.
دیدگاههای شخصیتهای مهم علمی اولیه مانند حسن بصری (al-Ḥasan al-Baṣrī)، سفیان ثوری (Sufyān al-Thawrī)، اعمش (al-Aʿmash) و تا حدی ابوحنیفه (Abū Ḥanīfa) در رابطه با حاکمان مورد بحث قرار میگیرد.
نحوه انتقال و تکامل این دیدگاهها از طریق مجموعه احادیث (ḥadīth corpus) و نقش آن در گفتمانهای سیاسی بررسی میشود. برای مثال، روایت اعمش از حدیثی که بر دادن حق دیگران و درخواست حق خود از خدا تأکید دارد، به عنوان نوعی فعالیت پنهان در سنت آرامگرا تعبیر شده است، زیرا او نامی از حاکم نمیبرد. در مقابل، حسن بصری با وجود انتقاد از حاکمان، از مخالفت فیزیکی با آنها حمایت نمیکرد و بیشتر بر پذیرش آنها تأکید داشت. دیدگاههای متفاوتی درباره فعال یا آرامگرا بودن ابوحنیفه نیز در منابع کلاسیک دیده میشود.
فصل سوم: این فصل با نوشتههای انکی باپتیست و آدام گایزر آغاز میشود و به نظر میرسد به تاریخنگاری اولیه اباضی و رویکرد آنها به خوارج میپردازد. در این فصل احتمالاً:
نحوه به کارگیری و بازتعریف اصطلاح "خوارج" در آثار اولیه اباضی (siyar) مورد بررسی قرار میگیرد. اباضیها در این دوره تلاش میکردند تا خود را از گروههای تندروتر خوارج متمایز کنند و برخی از شخصیتها و گروههایی که بعدها به طور کلی خوارج محسوب شدند را به عنوان افراد هدایتشده معرفی کنند.
نامه اول و دوم منسوب به عبدالله بن اباض (ʿAbdallāh b. Ibāḍ) به عنوان نمونههایی از تلاشهای اولیه برای تعریف هویت اباضی در مقابل اتهامات افراطگرایی (غلو) بررسی میشوند. ابن اباض، خوارج را همراهان عثمان و علی میداند که به دلیل بدعتها و اشتباهات آنها، از آنها جدا شدند و بر پیروی از سنت پیامبر و خلفای اول تأکید داشتند.
روایتهای اباضی از رویدادهای مهمی مانند جنگ نهروان و شخصیتهای کلیدی مرتبط با خوارج اولیه مانند عمار بن یاسر (ʿAmmār b. Yāsir) و حرقوص بن زهیر (Ḥurqūṣ b. Zuhayr) از دیدگاه اباضی تحلیل میشود. نامه دوم منسوب به ابن اباض بدون استفاده از اصطلاح خوارج، روایت اباضی از این رویدادها را ارائه میدهد و از کسانی که در نهروان با علی جنگیدند به عنوان انصار و مهاجرین یاد میکند.
تلاشهای نویسندگان بعدی اباضی مانند عبدالله بن یزید فزاری (ʿAbdallāh b. Yazīd al-Fazārī) برای تمایز قائل شدن بین اباضیه و گروههایی از خوارج که مسلمانان دیگر را مشرک میدانستند (khawārij al-musharrika) مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل چهارم: این فصل با نوشتههای ناتالی کونتنی-وندت آغاز میشود و احتمالاً به بررسی جنبههای سیاسی و اجتماعی شورشها میپردازد. با توجه به عنوان فرعی "The Revolt of Yaḥyā b. Zayd b. ʿAlī"، ممکن است این فصل یا بخشی از آن به تحلیل موردی این شورش و تأثیرات آن در خراسان اختصاص داشته باشد. همچنین، با توجه به مطالب دیگر در بخشهای نوشته شده توسط هاگمن، احتمالاً موضوعاتی مانند:
به نظر میرسد کتاب "Between Rebels and Rukers in the early Islamicate World" به بررسی پویاییهای قدرت، شورشها و روشهای حکمرانی در دنیای اسلام در دوره اولیه میپردازد. این کتاب با استفاده از منابع متنوعی از جمله روایات حدیثی، آثار تاریخی و تحلیلهای جدید، به دنبال درک انگیزهها، سازماندهی و پیامدهای شورشها و همچنین رویکردهای مختلف حاکمان در مواجهه با این چالشها است. موضوعات کلیدی که در بخشهای مختلف کتاب به آنها پرداخته میشود شامل نقش گفتمانهای مذهبی و سیاسی در شکلگیری نگرشها نسبت به اطاعت و مخالفت با حاکمان، بررسی گروههای شورشی مختلف مانند خوارج و قرامطه، تحلیل موردی شورشهای خاص و همچنین نقش عناصر فرهنگی و مادی (مانند فضاهای مقدس و زیرساختها) در پدیده شورش است.
خلاصه احتمالی چهار فصل اول (بر اساس صفحههای ابتدایی بخشهای مختلف):
فصل اول (احتمالاً مقدمه): نویسندگان این بخش احتمالاً هانا-لنا هاگمن و آلاسدیر سی. گرانت هستند. این فصل احتمالاً به معرفی موضوعات کلیدی کتاب، ارائه چارچوب نظری و بررسی منابع مورد استفاده میپردازد. با توجه به نام کتاب، احتمالاً در این فصل به مفهوم "Rukers" (احتمالاً به معنای اطاعتکنندگان یا کسانی که از وضع موجود حمایت میکنند) در مقابل "Rebels" (شورشگران) پرداخته میشود و زمینه تاریخی و جغرافیایی بحثهای کتاب تبیین میگردد.
فصل دوم: این فصل با نوشتههای مارجان آسی آغاز میشود و به نظر میرسد بر نقش احادیث در شکلگیری دیدگاههای سیاسی در دوره اولیه اسلام تمرکز دارد. در این فصل احتمالاً:
دستهبندی احادیث با رویکردهای "فعال" (activist) و "آرامگرا" (quietist) در قبال قدرت حاکم بررسی میشود. احادیث فعال از مخالفت با حاکمان حمایت میکنند، در حالی که احادیث آرامگرا بر اطاعت تاکید دارند.
دیدگاههای شخصیتهای مهم علمی اولیه مانند حسن بصری (al-Ḥasan al-Baṣrī)، سفیان ثوری (Sufyān al-Thawrī)، اعمش (al-Aʿmash) و تا حدی ابوحنیفه (Abū Ḥanīfa) در رابطه با حاکمان مورد بحث قرار میگیرد.
نحوه انتقال و تکامل این دیدگاهها از طریق مجموعه احادیث (ḥadīth corpus) و نقش آن در گفتمانهای سیاسی بررسی میشود. برای مثال، روایت اعمش از حدیثی که بر دادن حق دیگران و درخواست حق خود از خدا تأکید دارد، به عنوان نوعی فعالیت پنهان در سنت آرامگرا تعبیر شده است، زیرا او نامی از حاکم نمیبرد. در مقابل، حسن بصری با وجود انتقاد از حاکمان، از مخالفت فیزیکی با آنها حمایت نمیکرد و بیشتر بر پذیرش آنها تأکید داشت. دیدگاههای متفاوتی درباره فعال یا آرامگرا بودن ابوحنیفه نیز در منابع کلاسیک دیده میشود.
فصل سوم: این فصل با نوشتههای انکی باپتیست و آدام گایزر آغاز میشود و به نظر میرسد به تاریخنگاری اولیه اباضی و رویکرد آنها به خوارج میپردازد. در این فصل احتمالاً:
نحوه به کارگیری و بازتعریف اصطلاح "خوارج" در آثار اولیه اباضی (siyar) مورد بررسی قرار میگیرد. اباضیها در این دوره تلاش میکردند تا خود را از گروههای تندروتر خوارج متمایز کنند و برخی از شخصیتها و گروههایی که بعدها به طور کلی خوارج محسوب شدند را به عنوان افراد هدایتشده معرفی کنند.
نامه اول و دوم منسوب به عبدالله بن اباض (ʿAbdallāh b. Ibāḍ) به عنوان نمونههایی از تلاشهای اولیه برای تعریف هویت اباضی در مقابل اتهامات افراطگرایی (غلو) بررسی میشوند. ابن اباض، خوارج را همراهان عثمان و علی میداند که به دلیل بدعتها و اشتباهات آنها، از آنها جدا شدند و بر پیروی از سنت پیامبر و خلفای اول تأکید داشتند.
روایتهای اباضی از رویدادهای مهمی مانند جنگ نهروان و شخصیتهای کلیدی مرتبط با خوارج اولیه مانند عمار بن یاسر (ʿAmmār b. Yāsir) و حرقوص بن زهیر (Ḥurqūṣ b. Zuhayr) از دیدگاه اباضی تحلیل میشود. نامه دوم منسوب به ابن اباض بدون استفاده از اصطلاح خوارج، روایت اباضی از این رویدادها را ارائه میدهد و از کسانی که در نهروان با علی جنگیدند به عنوان انصار و مهاجرین یاد میکند.
تلاشهای نویسندگان بعدی اباضی مانند عبدالله بن یزید فزاری (ʿAbdallāh b. Yazīd al-Fazārī) برای تمایز قائل شدن بین اباضیه و گروههایی از خوارج که مسلمانان دیگر را مشرک میدانستند (khawārij al-musharrika) مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل چهارم: این فصل با نوشتههای ناتالی کونتنی-وندت آغاز میشود و احتمالاً به بررسی جنبههای سیاسی و اجتماعی شورشها میپردازد. با توجه به عنوان فرعی "The Revolt of Yaḥyā b. Zayd b. ʿAlī"، ممکن است این فصل یا بخشی از آن به تحلیل موردی این شورش و تأثیرات آن در خراسان اختصاص داشته باشد. همچنین، با توجه به مطالب دیگر در بخشهای نوشته شده توسط هاگمن، احتمالاً موضوعاتی مانند:
نقش شعر در تحریک و بازتاب شورشها، به عنوان نمونه شعر عمران بن حطان (ʿImrān b. Ḥiṭṭān al-Sadūsī) در انتقاد از حجاج.
مفهوم امان (safe-conduct) و نقش آن در مذاکرات با شورشگران و تلاشهای صلح.
روابط بین شورشیان و شخصیتهای مذهبی و علمی، و تلاش برای میانجیگری.
نگرش منابع اولیه سنی به شخصیتهای شورشی مانند عمران بن حطان که در عین حال به عنوان راوی حدیث معتبر شناخته میشد.
توجه داشته باشید که این خلاصه بر اساس حدسهای زده شده از صفحات ابتدایی بخشهای مختلف کتاب است و ممکن است با محتوای دقیق فصول متفاوت باشد. برای دریافت خلاصه دقیقتر، دسترسی به فهرست مطالب کامل و مقدمه و نتیجهگیری کتاب ضروری است.
مفهوم امان (safe-conduct) و نقش آن در مذاکرات با شورشگران و تلاشهای صلح.
روابط بین شورشیان و شخصیتهای مذهبی و علمی، و تلاش برای میانجیگری.
نگرش منابع اولیه سنی به شخصیتهای شورشی مانند عمران بن حطان که در عین حال به عنوان راوی حدیث معتبر شناخته میشد.
توجه داشته باشید که این خلاصه بر اساس حدسهای زده شده از صفحات ابتدایی بخشهای مختلف کتاب است و ممکن است با محتوای دقیق فصول متفاوت باشد. برای دریافت خلاصه دقیقتر، دسترسی به فهرست مطالب کامل و مقدمه و نتیجهگیری کتاب ضروری است.
📔 اسم اعظم خدا: جایگاه آسمانی علی بنابیطالب در «مشارق الأنوار» حافظ رجب البُرسی
✍️ محمدامین منصوری (دانشگاه واشنگتن مرکزی)
Mansouri, Mohammad Amin. “The Greatest Name of God: ʿAlī Ibn Abī Ṭālib as a Cosmic Image in Rajab al-Bursī’s Mashāriq al-Anwār” Journal of the Royal Asiatic Society 34, no. 4, 2024.
🔺در طول تاریخ، رهبران مذهبی تنها به ایمان پیروان خود شکل ندادهاند، بلکه فرهنگ عمومی جوامع دینی نیز به طور گسترده تحت تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفته است. یکی از این شخصیتها علی بنابیطالب (ع)، پسرعمو و داماد پیامبر (ص) است که به سبب حکمت، شجاعت و نقش بیبدیلش در دعوت اسلام، مورد احترام همه مسلمانان قرار گرفته است.
علی (ع) معمولاً به عنوان اولین امام شیعه و چهارمین خلیفه مسلمانان شناخته میشود، اما در طول قرنها گروههای مختلف مسلمان به اشکال شگفتانگیزی تصاویری متنوع از او برساختهاند. در جهان فارسیزبان، بهویژه از قرون وسطی تا اوائل دوره مدرن، علی (ع) به چیزی بیش از یک رهبر مذهبی و شخصیت تاریخی مبدل شده است: یک شخصیت اسطورهای و آسمانی، منبع اقتدار الهی و در ارتباط با حقایق باطنی این جهان. این تصور از علی (ع) در منظومههای حماسی عامیانهای همچون علینامه و خاوراننامه انعکاس یافته است. مقاله فوق از محمدامین منصوری، گزارشی است تفصیلی از بافتار تاریخی و زمانه حافظ رجب البُرسی و محتوای کتاب اثرگذارش درباره علی بنابیطالب (ع).
🔺منصوری در این مقاله به بررسی این پرداخته که چگونه حافظ رجب البُرسی (۷۳۳ - ۸۱۳ق)، فقیه و محدث شیعه اهل حله، با کتاب تأثیرگذار خود «مشارق أنوار الیقین فی حقائق أسرار امیرالمؤمنین علیهالسّلام» در فرایند دگرگونی تصویر علی (ع) از یک رهبر تاریخی به یک شخصیت آسمانی نقش بازی کرده است و چطور تصویری از علی (ع) برساخته که با اندیشههای الهیاتی-عرفانیاش، شرائط سیاسی-اجتماعی زمانهاش و ذائقه مخاطبانش سازگار است.
🔺البُرسی علی (ع) را به مثابه تجسم علوم باطنی، منبع غایی حکمت عرفانی و شخصیتی که نفوذ قدرت فرابشریاش فراتر از عالم خاکی گسترش یافته، به تصویر میکشد. علی (ع) در «مشارق الأنوار» در جایگاه حقیقتی فرابشری که با اسرار الهی پیوندی وثیق دارد، معرفی میشود. در این تصور، علی (ع) تنها در جایگاه امام اول شیعیان نیست، بلکه مرشدی کامل و رهبری الهی است که همه انسانها باید در اتصال با او به سوی خداوند سلوک نمایند.
🔺تصویر البُرسی از علی (ع)، از یک سو متأثر از انگارههای عرفانی، به ویژه اندیشههای محیالدین ابنعربی، و از سوی دیگر متأثر از قصص حماسی همچون علینامه است. به عنوان مثال، البُرسی تمامی انبیاء را تجلیات و مظاهر اسماء الهی میداند و در این میان، علی (ع) را نه فقط تجلی اسم اعظم، که در جایگاه خود اسم اعظم خدا مینشاند. نمونه دیگر داستانهای متعدد اسطورهای و غریبی است که البُرسی از تعامل علی (ع) با دوستان و دشمنانش نقل کرده است.
🔺این مقاله، دریچهای است به بازخوانی و بازشناسی اندیشههای حافظ رجب البُرسی و کتاب «مشارق أنوار الیقین» و تأثیر او بر تصویر علی بنابیطالب (ع) در فرهنگ عمومی مسلمانان در عصر پیشاصفوی.
⬇️ دریافت فایل کامل مقاله
📁[ تصویر فوق: نبرد علی (ع) با اژدها، خاوراننامهٔ ابنحسام خوسفی ]
@AlBasatin
📔 اسم اعظم خدا: جایگاه آسمانی علی بنابیطالب در «مشارق الأنوار» حافظ رجب البُرسی
✍️ محمدامین منصوری (دانشگاه واشنگتن مرکزی)
Mansouri, Mohammad Amin. “The Greatest Name of God: ʿAlī Ibn Abī Ṭālib as a Cosmic Image in Rajab al-Bursī’s Mashāriq al-Anwār” Journal of the Royal Asiatic Society 34, no. 4, 2024.
اصبحت زائرا لک یا شحنة النجف
بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف
بر روی عارفان ز تو مفتوح گشته است
ابواب «کنت کنز» به مفتاح «من عرف»
- عبدالرحمن جامی
🔺در طول تاریخ، رهبران مذهبی تنها به ایمان پیروان خود شکل ندادهاند، بلکه فرهنگ عمومی جوامع دینی نیز به طور گسترده تحت تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفته است. یکی از این شخصیتها علی بنابیطالب (ع)، پسرعمو و داماد پیامبر (ص) است که به سبب حکمت، شجاعت و نقش بیبدیلش در دعوت اسلام، مورد احترام همه مسلمانان قرار گرفته است.
علی (ع) معمولاً به عنوان اولین امام شیعه و چهارمین خلیفه مسلمانان شناخته میشود، اما در طول قرنها گروههای مختلف مسلمان به اشکال شگفتانگیزی تصاویری متنوع از او برساختهاند. در جهان فارسیزبان، بهویژه از قرون وسطی تا اوائل دوره مدرن، علی (ع) به چیزی بیش از یک رهبر مذهبی و شخصیت تاریخی مبدل شده است: یک شخصیت اسطورهای و آسمانی، منبع اقتدار الهی و در ارتباط با حقایق باطنی این جهان. این تصور از علی (ع) در منظومههای حماسی عامیانهای همچون علینامه و خاوراننامه انعکاس یافته است. مقاله فوق از محمدامین منصوری، گزارشی است تفصیلی از بافتار تاریخی و زمانه حافظ رجب البُرسی و محتوای کتاب اثرگذارش درباره علی بنابیطالب (ع).
🔺منصوری در این مقاله به بررسی این پرداخته که چگونه حافظ رجب البُرسی (۷۳۳ - ۸۱۳ق)، فقیه و محدث شیعه اهل حله، با کتاب تأثیرگذار خود «مشارق أنوار الیقین فی حقائق أسرار امیرالمؤمنین علیهالسّلام» در فرایند دگرگونی تصویر علی (ع) از یک رهبر تاریخی به یک شخصیت آسمانی نقش بازی کرده است و چطور تصویری از علی (ع) برساخته که با اندیشههای الهیاتی-عرفانیاش، شرائط سیاسی-اجتماعی زمانهاش و ذائقه مخاطبانش سازگار است.
🔺البُرسی علی (ع) را به مثابه تجسم علوم باطنی، منبع غایی حکمت عرفانی و شخصیتی که نفوذ قدرت فرابشریاش فراتر از عالم خاکی گسترش یافته، به تصویر میکشد. علی (ع) در «مشارق الأنوار» در جایگاه حقیقتی فرابشری که با اسرار الهی پیوندی وثیق دارد، معرفی میشود. در این تصور، علی (ع) تنها در جایگاه امام اول شیعیان نیست، بلکه مرشدی کامل و رهبری الهی است که همه انسانها باید در اتصال با او به سوی خداوند سلوک نمایند.
🔺تصویر البُرسی از علی (ع)، از یک سو متأثر از انگارههای عرفانی، به ویژه اندیشههای محیالدین ابنعربی، و از سوی دیگر متأثر از قصص حماسی همچون علینامه است. به عنوان مثال، البُرسی تمامی انبیاء را تجلیات و مظاهر اسماء الهی میداند و در این میان، علی (ع) را نه فقط تجلی اسم اعظم، که در جایگاه خود اسم اعظم خدا مینشاند. نمونه دیگر داستانهای متعدد اسطورهای و غریبی است که البُرسی از تعامل علی (ع) با دوستان و دشمنانش نقل کرده است.
🔺این مقاله، دریچهای است به بازخوانی و بازشناسی اندیشههای حافظ رجب البُرسی و کتاب «مشارق أنوار الیقین» و تأثیر او بر تصویر علی بنابیطالب (ع) در فرهنگ عمومی مسلمانان در عصر پیشاصفوی.
⬇️ دریافت فایل کامل مقاله
📁[ تصویر فوق: نبرد علی (ع) با اژدها، خاوراننامهٔ ابنحسام خوسفی ]
@AlBasatin