Forwarded from خانه حکمت
🍃 دوره آموزشی #فلسفه_علوم_اجتماعی
🌺 با تدریس دکتر #سید_علی_کلانتری (دکتری فلسفه تحلیلی از دانشگاه بیرمنگام و دکتری فلسفه علم از دانشگاه وارویک و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)
📆 شنبه ها 🕙 ساعت 10
◀️ شروع دوره از 22 تیرماه
☎️ شماره تماس جهت ثبت نام: 09367942387
#خانه_حکمت
@khanehekmat
🌺 با تدریس دکتر #سید_علی_کلانتری (دکتری فلسفه تحلیلی از دانشگاه بیرمنگام و دکتری فلسفه علم از دانشگاه وارویک و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)
📆 شنبه ها 🕙 ساعت 10
◀️ شروع دوره از 22 تیرماه
☎️ شماره تماس جهت ثبت نام: 09367942387
#خانه_حکمت
@khanehekmat
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
🗽در دانشکده های اقتصاد چه خبر است(۱)؟
در ایام اعلام نتایج آزمون ارشد، در رابطه با تحصیلات تکمیلی رشته اقتصاد در دانشگاه های ایران نکات مهم و در خور توجهی وجود دارد که به اختصار به آن اشاره خواهم کرد. روشن است که از نمودهایِ عقب ماندگی فعلی ایران می توان به ساختار آموزش ابتدایی،متوسطه،عالی و تکمیلی آن در علوم مختلف اشاره کرد. اینکه نهاد دولت بر تمام بخش ها تسلط کامل دارد و از صفر تا صد ساختار آموزشیِ کشور را با دُز بالایِ ایدئولوژی تعیین می کند. البته این بحث هم گستردگی خاصی دارد و هم تاریخ قابل تاملی که از حوصله این متن خارج است.
در ایران آنکه در رابطه با تمام مسائل آموزش عالی تصمیم می گیرد و آن را بشکل بخشنامه اعمال می کند، دولت است. در حقیقت دولت علاوه بر مداخله مداوم در بازار، اربابِ آموزش عالی نیز است. در سرفصل های ابلاغی رشته اقتصاد اهدافی مانند "خودکفایی، تثبیت قیمتها و تامین اشتغال" را ذکر نموده و از فارغ التحصیلان اقتصاد می خواهد به کمکِ دولت بیایند و مشاوره بدهند.
در بخش ایدئولوژیک، شما با ساخت رشته هایی مانند "بانکداری اسلامی، اقتصاد اسلامی و اقتصاد مالیِ اسلامی" مواجه اید که در دانشکده های اقتصاد خصوصاً دانشگاه خوارزمی کرج تدریس میشود. در سایر گرایش ها نیز چند واحدی گنجانده شده که اجباراً و اختیاراً باید گذرانده شود. اینکه چنین گرایشاتی چه نسبتی با مکاتب اقتصادی دارد و چگونه ناگهان سربرآورده اند و یا در واقعیت اجرایی کشور چه نمود و اثری داشته اند، مجالی دیگر می طلبد و البته قابل بررسی است.ظرفیت پذیرش در این گرایشاتِ دستوری و ایدئولوژیک، بالاست و تقریباً بخش زیادی از جذب دانشجو در دانشگاه پیام نور و غیرانتفاعی های تحت نظارت دولت را هم دربرمی گیرد. بدیهی است که این رویکرد منجر به این میشود که علم اقتصاد که باید جوینده حقیقت باشد و مبتنی بر تئوری، تحقیق و تدقیق کند به بیراهه کشانده شده و توجیه گر وضع کنونی شود.
در جریان اصلی دانشکده های اقتصاد نیز شما با گرایشاتی مانند "توسعه و برنامه ریزی، برنامه ریزی سیستم های اقتصادی و اقتصاد انرژی" مواجه اید. البته گرایشات دیگری مانند شهری، محیط زیست و هنر نیز وجود دارد که به نظر نگارنده عمدتاً مبتنی بر بخشنامه های دولتی است.
بدیهی است که در دانشکده های اقتصاد ایران تنها اقتصاد کینزی آموزش داده میشود. اقتصادی که چند دهه است در دنیای واقعی خصوصاً از دهه هفتاد میلادی از اعتبار افتاده اما همچنان در ایران، نقل محفل باقی مانده است. نه در مقطع کارشناسی رویکردی نقادانه به اصول اقتصاد کنیزی و نتایج آن وجود دارد و نه در تحصیلات تکمیلی. تنها آموزش صفحات قدیمی و جزوه های رنگ و رو رفته تکرار میشود. در فضای آموزشی-پژوهشی دانشکده ها نیز غلبه عوامل دولتی را شاهدید و یا استادانی که فقط کینز را مرشد خود می دانند و با برنامه ریزی مرکزی خو گرفته اند. در واقع، آزادی که لازمه یک فضای علمی و دانشگاهی است عملاً وجود ندارد و شما بعنوان یک دانشجویِ رادیکال یا با دولت طرفید یا با استاد!
@whynationsfail2019
در ایام اعلام نتایج آزمون ارشد، در رابطه با تحصیلات تکمیلی رشته اقتصاد در دانشگاه های ایران نکات مهم و در خور توجهی وجود دارد که به اختصار به آن اشاره خواهم کرد. روشن است که از نمودهایِ عقب ماندگی فعلی ایران می توان به ساختار آموزش ابتدایی،متوسطه،عالی و تکمیلی آن در علوم مختلف اشاره کرد. اینکه نهاد دولت بر تمام بخش ها تسلط کامل دارد و از صفر تا صد ساختار آموزشیِ کشور را با دُز بالایِ ایدئولوژی تعیین می کند. البته این بحث هم گستردگی خاصی دارد و هم تاریخ قابل تاملی که از حوصله این متن خارج است.
در ایران آنکه در رابطه با تمام مسائل آموزش عالی تصمیم می گیرد و آن را بشکل بخشنامه اعمال می کند، دولت است. در حقیقت دولت علاوه بر مداخله مداوم در بازار، اربابِ آموزش عالی نیز است. در سرفصل های ابلاغی رشته اقتصاد اهدافی مانند "خودکفایی، تثبیت قیمتها و تامین اشتغال" را ذکر نموده و از فارغ التحصیلان اقتصاد می خواهد به کمکِ دولت بیایند و مشاوره بدهند.
در بخش ایدئولوژیک، شما با ساخت رشته هایی مانند "بانکداری اسلامی، اقتصاد اسلامی و اقتصاد مالیِ اسلامی" مواجه اید که در دانشکده های اقتصاد خصوصاً دانشگاه خوارزمی کرج تدریس میشود. در سایر گرایش ها نیز چند واحدی گنجانده شده که اجباراً و اختیاراً باید گذرانده شود. اینکه چنین گرایشاتی چه نسبتی با مکاتب اقتصادی دارد و چگونه ناگهان سربرآورده اند و یا در واقعیت اجرایی کشور چه نمود و اثری داشته اند، مجالی دیگر می طلبد و البته قابل بررسی است.ظرفیت پذیرش در این گرایشاتِ دستوری و ایدئولوژیک، بالاست و تقریباً بخش زیادی از جذب دانشجو در دانشگاه پیام نور و غیرانتفاعی های تحت نظارت دولت را هم دربرمی گیرد. بدیهی است که این رویکرد منجر به این میشود که علم اقتصاد که باید جوینده حقیقت باشد و مبتنی بر تئوری، تحقیق و تدقیق کند به بیراهه کشانده شده و توجیه گر وضع کنونی شود.
در جریان اصلی دانشکده های اقتصاد نیز شما با گرایشاتی مانند "توسعه و برنامه ریزی، برنامه ریزی سیستم های اقتصادی و اقتصاد انرژی" مواجه اید. البته گرایشات دیگری مانند شهری، محیط زیست و هنر نیز وجود دارد که به نظر نگارنده عمدتاً مبتنی بر بخشنامه های دولتی است.
بدیهی است که در دانشکده های اقتصاد ایران تنها اقتصاد کینزی آموزش داده میشود. اقتصادی که چند دهه است در دنیای واقعی خصوصاً از دهه هفتاد میلادی از اعتبار افتاده اما همچنان در ایران، نقل محفل باقی مانده است. نه در مقطع کارشناسی رویکردی نقادانه به اصول اقتصاد کنیزی و نتایج آن وجود دارد و نه در تحصیلات تکمیلی. تنها آموزش صفحات قدیمی و جزوه های رنگ و رو رفته تکرار میشود. در فضای آموزشی-پژوهشی دانشکده ها نیز غلبه عوامل دولتی را شاهدید و یا استادانی که فقط کینز را مرشد خود می دانند و با برنامه ریزی مرکزی خو گرفته اند. در واقع، آزادی که لازمه یک فضای علمی و دانشگاهی است عملاً وجود ندارد و شما بعنوان یک دانشجویِ رادیکال یا با دولت طرفید یا با استاد!
@whynationsfail2019
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
🗽در دانشکده های اقتصاد چه خبر است(۲)؟
اقتصاد بعنوان یک علم اجتماعی که در بحبوحهء انقلاب صنعتی با کتاب کم نظیر اَدَم اسمیت جان می گیرد و سربرمی آورد نیازمند معرفت شناسی، روش شناسی، تاریخ عقاید و نظاماتِ اقتصادی و... است اما از این مهمات یا در دانشکده ها خبری نیست و یا در حاشیه و انزوا قرار دارند. در جامعه دولت گرا و البته سوسیالیسم ایران هیچ عجیب نیست که دانشکده های اقتصاد نیز جاده صاف کنِ مداخله دولت در اقتصاد باشند. کینز مرشد این قبیل دانشکده هاست و هیچ مجالی برای تغییر و تحول وجود ندارد.
نکتهء دیگر اینکه امروزه در ایران اقتصاد در محاصره مهندس هاست. نماد اعلای آن، دانشکده اقتصاد دانشگاه فنی شریف است. در این دانشکده بهترین دانش آموختگان مهندسی تشویق میشوند که به علمِ اجتماعی اقتصاد وارد شوند تا در نهایت به دانشگاه های آمریکایی ترانسفر شوند. غلبه افراطی ذهن مهندسی و ریاضی در دانشکده های اقتصاد عارضه ای جهانی است که به شریف نیز سرایت کرده است. اقتصاد نیازمند یک ذهن منطقی است تا در تار و پود نظمِ خودجوش بازار تحقیق و تدقیق کند، نه اینکه طراحی کردن و مهندسی کردن اقتصاد جوامع بزرگ را بیاموزد که مثال تاریخی و مصرف گذشتهء آن کمونیسم شوروی است.
در دانشکده اقتصاد علامه نیز اوضاع بدتر است. آنجا با غلبه سیاست پیشگی اعتبار علم اقتصاد زیر سوال رفته است. خصوصا با نظرات ژورنالیستی و فاقد نظریه ای که در باب تورم و نرخ ارز مطرح میشود. علامه وجه ایدئولوژیک پر رنگی پیدا کرده است.
لهذا شما با دو عارضه در دانشکده های اقتصاد طرفید. غلبه ایدئولوژیِ سیاسی، و رویکرد مهندسی بر ساحت علمِ انسانی اقتصاد. از طرفی دیگر از فقدان آزادی اندیشه رنج خواهید برد که لزوماً از جانب دولت اعمال نمیشود و می تواند از اتوریتهء جمعی اساتید دولت گرا و سوسیالیست باشد. علم اقتصاد با بخشنامه های دولتی و اتوریته اساتید کینزی در ایران به جایی نمی رسد و به دمِ تازه ای نیازمند است.
@whynationsfail2019
اقتصاد بعنوان یک علم اجتماعی که در بحبوحهء انقلاب صنعتی با کتاب کم نظیر اَدَم اسمیت جان می گیرد و سربرمی آورد نیازمند معرفت شناسی، روش شناسی، تاریخ عقاید و نظاماتِ اقتصادی و... است اما از این مهمات یا در دانشکده ها خبری نیست و یا در حاشیه و انزوا قرار دارند. در جامعه دولت گرا و البته سوسیالیسم ایران هیچ عجیب نیست که دانشکده های اقتصاد نیز جاده صاف کنِ مداخله دولت در اقتصاد باشند. کینز مرشد این قبیل دانشکده هاست و هیچ مجالی برای تغییر و تحول وجود ندارد.
نکتهء دیگر اینکه امروزه در ایران اقتصاد در محاصره مهندس هاست. نماد اعلای آن، دانشکده اقتصاد دانشگاه فنی شریف است. در این دانشکده بهترین دانش آموختگان مهندسی تشویق میشوند که به علمِ اجتماعی اقتصاد وارد شوند تا در نهایت به دانشگاه های آمریکایی ترانسفر شوند. غلبه افراطی ذهن مهندسی و ریاضی در دانشکده های اقتصاد عارضه ای جهانی است که به شریف نیز سرایت کرده است. اقتصاد نیازمند یک ذهن منطقی است تا در تار و پود نظمِ خودجوش بازار تحقیق و تدقیق کند، نه اینکه طراحی کردن و مهندسی کردن اقتصاد جوامع بزرگ را بیاموزد که مثال تاریخی و مصرف گذشتهء آن کمونیسم شوروی است.
در دانشکده اقتصاد علامه نیز اوضاع بدتر است. آنجا با غلبه سیاست پیشگی اعتبار علم اقتصاد زیر سوال رفته است. خصوصا با نظرات ژورنالیستی و فاقد نظریه ای که در باب تورم و نرخ ارز مطرح میشود. علامه وجه ایدئولوژیک پر رنگی پیدا کرده است.
لهذا شما با دو عارضه در دانشکده های اقتصاد طرفید. غلبه ایدئولوژیِ سیاسی، و رویکرد مهندسی بر ساحت علمِ انسانی اقتصاد. از طرفی دیگر از فقدان آزادی اندیشه رنج خواهید برد که لزوماً از جانب دولت اعمال نمیشود و می تواند از اتوریتهء جمعی اساتید دولت گرا و سوسیالیست باشد. علم اقتصاد با بخشنامه های دولتی و اتوریته اساتید کینزی در ایران به جایی نمی رسد و به دمِ تازه ای نیازمند است.
@whynationsfail2019
Forwarded from موسی غنینژاد
📝تفکر مهندسی در اقتصاد و آفتهای آن
✍موسی غنینژاد
💢مهندسی در علوم طبیعی یکی از مهمترین عوامل افزایش رفاه انسانها در طول قرنهای متمادی به ویژه در دو سده اخیر پس از انقلاب صنعتی بوده است. این واقعیت انکارناپذیر طبیعتاً ارج و قرب مهندسی را در افکار عمومی به شدت و به حق بالا برده است اما در عین حال به این اندیشه نادرست یا توهم دامن زده که در هر زمینهای میتوان مشکلات پیش رو را با روشهای مهندسی از میان برداشت. مهندسان بهتر از هر کسی نسبت به محدودیتهای قدرت خود آگاهاند و میدانند که با مهندسی «هر کاری» را نمیتوان انجام داد و اتفاقاً با شناخت دقیق این محدودیتها است که آنها میتوانند در رسیدن به اهداف خود موفق شوند.
💢بنابراین توهمی که به آن اشاره شد ناشی از فکر مهندسان نیست بلکه ریشه در نوعی تفکر مهندسی دارد که بیشتر مورد پسند عوام ناآشنا به مباحث علمی است و البته به دلایلی مورد علاقه شدید سیاستمداران و صاحبان قدرت سیاسی است. این علاقه البته معصومانه و سادهلوحانه نیست بلکه دلایل قوی دارد که ناظر بر حفظ و افزایش قدرت است. اینجا مجال پرداختن به همه جنبههای اجتماعی این مسئله نیست و فقط به آفتهای مربوط به تفکر مهندسی در برخی حوزههای اقتصادی اشاره خواهد شد.
❇️ مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساساً و عمدتاً در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد و در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که ما با کُنشهای ارادی افراد و نظمهای ناشی آن ها سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. کُنش انسانها ریشه در عقاید و سلایق متفاوت آنها دارد و درست است که این عقاید و سلایق در معرض تغییرند اما عوامل موثر روی این تغییرات به شیوه علوم طبیعی قابل شناسایی دقیق و مهندسی نیستند. دلیل این امر روشن است اتمها در علوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتمها و ملکولها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عملاند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت ازهم انجام دهند. این است که ما در علوم اجتماعی با نظمها و قاعدهمندیهای نوعاً متفاوتی روبرو هستیم که مهندسی در آنها را به غایت دشوار و حتی شاید بهتر است بگوییم عملاً ناممکن میسازد.
❇️ اما همچنانکه پیش از این اشاره شد سیاستمداران و صاحبان قدرت علاقه فراوانی دارند که روابط اجتماعی و اقتصادی را به نحو «مطلوبی» مهندسی کنند و این ممکن است آسیبهای فراوانی به همراه بیاورد. سیاستمداران دوست دارند با مهندسی تجارت خارجی و کنترل واردات از تولیدات داخلی حمایت کنند و اشتغال و رشد اقتصادی را در کشور افزایش دهند. آنها مایلند با قیمتگذاری کالاها و خدمات، عدالت اجتماعی را مهندسی کنند. حفظ یا افزایش قدرت پول ملی با تعیین نرخ ارز و مهندسی آن یکی از وسوسههای دائمی سیاستگذاران اقتصادی است. همین طور است مهندسی نرخ بهره و تطبیق دادن آن با نرخ تورم که در کشور ما به شدت دنبال میشود.
❇️ تجربه تاریخی نشان میدهد که همه این گونه «مهندسیها» نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا شکست خورده اما به دلیل محبوبیت آن میان عامه مردم و علاقه سیاستمدارن به دستاویز کردن آن هیچگاه کنار نهاده نشده است. به سخن دیگر توهم مهندسی اقتصادی همچنان ادامه دارد و متأسفانه برخی اقتصاددانان نیز در دامن زدن به این توهم، خواسته یا ناخواسته، نقش دارند. این گروه با عمده کردن موضوع شکست بازار و طرح تدابیر مهندسی برای برطرف کردن آن، این شبهه را القا میکنند که گویا موضوع علم اقتصاد نه شناخت قوانین حاکم بر نظام بازار که شناخت مسائل موسوم به شکست بازار و شیوههای مهندسی رفع این شکست است.
❇️ نتیجه این تفکر در کشور ما تاکنون بسیار اسفناک بوده است. نهادهای سرکوبگر اقتصادی در جامعه ما از سازمان حمایت گرفته تا تعزیرات، شورای رقابت و ستاد مبارزه با قاچاق جملگی محصول این تفکر معیوب اقتصادیاند. ابداع بانکداری بدون بهره ریشه در این تفکر مهندسی داشت که گویا با نادیده گرفتن قوانین اقتصادی میتوان نظام بانکداری مطلوب را طراحی کرد و به اجرا گذاشت. اقدام به انجام کار ناممکن البته امکانپذیر است اما طبیعتاً نتیجه مورد انتظار را به بار نمیآورد و ممکن است بسیار پرهزینه باشد.
📌یک بار برای همیشه باید پذیرفت که سیاستهای اقتصادی با در نظر گرفتن قوانین اقتصادی و در چارچوب محدودیتهای آنها به نتیجه مطلوب و مورد انتظار میانجامد. ساز و کارهای نظام اقتصادی را نمیتوان به سیاق علوم طبیعی مهندسی کرد.
#کنش #قوانین_اقتصادی #مهندسی_اقتصادی #یادداشت
@ghaninejad_mousa
✍موسی غنینژاد
💢مهندسی در علوم طبیعی یکی از مهمترین عوامل افزایش رفاه انسانها در طول قرنهای متمادی به ویژه در دو سده اخیر پس از انقلاب صنعتی بوده است. این واقعیت انکارناپذیر طبیعتاً ارج و قرب مهندسی را در افکار عمومی به شدت و به حق بالا برده است اما در عین حال به این اندیشه نادرست یا توهم دامن زده که در هر زمینهای میتوان مشکلات پیش رو را با روشهای مهندسی از میان برداشت. مهندسان بهتر از هر کسی نسبت به محدودیتهای قدرت خود آگاهاند و میدانند که با مهندسی «هر کاری» را نمیتوان انجام داد و اتفاقاً با شناخت دقیق این محدودیتها است که آنها میتوانند در رسیدن به اهداف خود موفق شوند.
💢بنابراین توهمی که به آن اشاره شد ناشی از فکر مهندسان نیست بلکه ریشه در نوعی تفکر مهندسی دارد که بیشتر مورد پسند عوام ناآشنا به مباحث علمی است و البته به دلایلی مورد علاقه شدید سیاستمداران و صاحبان قدرت سیاسی است. این علاقه البته معصومانه و سادهلوحانه نیست بلکه دلایل قوی دارد که ناظر بر حفظ و افزایش قدرت است. اینجا مجال پرداختن به همه جنبههای اجتماعی این مسئله نیست و فقط به آفتهای مربوط به تفکر مهندسی در برخی حوزههای اقتصادی اشاره خواهد شد.
❇️ مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساساً و عمدتاً در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد و در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که ما با کُنشهای ارادی افراد و نظمهای ناشی آن ها سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. کُنش انسانها ریشه در عقاید و سلایق متفاوت آنها دارد و درست است که این عقاید و سلایق در معرض تغییرند اما عوامل موثر روی این تغییرات به شیوه علوم طبیعی قابل شناسایی دقیق و مهندسی نیستند. دلیل این امر روشن است اتمها در علوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتمها و ملکولها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عملاند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت ازهم انجام دهند. این است که ما در علوم اجتماعی با نظمها و قاعدهمندیهای نوعاً متفاوتی روبرو هستیم که مهندسی در آنها را به غایت دشوار و حتی شاید بهتر است بگوییم عملاً ناممکن میسازد.
❇️ اما همچنانکه پیش از این اشاره شد سیاستمداران و صاحبان قدرت علاقه فراوانی دارند که روابط اجتماعی و اقتصادی را به نحو «مطلوبی» مهندسی کنند و این ممکن است آسیبهای فراوانی به همراه بیاورد. سیاستمداران دوست دارند با مهندسی تجارت خارجی و کنترل واردات از تولیدات داخلی حمایت کنند و اشتغال و رشد اقتصادی را در کشور افزایش دهند. آنها مایلند با قیمتگذاری کالاها و خدمات، عدالت اجتماعی را مهندسی کنند. حفظ یا افزایش قدرت پول ملی با تعیین نرخ ارز و مهندسی آن یکی از وسوسههای دائمی سیاستگذاران اقتصادی است. همین طور است مهندسی نرخ بهره و تطبیق دادن آن با نرخ تورم که در کشور ما به شدت دنبال میشود.
❇️ تجربه تاریخی نشان میدهد که همه این گونه «مهندسیها» نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا شکست خورده اما به دلیل محبوبیت آن میان عامه مردم و علاقه سیاستمدارن به دستاویز کردن آن هیچگاه کنار نهاده نشده است. به سخن دیگر توهم مهندسی اقتصادی همچنان ادامه دارد و متأسفانه برخی اقتصاددانان نیز در دامن زدن به این توهم، خواسته یا ناخواسته، نقش دارند. این گروه با عمده کردن موضوع شکست بازار و طرح تدابیر مهندسی برای برطرف کردن آن، این شبهه را القا میکنند که گویا موضوع علم اقتصاد نه شناخت قوانین حاکم بر نظام بازار که شناخت مسائل موسوم به شکست بازار و شیوههای مهندسی رفع این شکست است.
❇️ نتیجه این تفکر در کشور ما تاکنون بسیار اسفناک بوده است. نهادهای سرکوبگر اقتصادی در جامعه ما از سازمان حمایت گرفته تا تعزیرات، شورای رقابت و ستاد مبارزه با قاچاق جملگی محصول این تفکر معیوب اقتصادیاند. ابداع بانکداری بدون بهره ریشه در این تفکر مهندسی داشت که گویا با نادیده گرفتن قوانین اقتصادی میتوان نظام بانکداری مطلوب را طراحی کرد و به اجرا گذاشت. اقدام به انجام کار ناممکن البته امکانپذیر است اما طبیعتاً نتیجه مورد انتظار را به بار نمیآورد و ممکن است بسیار پرهزینه باشد.
📌یک بار برای همیشه باید پذیرفت که سیاستهای اقتصادی با در نظر گرفتن قوانین اقتصادی و در چارچوب محدودیتهای آنها به نتیجه مطلوب و مورد انتظار میانجامد. ساز و کارهای نظام اقتصادی را نمیتوان به سیاق علوم طبیعی مهندسی کرد.
#کنش #قوانین_اقتصادی #مهندسی_اقتصادی #یادداشت
@ghaninejad_mousa
Forwarded from موسی غنینژاد
@ghaninejad_mousa
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
🔸بخش اول
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن، پارادایم ها و مفاهیم اقتصادی می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو
#مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/2MjeRW3
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
🔸بخش اول
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن، پارادایم ها و مفاهیم اقتصادی می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو
#مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/2MjeRW3
اکوایران
معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن - قسمت اول
موضوع علم اقتصاد، روابط مبادلهای میان انسانها است. پارادایمهای علم اقتصاد با تکیه بر اصالت فرد شکل گرفته اند.
Forwarded from موسی غنینژاد
@ghaninejad_mousa
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
🔸🔸بخش دوم
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به معرفت شناسی علم اقتصاد و تئوری های اقتصادی، تحولات اندیشه در طول زمان و رویکردهای مرتبط با آنها می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو #مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/32NLIZ3ز
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۴/۲۴
🔸🔸بخش دوم
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به معرفت شناسی علم اقتصاد و تئوری های اقتصادی، تحولات اندیشه در طول زمان و رویکردهای مرتبط با آنها می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو #مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/32NLIZ3ز
Forwarded from موسی غنینژاد
@ghaninejad_mousa
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۵/۰۲
🔸🔸🔸بخش سوم
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به اندیشه ها و تئوری های شناخت هایک، خاستگاه فکری و مفاهیم مرتبط با آنها می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو #مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/2LEKsSw
💠 معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن
برنامه اقتصاد آزاد ۱۳۹۸/۰۵/۰۲
🔸🔸🔸بخش سوم
این قسمت از برنامه ویدیویی اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به اندیشه ها و تئوری های شناخت هایک، خاستگاه فکری و مفاهیم مرتبط با آنها می پردازد.
#معرفت_شناسی #گفتگو #مکاتب_اقتصادی
در لینک زیر مشاهده کنید 👇
https://bit.ly/2LEKsSw
اکوایران
معرفت شناسی علم اقتصاد و مبانی آن - قسمت سوم
این قسمت از برنامه اقتصاد آزاد با حضور آقای دکتر موسی غنی نژاد به مباحث مربوط به اندیشه ها و تئوری های شناخت هایک، خواستگاه فکری و مفاهیم مرتبط با آنها می پردازد.
با درود
بمنظور تقویت توان مکالمه زبان انگلیسی ساعت ۵ بعد از ظهر روز شنبه مورخ ۹۸/۵/۵ جلسه ای در موسسه آموزش زبان اندیشه به آدرس ذیل برگزار خواهد شد .
مراتب جهت اطلاع علاقه مندان و در صورت تمایل ، شرکت در این نشست اعلام می گردد.
دروازه شیراز، سعادت اباد،بعد از ملاصدرا
طبقه فوقانی بانک مسکن،موسسه فرهنگی اندیشه نو.
مدرس: آقای دکتر نبوی، دکترای مدیریت.
بمنظور تقویت توان مکالمه زبان انگلیسی ساعت ۵ بعد از ظهر روز شنبه مورخ ۹۸/۵/۵ جلسه ای در موسسه آموزش زبان اندیشه به آدرس ذیل برگزار خواهد شد .
مراتب جهت اطلاع علاقه مندان و در صورت تمایل ، شرکت در این نشست اعلام می گردد.
دروازه شیراز، سعادت اباد،بعد از ملاصدرا
طبقه فوقانی بانک مسکن،موسسه فرهنگی اندیشه نو.
مدرس: آقای دکتر نبوی، دکترای مدیریت.
انجمن علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان pinned «با درود بمنظور تقویت توان مکالمه زبان انگلیسی ساعت ۵ بعد از ظهر روز شنبه مورخ ۹۸/۵/۵ جلسه ای در موسسه آموزش زبان اندیشه به آدرس ذیل برگزار خواهد شد . مراتب جهت اطلاع علاقه مندان و در صورت تمایل ، شرکت در این نشست اعلام می گردد. دروازه شیراز، سعادت اباد،بعد…»
Forwarded from موسی غنینژاد
📝دو روی یک سکه
🎤بررسی رابطه انحصار سیاسی و انحصار اقتصادی در گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد
🎯 آقایان میگویند نظارت برای بررسی ویژگیهای نامزدهای انتخابات در همه جای دنیا هست. این درست است، ولی در کشورهای دنیا این نظارت بر اساس ضوابط کلی، همهشمول و شفاف است. این طور نیست که تایید صلاحیت بسته به نظر اکثریت یک هیات چند نفره باشد و در آن صلاحیت یک نفر در یک دوره مورد تایید قرار گیرد، در دوره دیگر قرار نگیرد و احیانا در دوره بعد تر دوباره مورد تایید واقع شود؛ یا برای انتخابات مجلس مورد تایید باشد و برای ریاست جمهوری نباشد، و هیچ توضیح استدلالی روشنی هم برای افکار عمومی در این خصوص ارائه نشود. چنین کاری به معنای حاکمیت «اراده های خاص» در برابر حاکمیت قانون است. اینجا هیچ چیز مشخص نیست، بنابراین قاعدهای نداریم چون قاعده باید مشخص و روشن باشد. قاعده داشتن به این معناست که مردم بدانند چرا صلاحیت یک فرد تایید و صلاحیت فرد دیگر رد شده است. متاسفانه در این زمینه همیشه ابهام وجود دارد. در مواردی حتی برخی از کسانی که رد صلاحیت شدهاند، علناً درخواست کردهاند که دلایل رد صلاحیت آنها عمومی و علنی اعلام شود، اما آقایان گفتهاند نه، خصوصی به شما میگوییم. اینکه گفته شود اعلام استدلال مصلحت نیست، به این معنا تعبیر می شود که مصلحت مورد نظر آنها منطبق با هیچ قاعده کلی نیست. و این اتفاقا زیانبارترین تعریف از مفهوم مصلحت است.
#انحصار_سیاسی #انحصار_اقتصادی #مصاحبه
🗞منتشر شده در شماره 324 #تجارت_فردا
متن کامل این گفتگو را می توانید در فایل زیر مطالعه نمائید👇
attach 📎
🎤بررسی رابطه انحصار سیاسی و انحصار اقتصادی در گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد
🎯 آقایان میگویند نظارت برای بررسی ویژگیهای نامزدهای انتخابات در همه جای دنیا هست. این درست است، ولی در کشورهای دنیا این نظارت بر اساس ضوابط کلی، همهشمول و شفاف است. این طور نیست که تایید صلاحیت بسته به نظر اکثریت یک هیات چند نفره باشد و در آن صلاحیت یک نفر در یک دوره مورد تایید قرار گیرد، در دوره دیگر قرار نگیرد و احیانا در دوره بعد تر دوباره مورد تایید واقع شود؛ یا برای انتخابات مجلس مورد تایید باشد و برای ریاست جمهوری نباشد، و هیچ توضیح استدلالی روشنی هم برای افکار عمومی در این خصوص ارائه نشود. چنین کاری به معنای حاکمیت «اراده های خاص» در برابر حاکمیت قانون است. اینجا هیچ چیز مشخص نیست، بنابراین قاعدهای نداریم چون قاعده باید مشخص و روشن باشد. قاعده داشتن به این معناست که مردم بدانند چرا صلاحیت یک فرد تایید و صلاحیت فرد دیگر رد شده است. متاسفانه در این زمینه همیشه ابهام وجود دارد. در مواردی حتی برخی از کسانی که رد صلاحیت شدهاند، علناً درخواست کردهاند که دلایل رد صلاحیت آنها عمومی و علنی اعلام شود، اما آقایان گفتهاند نه، خصوصی به شما میگوییم. اینکه گفته شود اعلام استدلال مصلحت نیست، به این معنا تعبیر می شود که مصلحت مورد نظر آنها منطبق با هیچ قاعده کلی نیست. و این اتفاقا زیانبارترین تعریف از مفهوم مصلحت است.
#انحصار_سیاسی #انحصار_اقتصادی #مصاحبه
🗞منتشر شده در شماره 324 #تجارت_فردا
متن کامل این گفتگو را می توانید در فایل زیر مطالعه نمائید👇
attach 📎
Telegram
attach 📎
Forwarded from Mahdokht Charkhesht
سایت anchor
https://anchor.fm/radio-toseae
Googl Padcasts
https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9hbmNob3IuZm0vcy9jODIwZTkwL3BvZGNhc3QvcnNz
سایت Breaker
https://www.breaker.audio/rdyw-twsh
سایت overcast
https://overcast.fm/itunes1471543010
سایت Pocket Casts
https://pca.st/K61z
اپلیکیشن Castbox
https://castbox.fm/va/2193174
https://anchor.fm/radio-toseae
Googl Padcasts
https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9hbmNob3IuZm0vcy9jODIwZTkwL3BvZGNhc3QvcnNz
سایت Breaker
https://www.breaker.audio/rdyw-twsh
سایت overcast
https://overcast.fm/itunes1471543010
سایت Pocket Casts
https://pca.st/K61z
اپلیکیشن Castbox
https://castbox.fm/va/2193174
Anchor
رادیو توسعه • A podcast on Anchor
رادیوتوسعه صدای پویش فکری توسعه است. اینبار داستان توسعه شهرها و کشورها از نگاه شما... همسفر ما باشید با رادیو توسعه.
Forwarded from Mahdokht Charkhesht
سلام و درود بر دوست گرامی و عزیز
به اطلاع می رساند پادکست های رادیو توسعه از این پس علاوه بر کانال تلگرامی پویش فکری توسعه و رادیو توسعه، در ۷ سایت رسمی در حوزه انتشار پادکست و همچنین در اپلیکیشن کست باکس(castbox) قرار گرفته است.
دوستان میتوانند از این پس پادکست ها را بدون دانلود کردن از طریق لینک های زیر در فضای وب یا اپلیکیشن های پادکست بشنوند.
ممنون از حمایت های شما
همسفر ما باشید با رادیو توسعه...🎧☺️📻
به اطلاع می رساند پادکست های رادیو توسعه از این پس علاوه بر کانال تلگرامی پویش فکری توسعه و رادیو توسعه، در ۷ سایت رسمی در حوزه انتشار پادکست و همچنین در اپلیکیشن کست باکس(castbox) قرار گرفته است.
دوستان میتوانند از این پس پادکست ها را بدون دانلود کردن از طریق لینک های زیر در فضای وب یا اپلیکیشن های پادکست بشنوند.
ممنون از حمایت های شما
همسفر ما باشید با رادیو توسعه...🎧☺️📻
Forwarded from مجمع دانشجویان خمینی شهریiut (M.rezaeii)
📣 قابل توجه کنکوری ها 📣
🔷همایش رایگان معرفی وآشنایی با رشته های دانشگاهی به صورت فرد به فرد.
🔷ویژه گروه های: ریاضی،تجربی،انسانی،زبان...
🔷به همراه مشاور تخصصی با موضوع شناخت تیپ شخصیتی و تاثیر خودشناسی در رشته تحصیلی و آینده شغلی.
🗓چهارشنبه 16 مرداد ماه
🕰 15:30 الی 16:30 --> مشاوره تخصصی
🕰 16:30 الی 20 --> مشاوره فرد به فرد
🏫مکان: فرهنگسرای بعثت خمینی شهر
🔹اطلاعات بیشتر در کانال زیر
@iut_kh
🔷همایش رایگان معرفی وآشنایی با رشته های دانشگاهی به صورت فرد به فرد.
🔷ویژه گروه های: ریاضی،تجربی،انسانی،زبان...
🔷به همراه مشاور تخصصی با موضوع شناخت تیپ شخصیتی و تاثیر خودشناسی در رشته تحصیلی و آینده شغلی.
🗓چهارشنبه 16 مرداد ماه
🕰 15:30 الی 16:30 --> مشاوره تخصصی
🕰 16:30 الی 20 --> مشاوره فرد به فرد
🏫مکان: فرهنگسرای بعثت خمینی شهر
🔹اطلاعات بیشتر در کانال زیر
@iut_kh
مجمع دانشجویان خمینی شهریiut
📣 قابل توجه کنکوری ها 📣 🔷همایش رایگان معرفی وآشنایی با رشته های دانشگاهی به صورت فرد به فرد. 🔷ویژه گروه های: ریاضی،تجربی،انسانی،زبان... 🔷به همراه مشاور تخصصی با موضوع شناخت تیپ شخصیتی و تاثیر خودشناسی در رشته تحصیلی و آینده شغلی. 🗓چهارشنبه 16 مرداد ماه 🕰 15:30…
دانشجویان رشته اقتصاد که توان شرکت در این همایش و دادن مشاوره به دانش اموزان رو دارن لطفا به ایدی زیر پیام بدن
@momad2450
@momad2450
Forwarded from اخبار علوم باستانی و تاریخ
سازمان اسناد و کتابخانه ملی (منطقه مرکزی کشور) با همکاری انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه اصفهان و انجمن تاریخ محلی ایرانیان و انجمن معلمان تاریخ اصفهان برگزار می کنند :
🏛دوره آموزشی "آشنایی با خط سیاق " از سطح مقدماتی تا پیشرفته
✍️مدرس دوره آموزشی :
دکتر محسن روستایی ؛سندپژوه و کارشناس ارشد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
🌐زمان :چهاردهم مردادماه الی شانزدهم مرداد ماه 1398
🧭 ساعت 8:30 الی 14:30
🗺مکان : سازمان اسناد وکتابخانه ملی (منطقه مرکزی کشور ) به آدرس : ملک شهر .خیابان بهارستان غربی .روبه روی شهرداری منطقه ۱۲.ایستگاه مترو گلستان .کوچه ۵۸
📝نحوه ثبت نام در پوستر درج شده است .بازه زمانی ثبت نام :۱ الی ۱۲ مردادماه ۱۳۹۸
🏛@historyui
🏛دوره آموزشی "آشنایی با خط سیاق " از سطح مقدماتی تا پیشرفته
✍️مدرس دوره آموزشی :
دکتر محسن روستایی ؛سندپژوه و کارشناس ارشد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
🌐زمان :چهاردهم مردادماه الی شانزدهم مرداد ماه 1398
🧭 ساعت 8:30 الی 14:30
🗺مکان : سازمان اسناد وکتابخانه ملی (منطقه مرکزی کشور ) به آدرس : ملک شهر .خیابان بهارستان غربی .روبه روی شهرداری منطقه ۱۲.ایستگاه مترو گلستان .کوچه ۵۸
📝نحوه ثبت نام در پوستر درج شده است .بازه زمانی ثبت نام :۱ الی ۱۲ مردادماه ۱۳۹۸
🏛@historyui
Forwarded from بهلول (Amirreza Abdoli)
تشییع ریال
با بلایی که در چهل پنجاه سال گذشته به دست بانکهای مرکزی و به دستور دولتها بر سر ریال آمد، قدرت خرید آن کم و کمتر شد تا بالاخره به صفر رسید. اکنون سالهاست که دیگر با یک ریال هیچ چیزی را نمیتوان خرید.
این کاری است که دولتها با پول میکنند. آنها حق انتشار پول را نیز مانند حق اِعمال خشونت مشروع در انحصار مسلّم خود می دانند، با این تفاوت که در مورد میزان لازم خشونت مشروع ممکن است گاهی مجبور به ادای توضیح شوند امّا در مورد انتشار پول هیچگاه مسئولیت پاسخگویی نداشته اند. بلا به تشبیه همانطور که قرآن میگوید یسئلونک عن الرّوح قل الرّوح من امر ربّی (از تو دربارۀ روح میپرسند، بگو روح امری است مربوط به پروردگار)، در تمدّن صدسال اخیر هم اگر سوالی راجع به پول بپرسید جواب این است: پول امری است مربوط به بانک مرکزی، به شماها ربطی ندارد.
حتّی یک اقتصاد در جهان معاصر یافت نمیشود که دچار کاهش مداوم قدرت خرید واحد پول نبوده نباشد. تفاوت فقط در این است که روند کاهش ارزش پول میتواند تندتر یا کندتر باشد. در جاهایی مثل کشور ما این روند شتاب رسواتری داشته است به طوری که تقریباً پنجاه سال پس از روشن شدن موتور تورّم، به جایی رسیده ایم که بانک مرکزی طی لایحه ای رسماً می پذیرد که در مأموریت حفظ ارزش پول ملّی کاملاً شکست خورده است: یک ریال دیگر پول نیست و قدرت خرید ندارد. و البته این لایحه ای بسیار دیرهنگام است، چراکه می دانیم عملاً از آغاز دهۀ 1370 ریال دیگر پول نبود. کسانی که خاطره ای از خریدن چیزی با یک ریال دارند، میانسالانی هستند با حداقل سنّ چهل پنجاه سال.
این واقعیت است. ریال به انهدام کامل رسید. و دقیقاً به دست همان کسانی که مسئولیت قانونی نگهبانی از ارزش آن را داشتند (لطفاً نخستین بندهای اساسنامه و قانون تشکیل بانک مرکزی را ببینید). در واقع به نظر میرسد اگر به یک گربۀ گرسنه برای نگهبانی از یک تکّه گوشت اعتماد کرده بودیم عاقلانه تر بود تا آن که مسئولیت حفاظت از ارزش پول را به یک بانک مرکزی مطلقاً غیرپاسخگو واگذار کنیم. و در واقع این نتیجۀ زیستن در جهانی است تحت تسلّط اقتصادسنجی. این نتیجۀ دانشگاههایی است که اقتصاددانان را طوری تربیت میکنند که نسبت به تناقضات منطقی و حقوقی هیچ حساسیتی نداشته باشند و تعرّض دائمی بانکهای مرکزی به حقوق و اموال مردم از طریق کاهش قدرت خرید پول را روندی عرفی، عادّی، مباح، بی خطر و گاه حتّی ضروری جلوه دهند. بگذریم..
هرچه که هست، مدتهاست که دیگر ریال پول نیست؛ امروز شاید به زحمت بتوان هزار ریال را پول دانست. مردم سالیان سال است که از تومان استفاده میکنند و چشمشان را عادت داده اند تا یکی از صفرهای جلوی هر قیمت رسمی را نبیند. اینکه سهل است، عملاً در محاورات روزمرّه «یه تومن» به معنای یک میلیون تومان است!
مرگ واحد پولِ عملاً منسوخ را بالاخره یک روز باید رسماً تأیید کرد. باید زیر بار رفت که ریال به دست منتشر کنندگانش آنقدر ضعیف شد تا از پول بودن ساقط شود. ریال عمرش را به شما داد و به دیار همۀ چیزهای دیگری پیوست که روزی داشتیم و امروز نداریم.
حذف صفر یا اعلام یک واحد پولی جدید هیچ اثر حقیقی قابل توجّهی بر زندگی های ما ندارد. چون اصولاً هیچ چیز نیست غیر از همین صدور گواهی فوت رسمی برای واحد پول قبلی که سالها از مرگش میگذشت ولی بنا به پاره ای مصالح جنازه اش هنوز از دستگاه رسمیت بخش اسناد دولتی باز نشده بود.
امور تحمیلی سیاست و حاکمیت همه همین گونه اند. نه تولّدشان بی حضور قابلۀ قدرت ممکن است و نه حتّی می توانند مثل آدمیزاد با فرا رسیدن مرگشان بمیرند.
و در پایان برای آنها که به پیشبینی علاقه مندند یک خبر بد دارم:
اگر بنا باشد پس از این هم پول ایران با همین روال بی رویۀ فعلی در ید اختیارات بلامسئولیت و انحصاری کسانی باشد که هنری غیر از افزایش حجم سالانه بیست تا سی درصدی آن نداشته و ندارند، در بهترین حالت کمتر از بیست سال طول میکشد تا همین تومان قدرتمند در شُرُف تولّد نیز دیگر قادر به خرید هیچ چیز نباشد و با همین مراسم بی شکوهی که میبینید تا قبرستان دینار و صنّار و شاهی و عباسی و ... و ریال تشییع شود.
اگر بتوان برای زایش ققنوس تومان از خاکستر ریال فایده ای تصوّر کرد، فقط همین است که شاید از این هشتاد میلیون نفر کاربران آن دستکم هشتاد نفر از خود چنین سوالاتی بپرسند: پول چیست؟ چگونه باید تولید شود؟ چرا باید در انحصار بانک مرکزی باشد؟ چرا نباید بانک مرکزی به هیچ مرجعی در قبال عملکرد خود پاسخگویی جدّی داشته باشد؟
و سوالات مبارک و مفید دیگری از این دست که میتوانند قبل از زیر سؤال بردن مکانیسم های حاکمیتی، ابتدا علم اقتصاد تاکنون بی پاسخ به این سوالات را به استیضاح بکشند.
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
با بلایی که در چهل پنجاه سال گذشته به دست بانکهای مرکزی و به دستور دولتها بر سر ریال آمد، قدرت خرید آن کم و کمتر شد تا بالاخره به صفر رسید. اکنون سالهاست که دیگر با یک ریال هیچ چیزی را نمیتوان خرید.
این کاری است که دولتها با پول میکنند. آنها حق انتشار پول را نیز مانند حق اِعمال خشونت مشروع در انحصار مسلّم خود می دانند، با این تفاوت که در مورد میزان لازم خشونت مشروع ممکن است گاهی مجبور به ادای توضیح شوند امّا در مورد انتشار پول هیچگاه مسئولیت پاسخگویی نداشته اند. بلا به تشبیه همانطور که قرآن میگوید یسئلونک عن الرّوح قل الرّوح من امر ربّی (از تو دربارۀ روح میپرسند، بگو روح امری است مربوط به پروردگار)، در تمدّن صدسال اخیر هم اگر سوالی راجع به پول بپرسید جواب این است: پول امری است مربوط به بانک مرکزی، به شماها ربطی ندارد.
حتّی یک اقتصاد در جهان معاصر یافت نمیشود که دچار کاهش مداوم قدرت خرید واحد پول نبوده نباشد. تفاوت فقط در این است که روند کاهش ارزش پول میتواند تندتر یا کندتر باشد. در جاهایی مثل کشور ما این روند شتاب رسواتری داشته است به طوری که تقریباً پنجاه سال پس از روشن شدن موتور تورّم، به جایی رسیده ایم که بانک مرکزی طی لایحه ای رسماً می پذیرد که در مأموریت حفظ ارزش پول ملّی کاملاً شکست خورده است: یک ریال دیگر پول نیست و قدرت خرید ندارد. و البته این لایحه ای بسیار دیرهنگام است، چراکه می دانیم عملاً از آغاز دهۀ 1370 ریال دیگر پول نبود. کسانی که خاطره ای از خریدن چیزی با یک ریال دارند، میانسالانی هستند با حداقل سنّ چهل پنجاه سال.
این واقعیت است. ریال به انهدام کامل رسید. و دقیقاً به دست همان کسانی که مسئولیت قانونی نگهبانی از ارزش آن را داشتند (لطفاً نخستین بندهای اساسنامه و قانون تشکیل بانک مرکزی را ببینید). در واقع به نظر میرسد اگر به یک گربۀ گرسنه برای نگهبانی از یک تکّه گوشت اعتماد کرده بودیم عاقلانه تر بود تا آن که مسئولیت حفاظت از ارزش پول را به یک بانک مرکزی مطلقاً غیرپاسخگو واگذار کنیم. و در واقع این نتیجۀ زیستن در جهانی است تحت تسلّط اقتصادسنجی. این نتیجۀ دانشگاههایی است که اقتصاددانان را طوری تربیت میکنند که نسبت به تناقضات منطقی و حقوقی هیچ حساسیتی نداشته باشند و تعرّض دائمی بانکهای مرکزی به حقوق و اموال مردم از طریق کاهش قدرت خرید پول را روندی عرفی، عادّی، مباح، بی خطر و گاه حتّی ضروری جلوه دهند. بگذریم..
هرچه که هست، مدتهاست که دیگر ریال پول نیست؛ امروز شاید به زحمت بتوان هزار ریال را پول دانست. مردم سالیان سال است که از تومان استفاده میکنند و چشمشان را عادت داده اند تا یکی از صفرهای جلوی هر قیمت رسمی را نبیند. اینکه سهل است، عملاً در محاورات روزمرّه «یه تومن» به معنای یک میلیون تومان است!
مرگ واحد پولِ عملاً منسوخ را بالاخره یک روز باید رسماً تأیید کرد. باید زیر بار رفت که ریال به دست منتشر کنندگانش آنقدر ضعیف شد تا از پول بودن ساقط شود. ریال عمرش را به شما داد و به دیار همۀ چیزهای دیگری پیوست که روزی داشتیم و امروز نداریم.
حذف صفر یا اعلام یک واحد پولی جدید هیچ اثر حقیقی قابل توجّهی بر زندگی های ما ندارد. چون اصولاً هیچ چیز نیست غیر از همین صدور گواهی فوت رسمی برای واحد پول قبلی که سالها از مرگش میگذشت ولی بنا به پاره ای مصالح جنازه اش هنوز از دستگاه رسمیت بخش اسناد دولتی باز نشده بود.
امور تحمیلی سیاست و حاکمیت همه همین گونه اند. نه تولّدشان بی حضور قابلۀ قدرت ممکن است و نه حتّی می توانند مثل آدمیزاد با فرا رسیدن مرگشان بمیرند.
و در پایان برای آنها که به پیشبینی علاقه مندند یک خبر بد دارم:
اگر بنا باشد پس از این هم پول ایران با همین روال بی رویۀ فعلی در ید اختیارات بلامسئولیت و انحصاری کسانی باشد که هنری غیر از افزایش حجم سالانه بیست تا سی درصدی آن نداشته و ندارند، در بهترین حالت کمتر از بیست سال طول میکشد تا همین تومان قدرتمند در شُرُف تولّد نیز دیگر قادر به خرید هیچ چیز نباشد و با همین مراسم بی شکوهی که میبینید تا قبرستان دینار و صنّار و شاهی و عباسی و ... و ریال تشییع شود.
اگر بتوان برای زایش ققنوس تومان از خاکستر ریال فایده ای تصوّر کرد، فقط همین است که شاید از این هشتاد میلیون نفر کاربران آن دستکم هشتاد نفر از خود چنین سوالاتی بپرسند: پول چیست؟ چگونه باید تولید شود؟ چرا باید در انحصار بانک مرکزی باشد؟ چرا نباید بانک مرکزی به هیچ مرجعی در قبال عملکرد خود پاسخگویی جدّی داشته باشد؟
و سوالات مبارک و مفید دیگری از این دست که میتوانند قبل از زیر سؤال بردن مکانیسم های حاکمیتی، ابتدا علم اقتصاد تاکنون بی پاسخ به این سوالات را به استیضاح بکشند.
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ساسان قاراخانی
https://t.me/joinchat/AAAAAD1wthQPx0rXCsiJ4w
📺 آموزش ویدیویی اقتصاد و اقتصادسنجی به زبان فارسی
♨️آموزش ویدیویی تحلیل تکنیکال بورس
♨️آموزش ویدیویی مدلهای عامل محور
♨️ شبیه سازی اقتصاد رفتاری در نت لوگو
♨️ تدریس روان و جامع
♨️ کارگاه های آموزشی مدل های اقتصادسنجی
♨️ آموزش جامع ویدیویی نرم افزار ایویوز، استتا، متلب، ماکروفیت ، R و نت لوگو
♨️ آموزش جامع نحوه انجام مدل ها و آزمون های مرتبط برای پایان نامه و مقاله
#ایویوز
#استتا
#متلب
#آر
#نت_لوگو
#ماکروفیت
#تحلیل _تکنیکال_بورس
✳️ لینک عضویت در کانال اقتصادسنجی نوین👇
📺 آموزش ویدیویی اقتصاد و اقتصادسنجی به زبان فارسی
♨️آموزش ویدیویی تحلیل تکنیکال بورس
♨️آموزش ویدیویی مدلهای عامل محور
♨️ شبیه سازی اقتصاد رفتاری در نت لوگو
♨️ تدریس روان و جامع
♨️ کارگاه های آموزشی مدل های اقتصادسنجی
♨️ آموزش جامع ویدیویی نرم افزار ایویوز، استتا، متلب، ماکروفیت ، R و نت لوگو
♨️ آموزش جامع نحوه انجام مدل ها و آزمون های مرتبط برای پایان نامه و مقاله
#ایویوز
#استتا
#متلب
#آر
#نت_لوگو
#ماکروفیت
#تحلیل _تکنیکال_بورس
✳️ لینک عضویت در کانال اقتصادسنجی نوین👇