انجمن علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان
جلسه اخر کلاس زبان تجاری فردا ساعت ۱۲و۴۵ دقیقه در کلاس ۲۲ دانشکده جدید برگزار میشود.
گواهی های کلاس زبان تجاری صادر شده است.اعضای کلاس میتونن از کارشناس فرهنگی دانشکده علوم اداری و اقتصاد واقع در طبقه چهارم دانشکده جدید اقتصاد مدرک خودشون رو دریافت کنن.
شماره دفتر : 031 3793 5207
در صورت تمایل برای دریافت فایل مجازی مدرک هم به ایدی زیر پیام بدین
@momad2450
شماره دفتر : 031 3793 5207
در صورت تمایل برای دریافت فایل مجازی مدرک هم به ایدی زیر پیام بدین
@momad2450
انجمن علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان pinned «گواهی های کلاس زبان تجاری صادر شده است.اعضای کلاس میتونن از کارشناس فرهنگی دانشکده علوم اداری و اقتصاد واقع در طبقه چهارم دانشکده جدید اقتصاد مدرک خودشون رو دریافت کنن. شماره دفتر : 031 3793 5207 در صورت تمایل برای دریافت فایل مجازی مدرک هم به ایدی زیر پیام…»
Forwarded from موسی غنینژاد
📝 تحریم اقدامی تمدنستیز و در خدمت آشوب و جنگ است
✍ موسی غنینژاد
🔹 تحریم اقتصادی چیزی جز نقض تجارت آزاد نیست. آزادی مبادله از ابتداییترین و در عین حال مهمترین حقوق انسانی است. آزادی و کرامت فردی انسانها رکن اصلی حقوق بشر و به خودی خود یک هدف غایی است؛ استفاده ابزاری از این هدف متعالی برای مقاصد سیاسی دولتها نقض آشکار حقوق بشر است.
🔹 بنای تمدن مدرن بر تجارت آزاد گذاشته شده است. تجارت آزاد، بنا به ماهیت خود، موجب تعامل، وابستگی متقابل، تفاهم بیشتر و شکلگیری منافع مشترک میان انسانها است. به همین لحاظ فلاسفه بزرگ دنیای مدرن، مانند منتسکیو، آن را نه تنها موجد تمدن بلکه ضامن روابط صلحآمیز میان انسانها دانستهاند. نقض اصول تجارت آزاد یکی از عوامل مهم خصومتآمیز شدن روابط بینالمللی و شعلهور شدن جنگهای فاجعهبار جهانی بوده است. با توجه به این واقعیت بود که پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن مانند صندوق بینالمللی پول، گات (سازمان تجارت جهانی کنونی)، و بانک بینالمللی ترمیم و توسعه (بانک جهانی کنونی) با هدف ترویج تجارت آزاد و رشد اقتصادی تاسیس شدند.
🔹 تحریم اقتصادی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی را از بعضی حقوق ذاتی و مکتسبه محروم میکند. وقتی کسی جرمی مرتکب میشود قاضی میتواند او را از برخی حقوق خود محروم کند. واضح است که حکم قاضی باید منطبق با قانون باشد و گرنه رای او خودسرانه و فاقد مشروعیت خواهد بود. از سوی دیگر، قاضی فقط میتواند مرتکب جرم را به مجازات محکوم کند و او را از برخی حقوق محروم سازد؛ او نمیتواند خویشاوندان، دوستان، همشهریان یا هموطنان او را مشمول حکم خود کند. این گونه رفتارهای انتقامجویانه قبیلهای در حقوق مدرن مشروعیتی ندارد، و خود اعمالی مجرمانه تلقی میشود. بعلاوه، مجازات تحریم اجرای حکمی است که در هیچ دادگاه صالحهای صادر نشده است؛ و طرفه این که دولتهای مدعی حق، آزادی و دموکراسی خود در مقام قاضی و مجری حکم عمل میکنند و گویا غافلند از اینکه چنین کاری نقض ابتداییترین اصول حقوق مدرن است.
🔹 میگویند تحریم اقدامی سیاسی است و نه حقوقی، و هدف آن پیشگیری از جنگ است. اما این سخن ادعایی بیمنطق است. اگر آزادی تجارت مهمترین ابزار تمدنساز و صلحآمیز شدن روابط میان انسانها باشد نابود کردن این ابزار چگونه میتواند صلح و تمدن به ارمغان بیاورد؟ تحریم اقتصادی نه تنها ابزاری برای تحکیم صلح نیست بلکه ذاتا عملی خصمانه و تهدیدی برای روابط مسالمتآمیز است. تجربه تاریخی تحریمهای اعمال شده علیه کشورهای مختلف نشان میدهد که این گونه اقدامات هیچگاه در خدمت اهداف صلحآمیز نبودهاند و در اغلب موارد حتی به اهداف کوتاه مدت تاکتیکی اعلام شده خود نیز نایل نشدهاند. تحریم اقتصادی و حتی بالاتر از آن محاصره اقتصادی کوبا توسط ایالات متحده آمریکا مصداق روشنی از این ناکامی بزرگ سیاسی است که نتیجهای جز دشمنی مزمن نداشته است. تحریم اقتصادی شدید عراق نهایتاً به جنگی انجامید که پس از ده سال هزینههای جانی و مالی گزاف، حاصلی جز آشوب و ناامنی نداشت. پدید آمدن خطرناکترین گروههای تروریستی که امنیت منطقه و جهان را تهدید میکنند محصول سیاست نابخردانهای است که با نابود کردن ابزار صلح میخواهد صلح ایجاد کند.
🔹 ایران از لحاظ امنیتی و سیاسی با ثباتترین کشور منطقه است و این امنیت و ثبات را بدون تکیه به سلاح هستهای به دست آورده است. ضامن ثبات و امنیت هر کشور در دنیای کنونی وفاق ملی است و نه سلاح هستهای. داشتن سلاح هستهای چه تضمینی برای امنیت و ثبات برخی کشورهای منطقه (پاکستان و اسرائیل) داشته است که ایران به طور منطقی در پی آن باشد؟
🔹 ادامه تحریمهای ناعادلانه و بیمنطق چه پیامی به مردم ایران و مسئولان سیاسی آن خواهد داد و چه خدمتی به صلح و ثبات در منطقه خواهد رساند؟ ایرانی با روابط گسترده اقتصادی، تجاری و دارای منافع مشترک با جامعه جهانی میتواند به صلح و امنیت منطقهای و جهانی کمک کند یا ایرانی منزوی، زخم خورده و خشمگین از تحریمهای ناروا و ظالمانه؟
#تجارت_آزاد #تحریم #یادداشت
@ghaninejad_mousa
✍ موسی غنینژاد
🔹 تحریم اقتصادی چیزی جز نقض تجارت آزاد نیست. آزادی مبادله از ابتداییترین و در عین حال مهمترین حقوق انسانی است. آزادی و کرامت فردی انسانها رکن اصلی حقوق بشر و به خودی خود یک هدف غایی است؛ استفاده ابزاری از این هدف متعالی برای مقاصد سیاسی دولتها نقض آشکار حقوق بشر است.
🔹 بنای تمدن مدرن بر تجارت آزاد گذاشته شده است. تجارت آزاد، بنا به ماهیت خود، موجب تعامل، وابستگی متقابل، تفاهم بیشتر و شکلگیری منافع مشترک میان انسانها است. به همین لحاظ فلاسفه بزرگ دنیای مدرن، مانند منتسکیو، آن را نه تنها موجد تمدن بلکه ضامن روابط صلحآمیز میان انسانها دانستهاند. نقض اصول تجارت آزاد یکی از عوامل مهم خصومتآمیز شدن روابط بینالمللی و شعلهور شدن جنگهای فاجعهبار جهانی بوده است. با توجه به این واقعیت بود که پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن مانند صندوق بینالمللی پول، گات (سازمان تجارت جهانی کنونی)، و بانک بینالمللی ترمیم و توسعه (بانک جهانی کنونی) با هدف ترویج تجارت آزاد و رشد اقتصادی تاسیس شدند.
🔹 تحریم اقتصادی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی را از بعضی حقوق ذاتی و مکتسبه محروم میکند. وقتی کسی جرمی مرتکب میشود قاضی میتواند او را از برخی حقوق خود محروم کند. واضح است که حکم قاضی باید منطبق با قانون باشد و گرنه رای او خودسرانه و فاقد مشروعیت خواهد بود. از سوی دیگر، قاضی فقط میتواند مرتکب جرم را به مجازات محکوم کند و او را از برخی حقوق محروم سازد؛ او نمیتواند خویشاوندان، دوستان، همشهریان یا هموطنان او را مشمول حکم خود کند. این گونه رفتارهای انتقامجویانه قبیلهای در حقوق مدرن مشروعیتی ندارد، و خود اعمالی مجرمانه تلقی میشود. بعلاوه، مجازات تحریم اجرای حکمی است که در هیچ دادگاه صالحهای صادر نشده است؛ و طرفه این که دولتهای مدعی حق، آزادی و دموکراسی خود در مقام قاضی و مجری حکم عمل میکنند و گویا غافلند از اینکه چنین کاری نقض ابتداییترین اصول حقوق مدرن است.
🔹 میگویند تحریم اقدامی سیاسی است و نه حقوقی، و هدف آن پیشگیری از جنگ است. اما این سخن ادعایی بیمنطق است. اگر آزادی تجارت مهمترین ابزار تمدنساز و صلحآمیز شدن روابط میان انسانها باشد نابود کردن این ابزار چگونه میتواند صلح و تمدن به ارمغان بیاورد؟ تحریم اقتصادی نه تنها ابزاری برای تحکیم صلح نیست بلکه ذاتا عملی خصمانه و تهدیدی برای روابط مسالمتآمیز است. تجربه تاریخی تحریمهای اعمال شده علیه کشورهای مختلف نشان میدهد که این گونه اقدامات هیچگاه در خدمت اهداف صلحآمیز نبودهاند و در اغلب موارد حتی به اهداف کوتاه مدت تاکتیکی اعلام شده خود نیز نایل نشدهاند. تحریم اقتصادی و حتی بالاتر از آن محاصره اقتصادی کوبا توسط ایالات متحده آمریکا مصداق روشنی از این ناکامی بزرگ سیاسی است که نتیجهای جز دشمنی مزمن نداشته است. تحریم اقتصادی شدید عراق نهایتاً به جنگی انجامید که پس از ده سال هزینههای جانی و مالی گزاف، حاصلی جز آشوب و ناامنی نداشت. پدید آمدن خطرناکترین گروههای تروریستی که امنیت منطقه و جهان را تهدید میکنند محصول سیاست نابخردانهای است که با نابود کردن ابزار صلح میخواهد صلح ایجاد کند.
🔹 ایران از لحاظ امنیتی و سیاسی با ثباتترین کشور منطقه است و این امنیت و ثبات را بدون تکیه به سلاح هستهای به دست آورده است. ضامن ثبات و امنیت هر کشور در دنیای کنونی وفاق ملی است و نه سلاح هستهای. داشتن سلاح هستهای چه تضمینی برای امنیت و ثبات برخی کشورهای منطقه (پاکستان و اسرائیل) داشته است که ایران به طور منطقی در پی آن باشد؟
🔹 ادامه تحریمهای ناعادلانه و بیمنطق چه پیامی به مردم ایران و مسئولان سیاسی آن خواهد داد و چه خدمتی به صلح و ثبات در منطقه خواهد رساند؟ ایرانی با روابط گسترده اقتصادی، تجاری و دارای منافع مشترک با جامعه جهانی میتواند به صلح و امنیت منطقهای و جهانی کمک کند یا ایرانی منزوی، زخم خورده و خشمگین از تحریمهای ناروا و ظالمانه؟
#تجارت_آزاد #تحریم #یادداشت
@ghaninejad_mousa
Forwarded from بورژوا
یکی از مسوولان فعالیتش را در سمت جدید با سوره ناس آغاز و اشاره کرده بود که «کار کردن برای «خلق» و به خاطر «خدا» را متذکر میشود». این اتفاق تعجب مردم را برانگیخته بود چراکه سوره ناس، آنطور که از نامش (ناس به معنی مردم) برمیآید راجع به خدمت به خلق نیست. مسوول مورد اشاره دانشآموخته معماری است و پژوهشگر قرآنی نیست و هر چند مطالعه معنی سوره ناس، که به راحتی در دسترس همگان است، زمان زیادی نمیبرد اما انسان جایزالخطاست. نکته مهم آن است که این موضوع متاسفانه اتفاق نادری نبوده و سایر مسوولان هم، خیلی اوقات تحلیلها و اشارات اسلامی را بدون بررسی قبلی و بر اساس شنیدهها و نقل محافل برای توجیه تصمیمات و دفاع از مواضع و بیان مقصود شخصی استفاده میکنند. در نتیجه با تولید انبوهی از احادیث غیرموثق و اشارات نادقیق و تحلیلهای نادرست در دستگاه دولت مواجه هستیم.
...لازم است تاکید کنم که مقصود ما این نیست که همه مسوولان باید در کنار انجام وظایف محوله به پژوهش در تاریخ اسلام روی بیاورند. موضوع این است که امروز سیاستگذار ایرانی راهی را در پیش گرفته است که نه با آموزههای سنتی ما نسبتی دارد و نه با معارف مدرن و علم روز قابل دفاع است. در عمل پشتوانه سیاستهای جاری، به مجموعهای از خوانشهای سطحی از اسلام و شوخی و کنایه با علم روز فروکاسته شده است. انتظار این است که تصمیمات سیاستگذار پشتوانه نظری محکمتری داشته و عواقب تصمیمات بر زندگی و معاش شهروندان را بسنجد.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/5498-2/&rhash=e210c4be13c5d5
...لازم است تاکید کنم که مقصود ما این نیست که همه مسوولان باید در کنار انجام وظایف محوله به پژوهش در تاریخ اسلام روی بیاورند. موضوع این است که امروز سیاستگذار ایرانی راهی را در پیش گرفته است که نه با آموزههای سنتی ما نسبتی دارد و نه با معارف مدرن و علم روز قابل دفاع است. در عمل پشتوانه سیاستهای جاری، به مجموعهای از خوانشهای سطحی از اسلام و شوخی و کنایه با علم روز فروکاسته شده است. انتظار این است که تصمیمات سیاستگذار پشتوانه نظری محکمتری داشته و عواقب تصمیمات بر زندگی و معاش شهروندان را بسنجد.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/5498-2/&rhash=e210c4be13c5d5
Forwarded from سیگنال آزادی
⭕️ یکی از وزرا خبر از «رونمایی از اپلیکیشن اعلام روزانه قیمتها» داده. قراره قیمت مصوب صد کالای اساسی از جمله ماکارونی و تنماهی توش روزانه اعلام بشه. جُک نیستها! واقعیته.
⭕️ میگن آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشه، اما سیاستگذاران ما نیم قرنه که سوراخ شوروی رو چسبیدن و رها نمیکنند. انگار دفترچه راهنمای شوروی رو به دست گرفتند و میرن جلو. هر چقدر هم سرشون به سنگ بخوره، سرخورده نمیشن. ایران رو کردند شوروی + اینترنت ملی. انگار فروپاشی شوروی بخاطر نبود سامانهها و اپلیکیشنها بود.
⭕️ اخیرا سوئد و نروژ رو هم بهونه میکنند و میگن این کشورها سوسیالیست هستند! اگه سوسیالیسم یعنی تعیین دولتی قیمتها، سوسیالیست بودن سوئد و نروژ دروغه. اتفاقا اقتصاد این کشورها آزاد، و خیلی شبیه آمریکاست. اساسیترین فرقشون اینه که آمریکا حدود ۳۰٪ تولید ناخالص داخلیش رو مالیات میگیره ولی این کشورها حدود ۴۰٪ رو مالیات میگیرند. به این دلیل، و چون آمریکا سهم بیشتری از مالیات رو صرف هزینههای نظامی میکنه، دولتهای سوئد و نروژ به نسبت، خدمات غیرنظامی بیشتری ارائه میکنند.
⭕️ تفاوت آمریکا با نروژ و سوئد، توجیه کننده «اپلیکیشن اعلام روزانه قیمت» نیست. بهونهشون برای تعیین قیمت دولتی، گرونی و سودجوییهای ناعادلانهست. اما تورم قیمتها، عارضه بیماریایه که علتش در ترازنامه بانکهاست. ابلاغ قیمت مصوب، صرفا دستکاری عارضهست نه علاج بیماری. اگه قیمتها نسبت به قدرت خرید مردم عادلانه نیست، باز راهش تعیین دولتی قیمت نیست. بلکه راهش کاهش بیکاریه، که فقط با رشد بخش خصوصی رخ میده.
⭕️ کارکرد قیمت، سیگنال دادن به تولیدکننده و مصرفکنندهست. مداخله دولت در قیمت، با مختل کردن این کارکرد، به رکود و اسراف منجر میشه. از یک طرف، «تصویب نرخ دولتی» سبب کاهش تولید، و کاهش تولید سبب افزایش بیکاری، و افزایش بیکاری سبب کاهش سطح دستمزدها میشه. از طرف دیگه، «تصویب نرخ دولتی» باعث جیرهبندی، و جیرهبندی باعث توزیع رانت بین خواص میشه.
⭕️ اخیرا یکی از وزرا از مصرف زیاد ایرانیها نسبت به چینیها گلایه کرده. فرمایش ایشون درسته: مصرف انرژی کشور هم بالاست، و نتیجتا تابستونها برق جیرهبندی میشه. اما چرا؟ چون برق ارزونه. منافع برق ارزون به کی میرسه؟ بخشی از برق کشور به خارج قاچاق میشه. دلیل قطعی برق تابستون پارسال هم همین قاچاق بود، نه کمبود آب سد، و نه کولر خونهها.
⭕️ مگه میشه برق رو قاچاق کرد؟! بله با بیتکوین! عمده این قاچاق هم توسط نهادهای حاکمیتی رخ میده. دستگاه ماین بیتکوین وارد میکنند، با برق ارزون بیتکوین تولید میکنند و به دلار میفروشند. هم هزینهشون تامین میشه، هم تحریم رو دور زدند. بهش میگن اقتصاد مقاومتی، ولی واقعا قاچاق برقه.
⭕️ ظاهر قضیه اینه که دولت برق رو به نرخ یارانهای به مردم میده. اما واقعیت اینه که نهادهای مختلف، با این توجیه که سازمان برنامه، بودجهشون رو تخصیص نمیده، مسابقه گذاشتن تا از طریق بیتکوین، بخش بیشتری از این یارانه رو از دولت بِکَنند تا کمبود بودجههاشون رو جبران کنند. مسابقهایست بس مخرب و مضر، چرا که عینا اسراف منابع کشوره!
⭕️ بنزین و گازوئیل هم غیر این نیست. فکر نکنید همه قاچاق سوخت توسط مرزنشینها انجام میشه. در واقع بخش کمی از قاچاق سوخت بعد از جایگاه انجام میشه. عمده قاچاق قبل از جایگاهه. یعنی تانکر از پالایشگاه صاف میره به سمت مرز! این قاچاق که حجمش حدود ۲۵٪ کل تولید بنزین و گازوئیل کشور تخمین زده میشه، بدون هماهنگی میسر نیست. آقای وزیر درست میگن: مصرف ما بالاست ... اما فقط در بازارهایی که دولت مداخله میکنه. مداخله دولتی میشه رانت خواص، ولی در آمار کلان خودش رو در قالب مصرف بالا نشون میده.
⭕️ اشتباهه اگه فکر کنید این داستان جدیده و مختص این دولت. در کابینه میرحسین موسوی هم، همین داستان زیر نظر عالینسب اجرا میشد. بانک مرکزی عادلی در سال ۱۳۷۰ دلار ۷ تومن بین خواص توزیع میکرد، در حالیکه دلار آزاد ۱۴۰ تومن بود. بانک مرکزی بهمنی در سال ۹۱ دلار ۱۲۲۶ تومنی بین خواص توزیع میکرد، در حالیکه دلار آزاد بیش از ۳۰۰۰ تومن بود. بانک مرکزی سیف که گفتن نداره.
⭕️ هیچکدوم هم هزینه اقداماتشون رو از محل حیات سیاسیشون ندادند، بلکه از یک کرسی به کرسی دیگه منتقل شدند. عادلی در دولت یازدهم دبیرکل مجمع کشورهای صادرکننده گاز بود. بهمنی هم الان نماینده مجلسه. سر سیف هم بی کلاه نمیمونه. از کابینه هویدا تا الان، سیاستگذاری اقتصادی همین بوده و جز این نبوده. این سریال اونقدر تکرار شده که دیگه حال بهم زن شده. مناقصه این اپلیکشین قیمت رو هم میدن به یه پیمانکار داماد تا حالش رو ببره.
✍️ دکتر پویا ناظران
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
⭕️ میگن آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشه، اما سیاستگذاران ما نیم قرنه که سوراخ شوروی رو چسبیدن و رها نمیکنند. انگار دفترچه راهنمای شوروی رو به دست گرفتند و میرن جلو. هر چقدر هم سرشون به سنگ بخوره، سرخورده نمیشن. ایران رو کردند شوروی + اینترنت ملی. انگار فروپاشی شوروی بخاطر نبود سامانهها و اپلیکیشنها بود.
⭕️ اخیرا سوئد و نروژ رو هم بهونه میکنند و میگن این کشورها سوسیالیست هستند! اگه سوسیالیسم یعنی تعیین دولتی قیمتها، سوسیالیست بودن سوئد و نروژ دروغه. اتفاقا اقتصاد این کشورها آزاد، و خیلی شبیه آمریکاست. اساسیترین فرقشون اینه که آمریکا حدود ۳۰٪ تولید ناخالص داخلیش رو مالیات میگیره ولی این کشورها حدود ۴۰٪ رو مالیات میگیرند. به این دلیل، و چون آمریکا سهم بیشتری از مالیات رو صرف هزینههای نظامی میکنه، دولتهای سوئد و نروژ به نسبت، خدمات غیرنظامی بیشتری ارائه میکنند.
⭕️ تفاوت آمریکا با نروژ و سوئد، توجیه کننده «اپلیکیشن اعلام روزانه قیمت» نیست. بهونهشون برای تعیین قیمت دولتی، گرونی و سودجوییهای ناعادلانهست. اما تورم قیمتها، عارضه بیماریایه که علتش در ترازنامه بانکهاست. ابلاغ قیمت مصوب، صرفا دستکاری عارضهست نه علاج بیماری. اگه قیمتها نسبت به قدرت خرید مردم عادلانه نیست، باز راهش تعیین دولتی قیمت نیست. بلکه راهش کاهش بیکاریه، که فقط با رشد بخش خصوصی رخ میده.
⭕️ کارکرد قیمت، سیگنال دادن به تولیدکننده و مصرفکنندهست. مداخله دولت در قیمت، با مختل کردن این کارکرد، به رکود و اسراف منجر میشه. از یک طرف، «تصویب نرخ دولتی» سبب کاهش تولید، و کاهش تولید سبب افزایش بیکاری، و افزایش بیکاری سبب کاهش سطح دستمزدها میشه. از طرف دیگه، «تصویب نرخ دولتی» باعث جیرهبندی، و جیرهبندی باعث توزیع رانت بین خواص میشه.
⭕️ اخیرا یکی از وزرا از مصرف زیاد ایرانیها نسبت به چینیها گلایه کرده. فرمایش ایشون درسته: مصرف انرژی کشور هم بالاست، و نتیجتا تابستونها برق جیرهبندی میشه. اما چرا؟ چون برق ارزونه. منافع برق ارزون به کی میرسه؟ بخشی از برق کشور به خارج قاچاق میشه. دلیل قطعی برق تابستون پارسال هم همین قاچاق بود، نه کمبود آب سد، و نه کولر خونهها.
⭕️ مگه میشه برق رو قاچاق کرد؟! بله با بیتکوین! عمده این قاچاق هم توسط نهادهای حاکمیتی رخ میده. دستگاه ماین بیتکوین وارد میکنند، با برق ارزون بیتکوین تولید میکنند و به دلار میفروشند. هم هزینهشون تامین میشه، هم تحریم رو دور زدند. بهش میگن اقتصاد مقاومتی، ولی واقعا قاچاق برقه.
⭕️ ظاهر قضیه اینه که دولت برق رو به نرخ یارانهای به مردم میده. اما واقعیت اینه که نهادهای مختلف، با این توجیه که سازمان برنامه، بودجهشون رو تخصیص نمیده، مسابقه گذاشتن تا از طریق بیتکوین، بخش بیشتری از این یارانه رو از دولت بِکَنند تا کمبود بودجههاشون رو جبران کنند. مسابقهایست بس مخرب و مضر، چرا که عینا اسراف منابع کشوره!
⭕️ بنزین و گازوئیل هم غیر این نیست. فکر نکنید همه قاچاق سوخت توسط مرزنشینها انجام میشه. در واقع بخش کمی از قاچاق سوخت بعد از جایگاه انجام میشه. عمده قاچاق قبل از جایگاهه. یعنی تانکر از پالایشگاه صاف میره به سمت مرز! این قاچاق که حجمش حدود ۲۵٪ کل تولید بنزین و گازوئیل کشور تخمین زده میشه، بدون هماهنگی میسر نیست. آقای وزیر درست میگن: مصرف ما بالاست ... اما فقط در بازارهایی که دولت مداخله میکنه. مداخله دولتی میشه رانت خواص، ولی در آمار کلان خودش رو در قالب مصرف بالا نشون میده.
⭕️ اشتباهه اگه فکر کنید این داستان جدیده و مختص این دولت. در کابینه میرحسین موسوی هم، همین داستان زیر نظر عالینسب اجرا میشد. بانک مرکزی عادلی در سال ۱۳۷۰ دلار ۷ تومن بین خواص توزیع میکرد، در حالیکه دلار آزاد ۱۴۰ تومن بود. بانک مرکزی بهمنی در سال ۹۱ دلار ۱۲۲۶ تومنی بین خواص توزیع میکرد، در حالیکه دلار آزاد بیش از ۳۰۰۰ تومن بود. بانک مرکزی سیف که گفتن نداره.
⭕️ هیچکدوم هم هزینه اقداماتشون رو از محل حیات سیاسیشون ندادند، بلکه از یک کرسی به کرسی دیگه منتقل شدند. عادلی در دولت یازدهم دبیرکل مجمع کشورهای صادرکننده گاز بود. بهمنی هم الان نماینده مجلسه. سر سیف هم بی کلاه نمیمونه. از کابینه هویدا تا الان، سیاستگذاری اقتصادی همین بوده و جز این نبوده. این سریال اونقدر تکرار شده که دیگه حال بهم زن شده. مناقصه این اپلیکشین قیمت رو هم میدن به یه پیمانکار داماد تا حالش رو ببره.
✍️ دکتر پویا ناظران
🔖کانال سیگنال
🎯 @Signal99
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
زمان مناسب برای اصلاح اقتصادی؛
👤 سرمقاله ای از دکتر موسی غنی نژاد
✍️ این سخن که شرایط اقتصادی دشوار کنونی زمان مناسب برای اصلاح سیاستها نیست به تواتر و از سوی مسوولان متعددی تکرار میشود؛ اما هیچکدام نمیگویند این زمان کی فرا میرسد و در چه شرایطی باید اصلاح اقتصادی را انجام داد.
✍️ به نظر میرسد از دیدگاه این بزرگواران اصلاح اقتصادی همانند کالای «لوکس» است که در هر شرایطی تولید آن «ضرورت» ندارد. از این رو آنها اقتصاددانان مطالبهگر اصلاحات را آکادمیسینهای برج عاجنشینی تلقی میکنند که گرچه حرفشان به لحاظ تئوری درست است، اما در عمل آنها را نمیتوان یا نباید اجرا کرد.
✍️ این استدلال به جهت منطقی کاملا غلط است چون هر سیاست درست ناگزیر مبتنی بر تئوری درست است. کسی که سیاست اقتصاددانان مطالبهگر اصلاحات را در شرایط کنونی مفید نمیداند باید توضیح دهد پیشنهادش برای شرایط کنونی مبتنی بر کدام تئوری است.
✍️ متاسفانه مدتها است که مسوولان اقتصادی توضیحی درباره تئوری مورد قبول خود ارائه نمیدهند و اقداماتی که انجام میدهند بیشتر شبیه انداختن تیری در تاریکی است که اگر به هدف اصابت نکرد تیر دیگری در جهتی دیگر میاندازند.
✍️ این روش نادرست و پرهزینه عمل غیرعالمانه، دو دلیل میتواند داشته باشد: نخست، فقر دانش علمی و کارشناسی؛ دوم، ترس از عواقب اجتماعی و سیاسی اصلاحات مبتنی بر دانش علمی.
✍️ گرچه گفتار و کردار برخی مسوولان موید دلیل نخست است، اما در سطح کلان کشوری این توضیح قابلقبول نیست. بنابراین میتوان گفت مهمترین عامل بازدارنده اصلاحات در شرایط کنونی عمدتا ترس از پیشبینی درست یا غلط عواقب اجتماعی- سیاسی انجام اصلاحات است.
✍️ به سخن دیگر هیچ سیاستمدار صاحب منصبی حاضر نیست مسوولیت انجام اصلاحات را بپذیرد و نسبت به نتایج آن در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد. نتیجه این رویکرد گریز از ریسک و مسوولیت، اتخاذ سیاستهایی از جنس روزمرگی و انداختن هرازگاهیِ تیری در تاریکی است.
✍️ نویسنده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»، معتقد است که تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم، می تواند برای سیاستمداران و سیاستگذاران امروز ما بسیار درسآموز باشد... متن کامل سرمقاله را اینجا بخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3542062
👤 سرمقاله ای از دکتر موسی غنی نژاد
✍️ این سخن که شرایط اقتصادی دشوار کنونی زمان مناسب برای اصلاح سیاستها نیست به تواتر و از سوی مسوولان متعددی تکرار میشود؛ اما هیچکدام نمیگویند این زمان کی فرا میرسد و در چه شرایطی باید اصلاح اقتصادی را انجام داد.
✍️ به نظر میرسد از دیدگاه این بزرگواران اصلاح اقتصادی همانند کالای «لوکس» است که در هر شرایطی تولید آن «ضرورت» ندارد. از این رو آنها اقتصاددانان مطالبهگر اصلاحات را آکادمیسینهای برج عاجنشینی تلقی میکنند که گرچه حرفشان به لحاظ تئوری درست است، اما در عمل آنها را نمیتوان یا نباید اجرا کرد.
✍️ این استدلال به جهت منطقی کاملا غلط است چون هر سیاست درست ناگزیر مبتنی بر تئوری درست است. کسی که سیاست اقتصاددانان مطالبهگر اصلاحات را در شرایط کنونی مفید نمیداند باید توضیح دهد پیشنهادش برای شرایط کنونی مبتنی بر کدام تئوری است.
✍️ متاسفانه مدتها است که مسوولان اقتصادی توضیحی درباره تئوری مورد قبول خود ارائه نمیدهند و اقداماتی که انجام میدهند بیشتر شبیه انداختن تیری در تاریکی است که اگر به هدف اصابت نکرد تیر دیگری در جهتی دیگر میاندازند.
✍️ این روش نادرست و پرهزینه عمل غیرعالمانه، دو دلیل میتواند داشته باشد: نخست، فقر دانش علمی و کارشناسی؛ دوم، ترس از عواقب اجتماعی و سیاسی اصلاحات مبتنی بر دانش علمی.
✍️ گرچه گفتار و کردار برخی مسوولان موید دلیل نخست است، اما در سطح کلان کشوری این توضیح قابلقبول نیست. بنابراین میتوان گفت مهمترین عامل بازدارنده اصلاحات در شرایط کنونی عمدتا ترس از پیشبینی درست یا غلط عواقب اجتماعی- سیاسی انجام اصلاحات است.
✍️ به سخن دیگر هیچ سیاستمدار صاحب منصبی حاضر نیست مسوولیت انجام اصلاحات را بپذیرد و نسبت به نتایج آن در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد. نتیجه این رویکرد گریز از ریسک و مسوولیت، اتخاذ سیاستهایی از جنس روزمرگی و انداختن هرازگاهیِ تیری در تاریکی است.
✍️ نویسنده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»، معتقد است که تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم، می تواند برای سیاستمداران و سیاستگذاران امروز ما بسیار درسآموز باشد... متن کامل سرمقاله را اینجا بخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3542062
روزنامه دنیای اقتصاد
زمان مناسب برای اصلاح اقتصادی
این سخن که شرایط اقتصادی دشوار کنونی زمان مناسب برای اصلاح سیاستها نیست به تواتر و از سوی مسوولان متعددی تکرار میشود؛ اما هیچکدام نمیگویند این زمان کی فرا میرسد و در چه شرایطی باید اصلاح اقتصادی را انجام داد. به نظر میرسد از دیدگاه این بزرگواران اصلاح…
♦️زبانسرای اندیشه واقع در خیابان سعادت در محدوده دروازه شیراز با تدریس استاد مرتضی نبوی کلاس های مکالمه زبان انگلیسی را برگزار میکند.
♦️شروع کلاسها از هفته بعد
♦️هزینه کلاس برای دانشجویان ۲۰۰ هزار تومان
♦️برای هماهنگی با شماره مدرس تماس بگیرید
09131186962
♦️شروع کلاسها از هفته بعد
♦️هزینه کلاس برای دانشجویان ۲۰۰ هزار تومان
♦️برای هماهنگی با شماره مدرس تماس بگیرید
09131186962
انجمن علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان pinned «♦️زبانسرای اندیشه واقع در خیابان سعادت در محدوده دروازه شیراز با تدریس استاد مرتضی نبوی کلاس های مکالمه زبان انگلیسی را برگزار میکند. ♦️شروع کلاسها از هفته بعد ♦️هزینه کلاس برای دانشجویان ۲۰۰ هزار تومان ♦️برای هماهنگی با شماره مدرس تماس بگیرید 09131186962»
Forwarded from بهلول (Amirreza Abdoli)
مسکن و مسکّن های مالیاتی
در اقتصاد نئوکلاسیک فرض بر این است که اقتصاد در تعادل عمومی است یا به زودی به آن خواهد رسید. معنای تعادل عمومی این است که سود همۀ سرمایه ها با هم برابر و معادل با صفر است و همۀ قیمتها با هزینۀ تولید برابرند. اگر به این اقتصاد خیالی پول تزریق شود، پس از مدّتی همۀ قیمتها درست به اندازۀ هم افزایش خواهند یافت. درست مثل اینکه مایعی را به چند ظرف مرتبط افزوده باشید. در این اقتصاد خیالی میتوان به درستی گفت تورّم پولی یعنی افزایش سطح «عمومی» قیمتها.
امّا در واقعیت اقتصاد، تعادل عمومی وجود ندارد. سرمایه ها سودهای متفاوتی دارند و قیمتها معادل هزینۀ تمام شده نیستند. نمیتوان سرمایه ها و صنایع مختلف را مثل ظروف مرتبطه در نظر گرفت. بلکه میتوان آنها را به لوله هایی مویین و متفاوت تشبیه کرد که هیچگاه ارتفاع مایع در همۀ آنها برابر نخواهد شد. تزریق پول به چنین سیستمی، قیمتها را «به اندازۀ هم» افزایش نمی دهد. در اینجا دیگر سخن گفتن از افزایش سطح «عمومی» قیمتها، گم کردن ردّ واقعیت است. واقعیت این است که در نتیجۀ پمپاژ مداوم پول به اقتصاد، افزایش قیمت بعضی کالاها آنقدر شدید خواهد بود که ممکن است عملاً از دسترس مصرف کنندگان قبلی خارج شوند. وضعیت مسکن در ایران یک مثال کاملاً ملموس از اثر نامتقارن و غیرعمومی تورّم بر ساختار قیمتهاست.
افزایش اجاره بسیار بیشتر از نرخ تورّم اعلام شده است. حتّی بی مشتری ماندن مِلک هم نمیتواند قیمت آن را کاهش دهد. و در این میان هستند کسانی که تأثیر افزایش حجم و کاهش ارزش مداوم پول بر این پدیده را نمی بینند و پیشنهاد میکنند دولت به خانه های خالی مالیات ببندد تا قیمت مسکن مهار شود! البته که اگر دولت با وضع مالیات سنگین مسکن را به یک دارایی زیان ده تبدیل کند، احتمالاً افراد زیادی خانۀ غیر مسکونی خود را به زیر قیمت خواهند فروخت تا از شرّ آن خلاص شوند. ولی با پول حاصل از فروش چه خواهند کرد؟ طبعاً به بازارهای دیگر هجوم میبرند: ارز، طلا، خودرو، و زمین ساخته نشده که مالیات ندارد. افزایش قیمت زمین بار دیگر به افزایش بیشتر قیمت مسکن می انجامد. این عفونی کردن مالی یک زخم پولی است.
مقاومت و مسئولیت مدنی هرکسی مخصوص به خود او و جایگاهی است که در جامعه دارد. مسئولیت مدنی یک اقتصاددان هم میتواند خودداری از پیشنهاداتی باشد که به این توهّم سیاستمدار دامن میزنند: با حفظ همین شرایط موجود، بدون اصلاحات سیاسی، بدون بهبود در روابط خارجی و بدون اصلاحات پولی و بانکی، میتوان جلو خرابتر شدن اوضاع را گرفت.
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
در اقتصاد نئوکلاسیک فرض بر این است که اقتصاد در تعادل عمومی است یا به زودی به آن خواهد رسید. معنای تعادل عمومی این است که سود همۀ سرمایه ها با هم برابر و معادل با صفر است و همۀ قیمتها با هزینۀ تولید برابرند. اگر به این اقتصاد خیالی پول تزریق شود، پس از مدّتی همۀ قیمتها درست به اندازۀ هم افزایش خواهند یافت. درست مثل اینکه مایعی را به چند ظرف مرتبط افزوده باشید. در این اقتصاد خیالی میتوان به درستی گفت تورّم پولی یعنی افزایش سطح «عمومی» قیمتها.
امّا در واقعیت اقتصاد، تعادل عمومی وجود ندارد. سرمایه ها سودهای متفاوتی دارند و قیمتها معادل هزینۀ تمام شده نیستند. نمیتوان سرمایه ها و صنایع مختلف را مثل ظروف مرتبطه در نظر گرفت. بلکه میتوان آنها را به لوله هایی مویین و متفاوت تشبیه کرد که هیچگاه ارتفاع مایع در همۀ آنها برابر نخواهد شد. تزریق پول به چنین سیستمی، قیمتها را «به اندازۀ هم» افزایش نمی دهد. در اینجا دیگر سخن گفتن از افزایش سطح «عمومی» قیمتها، گم کردن ردّ واقعیت است. واقعیت این است که در نتیجۀ پمپاژ مداوم پول به اقتصاد، افزایش قیمت بعضی کالاها آنقدر شدید خواهد بود که ممکن است عملاً از دسترس مصرف کنندگان قبلی خارج شوند. وضعیت مسکن در ایران یک مثال کاملاً ملموس از اثر نامتقارن و غیرعمومی تورّم بر ساختار قیمتهاست.
افزایش اجاره بسیار بیشتر از نرخ تورّم اعلام شده است. حتّی بی مشتری ماندن مِلک هم نمیتواند قیمت آن را کاهش دهد. و در این میان هستند کسانی که تأثیر افزایش حجم و کاهش ارزش مداوم پول بر این پدیده را نمی بینند و پیشنهاد میکنند دولت به خانه های خالی مالیات ببندد تا قیمت مسکن مهار شود! البته که اگر دولت با وضع مالیات سنگین مسکن را به یک دارایی زیان ده تبدیل کند، احتمالاً افراد زیادی خانۀ غیر مسکونی خود را به زیر قیمت خواهند فروخت تا از شرّ آن خلاص شوند. ولی با پول حاصل از فروش چه خواهند کرد؟ طبعاً به بازارهای دیگر هجوم میبرند: ارز، طلا، خودرو، و زمین ساخته نشده که مالیات ندارد. افزایش قیمت زمین بار دیگر به افزایش بیشتر قیمت مسکن می انجامد. این عفونی کردن مالی یک زخم پولی است.
مقاومت و مسئولیت مدنی هرکسی مخصوص به خود او و جایگاهی است که در جامعه دارد. مسئولیت مدنی یک اقتصاددان هم میتواند خودداری از پیشنهاداتی باشد که به این توهّم سیاستمدار دامن میزنند: با حفظ همین شرایط موجود، بدون اصلاحات سیاسی، بدون بهبود در روابط خارجی و بدون اصلاحات پولی و بانکی، میتوان جلو خرابتر شدن اوضاع را گرفت.
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
Forwarded from ایلدا
🔊موسسه فرهنگی هنری تربیت اقتصاد حکیم(#مفتاح) برگزار می کند:
#پیش_ثبت_نام کارگاه #تربیت_مربی_اقتصاد (#کودک و #نوجوان )
مدرس: #دکتر_مهدی_طغیانی
📝همراه با ارائه ی #گواهی_معتبر در پایان دوره
#با_تخفیف_ویژه_برای_دانشجویان😍
#پیش_ثبت_نام کارگاه #تربیت_مربی_اقتصاد (#کودک و #نوجوان )
مدرس: #دکتر_مهدی_طغیانی
📝همراه با ارائه ی #گواهی_معتبر در پایان دوره
#با_تخفیف_ویژه_برای_دانشجویان😍
Forwarded from Hossein
Forwarded from پژوهشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان
با سلام
کارگاه یک روزه
«اقتصاد سنجی توسعه»
با ارائه جناب آقای دکتر مختاری دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر توسعه در دانشگاه زوریخ با همکاری پژوهشکده اقتصاد برگزار میگردد.
📆 زمان هفته اول مرداد ماه
🏢 مکان دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان
💲هزینه تقریبی کارگاه : ۶۰ الی۱۰۰ هزار تومان
❗️دانشجویان علاقمند جهت ثبت نام، نام و نام خانوادگی بهمراه کد دانشجویی و شماره تماس خود را به آیدی زیر در تلگرام بفرستند یا به شماره ذیل پیامک کنند.
زمان و هزینه دقیق کارگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.
@faridkazemi73
09923318566
✅پژوهشکده اقتصاد
@academyofeconomics
کارگاه یک روزه
«اقتصاد سنجی توسعه»
با ارائه جناب آقای دکتر مختاری دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر توسعه در دانشگاه زوریخ با همکاری پژوهشکده اقتصاد برگزار میگردد.
📆 زمان هفته اول مرداد ماه
🏢 مکان دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان
💲هزینه تقریبی کارگاه : ۶۰ الی۱۰۰ هزار تومان
❗️دانشجویان علاقمند جهت ثبت نام، نام و نام خانوادگی بهمراه کد دانشجویی و شماره تماس خود را به آیدی زیر در تلگرام بفرستند یا به شماره ذیل پیامک کنند.
زمان و هزینه دقیق کارگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.
@faridkazemi73
09923318566
✅پژوهشکده اقتصاد
@academyofeconomics
Forwarded from پژوهشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان
سیلابس کارگاه در فایل زیر ارائه شده است.
Forwarded from سیگنال آزادی
📌 فوبیای شوک درمانی
🎯 @Signal99
🌀 فرض کنید در کشوری زندگی می کنید که ساختار ناکارآمد اقتصاد منجر به بحران شده است. دولت بیشتر از آنچه دارد خرج می کند. هزینه بالای دولت برای پرداخت حقوق کارمندانش، یارانه به کالاهای اساسی، و هزینه برنامه های رفاهی منجر به کسری بودجه شدید و استقراض دائم گشته است. این بحران بدهی انباشته راهی جز انتشار روزافزون پول و نتیجتا ابرتورم ندارد. هر روز که از خواب برمیخیزید نمی دانید ارزش حقوق تان چقدر است. قیمت ها دیگر معنایی ندارند. و اینها همه عواقب وخیمی برای فقرا و همینطور کارایی اقتصادی دارد.
🌀 وقتی مردم تورم شدید کنونی را ببینند، تورم در آینده را نیز انتظار می کشند بنابراین اقدام به خرید پیش پیش کالاها می کنند تا بعدا مجبور به پرداخت قیمت بالاتر نشوند. اما این افزایش تقاضا باعث تشدید تورم شده، درعین حال فشار دولت بر تجار برای کنترل قیمت، به کمبود کالاها در بازار و فروشگاه ها می انجامد. تورم باعث سقوط ارزش پس اندازهای مردم می شود که در این جریان افراد پیرتر بیشترین آسیب را میبینند.
🌀 در چنین شرایطی اداره مملکت ممکن نیست . کشور در بن بست سیاسی، اقتصادی و فساد اقتصاد برنامه ریزی شده گرفتار شده است. وضعیت مشابه این است که بیماری بشدت مریض دارید که درحال مرگ است. یا باید غده سرطانی را جراحی کرده و بیرون آورید، یا جلوی گسترش عفونت را بگیرید. بنابراین اصلاحات باید درست و یکباره اجرا شوند چون بعد از هر شکست هزینه سیاسی اجتماعی اصلاحات بسیار بالا می رود زیرا اعتماد عمومی فرسوده شده است. اگر سیاست گذار نتواند به وعده های خود مثلا در کنترل کسری بودجه و کاهش نقدینگی در جهت کنترل تورم عمل کند، مردم در مراحل بعدی نیز به او اعتماد نکرده و امکان پشتیبانی سیاسی از هرگونه برنامه اصلاحی از بین می رود.
🌀 بدلیل ماهیت نسبتا پیچیده مباحث اقتصادی و عدم آشنایی افکار عمومی، شوک درمانی در رسانه ها و کلام سیاستمداران گاها بشکلی غیرتخصصی و همراه با داستان سرایی مطرح شده است. از جمله کتاب دکترین شوک از نائومی کلاین (ایشان تخصصی در اقتصاد ندارند) با مخلوط کردن بریده هایی از روانشناسی، سیاست و تاریخ تلاش میکند سیاست های اقتصادی مانند شوک درمانی را در راستای تئوری توطئه ای عوام پسند تصویر کند. ازین منظر وضعیت اضطراری کشورهایی که در نهایت به شوک درمانی روی آوردند، و موفقیت و شکست شان در سایه تعصبات و ناآگاهی نویسنده بشکل ادعاهای کاملا ساختگی و بازی با آمار به خوانندگان ارائه شده است و پیچیدگی ها و مشکلات پیش روی توسعه با توجه به علم اقتصاد کاملا ندیده گرفته شد.
🌀 شوک درمانی قرار است بستر لازم برای بهبود آرام رشد اقتصادی و استاندارد زندگی را در طول دهه های بعدی امکان پذیر کند. بنابراین عبارت شوک درمانی از این جهت گمراه کننده است زیرا عملا هیچ راهی برای رونق اقتصادی سریع و شوک آمیز یک کشور وجود ندارد. این صرفا شانسی به بیمار برای آغازی دوباره است. سیاست های اصلاحی نمی توانند به سرعت استاندارد زندگی در کشور را افزایش دهند بلکه این امر نیازمند تولد و توسعه میلیون ها بیزینس و سرمایه گذاری های جدید در طول سالیان سال است. طبیعتا موفقیت سیاست های اقتصادی مشابه در نهایت به نحوه اجرا و پیگیری آن در طی سالیان بعدی وابسته خواهد بود. مطالعه متن کامل مقاله
🔖کانال سیگنال
🎯 @signal99
🎯 @Signal99
🌀 فرض کنید در کشوری زندگی می کنید که ساختار ناکارآمد اقتصاد منجر به بحران شده است. دولت بیشتر از آنچه دارد خرج می کند. هزینه بالای دولت برای پرداخت حقوق کارمندانش، یارانه به کالاهای اساسی، و هزینه برنامه های رفاهی منجر به کسری بودجه شدید و استقراض دائم گشته است. این بحران بدهی انباشته راهی جز انتشار روزافزون پول و نتیجتا ابرتورم ندارد. هر روز که از خواب برمیخیزید نمی دانید ارزش حقوق تان چقدر است. قیمت ها دیگر معنایی ندارند. و اینها همه عواقب وخیمی برای فقرا و همینطور کارایی اقتصادی دارد.
🌀 وقتی مردم تورم شدید کنونی را ببینند، تورم در آینده را نیز انتظار می کشند بنابراین اقدام به خرید پیش پیش کالاها می کنند تا بعدا مجبور به پرداخت قیمت بالاتر نشوند. اما این افزایش تقاضا باعث تشدید تورم شده، درعین حال فشار دولت بر تجار برای کنترل قیمت، به کمبود کالاها در بازار و فروشگاه ها می انجامد. تورم باعث سقوط ارزش پس اندازهای مردم می شود که در این جریان افراد پیرتر بیشترین آسیب را میبینند.
🌀 در چنین شرایطی اداره مملکت ممکن نیست . کشور در بن بست سیاسی، اقتصادی و فساد اقتصاد برنامه ریزی شده گرفتار شده است. وضعیت مشابه این است که بیماری بشدت مریض دارید که درحال مرگ است. یا باید غده سرطانی را جراحی کرده و بیرون آورید، یا جلوی گسترش عفونت را بگیرید. بنابراین اصلاحات باید درست و یکباره اجرا شوند چون بعد از هر شکست هزینه سیاسی اجتماعی اصلاحات بسیار بالا می رود زیرا اعتماد عمومی فرسوده شده است. اگر سیاست گذار نتواند به وعده های خود مثلا در کنترل کسری بودجه و کاهش نقدینگی در جهت کنترل تورم عمل کند، مردم در مراحل بعدی نیز به او اعتماد نکرده و امکان پشتیبانی سیاسی از هرگونه برنامه اصلاحی از بین می رود.
🌀 بدلیل ماهیت نسبتا پیچیده مباحث اقتصادی و عدم آشنایی افکار عمومی، شوک درمانی در رسانه ها و کلام سیاستمداران گاها بشکلی غیرتخصصی و همراه با داستان سرایی مطرح شده است. از جمله کتاب دکترین شوک از نائومی کلاین (ایشان تخصصی در اقتصاد ندارند) با مخلوط کردن بریده هایی از روانشناسی، سیاست و تاریخ تلاش میکند سیاست های اقتصادی مانند شوک درمانی را در راستای تئوری توطئه ای عوام پسند تصویر کند. ازین منظر وضعیت اضطراری کشورهایی که در نهایت به شوک درمانی روی آوردند، و موفقیت و شکست شان در سایه تعصبات و ناآگاهی نویسنده بشکل ادعاهای کاملا ساختگی و بازی با آمار به خوانندگان ارائه شده است و پیچیدگی ها و مشکلات پیش روی توسعه با توجه به علم اقتصاد کاملا ندیده گرفته شد.
🌀 شوک درمانی قرار است بستر لازم برای بهبود آرام رشد اقتصادی و استاندارد زندگی را در طول دهه های بعدی امکان پذیر کند. بنابراین عبارت شوک درمانی از این جهت گمراه کننده است زیرا عملا هیچ راهی برای رونق اقتصادی سریع و شوک آمیز یک کشور وجود ندارد. این صرفا شانسی به بیمار برای آغازی دوباره است. سیاست های اصلاحی نمی توانند به سرعت استاندارد زندگی در کشور را افزایش دهند بلکه این امر نیازمند تولد و توسعه میلیون ها بیزینس و سرمایه گذاری های جدید در طول سالیان سال است. طبیعتا موفقیت سیاست های اقتصادی مشابه در نهایت به نحوه اجرا و پیگیری آن در طی سالیان بعدی وابسته خواهد بود. مطالعه متن کامل مقاله
🔖کانال سیگنال
🎯 @signal99
Forwarded from خانه حکمت
🍃 دوره آموزشی #فلسفه_علوم_اجتماعی
🌺 با تدریس دکتر #سید_علی_کلانتری (دکتری فلسفه تحلیلی از دانشگاه بیرمنگام و دکتری فلسفه علم از دانشگاه وارویک و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)
📆 شنبه ها 🕙 ساعت 10
◀️ شروع دوره از 22 تیرماه
☎️ شماره تماس جهت ثبت نام: 09367942387
#خانه_حکمت
@khanehekmat
🌺 با تدریس دکتر #سید_علی_کلانتری (دکتری فلسفه تحلیلی از دانشگاه بیرمنگام و دکتری فلسفه علم از دانشگاه وارویک و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)
📆 شنبه ها 🕙 ساعت 10
◀️ شروع دوره از 22 تیرماه
☎️ شماره تماس جهت ثبت نام: 09367942387
#خانه_حکمت
@khanehekmat
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
🗽در دانشکده های اقتصاد چه خبر است(۱)؟
در ایام اعلام نتایج آزمون ارشد، در رابطه با تحصیلات تکمیلی رشته اقتصاد در دانشگاه های ایران نکات مهم و در خور توجهی وجود دارد که به اختصار به آن اشاره خواهم کرد. روشن است که از نمودهایِ عقب ماندگی فعلی ایران می توان به ساختار آموزش ابتدایی،متوسطه،عالی و تکمیلی آن در علوم مختلف اشاره کرد. اینکه نهاد دولت بر تمام بخش ها تسلط کامل دارد و از صفر تا صد ساختار آموزشیِ کشور را با دُز بالایِ ایدئولوژی تعیین می کند. البته این بحث هم گستردگی خاصی دارد و هم تاریخ قابل تاملی که از حوصله این متن خارج است.
در ایران آنکه در رابطه با تمام مسائل آموزش عالی تصمیم می گیرد و آن را بشکل بخشنامه اعمال می کند، دولت است. در حقیقت دولت علاوه بر مداخله مداوم در بازار، اربابِ آموزش عالی نیز است. در سرفصل های ابلاغی رشته اقتصاد اهدافی مانند "خودکفایی، تثبیت قیمتها و تامین اشتغال" را ذکر نموده و از فارغ التحصیلان اقتصاد می خواهد به کمکِ دولت بیایند و مشاوره بدهند.
در بخش ایدئولوژیک، شما با ساخت رشته هایی مانند "بانکداری اسلامی، اقتصاد اسلامی و اقتصاد مالیِ اسلامی" مواجه اید که در دانشکده های اقتصاد خصوصاً دانشگاه خوارزمی کرج تدریس میشود. در سایر گرایش ها نیز چند واحدی گنجانده شده که اجباراً و اختیاراً باید گذرانده شود. اینکه چنین گرایشاتی چه نسبتی با مکاتب اقتصادی دارد و چگونه ناگهان سربرآورده اند و یا در واقعیت اجرایی کشور چه نمود و اثری داشته اند، مجالی دیگر می طلبد و البته قابل بررسی است.ظرفیت پذیرش در این گرایشاتِ دستوری و ایدئولوژیک، بالاست و تقریباً بخش زیادی از جذب دانشجو در دانشگاه پیام نور و غیرانتفاعی های تحت نظارت دولت را هم دربرمی گیرد. بدیهی است که این رویکرد منجر به این میشود که علم اقتصاد که باید جوینده حقیقت باشد و مبتنی بر تئوری، تحقیق و تدقیق کند به بیراهه کشانده شده و توجیه گر وضع کنونی شود.
در جریان اصلی دانشکده های اقتصاد نیز شما با گرایشاتی مانند "توسعه و برنامه ریزی، برنامه ریزی سیستم های اقتصادی و اقتصاد انرژی" مواجه اید. البته گرایشات دیگری مانند شهری، محیط زیست و هنر نیز وجود دارد که به نظر نگارنده عمدتاً مبتنی بر بخشنامه های دولتی است.
بدیهی است که در دانشکده های اقتصاد ایران تنها اقتصاد کینزی آموزش داده میشود. اقتصادی که چند دهه است در دنیای واقعی خصوصاً از دهه هفتاد میلادی از اعتبار افتاده اما همچنان در ایران، نقل محفل باقی مانده است. نه در مقطع کارشناسی رویکردی نقادانه به اصول اقتصاد کنیزی و نتایج آن وجود دارد و نه در تحصیلات تکمیلی. تنها آموزش صفحات قدیمی و جزوه های رنگ و رو رفته تکرار میشود. در فضای آموزشی-پژوهشی دانشکده ها نیز غلبه عوامل دولتی را شاهدید و یا استادانی که فقط کینز را مرشد خود می دانند و با برنامه ریزی مرکزی خو گرفته اند. در واقع، آزادی که لازمه یک فضای علمی و دانشگاهی است عملاً وجود ندارد و شما بعنوان یک دانشجویِ رادیکال یا با دولت طرفید یا با استاد!
@whynationsfail2019
در ایام اعلام نتایج آزمون ارشد، در رابطه با تحصیلات تکمیلی رشته اقتصاد در دانشگاه های ایران نکات مهم و در خور توجهی وجود دارد که به اختصار به آن اشاره خواهم کرد. روشن است که از نمودهایِ عقب ماندگی فعلی ایران می توان به ساختار آموزش ابتدایی،متوسطه،عالی و تکمیلی آن در علوم مختلف اشاره کرد. اینکه نهاد دولت بر تمام بخش ها تسلط کامل دارد و از صفر تا صد ساختار آموزشیِ کشور را با دُز بالایِ ایدئولوژی تعیین می کند. البته این بحث هم گستردگی خاصی دارد و هم تاریخ قابل تاملی که از حوصله این متن خارج است.
در ایران آنکه در رابطه با تمام مسائل آموزش عالی تصمیم می گیرد و آن را بشکل بخشنامه اعمال می کند، دولت است. در حقیقت دولت علاوه بر مداخله مداوم در بازار، اربابِ آموزش عالی نیز است. در سرفصل های ابلاغی رشته اقتصاد اهدافی مانند "خودکفایی، تثبیت قیمتها و تامین اشتغال" را ذکر نموده و از فارغ التحصیلان اقتصاد می خواهد به کمکِ دولت بیایند و مشاوره بدهند.
در بخش ایدئولوژیک، شما با ساخت رشته هایی مانند "بانکداری اسلامی، اقتصاد اسلامی و اقتصاد مالیِ اسلامی" مواجه اید که در دانشکده های اقتصاد خصوصاً دانشگاه خوارزمی کرج تدریس میشود. در سایر گرایش ها نیز چند واحدی گنجانده شده که اجباراً و اختیاراً باید گذرانده شود. اینکه چنین گرایشاتی چه نسبتی با مکاتب اقتصادی دارد و چگونه ناگهان سربرآورده اند و یا در واقعیت اجرایی کشور چه نمود و اثری داشته اند، مجالی دیگر می طلبد و البته قابل بررسی است.ظرفیت پذیرش در این گرایشاتِ دستوری و ایدئولوژیک، بالاست و تقریباً بخش زیادی از جذب دانشجو در دانشگاه پیام نور و غیرانتفاعی های تحت نظارت دولت را هم دربرمی گیرد. بدیهی است که این رویکرد منجر به این میشود که علم اقتصاد که باید جوینده حقیقت باشد و مبتنی بر تئوری، تحقیق و تدقیق کند به بیراهه کشانده شده و توجیه گر وضع کنونی شود.
در جریان اصلی دانشکده های اقتصاد نیز شما با گرایشاتی مانند "توسعه و برنامه ریزی، برنامه ریزی سیستم های اقتصادی و اقتصاد انرژی" مواجه اید. البته گرایشات دیگری مانند شهری، محیط زیست و هنر نیز وجود دارد که به نظر نگارنده عمدتاً مبتنی بر بخشنامه های دولتی است.
بدیهی است که در دانشکده های اقتصاد ایران تنها اقتصاد کینزی آموزش داده میشود. اقتصادی که چند دهه است در دنیای واقعی خصوصاً از دهه هفتاد میلادی از اعتبار افتاده اما همچنان در ایران، نقل محفل باقی مانده است. نه در مقطع کارشناسی رویکردی نقادانه به اصول اقتصاد کنیزی و نتایج آن وجود دارد و نه در تحصیلات تکمیلی. تنها آموزش صفحات قدیمی و جزوه های رنگ و رو رفته تکرار میشود. در فضای آموزشی-پژوهشی دانشکده ها نیز غلبه عوامل دولتی را شاهدید و یا استادانی که فقط کینز را مرشد خود می دانند و با برنامه ریزی مرکزی خو گرفته اند. در واقع، آزادی که لازمه یک فضای علمی و دانشگاهی است عملاً وجود ندارد و شما بعنوان یک دانشجویِ رادیکال یا با دولت طرفید یا با استاد!
@whynationsfail2019