Forwarded from عکس نگار
از نظر ظاهر ، مردی عادی است ، اما کافی است به گفته هایش گوش بدهی تا مجذوب اراده آهنین ، جاذبه ی قوی ، صلابت فکر و دور اندیشی پیامبرانه او بشوی ...
هنگامی که از او جدا شدیم اشک در چشمان مادرم حلقه زده بود و چند بار گفت : « این مرد را خدا برای ما فرستاده . » ...
( توصیفی از #آدولف_هیتلر )
برگرفته از کتاب #دوست_باز_یافته
نشر #ماهی
نویسنده : #فرد_اولدمن
SA https://t.me/TwoSomeChat
هنگامی که از او جدا شدیم اشک در چشمان مادرم حلقه زده بود و چند بار گفت : « این مرد را خدا برای ما فرستاده . » ...
( توصیفی از #آدولف_هیتلر )
برگرفته از کتاب #دوست_باز_یافته
نشر #ماهی
نویسنده : #فرد_اولدمن
SA https://t.me/TwoSomeChat
#تقدیم به تمام کسانی که به ظاهر دوستند و به باطن...👇
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
پشت سر حرف زدی زخم زدی لال شدم
نقل حرف همه و سوژه ی اطفال شدم
دوستانم همگی دشمن خونی شده اند
گرچه از رفتنشان ساکت و خوشحال شدم
به گناهی که نکردم سنگسارم کردند
مثل تازاندن یک اسب لگد مال شدم
یک فلسطین ضعیفم که پس از رفتن تو
غزه را دادم و در جنگ تو اشغال شدم
گرچه عادت شده از درد نخابیدن ها
از همان کودکی یک مرد میانسال شدم
ایستادم جلوی تهمت و بدنامی ها
الفی بودم و با رفتن تو دال شدم
درس عبرت شده ای خاطره ی تلخ از عشق...
بین صد خاطره ات بغض شدم چال شدم...
#حسام_تابش
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
@TwoSomeChat
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
پشت سر حرف زدی زخم زدی لال شدم
نقل حرف همه و سوژه ی اطفال شدم
دوستانم همگی دشمن خونی شده اند
گرچه از رفتنشان ساکت و خوشحال شدم
به گناهی که نکردم سنگسارم کردند
مثل تازاندن یک اسب لگد مال شدم
یک فلسطین ضعیفم که پس از رفتن تو
غزه را دادم و در جنگ تو اشغال شدم
گرچه عادت شده از درد نخابیدن ها
از همان کودکی یک مرد میانسال شدم
ایستادم جلوی تهمت و بدنامی ها
الفی بودم و با رفتن تو دال شدم
درس عبرت شده ای خاطره ی تلخ از عشق...
بین صد خاطره ات بغض شدم چال شدم...
#حسام_تابش
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
@TwoSomeChat
ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﺮﺩ ﻛﻪ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ.…
ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ ﯾک ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ!
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪ…
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﯾک ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﺋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥﻛﺎﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ از گرفتن پول امتناع کرد و ﻣﺎﺟﺮﺍی نذرش ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ.…
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾک ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﯾک ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﯾﻚ گلﻓﺮﻭﺵ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ…
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾﻚ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﯾﻚ تاجر ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ…
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ…!
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﻨﻈﺮﻩﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ؟
ﻓﻜﺮ ﻛﻨﯿﺪ!
ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺻﻒ ﻛﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻏﺮ ﻣﯽﺯﺩند که این چرا دیر کرد..!؟😐😐😐
@TwoSomeChat
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ.…
ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ ﯾک ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ!
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪ…
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﯾک ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﺋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥﻛﺎﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ از گرفتن پول امتناع کرد و ﻣﺎﺟﺮﺍی نذرش ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ.…
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾک ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﯾک ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﯾﻚ گلﻓﺮﻭﺵ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ…
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﯾﻚ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾک ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﯾﻚ تاجر ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ…
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ…!
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﻨﻈﺮﻩﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ؟
ﻓﻜﺮ ﻛﻨﯿﺪ!
ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺻﻒ ﻛﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻏﺮ ﻣﯽﺯﺩند که این چرا دیر کرد..!؟😐😐😐
@TwoSomeChat
قول دادم که عاشقت باشم
قول دادی که زود برگردی
آه یک سال با جنون سر شد...
بی من اما چگونه سرکردی؟
#نگار_بانو
@TwoSomeChat
@negaarbanoo
قول دادی که زود برگردی
آه یک سال با جنون سر شد...
بی من اما چگونه سرکردی؟
#نگار_بانو
@TwoSomeChat
@negaarbanoo
مثل «داش آکل» که برق چشم یک دختر به بادش داده باشد
مثل یک «فرمان» که نارو خوردن از «قیصر» به بادش داده باشد ـ
ـ بغض دارم؛ بغض، چون مردی که بی رحمانه ترکش کرده باشی
بدتر از آن، مثل فرزندی که یک مادر به بادش داده باشد
بغض دارم؛ بغض از تصویر دنیایی که بی تو جای من نیست
بغض دارم؛ مثل یک «باور» که یک «یاور» به بادش داده باشد
مثل «دارا» یی که «اسکندر» شکارش کرده باشد درد دارد
پشت سالاری که دست غدر همسنگر به بادش داده باشد
حال من؟؟؟: حالِِ غرورِ شاعرِ فحلی که شاگردِ عزیزش
با سرآمد خواندنِ یک شاعرِ دیگر به بادش داده باشد
شانه ام هم وزنِ نامِ خانه ام ویران و رنج آجین و زخمی است
مثل یک کشور که ظلم حاکمی خودسر به بادش داده باشد
شرمگاه مرده برمی خیزد؛ امّا برنخواهد خاست هرگز
پشتِ گرمی که خیانت دیدن از همسر به بادش داده باشد
حسِّ مافوقِ به سربازان خیانت کرده حسّ دردناکی است
مثل ایمانی که کفرِ شخصِ پیغمبر به بادش داده باشد
بغض دارم؛ بغض، هم سنگِ «برادرخوانده» یِ خودخوانده ای که
نارفیقی، تحتِ نامِ نامیِ «خواهر» به بادش داده باشد
شکّ ندارم که تو برمی گردی؛ امّا بر نخواهد گشت دیگر
حرمتِ شعری که مدحِ یک ستم پرور به بادش داده باشد
شانه یعنی مار؟؟ ...یا نه! مار یعنی شانه؟؟... تعبیر دقیقش ؟؟؟
- شانه، یعنی هرچه یک هم گریه با خنجر به بادش داده باشد
#علی_اکبر_یاغی_تبار
@TwoSomeChat
مثل یک «فرمان» که نارو خوردن از «قیصر» به بادش داده باشد ـ
ـ بغض دارم؛ بغض، چون مردی که بی رحمانه ترکش کرده باشی
بدتر از آن، مثل فرزندی که یک مادر به بادش داده باشد
بغض دارم؛ بغض از تصویر دنیایی که بی تو جای من نیست
بغض دارم؛ مثل یک «باور» که یک «یاور» به بادش داده باشد
مثل «دارا» یی که «اسکندر» شکارش کرده باشد درد دارد
پشت سالاری که دست غدر همسنگر به بادش داده باشد
حال من؟؟؟: حالِِ غرورِ شاعرِ فحلی که شاگردِ عزیزش
با سرآمد خواندنِ یک شاعرِ دیگر به بادش داده باشد
شانه ام هم وزنِ نامِ خانه ام ویران و رنج آجین و زخمی است
مثل یک کشور که ظلم حاکمی خودسر به بادش داده باشد
شرمگاه مرده برمی خیزد؛ امّا برنخواهد خاست هرگز
پشتِ گرمی که خیانت دیدن از همسر به بادش داده باشد
حسِّ مافوقِ به سربازان خیانت کرده حسّ دردناکی است
مثل ایمانی که کفرِ شخصِ پیغمبر به بادش داده باشد
بغض دارم؛ بغض، هم سنگِ «برادرخوانده» یِ خودخوانده ای که
نارفیقی، تحتِ نامِ نامیِ «خواهر» به بادش داده باشد
شکّ ندارم که تو برمی گردی؛ امّا بر نخواهد گشت دیگر
حرمتِ شعری که مدحِ یک ستم پرور به بادش داده باشد
شانه یعنی مار؟؟ ...یا نه! مار یعنی شانه؟؟... تعبیر دقیقش ؟؟؟
- شانه، یعنی هرچه یک هم گریه با خنجر به بادش داده باشد
#علی_اکبر_یاغی_تبار
@TwoSomeChat
موهاى مشكىِ بلندَت ،
چشمانِ پُر از حرفَت ،
لبخندَت آخ لبخندَت ...
همين كافيست بانو !
ايمان آوَردَم
#علي_قاضي_نظام
SA @TwoSomeChat
چشمانِ پُر از حرفَت ،
لبخندَت آخ لبخندَت ...
همين كافيست بانو !
ايمان آوَردَم
#علي_قاضي_نظام
SA @TwoSomeChat
خوبی و دلبری و حسن ، حسابی دارد !
بی حساب از چه سبب این همه زیبا شده ای ؟
#شهریار
عکس : ملکه ثریا ...
SA @TwoSomeChat
بی حساب از چه سبب این همه زیبا شده ای ؟
#شهریار
عکس : ملکه ثریا ...
SA @TwoSomeChat
قیامت قامت ای قامت قیامت
قیامت کرده ای زین قد و قامت
موذن گر ببیند قامتت را
به قد قامت بماند تا قیامت
#میر_متین_رضوی
عکس : ملکه ثریا ...
SA @TwoSomeChat
قیامت کرده ای زین قد و قامت
موذن گر ببیند قامتت را
به قد قامت بماند تا قیامت
#میر_متین_رضوی
عکس : ملکه ثریا ...
SA @TwoSomeChat
با درود ...
تسلیت عرض می کنیم به خاطر فرو ریختن ساختمان پلاسکوی تهران و کشته و زخمی شدن تعدادی از هم وطنان به خصوص آتش نشانان زحمت کش کشورمان را ، امیدواریم روحشان قرین رحمت خدای مهربان قرار گیرد ...
روحشان شاد و یادشان گرامی باد ...
SA @TwoSomeChat
تسلیت عرض می کنیم به خاطر فرو ریختن ساختمان پلاسکوی تهران و کشته و زخمی شدن تعدادی از هم وطنان به خصوص آتش نشانان زحمت کش کشورمان را ، امیدواریم روحشان قرین رحمت خدای مهربان قرار گیرد ...
روحشان شاد و یادشان گرامی باد ...
SA @TwoSomeChat
شما سوختيد ،
تا ما نسوزيم ...
ما فيلم گرفتيم ،
ما سلفى گرفتيم ،
تا با مردانگىِ شما پُز بدهيم ...
ما را ببخشيد
ما را كه " مَرد " نبوديم
#علي_قاضي_نظام
SA @TwoSomeChat
تا ما نسوزيم ...
ما فيلم گرفتيم ،
ما سلفى گرفتيم ،
تا با مردانگىِ شما پُز بدهيم ...
ما را ببخشيد
ما را كه " مَرد " نبوديم
#علي_قاضي_نظام
SA @TwoSomeChat