Forwarded from اوجان
پدرانشان را میبینی ، کوه
مادرانشان ، شیر
چه رشادتهایی که حاصل شد...
• اوجان
مادرانشان ، شیر
چه رشادتهایی که حاصل شد...
• اوجان
💔5👍2
Parvaneh
Siavash Ghomayshi
نگر تا این شب خونین سحر کرد ..
چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد.!
ز هر خون دلی سروی قد افراشت ..
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت..!
چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد.!
ز هر خون دلی سروی قد افراشت ..
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت..!
🙏شما ارسال کردید
💔2❤1
Forwarded from گپ دو نفره
«مردم هرگز از آزادیهای خود دست نمیکشند، مگر تحت تأثیر نوعی توهم.»
• ادموند برک
https://t.me/TwoSomeChat
• ادموند برک
https://t.me/TwoSomeChat
❤4👍1
زندگی من باید سال ۸۵ تمام میشد ، باقیش دیگه دست و پا زدن الکی بود...
# بیربط
# بیربط
❤3💔3
میروم آرام بگیرم، دوباره یادم میافتد.
میروم بخوابم، دوباره یادم میافتد.
میروم فراموش کنم و چای بنوشم و قدم بزنم و کار کنم و به زندگیام بچسبم، دوباره یادم میافتد...
من از یاد نبرندهترینم!
من یادم نمیرود!
من سوگ را گذاشتهام روی شانههایم
و بغض را گذاشتهام در جیب پیراهنم و خودم را با نحیفترین رشتهها به زندگی متصل نگه داشتهام.
من به ظاهر عادیام، اما کافیست اخمی ببینم و ظلمی متحمل شوم و خراشی بردارم تا تمام زخمهای عمیق دلم به یکباره سر باز کنند و بغض چندین هزار سالهام سرریز شود و زار زار اشک بریزم و فریاد بزنم:
چرا خوب نمیشوم؟ چرا یادم نمیرود!؟
• نرگس صرافیان
https://t.me/TwoSomeChat
میروم بخوابم، دوباره یادم میافتد.
میروم فراموش کنم و چای بنوشم و قدم بزنم و کار کنم و به زندگیام بچسبم، دوباره یادم میافتد...
من از یاد نبرندهترینم!
من یادم نمیرود!
من سوگ را گذاشتهام روی شانههایم
و بغض را گذاشتهام در جیب پیراهنم و خودم را با نحیفترین رشتهها به زندگی متصل نگه داشتهام.
من به ظاهر عادیام، اما کافیست اخمی ببینم و ظلمی متحمل شوم و خراشی بردارم تا تمام زخمهای عمیق دلم به یکباره سر باز کنند و بغض چندین هزار سالهام سرریز شود و زار زار اشک بریزم و فریاد بزنم:
چرا خوب نمیشوم؟ چرا یادم نمیرود!؟
• نرگس صرافیان
https://t.me/TwoSomeChat
💔6