گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
742 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
Maison
Emilio Piano, Lucie
کجا می‌رویم
وقتی دیگر خانه‌ای برایمان نمانده؟
گل‌ها زیر بتن آهن دفن شدن
مامان، به من بگو، کجا می‌رویم؟
آیا روزی واقعاً می‌فهمیم؟
یا تمام عمر فقط تظاهر می‌کنیم؟
قلب کجا می‌رود وقتی گم می‌شود
میان تردیدها و زمستان‌های سرد؟
چرا روزها این‌قدر شبیه هم‌اند؟
آیا آخرش آنچه ساخته‌ایم را می‌بینیم؟
مامان، به من بگو
آن‌سوی طوفان،
عشق هست، عشق، عشق
وقتی آسمان باز می‌شود
همه‌چیز دوباره آرام می‌گیرد
و همه‌چیز خوب می‌شود...


ترجمه‌ی بخشی از ترانه
💔4
حق با خانم هایده بود
- آسمون چه رو سیاهی...
💔3
خواب و بیداری‌مان ، یکیست...
👍3
Forwarded from "ت‌ُ"
زنان ذاتا شادند، آنها را دو چیز غمگین میکند؛
مردی که دوستش دارند و وطن…


@helenrahmani_lyric
2
- جوری که هر دفعه مذاکرات پیش میره:

گرگم و گله می‌برم
چوپون دارم نمی‌ذارم
دندون من تیزتره
دمبه‌ی من لذیذتره
من می‌برم خوب خوبشو
من نمی‌دم بد بدشو
خونه‌ی خاله کدوم وره؟
از این وره و از اون وره
از این وره و از اون وره...


شاید شما بخندید اما تاسف‌باره
👍2
چگونه مرگ بفرسایدت ؟ مگر تو تنی؟
تو جان خالصی و تا همیشه جان تازه است
چنان که ماتم تو ، کهنگی نمی‌گیرد
شرار کینه‌ی ما نیز ، همچنان تازه است

• حسین منزوی


https://t.me/TwoSomeChat
👍2
مادر مرا در سایه‌ی سپیداری هدف قرار دادند .
فرزندی که دلت نمی‌آمد او را ببوسی بر خاک افتاد...

• یوسف حایال اوغلو


https://t.me/TwoSomeChat
💔42
Forwarded from اوجان
اصلا نمیدونم منتظر چی هستم...
👍3💔3
آهان راستی
من ریدم دهن اونی که آهنگ «ما شرقی شادیم» رو خوند.

🔗 رااافائل (@r0f0ell)

📲 @twittervid_bot
👍4
عدالت به دست خود آدمی تحقق می‌یابد

ماریانه باخمایر مادر دختری به نام آنا بود. آنا در کودکی قربانی یک جنایت بسیار سنگین شد و فردی به نام کلاوس گرابوفسکی به عنوان متهم اصلی بازداشت و برای محاکمه به دادگاه آورده شد.
در سال ۱۹۸۱، هنگام برگزاری جلسه‌ی دادگاه و در حضور قاضی و حاضران، ماریانه ناگهان به سمت متهم شلیک کرد و او را کشت. او بلافاصله بدون هیچ مقاومتی دستگیر شد و به‌صراحت گفت که این کار را برای دخترش انجام داده است.
بیانیه‌ ی («این کار را برای تو انجام دادم، آنا» و هفت قلب) نشان‌دهنده‌ی انگیزه‌ی احساسی و مادری او بود ؛ هفت قلب نماد هفت سال زندگی کوتاه دخترش بود.

https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4
چه شجاعت‌هایی ، چه رشادت‌هایی ، چه جوانانی...
💔41
Forwarded from اوجان
■ یک‌ماه منهای صدهزار نفر...
💔6
- من تمام آنانی‌اَم که رفته‌اَند..‌.

• سجاد احمد
ترجمه‌ی سعید هلیچی
💔6
Forwarded from ایران
در چشم‌های ما که بر آنها گریستند

در قلب‌های ما که ز اندوهشان تپید

در گامهای تشنه ما رهسپار چشمه خورشید،

جاوید زنده‌اند

در مرگ زنده‌تر از زندگانی‌اند.


#شاهرخ_مسکوب
💔6
گفتند: چگونه‌ای؟
گفت : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یکی بر تخته‌ایی بمانند؟
گفتند : صعب باشد.
گفت : حال من هم چنین است.

تذکره الاولیا ذکر حسن بصری
👍3
- شعر سرودن پس از اشویتس مصداق بربریت است...

• آدورنو
💔3
...
این وظیفه و افتخار ماست که یادشان را زنده نگه داریم.

🎬 Game Of Thrones
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
6
Forwarded from اوجان
همچنان که از مردمان بسیاری بیزار بود ، بر مزار هم‌نوعانش بوسه می‌زد...

• اوجان
3👍2
استاد : اگر من فقط ناظر سلطان بودم این سخنان بهای زندگیت بود، ولی در این لحظه من معلمم و نه ناظر – پس این نکته را بیاموز که تو را به خاطر خط نگه داشته‌اند نه اندیشه.

شرزین : روز اول قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون بر صفحه جاری شد. پوست کاغذ شکافت؛ خون هزار کس در هر سطر می جوشید.

استاد: آه!

شرزین : هزاران کس که می دانستند جنگ بر سر عقیده نیست، بر سر زور و زن و زر است!


بهرام بیضایی ...طومار شیخ شرزین
.
3