گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
حوّاے دلم ...
هواے دلم ...
حوالیِ دلت ...
عالی ست ...

#صــــــــــوفیا

@Soofi_Ya
SA @TwoSomeChat
عزای عمومی زمانی بود که زنده در گور پیدا شد ، نه زمانی که مُرده در گور شد ...

@Tanz_Andishe
SA @TwoSomeChat
كافيست " اسمَت "
كنارِ " اسمم " باشد
تا كسلىِ پنجشنبه ها ،
نحسىِ جمعه ها ،
از بين برود !
امتحان كنيم ... ؟

#علي_قاضي_نظام

SA @TwoSomeChat
شاعر شدم
که وقتی با موی پریشان ،
در آغوشم پرسه می زنی ،
شعر مردان غریبه را ،
زیر گوشت زمزمه نکنم ...

#علی_سلطانی

SA @TwoSomeChat
اشک هایی که پس از هر شکست می ریزیم ، همان عرقی است که برای پیروزی نریخته ایم ...

#آدولف_هیتلر

SA @TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همفری بوگارت : چشمات اذیتت نمی کنه ؟
لورن باکال : نه !!!!
بوگارت : ولی پدر منو در آورده ...

📽 The Big Sleep ( 1946 )

SA @TwoSomeChat
بی تو هر لحظه مرا
بیم فرو ریختن است ...

#فاضل_نظری

SA @TwoSomeChat
Man Az Khodame
Mahasti
#مهستی
#من_از_خدامه

من از خدامه ... بمونی کنارم ...
من که به جز تو ... کسی رو ندارم ...

SA @TwoSomeChat
ربطی به #چشمان_سیاه او نخواهد داشت
دنیای من از پشت این دیوار روشن نیست
با صد چراغ رابطه من باز تاریکم،
در خانه ام چیزی بجز سیگار روشن نیست!

#آنا_لمسو
@TwoSomeChat
هاوس : اگر هیچ کس ازت متنفر نیست ،
بدون که حداقل داری یک کاری رو اشتباه انجام میدی ...

#دکتر_هاوس
#دیالوگ_های_ماندگار

SA @TwoSomeChat
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردا شنبه است😩😩😩
محدودیت دیدته
نه کشور نه دینته
نه کل سرزمینته

#علی_خدامی ( سورنا )

SA @TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انعكاسِ نورِ خورشيدِ
اولِ صبح در چشمانت
خوشبختي ام را ترسيم مي كند !
چشم باز مي كنى ؟

#علي_قاضي_نظام

@TwoSomeChat
Audio
#ترانه
#فریدون_فرخزاد
متن ترانه در پست بعدی☺️
@TwoSomeChat
متن ترانه با صدای #فریدون_فرخزاد☺️👇

شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی‌جان بود
از بهر آن سیمینبر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش، از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان خفته
طی شد راه دشوار، آخر بر من و یار
با بوسه‌ای گرمی به او دادم
با لبهای چون قند، بر رویم زد لبخند
برد آنهمه رنج و غم از یادم

@TwoSomeChat