نزدیک به پنج ساله که تمام تلاش و انرژیم صرف زنده موندن شده ، صرف اینکه یه روز ، یه شب کار خودم رو تموم نکنم شده...
❤4💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شد
ضجه مغرور تنم ترنم ترانه شد
حماسه زوال من در شب تلخ گم شدن
ضيافت خواب تو را قصه عاشقانه شد
برای رند در به در اين من عاشق سفر
وای كه بی كرانه حصار تو كرانه شد
وای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشق
وای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شد
ای تكيه گاه تو تنم سنگر قلب تو منم
وای كه نيزه تو را سينه من نشانه شد
درخت پير تن من دوباره سبز می شود
كه زخم هر شكست من حضور يک جوانه شد
وای كه در حضور شب در بزم سوت و كور شب
شب كور وحشت تو را قلب من آشيانه شد
وای كه آبروی تو مرد اناالحق گوی تو
بر آستان كوی تو جان داد و جاودانه شد
من همه زاری منم زخمی زخمه تنم
برای های های من زخمه تو بهانه شد
درخت پیر تن من دوباره سبز می شود
هرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد
• ایرج جنتی عطایی
ضجه مغرور تنم ترنم ترانه شد
حماسه زوال من در شب تلخ گم شدن
ضيافت خواب تو را قصه عاشقانه شد
برای رند در به در اين من عاشق سفر
وای كه بی كرانه حصار تو كرانه شد
وای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشق
وای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شد
ای تكيه گاه تو تنم سنگر قلب تو منم
وای كه نيزه تو را سينه من نشانه شد
درخت پير تن من دوباره سبز می شود
كه زخم هر شكست من حضور يک جوانه شد
وای كه در حضور شب در بزم سوت و كور شب
شب كور وحشت تو را قلب من آشيانه شد
وای كه آبروی تو مرد اناالحق گوی تو
بر آستان كوی تو جان داد و جاودانه شد
من همه زاری منم زخمی زخمه تنم
برای های های من زخمه تو بهانه شد
درخت پیر تن من دوباره سبز می شود
هرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد
• ایرج جنتی عطایی
👍3❤1
Asef Aria - Eshghe To Basse Mane (Music ) - آصف آریا - عشق تو بسه…
آصف آریا
---------------------------------
آیا تا به حال کسی را در زندگیتان داشتهاید
که عکسش را باز کرده،
و تا ریزترین جزئیات صورتش را
با دقت نگاه کنید؟
• جمال ثریا
---------------------------------
آیا تا به حال کسی را در زندگیتان داشتهاید
که عکسش را باز کرده،
و تا ریزترین جزئیات صورتش را
با دقت نگاه کنید؟
• جمال ثریا
❤4
Forwarded from دلتنگی های من و تو
جشن خوشی می آورد و شراب سرمستی ، امّا بدون پول هیچ کدام را نمی توانی داشته باشی . / عهد عتیق | جامعه ( ۱۰ - ۱۹ ) ...
👍2
Ahwak ~ UpMusic
Mehdi Yarrahi ~ UpMusic
مهدی یراحی
----------------------------------------
ترجمه:
پر از دردم، اما اشک نمى ریزم
براى حرف زدن با تو به اشکهایم محتاجم
با تو هستم … تو را می خواهم
شوق پرواز دارم اما بالم شکسته
و تنها عشق تو مرهمی ست بر زخمهایم
با تو هستم … تو را می خواهم
عشقی که از تو در سرم هست را هرگز از یاد نخواهم برد
چرا که تو زیباترین درک و احساس منی
جز تو را نمیخواهم … با تو هستم
معنای تو همواره ذهن مرا در مینوردد
همچون میلاد ترانهای موّاج بر لب «هور»
با تو هستم …. تو را می خواهم
نه شبها چشمانم را می ربایند
و نه فراموشی شکستم می دهد
خاک تو اینگونه عاشقم خواست
و جز تو به هیچ موطنی مشتاق نیستم
بگذار در دنیایت باقی بمانم
هرچند که دنیایی مملو از اندوه است
کاش از نو تو را بیابم و اوهام را فراموش کنم
ای که عشقت بر روحم خیمه زده
و هرگز گذر روزگار آن را محو نخواهد کرد
فرداست که با ابرها ترانه بخوانیم
و روزگارِ تلخ غربت تمام شود
عمر و جانم را نذر چشمانت کردهام
و مرگ را تنها در آغوش تو مى خواهم
----------------------------------------
ترجمه:
پر از دردم، اما اشک نمى ریزم
براى حرف زدن با تو به اشکهایم محتاجم
با تو هستم … تو را می خواهم
شوق پرواز دارم اما بالم شکسته
و تنها عشق تو مرهمی ست بر زخمهایم
با تو هستم … تو را می خواهم
عشقی که از تو در سرم هست را هرگز از یاد نخواهم برد
چرا که تو زیباترین درک و احساس منی
جز تو را نمیخواهم … با تو هستم
معنای تو همواره ذهن مرا در مینوردد
همچون میلاد ترانهای موّاج بر لب «هور»
با تو هستم …. تو را می خواهم
نه شبها چشمانم را می ربایند
و نه فراموشی شکستم می دهد
خاک تو اینگونه عاشقم خواست
و جز تو به هیچ موطنی مشتاق نیستم
بگذار در دنیایت باقی بمانم
هرچند که دنیایی مملو از اندوه است
کاش از نو تو را بیابم و اوهام را فراموش کنم
ای که عشقت بر روحم خیمه زده
و هرگز گذر روزگار آن را محو نخواهد کرد
فرداست که با ابرها ترانه بخوانیم
و روزگارِ تلخ غربت تمام شود
عمر و جانم را نذر چشمانت کردهام
و مرگ را تنها در آغوش تو مى خواهم
❤3
.
نشد بنویسمت ماه زلالاندام شیرینتن!
نشد بنویسمت ای خوب آتشدرجهانافکن!
چه با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی
همان کردی تو با خاک دل آتشبهجان من
چنان وحشی شدند انگار مدتهای بسیاری است
سر یاغیکشی دارند آن چشمان ببراوژن
مسیحای مؤنث خانهات آباد و جانت شاد!
شد این طبع سترون با دم گرم تو آبستن
تو را تا دید و از قدیسی روح تو تا نوشید
به پاکی روی کرد این صوفی پیش از تو تردامن
مسوزان آسمان و خاک را با برق چشمانت
مکن قربان موزونیّت قدّت مکن لطفاً!
چه کم داری تو از پیغمبران ای معجز شیرین
که باغی گلبهدامن ساختی از دشت پیراهن؟
بتاب ای اوج نورانیت قدسی بتاب از نو
بتاب و حرمت خورشید عالمتاب را بشکن!
فروشد یا فراشد هر دوان خبط است دور از تو
چه فرقی میکند بی تو فرارفتن فرو رفتن؟
بنامیزد! لوندیهای چشمانی که من دیدم
زبان عالمی را کرده است از بیخ و بن الکن
به پایان آمد این شرح جنون؛ اما هزار افسوس
نشد بنویسمت ماه زلالاندام شیرینتن!
• علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
نشد بنویسمت ماه زلالاندام شیرینتن!
نشد بنویسمت ای خوب آتشدرجهانافکن!
چه با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی
همان کردی تو با خاک دل آتشبهجان من
چنان وحشی شدند انگار مدتهای بسیاری است
سر یاغیکشی دارند آن چشمان ببراوژن
مسیحای مؤنث خانهات آباد و جانت شاد!
شد این طبع سترون با دم گرم تو آبستن
تو را تا دید و از قدیسی روح تو تا نوشید
به پاکی روی کرد این صوفی پیش از تو تردامن
مسوزان آسمان و خاک را با برق چشمانت
مکن قربان موزونیّت قدّت مکن لطفاً!
چه کم داری تو از پیغمبران ای معجز شیرین
که باغی گلبهدامن ساختی از دشت پیراهن؟
بتاب ای اوج نورانیت قدسی بتاب از نو
بتاب و حرمت خورشید عالمتاب را بشکن!
فروشد یا فراشد هر دوان خبط است دور از تو
چه فرقی میکند بی تو فرارفتن فرو رفتن؟
بنامیزد! لوندیهای چشمانی که من دیدم
زبان عالمی را کرده است از بیخ و بن الکن
به پایان آمد این شرح جنون؛ اما هزار افسوس
نشد بنویسمت ماه زلالاندام شیرینتن!
• علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
❤3
Forwarded from دلتنگی های من و تو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیالوگی ماندگار از فیلم سینمایی #مرگ_یزدگرد به کارگردانی #بهرام_بیضایی | #زن ( #سوسن_تسلیمی ) : دشمن #تو ، این سپاه نیست پادشاه . دشمن را تو خود پرورده ای . دشمنِ تو ، پریشانی مردمان است ؛ ور نه از یک مُشتِ ایشان چه می آمد !؟ ...
#دلتنگی_های_من_و_تو ...
@OurGlooms
#دلتنگی_های_من_و_تو ...
@OurGlooms
❤2💔1
من میخواهم زندگیام بگذرد. من زندگی میکنم برای این که زودتر این بار را به مقصد برسانم نه برای این که زندگی را دوست دارم. پرویز حرفهای من نباید تو را ناراحت کند. امشب خیلی دیوانه هستم مدت زیادی گریه کردم، نمیدانم چرا فقط یادم هست که گریه کردم و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم؛ تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند. مثل یک ظرف خالی هستم و توی مردابها دنبال جواهر میگردم پرویز نمیدانم برایت چه بنویسم کاش میتوانستم مثل آدمهای دیگر خودم را در ابتذال زندگی گم کنم. کاش لباس تازه یا یک محیط گرم خانوادگی و یا یک غذای مطبوع میتوانست شادمانی را در لبخند من زنده کند.
• بخشی از نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
زادروزت در آسمانها خجسته فروغ❤️
https://t.me/TwoSomeChat
• بخشی از نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
زادروزت در آسمانها خجسته فروغ❤️
https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤3