این قصه همیشه قهرمان داشت ، نداشت ؟
مداح و گدا و روضهخوان داشت ، نداشت ؟
این قدر نگو کرب و بلا آب نداشت !
ای شیخ ، برای تو که نان داشت ، نداشت ؟
@TwoSomeChat
مداح و گدا و روضهخوان داشت ، نداشت ؟
این قدر نگو کرب و بلا آب نداشت !
ای شیخ ، برای تو که نان داشت ، نداشت ؟
@TwoSomeChat
بر قتل تو ، فقیه دروغین بداد رای
ای کشته شیوخِ مقدس نما ...
#ما_تن_به_ذلت_نخواهیم_داد ...
@TwoSomeChat
ای کشته شیوخِ مقدس نما ...
#ما_تن_به_ذلت_نخواهیم_داد ...
@TwoSomeChat
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
@TwoSomeChat
#بیتا_امیری
شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان👇
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
@TwoSomeChat
#بیتا_امیری
شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان👇